صراط مستقیم
صراط مستقیم و راه راست درباره یکتاپرستی و راه خدا و انبیا به کار رفته است، راه دور از افراط و تفریط، دور از غلو و کوتاهی، راه مؤمنان که به بهشت منتهی میشود. در روایات، صراط به راهی گفته شده که باریک است و بر روی جهنم است و همه از آن میگذرند، بدکاران به دوزخ میافتند و اهل ایمان و تقوا به سلامت عبور میکنند و به بهشت میرسند. همچنین در روایات، صراط مستقیم به راه اهلبیت، ولایت امیرالمؤمنین، ائمه شیعه و حضرت علی(ع) هم تفسیر شده است.
مقدمه
در چندین آیه، خداوند از "صراط مستقیم" و صراط خدا یاد کرده و مردم را به پیمودن آن فراخوانده است[۱]. همچنین در آیاتی ﴿سَبِيلِ اللَّهِ﴾ [۲] و ﴿ سَبِيلِي﴾[۳] آمده است. مفهوم اینها یعنی دین خدا، آیین حق، اسلام، خداشناسی، توحید. ولی در روایات متعددی، سبیل خدا و صراط مستقیم، پیامبر و امامت ائمه و امامان اهل بیت معرفی شده و بهخصوص منظور از آن، امیر مؤمنان(ع) دانسته شده است. امام صادق(ع) در ذیل آیۀ ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾ میفرماید: "هو أمير المؤمنين عليه السّلام ومعرفته"[۴] و امام سجاد(ع) میفرماید: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۵] و امام باقر(ع) فرمود: «عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة»[۶].
از میان راههای گوناگون عملی و تفکرات رنگارنگ فلسفی و کلامی، صراط مستقیم علی(ع) حق است و راست و بیانحراف و نجاتبخش. در دعای ندبه نیز از امام زمان(ع) به عنوان فرزند نبأ عظیم و صراط مستقیم یاد شده است[۷].
راه علی و ائمه، راه درست و حق است و پیروان را به رضای خدا و به بهشت میرساند. راههای دیگر همه بیراهه است. صراط مستقیم، از افراط و تفریط هم دور است و بر محور حق است و چون از طریق حق عبور میکند، به خاطر خطرها، لغزشها و سقوطها دشوار است و باریک و پرگزند و نیاز به نور معرفت دارد، تا انسان را از روی جهنم شهوات و شبهات و تمایلات نفسانی بگذراند. در کلام امام سجاد(ع) است: صراط در دنیا آن است که از غلو و از تقصیر دور باشد، یعنی بدون افراط و تفریط. در آخرت نیز، صراط راه مؤمنان به سوی بهشت است. امام صادق(ع) نیز فرموده است: صراط، طریقی است به سوی شناخت خدا، و دو صراط است: یکی در دنیا، دیگری در آخرت. صراط دنیا همان امام است که اطاعتش واجب است و هرکس او را شناخته، از وی پیروی کند، از صراطی که پل جهنّم در آخرت است، خواهد گذشت و کسی که در دنیا امام مفترض الطّاعه را نشناسد، در آخرت قدمش میلغزد و در آتش دوزخ سرنگون میشود[۸]. با این تحلیل، تفاوت عبور مردم از صراط نیز بستگی به تفاوتشان در امامشناسی و پیروی آنان از ائمه دارد. در نتیجه، مخالفان با امام معصوم، هرگز نمیتوانند از آن عبور بکنند. از صراط مستقیم، به صراط اقوم و صراط سویّ هم تعبیر شده است[۹].
معناشناسی
صراط، در لغت از ریشه «صرط» به معنای طریق و راه است[۱۰] و صاحب مجمعالبحرین نیز صراط را به معنی راه دانسته، او در اینباره میگوید: صراط مستقیم همان دین حق است و دین، صراط و راه نامیده شده است؛ چون هرکس آن را بپیماید به بهشت رهنمون میشود، همانگونه که هرکس راه و صراط را بپیماید به مقصد میرسد[۱۱].[۱۲]
تفاوت صراط، سبیل و طریق
در قرآن کریم از سه واژۀ صراط، سبیل و طریق استفاده شده است که به نوعی با همدیگر مترادف، اما در واقع تفاوتهایی دارند، مانند:
- یکی از تفاوتهای صراط با طریق و سبیل، در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است، برخلاف دو واژۀ دیگر که هر دو جمع بسته میشوند و به راههای مختلف و بسیار اطلاق میشود[۱۳].
- تفاوت دیگر در مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط است و نیز گفته شده سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر استعمال شده است. (البته در قرآن کریم برای جحیم نیز واژۀ صراط استفاده شده است: ﴿مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ﴾[۱۴].
- تفاوت دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است[۱۵].[۱۶]
صراط مستقیم در قرآن
صراط مستقیم، مصادیق متعددی دارد که در قرآن و روایات بیان شدهاند[۱۷]. تعبیر صراط مستقیم از ترکیبهای پرکاربرد قرآن کریم است که ۳۳ بار به صورتهای معرفه[۱۸] و نکره[۱۹] و... به کار رفته است. ترکیبهایی دیگر نیز به معنای صراط مستقیم در قرآن به کار رفتهاند؛ مانند ﴿صِرَٰطِ ٱللَّهِ﴾[۲۰]، ﴿سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ﴾[۲۱]، ﴿صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ﴾[۲۲]، ﴿صِرَٰطِ ٱلْحَمِيدِ﴾[۲۳]، ﴿ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ﴾[۲۴] و ﴿صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا﴾[۲۵]. در برخی آیات، صراط به تنهایی با الف و لام عهد آمده که مراد از آن صراط مستقیم است[۲۶]؛ همچنین در قرآن ترکیبهای دیگری هستند که در آنها واژه «سبیل» به کار رفته است؛ اما به معنای صراط مستقیماند؛ مانند ﴿سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ﴾[۲۷]؛ ﴿سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾[۲۸]، ﴿سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾[۲۹]، ﴿قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ﴾[۳۰] و ﴿سَبِيلِ رَبِّكَ﴾[۳۱]. در مقابل صراط مستقیم، راه ضلالت[۳۲]، راه انحرافی[۳۳]، راه طاغوت[۳۴]، راه مجرمان[۳۵] و راه مفسدان[۳۶] قرار دارد[۳۷].
ویژگیهای صراط مستقیم
۱. مطابقت با موازین عقلی و عملی: اصلیترین ویژگیهای صراط مستقیم الهی، هماهنگی با عقل، علم و حکمت است. به سخن دیگر، راهی که انبیا برای رسیدن به کمالات انسانی ارائه کردهاند و برنامههایی که انبیا از جانب خداوند سبحان برای زندگی فردی و اجتماعی انسان آوردهاند، منطبق با موازین عقلی و علمی است و از این رو، قرآن کریم، تصریح میفرماید که دانشمندان، آنچه بر پیامبر(ص) نازل شده را حقّ و درست میدانند: ﴿وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ﴾[۳۸] و در آیۀ دیگر آمده: ﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۳۹].
نکته قابل تأمّل این که در این دو آیه، انطباق آوردههای اعتقادی، اخلاقی و عملی پیامبر(ص) از جانب خداوند سبحان، با موازین عقلی و علمی به گونهای دقیقه و زیبا، با هدایت به صراط مستقیم الهی پیوند خورده است.
۲. مطابقت کامل با حق: برجستهترین ویژگی صراط مستقیم (که حاکی از هماهنگی آن با موازین عقلی و علمی است) مطابقت کامل آن با حقّ است؛ یعنی راه درست زندگی، راهی است که کمترین انحرافی از حق ندارد. به عبارت دیگر، برنامهای که برای زندگی انسان ارائه میشود. به هر میزان که از حق فاصله داشته باشد، به همان اندازه مورد پذیرش عقل و علم نیست.
بر این اساس، همه آیاتی که آنچه را بر پیامبر(ص) نازل شده، حق توصیف کردهاند، اشاره به این خصوصیت صراط مستقیم دارند، مانند: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا﴾[۴۰] این آیۀ شریفه، همه برنامههایی را که پیامبر(ص) از جانب خداوند سبحان برای هدایت انسان آورده، راه حق و درست زندگی معرّفی مینماید و به جهانیان اعلام میکند هر کس این راه را انتخاب کند، از برکات آن، بهرهمند میشود و هر کس بیراهه را انتخاب نماید، زیانهای گمراهی نصیب او خواهد شد. این معنا در آیات متعدّدی با تعبیرهای مختلف، دیده میشود: ﴿المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ﴾[۴۱]، ﴿قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ﴾[۴۲]، ﴿وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ﴾[۴۳]، ﴿اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ﴾[۴۴]، ﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ﴾[۴۵].
در این جا، این نکته نیز قابل توجّه است که کتابی که میخواهد راه درست زندگی را پیشِ روی جهانیان قرار دهد، باید از هر گونه تحریف و راهیابی باطل به آن، مصونیت داشته باشد: ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾[۴۶].
۳. اعتدال: سومین خصوصیت صراط مستقیم، اعتدال و میانهروی است؛ یعنی: راه درست زندگی، برنامهای معتدل، مناسب، به دور از افراط و تفریط است و پاسخگوی همه نیازهای مادّی، معنوی، دنیوی و اُخروی انسان در همه زمینههاست و چنین برنامهای، طبعاً مطابق حق و منطبق با موازین عقلی و علمی است. در روایتی آمده که امام علی(ع) در تبیین ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۴۷] میفرماید: "صراط مستقیم در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط، دور است. راه میانه است و به سوی باطل، اندک انحرافی ندارد"[۴۸] و در روایتی دیگر از ایشان آمده: "راست و چپ، گمراهی است و راه وسط، همان راه اصلی است. کتاب خدا و سنّت پیامبر به آن راهنماست و رسیدن به سنّت و عاقبت نیکو، از این راه، میسّر است"[۴۹] بر این پایه، جامعهای که در زندگی از برنامهای معتدل و به دور از افراط و تفریطپیروی میکند، از منظر قرآن کریم، امّت وسط نامیده شده: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا﴾[۵۰]. در این آیه، هدایت جامعۀ اسلامی به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، به هدایت آنها در موضوع تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه، تشبیه شده و هر دو مورد از مصادیق هدایت الهی به صراط مستقیم شمرده شده است. در آیۀ قبل از آن در پاسخ به اعتراض کسانی است که میگویند: چرا قبلۀ مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافته، آمده: ﴿سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۵۱] و در ادامه میفرماید: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا﴾[۵۲]. کلمۀ ﴿كَذَلِكَ﴾ (همچنین)، در تشبیه چیزی به چیز دیگر به کار میرود. ظاهراً در این جا مقصود این است: همان طور که به زودی قبله را تغییر میدهیم تا به سوى صراط مستقیم هدایت کنیم، همچنین شما را امّتی میانه قرار دادیم. "وسط" به معنای چیزی است که میانۀ دو چیز قرار گرفته باشد، نه جزو آن طرف باشد و نه جزو این طرف. امّت اسلامی نسبت به جوامعی که طرفدار مادّیت محض و یا معنویت محضاند، جامعۀ میانه محسوب میشود[۵۳]؛ بلکه به طور کلّی، پیروان راستین اسلام، کسانی هستند که در عقیده و اخلاق و عمل، نه تندرو هستند و نه کندرو، نه افراط میکنند و نه تفریط؛ بلکه در همه زمینهها بر صراط مستقیم حقّ و اعتدال، حرکت مینمایند. در روایتی از پیامبر خدا(ص) در تفسیر آیۀ یاد شده آمده: الوسط، العدل[۵۴]. وسط یعنی میانه و به دور از افراط و تفریط[۵۵] چنین امّتی میتواند جامعۀ معیار در جهان باشد و بدینسان، قرآن، مسلمانان راستین را گواهانِ جهانیان نامیده است: ﴿لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ﴾[۵۶].
بدیهی است همه مدّعیان اسلام، مصداق این آیۀ شریف نیستند؛ بلکه همان طور که اشاره شد، تنها پیروان واقعی اسلام، شاهد و الگوی کمالات انسانی هستند و بیتردید، سرآمدِ آنها اهل بیت(ع) هستند. از این رو، از امام باقر(ع) نقل شده که در تبیین آیۀ یاد شده میفرماید: "پیشتاخته، به سوی ما باز میگردد و بازمانده، به ما میپیوندد"[۵۷] همچنین در روایتی از امام صادق(ع) آمده: "ماییم آن امّت میانه و ماییم گواهان خدا بر مردمان و حجّتهای او در زمین"[۵۸] و نیز از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: "ماییم گواهان خدا بر آفریدگانش و حجّت او در زمینش، و ما همانانی هستیم که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا﴾[۵۹]"[۶۰]. همان طور که اشاره شد، این روایات در صدد محدود کردن مفهوم وسیع آیه نیستند؛ بلکه مقصود، بیان مصداقهای کامل امّت نمونه و ارائۀ الگوهایی هستند که در صف مقدّم قرار دارند و دیگران را به صراط مستقیم الهی دعوت مینمایند و از انحراف به چپ و راست، برحذر میدارند؛ چنان که در نهج البلاغه در توصیف اهل ذکر از امام على(ع) نقل شده که فرمود: "آنان به منزله راهنمایان در بیابانها هستند. هرکه راه درست را در پیش گیرد، او را به رفتن در آن راه، تشویق کرده، ستایش میکنند و نوید نجات به وی میدهند و هر که را به راست و چپ منحرف شود، از کجراههای که در پیش گرفته، نکوهش میکنند و او را از هلاکت، بر حذر میدارند"[۶۱] بر این اساس، پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع) آن بزرگوار در همه امور، میانهروی را رعایت میکردند و دیگران را نیز به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، دعوت مینمودند. امام علی(ع) در توصیف زندگی پیامبر(ص) میفرماید: "رفتارش، میانهروی و اعتدال است و طریقهاش، راهنمایی و هدایت"[۶۲] با توجّه به خطری که از ناحیۀ افراط و تفریط، جامعه اسلامی را تهدید میکرد، بر پایۀ روایات متعدّدی پیامبر خدا(ص) تأکید میفرمود که مسلمانان باید در همۀ امور، میانهروی و اعتدال را رعایت کنند و از تندروی و کندروی اجتناب نمایند. از جمله در روایتی از ایشان آمده: "هان! هر عبادتی را جوش و خروشی است که سرانجام، فروکش میکند. پس هر کس جوش و خروش عبادتش به سنّت من آرام گیرد، هدایت شده است و هر که با سنّت من مخالفت ورزد، گمراه شده و عملش بر باد رفته است. بدانید که من نماز میخوانم و میخوابم، روزه میگیرم و افطار میکنم، و میخندم و میگریم. پس هر که از راه و سنّت من روی گردانَد، از من نیست"[۶۳] همچنین در دعایی که برای امام عصر(ع) از امام رضا(ع) تقل شده، میخوانیم: "بار خدایا! ما را به دست او، سالک طریق هدایت و شاهراه رستگاری و راه میانه که تندروندۀ پیشافتاده، بدان بر میگردد و واپس مانده، به آن ملحق میشود، قرار ده"[۶۴] بنابراین، یکی از سیاستهای اصولی مهدوی و یکی از ویژگیهای برجستۀ جامعه آرمانی اسلام که به وسیلۀ امام مهدی(ع) تحقّق خواهد یافت، اعتدال و میانهروی در همۀ زمینههای مدیریت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.
۴. وُسعت: چهارمین ویژگیِ صراط مستقیم، وُسعت و گستردگی آن است. دو آیه از آیات قرآن و روایات فراوانی از اهل بیت(ع) بر این ویژگی دلالت دارند. در ادامۀ تشریح وضو و غسل برای نماز و جایگزینی تیمّم به جای آنها، آمده است: ﴿مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ﴾[۶۵]. همچنین در پایان سوره حج، پس از طرح پنج دستور العمل، این ویژگی مهمّ صراط مستقیم، مورد تأکید قرار گرفته است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ﴾[۶۶]. قرآن کریم در آیات یاد شده، پنج برنامه از برنامههایی را که اسلام برای تکامل انسان ضروری میداند، ارائه میدهد که از مراحل سادۀ عبودیت، آغاز و به بالاترین مراتب آن، ختم میگردد. ابتدا سخن از رکوع و خم شدن در برابر آفریدگار هستی است، سپس سجود و به خاک افتادن در برابر او. پس از آن، عبادت خداوند سبحان به طور عام، مطرح میشود و در مرحلۀ چهارم، مطلق کارهای نیک، مورد تأکید قرار میگیرد و در آخرین مرحله، از اهل ایمان میخواهد که در راه به انجام رساندن اوامر الهی، همه توان خود را به کار گیرند و آن گونه که شایستۀ مجاهدت در راه خداست، خالصانه تلاش کنند و از آنجا که ممکن است تصوّر شود اجرای این دستور العملها برای انسان توانفرساست، به چند نکتۀ مهم اشاره فرموده است. "او شما را برگزید،" اشاره به نکتۀ نخست است. یعنی برنامههای پنجگانۀ یاد شده، اختصاص به برگزیدگان خداوند سبحان دارد و شما نیز چون برگزیدۀ الهی هستید، لازم است این دستور العملها را در زندگی اجرا کنید: و جملۀ "در دین اسلام بر شما تنگی و دشواری ننهاد"، به نکتۀ دوم اشاره دارد؛ یعنی اجرای این برنامهها برای شما توانفرسا نیست. کلمۀ ﴿حَرَجٍ﴾ در این دو آیه به معنای ضیق و تنگناست. در روایتی از امام باقر(ع) نیز، در تبیین آیۀ نخست، ﴿حَرَجٍ﴾ به "ضیق" تفسیر شده است [۶۷]. بر اساس این دو آیه، در مقرّرات الهی و برنامههای دینی، دستور العملی که مسلمانان را در تنگنا قرار دهد، وجود ندارد و به عبارت دیگر، صراط مستقیم الهی، ضیق و تنگنا نیست؛ بلکه وسیع و باز است، چنان که در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل شده است: "راه راست و درست، وسیعتر از فاصلۀ میان آسمان و زمین است"[۶۸]. مقصود از تنگ نبودن راه دین و وسیع بودن صراط مستقیم، این است که اجرای مقرّرات دینی در زندگی، دشوار نیست؛ بلکه به دلیل هماهنگی دستور العملهای دینی با فطرت، انجام دادن آن، سهل و آسان است. این معنا در روایات فراوانی مورد تبیین و تأکید قرار گرفته است؛ مانند آنچه از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: "خداوند، فریضههایی را واجب کرد و سنّتهایی را پایه نهاد... و دین اسلام را تشریع کرد و آن را آسان و راحت و وسیع، و نه تنگ، قرار داد"[۶۹]. در روایتی دیگر از امام علی(ع) آمده: "خداوند -تبارک و تعالی- اسلام را تشریع کرد و راههای آن را برای وارد شوندگان، آسان ساخت"[۷۰] همچنین از ایشان در تفسیر ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾[۷۱] نقل شده که میفرماید: "بخشندهای که با گستردن روزی، بر ما رحم میکند، مهربان با ما در دین و دنیا و آخرتمان؛ او که دین را بر ما سبُک قرار داد و آن را سهل و آسان کرد"[۷۲]. بر این اساس، اطاعت از خداوند سبحان و اجتناب از گناهان، برای کسانی که فطرت پاک انسانی آنان آلوده نشده، آسان است. از امیر مؤمنان(ع) روایت است که فرمود: "از نخستین پلّههای نردبام شیطان، پروا کنید و هم از پرتگاههای تجاوز لقمههای حرام را به شکمتان در نیاورید که شما در پیشدید همان کسی هستید که نافرمانی را بر شما حرام کرده و راه اطاعتش را برایتان آسان ساخته است"[۷۳]. گفتنی است آسان بودن انجام دادن برنامههای دینی، پیوند نزدیکی با سومین ویژگی صراط مستقیم، یعنی اعتدال دارد؛ بلکه میتوان گفت: آسان بودن دین، یکی از نشانههای معتدل بودن آن است. از این رو، در روایات اهل بیت(ع)، سختگیری بر خود در انجام دادن عبادات و برنامههای دینی، با تعبیرهای گوناگون، مذموم و محکوم شمرده شده است. در روایتی از پیامبر(ص) آمده: "من با دینی حقگرا و راحت، برگزیده شدهام و هر که با سنّت و روش من مخالفت کند، از من نیست"[۷۴] در نقل دیگری آمده: "من دینی حقگرا، راحت، آسان و روشن، برایتان آوردهام"[۷۵]. یکی از یاران پیامبر خدا(ص) به نام عثمان بن مظعون، روزها روزه میگرفت و شبها را به عبادت میگذراند و از این رو، توجّهی به زندگی زناشویی و مسائل خانوادگی نداشت. روایت شده که همسرش موضوع را با پیامبر(ص) در میان گذاشت. پیامبر(ص) پس از شنیدن شکایت وی با خشم نزد عثمان بن مظعون آمد و دید مشغول نماز خواندن است. وی با دیدن پیامبر(ص) نماز خود را سلام داد. پیامبر(ص) خطاب به او فرمود: "ای عثمان! خداوند متعال، مرا به رهبانیت نفرستاده؛ بلکه مرا با آیین یکتاپرستیِ سهل و سادهگیر، فرستاده است. من، هم روزه میگیرم و هم نماز میخوانم و هم با همسرم آمیزش میکنم. پس هر که آیین مرا دوست دارد، باید از سنّت من پیروی کند و از جملۀ سنّت من، نکاح کردن است"[۷۶]. در روایتی دیگر از ایشان آمده که فرمود: "از افراط و تندروی در دین بپرهیزید؛ زیرا خداوند آن را آسان قرار داده است. پس، از دین، آنچه توانش را دارید، برگیرید؛ که خداوند، کار خوب مستمر را، هر چند اندک باشد، دوست دارد"[۷۷].
نتیجه آنکه راه مستقیم الهی، گشاده، گسترده و مطابق با تواناییهای انسان باایمان است و اسلام به عنوان برنامۀ پیمودن این راه، هیچ تنگنایی را برای بشر، ایجاد ننموده و مقرّرات آن به دلیل هماهنگی با فطرت، سهل و سبکبار است. کسانی که بر اساس ندای فطرت خود و اطاعت از خدای رحمان، معقولانه و خالصانه پا به این راه مینهند و از وسوسه و اغوای شیطان دوری میکنند و در انجام دادن عبادات و برنامههای دینی بر خود سخت نمیگیرند. از سنّت پیامآور این دین پیروی نموده، به مسیر سعادت ابدی و صراط مستقیم، گام نهادهاند.
۵. وضوح و روشنی پنجمین ویژگی صراط مستقیم، وضوح و روشنی است. همه آیاتی که دلالت دارند که دین ریشه در فطرت آدمی دارد، گواه این مدّعاست. مانند: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾[۷۸] نیازی به توضیح نیست که معارف فطری، بدیهی و روشن است. بنابر این، ادلّۀ فطری بودن دین، دلیل وضوح و روشنی صراط مستقیم نیز هست. همچنین، همه آیاتی که دلالت دارند خداوند منّان، به روشنی برنامهها و مقرّرات دینی را بیان کرده، گواه دیگری بر وضوح و روشنی صراط مستقیم است؛ مانند:﴿لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ﴾[۷۹] و امّا روایاتی که حاکی از روشن بودن صراط مستقیم است، چند دستهاند:
- ارائۀ راه روشن توسّط خداوند سبحان: دستۀ اوّل، روایاتی است که دلالت دارند خداوند سبحان به روشنی راه حق و صراط مستقیم زندگی را به مردم ارائه کرده است؛ مانند آنچه از امام على(ع) نقل شده که فرمود: "ای بندگان خدا! از خدا بترسید و مراقب عزیزترین جانها و محبوبترین آنها نزد خود باشید؛ زیرا که خداوند، راه حق را برای شما آشکار ساخته و راههایش را روشن گردانیده است. از آن پس، یا بدبختیِ همیشگی در انتظار شما است و یا خوشبختی دائمی"[۸۰] گفتنی است که روشنگری خداوند متعال، گاه از طریق فطرت است و گاه از طریق انبیا و اوصیای آنهاست. چنان که در روایتی از امام صادق(ع) آمده: "خداوند عز و جل با امامانِ هدایت که از خاندان پیامبر ما هستند، از دینش پرده برداشته و با آنها راه روشنش را آشکار نموده است"[۸۱]
- روشنترین راه زندگی: دستۀ دوم روایاتی است که تصریح میکنند راهی که اسلام به جامعه معرّفی کرده، روشنترین راه زندگی است؛ مانند آنچه از امام على(ع) نقل شده که فرمود: "خداوند -تبارک و تعالی- شریعت اسلام را مقرّر داشت و آبشخورهایش را برای کسی که بخواهد بدان وارد شود، آسان و هموار ساخت. پس آن، روشنترین راه و آشکارترین دستگیره است"[۸۲]
- تجسّم راه روشن: دستۀ سوم، روایاتی است که اهل بیت(ع) را، راه روشن و صراط مستقیم نامیدهاند؛ مانند روایتی که در آن، پیامبر(ص) خطاب به امیر مؤمنان(ع) میفرماید: "تو راه روشنی و تو، راه راستی"[۸۳]. همچنین در زیارت جامعه مروی از امام هادی(ع) در توصیف اهل بیت(ع) آمده: "شما راستترین راه هستید"[۸۴] و نیز در روایت دیگر از امام باقر(ع) نقل شده: "آنان، راه راست هستند. آنان، راه استوارند"[۸۵] در این گونه روایات، اهل بیت(ع) به دلیل این که تجسّم راه روشن هدایت و الگوی عینی برنامههای مترقی اسلام هستند، راه راست و طریق واضح نامیده شدهاند.
- توصیه به انتخاب راه روشن: دستۀ چهارم، روایاتی است که به مسلمانان توصیه میکنند در زندگی، راه روشنی را که خداوند سبحان به آنها ارائه کرده است، انتخاب کنند؛ مانند آنچه در نهج البلاغه آمده: "رحمت خدا بر مردی که راه آشکار، در پیش گرفت و در مسیری روشن، حرکت کرد"[۸۶].
- فواید انتخاب راه روشن و خطر انحراف از آن: دستۀ پنجم از روایات، آثار و برکات انتخاب راه روشن را بیان کردهاند و نسبت به خطر انحراف از آن، هشدار دادهاند. از امام علی(ع) در این باره نقل شده که فرمود: "ای مردم! هر کس راه روشن را بپیماید، به آب میرسد (هدایت مییابد)، و هر کس بر خلاف آن ره سپارَد، در بیابان گمراهی میافتد"[۸۷] این سخن، اشاره به این معناست که هر کس در زندگی، راه روشنی را که انبیای الهی ارائه کردهاند، انتخاب کند، به مقصد میرسد و کامیاب میگردد، و اگر کسی راه دیگری را در پیش گیرد، در بیابان افکار و عقاید باطل و منحرف، سرگردان خواهد شد. و نیز خطاب به کمیل میفرماید: "ای کمیل! ایمان، استوار و عاریتی دارد. پس هشدار که از عاریتداران نباشی. ایمان، آن گاه استوار میشود که پیوسته، راه روشن را بپویی؛ راهی که تو را به کژی نکشانَد و از راهت به در نبرد"[۸۸]. مفاد این کلام نورانی، این است که شرط پایداری ایمان، حرکت در راه روشنی است که اهل بیت(ع) ارائه کردهاند و انحراف از این راه، خطر ناپایداری ایمان را در پی خواهد داشت. و در سخنی دیگر از ایشان آمده: "خدایتان رحمت کند، بر طبق نشانههایی آشکار، عمل کنید؛ زیرا که راه روشن است و شما را به سرای سلامت، فرا میخواند"[۸۹] بر پایه این سخن، انتخاب راه روشن زندگی، انسان را به سرای سلامت مطلق -که همان بهشت جاوید است- میرساند و انحراف از این راه، موجب وارد شدن به دوزخ میگردد.
مقدمۀ تشخیص راه روشن: آخرین نکته این که وضوح و روشنی صراط مستقیم، بدین معنا نیست که همه کس میتواند آن را تشخیص دهد. بر اساس مفاد شماری از آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع)، تشخیص صراط مستقیم، نیازمند تحقّق دو مقدمه است:
- زدودن حجابهای معرفت
- تلاش.
۶. وحدت: ششمین ویژگی صراط مستقیم، وحدت است. این ویژگی بدین معناست که شاهراه رسیدن به مقصد اعلای انسانیت، یکی بیشتر نیست و از این رو، پلورالیسم یا تکثرگرایی دینی از نظر قرآن، مردود است:
- تعدّد ناپذیری راه راست: نخستین دلیل وحدت صراط مستقیم، این است که اصولاً راه مستقیم مقصد، بر خلاف راههای غیر مستقیم که میتواند متعدّد باشد، تعدّدناپذیر است. در روایتی آمده که پیامبر خدا(ص) برای تبیین این معنا، خطّ مستقیمی کشید و فرمود: "این راه راست خداست"[۹۰] سپس در سمت راست و چپ آن، خطوطی را رسم کرد و فرمود: "بر سر هر یک از این راهها، شیطانی است که به آن فرا میخواند"[۹۱] سپس، آیه ۱۵۳ سوره انعام را قرائت فرمود:﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ﴾[۹۲] پیش از این توضیح دادیم راه راستی که انسان را به مقصد اعلای انسانیت میرساند، عبادت خدا و اطاعت اوامر اوست و علّت نامگذاری اموری مانند پیشوایان دین، اسلام، کتاب خدا، و راه معرفت و محبّت خدا، به صراط مستقیم، آن است که بدون آنها نمیتوان به عبادت و اطاعت خدا دست یافت. بنابراین، انسان برای رسیدن به مقصد آفرینش خود، راهی جز اطاعت و بندگی خداوند سبحان ندارد، و عبادت خدا، چیزی نیست که هر کس به دلخواه آن را تفسیر کند. در روایتی از امام صادق(ع) هنگامی که خداوند سبحان به شیطان دستور داد که به آدم(ع) سجده کند، شیطان به خدا پیشنهاد داد: «يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا» امّا خداوند متعال، این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: «إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ"»[۹۳] بنابراین، اساس طرح تکثّرگرایی دینی، نه تنها بیمعناست؛ بلکه وسوسهای شیطانی برای گمراه کردن مردم و باز داشتن آنها از حرکت در صراط مستقیم الهی است.
- وحدت راه اصلی و تعدّد راههای فرعی: راه خدا در قرآن کریم با دو تعبیر، بیان شده است: یکی صراط مستقیم و دیگری سبیل الله. نکته قابل توجّه، این است که صراط مستقیم و یا صراط الله در قرآن به صورت جمع نیامده؛ ولی سبیل الله به صورت جمع آمده. مانند ﴿سُبُلَنَا﴾[۹۴]، و ﴿ سُبُلَ رَبِّكِ﴾[۹۵]. این تفاوت تعبیر، میتواند اشاره به این معنا باشد که صراط مستقیم، یعنی راه اصلی و شاهراه رسیدن به آرمانهای الهی است و لذا نمیتواند متعدّد باشد؛ ولی سبیل، راه فرعی است که میتواند بلکه باید متعدّد باشد، مشروط به این که به راه اصلی منتهی گردد. راه اصلی که شاهراه وصول به کامیایی مطلق است، دین خدا، یعنی اسلام است که در همه دورانها مردم را به اطاعت از خداوند سبحان، دعوت مینماید و راههای فرعی شریعتهای مختلف و برنامههای گوناگون آنها، برای زندگی انسان است[۹۶].
راه شناخت صراط مستقیم
برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش میتوان بهره گرفت: نخست از ویژگیهایی که خداوند در قرآن برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شدهاند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان راه راست سود جسته است. در این جا نخست ویژگیهای نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصههای راه یافته گان پرداخته میشود.
- شناخت نظری: از مهمترین ویژگیهای راه راست آن است که خداوند، آن را راهی بر میشمارد که میبایست انسان در آن مسیر قرار گیرد و به دعوت خداوند لبیک گوید. کسانی که در این راه قرار میگیرند نه تنها از ضلالت و گمراهی و اغوای ابلیس و شیاطین در امان میمانند[۹۷]، بلکه به عنوان اسوهها و الگوهای الهی مطرح و معرفی میشوند[۹۸]. کسانی که در راه راست قرار میگیرند دارای همه خصوصیات بلند اخلاقی و هنجاری هستند و رفتارها و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول عقلانی و عقلایی و شرعی است و از نابهنجاریها و زشتیها و پلیدیها پرهیز میکنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای اخلاق و قانون هستند[۹۹].
- شناخت از روی مصادیق: یکی از مباحثی که تأویلات آن از سوی اهل بیت(ع) در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) به کرات بیان شده است. از جمله از پیامبر اکرم(ص) نقل است که در روز عید غدیر فرمود:"ای مردم، من صراط الله المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شدهاید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه او، امامانی که به حق هدایت میکنند"[۱۰۰]. همچنین از امام صادق(ع) نقل است که فرمود: « الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي»[۱۰۱]. و از امام زینالعابدین نیز روایت شده که فرمود: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۱۰۲].
راه دستیابی به صراط مستقیم
پرسش این است که چگونه میتوان به راه راست دست یافت و در مسیر کمالی آن قرار گرفت؟ برخی از کارها و امور در شناخت راه مستقیم یاریگر انسان میباشد، از جمله اینکه راهی راه راست است که براساس فطرت و طبیعت سالم بشری باشد. از این رو هر امری که برخلاف حکم عقل و سیره عقلا و خردمندان و با اصول اخلاقی در تضاد باشد و در موارد مشکوک برخلاف راه شریعت دانسته شده است میبایست پرهیز کرد و آن را راهی بیرون از راه راست ارزیابی نمود. به این معنا هدایت یافتگان کسانی هستند که به آنان نعمتهایی خاص چون عقل و حکمت و رشد داده شده است و حق را از باطل و کارهای درست را از نادرست میشناسند و بر صداقت و راستی هستند و اعمال صالح انجام میدهند به گونهای که این کارها جزو سیره و منش آنان شده است. به نعمتهایی که به آنان داده شده است شکر میگزارند و آن را به درستی و در جای خود مصرف میکنند و شاکر واقعی نعمت میباشند. بنابراین هرگز از ولایت و اطاعت خدا و رسول و معصوم که خلیفه الهی است بیرون نمیروند و نعمت را کفران نمیکنند و مورد غضب الهی قرار نمیگیرند و یا سخن و آرا و انظار خود را بر حکم الهی مقدم نمیدارند که گمراه و ضال شوند و از مسیر کمالی خارج گردند. آنان کسانی هستند که از خداوند میخواهند تا اراده آنان را برای قرار گرفتن در مسیر تقویت کند: ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ﴾[۱۰۳]. اهل اطاعت ﴿وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا﴾[۱۰۴] و ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴾[۱۰۵]. اعتصام به خدا: ﴿وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۰۶]. امداد از خدا: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۱۰۷]. در مسیر راهنمایی پیامبران: ﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۰۸]. انجام تکالیف الهی: ﴿وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا﴾[۱۰۹] و ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴾[۱۱۰]. حقگرایی: ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾[۱۱۱]. شکرگزاری: ﴿شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۱۲] قرآن: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۱۳]. هجرت: ﴿وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا﴾[۱۱۴] و ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴾[۱۱۵] و دیگر امور نیک و پسندیده هستند. این همان راهی است که انسان میتواند با قرار گرفتن در آن خود را به خدا برساند و اهل تقرب و کمال مطلق و نوعی ولایت و خلافت گردد[۱۱۶].
ویژگیهای رهروان صراط مستقیم
- عبادت پروردگار: قرآن کریم تسبیح پروردگار و سجده برای او و عبادتش را زمینه رسیدن به یقین دانسته:[۱۱۷] و ضمن نهی از پرستش شیطان (اطاعت و پیروی از وسوسههای شیطانی) به عبادت خدا فرمان داده و همان را صراط مستقیم دانسته است[۱۱۸].
- به کاربستن فرمانهای خدا، قرآن و پیامبر(ص): خداوند ضمن فرمان به مؤمنان به پیروی از خویش، آن را صراط مستقیم دانسته است[۱۱۹].
- تمسک به خدا: آیه ۱۰۱ سوره آلعمران آیات قرآن و پیامبر را دو دلیل برای کفر نورزیدن به خدا معرفی کرده و تمسک به خدا را صراط مستقیم و در نتیجه کسی را که به خدا تمسک کند هدایت شده به صراط مستقیم دانسته است[۱۲۰].
- شرح صدر: داشتن شرح صدر نیز از ویژگیهای رهروان صراط مستقیم و در مقابل، ضیق صدر (تنگی سینه) از نشانههای گمراهی و انحراف از صراط مستقیم است. قرآن عامل شرح و توسعه و نیز تنگی سینه را خدا دانسته[۱۲۱] و سینه کسانی را که بخواهد به صراط مستقیم هدایتشان کند، میگستراند تا توان تسلیم شدن در برابر اوامر و نواهی الهی را داشته باشند[۱۲۲] و سینه کسانی را که بخواهد گمراهشان کند، چنان تنگ میکند که گویی در آسمان بالا میروند[۱۲۳].[۱۲۴].
مصادیق صراط مستقیم
در آیات قرآنی برخی از اعمال به عنوان موارد و مصادیق اساسی صراط مستقیم بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.
- موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: اسلام[۱۲۵]، اخلاص[۱۲۶]، احسان به والدین[۱۲۷]، بهرهمندی از قرآن[۱۲۸]، اطاعت از خدا[۱۲۹]، ایمان به آخرت[۱۳۰]، اقامه نماز[۱۳۱]، پرداخت زکات[۱۳۲]، توحید عبادی[۱۳۳]، عدالت در گفتار[۱۳۴]، وفای به عهد خدا و ... .
- موارد سلبی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از استکبار[۱۳۵]، اجتناب از اطاعت شیطان[۱۳۶]، اجتناب از شرک[۱۳۷]، اجتناب از فحشاء[۱۳۸]، اجتناب از فرزندکشی، اجتناب از قتل بیگناهان، اجتناب از مال یتیم، اجتناب از کمفروشی و ...[۱۳۹].
پیامدهای هماهنگی صراط مستقیم با حق
از منظر قرآن، مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، دو نشانۀ مهم دارد:
- ایمان انسانهای بینا: انسان، به طور فطری حقبین: ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾[۱۴۰]، حقطلب و حقپذیر است: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾[۱۴۱]. تنها کسانی حق را نمیبینند و با آن مخالفت میورزند که آلودگیهای اخلاقی و عملی، دیدۀ عقل و قلب آنها را کور و گوشِ دل آنها را کر، کرده باشد. مطابقت کامل برنامهای که پیامبر خدا(ص)، از جانب او برای زندگی انسان آورده است با حق، ایجاب میکند افرادی که فطرت پاک آنها آلوده نشده و حواسّ باطنی آنها سالم است، حق بودن آن را تشخیص دهند و به آن ایمان بیاورند: ﴿أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ﴾[۱۴۲]. این تعبیر لطیف و زیبا، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامههایی که پیامبر(ص) از جانب خداوند سبحان آورده، به قدری روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسی بینا باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد. این معنا با تعبیرهای دیگر، در آیات متعدّدی مانند: ﴿وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ﴾[۱۴۳]، ﴿وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴾[۱۴۴]، ﴿قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۴۵] دیده میشود، مانند: ﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾[۱۴۶]
- جهانی شدن اسلام با پیشرفت علم و آگاهی: دومین نشانۀ مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، این است که هر چه علم و آگاهی جامعۀ بشر بیشتر شود، گرایش به اسلام، بیشتر میشود. آیاتی که پیشبینی کردهاند دین اسلام در آینده بر همۀ ادیان غلبه میکند و جهان را فرا خواهد گرفت. به این معنا اشاره دارند، مانند: ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾[۱۴۷] و هنگامی که جامعۀ بشر با ظهور امام مهدی(ع) در قلّۀ علم و آگاهی قرار گرفت، این وعدۀ الهی تحقّق خواهد یافت. چنان که در روایتی از امام حسین(ع) آمده: "دوازده هدایت یافته، از ما هستند. نخستینِ آنان، امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب است و آخرینشان نُهمین فرزند از نسل من است که حق را بر پا میدارد. خدا، زمین را پس از مردنش، به وسیله او زنده میکند و دین حق را به وسیله او بر همه دینها غلبه میدهد، هر چند مشرکان را ناخوش آید"[۱۴۸].[۱۴۹]
جستارهای وابسته
منابع
صدر هاشمی، لیلا، صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت
قاسمی پرشکوه، سعید و خوانینزاده، محمد حسین، صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی
فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی
کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۷).
سیفاللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۷).
محمدی ریشهری، محمد، ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن
محدثی، جواد، فرهنگ غدیر
منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم
یوسفزاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷
پانویس
- ↑ از جمله: آل عمران ۱۰۱، نساء ۶۷ و ۶۸، انعام ۸۷ و ۱۵۳، حج ۵۴، ابراهیم ۲، مؤمنون ۷۳.
- ↑ سوره نساء، آیه ۷۶.
- ↑ سوره یوسف، آیه ۱۰۸.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۴ ص۱۲.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۴ ص۱۲.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۶. روایات این موضوع را در «بحار الأنوار»، ج ۲۴ ص۹ به بعد أنهم عليهم السلام السبيل و الصراط و هم و شيعتهم المستقيمون عليها و «معانی الأخبار»، ص۳۲ مطالعه کنید.
- ↑ « يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ، يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيم».
- ↑ معانی الاخبار، ص۳۲.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۶۲.
- ↑ ابنفارس، مقاییس اللغة، ج۳، ص۳۴۹.
- ↑ طریحی؛ فخرالدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۲۵۹.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص۲۷۳؛ کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.
- ↑ و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.
- ↑ ر.ک: بستانی و کرئی: معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.
- ↑ قاسمی پرشکوه، سعید و خوانینزاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۸ ـ ۲۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴.
- ↑ ﴿ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ﴾«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
- ↑ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ﴾«بیگمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. ﴿كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ﴾؛ «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.
- ↑ سوره شوری، آیه ۵۳.
- ↑ سوره ص، آیه ۲۲.
- ↑ سوره ابراهیم، آیه ۱.
- ↑ سوره حج، آیه ۲۴.
- ↑ سوره طه، آیه ۱۳۵.
- ↑ سوره مریم، آیه ۴۳.
- ↑ ﴿وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَـٰكِبُونَ﴾«و بیگمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشتهاند» سوره مؤمنون، آیه ۷۴. ﴿وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰٓ أَعْيُنِهِمْ فَٱسْتَبَقُوا۟ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ﴾«و اگر میخواستیم دیدگانشان را بیفروغ میکردیم آنگاه به سوی راه پیشی میجستند امّا چگونه میدیدند؟» سوره یس، آیه ۶۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۰۸.
- ↑ سوره عمران، آیه ۹۹.
- ↑ سوره نسا، آیه ۱۱۵.
- ↑ سوره نحل، آیه ۹.
- ↑ سوره نحل، آیه ۱۲۵.
- ↑ ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ يَشْتَرُونَ ٱلضَّلَـٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ﴾«آیا به آنان ننگریستهاید که از کتاب (آسمانی) بهرهای (اندک) دارند، خریدار گمراهیاند و میخواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نسا، آیه ۴۴.
- ↑ ﴿ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ كَـٰفِرُونَ﴾«همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را ناراست (و ناهموار) میخواهند و به جهان واپسین انکار میورزند» سوره اعراف، آیه ۴۵.
- ↑ ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱلطَّـٰغُوتِ فَقَـٰتِلُوٓا۟ أَوْلِيَآءَ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَـٰنِ كَانَ ضَعِيفًا﴾«مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نسا، آیه ۷۶.
- ↑ ﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ ٱلْمُجْرِمِينَ﴾«و ما اینگونه آیات را روشن (بیان) میداریم (تا دریابند) و تا راه گنهکاران آشکار شود» سوره انعام، آیه ۵۵.
- ↑ ﴿وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ﴾«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.
- ↑ یوسفزاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۲.
- ↑ «و کسانی که آنان را از دانش بهره دادهاند میبینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون میگردد» سوره سبأ، آیه ۶.
- ↑ «و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.
- ↑ «ای مردم! به یقین حق از سوی پروردگارتان آمد. پس هر که راه یابد، جز این نیست که به سود خویشتن، راه یافته است و هر کس گمراه شود. به زیان خود گمراه گردیده است». یونس: ۱۰۸.
- ↑ «الف، لام، میم، را؛ این آیات کتاب (آسمانی) است و آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده راستین است اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند» سوره رعد، آیه ۱.
- ↑ «بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژدهای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.
- ↑ «و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) به تو وحی کردیم راستین است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست میشمارد، بیگمان خداوند به بندگان خویش، آگاهی بیناست» سوره فاطر، آیه ۳۱.
- ↑ «خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه میدانی؟ شاید رستخیز نزدیک باشد» سوره شوری، آیه ۱۷.
- ↑ «و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.
- ↑ «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.
- ↑ «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
- ↑ « فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ، وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ، وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ»؛ صدوق، ۱۳۶۱ ش، ص۳۳.
- ↑ «الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ، وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ ق، الخطبة ۱۶.
- ↑ «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمو» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ «به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
- ↑ «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ تفسیر المیزان، ذیل آیۀ یاد شده.
- ↑ البخاری، ۱۴۱۰، ج۵، ص۱۵۱.
- ↑ ر.ک: خلیل الجر، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص۲۱۷۹.
- ↑ «گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ «إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي وَ بِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ»؛ العیّاشی، ج ۱، ص۶۳.
- ↑ «"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ"»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۱۹۰.
- ↑ «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ «نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ -جلّ اسمه-: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا﴾»؛ حسکانی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۱۹.
- ↑ «بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ، مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۲.
- ↑ «سِيرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ"»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۹۴.
- ↑ «أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِيرُ إِلَى فَتْرَةٍ، فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِي فَقَدِ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِي فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِي تَبَابٍ، أَمَا إِنِّي أُصَلِّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِي وَ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۸۵.
- ↑ «اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي»؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۹۵، ص۳۳۲.
- ↑ «خداوند، نمیخواهد شما را در تنگنا قرار دهد» سوره مائده، آیه ۶.
- ↑ «ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید» سوره حج، آیه ۷۷-۷۸.
- ↑ کلینی، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۳۰، ح ۴.
- ↑ "الصراط المستقيم أوسع ممّا بين السّماء وَ الأرض"؛ شهردار بن شیرویه، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۹.
- ↑ "إنّ اللّه فرّض فرائض وَ سنّ سنناً... وَ شرّع الإسلام و جعله سهلاً و سمحاً واسعاً، و لم يجعله ضيقاً"؛ ابو یعلى الموصلی، ۱۴۰۸، ج ۳، ص۵۰.
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹؛ ر.ک: سید رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶.
- ↑ «به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.
- ↑ «الرَّحْمَن الَّذِي يَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَيْنَا، الرَّحِيمِ بِنَا فِي أَدْيَانِنَا وَ دُنْيَانَا وَ آخِرَتِنَا، خَفَّفَ عَلَيْنَا الدِّينَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِيفاً»؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۸ش، ج۱۳، ص۶۹.
- ↑ «اتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّيْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ، وَ لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ، فَإِنَّكُمْ بِعَيْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَعْصِيَةَ، وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَة»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۱۵۱.
- ↑ « بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَة، و من خالف سنّتي فليس منّي"»؛ المتّقى الهندى، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۸.
- ↑ «بُعِثْتُ إِلَيْكُمْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ الْبَيْضَاءِ»؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۵، ص۳۴۶.
- ↑ «يَا عُثْمَانُ! لَمْ يُرْسِلْنِي اللَّهُ تَعَالَى بِالرَّهْبَانِيَّةِ، وَ لَكِنْ بَعَثَنِي بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ، أَصُومُ وَ أُصَلِّي، وَ أَلْمِسُ أَهْلِي، فَمَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي، وَ مِنْ سُنَّتِيَ النِّكَاحُ»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۵، ص۴۹۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۲، ص۲۶۴.
- ↑ «إيّاكم و التّعمق في الدّين فإنّ اللَّه تعالى قد جعله سهلا، فخذوا منه ما تطيقون فإنّ اللَّه يحبّ ما دام من عمل صالح و إن كان يسيرا»؛ على المتّقی الهندی، ۱۴۰۹ق، ح ۵۳۴۸.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.
- ↑ «عِبَادَ اللَّهِ! اللَّهَ اللَّهَ فِي أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكُمْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِيلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ، فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ، أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ»؛ ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۳، ص۲۹۱.
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ، وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج ۱، ص۲۰۳؛ النعمانی، ۱۴۲۲، ص۲۲۴، ح ۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۱۵۰.
- ↑ «إِنَّ اللَّهَ -تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ... فَهُوَ أَبْلَجُ الْمَنَاهِجِ وَ أَوْضَحُ الْوَلَائِجِ»؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹۱؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶؛ شیخ مفید، ۱۴۱۵ق، ص۲۷۵.
- ↑ «أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ، وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»؛ صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۳۸۳؛ الطبری، ص۵۴؛ حسکانی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۷۶.
- ↑ «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ»؛ شیخ طوسی، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۹۷؛ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۱۳.
- ↑ «هُمُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ، هُمُ السَّبِيلُ الْأَقْوَمُ»؛ حلّی، ۱۴۱۳ق، ص۳۱۹؛ فرات کوفی، ۱۴۱۰ق.
- ↑ «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأ رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَيْضَاء»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۷۶.
- ↑ «أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ سَلَكَ الطَّرِيقَ الْوَاضِحَ وَرَدَ الْمَاءَ، وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِي التِّيهِ»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، خطبة ۲۰۱؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۵۸۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۰، ص۱۰۷.
- ↑ «يَا كُمَيْلُ! إِنَّهُ مُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، فَاحْذَرْ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُسْتَوْدَعِينَ، وَ إِنَّمَا يَسْتَحِقُّ أَنْ يَكُونَ مُسْتَقَرّاً إِذَا لَزِمْتَ الْجَادَّةَ الْوَاضِحَةَ الَّتِي لَا تُخْرِجُكَ إِلَى عِوَجٍ وَ لَا تُزِيلُكَ عَنْ مَنْهَجٍ»؛ ابن شعبه الحرّانی، ۱۴۱۶ق، ص۱۷۴، ۱۳۸۳، ص۲۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۷، ص۲۷۲.
- ↑ «اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ؛ فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ»؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۱۹۵.
- ↑ «هذا سبيل الله مستقيماً».
- ↑ «وَ هذهِ السُّبُلُ لَيسَ مِنها سَبيلٌ إلّا علَيهِ شَيطانٌ يدعو إلَيه».
- ↑ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راهها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.ابن حنبل، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص۱۹۶؛ سیوطی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۸۵.
- ↑ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۳، ص۲۵۰.
- ↑ سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
- ↑ سوره نحل، آیه ۶۹.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن، ص۶ و ۲۸.
- ↑ سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۰.
- ↑ سوره فاتحه، آیه ۵ -۷.
- ↑ کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
- ↑ «مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِي ثُمَّ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»؛ البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲،ص ۲۳۵.
- ↑ معانی الأخبار ۳۲.
- ↑ صدر هاشمی، لیلا، صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت، ص۵۴.
- ↑ «و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۸.
- ↑ «و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.
- ↑ «و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.
- ↑ «و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما میخوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۵-۶.
- ↑ «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.
- ↑ «و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.
- ↑ «و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.
- ↑ «به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درستآیین بود و از مشرکان نبود سپاسگزار نعمتهای او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.
- ↑ «سپاسگزار نعمتهای او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۱.
- ↑ «ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.
- ↑ «و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.
- ↑ «و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.
- ↑ کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۴.
- ↑ سوره حجر، آیه ۹۸-۹۹.
- ↑ سوره یس، آیه ۶۰-۶۱.
- ↑ سوره زخرف، آیه ۶۱.
- ↑ سوره عمران، آیه ۱۰۱.
- ↑ نک: التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۳۷-۱۳۸.
- ↑ نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۲۴۳؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۱۸۷؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۴۲.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.
- ↑ یوسفزاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.
- ↑ طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴.
- ↑ حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱.
- ↑ انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
- ↑ تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸.
- ↑ یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱.
- ↑ مؤمنون، آیه ۷۴.
- ↑ مریم، آیات ۳۱ و ۳۶.
- ↑ همان.
- ↑ حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱.
- ↑ انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
- ↑ مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶.
- ↑ حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴.
- ↑ انعام، آیات ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳.
- ↑ انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
- ↑ منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم؛ یوسفزاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۲۰۵؛ سیفاللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
- ↑ «پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۸.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ «آیا کسی که میداند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر میشوند» سوره رعد، آیه ۱۹.
- ↑ «و کسانی که آنان را از دانش بهره دادهاند میبینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون میگردد» سوره سبأ، آیه ۶.
- ↑ «و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود میگویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.
- ↑ «گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.
- ↑ «و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دلهایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم، هدایت میکند». سوره حج، آیه ۵۴.
- ↑ «او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیینها غالب گردانَد، هر چند مشرکان، کراهت داشته باشند!» سوره صف، آیه ۹.
- ↑ «مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً؛ أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع)، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛ صدوق، ۱۴۰۵، ص۳۱۷؛ الطبرسی، ۱۴۱۷ ق، الحلّى، ۱۴۰۸ ق، ص۷۱.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن، ص۱۰ ـ ۱۱.