فتنه
فتنه به معنای آزمایش و امتحان، در معانی متعددی به کار میرود؛ مانند: رسوایی، قتل، جنگ، سوزاندن و اولاد. این واژه در آیات مختلف نیز در مصداقهای بسیار وسیعی به کار رفته است مانند: آزمون و آزمایش، سختی و بلا، ظلم و تعدی، هرج و مرج، ایجاد اختلال در نظم عادی امور و... . فتنه دارای احکامی است مانند حرمت فتنهانگیزی؛ استحباب خاموش کردن آتش فتنه و برقراری صلح و آشتی میان مسلمانان. براساس روایات در آخرالزمان فتنههای روی خواهد دارد مانند: آشوب، حوادث ناگوار روزگار، اختلافپراکنی، تفرقهاندازی، جنگ، ناامنی، گمراهی، عذاب، بلاهای آسمانی. نامشخص بودن حق و باطل.
معناشناسی
معنای لغوی
فتنه در اصل به معنای وارد کردن طلا در آتش برای ظاهر شدن خالص آن از ناخالصاش است[۱] و به معنای آزمایش و امتحان آمده است و به مناسبت در معانی متعدد و متنوعی به کار میرود؛ از جمله معانی یاد شده رسوایی، قتل، جنگ، سوزاندن و اولاد است[۲]. اصل واحد در آن هم چیزی است که موجب اختلال همراه با اضطراب شود و هر چه این دو را داشته باشد فتنه نامیده میشود[۳].[۴]
معنای اصطلاحی
این واژه در آیات مختلف در مصداقهای بسیار وسیعی به کار رفته است مانند: آزمون و آزمایش، سختی و بلا، شرک و بتپرستی، ظلم و تعدی، هرج و مرج، ایجاد اختلال در نظم عادی امور و...[۵].
احکام فتنه
برخی از احکامی که درباره فتنه و فتنهانگیزی وارد شده است عبارتاند از:
- فتنهانگیزی (ایجاد اختلاف، نزاع و درگیری) میان مسلمانان حرام، بلکه از گناهان کبیره است؛ از اینرو، نمّامی و سخن چینی از این جهت که موجب فتنه انگیزی میشود از گناهان کبیره شمرده شده است. لکن ایجاد فتنه و اختلاف میان مشرکان برای تضعیف آنان و تقویت جبهه حق جایز است؛ بلکه برخی آن را بر حسب مصلحت و ضرورت، مستحب یا واجب دانستهاند[۶].
- خاموش کردن آتش فتنه (اختلاف و نزاع) و برقراری صلح و آشتی میان مسلمانان، عملی نیک، پسندیده و مستحب است؛ بلکه در مواردی واجب است.
- چنانچه فردی برای فرونشاندن آتش فتنه و درگیری میان دو گروه، دیه کشته شده یکی از آن دو طایفه را بر عهده بگیرد، جایز است از زکات به او داده شود تا به تعهد خود عمل کند[۷].
- در آتش بس میان مسلمانان و کفّار، بازگرداندن کفّاری که مسلمان شدهاند جایز نیست؛ بلکه شرط آن در پیمان آتش بس با خوف فتنه (بازگشت به کفر) در صورت بازگرداندن آنان باطل است.
- نگاه کردن به نامحرم و نیز گوش دادن به صدای او در صورت خوف فتنه (فروافتادن در گناه) حرام است[۸].
- غیبت کردن از کسی که میان مسلمانان فتنه میافکند و آنان را به گمراهی میکشاند جایز، بلکه به قصد نهی از منکر و برحذر داشتن مردم از نزدیک شدن به او واجب است[۹].[۱۰]
فتنه و آخرالزمان
در روایات، از فتنه به یکی از آفتهای دوران آخر الزمان یاد شده است. از آن جمله میتوان آشوب، حوادث ناگوار روزگار، اختلافپراکنی، تفرقهاندازی، جنگ، ناامنی، گمراهی، عذاب، بلاهای آسمانی. نامشخص بودن حق و باطل و... یاد نمود[۱۱].
برخی از روایاتی که درباره فتنه در آخرالزمان وارد شده عبارتاند از:
- پیامبر اکرم (ص) فرمود: «در آینده، روزگاری به شما روی میآورد که جهل و نادانی در آن فرود میآید و علم و دانش از آن رخت برمیبندد و هرجومرج در آن فراوان میگردد». عرض شد: یا رسول الله! چگونه هرج و مرج پدید میآید؟ فرمود: «کشتار»[۱۲].
- در حدیث دیگری از آن حضرت آمده که: «زمانی پیش از قیامت، هرجومرج پیش خواهد آمد». عرض شد: چگونه هرج و مرجی؟ فرمود: «کشتار، نه کشتار کفار، بلکه همین امت به جان یکدیگر میافتند تا جائی که برادر، برادر خود را بکشد. عقول مردم در آن زمان گرفته میشود»[۱۳].[۱۴]
- امیرالمؤمنین (ع) فرمود: پنج فتنه در امت رسول خدا (ص) به وقوع خواهد پیوست که در پنجمین فتنه، از شدت آن عقلهای مردم زایل شده و مردم مانند بهائم و چهارپایان خواهند بود. در موضوع عقل گفته شد که زایل شدن عقول در آخرالزمان بدان معنی نیست که انسانها مانند دیوانههای زنجیری بشوند، بلکه با توجه به مفهوم حقیقی عقل، جامعهای پیش خواهد آمد که بسیاری از کرامتهای انسانی از میان خواهد رفت و مردم صرفاً در پی به دست آوردن و آباد ساختن دنیا هستند و تنها چیزی که بدان نمیاندیشند آخرت دست![۱۵].[۱۶]
فتنهانگیزی
مصادیق فتنه
مقابله با فتنهها و ضعفهای فرهنگی در امور نظامی
یکی از اقدامات فرهنگی رهبران معصوم اسلام(ع) در همه امور، بهویژه در امور نظامی، مقابله با آفتهای فرهنگی مهلکی است که بنیانهای فکری و فرهنگی مسلمانان را هدف قرار میدهد. در امور نظامی، گاهی دشمنان این آفتها را در سپاه اسلام میاندازند و همین ممکن است باعث گمراهی نیروهای اسلام شود که از آن به «فتنههای فرهنگی دشمن» تعبیر میکنیم. اموری چون سوءاستفاده از هنر و شعر، تحریف مفاهیم دینی، و ارائه قرائتهای التقاطی از دین از این قبیل به حساب میآیند. گونه دیگری از آفتها هم هست که از درون نیروهای سپاه اسلام میجوشد و اگر جلوی آن گرفته نشود، میتواند بسان میکروبی خطرناک ضربههای سهمگینی بر مسلمانان وارد کند. اینگونه آفات را «ضعفهای فرهنگی نیروهای خودی» میخوانیم. اموری چون افراط و تفریط، ترویج خرافات، بیوفایی و خیانتورزی، بدعت و تحریف در این رده قرار میگیرد. رهبران معصوم اسلام(ع) در هر دو جبهه به مقابله با این آفتهای فرهنگی برخاستند. آنان با افشاگری و گاهی نیز با برخوردهای عملی و تند، تلاش میکردند ریشه فتنههای فرهنگی دشمن را بخشکانند؛ اما در برابر ضعفهای فرهنگی نیروهای خودی با تذکر، نصیحت، هشدار و گاهی با صدور دستوراتی قاطع، اقدام به اصلاح امور میکردند. در این فصل به بررسی و تحلیل سیره رهبران معصوم اسلام(ع) در این موضوع خواهیم پرداخت.[۱۷]
مفهومشناسی واژههای فتنه و فتنه فرهنگی
«فتنه» در زبان عربی به معنای گذاشتن طلا در آتش برای جدا کردن خالص از ناخالص است[۱۸]. این واژه در زبان فارسی به معنای امتحان کردن، آزمودن (برای نشاندادن صفات باطنی انسانها)، گمراه کردن، ضلالت، اختلاف افکندن در میان مردم، آشوب، محنت و عذاب آمده است[۱۹]. فتنه در اصطلاح به معنای سازماندادن به یک سلسله عملیات کور و ناشناخته است که برای رسیدن به اهداف پنهانی و غافلگیرانه انجام میشود و در اصطلاح سیاسی معاصر آن را «بحران» مینامند. فتنه به معنای اسم مصدری به جریانهایی میگویند که از ترکیب پیچیده اعمال بهظاهر کور و ناشناخته شکل میگیرند و اهداف پنهانی و غافلگیرانهای را دنبال میکنند[۲۰].
معمولاً تصمیمگیری در فتنهها و بحرانها بسیار مشکل است و این به دلیل پنهانکاری و نفاق و خدعهای است که در سازماندهی آنها به کار گرفته میشود و همین، موضعگیری مشخص در برابر آنها را دشوارتر میکند. چندبُعدی بودن فتنهها و بحرانها حتی تشخیص آنها را هم مشکل میکند و موجب سردرگمی و اختلال فکری و حتی گمراهی افراد میشود. امام علی(ع) در خطبهای که بعد از جنگ نهروان ایراد کرد، همین مطلب را یادآور شد: «فتنهها آنگاه که رو آورند با حق مشتبه میشوند و هنگامی که پشت کنند، ماهیت آنها بر همهکس روشن میگردد»[۲۱]. ابن ابیالحدید در شرح این جمله مینویسد: «معنای سخن حضرت این است که یکی از ویژگیهای فتنه این است که هنگام رخدادن و در ابتدای امر، مشتبه است و نمیتوان حق را از باطل تشخیص داد؛ تا اینکه فتنه روی گرداند که در آن موقع وضعیتش روشن میشود»[۲۲]. در قرآن مجید فتنه به معانی متعددی به کار رفته است؛ گاهی به معنای آزمایش و امتحان یا بلا و مصیبت و عذاب[۲۳]، و گاهی به معنای بلاهای اجتماعی و مصائبی است که دامن همه را میگیرد و به اصطلاحتر و خشک را با هم میسوزاند[۲۴].
در تفسیر المیزان درباره فتنه میخوانیم: فتنه عبارت است از اینکه بعضی از امت با برخی دیگر اختلاف کنند در امری که تمامی امت حقیقت امر را میفهمند که کدام است؛ و لیکن یک دسته از قبول آن سرپیچی نموده، آگاهانه اقدام به ظلم و منکر کنند. آن دسته دیگر هم که حقیقت امر را قبول کردهاند، آنان را نهی نمیکنند. در نتیجه آثار سوء آن دامنگیر همه امت میشود. بهطور مسلم همه ظلمها اینگونه نیستند و مقصود ارتکاب هرگونه ظلمی نیست؛ چون همه ظلمها چنین اثر سویی ندارند. همچنین از اینکه خداوند همه امت را از آن زنهار داده است، معلوم میشود که منظور، ظلمی است که عمومی باشد، و چنین ظلمی باید از قبیل بههمخوردن حکومت بر حق اسلامی باشد و اینکه کسی بهناحق زمام آن را به دست بگیرد و احکام قطعی کتاب خدا و سنت را که راجع به حکومت حق است، پایمال کند[۲۵]. قرآن فتنهها و بحرانها را زاییده مقاصد شوم سران استکبار و الحاد میداند و برای فرونشاندن و یا جلوگیری از بروز فتنه و به ثمر نشستن آن، حتی جنگ را اجتنابناپذیر میشمارد و با دستور ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ﴾[۲۶]جنگ محدود را برای جلوگیری از جنگ فراگیر و نامحدودی که از اهداف سران فتنهانگیز است، تجویز میکند[۲۷]. بنا بر آنچه گذشت فتنه به معنای ایجاد اختلال و بر هم زدن نظم، ایجاد آشوب و سلب آرامش فکری و روانی جامعه، به هر طریقی که صورت پذیرد، است و این نوع فتنهگری از نظر قرآن مذموم است. البته واژه فتنه به معانی دیگری نیز آمده است؛ اما آنچه در این بحث منظور ماست، همین معنای منفی آن است که ذکر شد.
منظور ما از فتنه فرهنگی در این فصل، اقدامات فتنهگرانه برخی دشمنان با استفاده از ابزارها و روشهای فرهنگی چون هنر و شعر، خرافات و حتی گاهی استفاده ابزاری از دین برای ایجاد تزلزل در اعتقادات دینی و مبانی فکری مردم و تیرهوتار کردن فضای تصمیمگیری است. در این صورت است که حق و باطل در هم میآمیزند و باطل لباس حق میپوشد و بسیاری را میفریبد.[۲۸]
آثار و پیامدهای فتنه فرهنگی
فتنه فرهنگی، آثار و پیامدهای متعددی دارد که اگر کنترل نشود، جامعه دینی و نظام اسلامی را با چالش جدی مواجه میکند و حتی ممکن است حاکمیت اسلامی را به خطر اندازد و آن را به ورطه سقوط افکند و سرنوشت جامعه را به دست فتنهگران بسپارد. در این بخش به برخی از این پیامدها اشاره میکنیم.
برپایی و گسترش پرچمهای گمراهی
یکی از پیامدهای فتنه فرهنگی، برپایی و گسترش پرچمهای گمراهی در میان مردم است. وقتی فتنهای رخ داد و شماری از مردم را با خود همراه کرد و آنان را از مسیر حق و هدایت جدا نمود، زمینهای فراهم میشود که این انحراف و گمراهی تداوم یابد و همچنان عدهای را از مسیر حق خارج کند. در این وضعیت تئوریپردازان اولیه فتنه، همین راه را پی میگیرند و شعاع اجتماعی آن را گسترش میدهند و با تئوریپردازیهای تکمیلی، در طول دورانهای متمادی آن را به یک فکر، ایدئولوژی و سپس به یک مکتب تبدیل میکنند و به کمک آن جامعهای را قرنها از حق دور میکنند و در دام باطل میاندازند. بسیاری از مکاتب منحرف اخلاقی و اعتقادی که در طول تاریخ باعث انشعابات فراوان در اسلام عزیز و جامعه اسلامی شدهاند و تودههای بیشماری از جامعه اسلامی را از مسیر حق خارج کردهاند و در مقابل مکتب اهلبیت(ع)، راهورسم دیگری را تبلیغ و ترویج نمودهاند معلول همین فتنههای فرهنگی برپا شده در دین و جامعه اسلامی بودهاند که تا امروز نیز استمرار یافتهاند. علامه محمدتقی جعفری دراینباره مینویسد: چنان نیست که تباهیها، جریانات زودگذر باشند؛ بلکه حامیان و هواداران انحرافات و خودکامگیها برای تاختوتاز خود میدانی باز میکنند و پرچمها بلند میکنند و حتی به اصطلاح ایدئولوژی میسازند و عقایدی را وضع میکنند و آنگاه به نام مکتب، علم، فلسفه و ایدئولوژی مغزها را شستوشو و ارواح آدمیان را از اعتدال و بندگی و رشد و کمال منحرف میسازند[۲۹].[۳۰]
فراموشی و نابودی ارزشها
وقتی جامعهای گرفتار فتنه شد، و نتوانست حق و صاحبان حق را برای خود حفظ کند و در نتیجه رهبران عادل و ارزشگرای خود را از دست داد، ارزشهای اصیل و ناب هم فراموش میشوند و جای آنها را ضدارزشها میگیرند و مردم از ارزشهای اصیل متنفر میشوند؛ چون حاکمانی که از دل فتنه سر بر میآورند و امور را به دست میگیرند، سود خود را در از بین بردن یا دگرگونی ارزشهای اسلامی میبینند و برای تحقق آن تلاش میکنند؛ زیرا با حاکمیت ارزشها، امکان حیات سیاسی فتنهگران فراهم نخواهد بود. ازاینرو آنان برای پیشبرد اهداف خود، ارزشهای واقعی و اصیل را از بین برده یا به فراموشی میسپارند و بدعتها را به نام ارزش بر جامعه تحمیل میکنند و مردم را بر مبنای همان ارزشهای جعلی میپرورند تا بتوانند بر مبنای آن بر مردم حکومت کنند. امیرمؤمنان علی(ع) در پیشبینی حوادث آینده و فتنه بنیامیه و پیامدهای آن فرموده بود: بهزودی پس از من زمانی بر شما خواهد آمد که در آن حق، مخفیترین امور، و باطل آشکارترین است. در آن عصر بیشترین دروغها را به خدا و رسول نسبت خواهند داد و در چنین روزگاری هیچ کالایی نزد مردم زیانبارتر از قرآن نیست، هنگامی که از روی حق و راستی تفسیر و تأویل شود؛ اما اگر معنای کلماتش را تغییر دهند، پرسودتر از آن وجود ندارد. در شهرها چیزی زشتتر از کارهای پسندیده، و پسندیدهتر از کارهای زشت یافت نمیشود. کسانی که با قرآن آشنا هستند بدان بیاعتنایند و کسانی که آیاتش را حفظ کردهاند، فراموش کنند. در آن عصر قرآن و یاران صدیق آن از جامعه طرد و منزوی میشوند؛ هر دو با هم در یک راه سیر میکنند و میان مردم پناهی ندارند. پس در چنین زمانی قرآن و یاران آن در بین مردم هستند؛ ولی در حقیقت با آنها نیستند؛ زیرا گمراهی با هدایت یکجا جمع نمیشود[۳۱].[۳۲]
حاکمیت باطل
یکی دیگر از پیامدهای فتنه فرهنگی، حاکمیت باطل در میان مردم است. وقتی جامعهای نتوانست حق و صاحبان حق را برای خود حفظ کند و در جریان فتنه و جو تردید و تشویش، اهل حق را از متن جامعه کنار زد و حاکمیت حق را برانداخت، افرادی نالایق در مصدر امور قرار میگیرند؛ افرادی که نه شناخت درستی از اسلام دارند و نه علاقمند به اجرای احکام اسلامی هستند. پس گرایش اینان به باطل خواهد بود و حاکمیتشان زمینهساز گمراهی مردم و دور شدن از حق و فطرت انسانی میشود. سقیفه بنیساعده، فرمان منع کتابت و نقل حدیث نبوی، تبلیغات گسترده بنیامیه بهویژه معاویه بر ضد خاندان پیامبر(ص) و جعل احادیث فراوان بر ضد آنان، مراحل مختلف یک فتنه دامنهدار و یک طرح گسترده، برای کنارزدن ارزشها و رهبران الهی بود و به این ترتیب آنها توانستند قرائتی کاملاً جعلی از اسلام در جامعه رواج دهند و تا مدتها حکومت طاغوتی اموی را بر مردم تحمیل کنند.
امام علی(ع) سالها پیش از رخ نمودن نتایج این فتنهها با پیشبینی این ماجرا، دراینباره فرموده بود: پس از من سلطانی بیباک بر شما مسلط شود که به پیران شما احترام نگذارد و به خردسالانتان رحم نکند و دانشمندانتان را تکریم نکند و حق شما را در میانتان بهطور مساوی تقسیم نکند شما را بهشدت بزند و خوار کند و شما را پیشاهنگ پیکارها قرار دهد و از همه طرف راحتی را از شما سلب کند و شما را پیشخدمتها و دربانهای خود قرار دهد تا سرانجام توانگر شما، ناتوان را نابود سازد و به جز ستمگران، کسی از شکنجه آنان امان نیابد و البته آنها هم اندکاند...[۳۳].[۳۴].[۳۵]
آسیبدیدن همه مردم
یکی از پیامدهای فتنه، بهویژه فتنه فرهنگی، متضرر شدن همه افراد جامعه است. قرآن کریم میفرماید: ﴿وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[۳۶]. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه میفرماید: آثار فتنه، تنها فردی و شخصی نیست؛ بلکه همه اجتماع را در بر میگیرد. این آیه میخواهد همه مؤمنان را از فتنهای که مخصوص ستمکاران ایشان است، نه مربوط به کفار و مشرکان، بازدارد. اگرچه این عذاب ویژه ستمکاران جامعه مؤمنان است، مخاطب آیه همه مؤمناناند؛ زیرا آثار سوء آن گریبانگیر همه میشود. بنابراین همه افراد امت باید در صدد دفع آن برآیند و با امربهمعروف و نهی از منکر که خدا بر ایشان واجب کرده است، از شعلهورشدن آتش آن جلوگیری کنند. بنابراین آیه در پی تحذیر همه مسلمانان از سهلانگاری در امر اختلافات است؛ اختلافاتی که آنان را به تفرقه میکشاند و باعث میشود که وحدت مسلمین به تشتت و چنددستگی مبدل شود. روشن است که در این صورت هر دسته که غالب شود زمام را به دست میگیرد و نیز معلوم است که این غلبه، غلبه فساد است و نه غلبه کلمه حق و دین حنیف که خداوند تمام مسلمانان را در آن شریک کرده است. پس گویا این فتنه ویژه یک دسته است - یعنی ویژه ستمکاران - اما اثر سوء آن دامنگیر همه میشود و در اثر اختلاف، همه دچار ذلت و مسکنت و هر بلا و تلخکامی دیگری میشوند و همه در پیشگاه خداوند متعال بازخواست میشوند و البته خداوند سختکیفر است[۳۷].
در سخنان امیر بیان، امیرمؤمنان(ع) نیز آمده است: (بر اثر فتنه) دلها از استقامت به باطل گراید و مردان پس از سلامت نفس گمراه گردند و هنگام فتنه، هواوهوسها مختلف شود. به هنگام نمودارشدن فتنه، اندیشههای مردم و رأیهایشان در هم آمیزد. هر کس در مقابل آن مقاومت کند و در اندیشه مبارزه افتد، فتنه او را بشکند و هر که سعی کند تا آن را از بین ببرد، فتنه او را نابود سازد. در فتنه مردم همانند خران وحشی در رمه، یکدیگر را به دندان بگزند؛ رشته نجات الهی از هم بگسلد و چهره زیبای حقیقت پوشیده شود و در آن حکمت نابود گردد؛ ستمکاران به سخن در آیند و بادیهنشینان را با حلقه آهنین لگام و پتک خود بکوبند و اسب فتنه با سینه خود آنان را خرد کند... هوشمندان خردمند از آن بگریزند و اشرار و فرومایگان، مدبران قوم گردند... آن کس که بخواهد به بیزاری از فتنه فاصله گیرد و خود را در امان نگاه دارد، نمیتواند و خواهناخواه دستخوش حوادث آن گردد[۳۸]. در توضیح این سخن گرانسنگ میتوان گفت اگرچه فتنهانگیزان ممکن است از روی آگاهی و هشیاری شروع به کار کنند و از این جهت تلاش کنند تا شکنندگی فتنهها همه را فرانگیرد، ولی تردیدی در این نیست که جریان استمراری فتنهها، چنان در مجرای قوانین خاصی حرکت نمیکند که بتوان همه جهات و ابعاد آن را پیشبینی کرد و آن را بهطور دلخواه، بهسوی اهداف تعیین شده پیش برد. علت این آشفتگی در تحولات و فتنهها، کاملاً روشن است؛ یعنی حضور ناآگاهانه و چشمگیر مردمی که در حرکات تحولی و یا در امواج فتنه شرکت دارند. ناآگاهی مردم از علل و شرایط و اهداف فتنهها از یک سو، و تنگنظری و هواپرستی و خودخواهی فتنهانگیزان از سوی دیگر، باعث میشود که انسانهای بسیاری که خود را به آشفتگیهای تحولات یا فتنهها نزدیک میکنند، در برابر ضربههای مهلک حوادث آسیب ببینند[۳۹].[۴۰]
پرسش مستقیم
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۹۲.
- ↑ لسان العرب، واژه «فتن».
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۲۳.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه ۶۵۲-۶۵۳؛ شرفالدین، سید حسین، ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم، ص ۴۵۵؛ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۳۵۳.
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۲۳؛ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۷، ص۲۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۲، ص۷۳.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰.
- ↑ الحدائق الناضرة، ج ۲۳، ص۴۷؛ جواهر الکلام، ج ۲۹، ص۹۷.
- ↑ مهذب الاحکام، ج ۱۶، ص۱۳۰.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه ۶۵۲-۶۵۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۳۱.
- ↑ کنز العمال، حدیث ۳۰۸۵۰.
- ↑ کنز العمال، حدیث ۳۱۱۹۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۷۳.
- ↑ ملاحم، ص ۲۰ - ۲۱. ر. ک: عقل.
- ↑ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۴۹.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۰.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات راغب، ماده فتن.
- ↑ حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، ماده فتنه.
- ↑ ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.
- ↑ شریف رضی، نهجالبلاغه، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، خطبه ۹۲.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۷، ص۵۳-۵۹.
- ↑ برای نمونه در آیات: ﴿يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ * ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ﴾ «روزی که آنان بر آتش (دوزخ) سوزانده شوند * عذاب خود را بچشید! این همان است که به شتاب میخواستید» سوره ذاریات، آیه ۱۳-۱۴.
- ↑ برای نمونه در آیه: ﴿وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ «و از فتنهای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمیرسد (بلکه دامنگیر همه میشود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.
- ↑ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۵۱.
- ↑ «و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند» سوره بقره، آیه ۱۹۳.
- ↑ عباسعلی عمید، زنجانی فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۲.
- ↑ محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج۱۹، ص۹۴.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۵.
- ↑ شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۷.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۶.
- ↑ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد، ج۱، ص۲۸۱؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۷۷۵؛ محمدباقر محمودی، نهج السعادة، ج۲، ص۴۸۶.
- ↑ لازم به ذکر است بندهای «الف»، «ب» و «ج» از پیآمدهای فتنه فرهنگی برگرفته از پایاننامه کارشناسیارشد فاضل ارجمند جناب آقای محمدرضا احمدی ندوشن با موضوع «شبههها و فتنههای فرهنگی در زمان حکومت علی»، متعلق به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی است. البته در تمامی موارد به منابع مورد استناد، مراجعه شده است.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۷.
- ↑ «و از فتنهای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمیرسد (بلکه دامنگیر همه میشود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.
- ↑ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۵۱.
- ↑ شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۱.
- ↑ مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، علی و فتنهها، ص۱۲.
- ↑ رستمی، علی امین، آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۸۸.