بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
#از آنجا که در [[آیه]] اخیر میفرماید: چون [[ابراهیم]] را پروردگارش با کلماتی بیاموخت، و وی آن همه را به انجام رسانید، [[[خدا]] به او] فرمود: “من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم”. [[[ابراهیم]]] پرسید: “از دودمانم [چطور]؟” فرمود: [[پیمان]] من به [[بیدادگران]] نمیرسد”. در نتیجه [[مردم]] درباره [[ظلم]] یعنی [[ستم]] بر خود، دیگران و بر [[خدا]]، بر چهار دستهاند: ۱) کسانی که در [[طول عمر]] خود ظالمند؛ ۲) کسانی که در [[طول عمر]] خود [[طاهر]] و منزّه از گناهند؛ ۳) کسانی که در ابتدای [[عمر]] خود [[ظالم]] ولی در پایان [[عمر]] [[توبه]] میکنند؛ ۴) کسانی که در ابتدای [[عمر]] [[طاهر]] و از [[گناه]] منزهند، ولی در آخر [[عمر]] ظالمند. چگونه ممکن است [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای دسته اول و چهارم از [[ذریه]] خود [[عهد]] و [[مقام امامت]] را طلب کند، تنها قسم دوّم و سوّم باقی میماند و ظالمی که [[خداوند]] [[عهد امامت]] را از او [[نفی]] میکند، باید قسم باشد؛ یعنی کسی که در ابتدای عمرش [[ظالم]] بوده، ولی در آخر [[عمر]] [[توبه]] کرده است. در نتیجه قسم دوّم باقی میماند، یعنی همان کسی که در طول عمرش از هر گونه [[گناه]] و [[آلودگی]] [[پاک]] بوده است و این بر کسی غیر [[معصوم]] منطبق نیست؛ | #از آنجا که در [[آیه]] اخیر میفرماید: چون [[ابراهیم]] را پروردگارش با کلماتی بیاموخت، و وی آن همه را به انجام رسانید، [[[خدا]] به او] فرمود: “من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم”. [[[ابراهیم]]] پرسید: “از دودمانم [چطور]؟” فرمود: [[پیمان]] من به [[بیدادگران]] نمیرسد”. در نتیجه [[مردم]] درباره [[ظلم]] یعنی [[ستم]] بر خود، دیگران و بر [[خدا]]، بر چهار دستهاند: ۱) کسانی که در [[طول عمر]] خود ظالمند؛ ۲) کسانی که در [[طول عمر]] خود [[طاهر]] و منزّه از گناهند؛ ۳) کسانی که در ابتدای [[عمر]] خود [[ظالم]] ولی در پایان [[عمر]] [[توبه]] میکنند؛ ۴) کسانی که در ابتدای [[عمر]] [[طاهر]] و از [[گناه]] منزهند، ولی در آخر [[عمر]] ظالمند. چگونه ممکن است [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای دسته اول و چهارم از [[ذریه]] خود [[عهد]] و [[مقام امامت]] را طلب کند، تنها قسم دوّم و سوّم باقی میماند و ظالمی که [[خداوند]] [[عهد امامت]] را از او [[نفی]] میکند، باید قسم باشد؛ یعنی کسی که در ابتدای عمرش [[ظالم]] بوده، ولی در آخر [[عمر]] [[توبه]] کرده است. در نتیجه قسم دوّم باقی میماند، یعنی همان کسی که در طول عمرش از هر گونه [[گناه]] و [[آلودگی]] [[پاک]] بوده است و این بر کسی غیر [[معصوم]] منطبق نیست؛ | ||
#منظور از این [[علم]] آن دانشی است که [[وسیله]] [[راهنمایی]] او و نگهداری او میشود. از سوی دیگر این که میفرماید: {{متن قرآن|عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}} منشأ تمام [[افعال]] ارادی و اختیاری [[انسان]] صورتهای [[علمی]] است که در وجود [[انسان]] نقش میبندد؛ که اگر آنها نبود هرگز از [[انسان]] فعلی با [[اختیار]] صادر نمیگشت، زیرا [[انسان]] قبل از آنکه از او فعلی صادر شود آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] میکند، غرض و اهداف را نیز در نظر میگیرد؛ آنگاه در او [[شوق]] به فعل حاصل شده، سپس آن را انجام میدهد. همچنین کسی که میخواهد فعلی را ترک کند، ابتدا آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] کرده، [[غایت]] آن را ملاحظه میکند؛ آنگاه آن فعل را ترک میکند؛ همانند خوردن سمّ، اتصال با برق. بدین جهت از این [[آیه]] به خوبی استفاده میشود که حتمیّت و [[ضرورت]] فعل یا ترک با [[اختیار]] منافاتی ندارد، زیرا کسی که سمّ را میشناسد و عواقب شرب آن را نیز میداند، هرگز از آن نمیخورد، با آنکه در خوردنش مختار است. همچنین از [[آیه]] استفاده میشود که سبب [[عصمت]]، [[علم]] قطعی به عواقب [[اخروی]] [[معاصی]] و [[اخلاق]] [[رذیله]] است. [[قرآن]] در آیهای دیگر در داستان یکی دیگر از [[پیامبران]] نیز بر این [[حقیقت]] تأکید میکند که منشأ [[عصمت]] [[علم راسخ]] و [[یقینی]] به عواقب و حقایق امور است: قول [[حضرت یوسف]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا میخواند خوشتر است و اگر فریبشان را از من نگردانی به آنان میگرایم و از نادانان خواهم بود» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref> چون [[آیه]] تصریح دارد به اینکه منشأ [[میل به گناه]] و [[معصیت]] [[جهل]] است. {{متن قرآن|وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} پس در نتیجه، منشأ [[عصمت]]، همان [[علم]] است که در مقابل [[جهل]] قرار دارد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۲۲.</ref>. | #منظور از این [[علم]] آن دانشی است که [[وسیله]] [[راهنمایی]] او و نگهداری او میشود. از سوی دیگر این که میفرماید: {{متن قرآن|عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}} منشأ تمام [[افعال]] ارادی و اختیاری [[انسان]] صورتهای [[علمی]] است که در وجود [[انسان]] نقش میبندد؛ که اگر آنها نبود هرگز از [[انسان]] فعلی با [[اختیار]] صادر نمیگشت، زیرا [[انسان]] قبل از آنکه از او فعلی صادر شود آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] میکند، غرض و اهداف را نیز در نظر میگیرد؛ آنگاه در او [[شوق]] به فعل حاصل شده، سپس آن را انجام میدهد. همچنین کسی که میخواهد فعلی را ترک کند، ابتدا آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] کرده، [[غایت]] آن را ملاحظه میکند؛ آنگاه آن فعل را ترک میکند؛ همانند خوردن سمّ، اتصال با برق. بدین جهت از این [[آیه]] به خوبی استفاده میشود که حتمیّت و [[ضرورت]] فعل یا ترک با [[اختیار]] منافاتی ندارد، زیرا کسی که سمّ را میشناسد و عواقب شرب آن را نیز میداند، هرگز از آن نمیخورد، با آنکه در خوردنش مختار است. همچنین از [[آیه]] استفاده میشود که سبب [[عصمت]]، [[علم]] قطعی به عواقب [[اخروی]] [[معاصی]] و [[اخلاق]] [[رذیله]] است. [[قرآن]] در آیهای دیگر در داستان یکی دیگر از [[پیامبران]] نیز بر این [[حقیقت]] تأکید میکند که منشأ [[عصمت]] [[علم راسخ]] و [[یقینی]] به عواقب و حقایق امور است: قول [[حضرت یوسف]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا میخواند خوشتر است و اگر فریبشان را از من نگردانی به آنان میگرایم و از نادانان خواهم بود» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref> چون [[آیه]] تصریح دارد به اینکه منشأ [[میل به گناه]] و [[معصیت]] [[جهل]] است. {{متن قرآن|وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} پس در نتیجه، منشأ [[عصمت]]، همان [[علم]] است که در مقابل [[جهل]] قرار دارد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۲۲.</ref>. | ||
==[[عصمت پیامبر]] با [[عنایت خداوند]]== | ==[[عصمت پیامبر]] با [[عنایت خداوند]]== | ||