صبر در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) |
||
| (۳۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = صبر | | موضوع مرتبط = صبر | ||
| عنوان مدخل = صبر | | عنوان مدخل = صبر | ||
| مداخل مرتبط = [[صبر در قرآن]] - [[صبر در حدیث]] - [[صبر در نهج البلاغه]] - [[صبر در معارف دعا و زیارات]] - [[صبر در فقه اسلامی]] - [[صبر در فقه سیاسی]] - [[صبر در اخلاق اسلامی]] - [[صبر در معارف و سیره نبوی]] - [[صبر در معارف و سیره علوی]] - [[صبر در معارف و سیره فاطمی]] - [[صبر در معارف و سیره امام حسن]] - [[صبر در معارف و سیره حسینی]] - [[صبر در معارف و سیره سجادی]] - [[صبر در معارف مهدویت]] - [[صبر در سیره معصوم]] - [[صبر در جامعهشناسی اسلامی]] - [[صبر در خانواده]] - [[صبر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[صبر در قرآن]] - [[صبر در حدیث]] - [[صبر در نهج البلاغه]] - [[صبر در معارف دعا و زیارات]] - [[صبر در فقه اسلامی]] - [[صبر در فقه سیاسی]] - [[صبر در اخلاق اسلامی]] - [[صبر در معارف و سیره نبوی]] - [[صبر در معارف و سیره علوی]] - [[صبر در معارف و سیره فاطمی]] - [[صبر در معارف و سیره امام حسن]] - [[صبر در معارف و سیره حسینی]] - [[صبر در معارف و سیره سجادی]] - [[صبر در معارف و سیره امام باقر]] - [[صبر در معارف مهدویت]] - [[صبر در سیره معصوم]] - [[صبر در جامعهشناسی اسلامی]] - [[صبر در خانواده]] - [[صبر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== روایات صبر == | == [[روایات]] [[صبر]] == | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: " | # [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "صبر نسبت به [[ایمان]]، مانند سَر نسبت به بدن است. بنابراین همانگونه که چون سَر نباشد بدن نیز از بین خواهد رفت، چون صبر نباشد ایمان از بین خواهد رفت"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِيمَانُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۸۷.</ref>. | ||
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: "[[بهشت]] در میان ناخواستنیها و | # [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "[[بهشت]] در میان ناخواستنیها و صبر بر آنها قرار دارد، از این رو هرکس بر سختیهای [[دنیا]] صبر ورزد داخل بهشت میشود؛ و در مقابل [[جهنّم]] در میان لذّتها و [[شهوات]] قرار دارد، از اینرو هرکس به خودْ [[لذّات]] [[دنیا]] و شهوات آن را بدهد داخل در جهنّم خواهد شد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ- فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۸۹.</ref>. | ||
# | # امام صادق{{ع}} فرمودند: "چون [[مؤمن]] داخل قبرش میشود، [[نماز]] در طرف راست او و [[زکات]] در طرف چپ او قرار میگیرند، و نیکیهایش از فراز سر بر او [[سایه]] میافکند، و صبر او در گوشهای به [[انتظار]] میایستد. چون آن دو فرشتهای که برای [[سؤال و جواب]] بر او وارد میشوند میآیند، صبر به نماز و زکات و نیکیهای او میگوید: مراقب این رفیقتان باشید، و اگر در جایی از حمایت از او [[ناتوان]] شدید، من حمایت از او را به عهده میگیرم"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۰.</ref>. | ||
#"[[امیرمؤمنان]] {{ع}} فرمودند: "[[صبر]] بر دو نوع است: | #"[[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "[[صبر]] بر دو نوع است: صبر به هنگام [[مصیبت]] و تلخی که صبری خوب و [[زیبا]] است، و بهتر از این، صبر به هنگام پیش آمدن [[محرّمات الهی]] است. [[یاد خدا]] نیز بر دو نوع است: یاد خدا به هنگام [[مصیبتها]]، و [[برتر]] از آن، یاد خدا به هنگام پیش آمدن آنچه [[حرام]] است، که این یاد مانع از انجام کار حرام میشود"<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَيْكَ فَيَكُونُ حَاجِزاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۰.</ref>. | ||
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: "چون درگذشت پدرم [[امام سجاد]] {{ع}} نزدیک شد، مرا به سینه خود فشرد و فرمود: ای | # [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "چون درگذشت پدرم [[امام سجاد]]{{ع}} نزدیک شد، مرا به سینه خود فشرد و فرمود: ای فرزند عزیزم! تو را به آنچه پدرم به هنگامی که وفاتش رسید به من سفارش کرد، و فرمود که پدرش او را به آن سفارش کرده سفارش میکنم، آن این است که بر [[حق]] صبر کن هرچند این صبر تلخ باشد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}} الْوَفَاةُ ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِمَا أَوْصَانِي بِهِ أَبِي حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۱.</ref>. | ||
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: " | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "صبر بر سه گونه است: صبر به هنگام مصیبت، صبر بر [[اطاعت خدا]]، و صبر از معصیت [[خدا]]. هرکس بر مصیبتی صبر کند تا آنجا که به واسطه نیکویی عزاداریش آن مصیبت را از سر بگذراند، [[خداوند]] برای او سیصد درجه نویسد که فاصله میان هر یک از دو درجه همانند فاصله میان [[آسمان]] و [[زمین]] باشد؛ و هر کس بر [[اطاعت از خدا]] صبر ورزد خداوند برای او ششصد درجه نویسد، که فاصله میان هر دو درجه مانند فاصله میان اعماق [[زمین]] تا [[عرش]] باشد؛ و هرکس بر [[گناه]] [[صبر]] کند [[خداوند]] برای او نهصد درجه نویسد، که فاصله میان هردو درجه مانند فاصله میان اعماق زمین تا آخر [[عرش]] باشد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ}}؛ [[اصول کافی]]، ج۲، ص۹۱.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "[[خداوند]] - عزَّوجلّ! - بر قومی نعمتهایی بخشید امّا آنان [[شکر]] آن [[نعمتها]] را به جای نیاوردند، از اینرو آن | # [[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "[[خداوند]] - عزَّوجلّ! - بر قومی نعمتهایی بخشید امّا آنان [[شکر]] آن [[نعمتها]] را به جای نیاوردند، از اینرو آن نعمتها مایة وبال آنان شد. نیز قومی را به [[مصائب]] و مشکلاتی [[مبتلا]] ساخت امّا آنان بر آن [[مشکلات]] [[صبر]] ورزیدند، از اینرو آن مشکلات برای آنان به [[نعمت]] تبدیل شد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى قَوْمٍ بِالْمَوَاهِبِ فَلَمْ يَشْكُرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَى قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ نِعْمَةً}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۴۱.</ref>. | ||
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: "[[خداوند متعال]] میفرماید: من [[دنیا]] را در میان بندگانم به قرض وانهادم، حال هرکس به خود من از این | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "[[خداوند متعال]] میفرماید: من [[دنیا]] را در میان بندگانم به [[قرض]] وانهادم، حال هرکس به خود من از این دنیا قرض دهد، در مقابل هر یک قرض ده تا هفتصد برابر پس میدهم، و هرکس به من قرض ندهد از او به [[زور]] میگیرم، حال اگر بر آن صبر کرد سه صفت به او میبخشم که اگر یکی از آن را به فرشتگانم میدادم به آن [[راضی]] میشدند. در اینجا امام صادق{{ع}} این [[آیه شریفه]] را خواندند: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ...}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.</ref>[[صلوات]] - این یکی از آن سه صفت است - و [[رحمت]] پروردگارشان بر آنان باد- این دوّمین صفت آنان است- که {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref>«و آنانند که رهیافتهاند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۵۷.</ref> - این سوّمین صفت آنان است. سپس [[امام صادق]]{{ع}} اضافه کردند: این برای کسی است که [[خداوند]] به [[زور]] از او چیزی بستاند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنِّي جَعَلْتُ الدُّنْيَا بَيْنَ عِبَادِي قَرْضاً، فَمَنْ أَقْرَضَنِي مِنْهَا قَرْضاً، أَعْطَيْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ عَشْراً إِلى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ، وَ مَا شِئْتُ مِنْ ذلِكَ، وَ مَنْ لَمْ يُقْرِضْنِي مِنْهَا قَرْضاً، فَأَخَذْتُ مِنْهُ شَيْئاً قَسْراً، فَصَبَرَ، أَعْطَيْتُهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ، لَوْ أَعْطَيْتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ مَلَائِكَتِي لَرَضُوا بِهَا مِنِّي ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ فَهذِهِ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَرَحْمَةٌ اثْنَتَانِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} ثَلَاثٌ. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: هذَا لِمَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً قَسْراً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۲.</ref>. | ||
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: "آن کس که [[بلاء]] [[الهی]] را بشناسد بر آن [[صبر]] میورزد، و آن کس که آن را نشناسد ناپسندش میخواند"<ref>{{متن حدیث|قَالَ النَّبِيُّ {{صل}}: مَنْ يَعْرِفِ الْبَلَاءَ يَصْبِرْ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَا يَعْرِفْهُ يُنْكِرْهُ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۳.</ref>. | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "آن کس که [[بلاء]] [[الهی]] را بشناسد بر آن [[صبر]] میورزد، و آن کس که آن را نشناسد ناپسندش میخواند"<ref>{{متن حدیث|قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: مَنْ يَعْرِفِ الْبَلَاءَ يَصْبِرْ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَا يَعْرِفْهُ يُنْكِرْهُ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۳.</ref>. | ||
# | # پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: "علامت [[انسان]] صبرپیشه سه چیز است: نخست آنکه کسل نشود، و دوّم آنکه بیتاب نشود، و سوّم آنکه از پروردگارش [[شکایت]] نکند؛ چراکه چون او کسل و [[سست]] شود [[حق]] را ضایع میکند، و چون بیتاب شود حق [[شکر]] را به جای نمیآورد، و چون از پروردگارش [[شکایت]] کند در [[حقیقت]] او را [[عصیان]] کرده است <ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} قَالَ: عَلَامَةُ الصَّابِرِ فِي ثَلَاثٍ أَوَّلُهَا أَنْ لَا يَكْسَلَ وَ الثَّانِيَةُ أَنْ لَا يَضْجَرَ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَنَّهُ إِذَا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ إِذَا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ وَ إِذَا شَكَا مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَصَاهُ}}؛ [[بحار الأنوار]]، ج۶۸، ص۸۶.</ref>. | ||
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[جبرائیل]] {{ع}} پرسیدند: "[[صبر]] چیست؟ گفت: آنکه همانگونه که در راحتی | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[جبرائیل]]{{ع}} پرسیدند: "[[صبر]] چیست؟ گفت: آنکه همانگونه که در راحتی صبر میکنی در [[سختی]] نیز صبر پیشه کنی، و همانگونه که در [[ثروتمندی]] صبر میکنی در [[فقر]] نیز صبر پیشه کنی، و همانگونه که در عافیت و [[سلامتی]] صبر میکنی در [[بلاء]] نیز صبر پیشه کنی؛ بنابراین شکایت حال مصیبتآمیز خود را به نزد [[مخلوقات]] [[خدا]] نبری"<ref>{{متن حدیث|سَأَلَ النَّبِيُّ{{صل}} جَبْرَئِيلَ{{ع}} مَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ تَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا تَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا تَصْبِرُ فِي الْغِنَى وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا تَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۷.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "چه بسیار که چند لحظه | # [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "چه بسیار که چند لحظه صبر کردن [[شادمانی]] طولانیای به دنبال داشته، و چه بسیار که چند لحظه [[لذّت]] [[ناراحتی]] طولانیای به دنبال داشته"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: قَالَ: كَمْ مِنْ صَبْرِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ فَرَحاً طَوِيلًا وَ كَمْ مِنْ لَذَّةِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلًا}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۹۱.</ref>. | ||
# | # جابر گوید: به [[امام باقر]]{{ع}} گفتم: خدایت [[رحمت]] کند! صبر جمیل چیست؟ فرمودند: "صبر جمیل صبری است که در آن از حال خود شکایت به [[مردم]] نبرند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} يَرْحَمُكَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِيلُ قَالَ ذَلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۳.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "ما [[صبر]] پیشهایم و [[شیعیان]] ما از ما پرصبرتر و بردبارترند. گفتم: فدایت شوم! چگونه | # [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "ما [[صبر]] پیشهایم و [[شیعیان]] ما از ما پرصبرتر و بردبارترند. گفتم: فدایت شوم! چگونه شیعیان شما از شما صبورتر میباشند؟ آن حضرت فرمودند: این از آن رو است که ما بر آنچه میدانیم صبر میکنیم، در حالی که شیعیان ما بر آنچه نمیدانند صبر میکنند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّا صُبُرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَارَ شِيعَتُكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ قَالَ لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ شِيعَتُنَا يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۳.</ref>. | ||
# [[امیرمؤمنان]] {{ع}} فرمودند: "[[انسان]] تا سه صفت در او پدید نیاید [[حقیقت | # [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "[[انسان]] تا سه صفت در او پدید نیاید [[حقیقت ایمان]] را نمیچشد: دقّت در [[دین]]، صبر بر [[مشکلات]]، و [[تدبیر]] درست در امر معاش" <ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: قَالَ: لَا يَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ حَتَّى يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ الْفِقْهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعَاشِ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۵.</ref>. | ||
# | # امیرمؤمنان{{ع}} فرمودند: "سه چیز است که به واسطه آنها انسان [[مسلمان]] کامل میشود: [[تدبّر]] و توجّه در دین، تدبیر در امر [[معیشت]]، و صبر در مشکلات"<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثَلَاثٌ بِهِنَّ يَكْمُلُ الْمُسْلِمُ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّوَائِبِ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۵.</ref>. | ||
# | # امیرمؤمنان{{ع}} در سفارشات خود به فرزندشان [[محمّد بن حنفیّه]] فرمودند: "برحذر باش از [[خودبزرگبینی]] و بدخُلقی و کمصبری، چه با این سه صفت هیچ [[دوستی]] برای تو نمیماند، و مادام که این سه صفت در تو باقی باشد از [[مردمان]] به دور خواهی بود"<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ إِيَّاكَ وَ الْعُجْبَ وَ سُوءَ الْخُلُقِ وَ قِلَّةَ الصَّبْرِ فَإِنَّهُ لَا يَسْتَقِيمُ لَكَ عَلَى هَذِهِ الْخِصَالِ الثَّلَاثَةِ صَاحِبٌ وَ لَا يَزَالُ لَكَ عَلَيْهَا مِنَ النَّاسِ مُجَانِبٌ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۶.</ref>.<ref>مظاهری، حسین، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص۲۴۴-۲۵۰.</ref> | ||
== | == اقسام صبر مثبت و منفی == | ||
[[صبر]] به معنای تاب آوری و [[شکیبایی]] در مقابل [[جزع]] و [[بیتابی]] آمده است | [[صبر]] به معنای تاب آوری و [[شکیبایی]] در مقابل [[جزع]] و [[بیتابی]] آمده است<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».</ref>. کسی که بتواند در برابر فشارها، [[مصیبتها]]، [[تکالیف شرعی]] و قانونی، فشار و [[اجبار]] [[معصیت]] و [[گناه]] خود را نگه دارد و سخت و [[مقاوم]] چون سنگ سخت باشد، [[انسان]] [[صابر]] و باتابی است. بسیاری از [[مردم]] در برابر فشارهایی که از سوی [[تکالیف]]، بکن و نکنهای قانونی و [[شرعی]]، مصیبتها و بلایای بر آنان وارد میشود بیتابی میکنند و تاب تحمل خود را از دست میدهند. اما اگر بتوانند تاب آورند در این صورت نشان میدهند که از [[عقل]] فعلی، [[عزم]] [[قوی]] و [[رشد]] عالی برخوردارند. از این روست که بالای هر چیز و سنگ سخت و مقاوم را نیز صبر میگویند<ref>معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».</ref>؛ چراکه نشان [[ارجمندی]] و [[استقامت]] در برابر فشارها و تاب بالای تحمل و شکیبایی است. | ||
از آن جایی که درجه عالی و [[برتر]] صبر را [[حلم]] میگویند؛ زیرا در این نوع از صبر، [[خرد]] و | جالب اینکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به شباهت صبر و سر اشاره میکند و میفرماید که چرا قسمت بالای هر چیزی را صبر گفتهاند؛ زیرا صبر در [[کارها]] همانند سر در [[زندگی]] است، به طوری که اگر صبر در کاری نباشد، آن کار [[فساد]] میشود چنان که انسان بیسر تباه و نابود شده است. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ فِي الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ}}؛ نقش صبر در کارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان که اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین میرود، صبر نیز هرگاه همراه کارها نباشد، کارها تباه میگردند<ref>کافی، ج۲، ص۹۰، ح۹.</ref>. | ||
امیرمؤمنان علی{{ع}} در جایی دیگر در باره نقش [[حلم]] در [[زندگی]] [[بشر]] میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَ العَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَ قاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ}}؛ بردباری پرده ای پوشاننده و [[عقل]] شمشیری برنده است، پس عیبهای [[اخلاقی]] خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به [[جنگ]] هوا و هوست برخیز | |||
از آن جایی که درجه عالی و [[برتر]] صبر را [[حلم]] میگویند؛ زیرا در این نوع از صبر، [[خرد]] و عقلانیت بیشتر از عمل و عزم به چشم میآید و انسان [[حلیم]] در صبر بر مدار عقلانیت زندگی خود را سامان میدهد. امیرمؤمنان علی{{ع}} چنین نوع از [[صبر]] را مانع جدی در سر راه نابودی و [[فساد]] آن چیز میداند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ}}؛ [[بردباری]]، مانعی در برابر آفت هاست<ref>غررالحکم، ح۷۲۰.</ref>. | |||
امیرمؤمنان علی{{ع}} در جایی دیگر در باره نقش [[حلم]] در [[زندگی]] [[بشر]] میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَ العَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَ قاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ}}؛ بردباری پرده ای پوشاننده و [[عقل]] شمشیری برنده است، پس عیبهای [[اخلاقی]] خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به [[جنگ]] هوا و هوست برخیز<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۴.</ref>. | |||
بر اساس آن چه گذشت میتوان دریافت که صبر دارای اقسام و انواع چندی است که اصلیترین و اساسیترین آنها عبارتند از: | بر اساس آن چه گذشت میتوان دریافت که صبر دارای اقسام و انواع چندی است که اصلیترین و اساسیترین آنها عبارتند از: | ||
# [[صبر بر مصیبت]]؛ | # [[صبر بر مصیبت]]؛ | ||
# صبر بر [[اطاعت]]؛ | # صبر بر [[اطاعت]]؛ | ||
# [[صبر بر معصیت]]. کسی از | # [[صبر بر معصیت]]. کسی از مقام صبر برخوردار باشد که بتواند در هر گونه فشارهایی که از درون و بیرون بر او وارد میشود تاب آورد و [[بیتابی]] نورزد؛ حال این فشار [[مصیبت]] باشد یا انجام اطاعت و تکلیفی یا فشار [[هواهای نفسانی]] و مانند آن برای هنجارزدایی، نابهنجارگرایی و [[مخالفت]] عقل و [[شرع]] و [[قانون]]. | ||
از [[پیامبر]]{{صل}} در این باره [[روایت]] است که فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطّاعَةِ وّ صَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ}}؛ صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، [[صبر بر طاعت]] و صبر بر [[ترک گناه]] | |||
از [[پیامبر]]{{صل}} در این باره [[روایت]] است که فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطّاعَةِ وّ صَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ}}؛ صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، [[صبر بر طاعت]] و صبر بر [[ترک گناه]]<ref>کافی، ج۲، ص۹۱، ح۱۵.</ref>. | |||
در [[آیات]] ۶۳ تا ۷۵ [[سوره فرقان]] به این سه گانه صبر اشاره و توجه داده شده و در آنها بیان شده که [[بندگان خدا]] در برابر [[مشکلات]]، [[طاعت خدا]] و ترک گناه صبر پیشه میکنند و تاب میآورند. | در [[آیات]] ۶۳ تا ۷۵ [[سوره فرقان]] به این سه گانه صبر اشاره و توجه داده شده و در آنها بیان شده که [[بندگان خدا]] در برابر [[مشکلات]]، [[طاعت خدا]] و ترک گناه صبر پیشه میکنند و تاب میآورند. | ||
[[امام کاظم]]{{ع}} در تقسیم صبر به دو نوع از آن اشاره کرده و به آنها [[فرمان]] میدهد: {{متن حدیث|اِصبِر عَلي طاعَةِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّه؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ}}؛ بر [[طاعت خدا]] صبر کن و در [[ترک معاصی]] او [[شکیبا]] باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای [[شادی]] و [[غم]] ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، | پیامبر{{صل}} در تقسیم دیگری برای صبر چهار شعبه و شاخه ذکر میکند و میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ، وَالشَّفَقَةُ، وَ الزَّهادَةُ، وَ التَّرَقُّبُ، فَمَنِ اشتاقَ إلَي الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ، وَ مَن زَهِدَ فِي الدُّنيا تَهاوَنَ بِالمُصيباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِي الخَيراتِ}}؛ [[صبر]] چهار شعبه دارد: [[شوق]]، [[ترس]]، [[زهد]] و [[انتظار]]، هر کس شوق [[بهشت]] داشته باشد، از [[هوا و هوس]] دست میکشد؛ و هر کس از [[آتش]] بترسد، از [[حرامها]] خود را نگه میدارد؛ و هر کس به [[دنیا]] بیاعتنا باشد، [[گرفتاریها]] را به چیزی نگیرد؛ و هر کس [[منتظر]] [[مرگ]] باشد، در کارهای خیر بکوشد<ref>کنزالعمال، ج۱، ص۲۸۵، ح۱۳۸۸.</ref>. | ||
در حقیقت اگر [[انسان]] در حوزه [[تکالیف]] بتواند موفق باشد به آسانی از عهده بسیاری از امور بر میآید. از آن جایی که تکالیف به دو بخش [[واجبات]] و [[محرمات]] تقسیم میشود، صبر در | |||
البته برخی [[تکالیف الهی]] که واقعاً کلفت و سخت است بر نمیتابند و [[عسر]] و فشار را تحمل نمیکنند و نمیتوانند از لذتهای زودگذر [[دنیا]] دست بردارند. این گونه است که برای یک لحظه [[لذت]] به [[گناه]] [[آلوده]] میشوند و از | در [[حقیقت]] آن حضرت{{ع}} بیان میکند که صبر در چهار شکل و نسبت به چهار امر خود را نشان میدهد. این تقسیمبندی با تقسیم نخست شباهتی دارد و میتوان شقو و انتظار را به صبر بر طاعت، زهد را به صبر هنگام [[مصیبت]] و [[شفقت]] و ترس را به زهد از [[معصیت]] بازگرداند. | ||
[[امام کاظم]]{{ع}} در تقسیم صبر به دو نوع از آن اشاره کرده و به آنها [[فرمان]] میدهد: {{متن حدیث|اِصبِر عَلي طاعَةِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّه؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ}}؛ بر [[طاعت خدا]] صبر کن و در [[ترک معاصی]] او [[شکیبا]] باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای [[شادی]] و [[غم]] ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، صبور باش چنان که گویی [[خوشبخت]] و [[خوشحالی]]<ref>بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح۱.</ref>. | |||
در حقیقت اگر [[انسان]] در حوزه [[تکالیف]] بتواند موفق باشد به آسانی از عهده بسیاری از امور بر میآید. از آن جایی که تکالیف به دو بخش [[واجبات]] و [[محرمات]] تقسیم میشود، صبر در انجام واجبات و تحمل تکالیف سخت [[الهی]] و پرهیز از هر گونه محرمات در حقیقت چیزی جز دست یابی به تمام کمالات الهی در دنیا و [[آخرت]] نخواهد بود. | |||
البته برخی [[تکالیف الهی]] که واقعاً کلفت و سخت است بر نمیتابند و [[عسر]] و فشار را تحمل نمیکنند و نمیتوانند از لذتهای زودگذر [[دنیا]] دست بردارند. این گونه است که برای یک لحظه [[لذت]] به [[گناه]] [[آلوده]] میشوند و از محرمات الهی پرهیز نمیکنند. اما اگر بدانند که [[سختی]] و عسرهای دنیا اولا کوتاه و به [[یسر]] و آسانی تبدیل میشود و ثانیا هر [[مصیبت]] و سختی پایانی دارد، دیگر [[بیتابی]] نمیکند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|فَصَبرا عَلي دُنيا تَمُرُّ بِلوائِها كَلَيلَةٍ بِأَحلامِها تَنسَلِخُ}}؛ در برابر [[دنیایی]] که گرفتاری آن، مانند خوابهای پریشان شب میگذرد [[شکیبا]] باش<ref>بحارالأنوار، ج۴۰، ص۳۴۸، ح۲۹.</ref>. | |||
چنان که گفته شد کمال [[صبر]] همان [[حلم]] است که ترکیبی از عقلانیت و [[خردورزی]] با [[عزم]] واراده [[قوی]] است. به این معنا که [[انسان]] بتواند جزمیات [[عقلانی]] خود را در حکمت عقلی با عزمیات در حوزه [[حکمت عملی]] و [[اراده]] جمع کند و میان [[عقل]] و [[قلب]] پیوند مستحکمی را ایجاد کند. در این صورت است که حلم از آن زاده میشود که کمال صبر و اوج آن است. البته باید توجه داشت که نباید به این هم بسنده کرد و برای [[موفقیت]] بیشتر در [[زندگی]] به [[علم]] و [[دانش]] نیز خود را مهجز کرد و آن گاه این چنین حلم با علم است که مرد را به اوج [[کمالات]] میرساند؛ چنان که [[امام محمد باقر]]{{ع}} درباره اختلاط و آمیختگی حلم و علم و آثار آن میفرماید: {{متن حدیث|ما شيبَ شيءٌ بشيءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ}}؛ چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد<ref>بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج ۷۵، ص۱۷۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|اقسام صبر و آثار آن]].</ref> | |||
== صبر [[زیبا]] و [[زشت]] یا ناپسند == | |||
البته از مفهوم مخالف برخی از [[آیات]] از جمله آیات ۱۸ و ۸۳ [[سوره یوسف]] که از صبر با صفت جمیل و زیبا یاد شده و در [[آیه]] ۵ [[سوره معارج]]<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا}} «پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۵.</ref> به این نوع از صبر [[فرمان]] داده شده میتوان دریافت که نوعی از صبر است که زیبا و زیبنده [[آدمی]] نیست؛ یعنی از ذکر وصف «جمیل» برای [[صبر]] بیانگر این است که صبر میتواند دو نوع داشته باشد: صبر [[زیبا]] و بجا و صبر نازیبا و نابجا. | |||
به این معنا که همه نوع از اقسام صبر نمیتواند زیبا و پسندیده باشد بلکه برخی از اقسام آن میتواند [[زشت]] و نازیبا و نا به جا باشد. شاید از این جمله صبرها بتوان به صبری اشاره کرد که در برابر [[ظلم و ستم]] انجام میگیرد در حالی که شخص توان و [[قدرت]] دفع ظلم را دارد ولی منظلم و پذیرنده آن بوده و آن را با عنوان صبر و تاب آوری توجیه میکند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|اقسام صبر و آثار آن]].</ref>. | |||
== اهمیت و [[آثار صبر]] و تاب آوری == | |||
از نظر [[قرآن]]، صبر نشانه بهرهمندی از [[کمال انسانی]] و خصلتهای [[نیک]] است.<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref> کسانی که به [[بلوغ]] [[روحی]] و روانی رسیدهاند در برابر انواع و اقسام فشارهای درونی و بیرونی صبر میکنند و مثلا [[اجازه]] نمیدهند تا [[خواستهها]] و [[هواهای نفسانی]] آنان را به [[رفتار]] و گفتاری سوق دهد که خارج فضلیت و [[کمالات انسانی]] و موجب [[پشیمانی]] است. | |||
اوج صبر و کمال آنکه [[حلم]] است، در همه [[پیامبران]] وجود دارد، از این روست که [[رسول اکرم]]{{صل}} آن را [[نشانه]] [[پیامبری]] میداند و میفرماید: {{متن حدیث|كادَ الحَليمُ أَن يَكونَ نَبيّا}}؛ [[آدم]] [[بردبار]] به پیامبری نزدیک است<ref>بحارالأنوار، ج۴۳، ص۷۰، ح۶۱.</ref>. و [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} از [[مردم]] میخواهد که دست کم خودشان را [[حلیم]] نشان دهند: {{متن حدیث|إن لَم تَكُن حَليما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَكَ أَن يَكونَ مِنهُم}}؛ اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده؛ زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷.</ref>. | |||
از نظر [[آموزههای اسلامی]]، داشتن صبر و کمالش حلم از نشانههای ایمان است. [[امام رضا]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا}}؛ هیچ [[بنده]] ای [[حقیقت]] ایمانش را کامل نمیکند مگر این که در او سه خصلت باشد: [[دینشناسی]]، [[تدبر]] [[نیکو]] در [[زندگی]]، و [[شکیبایی]] در [[مصیبتها]] و [[بلاها]]<ref>بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح۱.</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فيهِ فَلَيسَ مِنّي وَ لا مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ يَعيشُ بِهِ فِي النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ}}؛ سه چیز است که هر کس نداشته باشد نه از من است و نه از خدای عزّوجلّ. عرض شد: ای [[رسول خدا]]! آنها کدامند؟ فرمودند: [[بردباری]] که به وسیله آن [[جهالت]] [[نادان]] را دفع کند، [[اخلاق]] خوش که با آن در میان [[مردم]] زندگی کند و [[پارسایی]] که او را از [[نافرمانی خدا]] باز دارد<ref>خصال، ص۱۴۵، ح ۱۷۲.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} هم در این باره میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ المُؤمِنَ… إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ… وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا}}؛ [[مؤمن]] در گرفتاری صبور است، و [[منافق]] در گرفتاری بیتاب<ref>تحف العقول، ص۲۱۲.</ref>. | |||
درباره اهمیت و [[ارزش]] [[صبر]] و کمالش [[حلم]] باید گفت که اگر [[ادب]] بها و ارزش انسان را مشخص میکند؛ چراکه نشانه اوج اخلاق و خوش خویی [[انسانی]] است، حلم که اوج صبر و کمال آن است نیز [[تزیین]] گر و از مهمترین آرایههای انسانی است که [[انسان]] بدان خود را میآراید و [[زینت]] میبخشد. امام علی{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنهُ بِالحِلمِ}}؛ تو با ادبت ارزشگذاری میشوی، پس آن را با بردباری زینت بخش<ref>مشکاة الأنوار، ص۲۳۹، ح ۶۸۹.</ref>. | |||
[[خداوند]] انواع آزمونها و [[ابتلائات]] را برای انسان قرار داده تا انسان به کمال برسد. برای دست یابی به بسیاری از [[کمالات]] ضروری است که انسان نخست کمال صبر را در خود ایجاد و یا تقویت نماید. برای این که کودکی بتواند مسئولیتی را به عهده گیرد و به [[درستی]] انجام دهد، او را بارها میآزمایند و مسئولیتهای [[خرد]] و آسان و سپس بزرگ و بزرگتر و سخت و سختتر میدهند تا به [[رشد]] برسد و با آن مانوس گردد<ref>{{متن قرآن|وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}} «و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، داراییهایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که داراییهای ایشان را به آنان باز میگردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۶.</ref>. همچنین [[خداوند]] برای دادن مسئولیتهای بزرگ این آزمونها و [[ابتلائات]] را انجام میدهد تا شخص برای دست یابی به آن آمادگی یافته و [[توانایی]] خود را نشان دهد<ref>{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | |||
این آزمونها موجب میشود تا شخص از نظر حکمت عملی به [[عزم]] [[قوی]] دست یابد و در امور حساس و مهم از عزم ارادی و [[همت]] عالی برخوردار شود. در [[حقیقت]] [[مصیبتها]] عزم [[آدمی]] را ایجاد یا تقویت میکند و همین عزم قوی است که در نهایت موجب سربلندی [[انسان]] در انجام [[مسئولیتها]] میشود<ref>{{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}} «بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶؛ {{متن قرآن|يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}} «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.</ref>. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ألحِلمُ وَ ألاناةَ تَوأمانِ تُنتِجُهَما عُلو الهِمَّةِ}}؛ [[بردباری]] و [[وقار]] دو همزادند که از بلندی [[همّت]] زاده میشوند<ref>بحارالانوار ج۶۸ ص۴۲.</ref>. کسی که به [[عزم]] [[استوار]] دست یافت هنگام [[مصیبتها]] و [[اذیت]] و [[آزار]] و یا [[تکالیف]] سخت و دشوار و فشارهای درونی و بیرونی [[استقامت]] میورزد و [[بیتابی]] نمیکند و بر همه [[مشکلات]] [[غلبه]] میکند<ref>همان، و نیز {{متن قرآن|وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ * وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}} «و کیفر هر بدی بدییی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بیگمان او ستمگران را دوست نمیدارد * و هر آنکه شکیب ورزد و درگذرد بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره شوری، آیه ۴۰ و ۴۳.</ref>. | |||
همچنین [[عفو و گذشت]] و [[انتقام]] نگرفتن از دیگران از آثار و تبعات [[صبر]] و تاب بالای [[آدمی]] است<ref>شوری، آیات ۴۰ و ۴۳.</ref> و [[انسان]] میتواند همان طوری که مشکلات و [[آزمونهای الهی]] را تحمل کند، این امکان را مییابد که فشارهای دیگران را نیز تحمل کرده و بیهیچ [[حس]] [[انتقام جویی]] از آنان بگذرد و [[عفو و گذشت]] داشته باشد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ}}؛ [[صبر]] آن است که [[انسان]] گرفتاری و مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و [[خشم]] خود را فرو خورد<ref>غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.</ref>. | |||
امیرمؤمنان علی{{ع}} درباره نقش صبر و [[حلم]] در [[مدیریت]] خشم و [[غضب]] میفرماید: {{متن حدیث|لَيسَ الحَليمُ مَن عَجَزَ فَهُجِمَ وَإِذا قَدَرَ انتَقَمَ، إِنَّمَا الحَليمُ مَن إِذا قَدَرَ عَفا وَكانَ الحِلمُ غالِبا عَلي كُلِّ أَمرِهِ}}؛ کسی که چون [[ناتوان]] شود هجوم برد و چون [[قدرت]] یابد [[انتقام]] گیرد [[بردبار]] نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و [[بردباری]] بر تمامی امور او غالب باشد<ref>غررالحکم، ج۵، ص۹۱، ح۷۵۲۹.</ref>. | |||
[[ | آن حضرت{{ع}} بر پایه [[اصل مقابله به مثل]] میفرماید: {{متن حدیث|مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ}}؛ هر کس با زشتیِ سبکسری تو را [[خشمگین]] کرد تو با [[زیبایی]] بردباری او را به خشم آور<ref>غررالحکم، ج۵، ص۳۳۳، ح۸۶۲۰.</ref>. این بدان معناست که انسان نمیبایست همان شیوه دیگران را در پیش گیرد و گرنه چه فرقی میان [[عاقل]] و [[جاهل]] و خوب و بد است. این که در [[قرآن]] آمده وقتی جاهل [[بیادبی]] کرد به جای به ادبی با او [[مدارا]] کرده و با [[سلامت]] و [[صلوات]] با او برخورد کنید<ref>{{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}} «و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمیدارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref> از همین جهت است؛ زیرا [[رفتار]] شما نشانه ای از [[شخصیت]] شماست و اگر مانند بیادب بیادبی کنید و مانند جاهل و [[نادان]] رفتار کنید چه تفاوتی میان [[عقل]] و [[جهل]] و خوب و بد است. پس بهترین [[مقابله به مثل]] آن است که اگر با بیادبی شما را به [[خشم]] آورده با [[ادب]] او را [[مجازات]] و [[کیفر]] دهید. | ||
[[ | [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در باره اهمیت و [[ارزش]] [[صبر]] در میان [[فضایل اخلاقی]] میفرماید: {{متن حدیث|أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَ الحِلمُ وَ لينُ الجانِبِ}}؛ شریفترین [[اخلاق]]، [[تواضع]]، [[بردباری]] و [[نرم خویی]] است<ref>غررالحکم، ج۲، ص۴۴۲، ح۳۲۲۳.</ref>. | ||
[[ | در اهمیت صبر به عنوان مهمترین عامل [[استعانت]] جویی در [[زندگی]] همین بس که [[خداوند]] آن را بر [[نماز]] مقدم داشته و گفته است که صبر چنان اهمیت و ارزشی در زندگی [[بشر]] دارد که با آن میتواند خود را برای بسیاری از مسائل سخت و دشوار آماده کند و با تاب آوری و [[بیتابی]] نکردن موفقیتهای بزرگ را برای خود رقم زند؛ چنان که اسوههای صبر از [[پیامبران]] این گونه عمل کرده و موفق شدند<ref>بقره، آیات ۴۲ و ۱۵۳ و آیات دیگر.</ref>. امیرمؤمنان علی{{ع}} [[پیروزی]] را در گرو [[حلم]] ورزی میداند و میفرماید: {{متن حدیث|مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ}}؛ هر کس در مقابل [[دشمن]] [[بردبار]] باشد بر او [[پیروز]] میشود<ref>کنزالفوائد، ص۱۴۷.</ref>. | ||
آن حضرت در جایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|لا يَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان}}؛ شخص صبور پیروزی را از دست نمیدهد و عاقبت به پیروزی میرسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد<ref>جهاد النفس، ح۲۵۱.</ref>. از نظر [[پیامبر]]{{صل}} کسی که صبر را با [[رضا]] و [[دعا]] جمع کرده باشد، خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را نصیب خود کرده است. آن حضرت{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ جَمَعَ اللّه لَهُ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ: اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَ الصَّبرُ عِندَ البَلاءِ وَ الدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ}}؛ کسی که سه خصلت در او باشد خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او فراهم میکند: [[خشنودی]] به مقدّرات، صبر در بلا و دعا در [[سختی]] و راحتی<ref>بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۶، ح۷۱.</ref>. | |||
آن حضرت{{ | |||
[[ | [[انسان]] میبایست در صبر به [[مقام]] و درجه حلم برسد؛ زیرا به طور طبیعی درجه عالیتر صبر تاثیر مثبت تری در زندگی شخص و دست یابی به [[کمالات]] دارد و او را از [[عصیان]] و [[طغیان]] به ویژه درونی باز میدارد؛ زیرا وقتی [[حلم]] در [[انسان]] باشد عقلانیت او [[مدیریت]] نفس را به عهده گرفته و دیگر جایی برای طغیان [[غضب]] و [[شهوت]] نخواهد بود، بلکه [[اجازه]] میدهد تا آن دو در جایگاه خود به [[دفاع]] و جذب بپردازند و [[مسئولیت]] خود را به طور طبیعی انجام دهند بیآنکه به [[حقوق]] دیگر اعضا تجاوزی صورت گیرد. از این روست که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} حلم را بسیار با اهمیت شمرده و آن را مهمترین عامل در مدیریت قوه غضب دانسته و میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ يُطفي نارَ الغَضَبِ وَ الحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ}}؛ [[بردباری]] [[آتش]] [[خشم]] را فرو مینشاند و تندی آن را شعله ورتر میکند<ref>غررالحکم، ج۲، ص۱۲۳، ح۲۰۶۳۲.</ref>. آن حضرت{{ع}} درجایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ}}؛ هر کس با زشتیِ سبکسری تو را [[خشمگین]] کرد تو با [[زیبایی]] بردباری او را به خشم آور<ref>غررالحکم، ج۵، ص۳۳۳، ح۸۶۲۰.</ref>. | ||
امیرمؤمنان علی{{ع}} در جایی دیگر نیز میفرماید: {{متن حدیث|خَيرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسيءَ اِلَيهِ اَحسَنَ}}؛ بهترین [[مردم]] کسی است که اگر او را به خشم آورند، بردباری نماید و چنانچه به او [[ظلم]] شود، ببخشاید و چون به او بدی شود، خوبی کند<ref>غررالحکم، ج۳، ص۴۳۰، ح ۵۰۰۰.</ref>. | |||
برهمین اساس [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَلاثَةٌ لا تُعرَفُ إِلاّ في ثَلاثِ مَواطِنَ: لا يُعرَفُ الحَليمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ}}؛ سه کساند که جز در سه جا شناخته نمیشوند: [[بردبار]] جز در هنگام خشم، [[شجاع]] جز در [[جنگ]] و [[برادر]] جز در هنگام [[نیازمندی]]<ref>بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۲۹، ح۹.</ref>. | |||
برهمین اساس [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَلاثَةٌ لا تُعرَفُ إِلاّ في ثَلاثِ مَواطِنَ: لا يُعرَفُ الحَليمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ}}؛ سه کساند که جز در سه جا شناخته نمیشوند: [[بردبار]] جز در هنگام خشم، [[شجاع]] جز در [[جنگ]] و [[برادر]] جز در هنگام [[نیازمندی]] | |||
==نشانههای تاب آوری و [[صبر]]== | [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره آثار اوج [[صبر]] یعنی حلم میفرماید: {{متن حدیث|فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَميلِ، وَ صُحبَةُ الابرارِ وَ رَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ وَ رَفعٌ مِن الخَساسَةِ وَ تَشَهِّي الخَيرِوَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِن مَعالِي الدَّرَجاتِ وَ العَفوُ وَ المَهَلُ وَ المَعروفُ وَ الصَّمتُ فَهذا ما يَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ}}؛ حاصل [[بردباری]]: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینی با نیکان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به [[نیکی]]، نزدیک شدن [[بردبار]] به درجات عالی، گذشت، [[آرامش]] و [[تأنی]]، [[احسان]] و [[خاموشی]]. اینها ثمره بردباری [[عاقل]] است<ref>تحف العقول، ص۱۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|اقسام صبر و آثار آن]].</ref> | ||
== نشانههای تاب آوری و [[صبر]] == | |||
از آن جایی که صبر از امور [[باطنی]] است تنها راه فهمیدن داشتن این فضلیت و یا [[میزان]] آن در شخص میبایست به نشانههای آن اشاره کرد؛ زیرا هر امر درونی و باطنی دارای آثاری است که میتوان از راه آنها وجود و عدم وجود یا میزان آن را دریافت و دانست. | از آن جایی که صبر از امور [[باطنی]] است تنها راه فهمیدن داشتن این فضلیت و یا [[میزان]] آن در شخص میبایست به نشانههای آن اشاره کرد؛ زیرا هر امر درونی و باطنی دارای آثاری است که میتوان از راه آنها وجود و عدم وجود یا میزان آن را دریافت و دانست. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} نیز با اشاره به فضلیت [[حلم]] یعنی اوج صبر و کمال آن و این که حلم چراغ [[الهی]] است به نشانههای [[انسان]] [[حلیم]] اشاره کرده و میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ سِراجُ اللّه … وَالحِلمُ يَدورُ عَلي خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَي الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذي بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ…}}؛ بردباری چراغ خداست… پنج چیز است که بردباری میطلبد: شخص عزیز باشد و [[خوار]] شود، [[راستگو]] باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق [[دعوت]] کند و سبکش بشمارند، بیگناه باشد و [[اذیت]] شود، [[حقطلبی]] کند و با او [[مخالفت]] کنند. اگر در هر پنج مورد، به [[حق]] [[رفتار]] کنی، [[بردبار]] | [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره نشانههای [[صابر]] میفرماید: {{متن حدیث|عَلامَةُ الصّابِرِ في ثَلاثٍ: أوَّلُها أن لا يَكسِلَ، وَالثّانيَةُ أن لا يَضجَرَ، وَالثّالِثَةُ أن لا يَشكُوَ مِن رَبِّهِ تَعالي؛ لأِنَّهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَيَّعَ الحَقَّ، وَ إذا ضَجِرَ لَم يُؤَدِّ الشُّكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَد عَصاهُ}}؛ صبور سه نشانه دارد: اول آنکه [[سستی]] نمیکند، دوم آنکه افسرده و دلتنگ نمیشود و سوم آنکه از [[پروردگار]] خود شِکوه نمیکند؛ زیرا اگر سستی کند، [[حق]] را ضایع کرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد [[شکر]] نمیگذارد و اگر از پروردگارش [[شکوه]] کند او را [[معصیت]] کرده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۴۹۸، ح۱.</ref>. | ||
[[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيسَ بِحَليمٍ مَن لَم يُعاشِر بِالمَعرُوفَ مَن لا بُدَّ لَهُ مِن مُعاشَرَتِهِ حَتّي يَجعَلَ اللّه مِن ذلِكَ مَخرَجا}}؛ بردبار نیست آنکه با کسی که چاره ای جز [[معاشرت]] با او ندارد به [[نیکی]] معاشرت نکند تا این که [[خداوند]] برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد | |||
[[امام صادق]]{{ع}} نیز با اشاره به فضلیت [[حلم]] یعنی اوج صبر و کمال آن و این که حلم چراغ [[الهی]] است به نشانههای [[انسان]] [[حلیم]] اشاره کرده و میفرماید: {{متن حدیث|اَلحِلمُ سِراجُ اللّه … وَالحِلمُ يَدورُ عَلي خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَي الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذي بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ…}}؛ بردباری چراغ خداست… پنج چیز است که بردباری میطلبد: شخص عزیز باشد و [[خوار]] شود، [[راستگو]] باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق [[دعوت]] کند و سبکش بشمارند، بیگناه باشد و [[اذیت]] شود، [[حقطلبی]] کند و با او [[مخالفت]] کنند. اگر در هر پنج مورد، به [[حق]] [[رفتار]] کنی، [[بردبار]] هستی...<ref>بحارالأنوار، ج۷۱، ص۴۲۲، ح۶۱.</ref>. | |||
[[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيسَ بِحَليمٍ مَن لَم يُعاشِر بِالمَعرُوفَ مَن لا بُدَّ لَهُ مِن مُعاشَرَتِهِ حَتّي يَجعَلَ اللّه مِن ذلِكَ مَخرَجا}}؛ بردبار نیست آنکه با کسی که چاره ای جز [[معاشرت]] با او ندارد به [[نیکی]] معاشرت نکند تا این که [[خداوند]] برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد<ref>کنزالعمال، ج۳، ص۱۳۰، ح۵۸۱۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|اقسام صبر و آثار آن]].</ref> | |||
== تحمل [[مصیبت]] و [[صبر]] بر آن == | |||
چنان که گذشت، یکی از سه قسم اصلی در صبر، صبر در مصیبت و [[بلایا]] است. اما برخی [[گمان]] میکنند که خداوند مصیبت را بیش از اندازه توان و تحمل شخص میفرستاد، در حالی که این گونه نیست بلکه مصیبت بر اشخاص به [[میزان]] تحمل آنان وارد میشود و نمیتوان مدعی شد که کسی بیش از توانش گرفتار مصیبت شده و یا میشود. | |||
پس اگر افراد مصیبت زنده [[بیتابی]] و فزع نکنند و تاب آورند میتوانند به سادگی از هر درجه و اندازه مصیبت بگذرند و موفق و سربلند از [[آزمونهای الهی]] بیرون آمده و با صبر خویش آثار و [[برکات]] آن را در [[زندگی]] [[احساس]] کرده و به آن برسد. رسول اکرم{{صل}} درباره میزان و سطح مصیبتی که بر افراد وارد شده میفرماید: {{متن حدیث|إنَّ المَعونَةَ تَاتي مِنَ اللّه عَلي قَدرِ المَؤونَةِ وَإنَّ الصَّبرَ ياَتي مِنَ اللّه عَلي قَدرِ المُصيبَةِ}}؛ به [[راستی]] که کمک از جانب خداوند به اندازه [[هزینه]] میرسد و صبر از جانب خداوند به اندازه گرفتاری میآید<ref>کنزالعمال، ج۶، ص۳۴۷، ح۱۵۹۹۳.</ref>. | |||
از آن جایی که [[سنت الهی]] بر انواع و اقسام [[مصیبتها]] و آزمونها و [[تکالیف]] است و [[انسانی]] در [[زندگی دنیوی]] لحظه ای از این امور خالی نیست<ref>عنکبوت، آیه ۲ و آیات دیگر.</ref>، باید خود را به انواع و اقسام صبر مهجز کرده و هماره آماده باشد و از صبر برای عبور از آنها بهره مند شود. بنابراین [[بیتابی]] کردن نه تنها سودی ندارد بلکه عبور از [[مشکلات]] را سختتر کرده و شخص تنها به خودش آسیب میرساند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأجُورٌ، و إن جَزِعتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأزورٌ}}؛ اگر [[صبر]] کنی [[مقدرات الهی]] بر تو جاری میشود و [[اجر]] خواهی بُرد و اگر بیتابی کنی باز هم [[مقدرات]] [[خداوند]] بر تو جاری میشود و [[گناهکار]] خواهی بود<ref>جامع الأخبار، ص۳۱۶، ح۸۸۲.</ref>. | |||
امیرمؤمنان علی{{ع}} در جایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ العَبدَ لَيَحرُمُ نَفسَهُ الرِّزقَ الحَلالَ بِتَركِ الصَّبرِ، وَ لا يُزادُ عَلي ما قُدِّرَ لَهُ}}؛ [[بنده]] به سبب بیصبری، خودش را از روزی حلال [[محروم]] میکند و بیشتر از روزی مقدّر هم نصیبش نمیشود<ref>شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۶۰.</ref>. وی همچنین میفرماید: {{متن حدیث|مَن لَم يُنجهِ الصَّبرُ أهلَكَهُ الجَزَعُ}}؛ کسی که صبر وی را [[نجات]] نبخشد، [[جزع]] و بیتابی وی را از پای در میآورد<ref>جهادالنفس، ح۲۵۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|اقسام صبر و آثار آن]].</ref> | |||
== خصوصیات صبر == | |||
=== [[دین]] در گرو صبر === | |||
دین و اخلاق و [[عقل]] با هم رابطه و پیوند تنگاتنگی دارند به طوری که از هم جدا نمیشوند، از همین رو، با دستور و [[فرمان الهی]] چنان که در [[روایت]] عقل و [[جهل]] در [[اصول کافی]] است، آن سه با هم هستند. صبر به عنوان فرمانده عملیاتی عقل عمل میکند، پس باید گفت که اگر صبر نباشد، [[دین داری]] معنا و مفهومی ندارد؛ همان طوری که صبر نیز با عقلانیت و حسن الیقین نسبت به [[خداوند]] معنا مییابد و بدون دین معنا ومفهومی نمییابد. | |||
اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَيُّهَا النّاسُ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّهُ لاديِنَ لِمَن لا صَبْرَلَهُ}}؛ [[مردم]]! بر شما باد صبر و شکیبائی، چون کسی که صــبر نداشـته باشد، دین نخواهـد داشت<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== راه دشوار [[بهشت]] و [[یاری]] صبر === | |||
از آن جایی که سعادت اخروی [[انسان]] در [[دنیا]] تضمین میشود و راه بهشت از [[دوزخ]] طبیعت دنیا و [[ابتلائات]] و آزمونها و مصیبتهای آن میگذرد، کسی که بتواند در [[مشکلات]] صبر کند، میتواند [[امید]] داشته باشد که به بهشت در میآید. خداوند در [[آیات]] [[سوره عصر]] بیان کرده است که عصر دنیا همانند فشار آخر و نهایی است که به انسان وارد میشود و هر کسی گرفتار [[خسران]] و [[زیان]] است مگر آنکه به [[سلامت]] از این گذرگاه دوزخی طبیعت دنیا بگذرد و به سر [[منزل]] مقصود و مقصد برسد. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} درباره ویژگیهای مسیر بهشت به نقش کلیدی و ارزشی صبر اشاره کرده و فرموده است: {{متن حدیث|اَلْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَي الْمَكارِهِ فِي الدُّنْيا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهواتِ، فَمَنْ اَعْطي نَفْسَهُ لَذَّتَها وَ شَهْوَتَها دَخَلَ النّـارَ}}؛ [[بهشت]] آمیخته به سختیها و [[صبر]] و بُردباری است، پس هر کس در [[دنیا]] بر [[سختیها]] [[شکیبا]] و صبور باشد، وارد بهشت میشود و [[جهنّم]] آمیخته به [[شهوات]] و خوشگذرانیهاست. پس هر کس [[خواستهها]] و شهوات نفس خود را تأمین کند، وارد [[آتش]] میشود<ref>اصول کافی، ج ۲، ص۷۳، ح ۷، مکتبة الاسلامیة، تهران ۱۳۸۸ شمسی.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== صبر، نیکوترین [[جامه]] [[ایمان]] === | |||
[[ارزش]] و جایگاه صبر هم در بُعد سخت افزاری و هم نرم افزاری مورد توجه [[روایات]] است. صبر همان طوری که بنیاد ایمان و پایهها و ستونهای آن را شکل میدهد و از نظر سخت افزاری بسیار مهم و اساسی است، هم از جهت نرم افزاری و زیباشناختی بسیار مهم و اساسی است؛ از این روست که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تبیین جنبههای زیباشناختی صبر در حوزه ایمان و [[اخلاق]] [[انسانی]] میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَحْسَنُ حُلَلِ الاِيْمانِ وَاَشْرَفٌ خـَلائِقِ الاِنْسـانِ}}؛ صبر، بهترین جامههای ایمان و از [[برترین]] ویژگیهای اخلاقی [[انسان]] است<ref>غرر الحکم، ج ۲، ش ۱۸۹۳.</ref>. | |||
پس صبر موجب میشود انسان هم در برابر فشارها قوت و [[قدرت]] بیابد و [[باطن]] خود را محکم و [[استوار]] سازد و هم ظاهر خویش را [[زیبا]] نماید<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== صبر، [[گنج]] بهشتی === | |||
صبر همانند گنجی از [[بهشت]] است که بهشت را برای شخص به ارمغان میآورد؛ زیرا خاستگاه و ریشه صبر، حسن الیقین نسبت به [[خدا]] و فرمانده عملیاتی [[لشکر]] [[عقل]] است. کسی که تحت چنین صبری [[رفتار]] میکند، بیگمان به گنجی دست یافته که بهشت برآیند آن است. [[پیامبر خدا]]{{صل}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ كَنْزٌ مِنْ كُنُوزِ الْجَّنَّةِ}}؛ صبر و شکیبائی گنجی از گنجهای بهشت است<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== صبر، صفت [[انبیاء]] === | |||
از آنجایی که صبر از نظر [[آموزههای وحیانی]] [[اسلامی]] که از [[آدم]]{{ع}} تا خاتم{{صل}} ادامه دارد، از چنین ارزش و جایگاهی برخوردار است، بیگمان در همه [[اولیای الهی]] از جمله [[پیامبران]]{{ع}} تحقق دارد و آنان متصف به چنین صفتی هستند؛ زیرا از [[مکارم اخلاقی]] و محاسن آن و از جنود و [[لشکریان]] [[عقل]] است و [[فرماندهی]] آن است. هم [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] از [[فضایل اخلاقی]] برخوردارند. بنابراین، فضلیت [[صبر]] نیز در آنان [[قوی]] است. بر همین [[حلم]] و [[بردباری]] که اوج درجات و مراتب صبر را نیز دارند. | |||
[[امام علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|اِنَّ الصَّبْرَ وَحُسْنَ الْخُلْقِ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِيآءِ}}؛ صبر و شکیبائی و [[اخلاق نیکو]] و حلم و بُردباری از اخلاق پیامبران است<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== صبر، بهترین [[عبادت]] === | |||
از آنجایی که صبر فرمانده عملیاتی لشکریان عقل است، بهترین عبادتی که [[انسان]] میتواند انجام دهد، بهرهمندی از صبر در [[زندگی]] است؛ زیرا با صبر میتواند همه [[اعمال عبادی]] را به درستی انجام دهد. از این روست که [[خداوند]] [[استعانت]] به صبر را در کنار [[نماز]] قرار میدهد؛ زیرا با [[صبر]] میتوان اعمالی [[عبادی]] چون [[نماز]] را به خوبی و [[نیکی]] به جا آورد<ref>سوره بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.</ref>. | |||
امیرالمؤمنین {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَفْضَلُ الْعِبادَةِ الصَّبْرُ وَالصَّمْتُ وَاِنْتِظارُ الْفَرَجِ}}؛ [[برترین]] [[پرستش خدا]] صبر و [[شکیبایی]]، [[سکوت]] و انتظارفرج است<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== صبر، محبوبترین جرعه تلخی ها === | |||
اگر در کام [[آدمی]] برخی از نوشیدنیها تلخ است، بیگمان نمیتوان از تلخی [[مصیبتها]] و [[مشکلات]] تلختر یافت؛ اما اگر این مصیبتها و مشکلات با صبر جرعه جرعه نوشیده و خورده شود، میتوان گفت که محبوبترین جرعهای است که [[انسان]] مینوشد و میخورد: [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|ما مِنْ جُرْعَةٍ اَحَبُّ اِلَي اللّه ِ مِنْ جُرْعَةِ غَيْظٍ كَظَمَها رَجُلٌ، اَوْ جُرْعَةِ صَبْرٍ عَلي مُصيبَةٍ}}؛ هیچ جرعه ای از جُرعه خشمی که مردی فرو برد، یا جرعه صبری که بر مصیبتی نوشیده شود، پیش [[خدا]] محبوبتر نیست<ref>نهج الفصاحه، ۲۵۶۴.</ref>. | |||
پس کسی که [[مصیبت]] را جرعه جرعه مینوشد و [[اجازه]] ندهد چیزی او را به [[خشم]] و [[رفتاری]] نامعقول بکشاند، در [[حقیقت]] با پذیرش و نوشیدن کم کم نوشیدنی تلخ [[مصیبت]]، به محبوبیتی میرسد که جز از این راه به دست نمیآید<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== صبر بازتاب [[رضایت]] از [[خدا]] === | |||
صبر نتیجهای از [[رضایت الهی]] است. به این معنا که شخص وقتی از خداوند رضایت دارد، بر هر چیزی که از او میرسد رضایت میدهد. اما کسی که رضایت به [[حکمت الهی]] و [[مصلحت]] خود ندارد، به طور طبیعی بیصبری میکند و با [[کارها]] و رفتارهای نادرست تمام [[اعمال نیک]] خویش را تباه میسازد و اجرش را نابود میکند. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ صَبَرَ وَ اسْتـَرْجَعَ وَ حـَمِدَ اللّه َ عِنْدَ الْمُصيـبَةِ فَقَدْ رَضِيَ بِما صَنَعَ اللّه ُ، وَ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَي اللّه ِ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذلِكَ جَري عَلَيْهِ الْقَضآءُ وَ هُوَ ذَميمٌ وَ اَحْبَطَ اللّه ُ اَجْـرَهُ}}؛ کسی که صبر کند، و کلمه [[استرجاع]]، یعنی {{متن قرآن|اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ}} بگوید و هنگام گرفتاری خدا را [[ستایش]] کند، پس او از کار خدا [[خشنود]] است و اجرش با خداست و کسی که این چنین نکند، [[سرنوشت]] او [[تغییر]] نمیکند و مذمّت میشود و [[پاداش]] او هم از بین میرود<ref>بحارالانوار،ج ۷۱، ص۹۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
== آثار صبر == | |||
=== نیمی از [[ایمان]] === | |||
از آن جایی که میان ایمان و صبر ارتباط و پیوستگی است، در [[روایات]] این [[میزان]] پیوستگی به عناوین گوناگون بیان شده است. از جمله [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|اَلاْيْمانُ نِصْفانِ، نِصْفٌ فِي الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِي الشُّكْرِ}}؛ ایمان دو نیمه دارد، نیمی از آن در صبر است، و نیمی از آن در [[شکر]] نهفته است<ref>نهج الفصاحه، ش ۱۰۷۰.</ref>. | |||
پس از نظر [[پیامبر]]{{صل}} اگر بخواهیم جایگاه و [[ارزش]] و اهمیت [[صبر]] را در [[زندگی]] [[مؤمن]] و بلکه [[ایمان]] وی ارزیابی کنیم باید بگوییم که نیمی از ایمان در صبر شخص تجلی و خودنمایی میکند؛ زیرا این صبر است که با قرار گرفتن در بالا و [[برتر]] همه [[کارها]] و در جایگاه [[فرماندهی]] عملیاتی، [[لشکر]] [[عقل]] را [[هدایت]] میکند و در پشت دژی [[استوار]] [[اجازه]] نمیدهد تا [[لشکریان]] [[جهالت]] و [[سفاهت]] پیشروی داشته باشند و ایمان شخص را از میان بردارند و [[دین]] و ایمانش را نابود سازند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== حامی ایمان و معیار کارها === | |||
در تبیین جایگاه صبر در زندگی انسان، حضرت امام علی{{ع}} نیز فرموده است: {{متن حدیث|اِلْزَمـُوا الصَّبْرَ فَاِنَّهُ دِعامَةُ الاِيْمانِ وَمِلاكُ الاُمُورِ}}؛ همیشه همراه صبر و شکیبائی باشید که آن ستون ایمان و قوام کارهاست<ref>غرر الحکم، ج ۲، ش ۲۵۴۲.</ref>. | |||
از نظر آن حضرت{{ع}} آنچه حامی ایمان است و [[ایمان]] [[انسان]] را پشتیبانی و حمایت میکند تا [[استوار]] بماند، [[صبر]] است. در [[حقیقت]] وقتی انسان با [[علم]] و عمل ایمان خویش را میسازد و استوار میسازد، این ایمان نیازمند پشتیبانی دائمی است تا استوار بماند، صبر به سبب آنکه [[فرماندهی]] جنود عقل را به عهده دارد، میتواند در این امر کند و ایمان [[آدمی]] را هماره با سربازان و لشکریانش حمایت و پشتیبانی کند. | |||
همچنین اگر بخواهیم امور اجتماعی و غیر [[اجتماعی]] خود را سامان دهیم و در [[رفتار]] و [[کردار]] خودمان به سامان باشیم، باید ملاک و معیاری داشته باشیم تا بدانیم تا چه اندازه این دیواری که میسازیم راست است؟ برای سنجش [[راستی]] کردار و امور [[زندگی]] نیازمند معیار و ملاکی هستیم که صبر بهترین ملاک خواهد بود؛ زیرا کسی که صبور است، هرگز کاری نمیکند که خلاف [[عقل]] باشد و موجبات [[پشیمانی]] شود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== [[دشمن]] سختیها === | |||
در [[آیات]] و [[روایات]] برای صبر کارکردها و آثاری بیان شده که از جمله آنها [[یاری]] و معاونت [[خداوند]]<ref>انفال، آیه ۴۶؛ بقره، آیه ۴۵.</ref> و مانند آن است. [[امام علی]]{{ع}} در بیان یکی دیگر از آثار و کارکردهای صبر فرموده است: {{متن حدیث|اَقوی عَدُوِّ الشَّدآئِدِ الصَّبْرُ}}؛ قویترین دشمن سختیها صبر و [[شکیبایی]] در برابر آنهاست<ref>غرر الحکم، ج ۲، ش ۲۹۰۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== دژِ استوار === | |||
[[امیرمؤمنان]] امام علی{{ع}} درباره جایگاه و اهمیت صبر همچنین میفرماید: {{متن حدیث|عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّهُ حِصْنٌ حَصينٌ وَ عِبادَةُ الْمُؤقِنينَ}}؛ بر تو باد به صبر که صبر دژی [[استوار]] است و عبادت اهل یقین به شمار میرود<ref>غرر الحکم، ج ۴، ش ۶۱۳۴.</ref>. | |||
اینکه امام علی{{ع}} صبر را دژ بسیار استوار و محکم تعبیر میکند، برای آن است که در این دژ صبر همه لشکریان عقل صف بسته و آماده [[کارزار]] است و جنود و لشکریان سفاهت و بیخردی پشت این دژ استوار هستند. همچنین آن حضرت{{ع}} بیان میکند که صبر جزو عبادتهای [[اهل یقین]] است. این سخن ایشان ناظر به همان عبارتی است که اصل صبر و ریشه و خاستگاه آن را [[یقین]] دانسته است. پس [[اهل یقین]]، اهل صبر هستند و [[عبادت]] آنان این گونه رنگ [[عقلانی]] میگیرد و از هیجانات [[عاطفی]] و احساسی زودگذر و بیمعنا دور است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== [[سلاح]] [[مؤمن]] === | |||
از آن جایی که صبر، فرمانده عملیاتی [[لشکر]] [[عقل]] است، بهترین سلاح در برابر [[دشمن]] غدار و [[وسوسه]]گر و [[حیله]]گر [[سفاهت]] و بیخردی است. [[اهل]] [[ایمان]] به سبب حسن الیقین به [[خداوند]] خود را در پناه دژ [[استوار]] صبر قرار داده و با سلاحی چون صبر میتواند در این دژ استوار از ایمان خود [[دفاع]] نماید و [[اجازه]] ندهد تا دشمن و لشکر [[جهل]] به او بتازد و بر او چیره شود. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|نِعْمَ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ الصَّبْرُ وَ الدُّعآءُ}}؛ چه [[نیکو]] سلاحی است صبر و [[دعا]] برای مؤمن<ref>نهج الفصاحه، ۳۱۲۸.</ref>. پس همان طوری که [[دعا]] موجب میشود تا [[بلایا]] دفع شود و بدایی حاصل آید، همچنین با سلاح صبر میتوان بلایا را دفع کرد و در برابر لشکر [[جهالت]] و سفاهت ایستاد و [[پیروز]] میدان شد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== صبر کفیل [[پیروزی]] === | |||
از قدیم گفتهاند: صبر و ظفر هردو [[دوستان]] قدیمند/ بر اثر صبر نوبت [[ظفر]] آید. کسی که صبر به معنای [[شکیبایی]] و [[استقامت]] را دارا باشد، در برابر حملات [[دشمن]] غدار و [[کینهتوز]] [[عقل]] و عقلانیت، هرگز به دامن [[لشکریان]] [[کفر]] و [[شرک]] و [[جهالت]] و فرمانده عملیاتی آن یعنی [[جزع]] و بیتابی نمیافتد؛ زیرا [[ملت]] و [[جامعه]]ای که در برابر فشار [[مشکلات]] صبر و تاب نمیآورند و به دژ [[استوار]] صبر و فرماندهی آن نمیروند، باید همه چیز خود را از دست بدهند و داشتههایشان را [[تسلیم]] [[لشکر]] جهالت کنند و از [[ایمان]] و دین و اخلاق و عقلانیت دست بکشند. | |||
[[خداوند]] [[سنت]] و [[قانون الهی]] خویش را بر این قرار داده که [[سایه]] صبر [[عقلانی]] است که میتوان در هر امری [[پیروز]] شد و لشکر [[جهل]] را [[شکست]] داد. در [[حقیقت]] صبر به عنوان کفیل پیروزی وارد میدان میشود و اگر کسی تحت فرماندهی آن قرار گیرد پیروزیاش تضمین است. [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ کَفِیلٌ بِالظَّفَرِ}}؛ صبر ضامن پیروزی است<ref>غرر الحکم، ج ۱، ش ۷۶۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== پیروزی عاقبت صبوری === | |||
چنان که گفته شد پیروزی نتیجه صبوری است و این پیروزی در هر حال تحقق مییابد. امام علی{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|لايَعْدِمُ الصَّـبُورُ الظَّـفَرَ وَ اِنْ طـالَ بـِهِ الزَّمـانُ}}؛ [[انسان]] صبور و شکیبا پیروزی را از دست نمیدهد، اگر چه [[زمان]] آن طولانی شود<ref>میزان الحکمة، ج ۵، ش۱۰۰۷۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== صبر سپر از فاقه و شکست === | |||
کسی که روحیه و خصلت و صفت صبر را داراست، در پناه سپری قرار گرفته که او را از شکست در عرصههای [[زندگی]] به ویژه [[اقتصادی]] [[حفظ]] میکند؛ زیرا [[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ الْفاقَةِ}}؛ صــبر و بردباری سپری در برابر [[فقر]] است. | |||
البته گفتنی است که «فاقه» که به معنای فوق و بالای هر چیزی است، درست نیست؛ زیرا فوق به هر بالایی گفته نمیشود؛ زیرا این واژه در اصل لغت به معنای تیری است که بالایش شکسته باشد، از همین رو این واژه درباره کسی که در حالت [[احتضار]] و رو به [[موت]] و [[مرگ]] است، نیز به کار میرود؛ زیرا محتضر همانند تیری است که بالای [[عمر]] شکسته و دیگر کاربردی ندارد. بر اساس همین است که درباره انتظارات و توقعات بیجا و غیر منتظره نیز به کار میرود. | |||
اینکه این واژه در [[پیروزی]] و چیرگی و سلطه نیز به کار میرود، از آن جهت است که یک طرف از دو جبهه سرش شکسته و تیری سرش شکسته است به طوری که دیگر توان [[مقاومت]] ندارد. بر اساس همین مبنا کسی که بر دیگری سوار شده و او را سر شکسته کرده فائق میگویند حال چه در فضل باشد یا هر چیزی دیگر. پس اگر [[خداوند]] میفرماید: هو القاهر فوق عباده؛ او چیره بالای سر [[بندگان]] است؛ یعنی همه در برابر او سرشکسته و [[شکست]] خورده هستند<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ * وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ}} «و اوست که بر بندگان خویش چیره است و او فرزانه آگاه است * و او بر بندگان خویش چیره است و بر شما نگهبانانی میفرستد تا چون مرگ هر یک از شما در رسد فرشتگان ما جان او را بستانند و آنان کوتاهی نمیورزند» سوره انعام، آیه ۱۸ و ۶۱.</ref>. | |||
اینکه واژه «فاقه» به شخصی که گرفتار فقر شده به کار میرود، از آن روست که نداری بر او سوار شده و او را مانند تیر سرشکسته و مرد محتضر [[ناتوان]] و بیخاصیت کرده است<ref>نگاه کنید: فرهنگهای عربی، ذیل واژه «فاقه».</ref>. | |||
پس اگر کسی سپر [[صبر]] را در دست داده باشد، هم [[پیروز]] میدان نبردهای نظامی و [[اقتصادی]] و مانند آنها خود بود و هم خود را از [[برتری]] و فوقیت [[دشمن]] عقلانیت یعنی [[جهالت]] [[حفظ]] کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== صبر مقدّمه محبوبهای [[الهی]] === | |||
هر کسی [[دوست]] دارد محبوب خداوند شود. دست یابی به محبوبیت به معنای دست یابی به [[رستگاری]] است. انسان [[مؤمن]] تلاش میکند تا محبوب خداوند شود. برای دستیابی به این مهم راههایی است که مهمترین آنها رها کردن [[خواهشهای نفسانی]] برای کسب [[رضایت خداوند]] است. به این معنا که هر چه [[محرم]] و [[مکروه]] و منکر است رها کند و به هر چه [[واجب]] و [[مستحب]] و معروف است بیاویزد. این گونه است که محبوب خداوند میشود و [[خداوند]] نیز هر آن چه را [[دوست]] میداری به [[انسان]] [[صابر]] میدهد. [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|اِنَّكَ لَنْ تُدْرِكَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبِّكَ اِلاّ بِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهي}}؛ تو به آنچه که دوست داری از پروردگارت بتو برسد دست نمییابی، مگر اینکه در مقابل [[خواستههای نفسانی]] [[مقاومت]] کنی<ref>غرر الحکم، ج ۳، ش ۳۷۹۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
=== [[صبر]]، مایه [[عزّت]] === | |||
[[ابوحمزه]] ثُمالی از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: {{متن حدیث|سَمِعْتُهُ يَقُولُ: مَنْ صَبَرَ عَلي مُصيبَةٍ زادَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ عِزّاً عَلي عِزِّهِ وَ اَدْخَلَهُ جَنَّتَهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ}}؛ کسی که در مقابل [[مصیبت]] شکیبائی ورزد، [[خداوند عزّ و جلّ]] بر عزّت او میافزاید و او را با [[حضرت محمد]]{{صل}} و خاندانش وارد [[بهشت]] میکند<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۴''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|'''اقسام صبر و آثار آن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اقسام صبر و آثار آن (مقاله)|'''اقسام صبر و آثار آن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|'''صبر و شکیبایی در اسلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۷
روایات صبر
- امام صادق(ع) فرمودند: "صبر نسبت به ایمان، مانند سَر نسبت به بدن است. بنابراین همانگونه که چون سَر نباشد بدن نیز از بین خواهد رفت، چون صبر نباشد ایمان از بین خواهد رفت"[۱].
- امام باقر(ع) فرمودند: "بهشت در میان ناخواستنیها و صبر بر آنها قرار دارد، از این رو هرکس بر سختیهای دنیا صبر ورزد داخل بهشت میشود؛ و در مقابل جهنّم در میان لذّتها و شهوات قرار دارد، از اینرو هرکس به خودْ لذّات دنیا و شهوات آن را بدهد داخل در جهنّم خواهد شد"[۲].
- امام صادق(ع) فرمودند: "چون مؤمن داخل قبرش میشود، نماز در طرف راست او و زکات در طرف چپ او قرار میگیرند، و نیکیهایش از فراز سر بر او سایه میافکند، و صبر او در گوشهای به انتظار میایستد. چون آن دو فرشتهای که برای سؤال و جواب بر او وارد میشوند میآیند، صبر به نماز و زکات و نیکیهای او میگوید: مراقب این رفیقتان باشید، و اگر در جایی از حمایت از او ناتوان شدید، من حمایت از او را به عهده میگیرم"[۳].
- "امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "صبر بر دو نوع است: صبر به هنگام مصیبت و تلخی که صبری خوب و زیبا است، و بهتر از این، صبر به هنگام پیش آمدن محرّمات الهی است. یاد خدا نیز بر دو نوع است: یاد خدا به هنگام مصیبتها، و برتر از آن، یاد خدا به هنگام پیش آمدن آنچه حرام است، که این یاد مانع از انجام کار حرام میشود"[۴].
- امام باقر(ع) فرمودند: "چون درگذشت پدرم امام سجاد(ع) نزدیک شد، مرا به سینه خود فشرد و فرمود: ای فرزند عزیزم! تو را به آنچه پدرم به هنگامی که وفاتش رسید به من سفارش کرد، و فرمود که پدرش او را به آن سفارش کرده سفارش میکنم، آن این است که بر حق صبر کن هرچند این صبر تلخ باشد"[۵].
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "صبر بر سه گونه است: صبر به هنگام مصیبت، صبر بر اطاعت خدا، و صبر از معصیت خدا. هرکس بر مصیبتی صبر کند تا آنجا که به واسطه نیکویی عزاداریش آن مصیبت را از سر بگذراند، خداوند برای او سیصد درجه نویسد که فاصله میان هر یک از دو درجه همانند فاصله میان آسمان و زمین باشد؛ و هر کس بر اطاعت از خدا صبر ورزد خداوند برای او ششصد درجه نویسد، که فاصله میان هر دو درجه مانند فاصله میان اعماق زمین تا عرش باشد؛ و هرکس بر گناه صبر کند خداوند برای او نهصد درجه نویسد، که فاصله میان هردو درجه مانند فاصله میان اعماق زمین تا آخر عرش باشد"[۶].
- امام صادق(ع) میفرمایند: "خداوند - عزَّوجلّ! - بر قومی نعمتهایی بخشید امّا آنان شکر آن نعمتها را به جای نیاوردند، از اینرو آن نعمتها مایة وبال آنان شد. نیز قومی را به مصائب و مشکلاتی مبتلا ساخت امّا آنان بر آن مشکلات صبر ورزیدند، از اینرو آن مشکلات برای آنان به نعمت تبدیل شد"[۷].
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "خداوند متعال میفرماید: من دنیا را در میان بندگانم به قرض وانهادم، حال هرکس به خود من از این دنیا قرض دهد، در مقابل هر یک قرض ده تا هفتصد برابر پس میدهم، و هرکس به من قرض ندهد از او به زور میگیرم، حال اگر بر آن صبر کرد سه صفت به او میبخشم که اگر یکی از آن را به فرشتگانم میدادم به آن راضی میشدند. در اینجا امام صادق(ع) این آیه شریفه را خواندند: ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ...﴾[۸]صلوات - این یکی از آن سه صفت است - و رحمت پروردگارشان بر آنان باد- این دوّمین صفت آنان است- که ﴿وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۹] - این سوّمین صفت آنان است. سپس امام صادق(ع) اضافه کردند: این برای کسی است که خداوند به زور از او چیزی بستاند"[۱۰].
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "آن کس که بلاء الهی را بشناسد بر آن صبر میورزد، و آن کس که آن را نشناسد ناپسندش میخواند"[۱۱].
- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "علامت انسان صبرپیشه سه چیز است: نخست آنکه کسل نشود، و دوّم آنکه بیتاب نشود، و سوّم آنکه از پروردگارش شکایت نکند؛ چراکه چون او کسل و سست شود حق را ضایع میکند، و چون بیتاب شود حق شکر را به جای نمیآورد، و چون از پروردگارش شکایت کند در حقیقت او را عصیان کرده است [۱۲].
- پیامبر اکرم(ص) از جبرائیل(ع) پرسیدند: "صبر چیست؟ گفت: آنکه همانگونه که در راحتی صبر میکنی در سختی نیز صبر پیشه کنی، و همانگونه که در ثروتمندی صبر میکنی در فقر نیز صبر پیشه کنی، و همانگونه که در عافیت و سلامتی صبر میکنی در بلاء نیز صبر پیشه کنی؛ بنابراین شکایت حال مصیبتآمیز خود را به نزد مخلوقات خدا نبری"[۱۳].
- امام صادق(ع) فرمودند: "چه بسیار که چند لحظه صبر کردن شادمانی طولانیای به دنبال داشته، و چه بسیار که چند لحظه لذّت ناراحتی طولانیای به دنبال داشته"[۱۴].
- جابر گوید: به امام باقر(ع) گفتم: خدایت رحمت کند! صبر جمیل چیست؟ فرمودند: "صبر جمیل صبری است که در آن از حال خود شکایت به مردم نبرند"[۱۵].
- امام صادق(ع) فرمودند: "ما صبر پیشهایم و شیعیان ما از ما پرصبرتر و بردبارترند. گفتم: فدایت شوم! چگونه شیعیان شما از شما صبورتر میباشند؟ آن حضرت فرمودند: این از آن رو است که ما بر آنچه میدانیم صبر میکنیم، در حالی که شیعیان ما بر آنچه نمیدانند صبر میکنند"[۱۶].
- امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "انسان تا سه صفت در او پدید نیاید حقیقت ایمان را نمیچشد: دقّت در دین، صبر بر مشکلات، و تدبیر درست در امر معاش" [۱۷].
- امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "سه چیز است که به واسطه آنها انسان مسلمان کامل میشود: تدبّر و توجّه در دین، تدبیر در امر معیشت، و صبر در مشکلات"[۱۸].
- امیرمؤمنان(ع) در سفارشات خود به فرزندشان محمّد بن حنفیّه فرمودند: "برحذر باش از خودبزرگبینی و بدخُلقی و کمصبری، چه با این سه صفت هیچ دوستی برای تو نمیماند، و مادام که این سه صفت در تو باقی باشد از مردمان به دور خواهی بود"[۱۹].[۲۰]
اقسام صبر مثبت و منفی
صبر به معنای تاب آوری و شکیبایی در مقابل جزع و بیتابی آمده است[۲۱]. کسی که بتواند در برابر فشارها، مصیبتها، تکالیف شرعی و قانونی، فشار و اجبار معصیت و گناه خود را نگه دارد و سخت و مقاوم چون سنگ سخت باشد، انسان صابر و باتابی است. بسیاری از مردم در برابر فشارهایی که از سوی تکالیف، بکن و نکنهای قانونی و شرعی، مصیبتها و بلایای بر آنان وارد میشود بیتابی میکنند و تاب تحمل خود را از دست میدهند. اما اگر بتوانند تاب آورند در این صورت نشان میدهند که از عقل فعلی، عزم قوی و رشد عالی برخوردارند. از این روست که بالای هر چیز و سنگ سخت و مقاوم را نیز صبر میگویند[۲۲]؛ چراکه نشان ارجمندی و استقامت در برابر فشارها و تاب بالای تحمل و شکیبایی است.
جالب اینکه امیرمؤمنان(ع) به شباهت صبر و سر اشاره میکند و میفرماید که چرا قسمت بالای هر چیزی را صبر گفتهاند؛ زیرا صبر در کارها همانند سر در زندگی است، به طوری که اگر صبر در کاری نباشد، آن کار فساد میشود چنان که انسان بیسر تباه و نابود شده است. امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «اَلصَّبْرُ فِي الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ»؛ نقش صبر در کارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان که اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین میرود، صبر نیز هرگاه همراه کارها نباشد، کارها تباه میگردند[۲۳].
از آن جایی که درجه عالی و برتر صبر را حلم میگویند؛ زیرا در این نوع از صبر، خرد و عقلانیت بیشتر از عمل و عزم به چشم میآید و انسان حلیم در صبر بر مدار عقلانیت زندگی خود را سامان میدهد. امیرمؤمنان علی(ع) چنین نوع از صبر را مانع جدی در سر راه نابودی و فساد آن چیز میداند. امیرمؤمنان علی(ع) در این باره میفرماید: «اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ»؛ بردباری، مانعی در برابر آفت هاست[۲۴].
امیرمؤمنان علی(ع) در جایی دیگر در باره نقش حلم در زندگی بشر میفرماید: «اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَ العَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَ قاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ»؛ بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز[۲۵].
بر اساس آن چه گذشت میتوان دریافت که صبر دارای اقسام و انواع چندی است که اصلیترین و اساسیترین آنها عبارتند از:
- صبر بر مصیبت؛
- صبر بر اطاعت؛
- صبر بر معصیت. کسی از مقام صبر برخوردار باشد که بتواند در هر گونه فشارهایی که از درون و بیرون بر او وارد میشود تاب آورد و بیتابی نورزد؛ حال این فشار مصیبت باشد یا انجام اطاعت و تکلیفی یا فشار هواهای نفسانی و مانند آن برای هنجارزدایی، نابهنجارگرایی و مخالفت عقل و شرع و قانون.
از پیامبر(ص) در این باره روایت است که فرمود: «اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطّاعَةِ وّ صَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ»؛ صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترک گناه[۲۶].
در آیات ۶۳ تا ۷۵ سوره فرقان به این سه گانه صبر اشاره و توجه داده شده و در آنها بیان شده که بندگان خدا در برابر مشکلات، طاعت خدا و ترک گناه صبر پیشه میکنند و تاب میآورند.
پیامبر(ص) در تقسیم دیگری برای صبر چهار شعبه و شاخه ذکر میکند و میفرماید: «اَلصَّبرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ، وَالشَّفَقَةُ، وَ الزَّهادَةُ، وَ التَّرَقُّبُ، فَمَنِ اشتاقَ إلَي الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ، وَ مَن زَهِدَ فِي الدُّنيا تَهاوَنَ بِالمُصيباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِي الخَيراتِ»؛ صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار، هر کس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست میکشد؛ و هر کس از آتش بترسد، از حرامها خود را نگه میدارد؛ و هر کس به دنیا بیاعتنا باشد، گرفتاریها را به چیزی نگیرد؛ و هر کس منتظر مرگ باشد، در کارهای خیر بکوشد[۲۷].
در حقیقت آن حضرت(ع) بیان میکند که صبر در چهار شکل و نسبت به چهار امر خود را نشان میدهد. این تقسیمبندی با تقسیم نخست شباهتی دارد و میتوان شقو و انتظار را به صبر بر طاعت، زهد را به صبر هنگام مصیبت و شفقت و ترس را به زهد از معصیت بازگرداند.
امام کاظم(ع) در تقسیم صبر به دو نوع از آن اشاره کرده و به آنها فرمان میدهد: «اِصبِر عَلي طاعَةِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّه؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ»؛ بر طاعت خدا صبر کن و در ترک معاصی او شکیبا باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای شادی و غم ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، صبور باش چنان که گویی خوشبخت و خوشحالی[۲۸].
در حقیقت اگر انسان در حوزه تکالیف بتواند موفق باشد به آسانی از عهده بسیاری از امور بر میآید. از آن جایی که تکالیف به دو بخش واجبات و محرمات تقسیم میشود، صبر در انجام واجبات و تحمل تکالیف سخت الهی و پرهیز از هر گونه محرمات در حقیقت چیزی جز دست یابی به تمام کمالات الهی در دنیا و آخرت نخواهد بود.
البته برخی تکالیف الهی که واقعاً کلفت و سخت است بر نمیتابند و عسر و فشار را تحمل نمیکنند و نمیتوانند از لذتهای زودگذر دنیا دست بردارند. این گونه است که برای یک لحظه لذت به گناه آلوده میشوند و از محرمات الهی پرهیز نمیکنند. اما اگر بدانند که سختی و عسرهای دنیا اولا کوتاه و به یسر و آسانی تبدیل میشود و ثانیا هر مصیبت و سختی پایانی دارد، دیگر بیتابی نمیکند. امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «فَصَبرا عَلي دُنيا تَمُرُّ بِلوائِها كَلَيلَةٍ بِأَحلامِها تَنسَلِخُ»؛ در برابر دنیایی که گرفتاری آن، مانند خوابهای پریشان شب میگذرد شکیبا باش[۲۹].
چنان که گفته شد کمال صبر همان حلم است که ترکیبی از عقلانیت و خردورزی با عزم واراده قوی است. به این معنا که انسان بتواند جزمیات عقلانی خود را در حکمت عقلی با عزمیات در حوزه حکمت عملی و اراده جمع کند و میان عقل و قلب پیوند مستحکمی را ایجاد کند. در این صورت است که حلم از آن زاده میشود که کمال صبر و اوج آن است. البته باید توجه داشت که نباید به این هم بسنده کرد و برای موفقیت بیشتر در زندگی به علم و دانش نیز خود را مهجز کرد و آن گاه این چنین حلم با علم است که مرد را به اوج کمالات میرساند؛ چنان که امام محمد باقر(ع) درباره اختلاط و آمیختگی حلم و علم و آثار آن میفرماید: «ما شيبَ شيءٌ بشيءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ»؛ چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد[۳۰].[۳۱]
صبر زیبا و زشت یا ناپسند
البته از مفهوم مخالف برخی از آیات از جمله آیات ۱۸ و ۸۳ سوره یوسف که از صبر با صفت جمیل و زیبا یاد شده و در آیه ۵ سوره معارج[۳۲] به این نوع از صبر فرمان داده شده میتوان دریافت که نوعی از صبر است که زیبا و زیبنده آدمی نیست؛ یعنی از ذکر وصف «جمیل» برای صبر بیانگر این است که صبر میتواند دو نوع داشته باشد: صبر زیبا و بجا و صبر نازیبا و نابجا.
به این معنا که همه نوع از اقسام صبر نمیتواند زیبا و پسندیده باشد بلکه برخی از اقسام آن میتواند زشت و نازیبا و نا به جا باشد. شاید از این جمله صبرها بتوان به صبری اشاره کرد که در برابر ظلم و ستم انجام میگیرد در حالی که شخص توان و قدرت دفع ظلم را دارد ولی منظلم و پذیرنده آن بوده و آن را با عنوان صبر و تاب آوری توجیه میکند[۳۳].
اهمیت و آثار صبر و تاب آوری
از نظر قرآن، صبر نشانه بهرهمندی از کمال انسانی و خصلتهای نیک است.[۳۴] کسانی که به بلوغ روحی و روانی رسیدهاند در برابر انواع و اقسام فشارهای درونی و بیرونی صبر میکنند و مثلا اجازه نمیدهند تا خواستهها و هواهای نفسانی آنان را به رفتار و گفتاری سوق دهد که خارج فضلیت و کمالات انسانی و موجب پشیمانی است.
اوج صبر و کمال آنکه حلم است، در همه پیامبران وجود دارد، از این روست که رسول اکرم(ص) آن را نشانه پیامبری میداند و میفرماید: «كادَ الحَليمُ أَن يَكونَ نَبيّا»؛ آدم بردبار به پیامبری نزدیک است[۳۵]. و امیرمؤمنان علی(ع) از مردم میخواهد که دست کم خودشان را حلیم نشان دهند: «إن لَم تَكُن حَليما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَكَ أَن يَكونَ مِنهُم»؛ اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده؛ زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود[۳۶].
از نظر آموزههای اسلامی، داشتن صبر و کمالش حلم از نشانههای ایمان است. امام رضا(ع) میفرماید: «لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا»؛ هیچ بنده ای حقیقت ایمانش را کامل نمیکند مگر این که در او سه خصلت باشد: دینشناسی، تدبر نیکو در زندگی، و شکیبایی در مصیبتها و بلاها[۳۷].
پیامبر اکرم(ص) نیز میفرماید: «ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فيهِ فَلَيسَ مِنّي وَ لا مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ يَعيشُ بِهِ فِي النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ سه چیز است که هر کس نداشته باشد نه از من است و نه از خدای عزّوجلّ. عرض شد: ای رسول خدا! آنها کدامند؟ فرمودند: بردباری که به وسیله آن جهالت نادان را دفع کند، اخلاق خوش که با آن در میان مردم زندگی کند و پارسایی که او را از نافرمانی خدا باز دارد[۳۸]. امام علی(ع) هم در این باره میفرماید: «إِنَّ المُؤمِنَ… إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ… وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا»؛ مؤمن در گرفتاری صبور است، و منافق در گرفتاری بیتاب[۳۹].
درباره اهمیت و ارزش صبر و کمالش حلم باید گفت که اگر ادب بها و ارزش انسان را مشخص میکند؛ چراکه نشانه اوج اخلاق و خوش خویی انسانی است، حلم که اوج صبر و کمال آن است نیز تزیین گر و از مهمترین آرایههای انسانی است که انسان بدان خود را میآراید و زینت میبخشد. امام علی(ع) در این باره میفرماید: «اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنهُ بِالحِلمِ»؛ تو با ادبت ارزشگذاری میشوی، پس آن را با بردباری زینت بخش[۴۰].
خداوند انواع آزمونها و ابتلائات را برای انسان قرار داده تا انسان به کمال برسد. برای دست یابی به بسیاری از کمالات ضروری است که انسان نخست کمال صبر را در خود ایجاد و یا تقویت نماید. برای این که کودکی بتواند مسئولیتی را به عهده گیرد و به درستی انجام دهد، او را بارها میآزمایند و مسئولیتهای خرد و آسان و سپس بزرگ و بزرگتر و سخت و سختتر میدهند تا به رشد برسد و با آن مانوس گردد[۴۱]. همچنین خداوند برای دادن مسئولیتهای بزرگ این آزمونها و ابتلائات را انجام میدهد تا شخص برای دست یابی به آن آمادگی یافته و توانایی خود را نشان دهد[۴۲].
این آزمونها موجب میشود تا شخص از نظر حکمت عملی به عزم قوی دست یابد و در امور حساس و مهم از عزم ارادی و همت عالی برخوردار شود. در حقیقت مصیبتها عزم آدمی را ایجاد یا تقویت میکند و همین عزم قوی است که در نهایت موجب سربلندی انسان در انجام مسئولیتها میشود[۴۳].
امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «ألحِلمُ وَ ألاناةَ تَوأمانِ تُنتِجُهَما عُلو الهِمَّةِ»؛ بردباری و وقار دو همزادند که از بلندی همّت زاده میشوند[۴۴]. کسی که به عزم استوار دست یافت هنگام مصیبتها و اذیت و آزار و یا تکالیف سخت و دشوار و فشارهای درونی و بیرونی استقامت میورزد و بیتابی نمیکند و بر همه مشکلات غلبه میکند[۴۵].
همچنین عفو و گذشت و انتقام نگرفتن از دیگران از آثار و تبعات صبر و تاب بالای آدمی است[۴۶] و انسان میتواند همان طوری که مشکلات و آزمونهای الهی را تحمل کند، این امکان را مییابد که فشارهای دیگران را نیز تحمل کرده و بیهیچ حس انتقام جویی از آنان بگذرد و عفو و گذشت داشته باشد. امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «اَلصَّبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ»؛ صبر آن است که انسان گرفتاری و مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و خشم خود را فرو خورد[۴۷].
امیرمؤمنان علی(ع) درباره نقش صبر و حلم در مدیریت خشم و غضب میفرماید: «لَيسَ الحَليمُ مَن عَجَزَ فَهُجِمَ وَإِذا قَدَرَ انتَقَمَ، إِنَّمَا الحَليمُ مَن إِذا قَدَرَ عَفا وَكانَ الحِلمُ غالِبا عَلي كُلِّ أَمرِهِ»؛ کسی که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد[۴۸].
آن حضرت(ع) بر پایه اصل مقابله به مثل میفرماید: «مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ»؛ هر کس با زشتیِ سبکسری تو را خشمگین کرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور[۴۹]. این بدان معناست که انسان نمیبایست همان شیوه دیگران را در پیش گیرد و گرنه چه فرقی میان عاقل و جاهل و خوب و بد است. این که در قرآن آمده وقتی جاهل بیادبی کرد به جای به ادبی با او مدارا کرده و با سلامت و صلوات با او برخورد کنید[۵۰] از همین جهت است؛ زیرا رفتار شما نشانه ای از شخصیت شماست و اگر مانند بیادب بیادبی کنید و مانند جاهل و نادان رفتار کنید چه تفاوتی میان عقل و جهل و خوب و بد است. پس بهترین مقابله به مثل آن است که اگر با بیادبی شما را به خشم آورده با ادب او را مجازات و کیفر دهید.
امیرمؤمنان علی(ع) در باره اهمیت و ارزش صبر در میان فضایل اخلاقی میفرماید: «أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَ الحِلمُ وَ لينُ الجانِبِ»؛ شریفترین اخلاق، تواضع، بردباری و نرم خویی است[۵۱].
در اهمیت صبر به عنوان مهمترین عامل استعانت جویی در زندگی همین بس که خداوند آن را بر نماز مقدم داشته و گفته است که صبر چنان اهمیت و ارزشی در زندگی بشر دارد که با آن میتواند خود را برای بسیاری از مسائل سخت و دشوار آماده کند و با تاب آوری و بیتابی نکردن موفقیتهای بزرگ را برای خود رقم زند؛ چنان که اسوههای صبر از پیامبران این گونه عمل کرده و موفق شدند[۵۲]. امیرمؤمنان علی(ع) پیروزی را در گرو حلم ورزی میداند و میفرماید: «مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ»؛ هر کس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز میشود[۵۳].
آن حضرت در جایی دیگر میفرماید: «لا يَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان»؛ شخص صبور پیروزی را از دست نمیدهد و عاقبت به پیروزی میرسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد[۵۴]. از نظر پیامبر(ص) کسی که صبر را با رضا و دعا جمع کرده باشد، خیر دنیا و آخرت را نصیب خود کرده است. آن حضرت(ص) میفرماید: «ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ جَمَعَ اللّه لَهُ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ: اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَ الصَّبرُ عِندَ البَلاءِ وَ الدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ»؛ کسی که سه خصلت در او باشد خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او فراهم میکند: خشنودی به مقدّرات، صبر در بلا و دعا در سختی و راحتی[۵۵].
انسان میبایست در صبر به مقام و درجه حلم برسد؛ زیرا به طور طبیعی درجه عالیتر صبر تاثیر مثبت تری در زندگی شخص و دست یابی به کمالات دارد و او را از عصیان و طغیان به ویژه درونی باز میدارد؛ زیرا وقتی حلم در انسان باشد عقلانیت او مدیریت نفس را به عهده گرفته و دیگر جایی برای طغیان غضب و شهوت نخواهد بود، بلکه اجازه میدهد تا آن دو در جایگاه خود به دفاع و جذب بپردازند و مسئولیت خود را به طور طبیعی انجام دهند بیآنکه به حقوق دیگر اعضا تجاوزی صورت گیرد. از این روست که امیرمؤمنان علی(ع) حلم را بسیار با اهمیت شمرده و آن را مهمترین عامل در مدیریت قوه غضب دانسته و میفرماید: «اَلحِلمُ يُطفي نارَ الغَضَبِ وَ الحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ»؛ بردباری آتش خشم را فرو مینشاند و تندی آن را شعله ورتر میکند[۵۶]. آن حضرت(ع) درجایی دیگر میفرماید: «مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ»؛ هر کس با زشتیِ سبکسری تو را خشمگین کرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور[۵۷].
امیرمؤمنان علی(ع) در جایی دیگر نیز میفرماید: «خَيرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسيءَ اِلَيهِ اَحسَنَ»؛ بهترین مردم کسی است که اگر او را به خشم آورند، بردباری نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدی شود، خوبی کند[۵۸].
برهمین اساس امام صادق(ع) میفرماید: «ثَلاثَةٌ لا تُعرَفُ إِلاّ في ثَلاثِ مَواطِنَ: لا يُعرَفُ الحَليمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ»؛ سه کساند که جز در سه جا شناخته نمیشوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی[۵۹].
رسول اکرم(ص) درباره آثار اوج صبر یعنی حلم میفرماید: «فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَميلِ، وَ صُحبَةُ الابرارِ وَ رَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ وَ رَفعٌ مِن الخَساسَةِ وَ تَشَهِّي الخَيرِوَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِن مَعالِي الدَّرَجاتِ وَ العَفوُ وَ المَهَلُ وَ المَعروفُ وَ الصَّمتُ فَهذا ما يَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ»؛ حاصل بردباری: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینی با نیکان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به نیکی، نزدیک شدن بردبار به درجات عالی، گذشت، آرامش و تأنی، احسان و خاموشی. اینها ثمره بردباری عاقل است[۶۰].[۶۱]
نشانههای تاب آوری و صبر
از آن جایی که صبر از امور باطنی است تنها راه فهمیدن داشتن این فضلیت و یا میزان آن در شخص میبایست به نشانههای آن اشاره کرد؛ زیرا هر امر درونی و باطنی دارای آثاری است که میتوان از راه آنها وجود و عدم وجود یا میزان آن را دریافت و دانست.
رسول اکرم(ص) درباره نشانههای صابر میفرماید: «عَلامَةُ الصّابِرِ في ثَلاثٍ: أوَّلُها أن لا يَكسِلَ، وَالثّانيَةُ أن لا يَضجَرَ، وَالثّالِثَةُ أن لا يَشكُوَ مِن رَبِّهِ تَعالي؛ لأِنَّهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَيَّعَ الحَقَّ، وَ إذا ضَجِرَ لَم يُؤَدِّ الشُّكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَد عَصاهُ»؛ صبور سه نشانه دارد: اول آنکه سستی نمیکند، دوم آنکه افسرده و دلتنگ نمیشود و سوم آنکه از پروردگار خود شِکوه نمیکند؛ زیرا اگر سستی کند، حق را ضایع کرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شکر نمیگذارد و اگر از پروردگارش شکوه کند او را معصیت کرده است[۶۲].
امام صادق(ع) نیز با اشاره به فضلیت حلم یعنی اوج صبر و کمال آن و این که حلم چراغ الهی است به نشانههای انسان حلیم اشاره کرده و میفرماید: «اَلحِلمُ سِراجُ اللّه … وَالحِلمُ يَدورُ عَلي خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَي الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذي بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ…»؛ بردباری چراغ خداست… پنج چیز است که بردباری میطلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت کند و سبکش بشمارند، بیگناه باشد و اذیت شود، حقطلبی کند و با او مخالفت کنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار کنی، بردبار هستی...[۶۳].
رسول اکرم(ص) میفرماید: «لَيسَ بِحَليمٍ مَن لَم يُعاشِر بِالمَعرُوفَ مَن لا بُدَّ لَهُ مِن مُعاشَرَتِهِ حَتّي يَجعَلَ اللّه مِن ذلِكَ مَخرَجا»؛ بردبار نیست آنکه با کسی که چاره ای جز معاشرت با او ندارد به نیکی معاشرت نکند تا این که خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد[۶۴].[۶۵]
تحمل مصیبت و صبر بر آن
چنان که گذشت، یکی از سه قسم اصلی در صبر، صبر در مصیبت و بلایا است. اما برخی گمان میکنند که خداوند مصیبت را بیش از اندازه توان و تحمل شخص میفرستاد، در حالی که این گونه نیست بلکه مصیبت بر اشخاص به میزان تحمل آنان وارد میشود و نمیتوان مدعی شد که کسی بیش از توانش گرفتار مصیبت شده و یا میشود.
پس اگر افراد مصیبت زنده بیتابی و فزع نکنند و تاب آورند میتوانند به سادگی از هر درجه و اندازه مصیبت بگذرند و موفق و سربلند از آزمونهای الهی بیرون آمده و با صبر خویش آثار و برکات آن را در زندگی احساس کرده و به آن برسد. رسول اکرم(ص) درباره میزان و سطح مصیبتی که بر افراد وارد شده میفرماید: «إنَّ المَعونَةَ تَاتي مِنَ اللّه عَلي قَدرِ المَؤونَةِ وَإنَّ الصَّبرَ ياَتي مِنَ اللّه عَلي قَدرِ المُصيبَةِ»؛ به راستی که کمک از جانب خداوند به اندازه هزینه میرسد و صبر از جانب خداوند به اندازه گرفتاری میآید[۶۶].
از آن جایی که سنت الهی بر انواع و اقسام مصیبتها و آزمونها و تکالیف است و انسانی در زندگی دنیوی لحظه ای از این امور خالی نیست[۶۷]، باید خود را به انواع و اقسام صبر مهجز کرده و هماره آماده باشد و از صبر برای عبور از آنها بهره مند شود. بنابراین بیتابی کردن نه تنها سودی ندارد بلکه عبور از مشکلات را سختتر کرده و شخص تنها به خودش آسیب میرساند. امیرمؤمنان علی(ع) در این باره میفرماید: «إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأجُورٌ، و إن جَزِعتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأزورٌ»؛ اگر صبر کنی مقدرات الهی بر تو جاری میشود و اجر خواهی بُرد و اگر بیتابی کنی باز هم مقدرات خداوند بر تو جاری میشود و گناهکار خواهی بود[۶۸].
امیرمؤمنان علی(ع) در جایی دیگر میفرماید: «إِنَّ العَبدَ لَيَحرُمُ نَفسَهُ الرِّزقَ الحَلالَ بِتَركِ الصَّبرِ، وَ لا يُزادُ عَلي ما قُدِّرَ لَهُ»؛ بنده به سبب بیصبری، خودش را از روزی حلال محروم میکند و بیشتر از روزی مقدّر هم نصیبش نمیشود[۶۹]. وی همچنین میفرماید: «مَن لَم يُنجهِ الصَّبرُ أهلَكَهُ الجَزَعُ»؛ کسی که صبر وی را نجات نبخشد، جزع و بیتابی وی را از پای در میآورد[۷۰].[۷۱]
خصوصیات صبر
دین در گرو صبر
دین و اخلاق و عقل با هم رابطه و پیوند تنگاتنگی دارند به طوری که از هم جدا نمیشوند، از همین رو، با دستور و فرمان الهی چنان که در روایت عقل و جهل در اصول کافی است، آن سه با هم هستند. صبر به عنوان فرمانده عملیاتی عقل عمل میکند، پس باید گفت که اگر صبر نباشد، دین داری معنا و مفهومی ندارد؛ همان طوری که صبر نیز با عقلانیت و حسن الیقین نسبت به خداوند معنا مییابد و بدون دین معنا ومفهومی نمییابد.
اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ(ع) میفرماید: «اَيُّهَا النّاسُ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّهُ لاديِنَ لِمَن لا صَبْرَلَهُ»؛ مردم! بر شما باد صبر و شکیبائی، چون کسی که صــبر نداشـته باشد، دین نخواهـد داشت[۷۲].[۷۳]
راه دشوار بهشت و یاری صبر
از آن جایی که سعادت اخروی انسان در دنیا تضمین میشود و راه بهشت از دوزخ طبیعت دنیا و ابتلائات و آزمونها و مصیبتهای آن میگذرد، کسی که بتواند در مشکلات صبر کند، میتواند امید داشته باشد که به بهشت در میآید. خداوند در آیات سوره عصر بیان کرده است که عصر دنیا همانند فشار آخر و نهایی است که به انسان وارد میشود و هر کسی گرفتار خسران و زیان است مگر آنکه به سلامت از این گذرگاه دوزخی طبیعت دنیا بگذرد و به سر منزل مقصود و مقصد برسد.
امام باقر(ع) درباره ویژگیهای مسیر بهشت به نقش کلیدی و ارزشی صبر اشاره کرده و فرموده است: «اَلْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَي الْمَكارِهِ فِي الدُّنْيا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهواتِ، فَمَنْ اَعْطي نَفْسَهُ لَذَّتَها وَ شَهْوَتَها دَخَلَ النّـارَ»؛ بهشت آمیخته به سختیها و صبر و بُردباری است، پس هر کس در دنیا بر سختیها شکیبا و صبور باشد، وارد بهشت میشود و جهنّم آمیخته به شهوات و خوشگذرانیهاست. پس هر کس خواستهها و شهوات نفس خود را تأمین کند، وارد آتش میشود[۷۴].[۷۵]
صبر، نیکوترین جامه ایمان
ارزش و جایگاه صبر هم در بُعد سخت افزاری و هم نرم افزاری مورد توجه روایات است. صبر همان طوری که بنیاد ایمان و پایهها و ستونهای آن را شکل میدهد و از نظر سخت افزاری بسیار مهم و اساسی است، هم از جهت نرم افزاری و زیباشناختی بسیار مهم و اساسی است؛ از این روست که امیرمؤمنان امام علی(ع) در تبیین جنبههای زیباشناختی صبر در حوزه ایمان و اخلاق انسانی میفرماید: «اَلصَّبْرُ اَحْسَنُ حُلَلِ الاِيْمانِ وَاَشْرَفٌ خـَلائِقِ الاِنْسـانِ»؛ صبر، بهترین جامههای ایمان و از برترین ویژگیهای اخلاقی انسان است[۷۶].
پس صبر موجب میشود انسان هم در برابر فشارها قوت و قدرت بیابد و باطن خود را محکم و استوار سازد و هم ظاهر خویش را زیبا نماید[۷۷].
صبر، گنج بهشتی
صبر همانند گنجی از بهشت است که بهشت را برای شخص به ارمغان میآورد؛ زیرا خاستگاه و ریشه صبر، حسن الیقین نسبت به خدا و فرمانده عملیاتی لشکر عقل است. کسی که تحت چنین صبری رفتار میکند، بیگمان به گنجی دست یافته که بهشت برآیند آن است. پیامبر خدا(ص) در این باره فرموده است: «اَلصَّبْرُ كَنْزٌ مِنْ كُنُوزِ الْجَّنَّةِ»؛ صبر و شکیبائی گنجی از گنجهای بهشت است[۷۸].[۷۹]
صبر، صفت انبیاء
از آنجایی که صبر از نظر آموزههای وحیانی اسلامی که از آدم(ع) تا خاتم(ص) ادامه دارد، از چنین ارزش و جایگاهی برخوردار است، بیگمان در همه اولیای الهی از جمله پیامبران(ع) تحقق دارد و آنان متصف به چنین صفتی هستند؛ زیرا از مکارم اخلاقی و محاسن آن و از جنود و لشکریان عقل است و فرماندهی آن است. هم پیامبران و اولیای الهی از فضایل اخلاقی برخوردارند. بنابراین، فضلیت صبر نیز در آنان قوی است. بر همین حلم و بردباری که اوج درجات و مراتب صبر را نیز دارند.
امام علی(ع) فرموده است: «اِنَّ الصَّبْرَ وَحُسْنَ الْخُلْقِ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِيآءِ»؛ صبر و شکیبائی و اخلاق نیکو و حلم و بُردباری از اخلاق پیامبران است[۸۰].[۸۱]
صبر، بهترین عبادت
از آنجایی که صبر فرمانده عملیاتی لشکریان عقل است، بهترین عبادتی که انسان میتواند انجام دهد، بهرهمندی از صبر در زندگی است؛ زیرا با صبر میتواند همه اعمال عبادی را به درستی انجام دهد. از این روست که خداوند استعانت به صبر را در کنار نماز قرار میدهد؛ زیرا با صبر میتوان اعمالی عبادی چون نماز را به خوبی و نیکی به جا آورد[۸۲].
امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ الصَّبْرُ وَالصَّمْتُ وَاِنْتِظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین پرستش خدا صبر و شکیبایی، سکوت و انتظارفرج است[۸۳].[۸۴]
صبر، محبوبترین جرعه تلخی ها
اگر در کام آدمی برخی از نوشیدنیها تلخ است، بیگمان نمیتوان از تلخی مصیبتها و مشکلات تلختر یافت؛ اما اگر این مصیبتها و مشکلات با صبر جرعه جرعه نوشیده و خورده شود، میتوان گفت که محبوبترین جرعهای است که انسان مینوشد و میخورد: رسول خدا(ص) میفرماید: «ما مِنْ جُرْعَةٍ اَحَبُّ اِلَي اللّه ِ مِنْ جُرْعَةِ غَيْظٍ كَظَمَها رَجُلٌ، اَوْ جُرْعَةِ صَبْرٍ عَلي مُصيبَةٍ»؛ هیچ جرعه ای از جُرعه خشمی که مردی فرو برد، یا جرعه صبری که بر مصیبتی نوشیده شود، پیش خدا محبوبتر نیست[۸۵].
پس کسی که مصیبت را جرعه جرعه مینوشد و اجازه ندهد چیزی او را به خشم و رفتاری نامعقول بکشاند، در حقیقت با پذیرش و نوشیدن کم کم نوشیدنی تلخ مصیبت، به محبوبیتی میرسد که جز از این راه به دست نمیآید[۸۶].
صبر بازتاب رضایت از خدا
صبر نتیجهای از رضایت الهی است. به این معنا که شخص وقتی از خداوند رضایت دارد، بر هر چیزی که از او میرسد رضایت میدهد. اما کسی که رضایت به حکمت الهی و مصلحت خود ندارد، به طور طبیعی بیصبری میکند و با کارها و رفتارهای نادرست تمام اعمال نیک خویش را تباه میسازد و اجرش را نابود میکند. امام باقر(ع) میفرماید: «مَنْ صَبَرَ وَ اسْتـَرْجَعَ وَ حـَمِدَ اللّه َ عِنْدَ الْمُصيـبَةِ فَقَدْ رَضِيَ بِما صَنَعَ اللّه ُ، وَ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَي اللّه ِ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذلِكَ جَري عَلَيْهِ الْقَضآءُ وَ هُوَ ذَميمٌ وَ اَحْبَطَ اللّه ُ اَجْـرَهُ»؛ کسی که صبر کند، و کلمه استرجاع، یعنی ﴿اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ﴾ بگوید و هنگام گرفتاری خدا را ستایش کند، پس او از کار خدا خشنود است و اجرش با خداست و کسی که این چنین نکند، سرنوشت او تغییر نمیکند و مذمّت میشود و پاداش او هم از بین میرود[۸۷].[۸۸]
آثار صبر
نیمی از ایمان
از آن جایی که میان ایمان و صبر ارتباط و پیوستگی است، در روایات این میزان پیوستگی به عناوین گوناگون بیان شده است. از جمله رسول خدا(ص) فرموده است: «اَلاْيْمانُ نِصْفانِ، نِصْفٌ فِي الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِي الشُّكْرِ»؛ ایمان دو نیمه دارد، نیمی از آن در صبر است، و نیمی از آن در شکر نهفته است[۸۹].
پس از نظر پیامبر(ص) اگر بخواهیم جایگاه و ارزش و اهمیت صبر را در زندگی مؤمن و بلکه ایمان وی ارزیابی کنیم باید بگوییم که نیمی از ایمان در صبر شخص تجلی و خودنمایی میکند؛ زیرا این صبر است که با قرار گرفتن در بالا و برتر همه کارها و در جایگاه فرماندهی عملیاتی، لشکر عقل را هدایت میکند و در پشت دژی استوار اجازه نمیدهد تا لشکریان جهالت و سفاهت پیشروی داشته باشند و ایمان شخص را از میان بردارند و دین و ایمانش را نابود سازند[۹۰].
حامی ایمان و معیار کارها
در تبیین جایگاه صبر در زندگی انسان، حضرت امام علی(ع) نیز فرموده است: «اِلْزَمـُوا الصَّبْرَ فَاِنَّهُ دِعامَةُ الاِيْمانِ وَمِلاكُ الاُمُورِ»؛ همیشه همراه صبر و شکیبائی باشید که آن ستون ایمان و قوام کارهاست[۹۱].
از نظر آن حضرت(ع) آنچه حامی ایمان است و ایمان انسان را پشتیبانی و حمایت میکند تا استوار بماند، صبر است. در حقیقت وقتی انسان با علم و عمل ایمان خویش را میسازد و استوار میسازد، این ایمان نیازمند پشتیبانی دائمی است تا استوار بماند، صبر به سبب آنکه فرماندهی جنود عقل را به عهده دارد، میتواند در این امر کند و ایمان آدمی را هماره با سربازان و لشکریانش حمایت و پشتیبانی کند.
همچنین اگر بخواهیم امور اجتماعی و غیر اجتماعی خود را سامان دهیم و در رفتار و کردار خودمان به سامان باشیم، باید ملاک و معیاری داشته باشیم تا بدانیم تا چه اندازه این دیواری که میسازیم راست است؟ برای سنجش راستی کردار و امور زندگی نیازمند معیار و ملاکی هستیم که صبر بهترین ملاک خواهد بود؛ زیرا کسی که صبور است، هرگز کاری نمیکند که خلاف عقل باشد و موجبات پشیمانی شود[۹۲].
دشمن سختیها
در آیات و روایات برای صبر کارکردها و آثاری بیان شده که از جمله آنها یاری و معاونت خداوند[۹۳] و مانند آن است. امام علی(ع) در بیان یکی دیگر از آثار و کارکردهای صبر فرموده است: «اَقوی عَدُوِّ الشَّدآئِدِ الصَّبْرُ»؛ قویترین دشمن سختیها صبر و شکیبایی در برابر آنهاست[۹۴].[۹۵]
دژِ استوار
امیرمؤمنان امام علی(ع) درباره جایگاه و اهمیت صبر همچنین میفرماید: «عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّهُ حِصْنٌ حَصينٌ وَ عِبادَةُ الْمُؤقِنينَ»؛ بر تو باد به صبر که صبر دژی استوار است و عبادت اهل یقین به شمار میرود[۹۶].
اینکه امام علی(ع) صبر را دژ بسیار استوار و محکم تعبیر میکند، برای آن است که در این دژ صبر همه لشکریان عقل صف بسته و آماده کارزار است و جنود و لشکریان سفاهت و بیخردی پشت این دژ استوار هستند. همچنین آن حضرت(ع) بیان میکند که صبر جزو عبادتهای اهل یقین است. این سخن ایشان ناظر به همان عبارتی است که اصل صبر و ریشه و خاستگاه آن را یقین دانسته است. پس اهل یقین، اهل صبر هستند و عبادت آنان این گونه رنگ عقلانی میگیرد و از هیجانات عاطفی و احساسی زودگذر و بیمعنا دور است[۹۷].
سلاح مؤمن
از آن جایی که صبر، فرمانده عملیاتی لشکر عقل است، بهترین سلاح در برابر دشمن غدار و وسوسهگر و حیلهگر سفاهت و بیخردی است. اهل ایمان به سبب حسن الیقین به خداوند خود را در پناه دژ استوار صبر قرار داده و با سلاحی چون صبر میتواند در این دژ استوار از ایمان خود دفاع نماید و اجازه ندهد تا دشمن و لشکر جهل به او بتازد و بر او چیره شود.
رسول خدا(ص) فرمود: «نِعْمَ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ الصَّبْرُ وَ الدُّعآءُ»؛ چه نیکو سلاحی است صبر و دعا برای مؤمن[۹۸]. پس همان طوری که دعا موجب میشود تا بلایا دفع شود و بدایی حاصل آید، همچنین با سلاح صبر میتوان بلایا را دفع کرد و در برابر لشکر جهالت و سفاهت ایستاد و پیروز میدان شد[۹۹].
صبر کفیل پیروزی
از قدیم گفتهاند: صبر و ظفر هردو دوستان قدیمند/ بر اثر صبر نوبت ظفر آید. کسی که صبر به معنای شکیبایی و استقامت را دارا باشد، در برابر حملات دشمن غدار و کینهتوز عقل و عقلانیت، هرگز به دامن لشکریان کفر و شرک و جهالت و فرمانده عملیاتی آن یعنی جزع و بیتابی نمیافتد؛ زیرا ملت و جامعهای که در برابر فشار مشکلات صبر و تاب نمیآورند و به دژ استوار صبر و فرماندهی آن نمیروند، باید همه چیز خود را از دست بدهند و داشتههایشان را تسلیم لشکر جهالت کنند و از ایمان و دین و اخلاق و عقلانیت دست بکشند.
خداوند سنت و قانون الهی خویش را بر این قرار داده که سایه صبر عقلانی است که میتوان در هر امری پیروز شد و لشکر جهل را شکست داد. در حقیقت صبر به عنوان کفیل پیروزی وارد میدان میشود و اگر کسی تحت فرماندهی آن قرار گیرد پیروزیاش تضمین است. امام علی(ع) فرموده است: «اَلصَّبْرُ کَفِیلٌ بِالظَّفَرِ»؛ صبر ضامن پیروزی است[۱۰۰].[۱۰۱]
پیروزی عاقبت صبوری
چنان که گفته شد پیروزی نتیجه صبوری است و این پیروزی در هر حال تحقق مییابد. امام علی(ع) فرموده است: «لايَعْدِمُ الصَّـبُورُ الظَّـفَرَ وَ اِنْ طـالَ بـِهِ الزَّمـانُ»؛ انسان صبور و شکیبا پیروزی را از دست نمیدهد، اگر چه زمان آن طولانی شود[۱۰۲].[۱۰۳]
صبر سپر از فاقه و شکست
کسی که روحیه و خصلت و صفت صبر را داراست، در پناه سپری قرار گرفته که او را از شکست در عرصههای زندگی به ویژه اقتصادی حفظ میکند؛ زیرا امیرمؤمنان(ع) میفرماید: «اَلصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ الْفاقَةِ»؛ صــبر و بردباری سپری در برابر فقر است.
البته گفتنی است که «فاقه» که به معنای فوق و بالای هر چیزی است، درست نیست؛ زیرا فوق به هر بالایی گفته نمیشود؛ زیرا این واژه در اصل لغت به معنای تیری است که بالایش شکسته باشد، از همین رو این واژه درباره کسی که در حالت احتضار و رو به موت و مرگ است، نیز به کار میرود؛ زیرا محتضر همانند تیری است که بالای عمر شکسته و دیگر کاربردی ندارد. بر اساس همین است که درباره انتظارات و توقعات بیجا و غیر منتظره نیز به کار میرود.
اینکه این واژه در پیروزی و چیرگی و سلطه نیز به کار میرود، از آن جهت است که یک طرف از دو جبهه سرش شکسته و تیری سرش شکسته است به طوری که دیگر توان مقاومت ندارد. بر اساس همین مبنا کسی که بر دیگری سوار شده و او را سر شکسته کرده فائق میگویند حال چه در فضل باشد یا هر چیزی دیگر. پس اگر خداوند میفرماید: هو القاهر فوق عباده؛ او چیره بالای سر بندگان است؛ یعنی همه در برابر او سرشکسته و شکست خورده هستند[۱۰۴].
اینکه واژه «فاقه» به شخصی که گرفتار فقر شده به کار میرود، از آن روست که نداری بر او سوار شده و او را مانند تیر سرشکسته و مرد محتضر ناتوان و بیخاصیت کرده است[۱۰۵].
پس اگر کسی سپر صبر را در دست داده باشد، هم پیروز میدان نبردهای نظامی و اقتصادی و مانند آنها خود بود و هم خود را از برتری و فوقیت دشمن عقلانیت یعنی جهالت حفظ کرده است[۱۰۶].
صبر مقدّمه محبوبهای الهی
هر کسی دوست دارد محبوب خداوند شود. دست یابی به محبوبیت به معنای دست یابی به رستگاری است. انسان مؤمن تلاش میکند تا محبوب خداوند شود. برای دستیابی به این مهم راههایی است که مهمترین آنها رها کردن خواهشهای نفسانی برای کسب رضایت خداوند است. به این معنا که هر چه محرم و مکروه و منکر است رها کند و به هر چه واجب و مستحب و معروف است بیاویزد. این گونه است که محبوب خداوند میشود و خداوند نیز هر آن چه را دوست میداری به انسان صابر میدهد. امام علی(ع) فرموده است: «اِنَّكَ لَنْ تُدْرِكَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبِّكَ اِلاّ بِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهي»؛ تو به آنچه که دوست داری از پروردگارت بتو برسد دست نمییابی، مگر اینکه در مقابل خواستههای نفسانی مقاومت کنی[۱۰۷].[۱۰۸]
صبر، مایه عزّت
ابوحمزه ثُمالی از امام باقر(ع) نقل میکند که فرمود: «سَمِعْتُهُ يَقُولُ: مَنْ صَبَرَ عَلي مُصيبَةٍ زادَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ عِزّاً عَلي عِزِّهِ وَ اَدْخَلَهُ جَنَّتَهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ»؛ کسی که در مقابل مصیبت شکیبائی ورزد، خداوند عزّ و جلّ بر عزّت او میافزاید و او را با حضرت محمد(ص) و خاندانش وارد بهشت میکند[۱۰۹].[۱۱۰]
منابع
پانویس
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِيمَانُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۸۷.
- ↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ- فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۸۹.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۰.
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَيْكَ فَيَكُونُ حَاجِزاً»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۰.
- ↑ «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) الْوَفَاةُ ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِمَا أَوْصَانِي بِهِ أَبِي حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۱.
- ↑ «عَنْ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۱.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى قَوْمٍ بِالْمَوَاهِبِ فَلَمْ يَشْكُرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَى قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ نِعْمَةً»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۴۱.
- ↑ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ «و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنِّي جَعَلْتُ الدُّنْيَا بَيْنَ عِبَادِي قَرْضاً، فَمَنْ أَقْرَضَنِي مِنْهَا قَرْضاً، أَعْطَيْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ عَشْراً إِلى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ، وَ مَا شِئْتُ مِنْ ذلِكَ، وَ مَنْ لَمْ يُقْرِضْنِي مِنْهَا قَرْضاً، فَأَخَذْتُ مِنْهُ شَيْئاً قَسْراً، فَصَبَرَ، أَعْطَيْتُهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ، لَوْ أَعْطَيْتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ مَلَائِكَتِي لَرَضُوا بِهَا مِنِّي ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ فَهذِهِ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ وَرَحْمَةٌ اثْنَتَانِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» ثَلَاثٌ. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): هذَا لِمَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً قَسْراً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۲.
- ↑ «قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَنْ يَعْرِفِ الْبَلَاءَ يَصْبِرْ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَا يَعْرِفْهُ يُنْكِرْهُ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۳.
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) أَنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: عَلَامَةُ الصَّابِرِ فِي ثَلَاثٍ أَوَّلُهَا أَنْ لَا يَكْسَلَ وَ الثَّانِيَةُ أَنْ لَا يَضْجَرَ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَنَّهُ إِذَا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ إِذَا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ وَ إِذَا شَكَا مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَصَاهُ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۶.
- ↑ «سَأَلَ النَّبِيُّ(ص) جَبْرَئِيلَ(ع) مَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ تَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا تَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا تَصْبِرُ فِي الْغِنَى وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا تَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۷.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): قَالَ: كَمْ مِنْ صَبْرِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ فَرَحاً طَوِيلًا وَ كَمْ مِنْ لَذَّةِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلًا»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۹۱.
- ↑ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(ع) يَرْحَمُكَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِيلُ قَالَ ذَلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى النَّاسِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۳.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّا صُبُرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَارَ شِيعَتُكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ قَالَ لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ شِيعَتُنَا يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۳.
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ: لَا يَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ حَتَّى يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ الْفِقْهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعَاشِ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۵.
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) ثَلَاثٌ بِهِنَّ يَكْمُلُ الْمُسْلِمُ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّوَائِبِ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۵.
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ إِيَّاكَ وَ الْعُجْبَ وَ سُوءَ الْخُلُقِ وَ قِلَّةَ الصَّبْرِ فَإِنَّهُ لَا يَسْتَقِيمُ لَكَ عَلَى هَذِهِ الْخِصَالِ الثَّلَاثَةِ صَاحِبٌ وَ لَا يَزَالُ لَكَ عَلَيْهَا مِنَ النَّاسِ مُجَانِبٌ»؛ بحار الأنوار، ج۶۸، ص۸۶.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۴، ص۲۴۴-۲۵۰.
- ↑ ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».
- ↑ معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».
- ↑ کافی، ج۲، ص۹۰، ح۹.
- ↑ غررالحکم، ح۷۲۰.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۲۴.
- ↑ کافی، ج۲، ص۹۱، ح۱۵.
- ↑ کنزالعمال، ج۱، ص۲۸۵، ح۱۳۸۸.
- ↑ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۳۴۸، ح۲۹.
- ↑ بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج ۷۵، ص۱۷۲.
- ↑ منصوری، خلیل، اقسام صبر و آثار آن.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا﴾ «پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۵.
- ↑ منصوری، خلیل، اقسام صبر و آثار آن.
- ↑ فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۷۰، ح۶۱.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷.
- ↑ بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح۱.
- ↑ خصال، ص۱۴۵، ح ۱۷۲.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۲.
- ↑ مشکاة الأنوار، ص۲۳۹، ح ۶۸۹.
- ↑ ﴿وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا﴾ «و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، داراییهایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که داراییهای ایشان را به آنان باز میگردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۶.
- ↑ ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ «بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶؛ ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ بحارالانوار ج۶۸ ص۴۲.
- ↑ همان، و نیز ﴿وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ * وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ «و کیفر هر بدی بدییی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بیگمان او ستمگران را دوست نمیدارد * و هر آنکه شکیب ورزد و درگذرد بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره شوری، آیه ۴۰ و ۴۳.
- ↑ شوری، آیات ۴۰ و ۴۳.
- ↑ غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.
- ↑ غررالحکم، ج۵، ص۹۱، ح۷۵۲۹.
- ↑ غررالحکم، ج۵، ص۳۳۳، ح۸۶۲۰.
- ↑ ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا﴾ «و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمیدارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.
- ↑ غررالحکم، ج۲، ص۴۴۲، ح۳۲۲۳.
- ↑ بقره، آیات ۴۲ و ۱۵۳ و آیات دیگر.
- ↑ کنزالفوائد، ص۱۴۷.
- ↑ جهاد النفس، ح۲۵۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۶، ح۷۱.
- ↑ غررالحکم، ج۲، ص۱۲۳، ح۲۰۶۳۲.
- ↑ غررالحکم، ج۵، ص۳۳۳، ح۸۶۲۰.
- ↑ غررالحکم، ج۳، ص۴۳۰، ح ۵۰۰۰.
- ↑ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۲۹، ح۹.
- ↑ تحف العقول، ص۱۶.
- ↑ منصوری، خلیل، اقسام صبر و آثار آن.
- ↑ علل الشرایع، ج۲، ص۴۹۸، ح۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۴۲۲، ح۶۱.
- ↑ کنزالعمال، ج۳، ص۱۳۰، ح۵۸۱۵.
- ↑ منصوری، خلیل، اقسام صبر و آثار آن.
- ↑ کنزالعمال، ج۶، ص۳۴۷، ح۱۵۹۹۳.
- ↑ عنکبوت، آیه ۲ و آیات دیگر.
- ↑ جامع الأخبار، ص۳۱۶، ح۸۸۲.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۶۰.
- ↑ جهادالنفس، ح۲۵۲.
- ↑ منصوری، خلیل، اقسام صبر و آثار آن.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص۷۳، ح ۷، مکتبة الاسلامیة، تهران ۱۳۸۸ شمسی.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ش ۱۸۹۳.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۷.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ سوره بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ نهج الفصاحه، ۲۵۶۴.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ بحارالانوار،ج ۷۱، ص۹۶.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ نهج الفصاحه، ش ۱۰۷۰.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ش ۲۵۴۲.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ انفال، آیه ۴۶؛ بقره، آیه ۴۵.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ش ۲۹۰۸.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ غرر الحکم، ج ۴، ش ۶۱۳۴.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ نهج الفصاحه، ۳۱۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ غرر الحکم، ج ۱، ش ۷۶۰.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ میزان الحکمة، ج ۵، ش۱۰۰۷۰.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ ﴿وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ * وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ﴾ «و اوست که بر بندگان خویش چیره است و او فرزانه آگاه است * و او بر بندگان خویش چیره است و بر شما نگهبانانی میفرستد تا چون مرگ هر یک از شما در رسد فرشتگان ما جان او را بستانند و آنان کوتاهی نمیورزند» سوره انعام، آیه ۱۸ و ۶۱.
- ↑ نگاه کنید: فرهنگهای عربی، ذیل واژه «فاقه».
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ غرر الحکم، ج ۳، ش ۳۷۹۴.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر و شکیبایی در اسلام.