الگو:مدخل امام علی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==[[ازدواج حضرت علی]] با [[فاطمه زهرا]]{{س}} در دایره المعارف صحابه پیامبر== | |||
*[[رسول خدا]]{{صل}} دو ماه پس از ورود به [[مدینه]]، [[زهرا]]{{س}} را به همسری [[علی]]{{ع}} درآورد؛ این در حالی بود که گروهی از [[مهاجران]]، [[زهرا]] را از [[رسول خدا]]{{صل}} خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بودند و هنگامی که این [[ازدواج]] صورت گرفت، از آن [[حضرت]] [[گله]] کردند و آن [[حضرت]]{{صل}} به آنها فرمود: "من او را به همسری [[علی]] در نیاوردم، بلکه [[خدا]] او را به همسری [[علی]] درآورد"<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۴۱.</ref>. [[سعید بن مسیب]] [[نقل]] میکند: به [[علی بن حسین]]{{ع}} گفتم: چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} [[فاطمه]] را به همسری [[علی]]{{ع}} درآورد؟ فرمود: "یک سال پس از [[هجرت به مدینه]] و در آن هنگام [[فاطمه]] نُه ساله بود"<ref>روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۳۴۰.</ref>. | |||
*[[امام باقر]]{{ع}} در این باره فرموده است: "[[علی بن ابیطالب]]{{ع}} چند [[شب]] باقی مانده از ماه صفر تا شروع [[سال دوم هجری]]، با [[فاطمه]]{{ع}} [[ازدواج]] کرد"<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۱۲۴.</ref>. | |||
*[[رسول خدا]]{{صل}} در اول ذی الحجه [[سال دوم هجری]] [[فاطمه]]{{س}} را به [[خانه]] [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} فرستاد. پس فاصله زمان [[عقد]] تا [[عروسی]] تقریباً ده ماه بوده است<ref>تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: حسینعلی عربی)، ج۲، ص۲۵۰.</ref>. | |||
*وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} مشغول ساختن [[خانه]] خود بود، [[حضرت]] [[زهرا]] نزد ایشان [[زندگی]] میکرد. در این هنگام [[ابوبکر]] از او خواستگاری کرد و آن [[حضرت]]{{صل}} در جواب فرمود: "منتظر امر خدای -عز و جل- هستم". سپس [[عمر]] به خواستگاری آمد که [[پیامبر]]{{صل}} همین جواب را به او داد. آنگاه به [[علی]]{{ع}} گفتند: چرا از [[فاطمه]] خواستگاری نمیکنی؟ | |||
*فرمود: "به [[خدا]] قسم که چیزی ندارم". به ایشان گفتند: [[رسول خدا]]{{صل}} از تو چیزی نمیخواهد. [[علی]]{{ع}} نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد؛ ولی [[حیا]] کرد که خواست خود را مطرح کند و بازگشت. سپس روز دوم نیز آمد ولی باز [[حیا]] کرد و بازگشت. آنگاه در روز سوم آمد که [[رسول خدا]]{{صل}} از او پرسید: ای [[علی]]! آیا خواستهای داری؟ فرمود: "بله یا [[رسول خدا]]{{صل}}!" [[رسول خدا]]{{صل}} به او فرمود: "شاید برای خواستگاری آمدهای؟" [[علی]]{{ع}} عرض کرد: "بله، یا [[رسول الله]]". [[پیامبر]]{{صل}} به او فرمود: "آیا چیزی نزد خود داری؟ [[علی]]{{ع}} گفت: "ای [[رسول خدا]]، چیزی جز [[زره]] خود ندارم"<ref>اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۱۶۱.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} [[فاطمه]]{{س}} را با [[دوازده]] و نیم أوقیه طلا به همسری [[علی]]{{ع}} درآورد و زرهاش را به وی بازگردانید. سپس [[رسول خدا]]{{صل}} به [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرمود: "خانهای تهیه کن تا [[فاطمه]] را به خانهات بفرستم". [[امام علی]]{{ع}} عرض کرد: "یا [[رسول الله]]، من خانهای جز [[خانه]] [[حارثة بن نعمان]] ندارم". [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "ما در برابر حارثه شرمنده هستیم که همه خانههایش را از او گرفتیم". وقتی این خبر به حارثه رسید، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: "ای [[رسول خدا]]! من و اموالم برای [[خدا]] و [[رسول]] او هستیم؛ به [[خدا]] [[سوگند]]، چیزی نزد من محبوبتر از چیزی که شما آن را بگیرید نیست و چیزی که شما آن را میگیرید برای من محبوبترست از چیزی که باقی میگذارید". پس [[رسول خدا]]{{صل}} برای وی [[دعا]] فرمودند <ref>اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۱۶۱.</ref>. | |||
*در این باره از [[ابن عباس]] چنین [[نقل]] شده: در [[شب]] [[عروسی]] [[علی]]{{ع}} با [[زهرا]]{{س}}، [[پیامبر]]{{صل}} رو به [[زنان]] کرد و فرمود: "همانا دخترم را به همسری پسر عمویم درآوردم و شما [[مقام]] و [[منزلت]] دخترم را نزد من میدانید و حال او را به [[علی]] سپردهام؛ پس به حال او بهتر از [[دختران]] خویش رسیدگی کنید". [[زنان]] در اتاق [[فاطمه]] فرشی از لیف و یک بالش و پردهای خیبری و یک تشت لباسشویی گذاشتند و [[ام ایمن]] هم دربان شد. سپس آنها برخاستند و بر [[حضرت]] [[زهرا]] زیورهایی آویخته، و او را خوشبو کردند و [[رسول خدا]]{{صل}} [[بلال]] را فرا خواند و به او فرمود: "حال که [[شب]] [[ازدواج]] دخترم با پسر عمویم است، دوست دارم از سنتهای [[امت]] من این باشد که در هنگام [[ازدواج]]، [[ولیمه]] بدهند. پس برو و گوسفندی و پنج مدّ جو تهیه کن تا [[مهاجران]] و [[انصار]] را برای خوردن [[ولیمه]] [[دعوت]] کنم". [[بلال]] آنها را آماده کرد و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد. سپس [[پیامبر]]{{صل}} به او فرمود: "ای [[بلال]]، [[مردم]] را [[دعوت]] کن که دسته دسته به [[مسجد]] بیایند". [[مردم]] گروه گروه به [[مسجد]] میآمدند و پس از خوردن [[غذا]] میرفتند تا اینکه همگی [[غذا]] خوردند و مقداری [[غذا]] باقی ماند. [[رسول خدا]]{{صل}} مقداری از غذای باقیمانده را به [[بلال]] داد و به او گفت: "اینها را نزد [[زنان]] ببر و به آنها بگو: این [[غذا]] را بخورید و به کسانی که با شما هستند نیز بدهید". | |||
*[[رسول خدا]]{{صل}} به همراه [[علی]]{{ع}} به خانهاش آمد و [[فاطمه]] را صدا زد. هنگامی که [[فاطمه]] جلو آمد، همسرش را دید که با [[رسول]] خداست. [[پیامبر]]{{صل}} به وی فرمود: "نزدیک بیا". [[فاطمه]] به [[پدر]] نزدیک شد. آن [[حضرت]] [[دست]] [[فاطمه]] و [[علی]]{{ع}} را گرفت و هنگامی که خواست [[دست]] [[فاطمه]]{{س}} را در [[دست]] [[علی]]{{ع}} قرار دهد، [[دل]] [[فاطمه]] گرفت و [[اشک]] او جاری شد! [[پیامبر]]{{صل}} احتمال داد که شاید [[گریه]] [[فاطمه]] به این سبب باشد که [[علی]]{{ع}} [[دارایی]] چندانی ندارد. پس آن [[حضرت]] به [[فاطمه]] فرمود: "چه چیز باعث [[گریه]] تو شده است؟! به [[خدا]] قسم، من در [[حق]] تو کوتاهی نکردهام و [[قدر]] تو را گرامی داشته و تو را به [[ازدواج]] [[بهترین]] [[فرد]] خاندانم در آوردهام. و به [[خدا]] [[سوگند]]، [[علی]] آقای [[دنیا]] و [[آخرت]] و از [[صالحان]] است". [[فاطمه]] آرام گرفت و دستش را در [[دست]] [[پیامبر]]{{صل}} قرار داد و آن [[حضرت]] [[دست]] او را در [[دست]] [[علی]]{{ع}} گذاشت و فرمود: "به سوی [[خانه]] خودتان بروید؛ [[خداوند]] این [[ازدواج]] را بر شما [[مبارک]] گرداند و کارهایتان را [[اصلاح]] کند؛ شما هم چنان باشید تا دوباره برگردم". آنها جلو رفتند و در جای مخصوصی نشستند و [[زنان پیامبر]]{{صل}} نیز در پشت پرده بودند. پس از دقایقی [[رسول خدا]]{{صل}} بازگشت و در زد. [[ام ایمن]] گفت: کیست؟ [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: "من [[رسول خدا]] هستم". [[ام ایمن]] در حالی که میگفت: [[پدر]] و مادرم فدایت باد، در را باز کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} از او پرسید: آیا برادرم این جاست ای [[ام ایمن]]؟ او جواب داد: برادرت کیست یا [[رسول الله]]؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[علی بن ابی طالب]]". [[ام ایمن]] گفت: "ای [[رسول خدا]] آیا او [[برادر]] توست در حالی که داماد توست؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "بله"، آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} به [[خانه]] داخل شد و وقتی که [[زنان]] از پشت پرده ایشان را دیدند از جای خود برخاستند و به سرعت از [[خانه]] خارج شدند و وقتی که [[اسماء بنت یزید]] انصاریه ایشان را دید، آماده رفتن شد که [[رسول خدا]]{{صل}} به او فرمود: "تو در این جا چه میکنی؟" او گفت: "من از دخترت [[مراقبت]] میکنم. [[دختران]] [[جوان]] در [[شب]] [[ازدواج]] به [[همراهی]] احتیاج دارند تا اگر حاجتی داشتند یا چیزی خواستند برایشان انجام دهند". [[رسول خدا]]{{صل}} به او فرمود: "از [[خدا]] میخواهم که در همه حال نگهدار تو باشد و تو را از [[شرّ]] [[شیطان]] در [[امان]] نگه دارد. برایم ظرف آبی بیاور". [[اسماء]] برخاست و ظرفی را از آب پر کرد و آورد. [[رسول خدا]]{{صل}} صورت و پاهایش را با آن شست و مقداری از آن را مضمضه کرد. سپس [[فاطمه]] را فرا خواند. [[فاطمه]] در حالی که [[لباس]] بزرگ و نقابی بر چهره داشت نزد آن [[حضرت]] آمد. آن [[حضرت]] کفی از آب برداشت و آن را بر سر او پاشید و [[کف]] دیگری برداشت و بر دستهایش پاشید. آنگاه مقداری هم به گردن و بدنش پاشید. سپس فرمود: "خدایا! [[فاطمه]] از من و من از [[فاطمه]] هستم؛ پس همان طور که [[پلیدی]] را از من دور کردی و مرا [[پاک]] ساختی، او را هم [[پاک]] قرار ده". پس از آن به او فرمود: "از آن آب بخور و [[رؤیت]] را با آن بشوی و با آن مضمضه و استنشاق کن". سپس ظرف دیگری از آب [[طلب]] کرد و [[علی]]{{ع}} را فرا خواند و همین [[کارها]] را انجام داد و برای او به همین صورت [[دعا]] کرد و آنگاه فرمود: "خداوند دلهایتان را به هم نزدیک و [[مهربان]] کند و [[نسل]] شما را [[مبارک]] گرداند و کارهای شما را [[اصلاح]] کند. بلند شوید و به خانهتان بروید". سپس از نزد آنها خارج شد و در را بر روی آنها بست و به حجره خود داخل شد و در را بست<ref>رک: تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی، ج۲، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۱۸.</ref> | |||
==جستارهای وابسته (امام علی)== | ==جستارهای وابسته (امام علی)== | ||
{{فهرست اثر}} | {{فهرست اثر}} | ||
نسخهٔ ۲۳ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۴۲
ازدواج حضرت علی با فاطمه زهرا(س) در دایره المعارف صحابه پیامبر
- رسول خدا(ص) دو ماه پس از ورود به مدینه، زهرا(س) را به همسری علی(ع) درآورد؛ این در حالی بود که گروهی از مهاجران، زهرا را از رسول خدا(ص) خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بودند و هنگامی که این ازدواج صورت گرفت، از آن حضرت گله کردند و آن حضرت(ص) به آنها فرمود: "من او را به همسری علی در نیاوردم، بلکه خدا او را به همسری علی درآورد"[۱]. سعید بن مسیب نقل میکند: به علی بن حسین(ع) گفتم: چه وقت رسول خدا(ص) فاطمه را به همسری علی(ع) درآورد؟ فرمود: "یک سال پس از هجرت به مدینه و در آن هنگام فاطمه نُه ساله بود"[۲].
- امام باقر(ع) در این باره فرموده است: "علی بن ابیطالب(ع) چند شب باقی مانده از ماه صفر تا شروع سال دوم هجری، با فاطمه(ع) ازدواج کرد"[۳].
- رسول خدا(ص) در اول ذی الحجه سال دوم هجری فاطمه(س) را به خانه امیرالمؤمنین علی(ع) فرستاد. پس فاصله زمان عقد تا عروسی تقریباً ده ماه بوده است[۴].
- وقتی رسول خدا(ص) مشغول ساختن خانه خود بود، حضرت زهرا نزد ایشان زندگی میکرد. در این هنگام ابوبکر از او خواستگاری کرد و آن حضرت(ص) در جواب فرمود: "منتظر امر خدای -عز و جل- هستم". سپس عمر به خواستگاری آمد که پیامبر(ص) همین جواب را به او داد. آنگاه به علی(ع) گفتند: چرا از فاطمه خواستگاری نمیکنی؟
- فرمود: "به خدا قسم که چیزی ندارم". به ایشان گفتند: رسول خدا(ص) از تو چیزی نمیخواهد. علی(ع) نزد رسول خدا(ص) آمد؛ ولی حیا کرد که خواست خود را مطرح کند و بازگشت. سپس روز دوم نیز آمد ولی باز حیا کرد و بازگشت. آنگاه در روز سوم آمد که رسول خدا(ص) از او پرسید: ای علی! آیا خواستهای داری؟ فرمود: "بله یا رسول خدا(ص)!" رسول خدا(ص) به او فرمود: "شاید برای خواستگاری آمدهای؟" علی(ع) عرض کرد: "بله، یا رسول الله". پیامبر(ص) به او فرمود: "آیا چیزی نزد خود داری؟ علی(ع) گفت: "ای رسول خدا، چیزی جز زره خود ندارم"[۵]. رسول خدا(ص) فاطمه(س) را با دوازده و نیم أوقیه طلا به همسری علی(ع) درآورد و زرهاش را به وی بازگردانید. سپس رسول خدا(ص) به علی بن ابیطالب(ع) فرمود: "خانهای تهیه کن تا فاطمه را به خانهات بفرستم". امام علی(ع) عرض کرد: "یا رسول الله، من خانهای جز خانه حارثة بن نعمان ندارم". رسول خدا(ص) فرمود: "ما در برابر حارثه شرمنده هستیم که همه خانههایش را از او گرفتیم". وقتی این خبر به حارثه رسید، نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: "ای رسول خدا! من و اموالم برای خدا و رسول او هستیم؛ به خدا سوگند، چیزی نزد من محبوبتر از چیزی که شما آن را بگیرید نیست و چیزی که شما آن را میگیرید برای من محبوبترست از چیزی که باقی میگذارید". پس رسول خدا(ص) برای وی دعا فرمودند [۶].
- در این باره از ابن عباس چنین نقل شده: در شب عروسی علی(ع) با زهرا(س)، پیامبر(ص) رو به زنان کرد و فرمود: "همانا دخترم را به همسری پسر عمویم درآوردم و شما مقام و منزلت دخترم را نزد من میدانید و حال او را به علی سپردهام؛ پس به حال او بهتر از دختران خویش رسیدگی کنید". زنان در اتاق فاطمه فرشی از لیف و یک بالش و پردهای خیبری و یک تشت لباسشویی گذاشتند و ام ایمن هم دربان شد. سپس آنها برخاستند و بر حضرت زهرا زیورهایی آویخته، و او را خوشبو کردند و رسول خدا(ص) بلال را فرا خواند و به او فرمود: "حال که شب ازدواج دخترم با پسر عمویم است، دوست دارم از سنتهای امت من این باشد که در هنگام ازدواج، ولیمه بدهند. پس برو و گوسفندی و پنج مدّ جو تهیه کن تا مهاجران و انصار را برای خوردن ولیمه دعوت کنم". بلال آنها را آماده کرد و نزد رسول خدا(ص) آورد. سپس پیامبر(ص) به او فرمود: "ای بلال، مردم را دعوت کن که دسته دسته به مسجد بیایند". مردم گروه گروه به مسجد میآمدند و پس از خوردن غذا میرفتند تا اینکه همگی غذا خوردند و مقداری غذا باقی ماند. رسول خدا(ص) مقداری از غذای باقیمانده را به بلال داد و به او گفت: "اینها را نزد زنان ببر و به آنها بگو: این غذا را بخورید و به کسانی که با شما هستند نیز بدهید".
- رسول خدا(ص) به همراه علی(ع) به خانهاش آمد و فاطمه را صدا زد. هنگامی که فاطمه جلو آمد، همسرش را دید که با رسول خداست. پیامبر(ص) به وی فرمود: "نزدیک بیا". فاطمه به پدر نزدیک شد. آن حضرت دست فاطمه و علی(ع) را گرفت و هنگامی که خواست دست فاطمه(س) را در دست علی(ع) قرار دهد، دل فاطمه گرفت و اشک او جاری شد! پیامبر(ص) احتمال داد که شاید گریه فاطمه به این سبب باشد که علی(ع) دارایی چندانی ندارد. پس آن حضرت به فاطمه فرمود: "چه چیز باعث گریه تو شده است؟! به خدا قسم، من در حق تو کوتاهی نکردهام و قدر تو را گرامی داشته و تو را به ازدواج بهترین فرد خاندانم در آوردهام. و به خدا سوگند، علی آقای دنیا و آخرت و از صالحان است". فاطمه آرام گرفت و دستش را در دست پیامبر(ص) قرار داد و آن حضرت دست او را در دست علی(ع) گذاشت و فرمود: "به سوی خانه خودتان بروید؛ خداوند این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و کارهایتان را اصلاح کند؛ شما هم چنان باشید تا دوباره برگردم". آنها جلو رفتند و در جای مخصوصی نشستند و زنان پیامبر(ص) نیز در پشت پرده بودند. پس از دقایقی رسول خدا(ص) بازگشت و در زد. ام ایمن گفت: کیست؟ پیامبر(ص) میفرمود: "من رسول خدا هستم". ام ایمن در حالی که میگفت: پدر و مادرم فدایت باد، در را باز کرد. رسول خدا(ص) از او پرسید: آیا برادرم این جاست ای ام ایمن؟ او جواب داد: برادرت کیست یا رسول الله؟ پیامبر(ص) فرمود: "علی بن ابی طالب". ام ایمن گفت: "ای رسول خدا آیا او برادر توست در حالی که داماد توست؟" پیامبر(ص) فرمود: "بله"، آنگاه پیامبر(ص) به خانه داخل شد و وقتی که زنان از پشت پرده ایشان را دیدند از جای خود برخاستند و به سرعت از خانه خارج شدند و وقتی که اسماء بنت یزید انصاریه ایشان را دید، آماده رفتن شد که رسول خدا(ص) به او فرمود: "تو در این جا چه میکنی؟" او گفت: "من از دخترت مراقبت میکنم. دختران جوان در شب ازدواج به همراهی احتیاج دارند تا اگر حاجتی داشتند یا چیزی خواستند برایشان انجام دهند". رسول خدا(ص) به او فرمود: "از خدا میخواهم که در همه حال نگهدار تو باشد و تو را از شرّ شیطان در امان نگه دارد. برایم ظرف آبی بیاور". اسماء برخاست و ظرفی را از آب پر کرد و آورد. رسول خدا(ص) صورت و پاهایش را با آن شست و مقداری از آن را مضمضه کرد. سپس فاطمه را فرا خواند. فاطمه در حالی که لباس بزرگ و نقابی بر چهره داشت نزد آن حضرت آمد. آن حضرت کفی از آب برداشت و آن را بر سر او پاشید و کف دیگری برداشت و بر دستهایش پاشید. آنگاه مقداری هم به گردن و بدنش پاشید. سپس فرمود: "خدایا! فاطمه از من و من از فاطمه هستم؛ پس همان طور که پلیدی را از من دور کردی و مرا پاک ساختی، او را هم پاک قرار ده". پس از آن به او فرمود: "از آن آب بخور و رؤیت را با آن بشوی و با آن مضمضه و استنشاق کن". سپس ظرف دیگری از آب طلب کرد و علی(ع) را فرا خواند و همین کارها را انجام داد و برای او به همین صورت دعا کرد و آنگاه فرمود: "خداوند دلهایتان را به هم نزدیک و مهربان کند و نسل شما را مبارک گرداند و کارهای شما را اصلاح کند. بلند شوید و به خانهتان بروید". سپس از نزد آنها خارج شد و در را بر روی آنها بست و به حجره خود داخل شد و در را بست[۷].[۸]
جستارهای وابسته (امام علی)
- آخرین خطبه امام علی
- شهادت آرزوی امام علی
- پدر امام علی
- از ذو قار تا بصره
- ازدواج امام علی
- امارت امام علی در حدیث
- امامت امام علی در حدیث
- انواع دانشهای امام علی
- انگیزههای دشمنی با امام علی
- ایثار امام علی در شب هجرت
- بازگشت خورشید برای امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ بدر
- برکات دوست داشتن امام علی
- بیعت با امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ تبوک
- ترور امام علی
- توطئه برای ترور امام علی
- جایگاه علمی امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ احد
- اقدامات امام علی در جنگ بنی قریظه
- اقدامات امام علی در جنگ بنی نضیر
- اقدامات امام علی در جنگ حنین
- خبر دادن پیامبر از شهادت علی
- خلافت امام علی در حدیث
- اقدامات امام علی در جنگ خندق
- اقدامات امام علی در جنگ خیبر
- داوریهای امام علی
- دشمنان امام علی
- دعاهای پیامبر خاتم برای امام علی
- دلایل تنهایی امام علی
- دوست داشتن امام علی
- رویارویی امام علی با ناکثین
- زیانهای دشمنی با امام علی
- سیاستهای اجتماعی امام علی
- سیاستهای اداری امام علی
- سیاستهای اقتصادی امام علی
- سیاستهای امنیتی امام علی
- سیاستهای جنگی امام علی
- سیاستهای حکومتی امام علی
- سیاستهای فرهنگی امام علی
- سیاستهای قضایی امام علی
- سیمای امام علی
- شکست بتها توسط امام علی
- شکایت امام علی از نافرمانی یارانش
- عصمت امام علی در حدیث
- علم امام علی در حدیث
- امام علی از زبان اهل بیت
- امام علی از زبان دشمنانش
- امام علی از زبان قرآن
- امام علی از زبان همسران پیامبر
- امام علی از زبان پیامبر
- امام علی از زبان یارانش
- امام علی از زبان یاران پیامبر
- امام علی از زبان خودش
- غلو در دوست داشتن امام علی
- اقدامات امام علی در ماجرای فتح مکه
- فرزندان امام علی
- لقبهای امام علی
- مأموریت امام علی
- محبوبیت امام علی
- محدودیتهای امام علی در انتخاب کارگزاران
- هشدار امام علی به یارانش درباره نافرمانی
- نافرمانی سپاه امام علی
- نامهای امام علی
- نسب امام علی
- نیرنگهای دشمنان امام علی
- هدایت امام علی در حدیث
- وراثت امام علی در حدیث
- وصایت امام علی در حدیث
- ولادت امام علی
- ولایت امام علی در حدیث
- ویژگیهای اخلاقی امام علی
- ویژگیهای اعتقادی امام علی
- ویژگیهای امام علی
- ویژگیهای جنگی امام علی
- ویژگیهای دشمنان امام علی
- ویژگیهای دوستداران امام علی
- ویژگیهای سیاسی امام علی
- ویژگیهای عملی امام علی
- پذیرفته شدن دعاهای امام علی
- پرورش امام علی
- پس از شهادت امام علی
- پیشگویی امام علی
- کارگزاران امام علی
- کنیههای امام علی
- کینورزی به امام علی
- یاران امام علی
- یاری خواستن امام علی از کوفیان
- یومالدار
- ↑ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۴۱.
- ↑ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۳۴۰.
- ↑ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۱۲۴.
- ↑ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: حسینعلی عربی)، ج۲، ص۲۵۰.
- ↑ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۱۶۱.
- ↑ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۱۶۱.
- ↑ رک: تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی، ج۲، ص۳۴۱.
- ↑ عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۱۸.