عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۸۱۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۳۳: خط ۳۳:
#'''[[عدل الهی]]''': عدل یکی از [[صفات خداوند متعال]] و از مهم‌ترین [[اهداف بعثت انبیاء]] است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}} «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. اهمیت عدل در [[دین مبین اسلام]] به قدری است که یکی از اصول پنج‌گانه [[مذهب تشیع]] را تشکیل می‌دهد. بی‌تردید [[خدا]] [[عادل]] است و [[جهان آفرینش]]، [[مظهر]] تام [[عدل الهی]] است: {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمان‌ها و زمین را راستین آفرید» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ}}<ref>ابن ابی الجمهور، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳.</ref>.
#'''[[عدل الهی]]''': عدل یکی از [[صفات خداوند متعال]] و از مهم‌ترین [[اهداف بعثت انبیاء]] است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}} «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. اهمیت عدل در [[دین مبین اسلام]] به قدری است که یکی از اصول پنج‌گانه [[مذهب تشیع]] را تشکیل می‌دهد. بی‌تردید [[خدا]] [[عادل]] است و [[جهان آفرینش]]، [[مظهر]] تام [[عدل الهی]] است: {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمان‌ها و زمین را راستین آفرید» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ}}<ref>ابن ابی الجمهور، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳.</ref>.
#'''[[عدل بشری]]''': در این نوع از عدل، محور، [[انسان]] [[عادل]] است و رعایت عدل از سوی او در دو [[جایگاه]] فردی (نسبت به خود) و [[اجتماعی]] (نسبت به دیگران) مطرح می‌شود<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶.</ref>. مراد از [[عدل فردی]]، تلاش [[فرد]] در جهت ایجاد [[توازن]] و [[اعتدال]] درونی است. در [[روایات اسلامی]] از این نوع از عدل، به عنوان بزرگ‌ترین عدل نام برده‌اند: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۳۶، ش۴۷۵۷.</ref> (نهایت عدل آن است که [[آدمی]] عدل را در وجود خود برقرار سازد). وجود چنین [[توازن]] درونی، مقدمه و لازمه [[برقراری عدل]] در سطحی وسیع‌تر یعنی [[اجتماع]] می‌باشد<ref>[[سلیمان خاکبان|خاکبان، سلیمان]]، [[رقیه یوسفی|یوسفی، رقیه]]، [[عدل اسلامی (مقاله)|عدل اسلامی]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]</ref>.
#'''[[عدل بشری]]''': در این نوع از عدل، محور، [[انسان]] [[عادل]] است و رعایت عدل از سوی او در دو [[جایگاه]] فردی (نسبت به خود) و [[اجتماعی]] (نسبت به دیگران) مطرح می‌شود<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶.</ref>. مراد از [[عدل فردی]]، تلاش [[فرد]] در جهت ایجاد [[توازن]] و [[اعتدال]] درونی است. در [[روایات اسلامی]] از این نوع از عدل، به عنوان بزرگ‌ترین عدل نام برده‌اند: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۳۶، ش۴۷۵۷.</ref> (نهایت عدل آن است که [[آدمی]] عدل را در وجود خود برقرار سازد). وجود چنین [[توازن]] درونی، مقدمه و لازمه [[برقراری عدل]] در سطحی وسیع‌تر یعنی [[اجتماع]] می‌باشد<ref>[[سلیمان خاکبان|خاکبان، سلیمان]]، [[رقیه یوسفی|یوسفی، رقیه]]، [[عدل اسلامی (مقاله)|عدل اسلامی]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]</ref>.
*[[عدالت]] دارای اقسامی است که از تقسیمات مختلفی به دست می‌آید. نخستین و اصلی‌ترین تقسیم در این زمینه، تقسیم [[عدالت]] به ملاحظه موصوف است که سایر تقسیم‌ها بر مبنا و در پی آن صورت میگیرد؛ بنابراین، ما نخست به شرح این تقسیم و اقسامی که از آن پدید میآید، می‌پردازیم.
*'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه موصوف''': [[عدالت]] یک صفت است و بسته به اینکه موصوف آن چیست؟ اقسامی پیدا می‌کند. پیش از این دانستیم که موصوف [[عدالت]] گاهی نفس و گاهی فعل [[انسان]] است؛ بنابراین طبق این تقسیم، [[عدالت]] دارای دو قسم است: [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[عدالت]] [[رفتاری]].
# '''[[عدالت]] [[نفسانی]]''':  [[عدالت]] [[نفسانی]] عبارت از آن است که همه قوای [[نفسانی]] در حالت [[اعتدال]] قرار گرفته، تحت [[فرمان]] [[عقل عملی]] فعالیت کنند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره این [[قسم]] [[عدالت]] می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً}}<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۸.</ref>؛ [[عدالت]] دارای چهار شاخه است: [[فهم]] دقیق، [[دانش]] عمیق، حکست شکوفا و [[حلم]] [[استوار]]. کسی که بفهمد، [[عشق]] [[دانش]] را در مییابد و هرکسی عمق [[دانش]] را دریابد از سرچشمه‌های [[حکمت]] [[سیراب]] بر میگردد و هرکس [[بردباری]] کند در کار خویش [[افراط]] نمی‌کند و در میان [[مردم]] ستوده می‌زید.
# '''[[عدالت رفتاری]]''': [[عدالت]] در این اصطلاح، به معنی مراعات [[حقوق]] و قرار دادن هر چیز در جای مناسب خویش است. [[عدالت]] [[رفتاری]] را میتوان با سه ملاحظه تقسیم کرد، نخست به ملاحظه حوزه اجرایی [[عدالت]]، دوم به ملاحظه عامل ایجاب‌کننده [[عدالت]] و سوم به ملاحظه طرفین [[عدالت]].
##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه حوزه تأثیر''':
### [[عدالت درونی]]: [[عدالت]] [[رفتاری]] گاهی مربوط به [[رفتار انسان]] در حوزه نفس خویش است، در این صورت [[عدالت]] درونی نامیده می‌شود.
### [[عدالت شخصی]]: گاهی [[انسان]] [[عدالت]] را در خارج از حوزه نفس [[اجرا]] می‌کند، ولی تنها در خصوص [[رفتار شخصی]]، در این صورت [[عدالت]] شخصی نامیده می‌شود.
### [[عدالت اجتماعی]]:
##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه عامل ایجاب‌کننده''': عاملی که [[عدالت]] را موجب می‌شود و [[انسان]] را به [[اجرای عدالت]] ملزم می‌کند گاهی در [[درون انسان]] قرار دارد و گاهی در بیرون از وجود [[انسان]]. قسم اول [[عدالت]] خودخواسته و اختیاری نامیده می‌شود و قسم دوم [[عدالت]] تحمیلی.
### [[عدالت اختیاری]]: [[عدالت]] اختیاری به [[رفتار]] عادلانه‌ای گفته می‌شود که بدون [[تحمیل]] و فشار خارجی با [[انگیزه]] و سائقه درونی صورت گیرد. در [[جوامع انسانی]] فراوانند کسانی که بدون توجه به عوامل خارجی، [[حقوق]] دیگران را ادا و حدود الاهی را مراعات میکنند، [[امانت]] را بر میگردانند، دیون خود را به هنگام ادا می‌کنند، با دست و زبان کسی را نمی‌آزارند، با هرکه [[معاشرت]] کنند، اگر [[یار]] شاطر نباشند، بار خاطر نمی‌شوند، مطابق [[شریعت]] [[معامله]] میکنند و مطابق [[فرمان]] الاهی، [[عبادت]]؛ به [[حق]] [[قضاوت]] میکنند، به [[راستی]] [[شهادت]] میدهند و... به این‌گونه رفتارها که چون جوشش چشمه از [[درون انسان]] سرچشمه میگیرند، [[عدالت]] اختیاری یا درون‌خیز می‌گوییم. [[رفتار عادلانه]] درون‌خیز حامل سه خبر از درون [[جان آدمی]] است: نخست آنکه فاعل آن از [[عدالت]] [[نفسانی]] بهره‌مند است، چون در غیر این صورت نمی‌توانست بدون هیچ [[انگیزه]] خارجی [[عدالت‌ورزی]] کند؛ دوم آنکه عقلش با [[سلامت]] و [[اقتدار]] بر دیگر قوای نفسش [[حکومت]] می‌کند. در غیر این صورت، [[شهوت]] و [[غضب]] [[فرصت]] [[رفتار عادلانه]] را از او میگرفتند؛ و سه دیگر آنکه، علقه [[ایمان به خدا]] چنان در قلبش [[استوار]] شده که پیوسته او را در [[صراط مستقیم]] نگاه می‌دارد. موانع [[عدالت]] اختیاری: [[فطرت انسان]] به خودی خود طرفدار [[عدالت]] است، اگر [[فطرت انسان]] تحت تأثیر عوامل خارجی [[بیمار]] و [[منحرف]] نشود، بی هیچ دعوتی مجذوب [[عدالت]] می‌شود تا آنجا که [[انسان]] حاضر می‌شود [[جان]] خود را در [[راه]] [[اجرای عدالت]] [[فدا]] کند. با این حال در همه حوزه‌ها با رفتارهایی مواجه میشویم که بر خلاف [[عدالت]] صورت میگیرند و انسان‌های فراوانی را میبینیم که با [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمی‌کنند. آنچه این‌گونه افراد را از [[عدالت‌ورزی]] باز میدارد ممکن است یکی از این سه باشد: نخست توجه به [[منافع]] شخصی مادی، دوم [[پیروی]] از [[امیال]]، [[هوس‌ها]] و [[هواهای نفسانی]] و سوم، بی‌مبالاتی. [[عدالت]] هر چند در نهایت به نفع همه [[آحاد]] انسان‌هاست و حتی [[منافع]] کلی اجراکننده خود را نیز تأمین می‌کند، گاهی در موارد جزئی با [[منافع]] شخصی ناسازگار است. گاهی [[التزام]] به [[عدالت]] مستلزم آن است که [[مالی]] را از [[کف]] دهیم و از منفعتی چشم بپوشیم. به همین [[دلیل]] کسی که عقلش به کمال نرسیده و ایمانش محکم نباشد، [[عدالت]] را نقض می‌کند. گاهی نیز [[اجرای عدالت]] هوس‌های ما را محدود و از [[اعمال]] بی‌حد و مرز [[شهوت]] و [[غضب]] جلوگیری می‌کند، به همین [[دلیل]] کسانی که تحت [[سیطره]] قوای تحریکی خود قرار دارند و نمی‌توانند با [[غضب]] و [[شهوت]] خود [[مخالفت]] کنند، برخلاف [[عدالت]] قدم برمی‌دارند. و گاهی هم نه این است و نه آن؛ ولی [[اجرای عدالت]] [[نیازمند]] دقت و به تلاش و قبول زحمت منوط است و [[انسان]] بر اثر بی‌مبالاتی در این مورد، کوتاهی می‌کند، چنان‌که یک [[قاضی]] بدون [[تحقیق]] در ابعاد مختلف یک پرونده حکمی بر خلاف [[عدالت]] صادر می‌کند.
###[[عدالت]] تحمیلی: گاهی ممکن است [[انسان]] با آنکه خود میلی به [[رفتار عادلانه]] ندارد تحت تأثیر عوامل خارجی مثل [[ترس]] از [[حکومت]]، مراعات انظار [[مردمان]]، [[هراس]] از بدنامی و... عادلانه [[رفتار]] کند. کم نیستند کسانی که از درون خود فرمانی برای مراعات [[حقوق مردم]] و [[امتثال]] [[اوامر]] الاهی دریافت نمی‌کنند و اگر از این قبیل عوامل بیرونی نیز تأثیر نپذیرند، حدود و [[حقوق]] را یکسره در مینوردند. [[رفتار عادلانه]] در چنین فضایی با نوعی از فشار و [[تحمیل]] صورت می‌گیرد و به همین [[دلیل]] آن را [[عدالت]] تحمیلی نام نهادیم. در مواردی که برخی [[انسان‌ها]] با میل و [[اراده]] خود [[راه]] [[عدالت]] نمی‌روند بر سایر [[انسان‌ها]] لازم است آنها را وادار به [[اجرای عدالت]] کنند [[تحمیل]] [[عدالت]] بر حسب مورد گاهی [[وظیفه]] [[آحاد]] [[مردم]] و گاهی [[تکلیف]] [[حاکمیت]] است. مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز به همین معنی است که به وسیله [[مردم]] برخی [[احکام]] قابل [[اجرا]] و پاره‌ای از [[حقوق]] قابل استیفاست و برخی دیگر تنها با دخالت [[حکومت]]، عملی و [[احیا]] میشوند. با توجه به اینکه همیشه افراد فراوانی یافت میشوند که به [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمی‌کنند و افراد و [[آحاد]] [[جامعه]] نیز نمی‌توانند آنها را وادار به [[عدالت]] کنند، [[جامعه انسانی]] محتاج [[حکومت]] عادله می‌شود. [[حکومت]] عادله به [[حکومتی]] میگوییم که هم [[قوانین]] عادلانه داشته باشد و هم حاکمی [[عادل]] که خود از [[اجرای قوانین]] سر باز نزند. چنین [[حکومتی]] میتواند از باب [[امر به معروف و نهی از منکر]] [[قانون]] خود را بر [[جامعه]] [[تحمیل]] کند.
##'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه طرفین''': [[عدالت]] با دو رکن محقق می‌شود: نخست کسی که [[عدالت]] میورزد و دیگر کسی که مشمول [[عدالت]] می‌شود. از [[تغییر]] این دو رکن برای [[عدالت]] اقسامی پیدا می‌شود<ref>ر.ک: احمد نراقی، معراج السعادة، ج۱، ص۸۲.</ref>.
### [[عدالت]] بین [[بندگان]] و [[حضرت]] [[خالق]]: [[حضرت حق]] [[بخشنده]] [[حیات]] و عطاکننده همه [[کمالات]] است و همه [[نعمت‌ها]] از آن سو به جانب [[بندگان]] سرازیر می‌شود؛ بنابراین بر [[بندگان]] لازم است در برابر این همه [[لطف]] و [[احسان]]، خدمتی به جا آورند؛ چون کسی که نعمتی دریافت کند و در صدد جبران برنیاید، [[ظالم]] شمرده می‌شود. جبران [[احسان]] نسبت به اشخاص مختلف، تفاوت پیدا می‌کند. اگر کسی که هم‌شأن و رتبه ماست [[احسان]] کند، جبران احسانش به این است که در موقع مناسب حداقل به همان مقدار به او [[احسان]] کنیم، ولی اگر سلطانی [[مقتدر]] عطایی فرستد، جبران آن عطا به فرستادن عطایی مشابه نیست؛ چراکه اولاً، [[رعیت]] از عهده عطایی چون عطای [[سلطان]] برنمی آید؛ و ثانیاً، [[سلطان]] را به آن نیازی نیست. بنابراین، برای جبران [[لطف]] شاهانه باید بقای دولتش را از [[خدا]] خواست و [[فضایل]] و محامدش را در مجامع بازگفت. [[خداوند متعال]] از [[خدمت]] و عطای [[بندگان]]، [[بی‌نیاز]] است و از [[شکر]] و ثنای ایشان مستغنی است؛ ولی با این حال بر [[بندگان]] [[واجب]] است در [[خداشناسی]] و [[خدادوستی]] بکوشند و برای [[امتثال]] [[فرامین]] الامی تلاش کنند و در [[التزام]] به [[دین]] و [[آیین]] و [[شریعت]] [[استواری]] کنند هرچند که همه اینها نیز از جمله نعمت‌های او به شمارند. بنده‌ای که در پیشگاه [[پروردگار]] خویش از این تلاش و کوشش فرو نگذارد و در [[اطاعت]] [[فرمان]] آن یکتای یگانه کوتاهی نکند، در رابطه با [[پروردگار]] خویش به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده و هر چه از این [[صراط مستقیم]] فاصله گیرد گرفتار [[ظلم و جور]] شده است.


==[[عدل الهی]]==
==[[عدل الهی]]==
۱۹٬۴۱۸

ویرایش