|
|
| خط ۲۴: |
خط ۲۴: |
|
| |
|
| == [[تفسیر مأثور از امام هادی]] == | | == [[تفسیر مأثور از امام هادی]] == |
| روایت کردهاند که [[یحیی بن اکثم]] به وسیلۀ [[نامه]] مسائلی را از [[موسی]] - فرزند [[امام جواد]]{{ع}} رسید. یکی از آن مسائل این بود که در [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> مخاطب چه کسی است؟ اگر مخاطب آن [[پیامبر]]{{صل}} بوده، آن [[حضرت]] در آنچه [[خدا]] بر او نازل کرده، [[شک]] نداشته است و اگر مخاطب غیر آن [[حضرت]] بوده، لازم است [[قرآن]] بر غیر آن حضرت نازل شده باشد. [[موسی]] این مسئله را از برادرش [[امام هادی]]{{ع}} پرسید، حضرت فرمود:
| |
|
| |
| {{متن حدیث|فَإِنَّ الْمُخَاطَبَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ لَمْ يَكُنْ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ قَالَتِ الْجَهَلَةُ كَيْفَ لَا يَبْعَثُ إِلَيْنَا نَبِيّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَّهُ لَمْ يُفَرِّقْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ غَيْرِهِ فِي الِاسْتِغْنَاءِ عَنِ الْمَأْكَلِ وَ الْمَشْرَبِ وَ الْمَشْيِ فِي الْأَسْوَاقِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} {{متن قرآن|فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> بِمَحْضَرٍ مِنَ الْجَهَلَةِ هَلْ يَبْعَثُ اللَّهُ رَسُولًا قَبْلَكَ إِلَّا وَ هُوَ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ وَ لَكَ بِهِمْ أُسْوَةٌ وَ إِنَّمَا قَالَ {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ}} وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَكِنْ لِيَتَّبِعَهُمْ كَمَا قَالَ لَهُ{{صل}} {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> وَ لَوْ قَالَ تَعَالَوْا نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ لَمْ يَكُونُوا يُجِيبُونَ لِلْمُبَاهَلَةِ وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّ نَبِيَّهُ{{صل}} مُؤَدِّي عَنْهُ رِسَالَتَهُ وَ مَا هُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَ كَذَلِكَ عَرَفَ النَّبِيُّ{{صل}} أَنَّهُ صَادِقٌ فِيمَا يَقُولُ وَ لَكِنْ أَحَبَّ أَنْ يُنْصِفَ مِنْ نَفْسِهِ}}<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۵۴، ذیل آیه ۹۴ یونس، ح۲.</ref>؛
| |
|
| |
| بیتردید مخاطب آن [[رسول خدا]]{{صل}} است و در آنچه [[خدای عزّ و جلّ]] نازل کرده، شک نداشته است، ولی [[نادانها]] گفته بودند: چگونه است که [[خدای متعال]] [[پیامبری]] را از [[فرشتگان]] به سوی ما [[مبعوث]] نمیکند؟ بهراستی [[خدا بین]] او [[حضرت محمد]]{{صل}} و غیر او در [[بینیازی]] از خوردنی و نوشیدنی و [[راه رفتن]] در بازارها فرقی قرار نداده است! در اثر این گفتۀ [[نادانان]]، [[خدای عزّ و جلّ]] به پیامبرش [[وحی]] کرد که در حضور آنها از کسانی که کتاب آسمانی پیش از تو را قرائت میکنند، بپرس که آیا [[خدا]] پیش از تو جز پیامبری را که [[غذا]] میخورده و در بازار راه میرفته، مبعوث کرده است؟ تو نیز مانند آنان هستی و اینکه خدا فرموده است: «اگر در [[شک]] بودی» و حال آنکه [[پیامبر]]{{صل}} در شک نبوده است، فقط برای رعایت [[انصاف]] با آنان بوده است، همانگونه که در [[دعوت]] [[مسیحیان]] به [[مباهله]] خدا به آنان فرموده است: بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان، زنانمان و زنانتان، خودهایمان و خودهایتان را فراخوانیم، سپس به درگاه خدا [[تضرّع]] کنیم و [[لعنت خدا]] را بر [[دروغگویان]] قرار دهیم و اگر فرموده بود: بیایید تضرّع کنیم و لعنت خدا را بر شما قرار دهیم، مسیحیان مباهله را نمیپذیرفتند. خدا به قطع میدانست پیامبرش اداکننده [[رسالت]] او است و از دروغگویان نیست ولی برای انصاف و اینکه مسیحیان مباهله را بپذیرند، در دستور مباهله چنین فرمود؛ همچنین پیامبر{{صل}} نیز [[آگاه]] بود که در آنچه میگوید، [[راستگو]] است [و هیچ شکی نداشته، ولی خدا [[دوست]] داشته است که [پیامبر{{صل}}] نسبت به خود انصاف بورزد [و خود را به جای آنان فرض کند و ازاینرو، با تعبیر {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ...}} به آن [[حضرت]] خطاب کرده است]».
| |
|
| |
| این پاسخ را ازاینرو که سؤال و ابهامی را که برای بعضی در آیۀ یادشده بوده، برطرف کرده است، میتوان نمونهای از تفسیرهای [[مأثور]] از [[امام هادی]]{{ع}} به شمار آورد و از آنجا که در توضیح پاسخ، به آیهای دیگر از [[قرآن]] تنظیر کرده، میتوان آن را نوعی [[تفسیر قرآن به قرآن]] دانست.
| |
|
| |
| در مورد [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.</ref> از آن [[حضرت]] نقل شده که فرمود:{{متن حدیث|وَ نَحْنُ الْكَلِمَاتُ الَّتِي لَا تُدْرَكُ فَضَائِلُنَا وَ لَا تُسْتَقْصَى}}<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۳۱ و ۴۳۵.</ref>؛ و ما آن کلمات هستیم که [[فضائل]] ما [[درک]] نمیشود و در تحقیق و شمارش نمیتوان به پایان آن رسید».
| |
|
| |
| این سخن را نیز میتوان نمونهای از تأویلهای [[مأثور]] آن حضرت به شمار آورد.
| |
|
| |
| بخشی دیگر از تفسیرهای مأثور آن بزرگوار مطالبی است که در پاسخ مسائل [[کلامی]] و [[فقهی]] مشکل با استناد و استفادۀ نکتههای دقیق از [[آیات]] از آن حضرت نقل شده است؛ زیرا در ضمن پاسخها، دلالت آیات بر نکتههایی که پیش از بیان آن حضرت معلوم نبوده، آشکار شده است؛ برای مثال، گفتهاند در [[زمان]] [[متوکل]] مردی [[مسیحی]] را که با زنی [[مسلمان]] [[زنا]] کرده بود، به نزد متوکل آوردند. خواست بر او حد جاری کند، [[اسلام]] آورد. [[یحیی بن اکثم]] گفت:
| |
| [[ایمان]] آنچه را که پیش از آن بوده است، محو میکند. یعنی نباید بر او حد جاری شود برخی گفتند: سه حد بر او زده میشود. متوکل به [[امام]] [[علی بن محمد]] نقیّ{{ع}} [[نامه]] نوشت و [[حکم]] این مورد را از آن حضرت پرسید. حضرت نامه را که خواندند، در پاسخ نوشتند: آن شخص زده میشود تا بمیرد. [[فقها]] آن را [[انکار]] کردند.
| |
|
| |
| متوکل به آن حضرت نامه نوشت و دلیل آن حکم را جویا شد. حضرت فرمود: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده * و چون عذاب ما را دیدند گفتند: به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به آنچه شریک (خداوند) میپنداشتیم کافریم» سوره غافر، آیه ۸۴.</ref>.
| |
|
| |
| پس به [[فرمان]] [[متوکل]] آن [[مرد]] [[مسیحی]] را زدند تا مرد<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۳۷.</ref>.
| |
|
| |
| براساس این [[روایت]]، [[امام]]{{ع}} [[آیه]] را دلیل قرار داده بر اینکه [[اسلام آوردن]] آن مرد مسیحی در وقت [[اجرای حد]] موجب برداشته شدن حد از وی نمیشود. دلالت آیه بر این مطلب قبل از [[استدلال]] امام مورد توجه افراد نبوده است، ولی بعد از استدلال امام، افراد به آن توجه کرده و با اندکی [[تدبّر]] دلالت آن را فهمیدند. نمونههای دیگر را در منابع مذکور در پاورقی دنبال کنید<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۳۴ (تعیین مال کثیر مورد نذر از آیه {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ}} [«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است» سوره توبه، آیه ۲۵]) ص۴۳۵-۴۳۶ (پاسخ سؤالهایی که در مورد آیات {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}} [«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰]، {{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا}} [«و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند» سوره یوسف، آیه ۱۰۰]، {{متن قرآن|أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا}} [«یا به آنان پسران و دختران را با هم میدهد» سوره شوری، آیه ۵۰] مطرح کردهاند)؛ تحف العقول، ص۵۴۳-۵۴۵ (ردّ جبر به استناد آیات {{متن قرآن|وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}} [«و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیورزد» سوره کهف، آیه ۴۹]، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} [«بیگمان خداوند بر مردم هیچ ستم روا نمیدارد امّا این مردمند که به خویش ستم میورزند» سوره یونس، آیه ۴۴]، {{متن قرآن|بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} [«نه چنین است، آنانکه گناهی انجام دهند و گناهشان آنان را فرا گیرد، دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۱]، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}} [«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰])، ص۵۴۸ (رد تفویض به استناد آیات ۷ زمر، ۱۰۲ آل عمران و...)، عطاردی، مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد{{عم}}، ص۱۶۷-۱۷۴ بنگرید.</ref>.
| |
|
| |
|
| == [[تفسیر مأثور از امام حسن عسکری]] == | | == [[تفسیر مأثور از امام حسن عسکری]] == |