امامت امام علی
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امامت امام علی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- امام علی بن ابوطالب(ع) روز جمعه سیزدهم ماه رجب، سی سال پس از عام الفیل و بیست و سه سال قبل از هجرت در مکه و در داخل کعبه معظمه به دنیا آمد.
- پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب و مادرش فاطمه دختر اسد بود.
- ابوالحسن، ابوالحسنین، ابوالسبطین، ابوالریحانتین و ابوتراب، کنیههای وی و امیرالمؤمنین، المرتضی، یعسوب الدین، قسیم الجنة والنار، سیدالعرب، الصدیق الأکبر، الوصی، الفارق و الانزع البطین برخی از القاب مشهور وی میباشد[۱]
- علی(ع) از کودکی زیر نظر پیامبر(ص) تربیت شد و راه و روش رشد و کمال را از او آموخت و آن گاه که رسول گرامی(ص) به پیامبری برگزیده شد، نخستین فرد از مردان بود که به او ایمان آورد. وی به پیامبر(ص) ارادت و انقیاد کامل داشت و سرباز فداکاری بود که هرگاه خطری اسلام را تهدید میکرد، به دفاع از آن برمی خاست، در شعب ابی طالب و در سفر پیامبر به طائف رسول خدا(ص) را همراهی و یاری کرد و در شب هجرت در بستر او خوابید، تا به پیامبر(ص) گزندی نرسد و آیه ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ﴾[۲] در شأن او نازل شد. آن گاه که پیامبر(ص) به مدینه رسید به حضرت علی(ع) دستور داد تا امانتهای مردم مکه را، که به پیامبر سپرده بودند، به آنان بازگرداند، و همراه با مسلمانانی که در مکه باقی مانده بودند، به مدینه هجرت نماید. او پس از سه روز مکه را به قصد مدینه ترک کرد و پس از چند روز در قبا به پیامبر پیوست.
- در مدینه در جنگهای سختی چون بدر، احد، احزاب و خیبر با شجاعت و فداکاری تمام پیامبر را یاری و دشمنان اسلام را سرکوب و مأیوس کرد، در سال نهم هجری از سوی پیامبر(ص) مأموریت یافت تا آیات اول سوره برائت را در مکه بر مشرکان فرا خواند. این مأموریت قبلاً به ابوبکر سپرده شده بود، ولی مطابق فرمان خداوند علی(ع) برای انجام این مأموریت برگزیده شد. وی در ذی الحلیفه (مسجد شجره) آیات را از ابوبکر گرفت و در مکه بر مشرکان فرو خواند. پیامبر(ص) در سال دهم هجری علی(ع) را به یمن فرستاد تا مردم را به آیین اسلام دعوت کند. این مأموریت پس از آن بود که خالد بن ولید و جمعی از مسلمانان را برای این هدف به یمن فرستاده بود و آنان شش ماه در آنجا اقامت گزیده بودند، اما به توفیقی در این باره دست نیافته بودند. علی(ع) در مأموریت خود کامیاب شد و همه قبیله همدان آیین اسلام را پذیرفتند. پیامبر(ص) با مسلمانان برای انجام مناسک حج (حجة الوداع) رهسپار مکه گردید و علی(ع) نیز به دستور پیامبر از یمن به مکه رفت و در مراسم شکوهمند حج شرکت کرد و پس از انجام مناسک حج به هنگام بازگشت در سرزمین جحفه و در کنار غدیر خم در جمع انبوه مسلمانان علی(ع) را به جانشینی خود منصوب کرد.
- پس از مدت کوتاهی از این جریان، پیامبر(ص) در حالی که سرش بر دامان علی(ع) بود، به ملکوت اعلی پیوست و بدین ترتیب فصل جدیدی در زندگی علی(ع) گشوده شد. با ماجرای سقیفه، رهبری امت اسلامی که حق او بود از وی باز ستانده شد و این جریان تا ۲۵سال ادامه یافت.
- رعایت مصلحت اسلام و مسلمانان مانع آن شد که امام(ع) برای اعمال حق خود به عمل قهرآمیز توسل جوید، اما در موارد مناسب حقیقت را آشکار میساخت و در حد ضرورت با خلفا همکاری میکرد.
- با کشته شدن عثمان به دست عدهای از مسلمانان، مردم با حضرت علی(ع) بیعت کردند و بدین ترتیب شرایط برای اعمال حق امامت او فراهم گردید، اما طولی نکشید که عدهای پیمان شکستند و آتش جنگ جمل را برافروختند. معاویه و هوادارانش جبهه قاسطین را در برابر امام گشودند و جنگ صفین را پدید آوردند که در جریان آن با نقشه شیطنت آمیز عمرو بن عاص و معاویه از یک سو و ساده لوحی و سطحی نگری گروهی از سپاه امام(ع) از سوی دیگر، ماجرای تلخ حکمیت پدید آمد و به ظهور خوارج و جنگ نهروان انجامید[۳]
- سرانجام در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال ۴۰هجری هنگامی که امام(ع) در حال نماز بود ابن ملجم مرادی با شمشیر زهرآلود فرق مبارک پیشوای بزرگ فضیلت و عدالت را نشانه گرفت و در پی آن در شب ۲۱ همان ماه به شهادت رسید.
- به اعتقاد شیعه، علی بن ابی طالب(ع) جانشین بلافصل پیامبر گرامی(ص) و نخستین امام امت اسلامی پس از رسول خدا(ص) است. اهل سنت و دیگر مذاهب غیر شیعی علی(ع) را چهارمین خلیفه پیامبر(ص) میدانند.
دلایل جانشینی بلافصل امام علی(ع)]]
- متکلمان شیعه از طریق عقل و نقل بر اثبات جانشینی بلافصل امام علی(ع) استدلال کردهاند، که به نقل و تبیین برخی از مهمترین آنها بسنده میکنیم[۴]:
عصمت وامامت علی(ع)
- یکی از دلایل شیعه بر امامت علی(ع) این است که امام باید معصوم باشد (عصمت امام و اغراض امامت) کسانی که غیر از علی(ع) - مدعی امامت بودند یا دیگران مدعی امامت آنان بودند (ابوبکر و عباس و سعد بن عباده) معصوم نبودند زیرا قبل از اسلام، بت پرست و مشرک بودند، و پس از اسلام آوردن نیز کسی مدعی این که از مقام عصمت علمی و عملی برخوردار باشند، نبوده است. بنابراین، در میان اصحاب پیامبر(ص)، غیر از علی(ع) کسی از ویژگی عصمت برخوردار نبوده است. بر این اساس امامت او اثبات میگردد.
- عصمت آن حضرت یکی از این طریق اثبات میشود که اگر او هم دارای مقام عصمت نباشد، هیچ کس در امت اسلامی شایستگی امامت را نخواهد داشت، با این که وجود امام واجب است، در این فرض لازم میآید که این فریضه اسلامی هرگز تحقق نیابد و این، بر خلاف اجماع امت اسلامی است، زیرا حق از امت اسلامی بیرون نخواهد بود[۵].
- راه دیگر برای اثبات عصمت امیرمؤمنان(ع) نصوص قرآنی و روایی است، مانند آیه مباهله﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾[۶] که با توجه به روایات شأن نزول، علی(ع) به منزله نفس پیامبر(ص) به شمار آمده است. بنابراین، از ویژگی عصمت برخوردار خواهد بود (فضیلت علی(ع))، آیه تطهیر﴿...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۷] که مطابق روایات در شأن پیامبر(ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین نازل گردیده است، از آنجا که اراده در آیه اراده تکوینی است، هرگونه رجس و پلیدی از آنان زدوده شده که نتیجه آن عصمت است (آیه تطهیر)، حدیث ثقلین که بر عصمت عترت و اهل بیت پیامبر دلالت دارد و علی نخستین آنان است (حدیث ثقلین) و حدیث «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۸] زیرا محور و مدار حق بودن جز با عصمت امکان پذیر نیست. به نقل ابن ابوالحدید، ابومحمد بن متویه از متکلمان معتزلی در کتاب الکفایة بر عصمت علی(ع) تصریح کرده و گفته است اگر چه ما به وجوب عصمت آن حضرت به عنوان امام اعتقاد نداریم، ولی او را معصوم میدانیم و این، از ویژگیهای او در میان اصحاب پیامبر(ص) بود[۹][۱۰]
- دلیل عصمت به گونهای دیگر نیز تقریر شده است و آن این که امت اسلامی درباره امام پس از پیامبر(ص) دو گروهاند: گروهی گفتهاند امام باید معصوم باشد، و گروهی دیگر عصمت امام را لازم ندانستهاند گروه اول، علی(ع) را امام دانستهاند، و گروه دوم نیز اگر عصمت را شرط امامت میدانستند، امامت را مخصوص او میدانستند. حاصل آن که امت اجماع دارند که اگر عصمت، شرط امامت باشد امامت مخصوص علی(ع) است[۱۱][۱۲].
افضلیت و امامت امام علی(ع)
- یکی از شرایط امامت، افضلیت است (افضلیت امام) و از طرفی، علی(ع) افضل صحابه و بلکه افضل افراد بشر پس از پیامبر(ص) است (افضلیت علی(ع)) بنابراین، امامت در وی تعین یافته است[۱۳].
اعلمیت و امامت امام علی(ع)
- امام باید به عموم احکام شریعت علم بالفعل و مصون از خطا داشته باشد (امامت، صفات امام) هیچ یک از مدعیان امامت به جز علی(ع) از چنین علم گسترده و کاملی برخوردار نبودند. آنچه اهل سنت درباره ابوبکر و عباسیه درباره عباس عموی پیامبر معتقدند، علم اجتهادی است که هم محدود است و هم خطاپذیر. بنابراین، امامت به علی(ع) اختصاص داشته است[۱۴].
عدم صلاحیت دیگران برای امامت
- کسانی که مدعی امامت بودند علاوه بر این که فاقد صفات عصمت، افضلیت و اعلمیت بودند، دست به کارهایی زدند که نشان دهنده عدم صلاحیت آنان برای احراز مقام امامت است. متکلمان شیعه این بحث را ذیل عنوان مطاعن خلفا مطرح کرده و موارد بسیاری از مطاعن خلفای سه گانه را نقل کردهاند[۱۵] با اثبات عدم شایستگی مدعیان امامت، امامت در علی(ع) تعین خواهد یافت، زیرا در غیر این صورت، حق از امت اسلامی بیرون خواهد بود که بر خلاف اجماع است[۱۶].
معجزات امام علی(ع)
- معجزه، همانگونه که اثبات کننده صدق مدعی نبوت است، راستگویی مدعی امامت را نیز اثبات میکند (طریق تعیین امام). علی(ع) خود را شایستهترین فرد برای امامت میدانست: «أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ مِنْكُمْ لَا أُبَايِعُكُمْ وَ أَنْتُمْ أَوْلَى بِالْبَيْعَةِ لِي»[۱۷] از سوی دیگر معجزات بسیاری به دست او آشکار گردید. این معجزات دلیل روشن امامت او میباشد[۱۸][۱۹].
استخلاف بر مدینه
- پیامبر گرامی(ص) هنگامی که عازم تبوک بود علی(ع) را جانشین خود در مدینه ساخت و پس از بازگشت، او را از این مقام عزل نکرد، بنابراین اگر پیامبر(ص) بار دیگر نیز به سفر میرفت علی(ع) جانشین او در مدینه بود. بر این اساس رهبری او پس از رحلت پیامبر(ص) نیز در مورد مدینه ادامه یافته است، زیرا ملاک رهبری علی(ع) به عنوان جانشینی پیامبر(ص) به مدینه، نیازمندی مردم به رهبر و فقدان رهبری پیامبر(ص) بود. این ملاک پس از رحلت پیامبر(ص) به گونهای قویتر وجود داشت. هرگاه رهبری مسلمانان در مدینه به علی(ع) اختصاص داشته باشد، رهبری دیگر شهرهای اسلامی نیز مخصوص او است، زیرا به اجماع مسلمانان، میان مدینه و شهرهای دیگر در این باره تفاوتی وجود ندارد[۲۰].
- بر این استدلال اشکال شده که پیامبر(ص) افراد دیگری را نیز در مدینه و شهرهای دیگر جانشین خود ساخت، ولی شما به امامت آنان اعتقاد ندارید. پاسخ آن است که پیامبر(ص) برخی از آنان را از مقام خود برکنار کرد و دیگران نیز مدعی امامت نبودند و کسی نیز قائل به امامت آنان نشده است[۲۱][۲۲].
نصوص جلی بر امامت امام علی(ع)
- نصوص امامت علی(ع) دوگونهاند: نصوص عام و نصوص خاص.
- نصوص عام به امامت وی اختصاص ندارند، بلکه امامت دیگر امامان اهل بیت را نیز اثبات میکنند، مانند آیه ﴿كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾[۲۳] و آیه ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۲۴]، حدیث ثقلین و حدیث سفینه و مانند آنها[۲۵].
- نصوص خاص که به امامت امیرمؤمنان اختصاص دارند دو گونهاند: نصوص جلی و نصوص خفی؛
- نصوص جلی موردیاند که در آنها واژگانی چون خلافت، امامت و امارت به کار رفته است. در نتیجه دلالت آنها بر امامت آشکار است و تأویل نمیپذیرد،
- و نصوص خفی اموریاند که صراحت بر امامت ندارند و مجال تأویل در آنها وجود دارد و دلالت آنها بر امامت در گرو تأمل و توجه به قراین و شواهد است. استدلال به نصوص جلی بر امامت علی(ع) در عموم کتابهای کلامی مهم شیعه آمده است[۲۶][۲۷].
- در این جا نمونههایی از این نصوص را یادآور میشویم:
- بر علی(ع) به عنوان امیر و فرمانروای مؤمنان سلام کنید[۲۸]؛
- این (علی) جانشین من در میان شما پس از من میباشد، فرمان او را بشنوید و از او اطاعت کنید [۲۹]؛
- این (علی) برادر و وصی و جانشین من پس از من و وارث من است، سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید[۳۰]؛
- تو ای علی برادر، وصی و جانشین من پس از من و قاضی دِین من هستی[۳۱]
- [[[یا علی]]] آیا راضی نیستی که برادر و جانشین من پس از من باشی. پیامبر(ص) این سخن را هنگامی به علی فرمود که میان مسلمانان عقد اخوت برقرار کرد و کسی جز علی(ع) باقی نمانده بود. وی به پیامبر(ص) عرض کرد میان صحابه به جز من عقد اخوت برقرار ساختی، پیامبر(ص) سخن فوق را به او فرمود[۳۲]
- تو ای علی بزرگ مسلمانان و پیشوای متقیان و رهبر سپید رویان و سرافرازان هستی[۳۳]
- خداوند بار نخست به زمین نظر افکند و مرا از آن برگزید و پیامبر قرارداد، بار دوم به زمین نظر نمود و علی را برگزید و او را امام قرار داد، سپس به من دستور داد تا او را برادر، وصی و یاور خود سازم[۳۴]
- پیامبر(ص) خطاب به عبدالله بن سمره که از او خواست وی را به راه نجات هدایت کند، فرمود:هرگاه عقاید و آرا مختلف گردید به علی بن ابی طالب اقتدا کن، زیرا او پیشوای امت من و جانشین من بر آنان است [۳۵][۳۶].
- سلمان فارسی روایت کرده که بر پیامبر(ص) وارد شدم، در حالی که حسین(ع) را بر دامن خود نشانده و او را میبوسید و میگفت: تو بزرگ و فرزند بزرگی، تو امام و فرزند امام و پدر امامانی، تو حجت، فرزند حجت و پدر حجتهای نهگانهای که نهمین آنان قائم آنهاست[۳۷]
- ابن عباس از پیامبر(ص) روایت کرده که فرمود: "علی بن ابی طالب پیشوای امت من و جانشین من بر آنان پس از من است، و مهدی قائم منتظر از فرزندان اوست"[۳۸]
- این گونه روایات در کتابهای روایی شیعه به اندازهای است که در عالیترین حد تواتر قرار دارد[۳۹] چنان که نمونههای بسیاری از آنها در منابع حدیثی و تفسیری و تاریخی اهل سنت نیز نقل شده است که حدیث یوم الدار از آن جمله است. هنگامی که آیه ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ﴾[۴۰] بر پیامبر(ص) نازل شد. خویشاوندان خود را که چهل مرد بودند در خانه ابوطالب گرد آورد و پس از پذیرایی از آنان نبوت خود را به آنها ابلاغ کرد و فرمود کدام یک از شما در امر نبوت مرا یاری میکند تا برادر، وصی و جانشین من در میان شما باشد، همگان سکوت کردند، ولی علی(ع) به دعوت پیامبر(ص) پاسخ مثبت داد، پیامبر(ص) دست بر دوش علی گذاشت و خطاب به حاضران فرمود: « إنّ هذا أخي و وصيّي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و أطيعوا!»؛ به درستی که این (علی) برادر، وصی و جانشیین من در میان شماست، پس سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید [۴۱].
- شیخ سلیم بشری گفته است: رجال، این حدیث را که در مسند احمد بن حنبل[۴۲] روایت شده است، مورد بررسی قرار دادم، همگی از ثقاتاند. طرق دیگر نقل این حدیث نیز متضافر است و یکدیگر را تأیید میکنند، بدین جهت به درستی آن اعتقاد دارم[۴۳].
- دیگر نصوص جلی در منابع اهل سنت در کتاب الغدیر علامه امینی و غایة المرام سید هاشم بحرانی آمده است[۴۴].
- جای بسی شگفتی است که فضل بن روزبهان اشعری ادعا کرده است که کلمه خلیفتی در نقل مسند احمد نیامده است[۴۵] و شگفتآورتر از او سخن ابن تیمیه است که اصل چنین حدیثی را در صحاح و مسانید اهل سنت انکار کرده است[۴۶][۴۷].
منابع
جستارهای وابسته
- هدایت
- ولایت (ولایت تکوینی؛ ولایت تشریعی؛ ولایت امر)
- خلافت
- شهادت
- ملک
- حکم
- وراثت (وراثت زمین؛ وراثت کتاب)
- حجت
- تمکین فی الارض
- امت وسط
- اصطفا
- اجتبا
- امامت در قرآن
- عهد امامت
- آیات امامت
- امامت در حدیث
- امامت در کلام اسلامی
- امامت در حکمت اسلامی
- امامت در عرفان اسلامی
- امامت از دیدگاه بروندینی
- امامت امامان دوازدهگانه
- شؤون امام
- صفات امام
- راه تعیین امام
- امامان دوازدهگانه
- امامت امام على
- امامت امام حسن مجتبى
- امامت امام حسين
- امامت امام سجاد
- امامت امام باقر
- امامت امام صادق
- امامت امام كاظم
- امامت امام رضا
- امامت امام جواد
- امامت امام هادى
- امامت امام حسن عسکری
- امامت امام مهدى
- امامان از اهل بیت پیامبر خاتم
منبعشناسی جامع امامت
پانویس
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۱.
- ↑ «و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۲.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۳۹.
- ↑ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۷؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۱۷- ۳۱۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ۱۸۶- ۱۸۷.
- ↑ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش ، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
- ↑ «...جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۲۵۱- ۲۵۴.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۲۹۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۳.
- ↑ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۷؛ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۴۹۷؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۱۷؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۴- ۵۱۷.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ دینوری، ابن قتیبه، الإمامة والسیاسة، ج۱، ص۱۸؛ نهج البلاغه، خطبه۷۴.
- ↑ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۲- ۵۰۳؛ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۱۹- ۱۲۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۱.
- ↑ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۱.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۴.
- ↑ «با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ «از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۲۳- ۱۲۶؛ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۳.
- ↑ نمونههایی از این کتابها عبارتند از: سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الامامة، ج۲، ص۶۷؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۵۶؛ طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۲۶؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۶۳؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۳۵؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۴۹۸؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۷؛ لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۵۱۱؛ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۹- ۳۷۱.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۵.
- ↑ «سَلِّمُوا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ»
- ↑ «هَذَا خَلِيفَتِي فِيكُمْ مِنْ بَعْدِي فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ»
- ↑ «هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي وَ وَارِثِي فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا»
- ↑ «أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي وَ قَاضِي دِينِي »
- ↑ « أ لم ترض أن تکون أخی و خلیفتی من بعدی »
- ↑ « َأَنْتَ سَيِّدُ الْمُسْلِمِين، وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِين»
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَنِي مِنْهَا فَجَعَلَنِي نَبِيّاً ثُمَّ اطَّلَعَ الثَّانِيَةَ فَاخْتَارَ مِنْهَا عَلِيّاً فَجَعَلَهُ إِمَاماً ثُمَّ أَمَرَنِي أَنْ أَتَّخِذَهُ أَخاً وَ وَصِيّاً وَ وَزِيراً»
- ↑ «إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ»
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۵.
- ↑ « أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ السَّيِّدِ أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ»
- ↑ « إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ إِمَامٍ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ بَعْدِي وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِيِّ »
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۳، ص۲۱۳-۲۱۵.
- ↑ «و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۶- ۲۱۷؛ ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۸۷؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ص۱۰۵؛ کنزالعمال، ج۶، احادیث: ۶۰۰۸، ۶۰۴۵، ۶۱۰۲، ۶۱۵۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۲۶۷.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۱۱۱.
- ↑ شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۳.
- ↑ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۱۶۹، ۱۷۴و ۴۷۸؛ ج۵، ص۵۵۰، ۹۶۰؛ ج۹، ص۳۶۴؛ بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، ج۱، ۲، ۳ و ۷.
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۹.
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۹.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص: ۴۴۵.