آیه سقایة الحاج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | ||
| خط ۸: | خط ۷: | ||
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | ||
| نام آیه = آیه سقایة الحاج | | نام آیه = آیه سقایة الحاج | ||
| نام تصویر = | | نام تصویر = آیه 19 تا 22 سوره توبه.jpg | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| متن آیه = | | متن آیه = | ||
| معنی آیه = آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همانند کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند | | معنی آیه = آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همانند کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند | ||
| شماره آیه = ۱۹- ۲۲ | | شماره آیه = ۱۹- ۲۲ | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۱: | ||
}} | }} | ||
آیه '''سقایة الحاج''' | آیه '''سقایة الحاج''' از جمله آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن، بر [[افضلیت]] و در نتیجه خلافت بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. براساس احادیث [[تفسیری]] ذیل این آیه که در متون معتبر فریقین و توسط محدثان و [[مفسران]] نامدار و مورد اعتماد [[روایت]] شده، این آیه در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده است. هنگامی که طلحه بن شیبه و عباس با یکدیگر [[تفاخر]] میکردند و یکی سقایت و آب رسانی به حجاج را نشانه [[برتری]] خود معرفی میکرد و دیگری کلید داری و تعمیر [[مسجد الحرام]] را [[فضیلت]] بالاتری میدانست. امیرالمؤمنین{{ع}} با اشاره به [[ایمان]]، [[هجرت]] و [[جهاد]] خود در [[راه خدا]] افضلیت خویش را بر آن دو و بلکه دیگر صحابه، یادآور میشوند. در این هنگام [[خداوند سبحان]] در [[تأیید]] [[ولیّ]] خود، این آیات را نازل میفرماید. | ||
با وجود [[احادیث]] متعددی که این [[آیه]] را در شان امیرالمومین{{ع}} میدانند، برخی [[اهل سنت]] تلاش کردهاند تا با خدشه در صحت آن احادیث و یا پررنگ کردن [[فضائل]] ساختگی دیگران، [[افضلیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} را به حاشیه ببرند تا [[امامت]] آن حضرت از این طریق ثابت نگردد. | |||
== متن آیه == | |||
{{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همانند کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمیکند. آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد. در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست؛ سوره توبه، آیه ۱۹- ۲۲.</ref>. | |||
== [[شان نزول]] [[آیه]] == | == [[شان نزول]] [[آیه]] == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
آیه {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} خبر از حادثهای میدهد که در عصر نبوی رخ داده است و صرفاً بیان یک [[قانون]] کلّی نیست؛ یعنی حقیقتاً چنین مقایسهای انجام شده است. بنابراین، آیه شریفه شأن نزولی دارد، بدین جهت شأن نزولهای متعدّدی برای آن ذکر شده، که خلاصه معروفترین آنها به شرح زیر است: | آیه {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} خبر از حادثهای میدهد که در عصر نبوی رخ داده است و صرفاً بیان یک [[قانون]] کلّی نیست؛ یعنی حقیقتاً چنین مقایسهای انجام شده است. بنابراین، آیه شریفه شأن نزولی دارد، بدین جهت شأن نزولهای متعدّدی برای آن ذکر شده، که خلاصه معروفترین آنها به شرح زیر است: | ||
«عبّاس»، عموی پیامبر و «شیبه» که از [[فرزندان]] عبدالمطّلب است، در [[مسجد الحرام]] با هم گفتوگو میکردند. عبّاس خطاب به شیبه گفت: [[خداوند متعال]] افتخاری نصیب من کرده که نصیب هیچ کس ننموده، و آن {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}<ref>سیراب کردن | «عبّاس»، عموی پیامبر و «شیبه» که از [[فرزندان]] عبدالمطّلب است، در [[مسجد الحرام]] با هم گفتوگو میکردند. عبّاس خطاب به شیبه گفت: [[خداوند متعال]] افتخاری نصیب من کرده که نصیب هیچ کس ننموده، و آن {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}<ref>سیراب کردن حجّاج در «منی» و «عرفات» و «مشعر الحرام» در موسم حج را سقایة الحاج میگویند. سرزمینهای سهگانه فوق، هیچگاه از خود آب نداشته و همواره آب آن از نقاط دیگر تأمین میشده است، حتّی امروزه آب مورد استفاده حجّاج در این امکنه مقدّس سهگانه، از مکّه مکرّمه یا نقاط دیگر از طریق شبکه لولهکشی تأمین میشود. در زمانهای قدیم حجّاج مجبور بودند آب مورد نیازشان را، در ایّامی که در منی و عرفات و مشعر الحرام هستند، از مکّه همراه خویش ببرند. بدین جهت روز هشتم ذیحجّه، که حجّاج در آن زمانها در چنین روزی آب مورد نیاز را تهیّه و بر شتران بار میکردند، «یوم الترویة» (روز برداشتن آب) نامیده شد. به هر حال، عبّاس عموی پیامبر در زمان خودش مسئول آبرسانی به حجّاج بوده و این مسئولیّت، مخصوصاً در آن عصر و زمان، بسیار مهمّ بوده است؛ زیرا ضروریترین نیاز حجّاج در «منی» و «مشعر الحرام» و «عرفات» آب بوده است.</ref> است. «شیبه» در پاسخ گفت: [[خداوند]] افتخار {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}}<ref>با توجّه به اهمّیّت فوق العاده «مسجد الحرام» که به تعبیر قرآن مجید اوّلین خانهای است که ساخته شده و مقدّسترین مکان روی زمین است به گونهای که هر رکعت نماز در آن (طبق برخی روایات) برابر با یک میلیون رکعت نماز در مکانهای دیگر است، مسأله «کلیدداری کعبه» و {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} اهمّیّت ویژهای دارد، کلیددار کعبه مسئول حفظ و حراست و مرمّت و بازسازی کعبه معظّمه و مسجد الحرام بوده است.</ref> را نصیب من کرده است و افتخاری بالاتر از کلیدداری [[کعبه]] وجود ندارد. بنابراین افتخاری که نصیب من شده، بالاتر از افتخار توست. | ||
علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم، و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم، و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم]]{{صل}} رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی [[شکایت]] کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است. | عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم]]{{صل}} رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی [[شکایت]] کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است. | ||
[[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>نک: امینی، عبدالحسین، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۴-۹۶؛ شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref>مکارم شیرازی، | [[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>نک: امینی، عبدالحسین، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۴-۹۶؛ شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref> [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹-۳۲۰.</ref> | ||
هر چند | هر چند علمای امامیه اتفاقنظر دارند که آیه "سقایة الحاج" در شان [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است<ref>استرآبادی، البراهین القاطعة، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۶۰؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۴.</ref>. از منظر [[امامیه]] سند [[شأن نزول آیه]]، معتبر و مصادر آن از موثقترین مصادر در علم حدیث و [[تفسیر]] بوده و از طرق مختلف ذکر شده است<ref>میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.</ref>. برخی از نویسندگان معتقدند با توجه به بازتاب شأن نزول مذکور در کتب [[تفسیری]]، تردیدی در صحت آن وجود ندارد<ref>مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۶؛ مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۲.</ref>. با این حال عدهای دیگر با [[اذعان]] به نزول آیه در منزلت امام علی{{ع}}، خطاب [[آیه]] را عام دانسته که میتواند مصداقهای دیگری را نیز شامل شود<ref>فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۵۵.</ref>. احتمالات دیگری در [[شأن نزول آیه]]<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۷؛ ثعالبی، جواهر الحسان، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۷۰.</ref> در کتب [[شیعه]] و [[اهلسنت]] آمده است<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۱.</ref>. | ||
== شرح و [[تفسیر آیه]]== | == شرح و [[تفسیر آیه]]== | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
# {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}: [[پاداش]] سوم آنها باغهایی از [[بهشت]] است (توجّه داشته باشید که تعبیر به باغها شده است، نه یک باغ) که انواع نعمتهای زائل نشدنی در آن وجود دارد. یکی از [[مشکلات]] و معایب نعمتهای [[دنیا]] ناپایداری آن است؛ امّا نعمتهای [[جهان آخرت]] متزلزل و ناپایدار نیست. | # {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}: [[پاداش]] سوم آنها باغهایی از [[بهشت]] است (توجّه داشته باشید که تعبیر به باغها شده است، نه یک باغ) که انواع نعمتهای زائل نشدنی در آن وجود دارد. یکی از [[مشکلات]] و معایب نعمتهای [[دنیا]] ناپایداری آن است؛ امّا نعمتهای [[جهان آخرت]] متزلزل و ناپایدار نیست. | ||
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}: آیا این جمله اشاره به [[نعمت]] دیگری است که خداوند برای اهل ایمان و جهاد و هجرت در نظر گرفته است؛ نعمتی که علاوه بر قرب الی اللَّه و خشنودی خداوند و باغهای بهشت است؛ نعمتی که نه به [[فکر]] انسان میرسد و نه کسی [[قدرت]] توصیف و شرح آن را دارد، بدین جهت به صورت سربسته بیان شده است؟ یا اشاره به نعمتهای سهگانه سابق دارد و تأکید بر آنهاست؟ هیچ یک از دو احتمال فوق بعید نیست | {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}: آیا این جمله اشاره به [[نعمت]] دیگری است که خداوند برای اهل ایمان و جهاد و هجرت در نظر گرفته است؛ نعمتی که علاوه بر قرب الی اللَّه و خشنودی خداوند و باغهای بهشت است؛ نعمتی که نه به [[فکر]] انسان میرسد و نه کسی [[قدرت]] توصیف و شرح آن را دارد، بدین جهت به صورت سربسته بیان شده است؟ یا اشاره به نعمتهای سهگانه سابق دارد و تأکید بر آنهاست؟ هیچ یک از دو احتمال فوق بعید نیست<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۹۳ ـ ۲۹۹.</ref>. | ||
== [[احادیث]] مرتبط با آیه == | == [[احادیث]] مرتبط با آیه == | ||
[[احادیث]] متعددی در منابع معتبر [[حدیثی]] و [[تفسیری]] و کلامی فریقین در [[تفسیر]] این [[آیات]] وارد شده که [نزول]] این آیات در شان [[امام]] امیرالمومین{{ع}} را بیان میکنند. در | [[احادیث]] متعددی در منابع معتبر [[حدیثی]] و [[تفسیری]] و کلامی فریقین در [[تفسیر]] این [[آیات]] وارد شده که [نزول]] این آیات در شان [[امام]] امیرالمومین{{ع}} را بیان میکنند. «[[محمد بن کعب]] قُرظی گوید: روزی شیبة بن ابی طلحه و مردی دیگر و امیرالمؤمنين{{ع}} با یکدیگر [[تفاخر]] میکردند، شیبه میگفت: «من تعمیر کننده [[مسجد الحرام]] و کلید دار [[خانه خدا]] هستم». عباس میگفت: «من صاحب منصب [[سقایی]] حاجيانم» علی{{ع}} میگفت: «من نمیدانم شما چه میگویید، من قبل از همه به سوی [[قبله]] به [[نماز]] ایستادم و من صاحب [[جهاد در راه خدا]] هستم، در همین رابطه بود که [[آیه]] {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}، نازل شد»<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْن كَعْب القُرْظِي قال: اقْتَخَرَ شَيْبَةُ بن أبي طَلْحَةَ وَ رَجُلُ ذَكَرَ اسْمَهُ وَ عَلَى بن أبي طالب{{ع}}. فَقَالَ شَيْبَةُ بنُ أَبِي طَلْحَةَ: مَعِي مِفْتَاحُ الْبَيْتِ وَلَوْ اَشَاءُ بِتُّ فِيهِ وَ قَالَ ذلك الرَّجُلُ: أَنَا صَاحِبُ السَّقايَةِ وَ لَوْ أَشَاءَ بِتُّ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَالَ عَلَى{{ع}}: مَا أَدْرِي مَا تَقُولَانِ قَدْ صَلَّيْتُ إِلَى الْقِبْلَةِ قَبْلَ النَّاسِ وَأَنَا صَاحِبُ الْجِهَادِ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}}}؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۷.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۶، ص۶۶-۷۶.</ref> | ||
این حدیث که در منابع شیعه وارد شده توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت همچون [[ابن کثیر]]<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[عبدالرزاق صنعانی]]<ref>تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.</ref> و بسیاری دیگر از محدثان، مفسران و متکلمان اهل سنت نقل شده است<ref>جهت کسب اطلاعات بیشتر نک: [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۸۱-۹۰.</ref>. | |||
این حدیث که در منابع شیعه وارد شده توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت همچون [[ابن کثیر]] <ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[عبدالرزاق صنعانی]]<ref>تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.</ref> | |||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
=== دلالت بر افضلیت امیرالمومنین{{ع}} === | === دلالت بر افضلیت امیرالمومنین{{ع}} === | ||
از آنجا که [[فضیلت]] سبقت در ایمان و [[جهاد]] از آنِ علی{{ع}} است و هیچ کس از مردان [[مسلمان]] چنین فضیلتی ندارد، بنابراین علی{{ع}} افضل افراد [[مسلمانان]] است و روشن است که اگر [[خداوند]] بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[نصب]] کند، با وجود «[[افضل]]» به سراغ «[[مفضول]]» و حتّی «[[فاضل]]» نمیرود؛ زیرا [[خداوند حکیم]] است و تقدیم «مفضول» بر «فاضل» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف [[حکمت]] است. از این رو [[فضیلت]] | از آنجا که [[فضیلت]] سبقت در ایمان و [[جهاد]] از آنِ علی{{ع}} است و هیچ کس از مردان [[مسلمان]] چنین فضیلتی ندارد، بنابراین علی{{ع}} افضل افراد [[مسلمانان]] است و روشن است که اگر [[خداوند]] بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[نصب]] کند، با وجود «[[افضل]]» به سراغ «[[مفضول]]» و حتّی «[[فاضل]]» نمیرود؛ زیرا [[خداوند حکیم]] است و تقدیم «مفضول» بر «فاضل» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف [[حکمت]] است. از این رو [[فضیلت]] سبقت در ایمان و جهاد امام علی{{ع}} بر دیگران، اگر [[خدا]] بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبر{{صل}} [[انتخاب]] کند، «[[افضل]]» را بر «[[مفضول]]» و «[[فاضل]]» مقدم میکند؛ زیرا [[خداوند حکیم]] است و تقدیم «مفضول» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف [[حکمت]] است و اگر مسئله خلافت انتخابی هم باشد، عقلا و [[خردمندان]] نیز با وجود «افضل» به سراغ «فاضل» یا «مفضول» نمیروند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۳۴.</ref>. | ||
=== دلالت بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | === دلالت بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | ||
[[متکلمان]] و [[مفسران شیعه]] معتقدند [[آیه]] "سقایهالحاج" در بیان [[افضلیت امام علی]]{{ع}} نازل شده <ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ۱۳۷۹ش، ص۸۵؛ جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت{{عم}}، ۱۴۲۶ش، ج۲۲، ص۱۸</ref> و دلالت بر [[برتری امام]] بر دیگر [[صحابه]] دارد <ref>میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶</ref> و | [[متکلمان]] و [[مفسران شیعه]] معتقدند [[آیه]] "سقایهالحاج" در بیان [[افضلیت امام علی]]{{ع}} نازل شده<ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ۱۳۷۹ش، ص۸۵؛ جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت{{عم}}، ۱۴۲۶ش، ج۲۲، ص۱۸.</ref> و دلالت بر [[برتری امام]] بر دیگر [[صحابه]] دارد<ref>میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.</ref> و اولویت [[امام علی]]{{ع}} را در [[ولایت]] و [[خلافت]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} به [[اثبات]] میرساند<ref>شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۲۸؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۵؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹.</ref>. همچنین گفته شده دلالت این آیه بر [[ولایت حضرت علی]]{{ع}} واضح است<ref>سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۵۱؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۳.</ref>؛ چراکه به اتفاق همه، [[امام]] در [[ایمان]]، [[هجرت]] و [[جهاد]] از همه صحابه [[برتر]] بود. <ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۷.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۳۴.</ref> | ||
[[علاّمه حلّی]] در بیان [[ادله امامت]] و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین{{ع}} مینویسد: «[[برهان]] هفدهم قول [[خدای تعالی]] است که میفرماید: {{متن قرآن|الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ}}، رزین بن معاویه در الجمع بین الصحاح السته [[روایت]] کرده است که این آیه در شأن علی{{ع}} نازل شده است. آنگاه که طلحة بن شیبه و عباس به هم [[تفاخر]] میکردند و این فضیلتی است که برای هیچ یک از [[صحابه]] غیر او حاصل نشده است. پس او [[افضل]] و در نتیجه همو [[امام]] است»<ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۲۹.</ref>. | |||
[[ | [[سید]] شرفالدین نیز در کتاب ارزشمند المراجعات مینویسد: «درباره ایشان و درباره کسانی که به واسطه آب رسانی به [[حاجیان]] تعمیر [[مسجد الحرام]] برایشان فخر میفروختند، [[خدای تعالی]] این [[آیه]] را نازل فرمود که: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ...}}<ref>المراجعات، ص۹۷.</ref> وی در حاشیه این عبارت مینویسد: «این آیه درباره علی{{ع}}، عمویش عباس و طلحة بن شیبه نازل شد و مناسبت آن این است که آنان بر یکدیگر فخر میفروختند. [[طلحه]] گفت: من ملازم [[خانه]] خدایم و کلیدهای آن در دست من و پوشاندنش بر عهده من است. [[ابن عباس]] گفت: من [[مسئول]] آب رسانی و برپا دارنده آن هستم. علی{{ع}} نیز فرمود: نمیدانم این دو چه میگویند. به تحقیق شش ماه پیش از [[مردم]] [[نماز]] خواندم، در حالی که صاحب [[جهاد]] هستم. پس خدای تعالی این آیه را نازل کرد. | ||
این [[حدیثی]] است که امام واحدی در معنای آیه، در کتاب اسباب النزول از [[حسن بصری]]، شعبی و [[قرطبی]] نقل کرده است. وی از [[ابن سیرین]] و مرّه همدانی نقل کرده که علی{{ع}} به عباس فرمود: آیا تو [[هجرت]] کردی؟ آیا تو به [[پیامبر]]{{صل}} پیوستی؟ عباس گفت: آیا در من ویژگی [[برتر]] از هجرت نیست؟ آیا من حاجیان [[خانه خدا]] را آب رسانی و مسجد الحرام را آباد نمیکنم؟ پس این آیه نازل شد<ref>المراجعات، ص۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۶۹-۷۲.</ref> | |||
این [[حدیثی]] است که امام واحدی در معنای آیه، در کتاب | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| '''آیات ولایت در قرآن''']] | # [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| '''آیات ولایت در قرآن''']] | ||
# [[پرونده:Jawahir-kalam-6.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']] | |||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|'''تفسیر اهل بیت''']]، ج۶ | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۴
| آیه سقایة الحاج | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۱۹- ۲۲ سورهٔ توبه از جزء ۱۰ قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| مصادیق برای آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| دلالت آیه |
|
آیه سقایة الحاج از جمله آیاتی که با توجه به احادیث ذیل آن، بر افضلیت و در نتیجه خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. براساس احادیث تفسیری ذیل این آیه که در متون معتبر فریقین و توسط محدثان و مفسران نامدار و مورد اعتماد روایت شده، این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. هنگامی که طلحه بن شیبه و عباس با یکدیگر تفاخر میکردند و یکی سقایت و آب رسانی به حجاج را نشانه برتری خود معرفی میکرد و دیگری کلید داری و تعمیر مسجد الحرام را فضیلت بالاتری میدانست. امیرالمؤمنین(ع) با اشاره به ایمان، هجرت و جهاد خود در راه خدا افضلیت خویش را بر آن دو و بلکه دیگر صحابه، یادآور میشوند. در این هنگام خداوند سبحان در تأیید ولیّ خود، این آیات را نازل میفرماید.
با وجود احادیث متعددی که این آیه را در شان امیرالمومین(ع) میدانند، برخی اهل سنت تلاش کردهاند تا با خدشه در صحت آن احادیث و یا پررنگ کردن فضائل ساختگی دیگران، افضلیت امیرالمؤمنین(ع) را به حاشیه ببرند تا امامت آن حضرت از این طریق ثابت نگردد.
متن آیه
﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾[۱].
شان نزول آیه
آیه ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ خبر از حادثهای میدهد که در عصر نبوی رخ داده است و صرفاً بیان یک قانون کلّی نیست؛ یعنی حقیقتاً چنین مقایسهای انجام شده است. بنابراین، آیه شریفه شأن نزولی دارد، بدین جهت شأن نزولهای متعدّدی برای آن ذکر شده، که خلاصه معروفترین آنها به شرح زیر است:
«عبّاس»، عموی پیامبر و «شیبه» که از فرزندان عبدالمطّلب است، در مسجد الحرام با هم گفتوگو میکردند. عبّاس خطاب به شیبه گفت: خداوند متعال افتخاری نصیب من کرده که نصیب هیچ کس ننموده، و آن ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾[۲] است. «شیبه» در پاسخ گفت: خداوند افتخار ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾[۳] را نصیب من کرده است و افتخاری بالاتر از کلیدداری کعبه وجود ندارد. بنابراین افتخاری که نصیب من شده، بالاتر از افتخار توست.
علی(ع) که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از سلام و ادای احترام، اجازه خواست سخنی بگوید، اجازه سخن داده شد. حضرت فرمود: «خداوند افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما ایمان آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه هجرت کردم، و در راه خدا با مال و جانم جهاد نمودم! و شما و امثال شما، به برکت جهاد من و امثال من مسلمان شدید و اسلام را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ یا ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ نیست، بلکه «ایمان به خدا» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است.
عبّاس عموی پیامبر و علی(ع)، با شنیدن این سخن خشمگین و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم]](ص) رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی شکایت کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است.
پیامبر شخصی را به دنبال علی(ع) فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر(ص) رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن حقّ من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای پیامبر اسلام(ص) بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و تمجید از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی(ع) را تأیید کرد[۴].[۵]
هر چند علمای امامیه اتفاقنظر دارند که آیه "سقایة الحاج" در شان امام علی(ع) نازل شده است[۶]. از منظر امامیه سند شأن نزول آیه، معتبر و مصادر آن از موثقترین مصادر در علم حدیث و تفسیر بوده و از طرق مختلف ذکر شده است[۷]. برخی از نویسندگان معتقدند با توجه به بازتاب شأن نزول مذکور در کتب تفسیری، تردیدی در صحت آن وجود ندارد[۸]. با این حال عدهای دیگر با اذعان به نزول آیه در منزلت امام علی(ع)، خطاب آیه را عام دانسته که میتواند مصداقهای دیگری را نیز شامل شود[۹]. احتمالات دیگری در شأن نزول آیه[۱۰] در کتب شیعه و اهلسنت آمده است[۱۱].
شرح و تفسیر آیه
ایمان به خدا، برتر از هر چیز!
﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ﴾: آیا سیراب کردن حجّاج و عمران و آباد کردن مسجد الحرام را مانند کسی قرار میدهید که ایمان به خدا و روز قیامت داشته و در راه خدا جهاد میکند؟» از تعبیر آیه شریفه معلوم میشود که چنین مقایسهای انجام شده و کسی ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ و ﴿وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ را در ردیف «ایمان به خدا» و «جهاد در راه خدا» دانسته است ولی خداوند متعال این مقایسه را صحیح نمیداند و «ایمان به خدا و قیامت» و «جهاد فی سبیل اللَّه» را قابل مقایسه با ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ و ﴿وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ نمیداند. چرا که بدون شک ایمان و جهاد، برتر از آن دو است.
﴿وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾: شاید این تعبیر اشاره به این باشد که نه تنها مقایسه مذکور صحیح نمیباشد و «ایمان» و «جهاد» برتر از ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ و ﴿وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ است، بلکه این مقایسه، نوعی ظلم و ستم به کسی است که سبقت در ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد فی سبیل اللَّه داشته است.
﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ﴾: خداوند پس از اینکه در آیه اوّل اصل آن مقایسه را رد میکند و آن را نوعی ظلم تلقّی مینماید، در این آیه تصریح میکند که ایمان و هجرت و جهاد، مهمتر و باارزشتر است.
﴿يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ﴾: خداوند متعال پس از مردود دانستن مقایسه بین «ایمان» و «جهاد» و «هجرت» از یک سو، و ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾ و ﴿وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ از سوی دیگر، و تصریح بر اینکه سه امر اوّل ارزشمندتر است، در دو آیه بعد به کسانی که اهل ایمان و جهاد و هجرت هستند، بشارتهایی میدهد. به این بشارتها توجّه کنید:
- خداوند به این انسانها بشارت رحمت خویش و قرب الی اللَّه را میدهد.
- دومین بشارت معنوی برای این افراد خشنودی خداوند است و چه نعمتی بالاتر از این که انسان بداند محبوبش از او خشنود و راضی است.
- ﴿وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا﴾: پاداش سوم آنها باغهایی از بهشت است (توجّه داشته باشید که تعبیر به باغها شده است، نه یک باغ) که انواع نعمتهای زائل نشدنی در آن وجود دارد. یکی از مشکلات و معایب نعمتهای دنیا ناپایداری آن است؛ امّا نعمتهای جهان آخرت متزلزل و ناپایدار نیست.
﴿إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾: آیا این جمله اشاره به نعمت دیگری است که خداوند برای اهل ایمان و جهاد و هجرت در نظر گرفته است؛ نعمتی که علاوه بر قرب الی اللَّه و خشنودی خداوند و باغهای بهشت است؛ نعمتی که نه به فکر انسان میرسد و نه کسی قدرت توصیف و شرح آن را دارد، بدین جهت به صورت سربسته بیان شده است؟ یا اشاره به نعمتهای سهگانه سابق دارد و تأکید بر آنهاست؟ هیچ یک از دو احتمال فوق بعید نیست[۱۲].
احادیث مرتبط با آیه
احادیث متعددی در منابع معتبر حدیثی و تفسیری و کلامی فریقین در تفسیر این آیات وارد شده که [نزول]] این آیات در شان امام امیرالمومین(ع) را بیان میکنند. «محمد بن کعب قُرظی گوید: روزی شیبة بن ابی طلحه و مردی دیگر و امیرالمؤمنين(ع) با یکدیگر تفاخر میکردند، شیبه میگفت: «من تعمیر کننده مسجد الحرام و کلید دار خانه خدا هستم». عباس میگفت: «من صاحب منصب سقایی حاجيانم» علی(ع) میگفت: «من نمیدانم شما چه میگویید، من قبل از همه به سوی قبله به نماز ایستادم و من صاحب جهاد در راه خدا هستم، در همین رابطه بود که آیه ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾، نازل شد»[۱۳].[۱۴]
این حدیث که در منابع شیعه وارد شده توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت همچون ابن کثیر[۱۵] عبدالرزاق صنعانی[۱۶] و بسیاری دیگر از محدثان، مفسران و متکلمان اهل سنت نقل شده است[۱۷].
دلالت آیه
دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع)
از آنجا که فضیلت سبقت در ایمان و جهاد از آنِ علی(ع) است و هیچ کس از مردان مسلمان چنین فضیلتی ندارد، بنابراین علی(ع) افضل افراد مسلمانان است و روشن است که اگر خداوند بخواهد جانشینی برای پیامبرش نصب کند، با وجود «افضل» به سراغ «مفضول» و حتّی «فاضل» نمیرود؛ زیرا خداوند حکیم است و تقدیم «مفضول» بر «فاضل» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف حکمت است. از این رو فضیلت سبقت در ایمان و جهاد امام علی(ع) بر دیگران، اگر خدا بخواهد جانشینی برای پیامبر(ص) انتخاب کند، «افضل» را بر «مفضول» و «فاضل» مقدم میکند؛ زیرا خداوند حکیم است و تقدیم «مفضول» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف حکمت است و اگر مسئله خلافت انتخابی هم باشد، عقلا و خردمندان نیز با وجود «افضل» به سراغ «فاضل» یا «مفضول» نمیروند[۱۸].
دلالت بر امامت امیرالمؤمنین(ع)
متکلمان و مفسران شیعه معتقدند آیه "سقایهالحاج" در بیان افضلیت امام علی(ع) نازل شده[۱۹] و دلالت بر برتری امام بر دیگر صحابه دارد[۲۰] و اولویت امام علی(ع) را در ولایت و خلافت بعد از پیامبر(ص) به اثبات میرساند[۲۱].[۲۲]. همچنین گفته شده دلالت این آیه بر ولایت حضرت علی(ع) واضح است[۲۳]؛ چراکه به اتفاق همه، امام در ایمان، هجرت و جهاد از همه صحابه برتر بود. [۲۴].[۲۵]
علاّمه حلّی در بیان ادله امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) مینویسد: «برهان هفدهم قول خدای تعالی است که میفرماید: ﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ﴾، رزین بن معاویه در الجمع بین الصحاح السته روایت کرده است که این آیه در شأن علی(ع) نازل شده است. آنگاه که طلحة بن شیبه و عباس به هم تفاخر میکردند و این فضیلتی است که برای هیچ یک از صحابه غیر او حاصل نشده است. پس او افضل و در نتیجه همو امام است»[۲۶].
سید شرفالدین نیز در کتاب ارزشمند المراجعات مینویسد: «درباره ایشان و درباره کسانی که به واسطه آب رسانی به حاجیان تعمیر مسجد الحرام برایشان فخر میفروختند، خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ...﴾[۲۷] وی در حاشیه این عبارت مینویسد: «این آیه درباره علی(ع)، عمویش عباس و طلحة بن شیبه نازل شد و مناسبت آن این است که آنان بر یکدیگر فخر میفروختند. طلحه گفت: من ملازم خانه خدایم و کلیدهای آن در دست من و پوشاندنش بر عهده من است. ابن عباس گفت: من مسئول آب رسانی و برپا دارنده آن هستم. علی(ع) نیز فرمود: نمیدانم این دو چه میگویند. به تحقیق شش ماه پیش از مردم نماز خواندم، در حالی که صاحب جهاد هستم. پس خدای تعالی این آیه را نازل کرد.
این حدیثی است که امام واحدی در معنای آیه، در کتاب اسباب النزول از حسن بصری، شعبی و قرطبی نقل کرده است. وی از ابن سیرین و مرّه همدانی نقل کرده که علی(ع) به عباس فرمود: آیا تو هجرت کردی؟ آیا تو به پیامبر(ص) پیوستی؟ عباس گفت: آیا در من ویژگی برتر از هجرت نیست؟ آیا من حاجیان خانه خدا را آب رسانی و مسجد الحرام را آباد نمیکنم؟ پس این آیه نازل شد[۲۸].[۲۹]
منابع
پانویس
- ↑ آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همانند کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمیکند. آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد. در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست؛ سوره توبه، آیه ۱۹- ۲۲.
- ↑ سیراب کردن حجّاج در «منی» و «عرفات» و «مشعر الحرام» در موسم حج را سقایة الحاج میگویند. سرزمینهای سهگانه فوق، هیچگاه از خود آب نداشته و همواره آب آن از نقاط دیگر تأمین میشده است، حتّی امروزه آب مورد استفاده حجّاج در این امکنه مقدّس سهگانه، از مکّه مکرّمه یا نقاط دیگر از طریق شبکه لولهکشی تأمین میشود. در زمانهای قدیم حجّاج مجبور بودند آب مورد نیازشان را، در ایّامی که در منی و عرفات و مشعر الحرام هستند، از مکّه همراه خویش ببرند. بدین جهت روز هشتم ذیحجّه، که حجّاج در آن زمانها در چنین روزی آب مورد نیاز را تهیّه و بر شتران بار میکردند، «یوم الترویة» (روز برداشتن آب) نامیده شد. به هر حال، عبّاس عموی پیامبر در زمان خودش مسئول آبرسانی به حجّاج بوده و این مسئولیّت، مخصوصاً در آن عصر و زمان، بسیار مهمّ بوده است؛ زیرا ضروریترین نیاز حجّاج در «منی» و «مشعر الحرام» و «عرفات» آب بوده است.
- ↑ با توجّه به اهمّیّت فوق العاده «مسجد الحرام» که به تعبیر قرآن مجید اوّلین خانهای است که ساخته شده و مقدّسترین مکان روی زمین است به گونهای که هر رکعت نماز در آن (طبق برخی روایات) برابر با یک میلیون رکعت نماز در مکانهای دیگر است، مسأله «کلیدداری کعبه» و ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ اهمّیّت ویژهای دارد، کلیددار کعبه مسئول حفظ و حراست و مرمّت و بازسازی کعبه معظّمه و مسجد الحرام بوده است.
- ↑ نک: امینی، عبدالحسین، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۴-۹۶؛ شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۲۹-۳۲۰.
- ↑ استرآبادی، البراهین القاطعة، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۶۰؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۴.
- ↑ میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
- ↑ مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۶؛ مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۲.
- ↑ فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۵۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۷؛ ثعالبی، جواهر الحسان، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۷۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۱.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۹۳ ـ ۲۹۹.
- ↑ «عَنْ مُحَمَّدِ بْن كَعْب القُرْظِي قال: اقْتَخَرَ شَيْبَةُ بن أبي طَلْحَةَ وَ رَجُلُ ذَكَرَ اسْمَهُ وَ عَلَى بن أبي طالب(ع). فَقَالَ شَيْبَةُ بنُ أَبِي طَلْحَةَ: مَعِي مِفْتَاحُ الْبَيْتِ وَلَوْ اَشَاءُ بِتُّ فِيهِ وَ قَالَ ذلك الرَّجُلُ: أَنَا صَاحِبُ السَّقايَةِ وَ لَوْ أَشَاءَ بِتُّ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَالَ عَلَى(ع): مَا أَدْرِي مَا تَقُولَانِ قَدْ صَلَّيْتُ إِلَى الْقِبْلَةِ قَبْلَ النَّاسِ وَأَنَا صَاحِبُ الْجِهَادِ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ﴾»؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۷.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۶، ص۶۶-۷۶.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.
- ↑ تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.
- ↑ جهت کسب اطلاعات بیشتر نک: حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۸۱-۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۳۴.
- ↑ علامه حلی، منهاج الکرامة، ۱۳۷۹ش، ص۸۵؛ جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت(ع)، ۱۴۲۶ش، ج۲۲، ص۱۸.
- ↑ میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
- ↑ شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۲۸؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۵؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۲۹.
- ↑ سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۵۱؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۳.
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۳۴.
- ↑ علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۲۹.
- ↑ المراجعات، ص۹۷.
- ↑ المراجعات، ص۹۷.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۶۹-۷۲.