عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۶۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ اوت ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۳: خط ۵۳:
*در کلمات [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}}، تعابیر و توصیف‌های گوناگون و فراوان و نغزی دربارۀ [[عدالت]] است و آن را مایۀ [[آبادانی]] [[کشور]] می‌داند: {{متن حدیث|مَا عُمِّرَتِ الْبُلْدَانُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>غرر الحکم، ج ۶ ص ۶۸، مستدرک الوسائل، باب جهاد النفس، باب ۳۷ ح ۸</ref> سرزمین‌ها به چیزی همچون [[عدالت]]، آباد نمی‌گردد. این [[حقیقت]] [[ناب]] از [[کلام]] [[پیامبر]]{{صل}} باقی است که [[حکومت]] با [[کفر]] می‌ماند، ولی با [[ستم]]، برجا نمی‌ماند<ref>{{متن حدیث|الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ}}</ref>.
*در کلمات [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}}، تعابیر و توصیف‌های گوناگون و فراوان و نغزی دربارۀ [[عدالت]] است و آن را مایۀ [[آبادانی]] [[کشور]] می‌داند: {{متن حدیث|مَا عُمِّرَتِ الْبُلْدَانُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>غرر الحکم، ج ۶ ص ۶۸، مستدرک الوسائل، باب جهاد النفس، باب ۳۷ ح ۸</ref> سرزمین‌ها به چیزی همچون [[عدالت]]، آباد نمی‌گردد. این [[حقیقت]] [[ناب]] از [[کلام]] [[پیامبر]]{{صل}} باقی است که [[حکومت]] با [[کفر]] می‌ماند، ولی با [[ستم]]، برجا نمی‌ماند<ref>{{متن حدیث|الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ}}</ref>.
* [[عدالت]]، هم از [[صفات]] [[خداوند]] است، هم در [[شاهد]] و [[قاضی]] و [[امام]] ### [[313]]### معتبر و شرط است، هم در [[پیشوا]] و [[رهبر]] باید باشد، تا بتواند [[قسط]] و [[عدالت]] را در [[جامعه]] نیز تحقّق بخشد. [[عدالت]] به معنای ملکۀ [[نفسانی]] در [[انسان]]، نتیجۀ [[تهذیب نفس]] و پاکسازی قوۀ عملیه و ایجاد [[تعادل]] میان قوّۀ عاقله، عامله، شهویّه و غضبیّه است، یعنی [[انقیاد]] [[عقل]] عملی در برابر [[خرد]] و [[عقل]] نظری<ref>تعبیر از مرحوم نراقی در «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۳.</ref>.
* [[عدالت]]، هم از [[صفات]] [[خداوند]] است، هم در [[شاهد]] و [[قاضی]] و [[امام]] ### [[313]]### معتبر و شرط است، هم در [[پیشوا]] و [[رهبر]] باید باشد، تا بتواند [[قسط]] و [[عدالت]] را در [[جامعه]] نیز تحقّق بخشد. [[عدالت]] به معنای ملکۀ [[نفسانی]] در [[انسان]]، نتیجۀ [[تهذیب نفس]] و پاکسازی قوۀ عملیه و ایجاد [[تعادل]] میان قوّۀ عاقله، عامله، شهویّه و غضبیّه است، یعنی [[انقیاد]] [[عقل]] عملی در برابر [[خرد]] و [[عقل]] نظری<ref>تعبیر از مرحوم نراقی در «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۳.</ref>.
==واژه‌شناسی لغوی==
*[[عدالت]] در لغت، به معنای [[استواری]] و [[استقامت]] است؛ چنانکه در برخی کتاب‌های لغوی به همین معنا آمده است. [[ابن اثیر]] می‌نویسد: {{عربی|هو الذي لا يَمِيلُ به الهوى فيَجورَ في الحكم}}؛ [[[انسان]] [[عادل]]] کسی است که [[هوای نفس]] او را [از [[حق]]] روی‌گردان نمی‌کند و او را در [[داوری]] به [[ستم]] وا نمی‌دارد<ref>النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۱۹۰؛ و ر.ک: لسان العرب، ابن‌منظور، ج۹ (واژه عدل).</ref>.
*معانی اصطلاحی [[عدالت]] چنین‌اند:
#[[عدالت]] در برابر [[ستم]]؛ به معنای رعایت [[انصاف]] و [[ادای حقوق]] کسانی که [[شایستگی]] آن [[حقوق]] را دارند.
#[[عدالت]] در برابر [[سرکشی]] و [[فسق]]؛ به معنای [[پرهیز از گناه]] و به سخن دیگر، رعایت [[تقوای الهی]] در ابعاد گوناگون است.
#[[عدالت]] به معنای وجود [[ملکه]] و نیرویی که [[پرهیز]] از [[سرکشی]] و نابهنجاری را در پی دارد.
#[[عدالت]] به معنای [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] در [[نقل روایت]] و ایجاد [[انحراف]] در آن است؛ به عبارت دیگر، [[پرهیز]] از آنچه که موجب نپذیرفتن [[نقل روایت]] می‌شود<ref>پاورقی تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، جلال‌الدین سیوطی، ص۳۷۸.</ref>.
*[[غزالی]] می‌نویسد: [[عدالت]]؛ عبارت از مستقیم بودن در [[رفتار]] و [[دین]] است که سرانجام به حالت و نیروی [[نفسانی]] باز می‌گردد و آن نیروی [[نفسانی]] به گونه‌ای در نفس پا برجا است که [[تقوا]] و [[اطمینان]] [[نفسانی]] را در پی دارد؛ از این رو به گفتار کسی که از [[خدا]] ترسی ندارد، اعتمادی نیست<ref>المستصفی، ج۱، ص۱۵۷؛ و ر.ک: الاحکام، آمدی، ج۲، ص۲۴۵.</ref>.
*اما مقصود [[پیروان]] [[نظریه]] [[عدالت صحابه]] کدام یک از معانی مذکور می‌باشد؟
*[[محدثان]] [[اهل سنت]] می‌گویند، مراد از [[عدالت]]: [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] عمدی در هنگام [[روایت]] کردن و ایجاد [[انحراف]] در آن به وسیله انجام آنچه موجب نپذیرفتن [[روایت]] می‌شود، است<ref>تدریب الراوی، سیوطی، ص۳۷۸. </ref>.
*[[ابن انباری]] می‌گوید: مراد از [[عدالت صحابه]] [[پذیرش]] [[روایت]] آنان می‌باشد، بدون آنکه از اسباب [[عدالت]] و [[تزکیه]] [[[راویان]]] بحث و درباره آنها [[تحقیق]] شود؛ جز آن کسانی که خلافی کرده باشند و این ثابت نشده است<ref>تدریب الراوی، سیوطی، ص۳۷۸.</ref>.
*[[محمد محزون]] می‌نویسد: مقصود از [[عدالت صحابه]]، دوری از [[دروغ‌گویی]] در [[نقل روایات]] است وگرنه [[[راویان]]] از انجام دیگر [[گناهان]] [[معصوم]] نمی‌باشند<ref>تحقیق مواقف الصحابة الفتنه، ج۱، ص۱۲۹.</ref>.
*اما از گفتار برخی علمای [[اهل سنت]] در تعریف [[عدالت]] و [[فسق]] دانسته می‌شود که آنان [[عدالت]] را گسترده‌تر از [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] در [[نقل روایت]] دانسته‌اند. [[نووی]] در تعریف [[عدالت]] می‌نویسد:[[عادل]] است و ضابط به این معنا که [[مسلمان]] و بالغ و [[عاقل]] است و از اسباب و عوامل [[فسق]] و از بین برنده [[مروت]] به دور می‌باشد<ref>التقریب (مقدمه ج۱).</ref>.<ref>مقصود از عدل و ضابط، عادل بودن راوی است و اینکه او اگر از حفظ حدیث را میگوید، آن را فراموش نکند و یا کتابش را مصون از تحریف و تصحیف و غلط بدارد و بداند که چه عواملی موجب اخلال به معنا می‌شود و از آنها پرهیز کند. (مقباس الهدایه، مامقانی، ج۲، ص۴۳)</ref>
*[[حافظ ابن حجر عسقلانی]] می‌نویسد: مقصود از [[عدل]]، [[ملکه]] و نیرویی است که [[انسان]] را بر [[پایبندی]] به [[تقوا]] و [[مروت]] وا میدارد و مقصود از [[تقوا]] [[پرهیز]] از [[گناهان]] شرک‌آمیز یا [[فسق]] یا [[بدعت]] است<ref>نزهة النظر فی توضیح نخبة الفکر، ص۳۲.</ref>.
*از گفتار [[دانشمندان شیعه]] درباره [[عدالت]] دانسته می‌شود که [[عدالت]]، نیرویی است که [[انسان]] را بر [[پایبندی]] به [[تقوا]] وا داشته و او را از رفتارهای نابهنجار باز می‌دارد. از برخی [[روایات شیعه]] دانسته می‌شود که [[عدالت]] به چهار چیز محقق می‌شود: داشتن [[ورع]] و [[پاکی]]، [[امانت داری]]، [[وثوق]] و داشتن [[تقوا]].
*از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیده شد که [[عدالت]] [[مسلمانان]] به چه چیز شناخته می‌شود تا در [[پذیرش]] [[شهادت]] آنان به کار رود؟ [[امام]] فرمود: اینکه [[راوی]] را به ویژگی‌هایی مانند [[عیب‌پوشی]] و [[پاکدامنی]] و [[پرهیز]] از شکم بارگی و [[مردم]] آزاری (با [[دست]] و زبان) و نیز به [[پرهیز]] از [[گناهان کبیره]] که [[خداوند]] [[وعده]] [[آتش]] درباره آنها داده است، بشناسید<ref>من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۳، ص۲۴ (باب ۱۷ العداله، ح۱)؛ الاستبصار، شیخ طوسی، ج۳، ص۱۲؛ التهذیب، همو، ج۶، ص۲۴۱؛ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج۲۷، ص۳۹۱.</ref>. این [[روایت]]، معیار شناسایی افراد [[عادل]] را معروف بودن آنان در بین [[مردم]] به [[عفت]] و [[پرهیز از گناه]] و [[حقیقت]] [[عدالت]] را [[عفاف]] اندام‌ها و [[پرهیز]] از [[گناهان]] بزرگی که [[خداوند]] درباره آنها [[وعده]] [[آتش دوزخ]] داده است، می‌داند.
*اگر مقصود از [[نظریه]] [[عدالت صحابه]] آن مفهومی باشد که [[محدثان]] [[اهل سنت]] گفته‌اند؛ یعنی [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] در [[نقل روایت]]؛ با ادعای ایشان درباره همه [[صحابه]] ناسازگار است. آنچه [[مقام]] همه [[صحابه]] را نزد [[اهل سنت]] بالا برده و آنان را الگوی [[مسلمانان]] قرار داده، [[عدالت]] به معنای [[پرهیز]] از هر [[گناه]] و [[فسق]] است و نه [[عدالت]] به معنای [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] عمدی در [[نقل روایت]] [[پیامبر]]{{صل}}؛ زیرا [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] عمدی نمی‌تواند شخص را الگوی [[مردم]] کند. و [[عدالت]] به معنای [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] عمدی، در بسیاری از [[راویان احادیث]] وجود دارد (از این جهت [[روایت‌ها]] به صحیح، [[حسن]]، موثّق و... دسته‌بندی شده است) و برای [[الگو]] شدن، افزون بر [[دروغ]] نگفتن، شرایط دیگری نیز لازم است.
*و اگر مقصود از [[عدالت]]، افزون بر [[پرهیز]] از [[دروغ‌گویی]] عمدی، [[پرهیز]] از دیگر [[گناهان]] نیز باشد، در این صورت، واژه [[عدالت]] با واقعیت [[تاریخی]] و [[سیره]] و روش همه [[صحابه]] مطابقت ندارد؛ زیرا جمعی از [[صحابه]] نه [[عدالت]] به معنای رعایت [[انصاف]] و رساندن [[حقوق]] به اهلش را داشتند و نه [[پرهیز از گناه]] و نه از [[ملکه]] و نیرویی برخوردار بودند که خود را [[حفظ]] کنند و حوادث تلخ [[تاریخی]] و [[گناهان]] گروهی از [[صحابه]]، [[گواه]] بر مطلب بیان شده است که در [[قرآن]] و [[روایات]] و [[تاریخ]] آمده است. البته برخی از آنان [[توبه]] کردند ولی [[توبه]] گروهی از آنان ثابت نشده است. افزون بر این، [[توبه]] [[دلیل]] [[عدالت]] دائمی آنان نیست؛ چرا که برخی از [[صحابه]] پس از درگذشت [[پیامبر]]{{صل}} [[اعمال]] ناپسندی داشته‌اند و [[توبه]] آنان ثابت نشده است.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۵-۲۸.</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش