نماز بر پیکر امام عسکری (علیه السلام)
مقدمه
امام حسن(ع) در آستانه ارتحال قرار گرفت. چند روزی کسالت شدید پیدا کرد. خلیفه از این امر آگاه شد. به دستور وی، گروهی از سران دولت و جمعی از پزشکان، به منزل امام یازدهم(ع) رفتند، تا ضمن مداوای حضرت و کسب وجهه عمومی، اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفتوآمدها را به کنترل دربیاورند و اگر صحنه مشکوکی در رابطه با جانشینی و امامت پس از وی دیدند، آن را گزارش کنند[۱]. تا اینکه هشتم ربیع الثانی سال ۲۶۰ ه. ق امام حسن عسکری(ع) در شهر سامرا، چشم از جهان فرو بست.
ابوالادیان میگوید: "هنگامی که به خانه امام حسن(ع) رسیدیم، وی را در حالی دیدیم که کفن شده بود. برادرش جعفر جلو افتاد تا بر جنازه امام نماز بخواند. هنوز تکبیر را نگفته بود که کودکی جلو آمد، لباس جعفر را گرفت و او را از جنازه کنار زد و فرمود: "ای عمو کنار بایست که من از تو برای نماز گزاردن بر پدرم شایستهترم"[۲]. جعفر نیز در حالی که رنگ از چهرهاش پریده بود کنار رفت. شیخ مفید مینویسد: زمانی که خبر وفات امام حسن عسکری(ع) پخش شد، سامرا غرق در عزا شد و هنگامی که مقدمات غسل و تشییع تمام شد، حاکم عباسی به فرزند متوکل ابو عیسی دستور داد، بر جنازه امام یازدهم(ع) نماز بگزارد"[۳]. بین این دو نقل میتوان اینگونه جمع کرد که بگوییم دو نماز بر جنازه امام حسن عسکری(ع) گزارده شده: در جمع [نماز ابو عیسی] و در خلوت و نهانی نماز حضرت مهدی(ع)[۴].
نماز گذاردن حضرت مهدی(ع) بر پدر و اعلام وجود
از اولین مأموریتهایی که حضرت امام زمان(ع) اندکی پ س از به دست گرفتن زمام امور امامت به انجام آن مبادرت ورزید نماز گذاردن بر جنازه پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری(ع) در خانه بود. قبل از بیرون آوردن جسد مطهر برای نماز رسمی که از برنامههای حکومت عباسی به شمار میآمد[۵] البته اقامه کردن این نماز علیرغم خطراتی که پس از انتشار این خبر برای آن حضرت داشت، از نظر اثبات امامت آن حضرت، امری مهم به شمار میآمد.
شیخ طوسی با سند خود از احمد بن عبدالله هاشمی که خود از بنی عباس نیز بوده است، روایت کند که گفت: «من در روزی که حضرت ابومحمد، حسن بن علی(ع) از دار دنیا رفت در خانه آن حضرت در سامرا حاضر شدم. جنازه آن حضرت نیز از اتاق بیرون آورده و در صحن خانه قرار داده شده بود. ما سی و نه مرد بودیم که در آنجا به انتظار نشسته بودیم تا اینکه پسر بچهای در دهه اول زندگانی با پای برهنه در حالی که عبایی بر دوش داشت که صورت خود را نیز با آن پوشانده بود بر ما وارد شد. هنگامی که وی به نزد ما آمد ما بدون آنکه او را بشناسیم از هیبت او از جا برخاستیم. وی پیش آمده مردم برخاستند و پشت سر او صف کشیدند. وی بر جنازه نماز خواند و حرکت کرده داخلک اتاقی غیر از اتاقی که از آن خارج شده بود گردید»[۶].
شیخ صدوق نیز این حادثه را با تفصیل دقیقتری به نقل از ابوالأدیان بصری که یکی از افراد مورد اعتماد حضرت امام عسکری بوده است، چنین نقل مینماید: من به حضرت حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(ع) خدمت میکردم و نامههایش را به شهرهای مختلف میرساندم. در آخرین باری که آن حضرت در بستر بیماری افتادند و در اثر همان بیماری به شهادت رسیدند، به محضرش - که صلوات خدا بر او باد - شرفیاب شدم. آن حضرت نامههایی نوشته به من داده و فرمودند: این نامهها را به مدائن ببر. سفر تو چهارده روز به طول میانجامد و تو در روز پانزدهم به سامرا باز خواهی گشت و در همان روز از خانه من بانگ عزا خواهی شنید و جنازه مرا بر محل غسل خواهی یافت.
ابوالادیان گوید: به آن حضرت عرض کردم: مولای من هنگامی که چنین مسألهای اتفاق افتاد چه کسی جانشین شما خواهد بود؟ آن حضرت پاسخ دادند: هر کس که جواب این نامهها را از تو طلب کرد او همان کسی است که پس از من به امر امامت قیام خواهد نمود. به آن حضرت عرضه داشتم: نشانه بیشتری به من بفرمایید.
آن حضرت فرمودند: کسی که بداند در همیان چیست و تو را از آن آگاه کند، وی همان کسی است که پس از من به امر امامت قیام خواهد نمود. و دیگر هیبت آن حضرت مانع شد تا من از آن حضرت سؤال کنم که در همیان چیست؟ نامهها را برداشته و به مدائن برده، جواب آنها را دریافت نمودم و در روز پانزدهم وارد شهر سامرا گردیدم و چنان که آن حضرت به من فرموده بوده، صدای ناله و عزا را از خانه آن حضرت شنیدم و هنگامی که وارد خانه شدم مشغول غسل دادن جنازه مطهر آن حضرت بودند. دیدم که جعفر کذاب، برادر آن حضرت و پسر حضرت امام هادی(ع) بر در خانه ایستاده و شیعیان گرداگرد او بوده به او تسلیت گفته و امامتش را به او تبریک میگفتند. من در دل میگفتم اگر این شخص امام باشد، امامت باطل شده است؛ چراکه من او را میشناختم و میدانستم که نبیذ مینوشد و در کاخ، قمار بازی میکند و طنبور مینوازد. من پیش رفته به او تسلیت گفته و امامتش را تبریک گفتم. اما او چیزی از من نپرسید!. سپس عقید خارج شد و به او گفت سرورم برادر شما تکفین شده و آماده نماز است برخیز و بر او نماز بگذار.
جعفر بن علی به همراه شیعیانی که گرداگرد او بودند که پیشاپیش آنها سَمان و حسن بن علی معروف به سلمه که به دست معتصم به قتل رسید حرکت میکردند، داخل خانه شد. هنگامی که وارد شدیم دیدیم که حضرت امام حسن عسکری(ع) در کفن پیچیده و در تابوت است.
جعفر بن علی پیش رفت تا بر برادر خود نماز بخواند. هنگامی که میخواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون با موهای مجعد و دندانهایی با فاصله خارج گردیده عبای جعفر بن علی را گرفت و گفت: ای عمو عقب بایست که من برای نماز بر پدرم سزاوارتر هستم.
جعفر در حالی که صورتش خشمناک و زرد شده بود عقب رفت و آن پسر بچه جلو آمد و بر امام حسن عسکری(ع) نماز گذارد. سپس آن حضرت در کنار قبر پدر بزرگوار خود(ع) به خاک سپرده شد. سپس به من فرمود: ای بصری جواب نامههایی که در نزد توست به من بده. من جواب نامهها را به او داده و در دل گفتم این دو نشانه از نشانههای امامت او است و اکنون همیان باقی مانده است.
سپس خارج شده و به نزد جعفر بن علی که در حال آه و ناله بود رفتم. دیدم که حاجز وشا به او میگفت: سرور من بگو این کودک کیست؟ تا علیه او اقامه برهان کنیم. جعفر گفت: به خدا سوگند که من تا به حال او را ندیده و نشناختم. ما نشسته بودیم که گروهی از قم وارد شده و سراغ حضرت امام حسن عسکری(ع) را گرفتند و از فوت آن حضرت آگاه گردیدند پس سؤال کردند: اکنون باید به چه کسی تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر بن علی اشاره کردند.
آنان به نزد جعفر بن علی رفته به او تسلیت گفته امامتش را تبریک گفته و این چنین گفتند: به همراه ما نامهها و مقداری پول هست، حال تو باید بگویی این نامهها از چه کسانی و پول چه مبلغی است؟ جعفر از جا برخاسته، خاک از لباس خود میتکاند و میگفت: «از ما میخواهید که غیب را بدانیم؟!» راوی گوید: در این هنگام خادمی خارج شد و گفت: با شما فلان و فلان نامه است و همیانی است که در آن هزار دینار است که نقش ده دینار آن محو شده است.
آنان نامهها و اموال را به آن خادم داده و گفتند: آن کس که تو را فرستاده است تا این نامهها و پولها را بگیری او امام است.
جعفر بن علی پس از این ماجرا بر معتمد خلیفه عباسی داخل شده این مسأله را برای او باز گو نمود. معتمد نیز مأموران خود را فرستاد و کنیز حضرت امام عسکری(ع) صقیل را که مادر امام زمان(ع) بود دستگیر کرده و کودک را از او طلب نمودند. وی داشتن چنین فرزندی را انکار کرده و برای سرپوش گذاشتن بر حال آن کودک ادعا کرد که آبستن است، آنان وی را برای گرفتن اعتراف به قاضی ابن ابی الشوارب واگذار کردند. اما ناگهان مسأله مرگ عبیدالله بن خاقان پیش آمده و دفعتاً شخصی به نام صاحب الزنج در بصره سر به شورش برداشت و حکومت به واسطه این امور، از مسأله این کنیز غافل شد و او بحمدالله از چنگال آنان نجات یافت...[۷].[۸]
اهداف حضرت امام زمان(ع) از اقامه نماز بر جنازه پدر
نماز گزاردن حضرت امام زمان(ع) بر جنازه پدر بزرگوارش، دو امر مهم را محقق کرد که انجام آنها بسیار ضروری مینمود؛ زیرا پس از شهادت امام یازدهم، همه چشمها برای شناسایی هویت امام دوازدهم دور زده و منتظربود؛ چراکه میدانیم ولادت حضرت امام مهدی(ع) در کمال خفا و پنهان کاری صورت گرفته بود تا حکومت عباسی که مترصد کشتن چنین فرزندی بود که میدانست مصلح منتظَر جامعه است، در رسیدن به هدف شوم خود ناکام شود.
به همین دلیل، این شرایط خاص ایجاب میکرد که همه مردم در این انتظار باشند که چه کسی بر امام یازدهم نماز میگذارد تا این امر را قرینهای برای کشف هویت جانشین امام یازدهم قرار دهند. این شرایط، در عین حال، فرصت بسیار مناسبی برای آگاه کردن کسانی بود که آن روز در خانه امام عسکری(ع) حضور داشته و بیشتر آنها از اصحاب خاص آن حضرت و وکیلان او بودند؛ آگاهی نسبت به این امر که حضرت امام زمان(ع) زنده است و او است که وصی واقعی پدرش بوده، دست توانای خداوند او را از فعالیتهای جنایتکارانه حکومت عباسی در امان داشته است. خصوصاً با علم به این مطلب که خلیفه وقت معتمد عباسی بلافاصله پس از رسیدن خبر وفات حضرت امام حسن عسکری(ع) مأموران خود را گسیل داشت تا تمام خانه امام حسن عسکری(ع) را اتاق به اتاق تفتیش نمایند تا ببینند آیا آن حضرت پسری دارد یا نه، آنان با خود مأموران زن را نیز بردند تا کنیزان آن حضرت را نیز از نظر حاملگی مورد آزمایش قرار دهند و همه این امور قبل از تجهیز جنازه مطهر آن حضرت و کفن کردن آن بوده است[۹].
به این دلیل، نماز گذاردن آن حضرت بر پدر بزرگوارش به این معنی بود که افرادی که در آن روز در خانه آن حضرت حضور داشتند ـ و تعداد آنها مطابق با روایت هاشمی که پیشتر گذشت حدود ۴۰ تن بوده است ـ بدانند حضرت مهدی(ع) از هجوم سریع دولت عباسی جان به سلامت برده است.
حمله سریعی که خانواده مصیبت زده و داغدارِ فقدان حضرت امام حسن عسکری(ع) را غافلگیر کرد، این هجوم به حدی غافلگیرانه بود که بعضی از شیعه تصور کرده بودند خانواده امام حسن عسکری(ع) احتمال چنین حملهای را نداده و برای آن آماده نبودهاند.
اهمیت این امر آنجا بیشتر آشکار میشود که نماز گزاردن آن حضرت بر امام حسن عسکری(ع) بیانگر این مسأله نیز بوده است که این پسر، فرزند امام حسن عسکری(ع) است و به همین جهت برای نماز گزاردن بر آن حضرت از دیگران سزاوارتر است. چنان که روایت ابوالادیان تصریح دارد که آن حضرت به عموی خود جعفر خطاب کرده و فرمودند: ای عمو من برای نماز گذاردن بر پدر خود سزاوارترم.
دومین دستاورد این اقدام حضرت مهدی(ع) بازداشتن عمویش جعفر - ملقب به جعفر کذاب - از بهرهبرداری از این موقعیت به نفع خود بود.؛ چراکه نماز خواندن جعفر بر امام حسن عسکری میتوانست در اذهان مردم به عنوان برگ برندهای بوده، ادعاهای گمراه کنندهاش را مبنی بر جانشینی برادرش حضرت امام حسن عسکری(ع) تأیید نماید. اهمیت این اقدام و ضرورت آن، آنجا آشکار میگردد که تلاشهای مذبوحانه جعفر که با تشویق حکومت عباسی و با هدف قانع کردن مردم به اینکه او جانشین و قائم مقام برادرش حضرت امام حسن عسکری(ع) است انجام میشد، ملاحظه گردد[۱۰].
پافشاری او در این راه به اندازهای رسید که طبق مضمون حدیث گذشته حاضر شد تا از برادرزاده خود حضرت مهدی(ع) نزد خلیفه عباسی سعایت و بدگویی نموده، با یاریطلبیدن از دربار عباسی و برای نیل به هدف خود، فوراً حضور آن حضرت را برای اقامه نماز بر پدرش به خلیفه وقت، معتمد عباسی گزارش کرد تا حضرت مهدی(ع) را دستگیر کنند.
روشن است که چنین فعالیتهای پر تب و تابی تأثیر منفی بزرگی در گمراه کردن مردم و دور کردن آنان از امام بر حق داشت خصوصاً که حضرت مهدی(ع) از آغاز ولادت جز برای تعداد اندکی از اصحاب خاص امام عسکری(ع)، همواره در خفا و پوشیدگی بوده است. به همین دلیل حضرت مهدی(ع) میبایست با این مشکل رو در رو شده و به عموی خود جعفر اجازه بهرهبرداری از این موقعیت حساس را برای فعالیتهای گمراه کنندهاش ندهد. و علیرغم همه مخاطرات، با اعلان حضور خود حجت را بر همگان تمام نماید[۱۱].
پرسش مستقیم
پرسشهای وابسته
- چرا اهل تسنن معتقدند امام مهدی هنوز به دنیا نیامده است؟ (پرسش)
- نظر اهل سنت درباره ولادت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- وضع سیاسی بعد از شهادت امام عسکری چگونه بوده است؟ (پرسش)
- وضعیت سیاسی در عصر امام عسکری و ولادت امام مهدی چگونه بوده است؟ (پرسش)
- چرا هیچ یک از امامان هویت شخصی امام مهدی را بیان نکردهاند؟ (پرسش)
- با وجود ضعف دولت عباسی چگونه مسأله خوف بر جان امام مهدی توجیه میشود؟ (پرسش)
- امام مهدی چه تدابیری برای اختفای خود از دشمنان داشته است؟ (پرسش)
- چه کسانی از تولد امام مهدی با خبر بودهاند؟ (پرسش)
- سن دقیق امام مهدی چقدر است؟ (پرسش)
- ویژگیهای میلاد امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- دلایل فرزند داشتن امام حسن عسکری چیست؟ (پرسش)
- آیهای که امام مهدی پس از تولد تلاوت کردهاند چیست و در کدام سوره است؟ (پرسش)
- آیا برخی از شیعیان بعد از شهادت امام عسکری قائل به توقف شدند؟ (پرسش)
- آیا اعتقاد به ولادت امام مهدی و وجود او تا این زمان از ضروریات ایمان است؟ (پرسش)
- چه ضرورت دارد انسانی در گذشته دور برای آیندهای دورتر به دنیا آمده باشد؟ (پرسش)
- آیا ممکن است با سری بودن ولادت امام مهدی ادعای تواتر و اجماع در موضوع ولادت نمود؟ (پرسش)
- آیا اختلاف در امر ولادت امام مهدی سبب وهن در آن میشود؟ (پرسش)
- امام مهدی در چه شهری به دنیا آمد؟ (پرسش)
- ذکر سجده امام مهدی بعد از تولد چه بود؟ (پرسش)
- چه کسانی بر جنازه امام حسن عسکری نماز خواندهاند؟ (پرسش)
- آیا بعد از وفات امام عسکری عصر حیرت بوده است؟ (پرسش)
- دوران حیرت مومنین بعد از شهادت امام حسن عسکری به چه معناست؟ (پرسش)
- برای رفع حیرت از جامعه شیعی علما و اصحاب چه کارهایی انجام دادند؟ (پرسش)
- آیا در عصرهای مختلف در جهت رفع حیرت در امر ولادت و وجود امام مهدی کتاب تألیف شده است؟ (پرسش)
- چه کسی بر جنازه امام عسکری نماز اقامه کرد؟ (پرسش)
- هدف امام مهدی از اقامه نماز بر جنازه امام حسن عسکری چه بود؟ (پرسش)
- آیا پنهان بودن ولادت از نشانههای مهدی موعود است؟ (پرسش)
- آیا امام مهدی در روز وفات امام حسن عسکری حاضر بودند؟ (پرسش)
- چه کسانی قصد آسیب زدن به امام مهدی را داشتند؟ (پرسش)
- آیا امام عسکری قبل از شهادت خود به مادرش وصیت کرده است؟ (پرسش)
- آیا بزرگان طایفه امامیه بعد از وفات امام عسکری بر ولادت امام مهدی اتفاق داشتند؟ (پرسش)
- حکم کسی که ایمان به ولادت امام مهدی ندارد چیست؟ (پرسش)
- چه کسانی در مدت پنج سال آخر حیات امام عسکری امام مهدی را دیدهاند؟ (پرسش)
- آیا علمای انساب به ولادت فرزند امام عسکری اعتراف نمودهاند؟ (پرسش)
- آیا جعفر عموی امام مهدی منکر ولادت ایشان بوده است؟ (پرسش)
- چرا جعفر به دروغگو معروف شده است؟ (پرسش)
- کارهای ناشایست جعفر چه بوده است؟ (پرسش)
- چرا امام مهدی عمویش جعفر را به برادران یوسف تشبیه کرد؟ (پرسش)
- چرا فرزندان برخی از پیامبران یا امامان نااهل شدند؟ (پرسش)
- محل ولادت و زندگی امام مهدی در دوران کودکی کجا بوده است؟ (پرسش)
- آیا شیعیان بعد از شهادت امام عسکری به جعفر تعزیت و تهنیت گفتند؟ (پرسش)
- محل ولادت و زندگی امام مهدی در دوران کودکی کجا و چگونه بوده است؟ (پرسش)
- آیهای که امام مهدی پس از تولد تلاوت کردهاند چیست و در کدام سوره است؟ (پرسش)
- اکثر مذاهب و ادیان معتقدند که منجی آخر الزمان هنوز متولد نشده است در رد قول این گروه چه جوابهایی میتوان ارایه کرد؟ (پرسش)
- امام مهدی چگونه و در چه شرایطی متولد شد؟ (پرسش)
- زمان و مکان ولادت امام مهدی کجاست؟ (پرسش)
- جعفر کذاب کیست؟ (پرسش)
- چرا قرآن به طور رسمی به مسأله ولادت و وجود امام مهدی اشاره نکرده است؟ (پرسش)
- امام حسن عسکری برای اعلام ولادت امام مهدی چه برنامهای داشت؟ (پرسش)
- ماجرای سخن گفتن امام مهدی در آغاز تولد چیست؟ (پرسش)
- اهل بیت چه پیشگویی درباره ولادت امام مهدی داشتهاند؟ (پرسش)
- آیا کسی امام مهدی را در دوران کودکیاش دیده است؟ (پرسش)
- آیا به نظر اهل سنت امام مهدی متولد شده است؟ (پرسش)
- چه کسانی در خلافت عباسی قصد از میان برداشتن امام مهدی را داشتند؟ (پرسش)
- چرا امام عسکری فرزندش را از مردم پنهان کرد؟ (پرسش)
- مسئولیت امام عسکری پس از تولد امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- نقش امام حسن عسکری در اعلام ولادت امام مهدی چه بود؟ (پرسش)
- فضائل نیمه شعبان چیست؟ (پرسش)
منابع
پانویس
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۰، ص۳۲۸.
- ↑ کمال الدین، ص۴۷۵.
- ↑ ارشاد مفید، ج ۳، ص۳۲۴؛ اصول کافی، ج ۱، ص۵۰۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۳۸.
- ↑ از اینجا فهمیده میشود که نماز اول در حضور اصحاب سرشناس امام و ارحام و فامیل آن حضرتبوده و نماز رسمی در حضور نمایندگان حکومت عباسی و افراد سرشناس شهر و عامه مردم اقامه گردیده است، برای تفصیل بیشتر در این زمینه میتوان به کتاب بحارالانوار ۵۰، ۳۲۸ مراجعه نمود.
- ↑ غیبت شیخ طوسی، ۱۵۵.
- ↑ کمال الدین، ۴۷۵- ۴۷۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۱۶۸.
- ↑ شرح و تفصیل این مطلب در کمال الدین، ۴۳، ۴۷۳ آمده است.
- ↑ شیخ مفید، ارشاد ۲، ۳۳۶۶- ۳۳۷، و به نقل از آن بحار الانوار ۵۰، ۲۳۴- ۲۳۱، مناقب آلابیطالب ۴، ۴۲۲، احتجاج ۲، ۲۷۹.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۱۷۲.