آیه نصرت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۳۸: خط ۳۸:
#دسته دیگر، منظور از مؤمنان در این آیه را همه [[مهاجران]] و انصار دانسته که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[یاری]] کردند. <ref>طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۱۳۲.</ref>.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.</ref>.
#دسته دیگر، منظور از مؤمنان در این آیه را همه [[مهاجران]] و انصار دانسته که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[یاری]] کردند. <ref>طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۱۳۲.</ref>.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.</ref>.


'''مصداق [[مؤمنین]] در روایات'''
در مجموع، دیدگاه اول با روایات متعدد و صحیحی که در منابع معتبر فریقین ذکر شده، به حقیقت نزدیک‌تر است.
 
[[روایات]] فراوانی وجود دارد، که هم علّامه امینی در [[الغدیر]]<ref>الغدیر، ج ۲، ص ۴۹ به بعد.</ref> و هم نویسنده‌ احقاق الحق‌<ref>احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴ به بعد.</ref>، این روایات را ذکر کرده‌اند. این روایات بر دو قسم است:
 
# نخست، روایاتی که می‌گوید: «نخستین یار و [[یاور]] پیامبر{{صل}} [[حضرت علی]]{{ع}} است و [[آیه نصرت]] اشاره به آن حضرت دارد.
# دوم، روایاتی که درباره نصرت علی{{ع}} [[سخن]] می‌گوید، ولی در مورد تطبیق آیه نصرت بر علی{{ع}} مطلبی ندارد. از هر گروه از روایات مذکور به یک [[روایت]] [[قناعت]] می‌کنیم:
 
۱. [[ابن عساکر]]، نویسنده کتاب‌ [[تاریخ دمشق‌]]، روایت زیر را از أبو هریره‌ نقل می‌کند: «بر ساقه [[عرش]] این جملات نوشته شده است: هیچ خدایی جز من که [[یکتا]] هستم نیست، من شریکی ندارم، [[محمّد]]، [[بنده]] و فرستاده من است، و من او را به وسیله علی [[تأیید]] کردم و منظور از [[آیه نصرت]] همان چیزی است که در ساقه عرش پیرامون [[نصرت]] علی آمده است»<ref>{{متن حدیث|مَکْتُوبٌ عَلَی الْعَرْشِ لا الهَ الّا أنَا وَحْدی‌، لا شَریکَ لی‌، وَ مُحَمَّدٌ عَبْدی‌ وَ رَسُولی‌، ایَّدْتُهُ بِعَلِیٍّ وَ ذلِکَ قَوْلُهُ «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ‌}}؛ به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.


'''[[دفاع از اسلام]] با تمام توان‌'''
'''[[دفاع از اسلام]] با تمام توان‌'''

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۹

آیه هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ
ترجمه آیه
«اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت»
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۶۲ سورهٔ انفال از جزء 10 قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهامیرالمؤمنین (ع)
مصادیق برای آیهامیرالمؤمنین (ع)
دلالت آیه

آیه﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ[۱] از جمله آیاتی است که بر افضلیت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت می‌کند. در این آیۀ شریفه، خداوند به صراحت از پشتیبانی و حمایت خود از رسولش خبر می‌دهد و بیان می‌کند که این پشتیبانی به واسطۀ مؤمنان صورت گرفته است.

براساس احادیث متعدد و معتبری که محدثان و مفسران شیعه و سنی از برخی صحابه بزرگ روایت کرده‌اند، پیامبر اکرم(ص) مراد از مؤمنین در آیه را حضرت امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرده‌اند.

روشن است که حمایت خداوند از رسولش به واسطۀ امیرالمؤمنین(ع)، فضیلتی بسیار عظیم است که هیچ یک از صحابه از آن برخوردار نیست، در نتیجه این آیه به صراحت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و به حکم قاعده عقلی قبح تقدم مفضول بر فاضل، دلیلی محکم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) به شمار می‌رود.

با این حال برخی مخالفین همچون ابن تیمیه مناقشات و اشکالاتی را به سند و دلالت احادیث وارد ساخته و دلالت آیه بر امامت آن حضرت را منکر شده‌اند.

شرح و تفسیر

مصداق مومنین

در اینکه در آیه شریفه، نصرت در مورد چه کسی نازل شده و منظور از مؤمنین چه کسانی هستند، مفسران بر اساس روایات آراء و دیدگاه‌های مختلفی پیرامون مصداق مؤمنون در آیه بیان کرده‌اند که در اینجا به سه دیدگاه عمده اشاره می‌کنیم

  1. بر اساس برخی روایات نقل‌شده از مفسران شیعه [۲] و اهل سنت [۳] واژه «مؤمنان» در این آیه به امام علی(ع) اشاره دارد و این آیه یکی از آیات بیان‌کننده فضایل آن حضرت به شمار می‌رود. به گفته برخی مفسرین، آیه نصرت به تمامی یاران پیامبر(ص) اشاره دارد، اما امیرالمؤمنین(ع) برجسته‌ترین مصداق آن است [۴] و براساس روایات [۵] ثبتِ نامِ امام آن حضرت بر عرش، به حکم عقل، نمایانگر برتری و شایستگی ایشان برای جانشینی پیامبر اکرم(ص) است.[۶].
  2. برخی دیگر از مفسرین مراد از مؤمنان در آیه نصر را انصار (اوس و خزرج) دانسته و به دشمنی و جنگ‌های میان این دو قبیله اشاره کرده‌ و معتقدند این دیدگاه از بیان امام باقر(ع) گرفته شده است.[۷]. طبرسی، نویسنده مجمع البیان، این نظر را پذیرفته و آن را نظر اکثر مفسران دانسته است.[۸].
  3. دسته دیگر، منظور از مؤمنان در این آیه را همه مهاجران و انصار دانسته که پیامبر اکرم(ص) را یاری کردند. [۹].[۱۰].

در مجموع، دیدگاه اول با روایات متعدد و صحیحی که در منابع معتبر فریقین ذکر شده، به حقیقت نزدیک‌تر است.

دفاع از اسلام با تمام توان‌

در آیات ذکر شده اهمّیّت فوق‌العاده علی(ع)، در سایه حمایت از پیامبر(ص) به دست می‌آید. امیر المؤمنین(ع) این موقعیّت ممتاز را در سایه تلاش برای دفاع از رهبری مسلمانان کسب کرد. در لحظاتی که اسلام در لبه پرتگاه و در آستانه سقوط بوده، علی(ع) را در میدان می‌بینیم که با تمام نیرو به دفاع از اسلام می‌پردازد. مثلًا در جنگ احُد که همه فرار کرده بودند علی(ع) به تنهایی مشغول مبارزه با دشمن می‌شود، علی از پیامبر(ص) خبری ندارد، ولی می‌داند که پیامبر کسی نیست که پشت به جبهه کند. بدین جهت همان‌طور که مشغول جنگ است به دنبال پیامبر(ص) نیز می‌گردد، حضرت را در گوشه‌ای از میدان جنگ می‌یابد که دندان مبارکش شکسته و از پیشانی‌اش خون جاری است، پروانه‌وار به دور محبوبش می‌چرخد و یکّه و تنها از پیامبر اسلام(ص) و کیان اسلام دفاع می‌کند، و زخم‌های فراوانی برمی‌دارد[۱۱]. شیعیان آن حضرت نیز باید با جان، مال، اخلاق، حُسن معاشرت، محبّت، علم و دانش و خلاصه، تمام استعدادها و توان خویش از اسلام دفاع کنند، تا ان شاء اللَّه فردای قیامت سرافراز باشند و شرمنده پیامبر(ص) و علی(ع) نگردند[۱۲].

احادیث مرتبط با آیه

حدیث اول

«عن النبی(ص): مَكْتُوبُ عَلَى الْعَرْشِ أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهُ إِلَّا أَنَا وَحْدِي لَا شَرِيكَ لِي وَ مُحَمَّد عَبْدِي وَ رَسُولِي أَيَّدُتُهُ بِعَلِى فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ فَكَانَ النَّصْرُ عَلِیّا وَ دَخَلَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ فَدَخَلَ فِي الْوَجْهَيْنِ جَمِيعاً.» [۱۳]

«پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: روی عرش چنین نوشته شده است: همانا من خدا هستم و خدایی جز من نیست. یگانه‌ام و شریکی برای من نیست و محمد بنده و پیامبر من است. او را به وسیله علی تأیید کردم. سپس خدای عزوجل این آیه را نازل فرمود: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ منظور از نصر، علی بود و در مفهوم مؤمنان نیز وارد شده است. پس در هر دو وجه وارد شده است».

حدیث دوم

«عن الباقر(ع): ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ أی قَوّاکَ بِأَمیرِالمُومِنینَ وَ جَعفَرَ وَ حَمزَة و عَقیِل»[۱۴]

«از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ؛ یعنی تو را به وسیله امیرالمؤمنین، جعفر، حمزه و عقیل نیرومند ساخت».[۱۵]

دلالت آیه

افضلیت امیرالمومنین(ع)

علّامه حلّی می‌نویسد: از طریق ابونعیم از ابوهریره روایت شده است که] گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «بر عرش نوشته شده خدایی جز اللّه نیست. او واحد و بدون شریک است و محمّد بنده و رسول من است. او را به واسطۀ علی بن ابی‌طالب پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ یعنی با علی بن ابی طالب. و این از عظیم‌ترین فضائلی است که برای غیر او حاصل نشده، پس او امام است»[۱۶].[۱۷].

امامت امیرالمومنین(ع)

چنانچه گذشت حمایت خداوند از رسولش به واسطۀ امیرالمؤمنین(ع)، فضیلتی بسیار عظیم است که هیچ یک از صحابه از آن برخوردار نیست، در نتیجه این آیه به صراحت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و به حکم قاعده عقلی قبح تقدم مفضول بر فاضل، دلیلی محکم بر اثبات ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) به شمار می‌رود.[۱۸].

مناقشات ابن تیمیه

ابن تیمیه از جمله کسانی است که طبق رویه همیشگی خود در مواجهه با آیات و روایات فضائل امیرمومنان علیه السلام، پس از تردید در صحّت حدیث و دروغ و ساختگی خواندن آن! در برابر این نصّ صریح، اجتهاد کرده و قرآن را براساس هوای نفس خود تفسیر کرده است. وی در مقابل استدلال محکم علّامه حلی در منهاج الکرامه، می‌نویسد:

«و پاسخ به ایشان وجوهی دارد:

  1. نخست، مطالبۀ صحت نقل است و اما صرف نسبت دادن و استناد به روایت ابونعیم به اتّفاق عالمان حجت نیست.
  2. این حدیث به اتّفاق همه حدیث شناسان دروغ و ساختگی است.
  3. همانا خدای تعالی فرموده است: ﴿ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ و این نص است در این‌که مؤمنان جمع زیادی هستند که میانشان همدلی برقرار می‌شود، در حالی که علی(ع) یکی از آنهاست.
  4. به ضرورت و تواتر معلوم است که بر پایی دین پیامبر(ص)، به صرف موافقت علی(ع) نبوده است.
  5. همانا برای علی از اسلام اثر نیکویی نیست مگر این‌که نظیر آن برای صحابۀ غیر از او هم وجود دارد و برخی از صحابه آثار و نشانه‌هایی عظیم‌تر از آثار علی(ع) دارند[۱۹].[۲۰]

نقد و بررسی

در بطلان دو اشکال نخست ابن تیمیه جهت اثبات صحت نقل احادیث ذیل آیه، همین بس که حدیث مورد استناد علّامه حلّی را محدثان و مفسران نامدار سنی به اسانید خود از گروهی از صحابه روایت کرده‌اند. برخی از راویان حدیث در میان صحابه عبارت‌اند از: عبداللّه بن عباس؛ جابر بن عبداللّه انصاری؛ ابو الحمراء؛ ابوهریره و انس بن مالک. از محدثان مشهوری که این حدیث را در آثار خود ذکر کرده‌اند نیز می‌توان به این افراد اشاره کرد: طبرانی؛ ابونعیم اصفهانی؛ خطیب بغدادی؛ ابن عساکر دمشقی و دیگران.

به عنوان نمونه طبرانی در المعجم الکبیر می‌نویسد: «محمّد بن عثمان بن ابی شیبه به سند خود از ابو الحمراء خادم پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و گفت: شنیدم رسول خدا(ص) می‌گفت: هنگامی که در شب معراج مرا به آسمان بردند، داخل بهشت شدم، آن‌گاه دیدم در ساق عرش نوشته شده است: «خدایی جز اللّه نیست، محمّد رسول خداست و او را به واسطۀ علی حمایت و یاری کردم»[۲۱].

ابونعیم اصفهانی نیز به اسناد خود،حدیث را از ابو الحمراء روایت کرده است. وی در حلیة الأولیاء می‌نویسد: «محمّد بن عمر بن سلم به سند خود، از ابو الحمراء (ملازم رسول خدا(ص)) بر ما حدیث کرد و گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «شبی که مرا به معراج بردند، دیدم بر ساق عرش ثبت شده است: من بهشت عدن را درخت‌کاری کردم، محمّد(ص) برگزیدۀ من از میان خلق‌ام است او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم». حدیث غریبی از یونس از سعید بن جبیر است که آن را ننوشتم مگر از این وجه»[۲۲].

خطیب بغدادی هم این حدیث را به اسناد خود از انس روایت کرده، می‌نویسد: «ابوسعد مالینی به سند خود، از انس بن مالک برای ما نقل کرد که گفت: پیامبر(ص) فرمود: «هنگامی که به آسمان عروج کردم، دیدم بر ساق عرش نوشته شده: خدایی جز اللّه نیست محمّد رسول خداست. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم، او را به واسطۀ علی یاری کردم»[۲۳]

و بالأخره ابن عساکر به اسناد خود،حدیث را از ابوهریره نقل کرده است. وی در تاریخ مدینة دمشق می‌نویسد: «ابوالحسن علی بن مسلم شافعی به سند خود از ابوهریره به ما خبر داد که گفت: بر عرش نوشته شده خدایی جز اللّه نیست، یگانه و بی شریکم و محمّد بنده و رسول من است. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم و آن قول خداوند در کتاب خویش است که فرمود: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ تنها دربارۀ علی(ع) است»[۲۴].

در مجموع اسانید حدیث به گونه‌ای زیاد هستند که از مجموع آن‌ها اطمینان به صدور حاصل می‌شود. علاوه بر این‌که سند حدیث نیز صحیح است، اما هیثمی پس از نقل روایت طبرانی که پیشتر مطرح شد، دربارۀ سند آن می‌نویسد: «در آن عمرو بن ثابت قرار دارد و او متروک است»[۲۵] علت جرح «عمرو بن ثابت» یا همان «ابو المقدام» و سایر راویان این حدیث صرفاً تشیع آن‌هاست و چون وی به عثمان ناسزا می‌گفته و سلف را سب می‌کرده است، از این رو از او بد گفته‌اند. مثلاً ابوداوود علی رغم نقل حدیث از ابو المقدام می‌گوید: «او رافضی خبیث و مرد بدی است، اما در عین حال او را تصدیق کرده و گفته است: عمرو بن ثابت رافضی رجلٌ سوء ولکنّه کان صدوقاً فی الحدیث»[۲۶].

بررسی شرح حال ابو المقدام نشان می‌دهد که خدشۀ هیثمی در سند حدیث مردود است، چرا که به تصریح ابن حجر عسقلانی در مقدمۀ فتح الباری، تشیع به وثاقت راوی لطمه نمی‌زند، به همین جهت در میان رجال صحیحین فراوانند کسانی که قائل به تقدم امیرالمؤمنین(ع) بر شیخین بوده‌اند. بالاتر از آن این‌که بسیاری از صحابه بزرگ و تابعان مشهور بر این عقیده بوده‌اند، چنان‌که در کتاب الإستیعاب[۲۷] و نیز در کتاب الفصل فی الأهواء و الملل و النحل[۲۸] به این حقیقت تصریح شده است.

بنابر این، این حدیث از نظر سند هم صحیح و بدون اشکال است، ضمن این‌که این حدیث را مصحف ابن مسعود نیز تایید می‌کند. ابن ابی حاتم در تفسیر خود آورده است که ابن مسعود در مصحف خود آیۀ شریفه ﴿وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ[۲۹]‌ را به این صورت نوشته است: کفی اللّه المؤمنین القتال بعلیّ بن أبی‌طالب[۳۰]. بنابر این آنچه ابن تیمیه در وجوه سوم، چهارم و پنجم گفته است، اجتهاد در برابر نص و تفسیر آیۀ براساس هوای نفس خویش است و ارزش نقد ندارد.

حاصل آنکه براساس آیۀ ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ و حدیث تفسیری ذیل آن، خداوند پیامبرش را به وسیلۀ امیرالمؤمنین(ع) حمایت و پشتیبانی کرده و این آیۀ را در شأن ایشان نازل فرموده است. بنابر این، آیۀ شریفه به روشنی بر افضلیت و در نتیجه خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد[۳۱].

منابع

پانویس

  1. «اوست که تو را با یاری خود و مؤمنان حمایت و پشتیانی کرد». سوره انفال، آیه ۶۲.
  2. نک: به: بحرانی، البرهان فی تقسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۷۰۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۲.
  3. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲؛ ابن‌ عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۶۰؛ گنجی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۲۳۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۷۳؛ محب‌الدین طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶ق، ص۶۹؛ حموی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۲۳۶.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
  5. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قتدوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲.
  6. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
  7. شیخ طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۱۵۱.
  8. طبرسی، محمد بن الحسن، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۸۹.
  9. طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۱۳۲.
  10. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.
  11. نور الابصار، ص ۹۷- ۹۶.
  12. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.
  13. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۲؛ صدوق، امالی، ص۲۱۵؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۴۲.
  14. المناقب، ج۲، ص۶۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۰۸.
  15. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۵، ص۶۱۶..
  16. البرهان الثالث والعشرون قوله تعالی: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ. من طریق أبی‌نعیم، عن أبی‌هریرة، قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله و سلّم: «مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحده لا شریک له، محمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ بن أبی‌طالب، وذلک قوله تعالی فی کتابه: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ، یعنی علیّ بن أبی‌طالب». و هذه من أعظم الفضائل التی لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام، منهاج الکرامة، ص۱۳۴.
  17. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۹-۱۰۰.
  18. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۹-۱۰۰.
  19. والجواب من وجوه: أحدها: المطالبة بصحّة النقل، وأمّا مجرد العزو إلی روایة أبی‌نعیم، فلیس حجّةً بالإتفاق.... الوجه الثانی: إنّ هذا الحدیث کذب موضوع باتّفاق أهل العلم بالحدیث.... الثالث: إن اللّه تعالی قال: ﴿ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وهذا نصّ فی أنّ المؤمنین عدد مؤلّف بین قلوبهم وعلیّ واحد منهم.... الوجه الرابع: أن یقال: من المعلوم بالضّرورة والتواتر أنّ النبی(ص) ما کان قیام دینه بمجرّد موافقة علیّ‌.... الوجه الخامس: إنّه لم یکن لعلیّ فی الإسلام أثر حسن إلّاولغیره من الصّحابة مثله، ولبعضهم آثار أعظم من آثاره، منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۸-۱۴۲.
  20. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۰۱-۱۰۲.
  21. حدثنا محمّد بن عثمان بن‌أبی‌شیبة، ثنا عبادة بن زیاد الأسدی، ثنا عمرو بن ثابت، عن أبی حمزة الثمالی، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء - خادم النبیّ (ص)، قال: سمعت رسول اللّه(ص) یقول: «لمّا اُسری بی إلی السّماء، دخلت الجنّة، فرأیت فی ساق العرش مکتوباً: لا آله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ ونصرته؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۲۰۰.
  22. حدثنا محمّد بن عمر بن سالم الحافظ - وما کتبته إلّاعنه -، قال: حدثنی محمّد بن الحسین بن مرداس من أصل کتابه، قال: أنبأنا أحمد بن الحسن الکوفی، قال: ثنا إسماعیل بن علیّة، عن یونس بن عبید، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء صاحب رسول اللّه (ص)، قال، قال رسول اللّه(ص): «رأیت لیلة أسری بی مثبتاً علی ساق العرش، أنا غرست جنّة عدن، محمّد(ص) صفوتی من خلقی، أیّدته بعلیّ‌». غریب من حدیث یونس عن سعید بن جبیر، لم نکتبه إلّامن هذا الوجه، حلیة الأولیاء، ج۳، ص۲۷.
  23. أخبرنا أبوسعد المالینی ـ قرائة ـ، أخبرنا عبداللّه بن عدیّ الحافظ ـ بجرجان ـ حدثنا عیسی بن محمّد بن عبداللّه أبو موسی البغدادی ـ بدمشق ـ حدثنا الحسین بن إبراهیم البابی، حدّثنا حمید الطویل، عن أنس بن مالک. قال: قال النبی(ص): «لمّا عرج بی، رأیت علی ساق العرش مکتوباً: لا إله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ‌، نصرته بعلیّ‌، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۷۳، ش۵۸۷۶.
  24. أخبرنا أبوالحسن علی بن المسلم الشافعی، أنا أبوالقاسم بن‌أبی‌العلاء، أنا أبو بکر محمّد بن عمر بن سلیمان العوفی النّصیبی، نا أبو بکر أحمد بن یوسف بن خلّاد، نا أبو عبداللّه الحسین بن إسماعیل المهری، ناعباس بن بکار، ناخالد بن‌أبی‌عمرو الأسدی، عن الکلبی، عن‌أبی‌صالح، عن أبی هریرة، قال: مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحدی لا شریک لی، ومحمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ‌، وذلک قوله فی کتابه: ﴿هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ علیّ وحده، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰.
  25. فیه عمرو بن ثابت و هو متروک، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۱.
  26. سنن أبی‌داود، ج۱، ص۷۲. همچنین ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۹؛ تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۵۵۵.
  27. الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۰، ش۱۸۵۵. همچنین ر.ک: أسدالغابة، ج۴، ص۱۸؛ تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۰، ش۴۰۸۹؛ الوافی بالوفیات، ج۲۱، ص ۱۷۸.
  28. الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ج۴، ص۱۱۱.
  29. «و خداوند در جنگ، مؤمنان را بسنده شد» سوره احزاب، آیه ۲۵.
  30. تفسیر ابن أبی حاتم، ج۹، ص ۳۱۲۶، ش۱۷۶۴۹. همچنین شواهد التنزیل، ج۲، ص۷ ، ش۶۲۹ و ۶۳۰؛ تفسیر القرطبی، ج۱، ص۸۴؛ الدرّالمنثور، ج۵، ص۱۹۲؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۱، ص۱۷۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰ و منابع دیگر.
  31. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۰2-۱۰7.