نهج البلاغه

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۰۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

نهج البلاغه گزیده سخنان امیرالمؤمنین (ع) است که سید رضی در رجب سال ۴۰۰ قمری آن را تدوین کرده است. ایشان نهج البلاغه را در سه فصل خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌ها تدوین کرد. نهج البلاغه پس از تدوین تا به امروز کانون توجه دانشمندان و اندیشمندان قرار گرفته است. برخی از ویژگی‌های نهج البلاغه عبارت‌اند از: گستره وسیع موضوعی؛ جامعیت و جاودانگی.

مقدمه

نهج البلاغه گزیده سخنان امام علی بن ابی‌طالب (ع) است که شریف رضی در رجب سال ۴۰۰ قمری آن را تدوین کرده است. سیدرضی علت تدوین نهج البلاغه را پس از نوشتن کتابی در فضایل امیرالمؤمنین (ع) به‌نام خصائص الائمة، درخواست جمعی از دوستان و اهل علم بیان می‌کند؛ تدوین کتابی که گزیده سخنان امام (ع) در زمینه‌ها و موضوعات گوناگون از خطبه‌ها و نامه‌ها و پندها و دانش زیستن را در بر داشته باشد. آن مردان فضل و دانش می‌دانستند که این سخنان، شگفتی‌های بلاغت و دُردانه‌های فصاحت و گوهرهای ادب و کلمات پرمغز و روشنگر دین و دنیاست و این مجموعه نفیس در هیچ کلام و کتابی یافت نشود، چون امیرمؤمنان (ع) سرچشمه فصاحت و زایش‌جای بلاغت است و از آن بزرگوار گنج فرهنگ و ادب و قانون‌های آن پدید آید و هر سخنوری بر شیوه و روش آن حضرت ره پوید و هر واعظ شیرین سخن رساگویی از او کمک گیرد. نهج البلاغه ۲۳۹ خطبه، ۷۹ نامه و ۴۷۲ سخن کوتاه دارد و محتوای این کتاب، مسائل مختلف اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی است.

امام (ع) در این میدان گوی سبقت را از دیگران ربوده و پیش‌تاز است و دیگران وامانده، زیرا کلام آن حضرت سخنی است که نور و نشانه خدایی دارد و از آن رنگ و بوی سخن نبوی تراود. وی می‌گوید: در هر صورت به خواستشان پاسخ مثبت دادم که تألیف کتاب را بیاغازم، در حالی‌که می‌دانستم در آن سودی بزرگ است و بلندآوازه شود و اجر آخرت ذخیره کنم[۱]

سیدرضی نهج البلاغه را در سه فصل خطبه‌ها[۲]، نامه‌ها[۳] و حکمت‌ها[۴] تدوین کرد. او خود می‌نویسد: پس به توفیق الهی، کار تألیف را با گل‌چین خطبه‌های شروع کردم و آن‌گاه به سراغ‌نامه‌های نیکو و سپس پندهای زیبا و کلمات حکمت‌آمیز رفتم و هر یک از این سه را در بخشی جداگانه آوردم و برگ‌هایی نانوشته در کنارش نهادم تا کلماتی را که احیاناً جامانده یا بعداً به‌دست آید اضافه کنم؛ و چنانچه کلامی از حضرت یافتم که در اثنای گفت‌وگو و یا پاسخِ پرس‌وجو بوده یا برای هدفی دیگر غیر از سه عنوان ذکر شده و قراری که‌بنیان گردیده، باشد، در ضمن هر یک از بخش‌هایی که مناسب و هم‌خوانی بیشتری با هدف آن داشته باشد قرار دهم. و چه بسا آنچه برگزیدم با آن فصل‌ها مناسب نباشد و کلمات زیبایی باشد که از نظر نظم و نسق هماهنگ نیاید؛ و این بدان جهت است که می‌خواستم نکته‌ها و سخنان و روشنگر را بیاورم و قصدم صرفاً پیوستگی و هماهنگی نبوده است[۵].

نهج البلاغه پس از تدوین تا به امروز کانون توجه دانشمندان و اندیشمندان قرار گرفته است. به‌طوری که بسیاری از اهالی فضل و دانش از مکتب‌ها و نحله‌های گوناگون با مطالعه آن، زبان به ستایش گشوده و محتوای والای آن را ستوده‌اند. به‌نظر می‌رسد، در این امر علل و عوامل گوناگونی دخالت دارند تا مجموعه آن‌ها جایگاه ویژه‌ و رفیعی برای این کتاب رقم بزند. برخی از این عوامل را می‌توان به شرح زیر مورد توجه قرار داد:

  1. شخصیت والا و برتر امیرمؤمنان (ع) و جایگاه ویژه او در اسلام و جامعیت او در همه مراتب و ویژگی‌های منحصربه‌فردش که او را در میان اصحاب ویژگی‌ خاص بخشیده است.
  2. فصاحت و بلاغت کلام امام که کلام او را پس از قرآن کریم و بلاغت نبوی در نقطه اوج قرار داده است.
  3. جامعیت و گسترش موضوعات نهج البلاغه، به‌طوری که مفاهیم بسیاری را در خود جای داده است.
  4. نهج البلاغه گویای بخشی از زندگی انسانی الهی است که توانست در دوران زمام‌داری خود و در کوران بحران‌هایی که قاسطین و ناکثین و مارقین بر سر راهش ایجاد کردند، از عهده وظیفه زمام‌داری به نحو احسن برآید.
  5. نهج البلاغه گویای تاریخ تطورات سیاسی جامعه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) است.
  6. این کتاب، بیانگر روحیه‌های گوناگون مردمان و به تعبیر دیگر، بیانگر روان‌شناسی اجتماعی است.
  7. این کتاب، بیانگر راستین اصول اسلام، قرآن، عدالت و آزادی و دست‌یابی به حیات طیبه است[۶].

انگیزه تألیف

شریف رضی در دوران جوانی با هدف گردآوری فضیلت‌های پیشوایان دین و ارائه گلچینی از گفتار گهربار معصومین(ع) کتاب خصائص الأئمه[۷] را تدوین کرد؛ اما گرفتاری‌های او مانع از اتمام این اثر شد و تنها بخش مربوط به امام علی(ع) به همراه شماری از سخنان کوتاه و حکمت‌های شگفت آن حضرت سامان یافت. دوستانش با دیدن این مجموعه نفیس وی را تشویق کردند و از وی خواستند کتابی حاوی گزیده سخن امام(ع) تألیف کند. سید رضی در این باره می‌نویسد: اِسْتَحْسَنَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَصْدِقَاءِ مَا اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْفَصْلُ الْمُقَدَّمُ ذِكْرُهُ مُعْجَبِينَ بِبَدَائِعِهِ وَ مُتَعَجِّبِينَ مِنْ نَوَاصِعِهِ وَ سَأَلُونِي عِنْدَ ذَلِكَ أَنْ أَبْتَدِئَ بِتَأْلِيفِ كِتَابٍ يَحْتَوِي عَلَى مُخْتَارِ كَلَامِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فِي جَمِيعِ فُنُونِهِ وَ مُتَشَعِّبَاتِ غُصُونِهِ مِنْ خُطَبٍ وَ كُتُبٍ وَ مَوَاعِظَ وَ أَدَبٍ عِلْمًا أَنَّ ذَلِكَ يَتَضَمَّنُ مِنْ عَجَائِبِ الْبَلَاغَةِ وَ غَرَائِبِ الْفَصَاحَةِ وَ جَوَاهِرِ الْعَرَبِيَّةِ وَ ثَوَاقِبِ الْكَلِمِ الدِّينِيَّةِ وَ الدُّنْيَوِيَّةِ مَا لَا يُوجَدُ مُجْتَمِعًا فِي كَلَامٍ وَ لَا مَجْمُوعَ الْأَطْرَافِ ۴۵ فِي كِتَابٍ إِذْ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) مَشْرَعَ الْفَصَاحَةِ وَ مَوْرِدَهَا وَ مَنْشَأَ الْبَلَاغَةِ وَ مَوْلِدَهَا[۸]؛ «تنی چند از دوستان آنچه را در آن بخش یاد شده بود، نیکو دانستند و از دیدن آن سخنان بدیع و معانی دلربا شگفت‌زده شدند و از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده مولایمان امیر مؤمنان را در برگیرد: گفتارهایی از همه فنون و مجموعه‌ای از همه نوعش، از خطبه‌ها و نامه‌ها، پندها و آداب؛ زیرا می‌دانستند چنین کتابی شگفتی‌های بلاغت و ظرافت‌های فصاحت و گوهرهای عربیت و نکته‌های ریز دینی و دنیوی‌ای را فراهم می‌آورد که در کلامی نیامده است و در کتابی کامل بدین‌سان جمع نشده است که امیر مؤمنان سرچشمه فصاحت و آبشخور آن و منشأ بلاغت و مولد آن است»[۹].

طراحی نهج‌البلاغه

با توجه به گفتار سید رضی در مقدمه، طرح اولیه نهج‌البلاغه را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد و در پرتو این محورها می‌توان به گزینش سخنان آن حضرت پرداخت:

۱. تنوع در موضوع: جمله فِي جَمِيعِ فُنُونِهِ؛ «گفتارهایی از همه فنون»[۱۰] بیان‌گر تنوع و محتواست و از این‌رو در دریای مواج نهج‌البلاغه هرگونه درّی صید می‌شود. اخلاق، سیاست، فقه، حقوق، مبارزه و جهاد، عرفان، توحید، بلاغت و... همگی از موضوعاتی است که در این کتاب با ارزش یافت می‌شود.

۲. گوناگونی در ساختار: رضی در جمله مُتَشَعِّبَاتِ غُصُونِهِ مِنْ خُطَبٍ وَ كُتُبٍ وَ مَوَاعِظَ وَ آدَابٍ؛ «همه انواع سخن او، اعم از خطبه‌ها، نامه‌ها و مواعظ و آداب»، به بیان روش خود می‌پردازد و ما می‌توانیم سخنان بلند، نامه‌ها و همچنین پندهای کوتاه آن حضرت را در جایگاه مناسب خود بیابیم. وی پس از تقسیم‌بندی مطالب، شیوه خود را به تفصیل بیان می‌کند و می‌نویسد: «دیدم که سخنان امام بر محور سه مضمون است، و از سه دسته نفائس، گفتار مشحون: خطبه و فرمان، نامه به این و آن، حکمت و اندرز. به توفیق خدا به کار پرداختم و نخست خطبه‌های اعجاب‌انگیز، پس از آن نامه‌های دل‌آویز و سپس سخنان کوتاه حکمت‌آمیز را فراهم ساختم. برای هر یک بابی گشودم و در هر باب برگ‌هایی افزودم تا آنچه اکنون در نظرم نیاید و در آینده به دست آید در آن جای دهم»[۱۱].

پایبندی او به این شیوه چنان است که در مقدمه کار خویش توضیح می‌دهد که آن بخش از سخنان امام را که خارج از ساختار ترسیمی اوست، در بابی مناسب آورده، از این‌رو دعاهای امام را در باب خطبه‌ها قرار داده و پیمان‌نامه‌های حضرت را در بخش نامه‌ها گنجانده است. چنین توضیحی بسیار محققانه است؛ چراکه مجال اعتراض را از خواننده می‌گیرد و اگر خواننده سخنی را به لحاظ موضوعی یا مفهومی مناسب یک باب نداند باید بار دیگر مقدمه او را بخواند. مؤلف خود در این باره می‌گوید: «و بسا که در این گزینش، فصل‌ها باشد که هماهنگ نیست یا نیکو سخنانی که یکرنگ نیست، چه خواست من از گردآوری، معنی‌های بلند و نکته‌های ارجمند بوده است نه رعایت نظم و پیوند»[۱۲]. از همین جمله فهمیده می‌شود که هر چند رضی بسیار استادانه گفتارهای حضرت را در فصل‌های مختلف منظم کرده است، اما به گاه تعارض محتوا و ساختار، محتوا را مقدم داشته است.

۳. فصاحت و بلاغت: نکته دیگری که در جمع‌آوری نهج‌البلاغه مؤلف بدان نظر داشته، فصاحت و بلاغت سخن بوده است. فصاحت، یعنی شیوا سخن گفتن و بلیغ کسی است که در گفتن سخن شیوا، رعایت حال شنونده را بنماید و به شرایط زمانی و مکانی توجه داشته باشد و بر اساس میزان دریافت شنونده، سخن را مختصر یا مفصل عرضه کند و به دیگر سخن، کلام بلیغ، کلام تأثیرگذار است به گونه‌ای که بر جان مخاطب می‌نشیند. این ادیبان هستند که از شنیدن سخن بلیغ به وجد می‌آیند و آن را چنان‌که باید می‌ستایند و از همین رو سید رضی در موارد بسیاری تنها به اظهار شگفتی می‌پردازد و هیچ توضیحی بیان نمی‌کند. برای نمونه سخن سید رضی را بنگریم که پس از حکمت ۸۸ نهج‌البلاغه می‌گوید: وَ هَذَا مِنْ مَحَاسِنِ الْاِسْتِخْرَاجِ وَ لَطَائِفِ الْاِسْتِنْبَاطِ، یعنی «و این از مواردی است که معنی را نیک بیرون آورند و لطیف و ظریف استنباط کنند»، و یا آنجا که پس از بیان شیوای حضرت علی(ع) در حکمت ۸۱: «قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ»؛ «ارزش هر کس بر آن چیزی است که نیکو می‌داند»، می‌نویسد: «و این کلمه‌ای است که آن را بها نتوان گذارد و حکمتی هم‌سنگ آن نتوان یافت و هیچ کلمه‌ای را همتای آن نتوان نهاد».

در موارد بسیاری افزون بر اظهار شگفتی، به شرح یا توضیح واژه‌های ناآشنا می‌پردازد که در این فصل به مواردی از آنها خواهیم پرداخت. از مقدمه شریف رضی و نیز از مطالعه چندباره نهج‌البلاغه برمی‌آید که محور اصلی گردآوری گفتار امام، فصاحت و بلاغت بوده است و نیز می‌توان فهمید که نگرشی این‌گونه، در برخی موارد کاستی‌هایی را در پی داشته است. شریف رضی که با نظر به فصاحت و بلاغت سخن، به گزینش چنین مجموعه‌ای دست زده است در مواردی قسمتی از کلام را می‌آورد و قسمتی دیگر را وا می‌گذارد، در نتیجه محتوای کلام از هم گسسته می‌شود و مفهوم صحیح سخن به خواننده منتقل نمی‌شود[۱۳]. او در ستایش کلام امام(ع) می‌گوید: «امیرالمؤمنین سرچشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و مولد بلاغت است و راز این دو، در کلام او آشکار گردیده و قواعدش را از کلام او اقتباس کرده‌اند. هر گوینده و سخنوری بدو اقتدا کند و هر واعظ بلیغی در سخن خود از او یاری جوید. علی گوی سبقت از همگان در ربوده و آنان هر چند کوشیده‌اند به او نرسیده‌اند. او پیش افتاده بود و آنان واپس مانده بودند؛ زیرا در کلام آن حضرت جلوه‌ای است از کلام الهی و بویی از سخن رسول الله»[۱۴].[۱۵]

محتوای نهج البلاغه

خطبه‌ها

سید رضی با سلیقه خود و البته با در نظر گرفتن برخی ضرورت‌ها متن نهج البلاغه را تنظیم کرده است. در این بین، برخی خطبه‌های نهج البلاغه در طول تاریخ، بیشتر مورد توجه و کنکاش دانشمندان قرار گرفته است. مانند: خطبه اول در نهج البلاغه که از آن با عنوان خطبه توحیدیه یاد می‌کنند؛ خطبه سوم نهج البلاغه (خطبه شقشقیهخطبه ۲۷ نهج البلاغه معروف به خطبه جهادیه؛ خطبه ۸۲ نهج البلاغه (غراء)؛ خطبه ۹۰ نهج البلاغه (خطبه اشباحخطبه ۱۸۴ نهج البلاغه (خطبه متقین).

فهرست موضوعی خطبه‌های نهج البلاغه را به‌طور کلی می‌توان بدین صورت دسته‌بندی کرد: خطبه‌های اخلاقی؛ اعتقادی؛ اخلاقی ـ اعتقادی؛ اخلاقی ـ اجتماعی؛ اقتصادی؛ اخلاقی ـ اقتصادی؛ تاریخ سیاسی؛ سیاسی؛ علمی و نظامی[۱۶].

نامه‌ها

نهج البلاغه شامل ۷۹ نامه است. این نامه‌ها با توجه به زمان کتابتشان و هم‌زمانی با دوران خلافت امام (ع)، بیشتر ناظر به مسائل حکومتی و مدیریتی هستند یا خطاب به معاندان و دشمنان نوشته شده‌اند. در این میان، چند نامه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است: نامۀ ۳ نهج البلاغه به شریح قاضی؛ نامۀ ۳۱ نهج البلاغه به امام حسن مجتبی (ع)؛ نامۀ ۴۵ نهج البلاغه:خطاب به عثمان بن حنیف؛ نامۀ ۴۷ نهج البلاغه: وصیت امیرمؤمنان (ع) در بستر شهادت و نامۀ ۵۳ نهج البلاغه: خطاب به مالک اشتر در زمینه آیین حکومت‌داری و مدیریت اسلامی.

نامه‌های نهج البلاغه در چند موضوع قابل تقسیم است: نامه به کارگزاران و فرمان‌های حکومتی؛ نامه به مأموران دولتی و کارگزاران اقتصادی؛ نامه به سپاهیان؛ نامه به دشمنان یا پاسخ به نامه‌های آن‌ها؛ نامه به مردم؛ نامه به کارگزاران و استیضاح یا انذار آن‌ها؛ سفارش‌ها، نصایح و نامه‌های متفرقه و پیمان و معاهده[۱۷].

حکمت‌ها

آخرین بخش نهج البلاغه به حکمت‌ها و کلمات قصار اختصاص دارد. حکمت‌های نهج البلاغه دربرگیرنده مفاهیم اخلاقی، دینی، فرهنگی و اجتماعی در قالبی زیبا و بدیع است. حکمت‌ها هم از لحاظ تمثیل و شیوه گفتار و هم از لحاظ محتوا و مفهوم در اوج‌اند. حکمت‌های نهج البلاغه را می‌توان در چند موضوع دسته‌بندی کرد: علی از زبان علی؛ آموزه‌ها (مباحثی چون ایمان، اسلام، احکام، عبادات، شناخت‌شناسی، رهبری و مسائل اجتماعی، قرآن، برخی مفاهیم و...) و اندرزها[۱۸].

جایگاه نهج‌البلاغه

پیش از این گفتیم که در تألیف نهج‌البلاغه، بلاغت کتاب، بر دیگر محورها پیشی می‌گیرد و همین رویکرد موجب می‌شود تا این اثر هر روز به جایگاه واقعی خود نزدیک‌تر گردد و شیفتگان کلام زیبا، بدون در نظر گرفتن دین و مذهب، در کتاب شریف نهج‌البلاغه به دیده عظمت بنگرند. هر چند بلاغت و شیوایی نهج‌البلاغه در رویکرد نخبگان به این کتاب، فوق‌العاده مؤثر بوده، اما محتوای آن هم، که در حقیقت ترجمان حیات علی(ع) است، این اشتیاق را شدت بخشید؛ چراکه اگر سخنی، خوب بیان شود؛ اما به لحاظ مفهومی، خوب نباشد، ملال‌آور است. شنیدن چنین سخنی تنها برای لحظاتی مفید است و تکرار آن به هیچ روی قابل تحمل نیست. در اینجا با واگویی سخنان جمعی از فرهیختگان به بررسی جایگاه نهج‌البلاغه در نگاه اندیشمندان می‌پردازیم و مشتاقان را به کتاب چشمه خورشید[۱۹] ارجاع می‌دهیم. استاد شهید مطهری می‌گوید: «از امتیازات برجسته سخنان امیرالمؤمنین که با نام نهج‌البلاغه امروز در دست ماست، این است که محدود به زمینه‌ای خاص نیست. علی(ع) به تعبیر خودش تنها در یک میدان، اسب نتاخته است بلکه در میدان‌های گوناگون که احیاناً بعضی با بعضی متضاد است، تکاور بیان را به جولان آورده است. نهج‌البلاغه شاهکار است؛ اما نه تنها در یک زمینه مثلاً موعظه یا حماسه یا فرضاً عشق و غزل یا مدح و هجا و غیره، بلکه در زمینه‌های گوناگون... از امتیازات سخن علی این است که به اصطلاح شایع عصر ما چندبعدی است، نه یک‌بعدی»[۲۰].

شیخ محمد عبده از جمله اندیشمندان اهل سنت است که به‌طور ناخواسته با نهج‌البلاغه رو‌به‌رو شده است. تأثیرگذاری این کتاب بر عبده موجب شد که او به شرح نهج‌البلاغه بپردازد. او در مقدمه شرح خود آورده است: «وه چه مناظری در تأمل صفحات این کتاب در برابر دیده عقل، نمایان می‌گشت. از هر موضعی بر موضع دیگر منتقل می‌شدم، حس می‌کردم که منظره‌ها تغییر می‌یابد و مشاهداتی نو به نو پیش می‌آید»[۲۱]. پروفسور هانری کربن فرانسوی، از زمره شیعه‌پژوهانی است که برای بررسی حقیقت شیعه به ایران سفر کرد. ملاقات‌ها و مباحث علمی او با مرحوم علامه طباطبایی - فیلسوف و مفسر شهیر معاصر - زبانزد دانش‌پژوهان است[۲۲]. کربن درباره نهج‌البلاغه می‌نویسد: «نهج‌البلاغه پس از قرآن و احادیث پیامبر، در درجه نخست اهمیت قرار دارد، نه تنها به طور کلی برای حیات مذهبی تشیع، بلکه برای تفکر فلسفی شیعه. از این‌رو می‌توان نهج‌البلاغه را از مهم‌ترین سرچشمه‌های اصول عقاید دانست که از طرف متفکران شیعه و به ویژه از سوی متفکران دوره چهارم، مورد توجه و تعلیم قرار گرفته است»[۲۳]. جرج جرداق، اندیشمند مسیحی نیز با خواندن نهج‌البلاغه آن چنان به شوق می‌آید که می‌نویسد: «آیا درباره نهج‌البلاغه تحقیقی کرده‌ای؟ نهج‌البلاغه‌ای که از فکر و خیال و عاطفه آیاتی به دست داده که تا انسان هست و تا خیال و عاطفه و فکر انسانی وجود دارد، با ذوق بدیع ادبی و هنری او پیوند خواهد داشت... بیانی است که اگر برای انتقاد سخن گوید، گویی تندباد خروشانی است. اگر فساد و مفسدین را تهدید کند همچون آتشفشان‌های سهمناک و پرغرش زبانه می‌کشد و اگر به استدلال منطقی بپردازد، عقل‌ها و احساسات و ادراکات بشری را مورد توجه قرار می‌دهد و راه هر دلیل و برهانی را می‌بندد و عظمت منطق و برهان خود را ثابت می‌کند»[۲۴].[۲۵]

ویژگی‌های نهج البلاغه

  1. گستره وسیع موضوعی: برجسته‌ترین ویژگی نهج البلاغه، گستره موضوعی وسیعی است که امام علی (ع) با تکیه بر دانش وسیع و علم لدنی خود به آن‌ها پرداخته است. سخنان امام گاه همچون یک دانشمند علوم اسلامی، موضوعات دقیق فلسفی و کلامی را به میدان می‌کشد و گاه همچون پدری مهربان و دلسوز، فرزندان خود را نصیحت می‌کند و آیین زندگی را به آنان می‌آموزد. گاه در جایگاه یک حاکم مقتدر، فرماندار خود را به ولایت‌های مختلف می‌فرستد و گاه چون یک مصلح اجتماعی مشکلات اجتماعی را به مردم گوشزد و آن‌ها را در جهت رفع مشکلات ترغیب می‌کند.
  2. جامعیت نهج البلاغه: نهج البلاغه همه گونه‌های افراد بشر را در هر سطح از نیازمندی پوشش می‌دهد، یعنی اگر فیلسوفی با نگاه ژرف فلسفی به نهج البلاغه نظر افکند، بهره خویش را از این کتاب می‌برد، همان‌گونه که یک فقیه و اصولی می‌تواند مطلوب خود را از آن به‌دست آورد؛ در عین‌حال که یک فرد ساده و معمولی نیز می‌تواند با مطالعه نهج البلاغه برحسب نیاز خود بهره وافی را ببرد.
  3. جاودانگی نهج البلاغه: مباحث مطرح شده در کتاب نهج البلاغه، ظرف زمان و مکان را درنوردیده و در هر حال برای افراد قابل استفاده است و این یکی از ویژگی‌های خاص نهج البلاغه به‌شمار می‌رود و می‌توان ادعا کرد که آثار دیگر، گرچه ممکن است در زمان خود با اقبال مواجه شده باشند، اما هیچ یک برای هر عصر و نسل مورد استفاده نبوده است[۲۶].

اعتبار نهج‌البلاغه

در اعتبار نهج‌البلاغه، تردیدهایی وجود دارد که در فصل‌های آینده به آن خواهیم پرداخت؛ اما یکی از موارد شبهه در اعتبار مطالب نهج‌البلاغه روایات مرسل آن است. مرسل، یعنی رها شده و در اصطلاح علم حدیث به حدیثی گفته می‌شود که نام همه یا بعضی از راویان آن حذف شده باشد و به اصطلاح دیگر: «راوی آن، معصوم(ع) را درک نکرده باشد؛ خواه واسطه تا معصوم یک نفر و یا بیشتر باشد»[۲۷]. از آنجا که سید رضی در قرن چهارم می‌زیسته است، بایسته بود که نام راویان را تا امام علی(ع) ذکر کند و به یکباره نگوید: وَ مِنْ كَلَامِهِ(ع) و یا مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ(ع).

هر چند نمی‌توان کتمان کرد که ذکر سلسله راویان در احادیث این کتاب بر استحکام مطالب آن می‌افزود؛ ولی باید دانست که سید رضی در پی تدوین کتابی حدیثی و فقهی نبوده است. او کتابی را بر می‌نهد که خود سخن می‌گوید و هر که در آن بدون غرض تأمل کند بر اعتبار آن گواهی می‌دهد. کتاب او راهنمای بلاغت است و در آثار ادبی، نیاوردن نام راویان، خللی به مقصود وارد نمی‌کند؛ زیرا سید رضی در مقام محدث رجالی، کتاب نهج‌البلاغه را تألیف نکرده است تا نیاوردن سند، موجب کاستی کتاب وی شود و از سوی دیگر برخی از صاحبان آثار حدیثی، به‌خاطر شهرت حدیث یا اتفاق نظر عالمان بر حدیثی خاص و... احادیث را به صورت مرسل می‌آوردند و آوردن نام راویان را ضروری نمی‌دانستند. چنین روشی پیش از زمان تألیف نهج‌البلاغه، هم‌زمان با آن و نیز پس از آن مرسوم بوده است. تحف العقول حرانی، نزهة الناظر حلوانی و الاحتجاج مرحوم طبرسی نمونه‌هایی از این دست‌اند. مرحوم طبرسی با تأکید بر این روش، در مقدمه احتجاج می‌گوید: «ما اسناد بیشتر اخباری را که در این کتاب نقل می‌کنیم، نمی‌آوریم؛ زیرا یا بر آنها اجماع وجود دارد یا مضمون آنها با عقل موافق است و یا در سیره و کتاب‌ها، میان مخالف و موافق، مشهور است»[۲۸].

هر چند سید رضی دلیلی بر این کار ارائه ننموده است؛ اما قرائن بسیاری وجود دارد که او نیز مهم‌ترین متن را برگزیده است و نشان می‌دهد حدیثی را که آورده ظاهراً در نزد وی معتبر بوده است[۲۹]. رویکرد عمومی و نیز توجه عالمان به کتاب نهج‌البلاغه و فراوانی نسخه‌های آن و نیز شرح‌های متعدد آن، همگی دلیل استوار دیگری بر اعتبار نهج‌البلاغه است. کوتاه سخن آن‌که، ما که به خاطر دیدن مس و مفرغ بر جای مانده از تمدن کهن خود، ذوق‌زده می‌شویم و با نگاه به یک کوزه عتیقه، دنیایی از اسرار را کشف می‌کنیم؛ آیا شایسته نیست که کمی به محتوای این کتاب بیندیشیم و آن‌گاه درباره اعتبار آن، منصفانه داوری کنیم؟ البته برخی پژوهشگران به منبع‌شناسی نهج‌البلاغه پرداخته و سخنان امام را در کتاب‌های قدیمی، به صورت مسند برای ما گزارش کرده‌اند[۳۰] که در آینده به آن خواهیم پرداخت[۳۱].

کتاب‌شناسی نهج البلاغه

ترجمه‌های نهج البلاغه

نهج البلاغه از دیرباز مورد توجه مترجمان نیز بوده است. بسیاری از مترجمان اقدام به ترجمه تمام نهج البلاغه یا بخشی از آن کرده‌اند. چندی از علما و اندیشمندان نیز به ترجمه تمام متن نهج البلاغه مبادرت ورزیده‌اند. اولین ترجمه نهج البلاغه مربوط به قرن پنجم و ششم هجری است. پس از آن شرح و ترجمه مولی فتح الله کاشانی از علمای قرن یازدهم با عنوان تنبیه الغافلین و تذکرة العارفین نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال‌های اخیر نیز بسیاری از اندیشه‌ورزان به ترجمه نهج البلاغه اقدام کرده‌اند[۳۲].

نسخه‌های تصحیح‌شده از متن نهج البلاغه

تاکنون برخی از مؤسسه‌های پژوهشی و دانشمندان علوم اسلامی دست به تصحیح متن نهج البلاغه زده‌اند که حاصل آن پدیداری نسخه‌های گوناگونی از نهج البلاغه است. این نسخه‌ها عبارت‌اند از: تصحیح و شرح شیخ محمد عبده؛ تصحیح و شرح مرحوم سید علی نقی فیض الاسلام؛ تصحیح دکتر صبحی صالح؛ تصحیح بنیاد نهج البلاغه[۳۳].

مصادر نهج البلاغه

سید رضی از آنجا که خود از راویان موثق و حدیث‌شناسی پژوهشگر به‌شمار می‌رفت و در تدوین نهج البلاغه نیز بیشتر موضوع فصاحت و بلاغت را مورد توجه قرار داده و بنای او از تدوین کتاب در واقع خلق کتابی ادبی بود، از ذکر اسناد روایات نهج البلاغه خودداری کرده است. از این‌رو برخی محققان شیعی به بررسی و تحقیق در مصادر و اسناد نهج البلاغه پرداختند مانن کتاب مصادر نهج البلاغة و أسانیده؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة[۳۴].

مستدرک نهج البلاغه

مستدرک به اثری گفته می‌شود که نویسنده‌ای با معیار قراردادن اثر نویسنده‌ای دیگر و با نظر بر آنچه مکمل نوشته اوست یا آنچه از دسترسِ نویسنده اصلی دور مانده است، اقدام به نگارش کتابی مستقل می‌کند و کتاب خود را مستدرکی بر کتاب معیار نام می‌نهد. نگارنده مستدرک با تشخیص اهداف نویسنده متن اصلی و نیز آگاهی از مواردی که به دلایل مختلف از نظرگاه نویسنده اصلی دور مانده یا به هر روی در متن اصلی وارد نشده است، دست به تألیف مستدرک می‌زند. بر این اساس و در طول تاریخ، نویسندگان و محدثانی متوجه اهمیت نهج البلاغه شده و بر آن مستدرک نگاشته‌اند مانند: مستدرک نهج البلاغة، تألیف هادی کاشف الغطاء؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة، تألیف محمد باقر محمودی؛ تمام نهج البلاغة، تألیف سید صادق موسوی[۳۵].

معجم‌های نهج البلاغه

معجم به مجموعه‌هایی گفته می‌شود که براساس نظام الفبایی و با هدف دسته‌بندی لفظی یا موضوعی یک اثر یا مجموعه‌ای از آثار تدوین شده است. معجم‌ها بر توانمندی محققان و مخاطبان در دست‌یابی به موضوع یا لفظ مورد نظر می‌افزاید و سیر تحقیق و حرکت تکاملی در دست‌یابی به موضوع یا لفظ مورد نظر می‌افزاید و سیر تحقیق و حرکت تکاملی دانش را سرعت می‌بخشد. کتاب‌هایی با این تعرف در خصوص نهج البلاغه نگاشته شده‌اند که از آن جمله می‌توان به دو کتاب الکاشف، تحقیق سیدجواد مصطفوی و المعجم المفهرس لألفاظ نهج البلاغة تحقیق محمد دشتی اشاره کرد[۳۶].

فرهنگ‌های نهج البلاغه

فهرست‌های موضوعی نهج البلاغه

ادبیات نهج البلاغه

امام علی (ع)، در دانش و فصاحت و زیبایی گفتار، سرآمد همگان بود و سخن او را بالاتر از کلام بشر و پایین‌تر از کلام خدا دانسته‌اند. نهج البلاغه به معنای روش بلاغت است. امیرمؤمنان (ع) در میدان سخنوری و سخن‌دانی، مانند دیگر میادین و عرصه‌های علمی و عملی، گوی سبقت را از همگان ربوده است و در میدان فصاحت و بلاغت نیز، تاریخ، همانند و هماوردی برای او نمی‌شناسد. از این‌رو در طول تاریخ، بسیاری از ادبای مسلمان و غیر مسلمان در پیشگاه بلاغت علوی سر تعظیم فرود آورده و با بیاناتی دل‌نشین مؤید یگانگی امیر سخن در فن سخنوری شده‌اند. شریف رضی، خود، در مقدمه نهج البلاغه می‌نویسد: "هر که در آن نظر کند، درهای بلاغت به‌رویش گشوده شود و گم‌شده خود را در آن یابد و نیاز دانشمند و دانش‌پژوه را برآورد و سخنور و پارسا را بهره دهد و به خواسته‌اش رساند"[۳۷].

منابع

پانویس

  1. نک: مقدمه نهج البلاغه.
  2. شامل ۲۴۱ خطبه
  3. شامل ۷۹ نامه
  4. شامل ۴۸۰ حکمت
  5. نهج البلاغة پارسی، ص ۱۷.
  6. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۸۴۳-۸۴۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۲۳۹.
  7. توضیح آن در فصل پیشین گذشت.
  8. نهج‌البلاغه، مقدمه سید رضی.
  9. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۳.
  10. نهج‌البلاغه، مقدمه سید رضی.
  11. نهج‌البلاغه، صفحه لا.
  12. نهج‌البلاغه، صفحه لا.
  13. در مباحث پیش رو به این موضوع خواهیم پرداخت.
  14. نهج‌البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مقدمه سید رضی.
  15. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۶.
  16. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۴۵ ـ ۸۴۶.
  17. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۴۶ ـ ۸۴۷.
  18. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۴۷ ـ ۸۴۸.
  19. چشمه خورشید، بخش سوم: شناخت نهج‌البلاغه.
  20. چشمه خورشید، ص۱۵۲.
  21. چشمه خورشید، ص۱۵۴.
  22. برای شناخت بیشتر هانری کربن ر.ک: شیعه، محمد حسین طباطبایی، مجموعه مذاکرات با هانری کربن.
  23. چشمه خورشید، ص۱۵۷.
  24. چشمه خورشید، ص۱۵۸.
  25. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۹.
  26. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۴۸ ـ ۸۴۹.
  27. الرعایة فی علم الدرایة، شهید ثانی، ص۱۳۶.
  28. الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۴.
  29. همین فصل، توضیحات پایانی.
  30. مصادر نهج‌البلاغه و أسانیده، عبد الزهراء حسینی خطیب؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج‌البلاغه، محمد باقر محمودی.
  31. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۶۱.
  32. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۵۳.
  33. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۵۴.
  34. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۵۴ ـ ۸۵۵.
  35. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۶۸۷ ـ ۶۸۹.
  36. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۷۳۰.
  37. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۸۵۷ـ ۸۵۸.