جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (←پانویس) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
خاستگاه اولیه ساجیان ([[بنی ساج]])، آسیای میانه و بهطور دقیق، [[ماوراء النهر]] بود.<ref>صورة الارض، ج٢، ص۵٠۶.</ref> برخی محققان، آنان را سُغدی و برخی دیگر، از فرغانیهای<ref>ر. ک: اران از دوران باستان، ص۴۴٣؛ مجمل التواریخ، ص٣۶٩.</ref> ماوراء النهر دانستهاند. | خاستگاه اولیه ساجیان ([[بنی ساج]])، آسیای میانه و بهطور دقیق، [[ماوراء النهر]] بود.<ref>صورة الارض، ج٢، ص۵٠۶.</ref> برخی محققان، آنان را سُغدی و برخی دیگر، از فرغانیهای<ref>ر. ک: اران از دوران باستان، ص۴۴٣؛ مجمل التواریخ، ص٣۶٩.</ref> ماوراء النهر دانستهاند. | ||
بنیساج از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ق. در آذربایجان، اَران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] حکومت کردند<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴۲؛ نک: تاریخ ادبیات در ایران، ج۱، ص۲۱۷.</ref> از امیران ساجی، منصب راهداری حرمین به [[ابوساج دیوداد بن دیودست]]، [[محمد افشین]] فرزند دیوداد، و [[ابوالقاسم یوسف بن دیوداد]] رسید و حکومت آذربایجان تنها از آن دو تن اخیر شد و خود ابوساج به رغم نقش اساسی در برآمدن خاندانش، به این مهم دست نیافت. ساجیان نخست در روستاهای جَنبَکاکِث و سویدَک در آسیای میانه سکونت داشتند<ref>صورة الارض، ج۲، ص۵۰۶.</ref> در این مناطق، مواد نخست سلاحهای آهنین به دست میآمد و در فرغانه ساخته میشد و به سرزمینهای دیگر تا [[بغداد]] صادر میگشت<ref> ترکستاننامه، ج۱، ص۳۷۸.</ref> | بنیساج از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ق. در آذربایجان، اَران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] حکومت کردند<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴۲؛ نک: تاریخ ادبیات در ایران، ج۱، ص۲۱۷.</ref> از امیران ساجی، منصب راهداری حرمین به [[ابوساج دیوداد بن دیودست]]، [[محمد افشین]] فرزند دیوداد، و [[ابوالقاسم یوسف بن دیوداد]] رسید و حکومت آذربایجان تنها از آن دو تن اخیر شد و خود ابوساج به رغم نقش اساسی در برآمدن خاندانش، به این مهم دست نیافت. ساجیان نخست در روستاهای جَنبَکاکِث و سویدَک در آسیای میانه سکونت داشتند<ref>صورة الارض، ج۲، ص۵۰۶.</ref> در این مناطق، مواد نخست سلاحهای آهنین به دست میآمد و در فرغانه ساخته میشد و به سرزمینهای دیگر تا [[بغداد]] صادر میگشت<ref> ترکستاننامه، ج۱، ص۳۷۸.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==واژشناسی== | ==واژشناسی== | ||
نسبت ساجی از [[زندگی]] آنها در خانههایی از [[نی]] مانند کپرنشینان امروزین، نشأت گرفته است<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۱۷۹، «پاورقی». </ref> پارهای محققان ریشه نامهایی همچون "دیوداد" و "دیودست" را در [[فرهنگ]] [[قوم]] و [[زبان]] سُغدی جستجو کرده و گفتهاند که اینان پیش از [[فتح]] ماوراءالنهر به دست [[مسلمانان]] که دیو را بر خلاف زردشتیان میستودهاند، پیرو یکی از آیینهای کهن آریایی بودهاند<ref>نک: اران از دوران باستان، ص۴۴۳.</ref> بر پایه دیدگاه دیگر، ساجیان اصالتاً از فرغانیهای [[بودایی]] بودند و نامهای نامانوس آنها از [[سنت]] و فرهنگ این سرزمینها گرفته شده است<ref>نک: مجمل التواریخ، ص۳۶۹.</ref> نام دیوداد فرزند دیودست را به گونههای دیگر نیز آوردهاند<ref>نک: صورة الارض، ج۲، ص۵۰۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۳۶۳؛ وفیات ابن خلکان، ج۶، ص۴۱۵.</ref> | نسبت ساجی از [[زندگی]] آنها در خانههایی از [[نی]] مانند کپرنشینان امروزین، نشأت گرفته است<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۱۷۹، «پاورقی». </ref> پارهای محققان ریشه نامهایی همچون "دیوداد" و "دیودست" را در [[فرهنگ]] [[قوم]] و [[زبان]] سُغدی جستجو کرده و گفتهاند که اینان پیش از [[فتح]] ماوراءالنهر به دست [[مسلمانان]] که دیو را بر خلاف زردشتیان میستودهاند، پیرو یکی از آیینهای کهن آریایی بودهاند<ref>نک: اران از دوران باستان، ص۴۴۳.</ref> بر پایه دیدگاه دیگر، ساجیان اصالتاً از فرغانیهای [[بودایی]] بودند و نامهای نامانوس آنها از [[سنت]] و فرهنگ این سرزمینها گرفته شده است<ref>نک: مجمل التواریخ، ص۳۶۹.</ref> نام دیوداد فرزند دیودست را به گونههای دیگر نیز آوردهاند<ref>نک: صورة الارض، ج۲، ص۵۰۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۳۶۳؛ وفیات ابن خلکان، ج۶، ص۴۱۵.</ref> | ||
معرفی این [[خاندان]] با عنوان ساجدی به جای ساجی که در برخی از منابع معاصر آمده،<ref>زبده تاریخ کرد و کردستان، ج۲، ص۲۹.</ref> آشکارا [[خطا]] است. [[امیران]] ساجی، به ویژه [[یوسف]]، در دوران [[حکومت]] خود در شهرهایی همچون [[اردبیل]]، [[مراغه]]، و بَردَعه [[آذربایجان]] دارالضرب داشتند که نشانه رونق [[اقتصادی]] در قلمرو آنان بود<ref>صورة الارض، ص۳۵۳-۳۵۴.</ref> اکنون در موزه دولتی ارمیتاز پترزبورگ سکههایی از [[یوسف بن ابوساج]] موجود است که محل ضرب آن طی سالهای ۲۹۳ تا ۳۱۲ق. در شهرهای بردعه، مراغه و اردبیل بوده است<ref> اران از دوران باستان، ص۴۵۸.</ref> | معرفی این [[خاندان]] با عنوان ساجدی به جای ساجی که در برخی از منابع معاصر آمده،<ref>زبده تاریخ کرد و کردستان، ج۲، ص۲۹.</ref> آشکارا [[خطا]] است. [[امیران]] ساجی، به ویژه [[یوسف]]، در دوران [[حکومت]] خود در شهرهایی همچون [[اردبیل]]، [[مراغه]]، و بَردَعه [[آذربایجان]] دارالضرب داشتند که نشانه رونق [[اقتصادی]] در قلمرو آنان بود<ref>صورة الارض، ص۳۵۳-۳۵۴.</ref> اکنون در موزه دولتی ارمیتاز پترزبورگ سکههایی از [[یوسف بن ابوساج]] موجود است که محل ضرب آن طی سالهای ۲۹۳ تا ۳۱۲ق. در شهرهای بردعه، مراغه و اردبیل بوده است<ref> اران از دوران باستان، ص۴۵۸.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==ورود به [[خلافت عباسی]]== | ==ورود به [[خلافت عباسی]]== | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
در [[سال ۲۵۱ق]]. ابوساج به [[کاخ]] ابنهبیره، تختگاه عاملان و راهداران در ۱۲ فرسخی [[بغداد]]، رفت. | در [[سال ۲۵۱ق]]. ابوساج به [[کاخ]] ابنهبیره، تختگاه عاملان و راهداران در ۱۲ فرسخی [[بغداد]]، رفت. | ||
ساجیان به دنبال خدماتشان به [[دستگاه خلافت عباسی]]، از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ه. ق و بنا به قول دیگر، از سال ۲۷۹ تا ۳۱۷ه. ق، در [[آذربایجان]]، اران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] [[حکومت]] کردند.<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴٢؛ ر. ک: تاریخ ادبیات در ایران، ج١، ص٢١٧.</ref> ساجیان بهصورت ظاهری، تابع و [[مطیع]] دستگاه خلافت بودند، اما آنها را از قدرتمندترین سلسلههای [[ایرانی]] میتوان بهشمار آورد که در مقابل [[خلفا]] [[علم]] [[استقلال]] برافراشتند<ref>ر. ک: فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج١، ص۴٣٩.</ref> | ساجیان به دنبال خدماتشان به [[دستگاه خلافت عباسی]]، از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ه. ق و بنا به قول دیگر، از سال ۲۷۹ تا ۳۱۷ه. ق، در [[آذربایجان]]، اران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] [[حکومت]] کردند.<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴٢؛ ر. ک: تاریخ ادبیات در ایران، ج١، ص٢١٧.</ref> ساجیان بهصورت ظاهری، تابع و [[مطیع]] دستگاه خلافت بودند، اما آنها را از قدرتمندترین سلسلههای [[ایرانی]] میتوان بهشمار آورد که در مقابل [[خلفا]] [[علم]] [[استقلال]] برافراشتند<ref>ر. ک: فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج١، ص۴٣٩.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==[[ارتباط]] ساجیان با [[حجاز]]== | ==[[ارتباط]] ساجیان با [[حجاز]]== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
منزلگاه فید ([[منزل]] ۱۵ از ۳۱ منزل) که تقریباً در وسط این راه قرار گرفته بود، بهسبب داشتن موقعیت نظامی مناسب، [[بازار]] و امکانات رفاهی برای [[حاجیان]]، بهعنوان مرکزیتی برای راهداران [[انتخاب]] شده بود و حاجیان، وسایل و کالاهایشان را در این [[شهر]] به [[امانت]] میگذاشتند.<ref>ر. ک: احسن التقاسیم، ص٢۵۴؛ الاعلاق النفیسه، صص١٧۴-١٨٢؛ الملامح الجغرافیه، ص٣١.</ref> از گزارشها برمیآید که ساجیان و [[سپاه]] زیرنظر آنها [[پاسداری]] از منزلگاهها و راهها و بدرقه [[حاجیان]] و کاروان [[عراق]] و رفت و آمدهای این مسیر طولانی را برعهده داشتند؛ | منزلگاه فید ([[منزل]] ۱۵ از ۳۱ منزل) که تقریباً در وسط این راه قرار گرفته بود، بهسبب داشتن موقعیت نظامی مناسب، [[بازار]] و امکانات رفاهی برای [[حاجیان]]، بهعنوان مرکزیتی برای راهداران [[انتخاب]] شده بود و حاجیان، وسایل و کالاهایشان را در این [[شهر]] به [[امانت]] میگذاشتند.<ref>ر. ک: احسن التقاسیم، ص٢۵۴؛ الاعلاق النفیسه، صص١٧۴-١٨٢؛ الملامح الجغرافیه، ص٣١.</ref> از گزارشها برمیآید که ساجیان و [[سپاه]] زیرنظر آنها [[پاسداری]] از منزلگاهها و راهها و بدرقه [[حاجیان]] و کاروان [[عراق]] و رفت و آمدهای این مسیر طولانی را برعهده داشتند؛ | ||
ابوساج در سال ۲۵۱ه. ق در قصر ابن هبیره در ١٢ فرسخی [[بغداد]] مستقر شد که تختگاه راهداران محسوب میشد<ref> البلدان، ص۱۴۵؛ امراء الکوفه، ص۶۴٩-۶۵١.</ref> و با سپاه زیر نظرش به [[مراقبت]] و [[نگهبانی]] از این مسیر طولانی [[راه]] [[حج]] مشغول گردید. ابوساج در همین سال چند بار با تُرکها جنگید و سرکرده آنها، بایکباک، را که مایه [[ناامنی]] شده بود، همراه گروهی از [[ترکها]] کشت و شماری را [[اسیر]] کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۲۷-۳۳۳؛ تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۵۷.</ref> و باقیمانده ترکها و [[مغربیان]] را از عراق بیرون راند<ref> تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۴؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> گویا در همین سال در بازگشت از [[مکه]]، ۳۶ نفر از [[اعراب]] [[راهزن]] را که مزاحم [[امنیت]] حاجیان شده بودند، دستگیر کرد و آنها را روانه [[زندان]] بغداد کرد<ref>امراء الکوفه، ص۶۴۹.</ref> | ابوساج در سال ۲۵۱ه. ق در قصر ابن هبیره در ١٢ فرسخی [[بغداد]] مستقر شد که تختگاه راهداران محسوب میشد<ref> البلدان، ص۱۴۵؛ امراء الکوفه، ص۶۴٩-۶۵١.</ref> و با سپاه زیر نظرش به [[مراقبت]] و [[نگهبانی]] از این مسیر طولانی [[راه]] [[حج]] مشغول گردید. ابوساج در همین سال چند بار با تُرکها جنگید و سرکرده آنها، بایکباک، را که مایه [[ناامنی]] شده بود، همراه گروهی از [[ترکها]] کشت و شماری را [[اسیر]] کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۲۷-۳۳۳؛ تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۵۷.</ref> و باقیمانده ترکها و [[مغربیان]] را از عراق بیرون راند<ref> تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۴؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> گویا در همین سال در بازگشت از [[مکه]]، ۳۶ نفر از [[اعراب]] [[راهزن]] را که مزاحم [[امنیت]] حاجیان شده بودند، دستگیر کرد و آنها را روانه [[زندان]] بغداد کرد<ref>امراء الکوفه، ص۶۴۹.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==پاسداری از راه [[کوفه]] تا [[حجاز]]== | ==پاسداری از راه [[کوفه]] تا [[حجاز]]== | ||
ابوساج پس از [[خلافت]] یافتن [[معتز]] در ۲۵۲ق. موقعیتی [[استوار]] یافت و [[فرمان]] [[حکومت]] سواد، کناره رود [[فرات]]، را گرفت<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> و مأمور پاسداری از راه کوفه تا حجاز شد؛ ابوساج در انجام مأموریت راهداری مکه سیاستهای اجرایی ویژه بهکار بست. او در هر منطقه [[فرماندهی]] با نیروی کافی مستقر کرد. یک تن را به [[انبار]] و فردی دیگر را به کوفه فرستاد و کسانی را روانه قصر ابنهبیره نمود و همراه این [[فرماندهان]]، نظامیانی برای انجام ماموریت فرستاد. از سوی دیگر، ابوساج دستهای نظامی، سواره و پیاده، برای بررسی قلمرو و موقعیت راهها و بیرون راندن [[راهزنان]] [[تعیین]] کرد<ref>نک: تجارب الامم، ج۴، ص۳۴۷-۳۴۹.</ref> به گزارش [[طبری]]، ابوساج برای ایجاد امنیت در راهها، دستههای ویژه کوچک سامان داد و آنها را مامور بازرسی راهها و منزلگاهها کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۵۳.</ref> سپس خود به بغداد آمد و در آن [[شهر]] با گروهی از طالبیان به سرکردگی [[ابوهاشم جعفری]] که قصد رفتن بهکوفه داشت، روبهرو گشت و مانع [[سفر]] آنها شد.[[سیاست]] دیگر ابوساج در [[مراقبت]] از [[راه]] [[کوفه]] تا [[مکه]]، [[شناسایی]] و جلب گروههای مشکوک بود <ref>الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> | ابوساج پس از [[خلافت]] یافتن [[معتز]] در ۲۵۲ق. موقعیتی [[استوار]] یافت و [[فرمان]] [[حکومت]] سواد، کناره رود [[فرات]]، را گرفت<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> و مأمور پاسداری از راه کوفه تا حجاز شد؛ ابوساج در انجام مأموریت راهداری مکه سیاستهای اجرایی ویژه بهکار بست. او در هر منطقه [[فرماندهی]] با نیروی کافی مستقر کرد. یک تن را به [[انبار]] و فردی دیگر را به کوفه فرستاد و کسانی را روانه قصر ابنهبیره نمود و همراه این [[فرماندهان]]، نظامیانی برای انجام ماموریت فرستاد. از سوی دیگر، ابوساج دستهای نظامی، سواره و پیاده، برای بررسی قلمرو و موقعیت راهها و بیرون راندن [[راهزنان]] [[تعیین]] کرد<ref>نک: تجارب الامم، ج۴، ص۳۴۷-۳۴۹.</ref> به گزارش [[طبری]]، ابوساج برای ایجاد امنیت در راهها، دستههای ویژه کوچک سامان داد و آنها را مامور بازرسی راهها و منزلگاهها کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۵۳.</ref> سپس خود به بغداد آمد و در آن [[شهر]] با گروهی از طالبیان به سرکردگی [[ابوهاشم جعفری]] که قصد رفتن بهکوفه داشت، روبهرو گشت و مانع [[سفر]] آنها شد.[[سیاست]] دیگر ابوساج در [[مراقبت]] از [[راه]] [[کوفه]] تا [[مکه]]، [[شناسایی]] و جلب گروههای مشکوک بود <ref>الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==دور کردن ابوساج از مرکز [[خلافت]]== | ==دور کردن ابوساج از مرکز [[خلافت]]== | ||
ابوساج شاید به جبران آنچه در گذشته در خدمت به [[عباسیان]] و پشت کردن به [[فرماندهان]] نامدار [[ایرانی]] کرده بود، در [[نبرد]] دیر العاقول میان [[یعقوب لیث]] و [[معتمد عباسی]]، به هواداری از [[سپاه]] [[ایران]] شرکت جست. از اینرو، از چشم الموفق [[برادر]] [[معتمد]] افتاد و [[اموال]] و املاکش [[مصادره]] شد<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۴۲-۴۴۳؛ الکامل، ج۷، ص۲۹۰-۲۹۲.</ref> بعدها وی [[امیر]] [[مصر]] و قنسرین و مرزهای [[شام]] (عواصم) شد<ref>اعلام النبلاء، ج۱، ص۱۹۲.</ref> و [[حکمرانی]] [[اهواز]] در ۲۶۱ق. به او سپرده گشت و به سود عباسیان با زنگیان جنگید<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۴۰.</ref> همه اینها برای دور کردن او از پایتخت خلافت بود. وی سرانجام به [[سال ۲۶۶ق]]. در جندیشاپور درگذشت<ref>الکامل، ج۷، ص۳۳۳؛ امراء الکوفه، ص۶۵۱.</ref> | ابوساج شاید به جبران آنچه در گذشته در خدمت به [[عباسیان]] و پشت کردن به [[فرماندهان]] نامدار [[ایرانی]] کرده بود، در [[نبرد]] دیر العاقول میان [[یعقوب لیث]] و [[معتمد عباسی]]، به هواداری از [[سپاه]] [[ایران]] شرکت جست. از اینرو، از چشم الموفق [[برادر]] [[معتمد]] افتاد و [[اموال]] و املاکش [[مصادره]] شد<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۴۲-۴۴۳؛ الکامل، ج۷، ص۲۹۰-۲۹۲.</ref> بعدها وی [[امیر]] [[مصر]] و قنسرین و مرزهای [[شام]] (عواصم) شد<ref>اعلام النبلاء، ج۱، ص۱۹۲.</ref> و [[حکمرانی]] [[اهواز]] در ۲۶۱ق. به او سپرده گشت و به سود عباسیان با زنگیان جنگید<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۴۰.</ref> همه اینها برای دور کردن او از پایتخت خلافت بود. وی سرانجام به [[سال ۲۶۶ق]]. در جندیشاپور درگذشت<ref>الکامل، ج۷، ص۳۳۳؛ امراء الکوفه، ص۶۵۱.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==حکمرانی [[محمد بن ساج]]== | ==حکمرانی [[محمد بن ساج]]== | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
وی چند سال متواری بود و در ۳۱۰ق. [[اسیر]] و [[زندانی]] شد<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۹۹-۱۰۳؛ الکامل، ج۸، ص۹۹-۱۰۲.</ref> در گزارش [[ابنکثیر]] آمده که وی به سال۳۱۰ق. [[آزاد]] شد<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۱۴۴.</ref> پس از [[آزادی]]، خلیفه عباسی او را حکومت آذربایجان، ابهر، ری، قزوین و زنجان داد<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۱۴۰؛ الکامل، ج۸، ص۱۳۶-۱۳۷.</ref> یوسف بن ابوساج در ۳۱۳ق. [[همدان]] را [[تصرف]] کرد<ref>الکامل، ج۸، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref> | وی چند سال متواری بود و در ۳۱۰ق. [[اسیر]] و [[زندانی]] شد<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۹۹-۱۰۳؛ الکامل، ج۸، ص۹۹-۱۰۲.</ref> در گزارش [[ابنکثیر]] آمده که وی به سال۳۱۰ق. [[آزاد]] شد<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۱۴۴.</ref> پس از [[آزادی]]، خلیفه عباسی او را حکومت آذربایجان، ابهر، ری، قزوین و زنجان داد<ref>تجارب الامم، ج۵، ص۱۴۰؛ الکامل، ج۸، ص۱۳۶-۱۳۷.</ref> یوسف بن ابوساج در ۳۱۳ق. [[همدان]] را [[تصرف]] کرد<ref>الکامل، ج۸، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref> | ||
گفتهاند که محدوده شمالی [[سرزمین]] زیر فرمانش تا دربند قفقاز ادامه داشت و او سد دربند را برای [[مصونیت]] از خطر [[هجوم]] روسها و [[همسایگان]] شمالی مرمت کرد و اران و شروان را بدین وسیله در [[امان]] داشت<ref>اران از دوران باستان، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> | گفتهاند که محدوده شمالی [[سرزمین]] زیر فرمانش تا دربند قفقاز ادامه داشت و او سد دربند را برای [[مصونیت]] از خطر [[هجوم]] روسها و [[همسایگان]] شمالی مرمت کرد و اران و شروان را بدین وسیله در [[امان]] داشت<ref>اران از دوران باستان، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref> | ||
==[[قتل]] [[یوسف]] بن ابوساج== | ==[[قتل]] [[یوسف]] بن ابوساج== | ||
[[خلیفه عباسی]] در ۳۱۵ق. پس از [[ناامن]] شدن [[راه]] [[عراق]] به [[حجاز]] و قتل [[حاجیان]] و [[غارت]] کاروانها از سوی [[قرمطیان]]، یوسف را به [[نبرد]] آنها گسیل داشت. اما یوسف [[شکست]] خورد و [[اسیر]] قرمطیان شد و به دست ابوطاهر قرمطی به قتل رسید<ref>تاریخ طبری، ج۱۱، ص۱۱۱؛ نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۳.</ref> | [[خلیفه عباسی]] در ۳۱۵ق. پس از [[ناامن]] شدن [[راه]] [[عراق]] به [[حجاز]] و قتل [[حاجیان]] و [[غارت]] کاروانها از سوی [[قرمطیان]]، یوسف را به [[نبرد]] آنها گسیل داشت. اما یوسف [[شکست]] خورد و [[اسیر]] قرمطیان شد و به دست ابوطاهر قرمطی به قتل رسید<ref>تاریخ طبری، ج۱۱، ص۱۱۱؛ نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۳.</ref> | ||
از این هنگام تا نزدیک دو دهه، قرمطیان بر راههای اصلی کاروان حاجیان [[سلطه]] یافتند و پس از [[سرقت]] [[حجرالاسود]] و چیره شدن بر طریق حجاز، خود بهکاروانها اجازه عبور میدادند؛ [[ابوالمسافر فتح بن محمد افشین]] که به [[فرمانروایی]] [[آذربایجان]] رسید، در ۳۱۷ق. به دست مفلح یوسفی در [[اردبیل]] [[مسموم]] گشت<ref>نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۴.</ref> [[جانشینان]] بعد ساجیان در قلمرو پهناور آنها از ارمنستان تا [[ری]]، [[یاران]] و [[غلامان]] [[یوسف بن ابوساج]]، از جمله وصیف شیروانی، مفلح و [[دیسم بن ابراهیم]] بودند<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۱۶۷؛ تاریخ شروان و دربند، ص۱۰۸-۱۰۹.</ref> | از این هنگام تا نزدیک دو دهه، قرمطیان بر راههای اصلی کاروان حاجیان [[سلطه]] یافتند و پس از [[سرقت]] [[حجرالاسود]] و چیره شدن بر طریق حجاز، خود بهکاروانها اجازه عبور میدادند؛ [[ابوالمسافر فتح بن محمد افشین]] که به [[فرمانروایی]] [[آذربایجان]] رسید، در ۳۱۷ق. به دست مفلح یوسفی در [[اردبیل]] [[مسموم]] گشت<ref>نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۴.</ref> [[جانشینان]] بعد ساجیان در قلمرو پهناور آنها از ارمنستان تا [[ری]]، [[یاران]] و [[غلامان]] [[یوسف بن ابوساج]]، از جمله وصیف شیروانی، مفلح و [[دیسم بن ابراهیم]] بودند<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۱۶۷؛ تاریخ شروان و دربند، ص۱۰۸-۱۰۹.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنیساج (مقاله)|مقاله «بنیساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴، ص:۳۲۹-۳۳۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||