حضرت صالح در علوم قرآنی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

حضرت صالح (ع) از پیامبران الهی بود که برای هدایت قوم ثمود مبعوث شد. نام مبارک ایشان نُه بار در قرآن آمده است: ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ آلاء اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ [۱]؛ ﴿وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ[۲]، ﴿فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ[۳]، ﴿وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ[۴]، ﴿كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا بُعْدًا لِمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ[۵]، ﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ[۶]، ﴿قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ[۷]. وی پس از حضرت آدم (ع) و پیش از حضرت ابراهیم (ع) مبعوث شد.

از قرآن به‌دست می‌آید حضرت صالح (ع) مردم را به خداپرستی و ترک بت‌پرستی دعوت می‌کرد؛ امّا قوم او به جای ارج نهادن به او و دعوت وی، گفتند ما پیش از شنیدن سخنان تو، به تو امیدوار بودیم؛ اما اکنون که ما را به ترک خدایان پدرانمان دعوت می‌کنی، از تو ناامید شدیم و اگر راست می‌گویی، خداوند عذاب خود را بر ما نازل کند.

آن بزرگوار برای هدایت و نجات قوم خود بسیار کوشید؛ ولی هیچ‌یک از تدبیرهای وی سودی نداشت و سرانجام این قوم همگی مشمول عذاب الهی و هلاک شدند[۸].[۹]

پیامبر قوم ثمود

حضرت صالح(ع) پیامبر قوم ثمود، یکی از چند پیامبر عرب‌زبان[۱۰] و معجزه‌اش ناقه‌ای با ویژگی‌های منحصر به فرد بود.[۱۱] واژه صالح صفت مشبهه از ریشه «ص ـ ل ـ ح» و صَلاح به معنای پیراستگی از فساد، عیب و کاستی و نقیض آن «فساد» است. صالح در لغت به کسی گفته می‌شود که افکار و عقاید و رفتارهای وی از هرگونه عیب و نقص پیراسته باشند[۱۲]. نام حضرت صالح(ع) ۹ بار به صراحت در قرآن کریم آمده است. در آیات دربردانده نام صالح به این موارد پرداخته شده است: رسالت الهی وی در میان قوم ثمود و دعوت آنان به یگانه‌پرستی و ارائه معجزه[۱۳]، دعوت مردم به تقوای الهی و پیروی از خویش[۱۴]، واکنش‌های گوناگون قوم به دعوت او مانند پیدایش دودستگی و کشتن ناقه[۱۵]، نجات حضرت صالح(ع) و پیروان وی از عذاب الهی[۱۶] و هشدار حضرت شعیب(ع) به قوم خویش درباره گرفتار شدن به سرنوشت قوم صالح(ع)[۱۷].

هویت خانوادگی و شخصیت صالح(ع)

قرآن درباره جزئیاتی مانند نسب، خانواده، ویژگی‌های ظاهری، اندازه عمر، مدت تبلیغ و تاریخ و محل زندگی و درگذشت حضرت صالح(ع) سخنی نگفته است؛ اما دیگر منابع به این موضوعات پرداخته‌اند. نام پدر حضرت صالح(ع) را به اختلاف عبید،[۱۸] آسف،[۱۹] جابر[۲۰] و تالح[۲۱] و اغلب او را از نسل سام بن نوح[۲۲] و برخی دیگر از نوادگان حضرت هود(ع)[۲۳] دانسته‌اند. براساس برخی گزارش‌ها، حضرت صالح(ع) دارای خانواده‌ای اصیل و شاخص بوده است[۲۴]. درباره ویژگی‌های شخصیتی نیز آن حضرت را برخوردار از علم و دانش، خردمند و خوش‌فکر دانسته‌اند که به کار تجارت می‌پرداخت[۲۵]. بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد که حضرت صالح(ع) در مواجهه با برخوردهای نامعقول، خشن و خصمانه قوم خویش و نسبت‌های ناروای آنان همواره رفتاری کریمانه، بردبارانه، محبت‌آمیز، خیرخواهانه و همراه عفو و گذشت در پیش می‌گرفت. اخلاص و نداشتن هیچ‌گونه توقع مادی از مردم برای دعوت توحیدی، امین بودن، برخورداری از رحمت الهی[۲۶]، خیرخواهی[۲۷] و مهربانی و دلسوزی نسبت به مردم[۲۸] نیز از آیات قرآن بر می‌آید.

براساس برخی گزارش‌ها، حضرت صالح(ع) چهره‌ای به رنگِ سرخِ مایل به سفیدی و موهایی آویخته داشت. با پای برهنه راه می‌رفت. خانه‌ای نداشت و همواره ناقه‌اش را همراه داشت[۲۹]. برخی گفته‌اند که وی در بیرون شهر مسجدی داشت و شب‌ها را در آنجا سپری می‌کرد و روزها به میان قوم خود باز می‌گشت[۳۰]. از ابوالعالیه نقل شده که وی در آن مسجد که به نام خود آن حضرت خوانده می‌شود نماز گزارده و قبله آن به سوی کعبه است[۳۱]. برای رد یا پذیرش این جزئیات، مستند محکمی از آیات و روایات وجود ندارد. البته کسانی مانند کعب‌الاحبار و وهب بن منبه که برخی گزارش‌ها به آنها منسوب‌اند، منشأ رواج بسیاری از اسرائیلیات در جامعه اسلامی اند.[۳۲]

زمینه‌های یادکرد صالح(ع) در قرآن

قرآن کریم متناسب با اهداف هدایتی و شیوه‌های تبلیغی و تربیتی خود با رویکردهای گوناگون معرفتی مانند خداشناسی، راهنماشناسی و روش‌شناسی تبلیغ به بیان بخش‌هایی از تاریخ زندگی و دعوت حضرت صالح(ع) پرداخته است.

در زمینه خداشناسی، سرگذشت حضرت صالح(ع) و قوم او برای بیان مواردی چون یکی بودن اساس و محتوای دعوت توحیدی همه پیامبران و سیر تاریخی آن و نیز واکنش مردم به دعوت توحیدی در طول تاریخ استفاده شده است. براساس آیات آغازین سوره هود، قرآن حقیقت واحدی را بیان کرده و معارف دیگر شرح و بسط آن‌‌اند: دعوت به یگانه‌پرستی، محوری‌ترین و اصلی‌ترین آموزه و در پی آن دعوت به استغفار از گناه، توبه به درگاه الهی، وعده عذاب کافران، نجات و پاداش مؤمنان و بازگشت نهایی همگان به سوی خدا پیام‌های اصلی قرآن و شاخه‌های گوناگون یگانه‌پرستی‌اند.[۳۳] در ادامه با گزارش بخش‌هایی مهم از تاریخ پیامبران پیشین مانند حضرت صالح(ع)، افزون بر ترسیم پیوستگی و سیر تاریخی دعوت به توحید و وحدت محتوایی آن در دوره‌های گوناگون، نمونه‌هایی متفاوت از شرح و بسط آموزه‌های یادشده (یگانه‌پرستی، توبه، استغفار، عذاب کافران، پاداش مؤمنان، بازگشت به سوی الله) و تصویر عینی و تاریخی آن ارائه شده‌اند[۳۴]. بر همین اساس، ابتدا بعثت حضرت صالح(ع) و درونمایه اصلی دعوت او (یگانه‌پرستی) و پس از آن توصیه به استغفار، توبه و نیز واکنش ابتدایی ثمود * به دعوی رسالت وی و پاسخ آن حضرت گزارش شده‌اند. در ادامه، ارائه ناقه به عنوان آیت نبوت از سوی صالح(ع)، هشدار وی به قوم خویش درباره آسیب‌رسانی به ناقه و گرفتار شدن به عذاب الهی، پی کردن شتر، هلاک کافران قوم و نجات صالح(ع) و پیروانش روایت شده‌اند: ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ * قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ * قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ * وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ * فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ * فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ * وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ * كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ[۳۵] این آیات بیشتر به گزارش مراحل آغازین دعوت حضرت صالح(ع) پرداخته‌اند.

در سوره اعراف از یک سو دشمنی دیرینه شیطان با انسان و از سوی دیگر هدایت و دعوت پیوسته انسان از سوی انبیا به یگانه‌پرستی و نافرمانی از شیطان به عنوان دو جریان متضاد و پیوسته تاریخ گزارش شده و در ادامه، ضمن گزارش نمونه‌های گوناگون از واکنش مثبت و منفی انسان‌ها نسبت به این دو جریان در دوره‌های مختلف تاریخی، از ایمان اقلیت و انکار اکثریت و پیامد رفتار هریک از دو گروه در دنیا و آخرت خبر داده شده است[۳۶]. یادکرد حضرت صالح(ع) در این سوره نیز در چنین چارچوبی است. برهمین اساس، گزارش سوره اعراف / ۷ درباره تاریخ دعوت آن حضرت اغلب با گزارش دیگر سوره‌ها متفاوت است و مواردی چون دعوت قوم ثمود از سوی حضرت صالح(ع) به خداپرستی، رویارویی اشراف خودبرتربین و کافر قوم با مؤمنان مستضعف، گفت‌وگوی آنان بر سر رسالت حضرت صالح(ع)، تأکید مؤمنان بر ایمان خویش به آن، اظهار کفر کافران و نابودی آنها در پی کشتن شتر و سرکشی پس از آن روایت شده‌اند. در این آیات که ظاهراً اغلب آنها به دوره میانی دعوت حضرت صالح(ع) مربوط‌اند، پیدایش دودستگی میان قوم ثمود در پی ایمان گروهی از آنان (اقلیت) و درگیری آنها با یکدیگر برجسته‌تر شده است.[۳۷] گزارش شیوه‌های مشرکان در تکذیب پیامبر اکرم(ص) و دلداری دادن به آن حضرت با اشاره به تکذیب همه پیامبران پیشین از جمله حضرت صالح(ع) و نیز اراده الهی مبنی بر ارادی بودن ایمان انسان‌ها، رویکرد اصلی شماری دیگر از آیات مربوط است. یادکرد حضرت صالح(ع) و قوم وی با این رویکرد که در موقعیت‌ها، زمان‌ها و با چند و چونی متفاوت صورت گرفته است، در مباحث مربوط به نبوت جای می‌گیرد.

در سوره حجر پس از گزارش استهزا و تکذیب پیامبر اکرم به وسیله مشرکان، استهزا و تکذیب پیامبران الهی شیوه رایج تبهکاران معرفی و با اشاره به برخی مصادیق تاریخی آن انذار شده است. تکذیب انبیا به وسیله «اصحاب حِجْر» و نابودی آنان با خروشی آسمانی از این قبیل است[۳۸]: ﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ * وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ * وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ * فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ * فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ[۳۹] مفسران، اصحاب حجر را همان قوم حضرت صالح(ع) دانسته‌اند. اشاره به تکذیب انبیا از جمله حضرت صالح(ع) با هدف دلداری به پیامبر اکرم در آیات دیگر نیز آمده است.[۴۰]حرص شدید پیامبر اکرم ب ه ایمان آوردن مشرکان و در نتیجه اندوه شدید وی در پی ایمان نیاوردن آنان، زمینه دیگری برای دلداری دادن خداوند به آن حضرت با اشاره به دعوت انبیا و سرگذشت اقوام گذشته‌ای مانند صالح(ع) و ثمود است و اینکه مشرکان قریش نیز همان راه اقوام پیشین را می‌روند[۴۱]. بر این اساس، خداوند می‌تواند با آیتی مقهور کننده، همه آنان را به تسلیم وادارد؛ ولی خواست خداوند ایمان اجباری انسان‌ها نیست. در ادامه ضمن خبر دادن از ایمان نیاوردن بیشتر مشرکان و عذاب الهی تکذیب‌کنندگان، سرگذشت اقوامی چون قوم صالح(ع)، ایمان نیاوردن و نابودی اکثر آنان به اجمال از آغاز تا پایان گزارش شده است.[۴۲]

قوم صالح(ع) قرآن کریم ۲۶ بار از قوم حضرت صالح با نام ثمود و دو بار نیز با عنوان «قَوْمَ صَالِح» و «أصحَاب‌الحِجْر» یاد کرده است.[۴۳] برخی پژوهشگران ویژگی‌های جغرافیایی و طبیعی زیستگاه قوم صالح(ع) را با سبب نامگذاری آنان به ثمود و اصحاب حجر پیوند داده‌اند. آیات قرآن از وجود باغ‌ها، چشمه‌ساران و نخلستان‌های انبوه در آن سرزمین و حاصلخیز بودن آن حکایت می‌کنند[۴۴].[۴۵]

زمان زندگی صالح(ع)

از زمان زندگی حضرت صالح(ع) داده‌های جزئی دقیق و روشنی در دست نیست. عهد عتیق نامی از وی نمی‌برد. طبری به گونه تلویحی عدم گزارش آن در تورات را از سر تعمد و تاریخ زندگی آن حضرت را تلویحاً پیش از حضرت موسی(ع) می‌داند[۴۶]. جوادعلی عصر زندگی آن حضرت را در دوره پس از میلاد مسیح(ع) می‌پندارد[۴۷]، در حالی که یادکرد قوم صالح(ع) در سخنان منذرانه حضرت موسی و مؤمن آل‌فرعون (ابراهیم / ۱۴، ۸ - ۹؛ غافر / ۴۰، ۳۰ - ۳۱) نشان می‌دهد که آن حضرت پیش از موسی(ع) می‌زیسته است. حتی برپایه مستندات گوناگون، تاریخ زندگی آن حضرت پیش از ابراهیم خلیل(ع) بوده است؛ زیرا گزارش تورات[۴۸]، برخی آیات[۴۹]، احادیث[۵۰] و گزارش‌های تاریخی و تفسیری[۵۱] حضرت شعیب(ع) را معاصر موسی(ع) معرفی کرده است. از سوی دیگر اشاره حضرت شعیب(ع) در انذار قوم خود به سرنوشت قوم صالح (ثمود) و لوط و نیز تأکید بر قرابت زمانی قوم لوط با قوم خودش[۵۲]، نشان می‌دهد که حضرت صالح(ع) و قوم وی پیش از قوم لوط بوده‌اند و چون قوم حضرت لوط(ع) با ابراهیم(ع)[۵۳] معاصر بوده، می‌توان به تأکید گفت که صالح(ع) و ثمود پیش از ابراهیم خلیل(ع) بوده‌اند. آمدن چندین باره نام قوم صالح(ع) پس از قوم نوح و عاد و پیش از قوم لوط و ابراهیم(ع) و شرح سرگذشت هریک به ترتیب یادشده می‌تواند مؤیدی دیگر بر ترتیب تاریخی یادشده باشد.

مورخان و مفسّران مسلمان نیز تاریخ حضرت صالح(ع) و قوم ثمود را پس از قوم نوح(ع) و عاد و پیش از قوم ابراهیم(ع) آورده[۵۴] و به اتفاق، قوم ثمود را از طبقه اعراب «عاربه»[۵۵] (عرب‌هایی که پیش از آمدن اسماعیل(ع) ساکن شبه جزیره عرب بودند)[۵۶] و «بائده» (: منقرض شده) خوانده‌اند[۵۷].[۵۸]

زیستگاه صالح(ع)

قرآن کریم به صراحت، از زیستگاه حضرت صالح(ع) و ثمود یاد نکرده است؛ اما قریب به اتفاق مورّخان، [۵۹] جغرافی‌دانان[۶۰] و مفسران با تطبیق اصحاب حِجر بر قوم ثمود، محل زیست آنان را منطقه «حِجْر» دانسته‌اند.[۶۱] قرآن کریم به رغم یادکرد از «ساکنان حجر» درباره این‌همانی آنان و قوم ثمود سخنی صریح ندارد؛ ولی زندگی هر دو گروه در خانه‌های سنگی کنده شده در کوه‌ها و صخره‌ها، نابودی آنان با صیحه آسمانی[۶۲] گزارش‌های تاریخی[۶۳] درباره زندگی قوم ثمود در سرزمین حجر[۶۴] و روایتی از پیامبر اکرم(ص)[۶۵] زمینه‌ساز این تطبیق بوده‌اند.

سرزمین حجر در شبه جزیره عرب قرار دارد[۶۶] و این با آشنایی قریش نسبت به سرزمین ثمود و شهرتی که در میان آنان داشت تأیید می‌شود.[۶۷] بنا به گفته مفسران در تفسیر برخی آیات[۶۸]، کاروان‌های تجاری قریش در مسیر خود به سوی سرزمین‌های شام از سرزمین حِجْر و کنار ویرانه‌ها و آثار برجای مانده از شهر و دیار حضرت صالح(ع) و قوم ثمود می‌گذشته‌اند.[۶۹] [۷۰]

آموزه‌های صالح(ع)

یگانه پرستی

دعوت ثمودیان به یگانه‌پرستی و نفی دیگر خدایان از آموزه‌های محوری حضرت صالح(ع) بود: ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ[۷۱] براساس این آیه، مراتب مختلف توحید مانند توحید در الوهیت، عبودیت و ربوبیت در آموزه‌های خداشناسی حضرت صالح(ع) به چشم می‌خورند؛ زیرا آن حضرت در ادامه دعوت به یگانه‌پرستی (توحید در عبودیت) می‌گوید: «به جز الله معبود دیگری نیست[۷۲] که شما را آفرید و به وسیله شما زمین (سرزمین ثمود) را آباد ساخت». اغلب در تفسیر ﴿وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا آن را اشاره به نقش فاعلی خداوند در آباد ساختن سرزمین ثمود به وسیله آنان دانسته‌اند.[۷۳] علامه طباطبایی در تبیین بیشتر این معنا و نقش فاعلی خداوند، به آفرینش فطری استعدادها و توانمندی‌های بشر و هدایت و تربیت تکوینی آنها برای آبادسازی زمین در شکل خانه‌سازی، کشاورزی و باغداری اشاره می‌کند.[۷۴] آمرزش‌خواهی از خدای یگانه و بازگشت به سوی او از دیگر آموزه‌های حضرت صالح(ع) بود.[۷۵] به گفته علامه طباطبایی، احتمالاً قوم ثمود به خدایان گوناگون (رب‌النوع‌ها) باور داشته و بت‌ها را در تدبیر جهان، از جمله در آفرینش انسان و حاصلخیزی و آبادی سرزمین‌های خویش مؤثر می‌دانستند. بر همین اساس، برای جلب رضایت بزرگِ خدایان و بهره‌مندی از خیرات و برکات وی و نیز برای مصون ماندن از خشم و بلاهای او می‌کوشیدند تا خشنودی بت‌ها را به دست آورند و خشم آنان را برنینگیزند، از این رو برای آنان قربانی کرده و نزدشان به خاکساری و تضرع می‌نشستند، [۷۶] برای همین، حضرت صالح(ع) آنان را به طلب آمرزش از خدای یگانه و بازگشت به سوی او فرامی‌خواند.[۷۷] نزدیک بودن خداوند به انسان و اجابت دعای وی نیز از آموزه‌های توحیدی حضرت صالح(ع) بود. با توجه به اینکه باورهای خداشناختی ثمود در انسان‌شناسی و نحوه نگرش آنان به ارتباط خدا و انسان نیز اثرگذار بوده است، آنها «خدای بزرگ» را فراتر از گنجایش فهم آدمی، بسیار دورتر از دسترس او، و بت‌ها را واسطه و شفیع میان انسان و خدا می‌پنداشتند. با توجه به چنین باوری است که حضرت صالح(ع) از نزدیک‌بودن «اللّه» به آنان (انسان) و شنیدن و اجابت خواسته‌های آنان خبر می‌دهد.[۷۸].[۷۹][۸۰]

معادباوری

قرآن درباره دعوت حضرت صالح(ع) به معاد گزارشی صریح ندارد؛ اما شماری از مفسران[۸۱] به پیروی از ابن‌عباس و قتاده[۸۲] آیه ۴ سوره حاقّه[۸۳] را اشاره به تکذیب قیامت از سوی ثمود دانسته‌اند: ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ. با پذیرش این تفسیر می‌توان گفت که دعوت به معادباوری از آموزه‌های حضرت صالح(ع) بود و ثمودیان تعالیم آن حضرت مبنی بر زنده‌شدن دوباره آدمیان و پاداش و کیفر روز جزا و روز قیامت را دروغ خواندند؛ [۸۴] اما تفسیر قارعه به قیامت در اینجا ظاهراً مستندی جز سخن ابن‌عباس و قتاده ندارد و گفتار آن دو به احتمال زیاد در ارتباط با کاربرد وصفی آن در آیه ۱ سوره قارعه ﴿الْقَارِعَةُ است. به نظر می‌رسد دیدگاه مفسرانی چون قمی، [۸۵] ثعلبی[۸۶] و فخر رازی[۸۷] که مراد از قارعه را عذاب موعود عاد و ثمود دانسته‌اند، سازگاری و تناسب بیشتری با قراین و سیاق آیات و نیز معنای لغوی قارعه دارد؛ زیرا در گزارش آموزه‌های هود و صالح دعوت به معاد به چشم نمی‌خورد. بنابراین تکذیب آن معنا ندارد؛ اما وعده آن دو مبنی بر آمدن عذابی بس بزرگ و دردناک و تکذیب آن از سوی عاد و ثمود بیش از یک بار گزارش شده‌اند. بر همین اساس، در آیه ۶ سوره حاقّه[۸۸] به تکذیب یادشده اشاره و در پی آن هلاک اقوام یادشده با عذاب‌های بسیار شدید و بنیان‌کن گزارش شده است. قرآن کریم از مردمی یاد می‌کند که پس از قوم نوح(ع) می‌زیسته[۸۹] و قیامت را انکار کردند: ﴿وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ[۹۰] شماری از مفسران با استناد به نابودی این قوم[۹۱] و نیز قوم حضرت صالح(ع) با صیحه آسمانی[۹۲]، قوم یادشده را همان قوم صالح(ع) دانسته‌اند.[۹۳] براساس این دیدگاه می‌توان از وجود آموزه‌های معادشناختی در میان تعالیم حضرت صالح(ع) سخن گفت؛ اما در مقابل، بیشتر مفسران، [۹۴] قوم یادشده را اشاره به قوم عاد دانسته‌اند که پیش از قوم حضرت صالح(ع) و پس از قوم نوح(ع) می‌زیستند.[۹۵] برخی این دیدگاه را درست‌تر دانسته‌اند.[۹۶] این مفسران به گزارش داستان قوم عاد پس از ماجرای قوم نوح در آیه ۶۵ سوره‌ اعراف، آیه ۵۰ سوره هود و ۱۲۳ سوره شعراء و نیز تصریح قرآن کریم به این موضوع استناد کرده‌اند: ﴿وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ * أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۹۷].[۹۸] با پذیرش نبود آموزه معادشناختی در تعالیم حضرت صالح(ع) می‌توان گفت، به سبب گسترش و ریشه‌داری چندخدایی در میان ثمود و پایداری سرسختانه و لجوجانه آنان در برابر آموزه‌های یکتاپرستی، به ویژه به سبب فهم بسیار ابتدایی که داشتند، عملاً زمینه دعوت به معاد و پذیرش آن وجود نداشت و تصور و پذیرش حیات پس از مرگ برای آنان به مراتب دشوارتر از تصور و پذیرش یگانگی خدا و پیامبری انسان بود. از سوی دیگر با توجه به اینکه معادباوری از اصول همه ادیان الهی است، وجود آن در آموزه‌های حضرت صالح(ع) منطقی و طبیعی به شمار می‌رود. [۹۹]

تقوای الهی

دعوت به تقوای الهی از دیگر آموزه‌های حضرت صالح(ع) بود: ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ[۱۰۰] با توجه به آیات قرآن و گفته‌های مفسران، موارد زیر را می‌توان مصادیق تقوای مورد نظر ایشان یاد کرد: پرستش خدای یگانه و پرهیز از عبادت خدایان دیگر، اجتناب از معصیت و نافرمانی خدا و پیروی کردن از آموزه‌های آن حضرت و دنباله‌روی نکردن از مفسدان قوم.[۱۰۱][۱۰۲].[۱۰۳]

پیروی نکردن از مفسدان

حضرت صالح(ع) در کنار دعوت ثمود به پیروی از خویش، آنان را از پیروی مفسدان جامعه که از هرگونه خیر و صلاحی‌به دور بودند نهی می‌کرد: ﴿وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ[۱۰۴] مفسران، مراد از مفسدان را اشراف و سران تبهکار قوم ثمود دانسته‌اند[۱۰۵] که خود غرق در گناه بودند و مردم را نیز به کفر و گمراهی و مقاومت در برابر حق فرامی‌خواندند و به ایمان آنها امیدی نبود، از همین‌رو آن حضرت برای اصلاح قوم ثمود و از بین بردن باورها و ارزش‌های شرک‌آلود، ناگزیر باید پیوند توده‌های مردم با آنان را از هم می‌گسست. [۱۰۶]

پیامد ناگوار کفر و گناه

زوال‌پذیری نعمت‌های الهی در نتیجه نافرمانی خدا از دیگر آموزه‌های صالح(ع) بود. آن حضرت با اشاره به باغ‌ها، کشتزارها، نخلستان‌ها، چشمه‌ها و خانه‌های کنده‌شده در دل کوه‌ها، به ثمودیان هشدار می‌داد گمان نکنند که میان نعمت‌های یادشده، ایمن از هر کیفری به حال خود رها خواهند شد، بلکه با نافرمانی خداوند، پیروی نکردن از آن حضرت و دنباله‌روی از مفسدان، همه نعمت‌ها و امکانات نامبرده نابود شده و در برابر عذاب الهی ناکارآمد خواهند بود[۱۰۷]: ﴿أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ * فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ[۱۰۸] حضرت صالح(ع) همچنین ضمن معرفی ناقه با وصف «آیت خداوند»، به قوم ثمود هشدار داد که در صورت آسیب رساندن به آن گرفتار عذاب شتابنده الهی خواهند شد و آنان ‌بی‌توجه به انذارهای صالح(ع) ناقه را کشتند و پس از سه روز با عذاب الهی نابود شدند: ﴿وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ * فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ * فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ * وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ[۱۰۹] معرفی مشکلات و محنت‌های پدید آمده برای ثمود به عنوان نتیجه کردار خود آنان هم نمونه‌ای دیگر در این زمینه است: آنها پس از کشتن ناقه صالح(ع) و از سر تمسخر، سراغ عذاب موعود وی را گرفتند. صالح(ع) از آنان خواست به جای شتاب در این زمینه، با ایمان و عمل صالح و توبه از شرک در پی خیر و صلاح و به دست آوردن رحمت و آمرزش الهی باشند؛ ولی آنان با اشاره به مشکلات و درگیری‌های پدید آمده پس از دعوت صالح(ع) همه این موارد را نتیجه بدقدمی آن حضرت و پیروان او معرفی کردند. صالح(ع) بلا و محنت آنان را تقدیر و آزمون الهی خواند که به اقتضای کردار ناشایست آنها رقم خورده است: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ * قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ * قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ[۱۱۰].[۱۱۱]

روش‌های تبلیغی صالح(ع)

حضرت صالح(ع) از روش‌هایی گوناگون برای تبلیغ بهره می‌گرفت:

روشنگری

آن حضرت در آغاز، باورها و ارزش‌های توحیدی را به روشنی برای قوم خود بیان و باورها و ارزش‌های غیر توحیدی آنان را نقد و از آن نهی می‌کرد.[۱۱۲] او در پاسخ به تصور احتمالی قوم ثمود درباره انگیزه‌های مادی و قدرت‌طلبانه وی، خود را پیامبری امین خواند که بی‌هیچ انگیزه مادی و فقط با انگیزه الهی و خیرخواهانه در صدد هدایت و اصلاح فرهنگ ثمودیان است و پاداش کوشش‌های او بر عهده خداست: ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ[۱۱۳].[۱۱۴]

ارایه معجزه

هنگامی که قوم ثمود با تکذیب ادعای صالح(ع)، او را بشری مانند خویش خوانده و برای روشن شدن صدق ادعای وی خواستار دلیل و نشانه شدند، آن حضرت به قدرت خداوند ماده شتری را با ویژگی‌های منحصر به فرد برای آنان آورد: ﴿مَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ * قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ[۱۱۵].[۱۱۶]

یادآوری نعمت‌ها

یادآوری نعمت‌های بزرگ الهی شیوه تبلیغی دیگری بود که آن حضرت برای بیدار ساختن فطرت مردم و تحریک عاطفه آنان در پیش گرفت. او با اشاره به جایگزین شدن ثمود به جای قوم عاد و زندگی در زیستگاه آنان و ساختن قصرها در دشت‌ها و خانه‌های سنگی در دل کوه‌ها از آنها خواست این نعمت‌های الهی را به یاد آورده و از فساد و تباهی خودداری کنند: ﴿وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ[۱۱۷] به گفته برخی مفسران، قوم ثمود در فصل گرما و کشاورزی در خانه‌های دشت و در فصل سرما و برای در امان ماندن از خطرهای سیل و طوفان در خانه‌های سنگی کوهستان می‌زیستند.[۱۱۸][۱۱۹]

نصیحت

نصیحت و خیرخواهی، دیگر شیوه آن حضرت بود. وقتی ثمودیان در پی کشتن ناقه صالح(ع) از وی خواستند در صورتی که به راستی پیامبر خداست و وعده‌اش مبنی بر نزول عذاب حقیقت دارد، عذاب موعود را بیاورد، آن حضرت از سر خیرخواهی از آنان خواست به جای عذاب، طالب رحمت الهی باشند و با توبه و آمرزش‌خواهی، خود را از عذاب الهی برهانند.[۱۲۰].[۱۲۱].[۱۲۲]

مناظره و جدال احسن

به رغم رواج بت‌پرستی در میان ثمود، سرانجام گروهی از آنان به صالح(ع) ایمان آورده و با گروه مقابل به مشاجره پرداختند.[۱۲۳]ایمان گروه یادشده در پی مناظرات روشمند و جدال‌های احسن آن حضرت بود که در آیات قرآن نیز آمده است. هنگامی که حضرت صالح(ع) برخلاف انتظار قوم ثمود، آیین کهن آنها و نیاکانشان را نفی و به دینی کاملاً نو دعوت کرد، آنان در دعوت وی تردید کرده و از وی خواستند از دعوت خویش دست بردارد. صالح(ع) با اشاره به اینکه وی دارای رسالت و آیت الهی است، چنین استدلال کرد که تأمین خواسته آنان و نافرمانی خدا مایه زیانکار شدن اوست و اینکه در این صورت خداوند وی را عذاب می‌کند و هیچ یک از ثمودیان نیز نمی‌توانند به یاری وی بشتابند: ﴿قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ * قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ[۱۲۴].[۱۲۵]. در این مناظره، گونه‌ای از همراهی برای اقناع تدریجی مخاطب به چشم می‌خورد. حضرت صالح(ع) که درباره رسالت و معجزه الهی خویش هیچ تردیدی نداشت، در مقام جدال با نوعی تردید هدفدار برای جلب همراهی و تمایل تدریجی مخاطب تلاش کرد: ﴿قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ[۱۲۶] زمانی که کافران، در واکنش به هشدارهای صالح(ع) درباره امکان نابودی دارایی‌های آنها، او را جادو شده و بشری مانند خود خوانده و آیت و نشانه‌طلبیدند، آن حضرت به درخواست آنان پاسخ داد: ﴿قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ * وَلا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ[۱۲۷]؛ همچنین وقتی کافران در مقام تمسخر صالح(ع) عذاب موعود او را طلب کردند، وی از آنان خواست به جای شتاب در این باره توبه کرده و آمرزش بخواهند تا شاید مورد رحمت و مغفرت الهی قرار گیرند. کافران در پاسخ این خیرخواهی، وی و پیروانش را بدشگون خواندند؛ اما حضرت صالح(ع) بدون هرگونه برافروختگی، گرفتاری و مشکلات پیش‌آمده را برخاسته از تدبیر الهی و اقتضای کردار خود آنان معرفی کرد.[۱۲۸].[۱۲۹]

انذار

هشدار درباره پیامد تکذیب آیات الهی و ایمان نیاوردن به خدا، از دیگر شیوه‌های تبلیغی صالح(ع) بود. وقتی آن حضرت در پی درخواست قوم، شتری را به عنوان آیت و معجزه الهی آورد، به آنان هشدار داد که در صورت آسیب رساندن به ناقه، گرفتار عذابی زودرس خواهند شد؛ اما ثمودیان بی‌توجه به انذارهای وی، شتر را کشته و پس از سه روز با عذاب الهی نابود شدند. آن حضرت درباره از دست دادن نعمت‌های الهی به سبب بی‌تقوایی و پیروی نکردن از وی نیز هشدار داد.[۱۳۰].[۱۳۱]

واکنش قوم به دعوت صالح(ع)

در طول دعوت توحیدی صالح(ع)، ثمودیان با شیوه‌های گوناگون با وی به مقابله برخاستند. برخوردها در آغاز ملایم‌تر بودند؛ ولی در پی پافشاری آن حضرت و گرایش شماری از مردم به وی، واکنش‌هایی تندتر و قهرآمیزتر نشان دادند: سرزنش کردن، دادن نسبت‌های ناروا، دروغگو و بدشگون خواندن صالح(ع)، احتجاج با وی و درخواست معجزه، پی کردن شتر صالح و دسیسه برای کشتن حضرت صالح از جمله واکنش‌های قوم ثمود به دعوت حضرت صالح(ع) بودند.[۱۳۲]

سرانجام حضرت صالح(ع)

پس از توطئه کافران برای کشتن حضرت صالح هنگامی که آنان قصد داشتند، مقصود خود را عملی کنند، خداوند با فرستادن عذاب، آنان را نابود کرد. حضرت صالح(ع) به همراه مؤمنان قوم، مشمول رحمت الهی شده از عذاب و مرگ رهیدند: ﴿فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ[۱۳۳] شمار نجات‌یافتگان و زیستگاه بعدی حضرت صالح و نجات‌یافتگان از موضوعاتی‌اند که در منابع به صورت‌های گوناگون گزارش شده‌اند. براساس برخی احادیث، حضرت صالح(ع) در ۱۶ سالگی به نبوت برانگیخته شد و تا ۱۲۰ سالگی در میان قوم خود به تبلیغ پرداخت. برپایه گزارشی دیگر، مدت نبوت آن حضرت ۲۰ سال و درگذشت وی در ۵۸ سالگی بود؛ همچنین ۱۵۰، ۲۰۸، ۲۵۰ و ۲۵۸ سال نیز برای عمر وی گفته شده است.

درباره محل دفن آن حضرت نیز اختلاف است: کنار کعبه و میان رکن حجرالاسود و مقام ابراهیم(ع)، شهر عکّا در فلسطین، حَضرَمُوت یمن و شهر نجف در عراق را محل دفن وی گفته‌‌اند. به گفته برخی، آن حضرت در وادی‌السلام نجف به خاک سپرده شده است.[۱۳۴]

منابع

پانویس

  1. «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک شما را فرو گیرد. و یاد کنید آنگاه را که شما را جانشینانی پس از (قوم) عاد قرار داد و در این سرزمین جای داد که در هامون آن کاخ‌ها می‌سازید و کوه‌ها را برای خانه‌سازی می‌تراشید پس نعمت‌های خداوند را به یاد آورید و در این سرزمین تبهکارانه آشوب نورزید. سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمده‌اند گفتند: آیا می‌دانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم» سوره اعراف، آیه ۷۳-۷۵.
  2. «و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد و آزاری به وی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرا گیرد» سوره هود، آیه ۶۴.
  3. «امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانه‌های خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعده‌ای بی‌دروغ است» سوره هود، آیه ۶۵.
  4. «و ای قوم من! مخالفت با من، شما را وا ندارد که به شما همان رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید و (زمان) قوم لوط از شما دور نیست» سوره هود، آیه ۸۹.
  5. «گویی (هرگز) در آن نمی‌زیسته‌اند؛ هان! نابود باد مدین! چنان که ثمود نابود گشت» سوره هود، آیه ۹۵.
  6. «(یاد کن) آنگاه (را) که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۴۲.
  7. «گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمی‌خواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟» سوره نمل، آیه ۴۶.
  8. خزائلی، محمد، علام القرآن، صفحه ۴۱۷؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۴، صفحه ۱۴۴؛ رسولی، هاشم، قصص قرآن، جلد۱، صفحه ۸۴؛ دراسات تاریخیة من القرآن الکریم، جلد۱، صفحه ۲۶۳.
  9. فرهنگ نامه علوم قرآنی، ج۱، ص ۳۸۵۰.
  10. المعارف، ص۵۶؛ العقد الفرید، ج ۳، ص۴۱۲.
  11. ﴿وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ «و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد و آزاری به وی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرا گیرد» سوره هود، آیه ۶۴.
  12. التحقیق، ج ۶، ص۲۶۵ – ۲۶۷، «صلح».
  13. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ * فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک شما را خواهد گرفت * سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمده‌اند گفتند: آیا می‌دانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم * پس شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سر باز زدند و گفتند: ای صالح اگر از پیامبرانی عذابی را که به ما وعده می‌دهی بر (سر) ما بیاور!» سوره اعراف، آیه ۷۳ و ۷۵ و ۷۷.
  14. ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ «پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعرا، آیه ۱۴۴.
  15. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ * قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است * گفتند: ای صالح! بی‌گمان پیش از این در میان ما مایه امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟ و به راستی نسبت به آنچه ما را بدان می‌خوانی در دو دلی گمان‌انگیزی هستیم» سوره هود، آیه ۶۱-۶۲.
  16. ﴿فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ «آنگاه چون «امر» ما در رسید، صالح و مؤمنان همراه وی را با بخشایشی از نزد خویش (از عذاب) و از خواری آن روز، رهاندیم؛ بی‌گمان پروردگار توست که توانمند پیروزمند است» سوره هود، آیه ۶۶.
  17. ﴿وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ «و ای قوم من! مخالفت با من، شما را وا ندارد که به شما همان رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید و (زمان) قوم لوط از شما دور نیست» سوره هود، آیه ۴۵.
  18. المعارف، ص۲۹؛ تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۵۸؛ تهذیب الاسماء، ج ۱، ص۲۳۶.
  19. النسب، ص۳۴۴.
  20. تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲.
  21. تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲.
  22. المعارف، ص۲۹؛ تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۵۸؛‌ تهذیب الاسماء، ج ۱، ص۲۳۶.
  23. تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۲.
  24. المستدرک، ج ۲، ص۵۶۵؛ الکشاف، ج ۲، ص۱۲۰.
  25. اعلام القرآن، ص۵۰۱.
  26. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ * قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ * قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است * گفتند: ای صالح! بی‌گمان پیش از این در میان ما مایه امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟ و به راستی نسبت به آنچه ما را بدان می‌خوانی در دو دلی گمان‌انگیزی هستیم * گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمی‌افزایید» سوره هود، آیه ۶۱-۶۳.
  27. ﴿فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ «(صالح) از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! بی‌گمان پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید» سوره اعراف، آیه ۷۹.
  28. ﴿قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ «به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساق‌هایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کرده‌ام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.
  29. المعارف، ص۲۹؛ المستدرک، ج ۲، ص۵۶۵.
  30. تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۵۹-۱۶۰؛‌ المستدرک، ج ۲، ص۵۶۶-۵۶۷.
  31. جامع البیان، ج۲، ص۲۱؛ الاستذکار، ج ۱، ص۲۰؛ ج ۲، ص۴۵۵؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۱۵۰-۱۵۱.
  32. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۶.
  33. ﴿الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ * أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ * وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ * إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «الف، لام، را؛ (این) کتابی است که آیاتش استواری یافته سپس از سوی فرزانه‌ای آگاه آشکار شده است * که جز خداوند را نپرستید بی‌گمان من از سوی او شما را بیم‌دهنده و نویدبخشم * و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم * بازگشتتان به سوی خداوند است و او بر هر کاری تواناست» سوره هود، آیه ۱-۴.
  34. المیزان، ج ۱۰، ص۱۳۵، سوره هود آیات ۲۵ الی ۱۰۰.
  35. «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است * گفتند: ای صالح! بی‌گمان پیش از این در میان ما مایه امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟ و به راستی نسبت به آنچه ما را بدان می‌خوانی در دو دلی گمان‌انگیزی هستیم * گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمی‌افزایید * و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد و آزاری به وی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرا گیرد * امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانه‌های خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعده‌ای بی‌دروغ است * آنگاه چون «امر» ما در رسید، صالح و مؤمنان همراه وی را با بخشایشی از نزد خویش (از عذاب) و از خواری آن روز، رهاندیم؛ بی‌گمان پروردگار توست که توانمند پیروزمند است * و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند * گویی (هرگز) در آن به سر نبرده‌اند؛ بدانید که (قوم) ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند؛ هان نابود باد ثمود!» سوره هود، آیه ۶۸.
  36. المیزان، ج ۸، ص۶ - ۷.
  37. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ آلاء اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ * قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ * قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا بِالَّذِيَ آمَنتُمْ بِهِ كَافِرُونَ * فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ * فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسی * و یاد کنید آنگاه را که شما را جانشینانی پس از (قوم) عاد قرار داد و در این سرزمین جای داد که در هامون آن کاخ‌ها می‌سازید و کوه‌ها را برای خانه‌سازی می‌تراشید پس نعمت‌های خداوند را به یاد آورید و در این سرزمین تبهکارانه آشوب نورزید * سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمده‌اند گفتند: آیا می‌دانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم * آن سرکشان گفتند: ما به آنچه شما بدان ایمان دارید کافریم * پس شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سر باز زدند و گفتند: ای صالح اگر از پیامبرانی عذابی را که به ما وعده می‌دهی بر (سر) ما بیاور! * آنگاه زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‌شان از پا در آمدند» سوره اعراف، آیه ۷۸.
  38. المیزان، ج ۱۲، ص۱۸۵-۱۸۶.
  39. «و «اصحاب حجر» پیامبران را دروغگو می‌شمردند * و ما نشانه‌های خود را به آنان (نشان) دادیم اما آنان از آنها رویگردان بودند * و آنان در (دل) کوه‌ها خانه‌هایی (استوار) با (گمان) ایمنی می‌تراشیدند * اما بانگ (آسمانی) آنان را بامدادان فرو گرفت * و آنچه انجام می‌دادند آنان را (از عذاب) باز نداشت» سوره حجر، آیه ۸۰-۸۴.
  40. ﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ * وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ * وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ «و اگر (مشرکان) تو را دروغگو می‌شمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند * و (نیز) قوم ابراهیم و قوم لوط * و «اصحاب مدین» و (نیز) موسی دروغگو شمرده شد و به کافران مهلت دادم سپس آنان را فرو گرفتم پس (بنگر) کیفر من چگونه بود» سوره حج، آیه ۴۲-۴۴.
  41. المیزان، ج ۱۵، ص۲۴۹ - ۲۵۴؛ سوره شعراء آیات ۱۰ الی ۱۵۹.
  42. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۷.
  43. ﴿وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ «و ای قوم من! مخالفت با من، شما را وا ندارد که به شما همان رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید و (زمان) قوم لوط از شما دور نیست» سوره هود، آیه ۸۹؛ ﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ «و «اصحاب حجر» پیامبران را دروغگو می‌شمردند» سوره حجر، آیه ۸۰.
  44. ﴿فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ «اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند * و کشتزارها و خرمابنی که شکوفه‌اش ترد است؟» سوره شعراء، آیه ۱۴۷-۱۴۸.
  45. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹.
  46. تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۶۲-۱۶۳؛ الکامل، ج ۱، ص۹۳؛ المفصل، ج ۱، ص۲۹۹.
  47. المفصل، ج ۱، ص۳۰۰.
  48. کتاب مقدس، خروج ۲: ۱۶ - ۲۲.
  49. ﴿فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ * وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ «آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس می‌داشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش * و چون روی به سوی مدین نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه میانه رهنمون گردد * و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب می‌دادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور می‌داشتند. گفت: شما چه می‌کنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمی‌دهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است» سوره قصص، آیه ۲۳.
  50. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۳۴؛ الامالی، ص۴۴۲.
  51. البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۱۷ - ۲۱۸؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۷۳.
  52. ﴿وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ «و ای قوم من! مخالفت با من، شما را وا ندارد که به شما همان رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید و (زمان) قوم لوط از شما دور نیست» سوره هود، آیه ۸۹.
  53. روح البیان، ج۴، ص۱۶۴؛ فی ظلال القرآن، ج۳، ص۱۳۱۴.
  54. تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۳۹۳-۳۹۴؛ التحریر و التنویر، ج۲۳، ص۵۱.
  55. المحبر، ص۳۹۵؛ تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۴۰-۱۴۱؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۸۶.
  56. البدایة و النهایه، ج ۱، ‌ص ۱۲۰.
  57. الاخبار الطوال، ص۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ق ۱، ص۱۸ - ۱۹.
  58. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹.
  59. تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲. تاریخ طبری، ج۱، ص۱۳۹. الکامل، ج۱، ص۸۹.
  60. معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۴. معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۱. ‌ بلوغ الارب، ج۱، ص۲۱۱.
  61. جامع‌البیان، ج۱۴، ص۳۴. مجمع البیان، ج۶، ص۵۲۹. تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۴۵.
  62. ﴿وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ «و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند» سوره هود، آیه ۶۷. ﴿وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ «و از (دل) کوه‌ها استادانه خانه‌هایی می‌تراشید» سوره شعراء، آیه ۱۴۹.
  63. المحبر، ص۳۸۴. تاریخ طبری، ج۱، ص۱۳۹. البدء و التاریخ، ج۳، ص۳۷.
  64. قس: المفصل، ج۱، ص۳۲۶. المسالک والممالک، ص۹۷. معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۱.
  65. مسند احمد، ج۲، ‌ ص۵۸. جامع‌البیان، ج۱۴، ص۳۴. مجمع البیان، ج۶، ص۵۲۹.
  66. تاریخ طبری، ج۱، ص۱۳۹. المسالک و الممالک، ص۹۷. معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۱.
  67. ﴿وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ «و عاد و ثمود را (نیز عذاب کردیم) و بی‌گمان این از (آثار) زیستگاه‌هایشان برای شما پدیدار است. و شیطان کردارهایشان را در چشم آنان آراست بنابراین آنها را از راه (حقّ) باز داشت با آنکه بینادل بودند» سوره عنکبوت، آیه ۳۸.
  68. ﴿أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَى «آیا برای آنان راهگشا نبوده است که پیش از آنها چه بسیار نسل‌ها را از میان بردیم که (اینان اکنون) در خانه‌های آنان راه می‌روند؟ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای (پندگیری) خردمندان است» سوره طه، آیه ۱۲۸.
  69. جامع البیان، ج۱۶، ص۱۶۶. الکشاف، ج۳، ص۹۶. مجمع البیان، ج۷، ص۵۷.
  70. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۰.
  71. «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است» سوره هود، آیه ۶۱.
  72. . الکافی، ج۸، ص۱۸۵. قس: تفسیر ابو حمزه ثمالی، ص۱۷۲. مجمع البیان، ج۵، ص۲۶۴-۲۶۷.
  73. . تهذیب الاسماء، ج۱، ص۲۳۶.
  74. . جامع البیان، ج۱، ص۱۵۶. معجم البلدان، ج۴، ص۴۰۳. البحر المحیط، ‌ج ۷، ص۵۲۰.
  75. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است» سوره هود، آیه ۶۱.
  76. . اعلام القرآن، ص۵۰۲-۵۰۳
  77. . المیزان، ج۱۰، ص۳۱۱ - ۳۱۲.
  78. . جامع البیان، ج۱۲، ص۳۸. المیزان، ج۱۰، ص۳۱۰.
  79. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است» سوره هود، آیه ۶۱.
  80. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۰.
  81. . جامع البیان، ج۲۹، ص۳۱. تفسیر بغوی، ج۵، ص۱۴۴ تفسیر قرطبی، ج۱۹، ص۲۵۸.
  82. . جامع البیان، ج۲۹، ص۳۱-۳۲. التبیان، ج۱۰، ص۹۴. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۱۶.
  83. ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ «قوم ثمود و عاد، آن (هنگامه) درهم کوبنده را دروغ شمردند» سوره حاقه، آیه ۴.
  84. . التبیان، ج۱۰، ص۹۴. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۱۶.
  85. . تفسیر قمی، ج۲، ص۳۸۳.
  86. . تفسیر ثعلبی، ج۱۰، ص۲۶.
  87. . التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۶۲۱. التسهیل، ج۲، ص۴۰۴.
  88. ﴿وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ «و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیان‌کن، از میان برداشته شد» سوره حاقه، آیه ۶.
  89. ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ «سپس مردم دوره‌ای دیگر را پس از آنان پدید آوردیم» سوره مؤمنون، آیه ۳۱.
  90. ﴿وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ * إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ «و سرکردگان از قوم او که کفر ورزیده و لقای جهان واپسین را دروغ شمرده بودند و ما در زندگانی این جهان به آنها رفاه بخشیده بودیم گفتند: این (پیامبر) جز بشری مانند شما نیست، از آنچه می‌خورید می‌خورد و از آنچه می‌آشامید می‌آشامد * آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست که (برخی) می‌میریم و (برخی دیگر) زنده می‌شویم و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۳ و ۳۷.
  91. ﴿فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «آنگاه بانگ آسمانی به حق آنان را فرو گرفت و ایشان را خاشاکی گرداندیم؛ پس نفرین بر ستمگران باد!» سوره مؤمنون، آیه ۴۱.
  92. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است» سوره هود، آیه ۶۱.
  93. . التبیان، ج۷، ص۳۶۵. المیزان، ج۱۵، ص۳۳. نمونه، ج۱۴، ص۲۳۶.
  94. . زاد المسیر، ج۳، ص۲۶۱. التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۲۷۵.
  95. . تفسیر مقاتل، ج۳، ص۱۵۶. تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۴۷۹. تفسیر ثعلبی، ج۷، ص۴۶.
  96. . تفسیر سمعانی، ج۳، ص۴۷۳. تفسیر بغوی، ج۳، ص۳۶۵.
  97. «و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را (فرستادیم) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟ * آیا شگفت می‌دارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا بیمتان دهد؟ و به یاد آورید هنگامی را که پس از قوم نوح شما را جانشین کرد و در آفرینش بر گستره (توانمندی) شما افزود، بنابراین نعمت‌های خداوند را به یاد آورید باشد که رستگار گردید» سوره اعراف، آیه ۶۵ و ۶۹.
  98. . منهج الصادقین، ج۶، ص۲۱۲
  99. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۱.
  100. «(قوم) ثمود پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه (را) که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعراء، آیه ۱۴۱-۱۴۴.
  101. ﴿أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ * فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ «آیا شما را در آنچه اینجاست آسوده رها می‌کنند؟ * اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند * و کشتزارها و خرمابنی که شکوفه‌اش ترد است؟ * و از (دل) کوه‌ها استادانه خانه‌هایی می‌تراشید * پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید! * و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید * آنان که در زمین فساد بر می‌انگیزند و به (نیکی و) شایستگی روی نمی‌آورند» سوره شعراء، آیه ۱۴۶-۱۵۲.
  102. نک: التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۳۰۶.
  103. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۲.
  104. «و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید * آنان که در زمین فساد بر می‌انگیزند و به (نیکی و) شایستگی روی نمی‌آورند» سوره شعراء، آیه ۱۵۱و۱۵۲.
  105. . التبیان، ج۸، ص۴۹. مجمع‌البیان، ج۷، ص۳۱۳. المیزان، ج۱۵، ص۳۰۵.
  106. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۳.
  107. التبیان، ج۴، ص۴۵۰. مجمع البیان، ج۴، ص۶۸۰. المیزان، ج۸، ص۱۸۲. مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۵؛ المیزان، ج۱۵، ص۳۷۳
  108. «آیا شما را در آنچه اینجاست آسوده رها می‌کنند؟ * اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند * و کشتزارها و خرمابنی که شکوفه‌اش ترد است؟ * و از (دل) کوه‌ها استادانه خانه‌هایی می‌تراشید * س، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعراء، آیه ۱۴۶-۱۵۰.
  109. «و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد و آزاری به وی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرا گیرد * امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانه‌های خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعده‌ای بی‌دروغ است * آنگاه چون «امر» ما در رسید، صالح و مؤمنان همراه وی را با بخشایشی از نزد خویش (از عذاب) و از خواری آن روز، رهاندیم؛ بی‌گمان پروردگار توست که توانمند پیروزمند است * و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند» سوره هود، آیه ۶۳-۶۷.
  110. «و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی می‌ورزیدند * گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمی‌خواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟ * گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۵-۴۷.
  111. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۳.
  112. ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسی» سوره اعراف، آیه ۷۳.
  113. «(قوم) ثمود پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه (را) که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید! * و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه۱۴۱-۱۴۵.
  114. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۴.
  115. «تو جز بشری همانند ما نیستی و اگر راست می‌گویی نشانه ای بیاور! * گفت: این ماده شتری است که از آب بهره‌ای دارد و شما را نیز از آب بهره روز معیّنی است» سوره شعراء، آیه ۱۵۴-۱۵۵.
  116. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۴.
  117. «و یاد کنید آنگاه را که شما را جانشینانی پس از (قوم) عاد قرار داد و در این سرزمین جای داد که در هامون آن کاخ‌ها می‌سازید و کوه‌ها را برای خانه‌سازی می‌تراشید پس نعمت‌های خداوند را به یاد آورید و در این سرزمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره اعراف، آیه ۷۴.
  118. . تفسیر سمرقندی، ج۱، ص۵۲۹. نمونه، ج۶، ص۲۳۶-۲۳۷.
  119. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۴.
  120. ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ * قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ * قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ «و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی می‌ورزیدند * گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمی‌خواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟ * گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۵-۴۷.
  121. مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۵؛ المیزان، ج۱۵، ص۳۷۳
  122. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۵.
  123. ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ «و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی می‌ورزیدند» سوره نمل، آیه ۴۵.
  124. «گفتند: ای صالح! بی‌گمان پیش از این در میان ما مایه امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟ و به راستی نسبت به آنچه ما را بدان می‌خوانی در دو دلی گمان‌انگیزی هستیم * گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمی‌افزایید» سوره هود، آیه ۶۲-۶۳.
  125. الکشاف، ج۲، ص۴-۷؛ مجمع البیان،، ج۵، ص۲۶۵-۲۶۶؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۱۳
  126. «گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمی‌افزایید» سوره هود، آیه ۶۳.
  127. «گفت: این ماده شتری است که از آب بهره‌ای دارد و شما را نیز از آب بهره روز معیّنی است * به آن آزاری نرسانید که عذاب روزی سترگ شما را فرو گیرد» سوره شعراء، آیه ۱۵۵-۱۵۶.
  128. ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ * قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ * قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ «و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی می‌ورزیدند * گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمی‌خواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟ * گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۵-۴۷.
  129. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۵.
  130. ﴿أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ * فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ «آیا شما را در آنچه اینجاست آسوده رها می‌کنند؟ * اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند * و کشتزارها و خرمابنی که شکوفه‌اش ترد است؟ * و از (دل) کوه‌ها استادانه خانه‌هایی می‌تراشید * پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید! * و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید * آنان که در زمین فساد بر می‌انگیزند و به (نیکی و) شایستگی روی نمی‌آورند» سوره شعراء، آیه ۱۴۶-۱۵۲.
  131. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶.
  132. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶.
  133. «آنگاه چون «امر» ما در رسید، صالح و مؤمنان همراه وی را با بخشایشی از نزد خویش (از عذاب) و از خواری آن روز، رهاندیم؛ بی‌گمان پروردگار توست که توانمند پیروزمند است» سوره هود، آیه ۶۶.
  134. اسدی، علی، مقاله «صالح»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶.