مذهب زیدیه: تفاوت میان نسخه‌ها

(تغییرمسیر به زیدیه حذف شد)
برچسب‌ها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فرقه‌های شیعه | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[مذهب زیدیه در کلام اسلامی]] - [[مذهب زیدیه در تاریخ اسلامی]] - [[مذهب زیدیه در معارف و سیره امام هادی]] - [[مذهب زیدیه در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فرقه‌های شیعه | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[مذهب زیدیه در کلام اسلامی]] - [[مذهب زیدیه در تاریخ اسلامی]] - [[مذهب زیدیه در معارف و سیره امام باقر]] - [[مذهب زیدیه در معارف و سیره امام صادق]] - [[مذهب زیدیه در معارف و سیره رضوی]] - [[مذهب زیدیه در معارف و سیره امام هادی]] - [[مذهب زیدیه در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = }}


== شخصیت زید ==
== [[شخصیت]] [[زید]] ==
{{اصلی|زید بن علی}}
{{اصلی|زید بن علی}}
[[زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}} و شیعۀ [[امامیه]] و از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]] از بزرگان [[اهل بیت]] {{ع}}<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref> و از [[شاگردان]] و [[راویان حدیث]] [[پدر]] و برادرش [[امام باقر]] {{ع}} بوده است و در [[کمالات]] [[علمی]] و [[معنوی]]، [[ائمه]] {{ع}} را بر خود [[برتر]] می‌‌دانست. [[زید]] [[خلفای اموی]] را بر [[حق]] نمی‌‎دانست بنابراین پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}} علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفته و به [[همراهی]] چهار هزار نفر با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف بن عمر]]) به [[جنگ]] برخاست، کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ه‍.ق به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]] [[اموی]] به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[قیام]] [[زید]] هیچ‌‎گاه در جهت کنار گذاشتن [[امامان معصوم]] {{ع}} و [[غصب خلافت]] ایشان نبوده و پیدایش فرقه‌‎ای به نام زیدیه از سر [[غلو]] و [[افراط]] دربارۀ وی بوده است؛ همان‎‌گونه که چنین گرایش‎‎هایی دربارۀ [[امام علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} [[محمد حنفیه]] و [[اسماعیل بن جعفر]] نیز دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۰۲.</ref>.  
زید فرزند [[امام سجاد]]{{ع}} و [[شیعه امامیه]] و از حیث [[علم]]، [[زهد]]، ورع، [[شجاعت]] و [[دیانت]] از بزرگان [[اهل بیت]]{{ع}}<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref> و از شاگردان و راویان حدیث پدر و برادرش [[امام باقر]]{{ع}} بوده است و در [[کمالات]] [[علمی]] و [[معنوی]]، [[ائمه]]{{ع}} را بر خود [[برتر]] می‌‌دانست. زید [[خلفای اموی]] را بر [[حق]] نمی‌‎دانست بنابراین پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفته و به [[همراهی]] چهار هزار نفر با [[حاکم عراق]] ([[یوسف بن عمر]]) به [[جنگ]] برخاست، کار زید در کوفه ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ه‍.ق به دستور [[هشام بن عبد الملک]] [[اموی]] به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[قیام زید]] هیچ‌‎گاه در جهت کنار گذاشتن [[امامان معصوم]]{{ع}} و [[غصب خلافت]] ایشان نبوده و پیدایش فرقه‌‎ای به نام [[زیدیه]] از سر [[غلو]] و [[افراط]] دربارۀ وی بوده است؛ همان‎گونه که چنین گرایش‎‎هایی دربارۀ [[امام علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} [[محمد حنفیه]] و [[اسماعیل بن جعفر]] نیز دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۲.</ref>.  


[[دلیل]] [[شبهه]] دربارۀ [[شخصیت]] [[زید]]، روایاتی است که از [[ائمه]] {{ع}} در [[مذمت]] و منقبت [[زید]] و [[نکوهش]] [[قیام]] او [[نقل]] شده است و حال آنکه این [[روایات]] نه از نظر [[سند]] قابل اعتمادند و نه از نظر کمیت و تعداد با [[روایات]] [[مدح]] و ستایشی که از [[زید]] شده است، [[برابری]] می‌‌کنند از این‌ جهت محققان، [[روایات]] [[ذم]] را مردود دا‎‎نسته‎‎‎‌اند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[درآمدی بر علم کلام (کتاب)|درآمدی بر علم کلام]]، ص۲۰۲.</ref> و بیشتر روایاتی که از [[ائمه]] دربارۀ [[زید]] [[نقل]] شده [[تأیید]] و [[تکریم]] اوست از جمله: [[امام باقر]] {{ع}} ‌‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما»<ref>«اللهم اشدُدْ ارزی بزید»؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۷۰.</ref> آن [[حضرت]] با مشاهدۀ [[زید]]، آیۀ‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه 135.</ref> را [[تلاوت]] می‏‌کردند و می‌‏فرمودند: «ای [[زید]]! تو نمونۀ عمل به این [[آیه]] هستی»<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.</ref>؛<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> [[امام رضا]] {{ع}} او را دانشمند آل‎‌محمد معرفی می‌‌کند<ref>{{متن حدیث|اِنّه کانَ مِنْ علماءِ آل محمد {{صل}}}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.</ref>؛ [[امام باقر]] {{ع}} نیز او را بزرگ [[خاندان]] آل‌‎رسول می‎‌داند<ref>{{متن حدیث|هَذَا سَیِّدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۳۳۵، ح ۱۱.</ref>؛ [[امام صادق]] {{ع}} پس از [[شهادت]] [[زید]] فرمودند: «[[خدا]] او را [[رحمت]] کند او مؤمنی [[دانا]] و [[دانایی]] [[راستگو]] بود اگر [[پیروز]] می‌‌شد به [[عهد]] خود [[وفا]] می‌‌کرد و اگر [[قدرت]] را به دست می‌‌گرفت می‎‌دانست آن را چگونه به‎‌کار ببندد<ref>طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، ص ۵۰۵.</ref> کسی که بر او [[گریه]] کند با او در [[بهشت]] خواهد بود و کسی که او را [[سرزنش]] نماید، شریک [[خون]] او خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|أَمَّا الْبَاکِی فَمَعَهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الشَّامِتُ فَشَرِیکٌ فِی دَمِه‏}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۰۲.</ref>
دلیل [[شبهه]] دربارۀ شخصیت زید، روایاتی است که از ائمه{{ع}} در مذمت و منقبت زید و نکوهش قیام او نقل شده است و حال آنکه این [[روایات]] نه از نظر سند قابل اعتمادند و نه از نظر کمیت و تعداد با روایات [[مدح]] و ستایشی که از زید شده است، [[برابری]] می‌‌کنند از این‌ جهت محققان، روایات ذم را مردود دا‎‎نسته‎‎‎اند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[درآمدی بر علم کلام (کتاب)|درآمدی بر علم کلام]]، ص۲۰۲.</ref> و بیشتر روایاتی که از ائمه دربارۀ زید نقل شده [[تأیید]] و [[تکریم]] اوست از جمله: امام باقر{{ع}} ‌‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به زید محکم فرما»<ref>«اللهم اشدُدْ ارزی بزید»؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۷۰.</ref> آن حضرت با مشاهدۀ زید، آیۀ‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> را [[تلاوت]] می‏‌کردند و می‌‏فرمودند: «ای زید! تو نمونۀ عمل به این [[آیه]] هستی»<ref>امینی، عبدالحسین، [[الغدیر]]، ج ۳، ص۱۷۰.</ref>؛<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} او را دانشمند آل‎محمد معرفی می‌‌کند<ref>{{متن حدیث|اِنّه کانَ مِنْ علماءِ آل محمد{{صل}}}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.</ref>؛ [[امام باقر]]{{ع}} نیز او را بزرگ [[خاندان]] آل‌‎رسول می‎داند<ref>{{متن حدیث|هَذَا سَیِّدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۳۳۵، ح ۱۱.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} پس از [[شهادت]] [[زید]] فرمودند: «[[خدا]] او را [[رحمت]] کند او مؤمنی دانا و [[دانایی]] [[راستگو]] بود اگر [[پیروز]] می‌‌شد به [[عهد]] خود [[وفا]] می‌‌کرد و اگر [[قدرت]] را به دست می‌‌گرفت می‎دانست آن را چگونه به‎کار ببندد<ref>طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، ص۵۰۵.</ref> کسی که بر او [[گریه]] کند با او در [[بهشت]] خواهد بود و کسی که او را [[سرزنش]] نماید، [[شریک]] [[خون]] او خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|أَمَّا الْبَاکِی فَمَعَهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الشَّامِتُ فَشَرِیکٌ فِی دَمِه‏}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۲.</ref>


== مکتب عقایدی زیدیه ==
== [[مکتب]] عقایدی [[زیدیه]] ==
=== دیدگاه‌های اعتقادی ===
=== دیدگاه‌های [[اعتقادی]] ===
برخی از آرا و [[عقاید]] [[کلامی]] زید‎یه عبارت‌اند از:  
برخی از آرا و [[عقاید]] [[کلامی]] زید‎یه عبارت‌اند از:  
# زیدیه برخی از اوصاف [[خداوند]] را [[تأویل]] می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به [[قدرت]] و [[نعمت]] [[تفسیر]] و [[تأویل]] می‌‌کنند. آنان [[رؤیت]] بصری [[خدا]] را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت [[خدا]] می‌‌دانند؛
# زیدیه برخی از اوصاف [[خداوند]] را [[تأویل]] می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به قدرت و [[نعمت]] [[تفسیر]] و تأویل می‌‌کنند. آنان رؤیت بصری خدا را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت خدا می‌‌دانند؛
# دربارۀ [[عدل]] و [[حکمت الهی]] معتقدند [[خداوند]] [[فعل قبیح]] انجام نمی‎‌دهد و [[تکلیف]] به ما لا یطاق نمی‌‎کند و همچنین [[افعال]] [[قبیح]]، متعلق ارادۀ [[خدا]] نیست و آنچه به مقتضای [[حکمت]] [[واجب]] است، ترک نمی‎‌کند؛
# دربارۀ [[عدل]] و [[حکمت الهی]] معتقدند خداوند [[فعل قبیح]] انجام نمی‎دهد و تکلیف به ما لا یطاق نمی‌‎کند و همچنین [[افعال]] [[قبیح]]، متعلق [[ارادۀ خدا]] نیست و آنچه به مقتضای [[حکمت]] [[واجب]] است، ترک نمی‎کند؛
# در [[خلق]] [[افعال]] و [[اختیار]]، تعابیر آنان به دیدگاه [[مفوضه]] نزدیک‎‌تر است؛
# در [[خلق]] افعال و [[اختیار]]، تعابیر آنان به دیدگاه [[مفوضه]] نزدیک‎تر است؛
# [[مرتکب کبیره]] نه [[فاسق]] است نه [[مؤمن]] و اگر [[مرتکب کبیره]] بدون [[توبه]] بمیرد، مخلد در [[عذاب]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴</ref>.
# [[مرتکب کبیره]] نه [[فاسق]] است نه [[مؤمن]] و اگر مرتکب کبیره بدون [[توبه]] بمیرد، مخلد در [[عذاب]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴.</ref>.


=== نظریه امامت ===
=== نظریه [[امامت]] ===
برخی تاریخ‎‌نگاران [[اهل سنت]] کوشیده‎‌اند [[عقاید]] زیدیه را به [[معتزله]] نزدیک نمایند<ref>ر.ک: الملل والنحل‌، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>، بنابراین زیدیه [[اختلاف]] [[کلامی]] و [[فقهی]] متعددی با [[امامیه]] دارند<ref>ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۱۷ـ ۲۱۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۸۳.</ref> مهم‌ترین [[اصول اعتقادی]] زیدیه در مسئلۀ [[امامت]] عبارت است از:
برخی تاریخ‎نگاران [[اهل سنت]] کوشیده‎اند [[عقاید]] [[زیدیه]] را به [[معتزله]] نزدیک نمایند<ref>ر.ک: الملل والنحل‌، ج۱، ص۱۵۵.</ref>، بنابراین زیدیه [[اختلاف]] [[کلامی]] و [[فقهی]] متعددی با [[امامیه]] دارند<ref>ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۱۷ـ ۲۱۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۸۳.</ref> مهم‌ترین [[اصول اعتقادی]] زیدیه در مسئلۀ امامت عبارت است از:
# [[امامت]] به [[فرزندان حضرت]] [[فاطمه]] {{س}} منحصر است و مراد از فاطمی کسی است که از طریق [[پدر]] به [[امام حسن]] {{ع}} یا [[امام حسین]] {{ع}} برسد؛ زیرا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|الْمَهْدِیُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ}}؛
# [[امامت]] به [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} منحصر است و مراد از فاطمی کسی است که از طریق پدر به [[امام حسن]]{{ع}} یا [[امام حسین]]{{ع}} برسد؛ زیرا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|الْمَهْدِیُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ}}؛
# [[امام]] بایستی [[عالم به شریعت]] باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[احکام دینی]] [[هدایت]] نماید؛
# [[امام]] بایستی عالم به شریعت باشد تا بتواند [[مردم]] را به احکام دینی [[هدایت]] نماید؛
# [[امام]] باید [[زاهد]] باشد تا به [[اموال]] [[مسلمانان]] [[چشم]] [[طمع]] نورزد؛
# امام باید [[زاهد]] باشد تا به اموال مسلمانان [[چشم]] [[طمع]] نورزد؛
# [[امام]] باید [[شجاع]] باشد تا در [[جهاد]] با [[دشمنان]] فرار نکند؛
# امام باید [[شجاع]] باشد تا در [[جهاد]] با [[دشمنان]] فرار نکند؛
# [[امام علی]] {{ع}} بر سایر [[صحابه]] در [[خلافت]] [[افضلیت]] و [[اولویت]] دارد و در عین حال، تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] جایز است از این‎‌رو از نظر آنها [[خلافت]] خلفای پیشین نیز [[مشروع]] است؛
# [[امام علی]]{{ع}} بر سایر [[صحابه]] در [[خلافت]] [[افضلیت]] و اولویت دارد و در عین حال، تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] جایز است از این‎رو از نظر آنها خلافت خلفای پیشین نیز [[مشروع]] است؛
# خالی بودن زمان از [[امام]] جایز است چنانکه امکان وجود دو [[امام]] در یک زمان در دو منطقه ممکن است؛
# خالی بودن [[زمان]] از امام جایز است چنانکه امکان وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه ممکن است؛
# [[قیام مسلحانه]] در برابر [[ستمگران]] به صورت علنی جایز است و در [[حقیقت]] این مهم‎‌ترین ویژگی [[مکتب]] زیدیه است و البته این شرط را دربارۀ [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} لازم نمی‌دانند؛ زیرا [[پیامبر]] دربارۀ آنان فرمودند: {{متن حدیث|هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا}}؛
# قیام مسلحانه در برابر [[ستمگران]] به صورت علنی جایز است و در [[حقیقت]] این مهم‎ترین ویژگی [[مکتب]] زیدیه است و البته این شرط را دربارۀ امام حسن و امام حسین{{ع}} لازم نمی‌دانند؛ زیرا [[پیامبر]] دربارۀ آنان فرمودند: {{متن حدیث|هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا}}؛
# [[مشروعیت امام]] به [[دعوت]] آشکار به خود و [[قیام]] علیه [[ظالمان]] مشروط است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۰۳.</ref>.
# مشروعیت امام به [[دعوت]] آشکار به خود و قیام علیه ظالمان مشروط است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۳.</ref>.


===نظریه مهدویت===
=== نظریه [[مهدویت]] ===
{{اصلی|زیدیه در معارف مهدویت}}
{{اصلی|مذهب زیدیه در معارف مهدویت}}
[[پیروان زید]] به خاطر جلب‎‌توجه توده‎‌ها و تسخیر [[عواطف]] و [[احساسات]] مذهبی و انگیزه‎‌های [[نفسانی]] با [[تمسک]] به روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} که فرمودند: «[[مهدی]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است، او با [[شمشیر]] به پا می‏‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود» مدعی شدند چون [[زید]] از [[نسل]] [[حسین]] {{ع}} است و بر ضد [[ظالمان]] با [[شمشیر]] [[قیام]] کرده و از سویی [[فرزند]] کنیز است، [[مهدی موعود]] است<ref>ر.ک: محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص ۲۹۰ـ۲۹۳؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> با این [[عقاید]] [[مذهب]] "زیدیه" به وجود آمد<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۹۱.</ref> و از زیدیه به "چهار امامی" نیز یاد می‌‌شود؛ زیرا آنان تنها به [[امامت امام علی]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] {{ع}} و [[زید بن علی]] معتقدند و دیگر [[ائمه]] {{ع}} را تنها به عنوان [[پیشوایان]] [[علم]] و [[معرفت]] می‌‌دانند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۰۱.</ref>.
[[پیروان زید]] به خاطر جلب‎توجه توده‎ها و [[تسخیر]] [[عواطف]] و [[احساسات]] مذهبی و انگیزه‎های [[نفسانی]] با تمسک به روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} که فرمودند: «[[مهدی]] از [[فرزندان حسین]]{{ع}} است، او با [[شمشیر]] به پا می‏‌خیزد و مادرش بهترین کنیزان خواهد بود» مدعی شدند چون زید از نسل حسین{{ع}} است و بر ضد [[ظالمان]] با شمشیر [[قیام]] کرده و از سویی فرزند کنیز است، [[مهدی موعود]] است<ref>ر.ک: محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۲۹۰ـ۲۹۳؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص۵۶۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> با این [[عقاید]] [[مذهب]] "[[زیدیه]]" به وجود آمد<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۹۱.</ref> و از زیدیه به "چهار امامی" نیز یاد می‌‌شود؛ زیرا آنان تنها به [[امامت امام علی]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]]{{ع}} و [[زید بن علی]] معتقدند و دیگر [[ائمه]]{{ع}} را تنها به عنوان [[پیشوایان]] [[علم]] و [[معرفت]] می‌‌دانند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۱.</ref>.


اما براساس روایتی از خود [[زید]] عقیدۀ صحیح او در امر [[مهدویت]] روشن می‌‌شود: «پدرم [[علی بن حسین]] {{ع}} از پدرش [[حسین بن علی]] {{ع}} از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است: «ای [[حسین]]! تو امامی و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‎‌اند و نهمین آنان، [[مهدی]] ایشان است»<ref>خزاز رازی قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref>
اما براساس روایتی از خود زید عقیدۀ صحیح او در امر [[مهدویت]] روشن می‌‌شود: «پدرم [[علی بن حسین]]{{ع}} از پدرش [[حسین بن علی]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است: «ای حسین! تو امامی و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‎اند و نهمین آنان، مهدی ایشان است»<ref>خزاز رازی قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص۳۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.</ref>


== انشعاب‌های زیدیه ==
== انشعاب‌های زیدیه ==
زیدیه به [[دلیل]] [[اختلافات]] [[فکری]] به انشعابات فراوانی دچار شده که شمار آنها تا پانزده شعبه شمرده شده است که البته بیشتر آنها از میان رفته‌اند<ref>شخصیت و قیام زید بن علی، ص ۴۱۴.</ref>. برخی از این [[فرقه‌ها]] عبارت‌اند از:
زیدیه به دلیل [[اختلافات]] [[فکری]] به انشعابات فراوانی دچار شده که شمار آنها تا پانزده شعبه شمرده شده است که البته بیشتر آنها از میان رفته‌اند<ref>شخصیت و قیام زید بن علی، ص۴۱۴.</ref>. برخی از این [[فرقه‌ها]] عبارت‌اند از:
#"[[جارودیه]]" یا "سرحوبیه"، [[پیروان]] [[ابی‌‎جا‌‎رود زیاد بن منذ‎ر]]: اینان به [[خلافت بلافصل]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} معتقدند و ترک [[بیعت]] با [[علی]] {{ع}} را برابر با [[کفر]] می‎‌دانند؛ بنابر [[باور]] این گروه پس از [[امام علی]] {{ع}} دو فرزندش، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} به [[امامت]] رسیده‎‌اند و پس از این دو [[امام]] هر کس از [[فرزندان]] آنان [[قیام]] کند و شورای [[مسلمانان]] او را به [[امامت]] برگزیند، [[امام]] است<ref>فرق الشیعه، ص ۳۹ ـ ۴۰.</ref>.
#"[[جارودیه]]" یا "سرحوبیه"، [[پیروان]] ابی‌‎جا‌‎رود زیاد بن منذ‎ر: اینان به [[خلافت بلافصل علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} معتقدند و ترک [[بیعت با علی]]{{ع}} را برابر با [[کفر]] می‎دانند؛ بنابر [[باور]] این گروه پس از [[امام علی]]{{ع}} دو فرزندش، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} به [[امامت]] رسیده‎اند و پس از این دو [[امام]] هر کس از [[فرزندان]] آنان [[قیام]] کند و شورای [[مسلمانان]] او را به امامت برگزیند، امام است<ref>فرق الشیعه، ص۳۹ ـ ۴۰.</ref>.
#"[[سلیمانیه]]" یا "[[جریریه]]"، [[پیروان]] [[سلیمان بن جریر]]: این گروه [[بیعت]] با [[ابوبکر]] و [[عمر]] را [[خطا]] می‎‌شمار‎ند؛ اما این [[خطا]] را به حد [[کفر]] نمی‎‌رسانند با این حال، [[عثمان]] را به [[دلیل]] بدعت‎‌هایی که به وجود آورده، [[کافر]] می‎‌دانند.
#"[[سلیمانیه]]" یا "[[جریریه]]"، [[پیروان]] [[سلیمان بن جریر]]: این گروه بیعت با ابوبکر و عمر را [[خطا]] می‎شمار‎ند؛ اما این خطا را به حد کفر نمی‎رسانند با این حال، عثمان را به دلیل بدعت‎هایی که به وجود آورده، [[کافر]] می‎دانند.
#"[[صالحیه]]" یا "[[بتریه]]"، [[پیروان]] دو تن از [[رهبران]] زیدیه، [[حسن بن صالح بن حی همدانی]] و ابواسماعیل [[کثیر بن اسماعیل]]، ملقب به [[کثیر النواء]] و الأبتر: اینان نیز [[خلافت]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] را [[خطا]] می‌‎شمارند؛ اما دربارۀ [[عثمان]] توقف کرده و به تفسیق او قائل نیستند و نیز [[قیام با شمشیر]] و [[تعیین]] شورای [[مسلمانان]] را [[شرط امامت]] می‎‌دانند<ref>المقالات والفرق، ص ۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۸۴.</ref>
#"[[صالحیه]]" یا "[[بتریه]]"، پیروان دو تن از [[رهبران]] [[زیدیه]]، [[حسن بن صالح بن حی همدانی]] و ابواسماعیل کثیر بن اسماعیل، ملقب به کثیر النواء و الأبتر: اینان نیز [[خلافت ابوبکر]] و عمر را خطا می‌‎شمارند؛ اما دربارۀ عثمان توقف کرده و به تفسیق او قائل نیستند و نیز [[قیام با شمشیر]] و تعیین شورای مسلمانان را [[شرط امامت]] می‎دانند<ref>المقالات والفرق، ص۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۸۴.</ref>
#"[[قاسمیه]][[پیروان]] [[قاسم رسی]]؛
#"قاسمیه"، پیروان قاسم رسی؛
#"[[هادویه]][[پیروان]] [[یحیی بن حسین بن قاسم]] مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
#"هادویه"، پیروان یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
#"[[ناصریه]][[پیروان]] [[ناصر اطروش]]؛
#"ناصریه"، پیروان [[ناصر اطروش]]؛
#"[[صیاحیه]][[پیروان]] [[صباح بن قاسم مری]]، یا مزنی؛
#"صیاحیه"، پیروان صباح بن قاسم مری، یا مزنی؛
#"[[عقبیه]][[پیروان]] [[عبدالله بن محمد عقبی]]؛
#"عقبیه"، پیروان [[عبدالله بن محمد]] عقبی؛
#"[[نعیمیه]]"، [[پیروان]] [[نعیم بن یمان]]؛
#"[[نعیمیه]]"، پیروان نعیم بن یمان؛
# "[[یعقوبیه]]"، [[پیروان]] [[یعقوب بن علیا عدی کوفی]]<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۰۴.</ref>.
# "[[یعقوبیه]]"، پیروان [[یعقوب]] بن علیا عدی [[کوفی]]<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰۴.</ref>.


== زیدیه در [[آخر الزمان]] ==
== زیدیه در [[آخر الزمان]] ==
زید‎‎یان در زمان معاصر نیز وجود دارد و اکثراً در [[یمن]] [[زندگی]] می‌‌کنند و دچار‌ تحولات و عقیده‎‌های [[سلفی]] شده‎‌اند و اکثراً تابع [[مذهب شافعی]] اهل‌ تسنن هستند. در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} زیدیه را سپر بلای [[شیعه]] معرفی می‌‌نماید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‎کافی، ج۲، ص ۲۲۵.</ref>؛ زیرا آنان به‌ واسطۀ نسبت ظاهری با [[شیعه]] و همچنین افراطی‌‎گری، همیشه [[دشمنان]] را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.
زید‎‎یان در [[زمان]] معاصر نیز وجود دارد و اکثراً در [[یمن]] [[زندگی]] می‌‌کنند و دچار‌ تحولات و عقیده‎های [[سلفی]] شده‎اند و اکثراً تابع [[مذهب شافعی]] اهل‌ [[تسنن]] هستند. در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} زیدیه را سپر بلای [[شیعه]] معرفی می‌‌نماید<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‎کافی، ج۲، ص۲۲۵.</ref>؛ زیرا آنان به‌ واسطۀ نسبت ظاهری با شیعه و همچنین افراطی‌‎گری، همیشه [[دشمنان]] را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.


در برخی [[احادیث]] به [[جنگ امام مهدی]] {{ع}} با زیدیان اشاره شده از جمله:  
در برخی [[احادیث]] به جنگ امام مهدی{{ع}} با زیدیان اشاره شده از جمله:  
# در [[حدیثی]] [[امام صادق]] {{ع}} به [[مفضل]] فرمودند: «[[سید حسنی]] از طرف [[دیلم]] [[قیام]] می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به [[حضرت مهدی]] {{ع}} ملحق می‌‌شود او [[حضرت]] را شناخته ولی برای‌ [[اطمینان]] خاطر [[یاران]] خود از [[حضرت]] [[معجزات]] و نشانه‎‌ها‎یی را می‌‌خواهد و [[حضرت]] همه‌ را انجام می‌‌دهد. [[سید حسنی]] [[دست]] می‌‌گشاید و با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کنند اما در میان [[سپاه]] او [[چهل]] هزار نفر [[زیدی]] [[مذهب]] هستند‌ که [[قرآن]] حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند [[معجزات]] [[حضرت]] جملگی [[سحر]] است و از‌ [[بیعت]] سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود [[حضرت]] رو به زیدیان کرده‌ و آنها را [[موعظه]] می‌‌کند و تا سه روز به آنها مهلت می‌‎دهد که در عقیدۀ خود تجدید‌ نظر کنند؛ اما آنان روز به روز یاغی‎‌تر می‌‌شوند و سپس [[حضرت]] [[دستور]] می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان [[دفن]] کنند تا [[روز قیامت]] بیشتر [[حسرت]] بخورند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.</ref>.
# در [[حدیثی]] امام صادق{{ع}} به [[مفضل]] فرمودند: «[[سید حسنی]] از طرف [[دیلم]] [[قیام]] می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به [[حضرت مهدی]]{{ع}} ملحق می‌‌شود او حضرت را شناخته ولی برای‌ [[اطمینان]] خاطر [[یاران]] خود از حضرت [[معجزات]] و نشانه‎ها‎یی را می‌‌خواهد و حضرت همه‌ را انجام می‌‌دهد. سید حسنی[[دست]] می‌‌گشاید و با حضرت [[بیعت]] می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با حضرت بیعت می‌‌کنند اما در میان [[سپاه]] او چهل هزار نفر [[زیدی]] [[مذهب]] هستند‌ که [[قرآن]] حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند معجزات حضرت جملگی [[سحر]] است و از‌ بیعت سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود حضرت رو به زیدیان کرده‌ و آنها را [[موعظه]] می‌‌کند و تا سه [[روز]] به آنها مهلت می‌‎دهد که در عقیدۀ خود تجدید‌ نظر کنند؛ اما آنان روز به روز یاغی‎تر می‌‌شوند و سپس حضرت دستور می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان [[دفن]] کنند تا [[روز قیامت]] بیشتر [[حسرت]] بخورند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص۵۱۶.</ref>.
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: «هنگامی که [[حضرت قائم]] {{ع}} [[قیام]] می‌‌کند به‌ سوی [[کوفه]] رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم [[دینی]] از فرقۀ [[بتریه]] روبرو می‌‌شود، آنان‌ [[قاریان]] قرآنند و پیشانی‌ها‎‎یشان از کثرت [[سجده]] پینه بسته است اما [[نفاق]] سرتاسر وجود آنان را گرفته است؛ این [[فرقه]] در حالی که [[غرق]] در [[سلاح]] هستند با [[حضرت]] روبرو‌ می‎‌شوند همۀ آنان [[حضرت]] را [[انکار]] می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای [[فرزند فاطمه]]! از همان‌ راهی که آمده‌‎ای بازگرد؛ زیرا به تو نیازی نداریم و [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت [[شهر]] [[نجف]] در یک‌ نیم‎‌روز [[دوشنبه]] مانند شترِ [[قربانی]] کشته می‌‌شوند و حتی یک نفر از [[یاران]] [[حضرت]] هم‌ آسیبی نمی‌‎بیند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۳۴۶.</ref>
# [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «هنگامی که [[حضرت قائم]]{{ع}} قیام می‌‌کند به‌ سوی [[کوفه]] رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم [[دینی]] از فرقۀ [[بتریه]] روبرو می‌‌شود، آنان‌ [[قاریان]] قرآنند و پیشانی‌ها‎‎یشان از کثرت [[سجده]] پینه بسته است اما [[نفاق]] سرتاسر وجود آنان را گرفته است؛ این [[فرقه]] در حالی که غرق در [[سلاح]] هستند با حضرت روبرو‌ می‎شوند همۀ آنان حضرت را [[انکار]] می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای فرزند [[فاطمه]]! از همان‌ راهی که آمده‌‎ای بازگرد؛ زیرا به تو نیازی نداریم و حضرت مهدی{{ع}} نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت [[شهر]] [[نجف]] در یک‌ نیم‎روز دوشنبه مانند شترِ [[قربانی]] کشته می‌‌شوند و حتی یک نفر از یاران حضرت هم‌ آسیبی نمی‌‎بیند»<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص۵۱۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۳۴۶.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
* [[آیا زیدیه منکر مهدی‏ هستند؟ (پرسش)]]
* [[آیا زیدیه منکر مهدی‏ هستند؟ (پرسش)]]
* [[زیدیه درباره مهدویت چه نظری دارند؟ (پرسش)]]
* [[زیدیه درباره مهدویت چه نظری دارند؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان پرسش‌های وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۲: خط ۶۳:
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[پژوهشکده تحقیقات اسلامی]]، [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
== [[:رده:آثار زیدیه|منبع‌شناسی جامع زیدیه]] ==
{{منبع جامع}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های زیدیه|کتاب‌شناسی زیدیه]]
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های زیدیه|مقاله‌شناسی زیدیه]]
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های زیدیه|پایان‌نامه‌شناسی زیدیه]]
{{پایان منبع جامع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:امام مهدی]]
[[رده:فرقه‌های شیعه]]
[[رده:مذهب زیدیه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۰

شخصیت زید

زید فرزند امام سجاد(ع) و شیعه امامیه و از حیث علم، زهد، ورع، شجاعت و دیانت از بزرگان اهل بیت(ع)[۱] و از شاگردان و راویان حدیث پدر و برادرش امام باقر(ع) بوده است و در کمالات علمی و معنوی، ائمه(ع) را بر خود برتر می‌‌دانست. زید خلفای اموی را بر حق نمی‌‎دانست بنابراین پس از شهادت امام حسین(ع) علیه آنان قیام کرد و به طرف کوفه رفته و به همراهی چهار هزار نفر با حاکم عراق (یوسف بن عمر) به جنگ برخاست، کار زید در کوفه ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ه‍.ق به دستور هشام بن عبد الملک اموی به دار آویخته شد. سرش را به دمشق نزد هشام و از آنجا به مدینه بردند. قیام زید هیچ‌‎گاه در جهت کنار گذاشتن امامان معصوم(ع) و غصب خلافت ایشان نبوده و پیدایش فرقه‌‎ای به نام زیدیه از سر غلو و افراط دربارۀ وی بوده است؛ همان‎گونه که چنین گرایش‎‎هایی دربارۀ امام علی بن ابی‌طالب(ع) محمد حنفیه و اسماعیل بن جعفر نیز دیده می‌‌شود[۲].

دلیل شبهه دربارۀ شخصیت زید، روایاتی است که از ائمه(ع) در مذمت و منقبت زید و نکوهش قیام او نقل شده است و حال آنکه این روایات نه از نظر سند قابل اعتمادند و نه از نظر کمیت و تعداد با روایات مدح و ستایشی که از زید شده است، برابری می‌‌کنند از این‌ جهت محققان، روایات ذم را مردود دا‎‎نسته‎‎‎اند[۳] و بیشتر روایاتی که از ائمه دربارۀ زید نقل شده تأیید و تکریم اوست از جمله: امام باقر(ع) ‌‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به زید محکم فرما»[۴] آن حضرت با مشاهدۀ زید، آیۀ‏ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ[۵] را تلاوت می‏‌کردند و می‌‏فرمودند: «ای زید! تو نمونۀ عمل به این آیه هستی»[۶]؛[۷] امام رضا(ع) او را دانشمند آل‎محمد معرفی می‌‌کند[۸]؛ امام باقر(ع) نیز او را بزرگ خاندان آل‌‎رسول می‎داند[۹]؛ امام صادق(ع) پس از شهادت زید فرمودند: «خدا او را رحمت کند او مؤمنی دانا و دانایی راستگو بود اگر پیروز می‌‌شد به عهد خود وفا می‌‌کرد و اگر قدرت را به دست می‌‌گرفت می‎دانست آن را چگونه به‎کار ببندد[۱۰] کسی که بر او گریه کند با او در بهشت خواهد بود و کسی که او را سرزنش نماید، شریک خون او خواهد بود»[۱۱].[۱۲]

مکتب عقایدی زیدیه

دیدگاه‌های اعتقادی

برخی از آرا و عقاید کلامی زید‎یه عبارت‌اند از:

  1. زیدیه برخی از اوصاف خداوند را تأویل می‌‌کنند؛ مثلاً "ید" را به قدرت و نعمت تفسیر و تأویل می‌‌کنند. آنان رؤیت بصری خدا را محال و مستلزم حدوث و جسمانیت خدا می‌‌دانند؛
  2. دربارۀ عدل و حکمت الهی معتقدند خداوند فعل قبیح انجام نمی‎دهد و تکلیف به ما لا یطاق نمی‌‎کند و همچنین افعال قبیح، متعلق ارادۀ خدا نیست و آنچه به مقتضای حکمت واجب است، ترک نمی‎کند؛
  3. در خلق افعال و اختیار، تعابیر آنان به دیدگاه مفوضه نزدیک‎تر است؛
  4. مرتکب کبیره نه فاسق است نه مؤمن و اگر مرتکب کبیره بدون توبه بمیرد، مخلد در عذاب است[۱۳].

نظریه امامت

برخی تاریخ‎نگاران اهل سنت کوشیده‎اند عقاید زیدیه را به معتزله نزدیک نمایند[۱۴]، بنابراین زیدیه اختلاف کلامی و فقهی متعددی با امامیه دارند[۱۵].[۱۶] مهم‌ترین اصول اعتقادی زیدیه در مسئلۀ امامت عبارت است از:

  1. امامت به فرزندان حضرت فاطمه(س) منحصر است و مراد از فاطمی کسی است که از طریق پدر به امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) برسد؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «الْمَهْدِیُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ»؛
  2. امام بایستی عالم به شریعت باشد تا بتواند مردم را به احکام دینی هدایت نماید؛
  3. امام باید زاهد باشد تا به اموال مسلمانان چشم طمع نورزد؛
  4. امام باید شجاع باشد تا در جهاد با دشمنان فرار نکند؛
  5. امام علی(ع) بر سایر صحابه در خلافت افضلیت و اولویت دارد و در عین حال، تقدم مفضول بر فاضل جایز است از این‎رو از نظر آنها خلافت خلفای پیشین نیز مشروع است؛
  6. خالی بودن زمان از امام جایز است چنانکه امکان وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه ممکن است؛
  7. قیام مسلحانه در برابر ستمگران به صورت علنی جایز است و در حقیقت این مهم‎ترین ویژگی مکتب زیدیه است و البته این شرط را دربارۀ امام حسن و امام حسین(ع) لازم نمی‌دانند؛ زیرا پیامبر دربارۀ آنان فرمودند: «هُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»؛
  8. مشروعیت امام به دعوت آشکار به خود و قیام علیه ظالمان مشروط است[۱۷].

نظریه مهدویت

پیروان زید به خاطر جلب‎توجه توده‎ها و تسخیر عواطف و احساسات مذهبی و انگیزه‎های نفسانی با تمسک به روایتی از پیامبر(ص) که فرمودند: «مهدی از فرزندان حسین(ع) است، او با شمشیر به پا می‏‌خیزد و مادرش بهترین کنیزان خواهد بود» مدعی شدند چون زید از نسل حسین(ع) است و بر ضد ظالمان با شمشیر قیام کرده و از سویی فرزند کنیز است، مهدی موعود است[۱۸].[۱۹] با این عقاید مذهب "زیدیه" به وجود آمد[۲۰] و از زیدیه به "چهار امامی" نیز یاد می‌‌شود؛ زیرا آنان تنها به امامت امام علی، امام حسن، امام حسین(ع) و زید بن علی معتقدند و دیگر ائمه(ع) را تنها به عنوان پیشوایان علم و معرفت می‌‌دانند[۲۱].

اما براساس روایتی از خود زید عقیدۀ صحیح او در امر مهدویت روشن می‌‌شود: «پدرم علی بن حسین(ع) از پدرش حسین بن علی(ع) از رسول خدا(ص) روایت کرده است: «ای حسین! تو امامی و نه تن از فرزندان تو امینان و امامان معصوم‎اند و نهمین آنان، مهدی ایشان است»[۲۲].[۲۳]

انشعاب‌های زیدیه

زیدیه به دلیل اختلافات فکری به انشعابات فراوانی دچار شده که شمار آنها تا پانزده شعبه شمرده شده است که البته بیشتر آنها از میان رفته‌اند[۲۴]. برخی از این فرقه‌ها عبارت‌اند از:

  1. "جارودیه" یا "سرحوبیه"، پیروان ابی‌‎جا‌‎رود زیاد بن منذ‎ر: اینان به خلافت بلافصل علی بن ابی طالب(ع) معتقدند و ترک بیعت با علی(ع) را برابر با کفر می‎دانند؛ بنابر باور این گروه پس از امام علی(ع) دو فرزندش، امام حسن و امام حسین(ع) به امامت رسیده‎اند و پس از این دو امام هر کس از فرزندان آنان قیام کند و شورای مسلمانان او را به امامت برگزیند، امام است[۲۵].
  2. "سلیمانیه" یا "جریریهپیروان سلیمان بن جریر: این گروه بیعت با ابوبکر و عمر را خطا می‎شمار‎ند؛ اما این خطا را به حد کفر نمی‎رسانند با این حال، عثمان را به دلیل بدعت‎هایی که به وجود آورده، کافر می‎دانند.
  3. "صالحیه" یا "بتریه"، پیروان دو تن از رهبران زیدیه، حسن بن صالح بن حی همدانی و ابواسماعیل کثیر بن اسماعیل، ملقب به کثیر النواء و الأبتر: اینان نیز خلافت ابوبکر و عمر را خطا می‌‎شمارند؛ اما دربارۀ عثمان توقف کرده و به تفسیق او قائل نیستند و نیز قیام با شمشیر و تعیین شورای مسلمانان را شرط امامت می‎دانند[۲۶].[۲۷]
  4. "قاسمیه"، پیروان قاسم رسی؛
  5. "هادویه"، پیروان یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادی إلی الحق؛
  6. "ناصریه"، پیروان ناصر اطروش؛
  7. "صیاحیه"، پیروان صباح بن قاسم مری، یا مزنی؛
  8. "عقبیه"، پیروان عبدالله بن محمد عقبی؛
  9. "نعیمیه"، پیروان نعیم بن یمان؛
  10. "یعقوبیه"، پیروان یعقوب بن علیا عدی کوفی[۲۸].

زیدیه در آخر الزمان

زید‎‎یان در زمان معاصر نیز وجود دارد و اکثراً در یمن زندگی می‌‌کنند و دچار‌ تحولات و عقیده‎های سلفی شده‎اند و اکثراً تابع مذهب شافعی اهل‌ تسنن هستند. در روایتی امام صادق(ع) زیدیه را سپر بلای شیعه معرفی می‌‌نماید[۲۹]؛ زیرا آنان به‌ واسطۀ نسبت ظاهری با شیعه و همچنین افراطی‌‎گری، همیشه دشمنان را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.

در برخی احادیث به جنگ امام مهدی(ع) با زیدیان اشاره شده از جمله:

  1. در حدیثی امام صادق(ع) به مفضل فرمودند: «سید حسنی از طرف دیلم قیام می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به حضرت مهدی(ع) ملحق می‌‌شود او حضرت را شناخته ولی برای‌ اطمینان خاطر یاران خود از حضرت معجزات و نشانه‎ها‎یی را می‌‌خواهد و حضرت همه‌ را انجام می‌‌دهد. سید حسنیدست می‌‌گشاید و با حضرت بیعت می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با حضرت بیعت می‌‌کنند اما در میان سپاه او چهل هزار نفر زیدی مذهب هستند‌ که قرآن حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند معجزات حضرت جملگی سحر است و از‌ بیعت سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود حضرت رو به زیدیان کرده‌ و آنها را موعظه می‌‌کند و تا سه روز به آنها مهلت می‌‎دهد که در عقیدۀ خود تجدید‌ نظر کنند؛ اما آنان روز به روز یاغی‎تر می‌‌شوند و سپس حضرت دستور می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان دفن کنند تا روز قیامت بیشتر حسرت بخورند»[۳۰].
  2. امام باقر(ع) فرمودند: «هنگامی که حضرت قائم(ع) قیام می‌‌کند به‌ سوی کوفه رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم دینی از فرقۀ بتریه روبرو می‌‌شود، آنان‌ قاریان قرآنند و پیشانی‌ها‎‎یشان از کثرت سجده پینه بسته است اما نفاق سرتاسر وجود آنان را گرفته است؛ این فرقه در حالی که غرق در سلاح هستند با حضرت روبرو‌ می‎شوند همۀ آنان حضرت را انکار می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای فرزند فاطمه! از همان‌ راهی که آمده‌‎ای بازگرد؛ زیرا به تو نیازی نداریم و حضرت مهدی(ع) نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت شهر نجف در یک‌ نیم‎روز دوشنبه مانند شترِ قربانی کشته می‌‌شوند و حتی یک نفر از یاران حضرت هم‌ آسیبی نمی‌‎بیند»[۳۱].[۳۲]

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.
  2. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۲.
  3. ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص۲۰۲.
  4. «اللهم اشدُدْ ارزی بزید»؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۷۰.
  5. «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.
  6. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص۱۷۰.
  7. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.
  8. «اِنّه کانَ مِنْ علماءِ آل محمد(ص)»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، باب ۲۵، ص۲۴۸.
  9. «هَذَا سَیِّدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۳۳۵، ح ۱۱.
  10. طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، ص۵۰۵.
  11. «أَمَّا الْبَاکِی فَمَعَهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الشَّامِتُ فَشَرِیکٌ فِی دَمِه‏»؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۳.
  12. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۲.
  13. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴.
  14. ر.ک: الملل والنحل‌، ج۱، ص۱۵۵.
  15. ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۱۷ـ ۲۱۹.
  16. فرهنگ شیعه، ص۲۸۳.
  17. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۳.
  18. ر.ک: محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۲۹۰ـ۲۹۳؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص۵۶۸.
  19. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.
  20. ر.ک: مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۳۹۱.
  21. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۱.
  22. خزاز رازی قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص۳۲۷.
  23. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ص۱۰۴ـ ۱۰۵.
  24. شخصیت و قیام زید بن علی، ص۴۱۴.
  25. فرق الشیعه، ص۳۹ ـ ۴۰.
  26. المقالات والفرق، ص۷.
  27. فرهنگ شیعه، ص۲۸۴.
  28. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۳۰۴.
  29. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‎کافی، ج۲، ص۲۲۵.
  30. اثبات الهداة، ج ۳، ص۵۱۶.
  31. اثبات الهداة، ج ۳، ص۵۱۶.
  32. ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص۳۴۶.