بحث:امامت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «==دلالت سنت== روایاتی در منابع معتبر وجود دارد که مورد اتفاق فریقین است، و اصل بودن امامت از این روایات به خوبی استفاده می‌شود. برخی از این روایات در ادامه مطرح می‌گردد: ===حدیث {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==دلالت [[سنت]]==
==[[حدیث]] چهارم==
روایاتی در منابع معتبر وجود دارد که مورد اتفاق [[فریقین]] است، و اصل بودن [[امامت]] از این [[روایات]] به خوبی استفاده می‌شود. برخی از این روایات در ادامه مطرح می‌گردد:
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}‌: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا مَحْيَايَ وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ فَلْيَتَوَالَ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ لْيَقْتَدِ بِأَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي وَ رُزِقُوا فَهْمِي وَ عِلْمِي فَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ مِنْهُمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۴۰.</ref>؛
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس شاد می‌شود به این که زندگیش مثل [[زندگی]] من و مرگش مانند [[مرگ]] من باشد و در [[بهشت]] عدنی که [[خدای تعالی]] آن را کاشته است، ساکن شود باید از علی [[پیروی]] کند و [[دوستداران]] او را [[دوست]] بدارد پس از من و پس از من به [[اهل]] بیتم [[اقتدا]] کند؛ زیرا ایشان [[اهل بیت]] من هستند و از [[طینت]] من [[خلق]] شده‌اند و از [[فهم]] و [[علم]] من روزی داده شده‌اند پس وای بر کسانی از امتم که [[فضیلت]] ایشان را [[تکذیب]] کنند و صلۀ مرا در مورد ایشان قطع کنند، [[خداوند]] شفاعتم را به ایشان نمی‌رساند.


===[[حدیث]] {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ}}.===
از این حدیث به خوبی استفاده می‌شود که اهل بیت رسول خدا [[صلوات]] [[الله]] علیهم اجمعین ادامه ایشان هستند، از طینت ایشان خلق شده‌اند، و بدین ترتیب خلأ فقدان [[رسول الله]]{{صل}} را پر می‌کنند و باید [[مقتدا]] باشند چنان که رسول خدا{{صل}} مقتدا بود. خداوند فهم و [[علم رسول الله]]{{صل}} را به ایشان عطا فرموده است لذا شایسته اطاعتند. [[اطاعت]] از ایشان تنها راه [[نجات]] و عدم [[متابعت]] از ایشان موجب [[بدبختی]] است. صلۀ رسول خدا{{صل}} با صلۀ اهل بیت ایشان{{عم}} محقق می‌شود و قطع کنندگان این [[صله]] از [[شفاعت پیامبر]]{{صل}} محرومند.
{{متن حدیث|قال رسول الله{{صل}}: [[من مات]] من [[أهل]] القبلة و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية}}<ref>شرح مقاصد، ج۲، ص۲۷۵؛ شرح عقائد نسفیه، ص۲۳۲.</ref>؛
در [[تفاسیر شیعه]] و [[سنی]] ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}<ref>«و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.</ref> آمده است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به قدری [[گناهکاران]] [[امت]] خویش را [[شفاعت]] خواهند کرد تا آنکه [[راضی]] و [[خشنود]] گردد<ref>ر.ک: البرهان، ج۵، ص۶۸۳؛ تفسیر کبیر، ج۳۱، ص۱۹۴؛ معالم التنزیل بغوی، ج۵، ص۲۶۷؛ الکشف والبیان، ج۱۰، ص۲۲۴؛ الدر المنثور، ج۶، ص۳۶۱، و تفاسیر دیگر در ذیل سوره ضحی آیه ۵.</ref>.
هر کس بمیرد در حالی که [[امام]] زمانش را نمی‌شناسد به [[مرگ جاهلی]] از [[دنیا]] رفته است.
این حدیث به همین لفظ در کتاب شرح مقاصد و شرح [[عقاید]] نسفیه آمده است. [[تفتازانی]] این [[روایت]] را به طور ارسال مسلمات از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند.
بر اساس نقل [[ملا علی قاری]] در کتاب مرقاة المفاتیح این حدیث با همین لفظ در [[صحیح مسلم]] آمده است<ref>الغدیر، ج۱۰، ص۴۹۳. در این منبع آمده که این حدیث از چاپ سال ۱۳۱۳ عقائد نسفیه اسقاط شده.</ref>.


اما در چاپ‌های موجود صحیح مسلم این حدیث به الفاظ دیگر از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است. در صحیح مسلم آمده است:
به تصریح [[روایات شیعه]]<ref>رسائل المرتضی، ج۱، ص۱۵۱؛ الکافی حلبی، ص۴۶۹ و منابع دیگر.</ref> و [[سنی]] [[شفاعت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} شامل [[اهل]] کبائر نیز خواهد شد. [[طبرانی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند:
من مات ولیس فی عنقه [[بیعة]] مات میتة جاهلیة<ref>صحیح مسلم، ج۶، ص۲۲، حدیث ۴۸۹۹؛ مرقاة المفاتیح، ج۱۱، ص۳۱۲.</ref>.
{{متن حدیث|شَفَاعَتِي لِأَهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي‌}}<ref>التاریخ الکبیر، ج۱، ص۱۷۰، حدیث ۵۰۹؛ المعجم الاوسط، ج۴، ص۴۳؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۳۹۸، حدیث ۳۹۰۵۵.</ref>؛
[[احمد بن حنبل]] نیز روایت را به این صورت نقل می‌کند.
[[شفاعت]] من برای اهل کبائر از امتم می‌باشد.
{{متن حدیث|من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية}}<ref>مسند احمد، ج۴، ص۹۶، حدیث ۱۶۹۲۲.</ref>.
با این همه به تصریح [[حدیث]] مورد بحث، عدم [[متابعت]] از [[اهل بیت]]{{عم}} گناهی است که هرگز بخشیده نمی‌شود، و شفاعت رسول خدا{{صل}} [[منکران ولایت]] و [[مقتدا]] بودن اهل بیت{{عم}} را شامل نمی‌گردد. با توجه به این نکته روشن است که [[امامت]]، از [[اصول دین]] است و [[انکار]] آن انکار یکی از اصول دین و گناهی نابخشودنی است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۳۱۷.</ref>
 
در برخی [[منابع اهل سنت]] نیز روایت به صورت زیر وارد شده است:
{{متن حدیث|من مات وليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۱۵۰، ص۲۰۳، حدیث ۲۵۹ و ۴۰۳.</ref>.
چنان که گفتیم این روایت مورد اتفاق فریقین است. [[مرحوم صدوق]] [[رحمة]] [[الله]] علیه نقل می‌کند:
{{متن حدیث|إن الأرض لا تخلو من حجة لله على خلقه إلى يوم القيامة وإن من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية}}<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۰۹.</ref>؛
[[زمین]] تا [[روز قیامت]] از [[حجت خدا]] بر [[خلق]] خالی نمی‌شود و هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نمی‌شناسد به [[مرگ جاهلیت]] مرده است.
 
مرحوم [[کلینی]] روایت دیگری، از [[فضیل بن یسار]] نقل می‌کند که گفت:
{{متن حدیث|ابتدأنا أبو عبد الله{{ع}} يوما وقال: قال [[رسول الله]]{{صل}}: [[من مات]] وليس عليه إمام فميتته ميتة جاهلية. فقلت: قال ذلك رسول الله{{صل}}؟
فقال: إي والله قد قال، قلت: فكل من مات وليس له إمام فميتته ميتة جاهلية؟ قال نعم}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۷۶.</ref>؛
روزی [[امام صادق]]{{ع}} سخن آغاز کرد و فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس بمیرد در حالی‌که امامی برای او نیست پس مرگش، [[مرگ]]، [[جاهلیت]] است. عرض کردم: رسول خدا{{صل}} چنین فرموده است؟ فرمود: بله به [[خدا]] [[سوگند]] ایشان چنین فرموده است. عرض کردم: هرکس بمیرد در حالی‌که [[امام]] ندارد مرگش، [[مرگ جاهلی]] است؟
فرمود: بله.
 
در این [[حدیث]] امام صادق{{ع}} در مقابل سؤال [[راوی]] قسم یاد می‌کند و تأکید می‌فرماید که این حدیث قطعا از رسول خدا{{صل}} صادر شده است.
در [[روایت]] دیگری [[حارث بن مغیره]] از امام صادق{{ع}} در مورد [[صحت]] استناد این حدیث به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} سؤال می‌کند، و پس از [[تأیید]] امام{{ع}} عرض می‌کند:
{{عربی|جاهلية جهلاء أو جاهلية لا يعرف إمامه؟ قال: جاهلية كفر ونفاق وضلال}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۷۷.</ref>؛
منظور از جاهلیت جاهلیت [[نادانی]] است یا جاهلیت به معنای عدم [[شناخت امام]]؟ امام صادق{{ع}} فرمود: مراد جاهلیت به معنای [[کفر]]، [[نفاق]] و [[گمراهی]] است.
روشن است که بر اساس همین روایت که [[فریقین]] در مورد صدور آن از رسول خدا{{صل}} [[اتفاق نظر]] دارند، می‌توان [[حکم]] کرد به این که [[امامت اصلی]] از [[اصول دین اسلام]] است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۲.</ref>
 
===[[حدیث ثقلین]]===
این حدیث هم به صورت‌های مختلف در [[منابع اهل سنت]] آمده است<ref>و در بخش ادله امامت از هر جهت مورد بحث قرار خواهد گرفت.</ref>. و محل [[استدلال]] ما در این جا معنای جامع بین الفاظ است. [[ترمذی]] در [[سنن]] و [[حاکم نیشابوری]] در مستدرک خود چنین نقل می‌کنند:
{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‌}}<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۶۶۲، حدیث ۳۷۸۶؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، حدیث ۴۵۷۷.</ref>؛
ای [[مردم]]! من چیزی نزد شما باقی گذاشتم که اگر آن را بگیرید، [[گمراه]] نمی‌شود: [[کتاب خدا]] و [[عترت]] و [[اهل]] بیتم.
 
{{متن حدیث|مَا}} در عبارت {{متن حدیث|مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ}} «موصوله» است که بیان گر [[اتحاد]] [[قرآن و عترت]] می‌باشد، و {{متن حدیث|لَنْ}} نیز در این [[روایت]] «تأبیدیة» است و این معنا را می‌رساند که با مراجعه به کتاب و عترت هرگز گمراه نمی‌شوید.
[[ترمذی]] [[حدیث ثقلین]] را به چندین صورت نقل می‌کند که یکی دیگر از آنها عبارت است از:
{{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا}}<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۶۶۳، حدیث ۳۷۸۸.</ref>؛
همانا من چیزی در بین شما می‌گذارم که در صورت [[تمسک]] به آن هرگز پس از من گمراه نمی‌شوید یکی از آن دو، بزرگتر از دیگری است: کتاب خدا ریسمانی از [[آسمان]] به سوی [[زمین]] است و دومی عترت و [[اهل بیت]] من است و بین این دو جدایی نیست تا در کنار [[حوض]] بر من وارد شوند؛ پس بنگرید که چگونه [[حق]] مرا در مورد آن دو رعایت می‌کنید؟
 
و [[احمد بن حنبل]] به دو طریق نقل می‌کند:
{{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ‌}}<ref>مسند احمد، ج۵، ص۱۸۱ و ۱۸۹؛ ج۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، احادیث ۱۱۱۱۹، ۲۱۶۱۸، ۳۱۶۹۷، ۱۱۱۴۷، ۱۱۲۲۷، ۱۱۵۷۸.</ref>؛
همانا در بین شما دو [[جانشین]] می‌گذارم، کتاب خدا که ریسمانی بین آسمان و زمین است (یا بین آسمان به سوی زمین است) و عترت و اهل بیتم و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند.
در [[مسند احمد]] تعبیر «خلیفتین» آمده است. [[خلیفه]] به معنای جانشین و کسی است که خلأ [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} را پر می‌کند. و [[احمد بن حنبل]] [[روایت]] را به صورت دیگری هم نقل کرده است او می‌نویسد:
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ{{صل}} إِنِّي أَوْشَكَ أَنْ أُدْعَى فَأُجِيبَ وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِي كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ أَخْبَرَنِي أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا بِمَا ذَا تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۱۷، حدیث ۱۱۱۴۷.</ref>؛
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: احتمال می‌رود که من به دیدار [[خداوند]] [[دعوت]] شوم پس این دعوت را پاسخ گویم. و من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم: کتاب [[خدای عزوجل]] و عترتم را. [[کتاب خدا]] ریسمانی است که از [[آسمان]] به سوی [[زمین]] کشیده شده است و عترتم [[اهل]] بیتم است و خدای لطیف و [[دانا]] به من خبر داده که این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار [[حوض]] بر من وارد شوند پس بنگرید [[شأن]] مرا چگونه در مورد این دو [[حفظ]] می‌کنید.
 
در [[قاموس]] می‌نویسد:
{{عربی|و «الثقل» بفتحتين محركة: متاع المسافر... وكل شيء خطير نفيس مصون}}<ref>القاموس المحیط، مادۀ ثقل، ج۳، ص۳۴۲؛ تاج العروس، ماده ثقل، ج۱۴، ص۸۵.</ref>؛
ثقل با دو فتحه به معنای کالای مسافر می‌باشد، و هر چیزی گرانبها و با ارزشی که مورد نگهداری قرار می‌گیرد.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} چون به [[مسافرت]] [[حقیقی]] می‌رود، باید بهترین و باارزش‌ترین کالا را به همراه خود ببرد، اما بر اساس این روایت، ایشان این متاع گرانبها و [[نفیس]] را به عنوان [[میراث]] خویش باقی می‌گذارد تا [[مسلمانان]] با [[تمسک]] به آن از [[گمراهی]] و [[ضلالت]] رها شوند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۵.</ref>
 
===سند و دلالت [[حدیث ثقلین]]===
حدیث ثقلین از نظر سند بسیار محکم و در حد [[تواتر]] است. چهل نفر از [[صحابه]]، صد نفر از [[تابعین]] و بسیاری از [[عالمان]] بزرگ در زمان‌های مختلف این [[حدیث]] را روایت کرده‌اند.
بسیاری از [[محدثان]]، صاحب‌نظران در [[علم حدیث]] و علمای بزرگ [[اهل سنت]] این حدیث را صحیح دانسته و در کتب خود نقل کرده‌اند.
[[حدیث ثقلین]] از نظر محتوا نیز به امور زیر دلالت دارد:
# [[عصمت اهل بیت]]{{عم}}
# [[اعلمیت اهل بیت]]{{عم}}
# [[همراهی]] و تعامل [[اهل بیت]]{{عم}} با [[قرآن]] در تمام اعصار
# [[اصل دین بودن امامت]]
بر اساس این [[حدیث]] اهل بیت{{عم}} در کنار قرآن قرار می‌گیرند، پس [[حکم]] آنها حکم قرآن است. روشن است که [[مخالفت با قرآن]] [[ضلالت]] و [[گمراهی]] است در نتیجه [[مخالفت با اهل بیت]]{{عم}} نیز ضلالت و گمراهی خواهد بود؛ پس [[امامت]] از [[اصول دین]] است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۸.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:Jawahir-kalam-1.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۰۴

حدیث چهارم

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)‌: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا مَحْيَايَ وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ فَلْيَتَوَالَ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ لْيَقْتَدِ بِأَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي وَ رُزِقُوا فَهْمِي وَ عِلْمِي فَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ مِنْهُمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي»[۱]؛ رسول خدا(ص) فرمود: هر کس شاد می‌شود به این که زندگیش مثل زندگی من و مرگش مانند مرگ من باشد و در بهشت عدنی که خدای تعالی آن را کاشته است، ساکن شود باید از علی پیروی کند و دوستداران او را دوست بدارد پس از من و پس از من به اهل بیتم اقتدا کند؛ زیرا ایشان اهل بیت من هستند و از طینت من خلق شده‌اند و از فهم و علم من روزی داده شده‌اند پس وای بر کسانی از امتم که فضیلت ایشان را تکذیب کنند و صلۀ مرا در مورد ایشان قطع کنند، خداوند شفاعتم را به ایشان نمی‌رساند.

از این حدیث به خوبی استفاده می‌شود که اهل بیت رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین ادامه ایشان هستند، از طینت ایشان خلق شده‌اند، و بدین ترتیب خلأ فقدان رسول الله(ص) را پر می‌کنند و باید مقتدا باشند چنان که رسول خدا(ص) مقتدا بود. خداوند فهم و علم رسول الله(ص) را به ایشان عطا فرموده است لذا شایسته اطاعتند. اطاعت از ایشان تنها راه نجات و عدم متابعت از ایشان موجب بدبختی است. صلۀ رسول خدا(ص) با صلۀ اهل بیت ایشان(ع) محقق می‌شود و قطع کنندگان این صله از شفاعت پیامبر(ص) محرومند. در تفاسیر شیعه و سنی ذیل آیه ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى[۲] آمده است که پیامبر اکرم(ص) به قدری گناهکاران امت خویش را شفاعت خواهند کرد تا آنکه راضی و خشنود گردد[۳].

به تصریح روایات شیعه[۴] و سنی شفاعت پیامبر اکرم(ص) شامل اهل کبائر نیز خواهد شد. طبرانی از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: «شَفَاعَتِي لِأَهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي‌»[۵]؛ شفاعت من برای اهل کبائر از امتم می‌باشد. با این همه به تصریح حدیث مورد بحث، عدم متابعت از اهل بیت(ع) گناهی است که هرگز بخشیده نمی‌شود، و شفاعت رسول خدا(ص) منکران ولایت و مقتدا بودن اهل بیت(ع) را شامل نمی‌گردد. با توجه به این نکته روشن است که امامت، از اصول دین است و انکار آن انکار یکی از اصول دین و گناهی نابخشودنی است.[۶]

پانویس

  1. حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۴۰.
  2. «و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.
  3. ر.ک: البرهان، ج۵، ص۶۸۳؛ تفسیر کبیر، ج۳۱، ص۱۹۴؛ معالم التنزیل بغوی، ج۵، ص۲۶۷؛ الکشف والبیان، ج۱۰، ص۲۲۴؛ الدر المنثور، ج۶، ص۳۶۱، و تفاسیر دیگر در ذیل سوره ضحی آیه ۵.
  4. رسائل المرتضی، ج۱، ص۱۵۱؛ الکافی حلبی، ص۴۶۹ و منابع دیگر.
  5. التاریخ الکبیر، ج۱، ص۱۷۰، حدیث ۵۰۹؛ المعجم الاوسط، ج۴، ص۴۳؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۳۹۸، حدیث ۳۹۰۵۵.
  6. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱، ص ۳۱۷.