حجت الاسلام و المسلمین
خدامراد سلیمیان، در دو کتاب
«فرهنگنامه مهدویت» و
«درسنامه مهدویت» در اینباره گفته است:
واژه "بقیت"، به معنای، بازمانده و پاینده و آن چیزی است که از چیزی باقی گذاشته شود. عبارت "بقیة اللّه"، هم در قرآن مجید و هم در روایات آمده است.
در قرآن، فقط یک بار و در داستان حضرت شعیب (ع) ذکر شده است؛ آنجا که وی قوم خود را از کمفروشی نهی کرده، میگوید: ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴾[۷]
در روایات گوناگونی "بقیة اللّه" به وجود امام مهدی (ع) یا برخی دیگر از امامان (ع) تفسیر شده است. * امام باقر (ع) فرمود: نخستین سخنی که مهدی (ع) پس از قیام خود میگوید، این آیه است: ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴾[۸]؛ سپس میگوید: "منم بقیة اللّه بر روی زمین"[۹]
درست است که در آیه مورد بحث، مخاطب، قوم شعیب بوده و منظور از "بقیة اللّه"، سود و سرمایه حلال یا پاداش الهی است؛ ولی هر موجودی نافع که از طرف خداوند سبحانه و تعالی برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، "بقیة اللّه" محسوب میشود. بر این اساس، تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ، بقیة اللّه هستند. تمام رهبران راستین نیز که پس از مبارزه با یک دشمن سرسخت برای یک قوم و ملت باقی میمانند، از این نظر بقیة اللّه هستند. سربازانی که پس از پیروزی از جنگ بازمیگردند، آنان نیز بقیة اللّه هستند. در روایات، دعاها و زیارات، امامان معصوم (ع) به عنوان "بقیة اللّه" توصیف شدهاند، برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود:
- به دستور هشام بن عبد الملک، امام باقر (ع) را به شام بردند. هنگام بازگشت به مدینه، هشام فرمان داد بازارها را بر روی آن حضرت و همراهانش ببندند و آنان را از خوراک و آشامیدنی محروم سازند. وقتی به شهر مدینه رسیدند، مردم در شهر را بر رویشان بستند و اصحاب آن حضرت به سبب کمبود آب و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. امام باقر (ع) بالای کوهی مشرف به شهر رفت و با صدای بلند فرمود: ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به خداوند سبحانه و تعالی سوگند! من بقیة اللّه هستم. خداوند سبحانه و تعالی فرمود: "بقیة اللّه برایتان بهتر است؛ اگر ایمان دارید" [۱۰].
- در زیارت جامعه کبیره، میخوانیم: "سلام بر امامان که ... بقیة اللّه هستند ...»[۱۱]. از آنجا که مهدی موعود (ع)، آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از بعثت پیامبر اسلام (ص) است، یکی از روشنترین مصادیق "بقیة اللّه" و شایستهترین فرد به این لقب است؛ به ویژه که یگانه باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است. نمونهای از این روایات بدین قرار است: در دعای ندبه میخوانیم: "کجا است آن بقیة اللّه که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟"[۱۲]. مردی از امام صادق (ع) پرسید: "آیا بر امام قائم میتوان با عنوان امیر مؤمنان سلام کرد؟" فرمود: "نه؛ خداوند سبحانه و تعالی این نام را به حضرت امیر مؤمنان علی (ع) اختصاص داده است. پیش از او کسی این نام بر خود ننهاده و پس از او نیز کسی این نام را به خود نبندد، مگر آنکه کافر باشد راوی گوید: پرسیدم: "فدایت شوم! پس چگونه بر او سلام کنند؟" فرمود: میگویند " السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ " سپس این آیه شریفه را تلاوت فرمود: ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴾[۱۳] [۱۴].
- امام باقر (ع) فرمود: نخستین سخن حضرت مهدی (ع) پس از ظهور، این آیه است که میگوید: بقیة اللّه برایتان بهتر است؛ اگر ایمان دارید. آنگاه میفرماید: "منم بقیة اللّه و حجّت و خلیفه او در میان شما" در آن زمان هرکس بر آن حضرت سلام کند، میگوید: " السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ " [۱۵].
- وقتی احمد بن اسحاق بن سعد اشعری، به محضر امام عسکری (ع) شرفیاب شد و درباره جانشین آن حضرت پرسید، آن حضرت کودکی خردسال، همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسید: "آیا نشانهای هست تا قلبم اطمینان یابد؟" آن کودک زبان گشود و با زبان عربی فصیح فرمود: من بقیة اللّه بر زمین و منتقم از دشمنان او هستم. ای احمد بن اسحاق! بعد از دیدن این کرامت، نشانهای طلب نکن[۱۶]»[۱۷].
- «"خاتم الاوصیاء" خاتم الاوصیاء، به معنای پایان بخش جانشینان پیامبر اکرم (ص)، یکی از القاب حضرت مهدی (ع) است. این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در کودکی- آنگاه که در آن سنین لب به سخن گشود- جاری شد. * البته این لقب، درباره حضرت علی (ع) به عنوان پایانبخش اوصیای آخرین پیامبر به کار رفته است[۱۸].
طریف ابو نصر گوید: "بر صاحب الزّمان (ع) وارد شدم؛ آن حضرت فرمود: برای من صندل احمر [۱۹] بیاور. پس برای ایشان آوردم. آن حضرت رو به من کرد و فرمود: آیا مرا میشناسی؟ گفتم: بله. سپس فرمود: من کیستم؟ عرض کردم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود: مقصودم این نبود! گفتم: خداوند سبحانه و تعالی مرا فدای شما گرداند! بفرمایید مقصودتان چه بود؟ حضرت فرمود: من خاتم الاوصیاء هستم که خداوند به وسیله من، بلا را از اهل و شیعیانم دور میسازد[۲۰].
علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی (ع) به عنوان "خاتم الائمه" نیز یاد شده است؛ چنان که رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: ای مردمان! من پیامبرم و علی جانشین من. آگاه باشید که خاتم الائمه، قائم و مهدی از ما است"[۲۱]»[۲۲].
- «یکی از القاب حضرت مهدی (ع) "شرید"، به معنای آواره است. از آنجا که آن بزرگوار در دوران غیبت، منزلی معین، خاص و همیشگی ندارد، به این لقب خوانده شده است. اصبغ بن نباته گوید: از امیر مؤمنان (ع) شنیدم که میفرمود: صاحب این امر، شرید یعنی آواره، طرید یعنی رانده، فرید یعنی تک و وحید یعنی تنها است[۲۳]»[۲۴].
- «یکی از لقبهای حضرت مهدی (ع) "صاحب الامر" است. امام صادق (ع) درباره اتفاقات هنگام ظهور میفرماید: "در این زمان، هر کس از فرزندان علی (ع) که در مدینه است، به مکه میگریزد و به صاحب امر میپیوندد و او به سوی عراق روی میآورد"[۲۵]
همه امامان (ع) صاحب امر امامت بودهاند؛ ولی به سبب عظمت امر امامت و قیام آن حضرت، این لقب درباره حضرت مهدی (ع) متداولتر است.
ریان بن صلت گوید: به امام رضا (ع) گفتم: "آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: من صاحب الامر هستم؛ امّا نه آن کسی که زمین را از عدل آکنده سازد؛ همانگونه که پر از جور شده باشد. چگونه او باشم؛ در حالی که سستی بدن مرا میبینی و قائم کسی است که در سن پیران و منظر جوانان قیام میکند[۲۶]
البته آنچه بیشتر در روایات آمده "صاحب هذا الامر» است؛ ولی رفته رفته این ترکیب به "صاحب الامر» تبدیل شده و یکی از القاب آن حضرت شمرده شده است»[۲۷].
- «در روایات، صاحب الدار لقب حضرت مهدی (ع) یاد شده است.
مقصود از "دار" (خانه)، خانه پدری و جدّ آن حضرت است که آنجا غایب شده است. از آنجا که ذکر نام آن حضرت، در آن دوران جایز نبود، برای اشاره به آن حضرت، از انواع کنایهها استفاده شد که از جمله "صاحب الدار" است.
اسحاق بن یعقوب میگوید: "از محمد بن عثمان عمری خواستم نامهای که در آن، پرسشهای سختی را مطرح کرده بودم، به حضرت مهدی (ع) برساند. پس توقیعی به خط مولایمان "صاحب الدار" صادر شد ...."[۲۸]»[۲۹].
- «از القاب حضرت مهدی (ع) "صاحب الزّمان" است. این لقب، در متن روایات کمتر ذکر شده است؛ ولی در سخن یاران، راویان و شیعیان، فراوان به کار رفته است[۳۰].
امام صادق (ع) فرمود: "و آخرین آنها قائم به حق، بقیة اللّه در زمین و صاحب الزّمان است[۳۱].
فضل بن شاذان در کتاب فضایل از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده است: "هرکس دوست دارد خداوند سبحانه و تعالی را در حال کمال ایمان و حسن اسلام ملاقات کند، پس باید حجّت، صاحب الزّمان، قائم، منتظر و مهدی را دوست داشته باشد"[۳۲].
هریک از امامان (ع)، صاحب زمان خویشند؛ ولی به اعتبار طول عمر فراوان حضرت مهدی (ع) و اینکه مدت زمانی بیشتر از سایر امامان (ع) زندگی کرده است، آن حضرت بیشتر به این لقب شهرت یافته است»[۳۳].
- «از القاب حضرت مهدی (ع) که در روایات معصومان (ع) به آن اشاره شده "صاحب السیف" (صاحب شمشیر) است. درباره سلاح حضرت مهدی (ع) هنگام ظهور، صراحتی وجود ندارد؛ ولی ممکن است اینگونه روایات را حمل بر ظاهر کرد؛ یعنی آن حضرت، با همان سلاحهای متداول عصر بعثت پیامبر (ص) ظهور خواهد فرمود. در این صورت، "صاحب السیف" در معنای حقیقی خود به کار میرود؛ اگرچه میتوان آن را کنایه از "صاحب القدرة و العظمة" دانست و "سیف" را در اینجا به معنای ابزار غلبه و قدرت معنا کرد.
در کتاب کافی نقل شده است: وقتی از امام صادق (ع) درباره قائم (ع) پرسیدند، آن حضرت فرمود: همه ما قائم به امر خداییم؛ یکی پس از دیگری، تا زمانی که صاحب شمشیر بیاید. چون صاحب شمشیر آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده است، میآورد پدرانش مأمور به تقیه و صبر بودند و او مأمور به جهاد و برانداختن ظلم است"[۳۴].
گفتنی است این لقب، همانند بسیاری از القاب دیگر حضرت مهدی (ع)، ویژه آن حضرت نیست و سایر امامان (ع) نیز به این عنوان ملقّب بودهاند. در این باره حکم بن ابی نعیم گوید: در مدینه خدمت امام باقر (ع) رسیده و عرض کردم: "من بین رکن و مقام نذر کرده و به عهده گرفتهام که اگر شما را ملاقات کنم، از مدینه بیرون نروم، تا زمانی که بدانم قائم آل محمد (ص) هستید یا نه؟ حضرت هیچ پاسخی به من نفرمود. سی روز در مدینه بودم. سپس در بین راهی به من برخورد کرد و فرمود: ای حکم! هنوز این جایی؟ گفتم: آری؛ من نذر خود را عرض کردم و مرا امر و نهی نکرده و پاسخی نفرمودید. فرمود: فردا صبح زود به منزل من بیا. فردا خدمتش رفتم؛ فرمود: مطلبت را بپرس. عرض کردم: من بین رکن و مقام، نذر کرده و روزه و صدقهای برای خدا به عهده گرفتهام که اگر شما را ملاقات کردم، از مدینه بیرون نروم؛ جز آنکه بدانم آیا شما قائم آل محمد هستید یا نه؟ اگر شما هستید، ملازم خدمتتان باشم و اگر نیستید، روی زمین بگردم و در طلب معاش برآیم. فرمود: ای حکم! همه ما قائم به امر خدا هستیم. عرض کردم: شما مهدی هستی؟ فرمود: همه ما به سوی خدا هدایت میکنیم. عرض کردم: شما صاحب شمشیری؟ فرمود: همه ما صاحب شمشیر و وارث شمشیریم شمشیر؛ پیغمبر، به ما به ارث رسیده و همراه ما است. عرض کردم: شما هستید آنکه دشمنان خدا را میکشد و دوستان خدا به وسیله او عزیز میشود و دین خدا آشکار میگردد؟ فرمود: ای حکم! چگونه من او باشم، در صورتی که به چهل و پنج رسیدهام؛ حال آنکه صاحب این امر از من به دوران شیرخوارگی نزدیکتر و هنگام سواری چالاکتر است"[۳۵]»[۳۶].
همچنین از امام حسین (ع) نقل شده است: "قَائِمُ هَذِهِ الْأُمَّةِ هُوَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیبَةِ..."[۳۸]؛ "قائم این امت، نهمین از فرزندان من است و او صاحب الغیبه است..." البته احتمال دارد مقصود از این ترکیب، لقب نباشد؛ بلکه ترجمه آن مقصود باشد؛ یعنی، کسی که دارای غیبت است. احتمال دیگر اینکه این لقب نیز مانند بعضی از القاب، جهت تقیه به کار میرفته است[۳۹].
- غریم: این واژه در کتابهای لغت، هم به معنای طلبکار آمده است و هم به معنای بدهکار[۴۰]. در روایات فراوانی از آن، به عنوان یکی از القاب حضرت مهدی (ع) یاد شده است. بیشتر به نظر میرسد مقصود، معنای نخست آن باشد. این لقب نیز، از روی تقیه بوده که هرگاه شیعیان میخواستند مالی را نزد آن حضرت یا وکیلان ایشان بفرستند، یا وصیت کنند و یا از جانب آن حضرت مطالبه کنند، این لقب را به کار میبردند.
شیخ مفید به این نکته تصریح کرده، مینویسد: "کلمه غریم، رمزی بود بین شیعه که وقتی حضرت مهدی (ع) را از روی تقیه یاد میکردند، از آن استفاده مینمودند"[۴۱].
بنابراین استفاده از این لقب بیشتر در ارتباطات مالی شیعیان با حضرت مهدی (ع)- آن هم در طول غیبت صغرا- بوده است[۴۲]. محمد بن صالح گوید: "وقتی پدرم از دنیا رفت و امر به من رسید، حوالههایی نزد پدرم بود که نشان میداد، مربوط به اموال غریم است"[۴۳]. اسحاق بن یعقوب گوید: "از شیخ عمری شنیدم که میگفت: با مردی شهری مصاحبت داشتم و به همراه او مالی برای غریم بود و آن را برای او فرستاد"[۴۴]. محمد بن هارون گوید: "از اموال غریم، پانصد دینار بر ذمه من بود"[۴۵][۴۶].
درباره وجه نامیده شدن حضرت به "قائم"، میتوان به روایات زیر اشاره کرد: ابو حمزه ثمالی میگوید: از امام باقر (ع) پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! آیا همه شما قائم و به پا دارنده حق نیستید؟ فرمود: بلی؛ عرض کردم: چرا حضرت مهدی (ع) را قائم نامیدهاند؟ فرمود: هنگامی که جد من حضرت سید الشهدا حسین بن علی (ع) شهید شد، ملائکه به درگاه خداوند ضجه و ناله نموده، نزد او شکایت کردند... پس خدای عز و جل امامان از فرزندان حسین (ع) را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنان خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند که یکی از ایشان در حال قیام است و نماز میخواند. پس خداوند عز و جل فرمود: به وسیله این قائم (ایستاده) از آنان (قاتلان حسین) انتقام خواهم گرفت"[۵۲].
از امام جواد (ع) پرسیده شد: چرا او را قائم مینامند؟ فرمود: "لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ وَ اِرْتِدَادِ أَكْثَرِ اَلْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ"[۵۳]؛ "چون پس از آن قیام میکند که از یادها رفته است و بیشتر معتقدان به امامتش برگشتهاند".
لقب "قائم" اگرچه در پارهای از موارد به تنهایی به کار رفته است؛ ولی در بعضی از موارد، به کلماتی دیگر اضافه شده که هرکدام گویای معنایی خاص است؛ مانند:
- "القائِمَ مِن وُلدی" (قیامکننده از فرزندانم) برخی از معصومان (ع) اصرار داشتهاند که آن قیام کننده را از فرزندان خود معرفی کنند تا کسانی که از غیر آنان خود را قائم معرفی میکنند، رسوا شوند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: "مَنْ اَنْكَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدي فِي زَمانِ غَيبَتِهِ فَماتَ فَقَد ماتَ ميتَةً جاهِليةً"[۵۴]؛ "کسی که قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش انکار کند، به مرگ جاهلی مرده است". امام صادق (ع) فرمود: "اَلقائِمُ مِنْ وُلدی یعْمُرُ عُمْرَ خَلیلِ الرَّحْمنِ..."[۵۵]؛ "قائم از فرزندان من عمر میکند، عمر او به اندازه عمر خلیل الرحمان است...".
- "قائمهم" (قائم آنان): رسول گرامی اسلام (ص)- زمانی که ائمه (ع) را معرفی میکند و سخن از حضرت مهدی (ع) به میان میآورد- بیشتر از آن حضرت با عنوان قیام کننده آنان (اهل بیت) یاد میفرماید؛ چنانکه خطاب به حسین بن علی (ع) فرمود: "تو آقا و فرزند آقا هستی. تو امام و فرزند امام هستی. تو حجت، فرزند حجت و پدر حجتهای نهگانه هستی که نهمین آنان قائم ایشان است"[۵۶]. گویا پیامبر (ص) تنها قیام کننده (موفق) از فرزندان امام حسین (ع) را، آخرین ایشان معرفی کرده و او را از فرزندان آن حضرت دانسته است.
- "قائِمٌ لِلْحَقِ مِنَّا" (قیام کننده برای حق از ما) رسول گرامی اسلام (ص) در روایتی فرمود: "قیامت بر پا نمیشود؛ مگر اینکه قیام کنندهای برای حق از ما (اهل بیت) به پاخیزد"[۵۷]. از این حدیث به دست میآید که تنها قیام برای اقامه حق، مطلوب است. همچنین قیامی که به تمامی صالحان وعده داده شده، تنها به وسیله فردی از اهل بیت پیامبر (ص) تحقق خواهد یافت.
- "قائِمُنا أهلَ البَیتِ" (قائم ما اهل بیت): امام باقر (ع) فرمود: "بهترین لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است؛ اما آنگاه که قائم ما اهل بیت قیام میکند، لباس علی (ع) را بر تن کرده و بر روش او حکومت خواهد نمود"[۵۸].
- "قائم آل محمد" (قیام کننده از آل محمد (ص)): امام رضا (ع) فرمود: "تَمَامَ الامر بِقَائِمٍ آلِ مُحَمَّدٍ"[۵۹]؛ "تمام امر به دست قائم آل محمد است"[۶۰].
- مضطر: در لغت به معنای کسی است که بیماری، فقر و یا سختیهای روزگار، او را ناگزیر به تضرع در درگاه خداوند کرده است[۶۱]. در برخی روایات از این لقب، به عنوان یکی از القاب حضرت مهدی (ع) یاد شده و در قرآن مجید نیز مورد اشاره قرار گرفته است: ﴿أَمنْ یجِیبُ الْمُضْطَر إِذا دَعاهُ وَ یکشِفُ السوءَ﴾[۶۲]؛ "ای کسی که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد".
در برخی از روایات، این آیه تفسیر به حضرت مهدی (ع) و قیام ایشان شده است. امام صادق (ع) میفرماید: "این آیه در مورد مهدی از آل محمد (ع) نازل شده است؛ به خدا سوگند! مضطر او است؛ هنگامی که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز به جا میآورد و دست به درگاه خداوند متعال برمیدارد؛ خداوند دعای او را اجابت میکند، ناراحتیها را برطرف میسازد و او را خلیفه روی زمین قرار میدهد"[۶۳].
بدون شک منظور از این تفسیر، منحصر ساختن مفهوم آیه، به وجود مبارک حضرت مهدی (ع) نیست؛ بلکه آیه معنای گستردهای دارد که یکی از مصداقهای روشن آن، وجود امام مهدی (ع) است. پس زمانی که همهجا را فساد میگیرد، درها بسته میشود، کارد به استخوان میرسد، بشریت در بنبست سختی قرار میگیرد و حالت اضطرار در کل عالم نمایان میشود؛ در این هنگام حضرت مهدی (ع) در مقدسترین نقطه روی زمین، دست به دعا بر میدارد و تقاضای کشف سوء میکند. خداوند نیز این دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانی او قرار میدهد و به مصداق ﴿يَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ﴾ او و یارانش را جانشینان روی زمین میکند"[۶۴][۶۵].
از امام جواد (ع) پرسیده شد: ای فرزند رسول خدا! مهدی، به چه دلیل منتظر نامیده شده است؟ فرمود: "لان له غیبة یکثر ایامها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون..."[۶۶]؛ "به این علت که برای او غیبتی است که روزهایش زیاد میشود و مدتش بسیار طول میکشد. پس مخلصان، انتظار ظهورش را میکشند و اهل تردید او را انکار خواهند کرد...". زرارة بن اعین نیز میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود: "إِنَّ لِلْغُلَامِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ وَ هـُوَ الَّذِی يـُشـَكُّ فـِی وِلَادَتـِهِ..."[۶۷]؛ "به درستی که برای قائم پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است. عرض کردم: قربانت شوم! برای چه؟ فرمود: میترسد- و به شکم خود اشاره کرد- سپس فرمود: او است منتظری که مردم در تولدش شک کنند..."[۶۸].
محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمود: "القَائِمَ مِنّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ"[۷۴]؛ "قائم ما به [افتادن] ترس در دل دشمنان، یاری شده است"[۷۵].
- مهدی: یکی از مشهورترین القاب قائم آل محمد (ع)، مهدی است. "مهدی"، اسم مفعول و به معنای هدایت شده است. کلمه "مهدویت" نیز برگرفته از همین ریشه است. این واژه در بین اهل سنت، از شهرت بیشتری برخوردار است؛ بهگونهای که آن حضرت بیشتر با این واژه نزد آنها شناخته میشود.
البته گاهی نیز در معنای فاعلی به معنای "هدایتکننده" به کار رفته است. محمد بن عجلان از امام صادق (ع) نقل کرده است: "... و قائم (ع) را از آن جهت مهدی گفتهاند که مردم را به آیینی که از دست دادهاند، هدایت میکند..."[۷۶]. اما آنچه بیشتر در روایات آمده، همان معنای نخست است. امام باقر (ع) در اینباره فرمود: "به درستی که مهدی نامیده شد؛ به جهت اینکه به امر مخفی هدایت میشود. او تورات و سایر کتابهای الهی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد"[۷۷]. امام صادق (ع) نیز در پاسخ پرسشی فرمود: "لِأَنَّهُ يُهْدَى إِلَى كُلِّ أَمْرٍ خَفِيٍّ"[۷۸]؛ "به جهت اینکه به تمامی امور پنهان هدایت میشود".
گفتنی است لقب "مهدی"، بیشتر درباره آن حضرت بعد از ظهور و قیام و لقب "قائم"، قبل از ظهور و قیام استفاده شده است. امام صادق (ع) درباره برخی از وقایع پس از ظهور میفرماید: "... ثم یأمر منادیا فینادی: هذا المهدی..."[۷۹]؛ "به منادی دستور داده خواهد شد؛ پس ندا در میدهد که این است مهدی".
پیامبر اکرم (ص) نیز فرمود: "پس از ظهور کسی نزد او آمده، میگوید: ای مهدی! به من عطا کن! و آن حضرت میفرماید: بگیر"[۸۰]. لقب مهدی، اگرچه اختصاص به آخرین امام ندارد و بقیه امامان (ع) نیز مهدی هستند؛ ولی تنها از پیشوای دوازدهم، به عنوان "مهدی" یاد شده است. این لقب از همان آغاز شکلگیری بحث "مهدویت"، بر زبان معصومین (ع) رایج بوده و در روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، این لقب بیان شده است. بنابراین در کتابهای اهل سنت نیز فراوان این لقب آمده است[۸۱].
امام حسین (ع) فرمود: "دوازده مهدی از ما است: نخستین ایشان امیر مؤمنان علی (ع) بود و آخرین ایشان نهمین فرزند از نسل من است..."[۸۲].
محمد بن
عمران گفت: من از
امام ششم (ع) شنیدم که میفرمود: "ما
دوازده مهدی هستیم"
[۸۳]»
[۸۴].