عدل در معارف و سیره نبوی

معناشناسی

معنای لغوی

واژه عدل در لغت در معانی مختلفی به کار رفته است. از جمله: میانه‌روی در امور و ضد جور[۱]، مثل، فدیه[۲]، حکم کردن به حق[۳] و... همچنین کلمه عدل، از واژگان متضاد است و در معانی عدول کردن و شریک قرار دادن نیز به کار می‌رود[۴].

عدالت در لغت، به معنای استواری و استقامت است؛ چنانکه در برخی کتاب‌های لغوی به همین معنا آمده است. ابن اثیر می‌نویسد: هو الذي لا يَمِيلُ به الهوى فيَجورَ في الحكم؛ انسان عادل کسی است که هوای نفس او را از حق روی‌گردان نمی‌کند و او را در داوری به ستم وا نمی‌دارد[۵].[۶]

معنای اصطلاحی

معانی اصطلاحی عدالت چنین‌اند:

  1. عدالت در برابر ستم؛ به معنای رعایت انصاف و ادای حقوق کسانی که شایستگی آن حقوق را دارند.
  2. عدالت در برابر سرکشی و فسق؛ به معنای پرهیز از گناه و به سخن دیگر، رعایت تقوای الهی در ابعاد گوناگون است.
  3. عدالت به معنای وجود ملکه و نیرویی که پرهیز از سرکشی و نابهنجاری را در پی دارد.
  4. عدالت به معنای پرهیز از دروغ‌گویی در نقل روایت و ایجاد انحراف در آن است؛ به عبارت دیگر، پرهیز از آنچه که موجب نپذیرفتن نقل روایت می‌شود[۷].

غزالی می‌نویسد: عدالت؛ عبارت از مستقیم بودن در رفتار و دین است که سرانجام به حالت و نیروی نفسانی باز می‌گردد و آن نیروی نفسانی به گونه‌ای در نفس پا برجا است که تقوا و اطمینان نفسانی را در پی دارد؛ از این رو به گفتار کسی که از خدا ترسی ندارد، اعتمادی نیست[۸].[۹]

مفهوم عدالت در سیره پیامبر(ص)

در سیره پیامبر اکرم، عدالت در وجوه گوناگون فردی و اجتماعی وجود دارد. مفاهیم اصلی برابری و اعطای حقوق که شالوده بحث عدالت به شمار می‌روند، در کلام و مشی پیامبر قابل جست‌وجو است. ایشان در درجه نخست، خود، قائم به عدل و قسط بود تا آنجا که علی(ع) در وصف او می‌فرماید: «سیرتش میانه‌روی است، آیینش راهنماینده، کلامش جداکننده حق از باطل و داوری‌اش قرین عدالت»[۱۰].

پیامبر مردم را با یکدیگر برابر می‌داند،؛ چراکه آنان از پدر و مادری واحد و منشأیی یکسان (خاک) برآمده‌اند[۱۱]. او برابری انسان‌ها با یکدیگر را به برابری دندانه‌های شانه با یکدیگر یا همچون پیمانه برابر تشبیه می‌کند[۱۲] که هیچ یک را بر دیگری فزونی و برتری نیست و همه عیال خدایند و تفاوتی با دیگران ندارد[۱۳]. بنابراین عادل‌ترین مردم کسی خواهد بود که برای مردم همان را پسندد و بدان رضایت دهد که برای نفس خود می‌پسندد و بر آنان آنچه را برای خود روا نمی‌دارد روا ندارد[۱۴].[۱۵]

عدالت هدف رسالت نبوی

عدالت اساسی‌ترین، استوراترین و بنیادی‌ترین عنوان در مبانی دولت نبوی(ص) محسوب می‌شود. بررسی عدالت به عنوان یکی از زیربناهای دولت نبوی بدون بررسی عدالت در نظام هستی کامل نخواهد بود. عدالت شیرازه نظام هستی و عامل پایداری آن به حساب می‌آید. در آیات فراوانی عدالت در نظام هستی محور و اساس معرفی شده است: ﴿أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ[۱۶]، ﴿وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ[۱۷]، ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ[۱۸]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى[۱۹].

در بعضی از آیات، عدالت هدف اساسی رسالت نبوی به حساب آمده است، یعنی هدف پیامبر این است که مردم را به گونه‌ای تربیت کند که خود آنان به عدالت قیام کنند نه این که تنها دولت عدالت را برای آنان به ارمغان آورد: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[۲۰].[۲۱]

پرسش مستقیم

منابع

پانویس

  1. زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱.
  2. ابن الأثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۳، ص۱۹۰-۱۹۱.
  3. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۳۰.
  4. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۳۵.
  5. النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۱۹۰؛ و ر.ک: لسان العرب، ابن‌منظور، ج۹ (واژه عدل).
  6. یوسفی غروی، محمد هادی، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱، ص۲۵-۲۸.
  7. پاورقی تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، جلال‌الدین سیوطی، ص۳۷۸.
  8. المستصفی، ج۱، ص۱۵۷؛ و ر.ک: الاحکام، آمدی، ج۲، ص۲۴۵.
  9. یوسفی غروی، محمد هادی، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱، ص۲۵-۲۸.
  10. «سِيرَتُهُ‏ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ‏ الرُّشْدُ وَ كَلَامُهُ الْفَصْلُ وَ حُكْمُهُ الْعَدْلُ»؛ نهج البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸) خطبه ۹۴، ص۲۱۱.
  11. ابی محمد حسن بن علی حرانی، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری (تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸ق) ص۳۳، به نقل از: محمد حسین جمشیدی، نظریه عدالت (از دیدگاه فارابی، امام خمینی و شهید صدر) - (تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰) ص۱۶۰-۱۵۵.
  12. ابی محمد حسن بن علی حرانی، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری (تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸ق) ص۳۳.
  13. راهنمای انسانیت، (سیری در نهج الفصاحه)، گردآوری: مرتضی فرید تنکابنی (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷) ص۷۸۹، حدیث ۳۱۴۹، به نقل از: محمد حسین جمشیدی، محمد حسین جمشیدی، نظریه عدالت، ص۱۵۵- ۱۶۰.
  14. راهنمای انسانیت، ص۵۸۴.
  15. کیخا، نجمه، مقاله «عدالت در سیره نبوی»، سیره سیاسی پیامبر اعظم، ص۴۱۴.
  16. «و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.
  17. «و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.
  18. «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.
  19. «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است» سوره مائده، آیه ۸.
  20. «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.
  21. فصیحی دولتشاهی، محمد عارف، بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن، سیره سیاسی پیامبر اعظم، ص۲۵۸.