سفیانی
- این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
سفیانی شخصیتی است که روایات نقل شده از معصومان او را از نسل ابوسفیان و مخالف امام مهدی (ع) معرفی کرده است. در روایات شیعه "خروج سفیانی" یکی از پنج نشانه حتمی ظهور است که وقوع آن گریزناپذیر دانسته شده است[۱].
سفیانی و خروج وی، مشهورترین و در عین حال مشکلترین مسئله در میان نشانههای ظهور به شمار میآید. روایات این نشانه، به گونهای گسترده در منابع قدیم و جدید بیان شده است که در مجموع میتوان موضوعات زیر را در مورد آن بررسی کرد[۲]
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل سفیانی (پرسش) قابل دسترسی هستند.
مقدمه
- پیش از قیام حضرت مهدی(ع) مردی از نسل ابو سفیان در منطقه شام خروج میکند و با تظاهر به دینداری، گروه فراوانی از مسلمانان را فریب میدهد و بخش گستردهای از سرزمینهای اسلامی "شام، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین و منطقه عراق" را به تصرّف خود در میآورد[۳]. در کوفه و نجف، به کشتار شیعیان میپردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین میکند[۴]، مدت حکومت او، نه ماه است[۵][۶].
- وی، آنگاه که از ظهور حضرت حجّت(ع) آگاه میشود، با سپاهی بزرگ به جنگ وی میرود. در منطقه "بیدا"[۷] "بین مکه و مدینه" با سپاه امام(ع) برخورد میکند و به امر خدا، همه لشکریان وی - جز چند نفر- در زمین فرو میروند و هلاک میشوند[۸][۹].
- اینکه سفیانی کیست و چه ویژگیهایی دارد و چگونه خروج میکند و پرسشهایی از این دست هرگز به گونهای روشن و قابل قبول در روایات و سخنان بزرگان مورد اشاره قرار نگرفته و به طور صرف، به گمانههایی بسنده شده است. از جمله اینکه گفته شده: نام وی عثمان بن عنبسه و از خاندان ابو سفیان است[۱۰][۱۱].
- از این رو برخی بر این باورند سفیانی فرد مشخصی نیست؛ بلکه فردی است با ویژگیهای ابو سفیان که در آستانه ظهور حضرت مهدی(ع) به طرفداری از باطل، خروج میکند و مسلمانان را به انحراف میکشاند. اینها در بیان دیدگاه خود میگویند: در حقیقت، ابو سفیان، به عنوان سرسلسله سفیانیان، نماد پلیدی است. او غارتگری بود که با رباخواری، زورگویی و چپاول اموال مردم، ثروتهای هنگفتی به چنگ آورده بود و از راه فریب و استثمار تودههای ستمکشیده و ترویج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتی جاهلی، قدرت فراوانی داشت. ابو سفیان، در جایگاه سردمدار شرک و بتپرستی و سرمایهداری طاغوتی، هر نوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و آزادی میزد، دشمن شماره یک خود میدانست و با قدرت تمام برابر آن به مبارزه برمیخاست[۱۲][۱۳].
- بنابراین، در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص. سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است. بر فرض هم که سفیانی را از نسل ابو سفیان بدانیم، اشکالی پدید نمیآید و واپسین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور قائم(ع) خروج میکند[۱۴].
واژهشناسی
از اصطلاحاتی که دربارۀ ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) به کار رفته، «خروج» است. «خروج» در لغت نقیض «دخول» به معنای بیرون شدن [۱۵] و در اصطلاح، به معنای ظهور یا معنای قیام است[۱۶] «خروج» در روایات و سخنان دانشمندان دینی، بیشتر همان قیام است؛ چه اینکه شیخ صدوق در دو کتاب خود برای روایات قیام این عنوان را قرار داده است: «باب علامات خروج القائم» [۱۷] و «ما روی فی علامات خروج القائم» [۱۸][۱۹].
نام و نسب سفیانی
- دربارۀ نام سفیانی، اسامی: عبدالله، عثمان، عنبسه، معاویه، حرب، عتبه و عروه[۲۰] ذکر شده است و برای پدرش از نامهای: یزید، عنبسه، هند و عتبه استفاده شده است[۲۱]. نسب او نیز گاه به عتبة بن ابی سفیان [۲۲] و گاه به خالد بن یزید بن معاویه [۲۳] میرسد[۲۴].
- از حضرت امیر المؤمنین(ع) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «خارج میشود فرزند خورنده جگرها از وادی یا بس - تا اینکه میفرماید: - اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابو سفیان است. شیخ طوسی[۲۵] از حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «سپس "سفیانی" ملعون از وادی یا بس بیرون میآید وی از فرزندان عنبسة بن ابی سفیان است. ثالثا: زمان خروجش به طور اجمال شیخ طوسی[۲۶] از حضرت صادق نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «خروج سه نفر: خراسانی و "سفیانی" و یمانی در یک سال و در یک ماه و در یک روز.... شیخ صدوق[۲۷] روایت کرده است که حضرت صادق(ع) فرموده است: امر "سفیانی" از مسائل حتمی است و خروجش در ماه رجب میباشد[۲۸].
- در روایات متعددی که از "سفیانی" و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه "سفیانی"[۲۹] و "ابنآکلةالاکباد"[۳۰] (پسر زن جگرخوار) استفاده شده است. واژه دوم که کمتر به کار رفته، بدون تردید نام حقیقی شخص مورد نظر ما نیست، بلکه به نسب او اشاره دارد. واژه اوّل نیز نام حقیقی این شخص نیست؛ چرا که از یکسو، این واژه از "سفیان" و "یا"ی نسبت ترکیب شده است که اشاره به انتساب او به خاندان ابوسفیان است، و نمیتوان منسوب (لفظی که برای بیان نسبت به کار میرود) را نام حقیقی شخص دانست، و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم(ع) درباره نام "سفیانی" سؤال شده است[۳۱]. این روایت گرچه از نظر سند ضعیف باشد، از آن فهمیده میشود که براساس فهم راوی این حدیث، "سفیانی" نام شخص مورد نظر نبوده است. درباره نام "سفیانی" سه روایت از پیشوایان دینی به دست ما رسیده است: یک روایت او را "حرب"[۳۲] و روایت دیگر او را "عنبسة"[۳۳] و روایت سوم او را "عثمان" معرفی کرده است. امام علی(ع) فرمودهاند: «"يَخْرُجُ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ... اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ"»[۳۴]. ضعف این روایات از یکسو، تأیید نشدن آنها به کمک قراین و شواهد از سوی دیگر، و تعارض آنها با یکدیگر، باعث بی اعتمادی به این روایات میشود، و در نتیجه ما نمیتوانیم درباره نام "سفیانی" به صورت قاطعانه قضاوت کنیم. شاید دلیل اینکه در روایات از نام او کمتر سخن به میان آمده، این باشدکه دانستن نام او چندان ثمری دربر ندارد؛ چرا که او به هر نامی باشد، همنامهای فراوانی خواهد داشت و دانستن نام او به شناسایی او کمک نخواهد کرد. آنچه مهم است و در شناسایی او تأثیر دارد، اقدامات او و حوادث مربوط به اوست. از همینرو، پیشوایان دینی بیشتر به تبیین اقدامات او پرداختهاند. عبدالله بن ابیمنصور گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم که نام "سفیانی" چیست؟ حضرت فرمودند: «" وَ مَا تَصْنَعُ بِاسْمِهِ؟ إِذَا مَلَكَ كُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ؛ دِمَشْقَ، وَ حِمْصَ، وَ فِلَسْطِينَ، وَ الْأُرْدُنَّ، وَ قِنَّسْرِينَ، فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِكَ الْفَرَجَ"»[۳۵][۳۶]؛ اما در روایاتی از نامهای "سفیانی" سخن گفته شده است، در این روایات بیشتر از واژگانی چون "سفیانی"، ابن آکله الاکباد[۳۷]، عتبه[۳۸] و عثمان بن عنبسه[۳۹] و عبدالله[۴۰] استفاده شده است.
- در روایات بیشتر از واژگانی مانند "سفیانی"، ابن اکلة الاکباد، عتبه و عثمان بن عنبسه و عبدالله استفاده شده است. وی با ابوسفیان نسبتی دارد و مسلمان منحرف است که در دل امام علی(ع) دشمنی دارد. امام علی(ع) فرمودند: «"وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ"»[۴۱][۴۲].
- مشهور آن است که نام "سفیانی" عثمان و نام پدرش عنبسه میباشد[۴۳]. در برخی از منابع نام پدرش "عُیینَه" آمده[۴۴] که با توجه به اتحاد طریق به نظر میرسد که آن تصحیف شده "عنبسه" باشد.
- اسامی دیگری برای "سفیانی" نقل شده که از آن جلمه است:
- حرب بن عنبسه بن مره بن کلب بن سلمه بن یزید بن عثمان بن خالد بن یزید بن معاویه بن ابی سفیان[۴۵].
- عنبسه بن مره بن کلیب بن سلمه بن عبدالله بن عبد المقتدر بن عثمان بن معاویه بن ابی سفیان[۴۶].
- عبدالله بن یزید، از قبیله بنی کلب[۴۷].
- عنبسه بن هند[۴۸].
- ابوعتبه عروه بن محمد[۴۹].
- معاویه بن عتبه[۵۰].
- هیچ یک از اسامی یاد شده سند قابل اعتماد و استنادی ندارند و مشهور همان: عثمان بن عنبسه میباشد[۵۱].
- اگر چه دانستن و ندانستن نامهای وی، چندان اهمیتی ندارد و آنچه مهم است نقش و جایگاه او در حوادث عصر ظهور است [۵۲]؛ امام در روایاتی از نامهای سفیانی سخن گفته شده است، در این روایات بیشتر از واژگانی چون سفیانی، ابن آکله الکباد [۵۳]، عتبه [۵۴] و عثمان بن عنبسه [۵۵] و عبدالله [۵۶] استفاده شده است[۵۷].
- نخستین چیزی که از عنوان رایج "سفیانی" که به ذهن میرسد این است که وی با ابوسفیان نسبتی دارد و این انتساب به گونههای مختلف منعکس شده است. شیخ صدوق با نقل روایتی از امام علی(ع) او را از نسل ابو سفیان («"وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ"») دانسته است[۵۸][۵۹].
ویژگیهای سفیانی
سفیانی در احادیث فریقین
- احادیث فراوانی در مصادر شیعی گزارش شده و بر حتمی بودن ظهور سفیانی و حرکت او در ماه رجب، تأکید شده است[۶۰][۶۱].
- در احادیث شیعه، سفیانی غالباً همراه با ندای آسمانی، نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیدا یاد میشود. گاه در کنار سفیانی، از یمانی هم یاد شده است[۶۲].
- در منابع شیعی، افزون بر احادیث گزارش شده از معصومان(ع)، متونی نیز از غیر معصومان گزارش شده است[۶۳].
- در منابع اهل سنت، سخنی از حتمی بودن سفیانی یا ظهور وی در ماه رجب نیست. اگر چه برخی از احادیث به نقل از پیامبر خاتم(ص) است، ولی بیشتر متون، به صحابه و تابعیان منتهی میشود[۶۴].
بعضی از احادیث مرتبط با سفیانی که در کتاب الفتن نعیم بن حمّاد آمده، به نقل از جابر جُعفی از امام باقر(ع) است. البته این متون در مصادر اصلی اهل سنّت، کمتر گزارش شده است[۶۵].
- بیشتر گزارشهای اهل سنت دربارۀ سفیانی، ارزش لازم برای استناد و اطمینان را ندارد. بهویژه گزارشهایی که در کتاب الفتن ابن حمّاد به تفصیل مورد اشاره قرار گرفته است[۶۶].
- در این گزارشها بیشتر از دشمنی سفیانی با مردم کوفه و مدینه و یا عموم بنی هاشم یاد شده است. گاه دشمنیِ او با بنی عبّاس هم مورد اشاره قرار گرفته است[۶۷].
- متون اهل سنت دربارۀ سفیانی، معمولاً به صورت داستان پیوسته نقل شده و جنگهای او با مردم مناطق مختلف، مطرح شده است[۶۸]. مکانهایی همچون: قرقیسیاء، حرّان، خراسان، زوراء (بغداد)، جابیه، روم، دمشق و ... نام برده شدهاند و از بنی امیه، بنی عباس، پرچمهای سیاه و دیگر رویدادهای تاریخ اسلام، یاد شده است. نکتۀ مورد توجّه اهل سنّت قرار گرفته است[۶۹].
- نکتۀ مهم در مجموعه احادیث سفیانی، تبادل متون در مصادر حدیثی شیعه و سنی است. این مطلب، حتی در کتاب الغیبة شیخ طوسی ینز به چشم میآید و ایشان برخی از متون اهل سنّت را گزارش کرده است. از زمان سید ابن طاووس و تألیف کتاب الملاحم و الفتن، گزارش احادیث و متون اهل سنّت که ناظر به موضوع علائم ظهور باشند در مصادر شیعی، بسیار گستردهتر شده است. نویسندگان متأخّر نیز گاه به نقل از این کتاب و گاه مستقیماً از مصادر اهل سنّت همچون الفتن ابن حمّاد و عقد الدرر، این متون را گزارش کردهاند[۷۰].
سفیانی در آخر الزمان
بیشتر مفسران، از ظهور لشکری طغیانگر که آخر الزمان در کشورهای اسلامی به ستم و تعدی پرداخته، سرانجام در صحرایی بیرون از مکه، گرفتار عذاب الهی میشوند، خبر داده و آیه ﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ﴾[۷۱] را درباره آن لشکر دانستهاند. در روایات شیعه و سنی، نام رهبر این لشکریان، سفیانی ذکر شده است.[۷۲] آیه ﴿أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الأَرْضَ﴾[۷۳] نیز که توطئهگران را به فرو رفتن در زمین تهدید میکند، بر لشکر سفیانی تطبیق داده شده است.[۷۴] آیه ﴿آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا﴾[۷۵] نیز درباره بازماندگان لشکر سفیانی تأویل شده که صورتهایشان معکوس گشته، پشت سرشان قرار میگیرد[۷۶][۷۷].
خروج سفیانیهای گوناگون
آیا سفیانی یکی است یا چند تن؟
- باور عمومی کهن دربارۀ خروج سفیانی سبب شد که در طول تاریخ، افرادی از بنی امیّه که خروج کرده و در صدد در دست گرفتم قدرت بودهاند، به عنوان سفیانی، شناخته شوند. زیاد بن عبدالله بن یزید بن معاویه در سالهای آغازین سدۀ دوم هجری[۷۸]، علی بن عبدالله بن خالد بن یزید بن معاویه در سال۱۹۵ هجری در زمان امام رضا(ع)[۷۹]، و ابو حرب یمانی مبرقع[۸۰]در دورۀ معتصم عباسی، از جمله سفیانیهایی هستند که با هدف به دست گرفتن قدرت، خروج کردهاند و علیه شاخۀ مروانی بنی امیّه و یا خلافت بنی عباس شوریدهاند. اگر چه سفیانی، فردی خوش نام نیست، ولی قدرتیابی و تسلّط مقتدرانۀ او بر شام و حتی مناطق حجاز، مورد توجه مردم بوده است[۸۱]. شهرت یافتن این افراد به سفیانی، نشان از عمق وجود جریان سفیانی در فرهنگ عمومی مسلمانان دارد. برخی از مورخان، احادیث مرتبط با سفیانی را ساخته و پرداختۀ این گروه برشمردهاند. مصعب بن زبیر، آغازگر این سخن است[۸۲] و افراد دیگری نیز در موافقت یا مخالفت آن سخن گفتهاند [۸۳][۸۴]. ولی توجه به فراوانی روایات شیعه و سنی، کهن بودن آن متون، رواج این فرهنگ در میان مردمان و سوء استفادۀ حاکمان و قدرت طلبان از این فرهنگ عمومی، اثبات میکند که این فرهنگ، ریشه در متون کهن حدیثی دارد[۸۵].
زمان و مکان خروج سفیانی
شورش سفیانی
دین سفیانی
جنایات سفیانی
فرجام سفیانی
محل مرگ سفیانی
پلیدی و سرکشی سفیانی
فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی
کینه سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان
دوران سرکشی سفیانی
درفش سرخ سفیانی
نشانههای خروج سفیانی
سفیانی در موعودنامه
- یکی از نشانههای قطعی ظهور است. سفیانی، عنصر بیبندوبار، آلوده و پرده در اموی نسب و اموینژاد است که در سوریه انقلاب میکند و انقلابش نیز، پس از غلبه بر دو گروه مخالف خویش، به ظاهر پیروز میگردد و آن دو خطّ مخالف را که رهبری یکی را مردی سرخ رو و دیگری را مردی "ابرص" به عهده دارد، درهم میکوبد. فضای سیاسی و اجتماعی برای او آماده میشود و او بر منطقه وسیعی که شامل: دمشق، حمص، حلب، اردن، فلسطین و اسرائیل کنونی است، مسلّط میگردد و یهودیان و عناصر تبهکار و حقستیز، کودکان پرورشگاهی و کنار خیابانی از او پیروی میکنند و همه این تحوّلات ظرف شش ماه صورت میپذیرد. پس از استقرار قدرت و سیطره سفیانی در سوریه و منطقه وسیعی که نام برده شد، سپاه گرانی مرکب از ١٤٢ هزار نفر سازماندهی میکند و بخشی از آن را به منظور فتح عراق و بخشی دیگر را به سوی حجاز و مدینه منوّره، گسیل میدارد. سپاه ١٢ هزار نفری او به سوی مدینه میرود تا حضرت مهدی (ع) آن اصلاحگر بزرگ جهانی را که خبر ظهورش پخش گردیده، دستگیر نماید. انان سه روز در مدینه توقّف میکنند و در آنجا دست به چپاول و جنایت میزنند و پس از آن، بخش مهمّ آن ١٢ هزار نفر، مدینه را به منظور دستیابی به امام مهدی (ع) به قصد مکه ترک میکنند، چرا که اطّلاع مییابند که آن اصلاحگر بزرگ، از مدینه به مکه رفته است.
- این سپاه تجاوزکار در راه مکه، به بیابانی میرسند و در آنجا، زمین به امر خدا همه آنان را میبلعد و جز دو نفر باقی نمیماند، یکی از آن دو به سوی حضرت مهدی (ع) میرود تا بشارت نابودی دشمنان حق و عدالت را بدهد و دیگری به سوی سفیانی میرود تا سرنوشت شوم ستونی از سپاه تجاوزکار او را گزارش کند. اما سپاه تجاوزکاری که از سوی سفیانی به عراق گسیل میگردد، در منطقهای از اطراف نجف که "روحاء" نام دارد پیاده میشود و دهها هزار نفر از آنان برای اشغال نجف و کوفه حرکت میکنند.
- روز عیدی از اعیاد اسلامی، تجاوز خویش را به این دو شهر آغاز میکنند و سر راه خود با ستونی از مدافعان که از بغداد میرسد درگیر میشوند و میان این دهها هزار مدافع عراقی و سپاه سفیانی، جنگ وحشتناکی جریان مییابد که البته سپاه سفیانی، پیروز میشود و کوفه را به اشغال خود درمیآورد و در آنجا سخت به کشتار وسیع غیرنظامیان، جاری ساختن سیلاب خون از بیگناهان، برپا ساختن چوبههای بیشمار دار و به اسارت بردن زنان و دختران، دست میزند. مردی برای دفاع از کوفه و حقوق مردم آن بپا میخیزد و انقلابی به راه میاندازد، اما کشته میشود.
- سرانجام این بخش از سپاه سفیانی به سوی شام برمیگردد، اما گروهی از کوفه و گروهی به فرماندهی "سید هاشمی" و گروهی به فرماندهی قهرمان پرواپیشه "یمنی"، سپاه ١٠٠ هزار نفری سفیانی را تعقیب میکنند و طی جنگ خونین میان راه عراق و شام همه را درهم میکوبند و انبوهی اسیر و غنایم جنگی، بدست میآورند.
- اما سرانجامِ شوم سفیانی و جنبش ارتجاعی او، بدینگونه پایان میپذیرد که: حضرت مهدی (ع) آن اصلاحگر زمین و زمان پس از ظهور خویش، از مکه به تدریج به کوفه میرسد و پس از استقرار عدالت در حجاز و عراق و دمشق، قلمرو سیطره ظالمانه سفیانی را هدف قرار میدهد. در حرکت اصلاحی امام به سوی شام، انبوهی از حقطلبان به او میپیوندند و سفیانی نیز در "رمله"، شمال شرقی فلسطین و قدس برای شرارت آماده میشود. لحظات رویارویی دو سپاه حق و باطل و عدل و بیداد، فرا میرسد، گروههایی از سپاه سفیانی، قرارگاه خویش را رها کرده و به لشکر حق میپیوندند و گروهی نیز به سپاه سفیانی ملحق میشوند. شرایط برای یک پیکار بزرگ و سرنوشتساز آماده میشود.
- سفیانی با دریافت گزارش رسیدن نیروی حق و آمدن اصلاحگر بزرگ امام مهدی (ع) از عراق به شام و فلسطین، خود را با همه قدرت و امکانات آماده رویارویی و دیدار میکند و بنا به روایتی از امام باقر (ع) میگوید: «"أَخْرِجُوا إِلَيَّ ابْنَ عَمِّي!"» یعنی: عموزادهام را نزد من بیاورید[۸۶]. پس از آنکه رویاروی هم قرار میگیرند و امام مهدی (ع) سفیانی را برای گفتگو به حضور میپذیرد و آن گفتگو به بیعت سفیانی با حضرت مهدی و با ایمان به او و حرکت عظیم و عمیق و آسمانی او میانجامد، سفیانی از قرارگاه حضرت مهدی (ع) به سوی سپاه خویش بازمیگردد که سران سپاهش میپرسند: چه کردی؟ پاسخ میدهد: "من در برابر منطق پولادین و موضع بحق حضرت مهدی (ع)، اسلام او را پذیرفتم و به راه و رسم او گردن نهادم و با او دست بیعت دادم و از گذشته سیاه خویش، ندامت کردم." سران سپاه او میگویند: "زشت باد رأی تو! در شرایطی که خلیفهای بلامانع و پراقتدار به سوی امام مهدی (ع) رفتی، اینک بر خطّ اطاعت او گردن نهاده، بازگشتهای؟" سفیانی از پیمان خویش دست کشیده و بیعت خویش با حجّت خدا و خلیفه راستین او را میشکند و به تشویق سران سپاه تجاوزکار خود، برای پیکار با حق و عدالت آماده میشود.
- سحرگاه یکی از روزها، پیکار نهایی حق و باطل آغاز میگردد و خداوند پس از نبردی خونبار میان دو سپاه عدل و ظلم، حجت خدا و یاران حقگرای او را پیروزی کامل میبخشد و آنان، سپاه حقستیز سفیانی را بهطور کامل نابود میسازند[۸۷].
- طبق روایت دیگری، سفیانی از سرنوشت شوم و تکاندهنده سپاه خویش که در راه مکه به زمین فرومیرود و زمین به فرمان خدا آنها را میبلعد درس عبرت گرفته و میکوشد تا فرمان امام مهدی (ع) را گردن نهد. به همین جهت بیعت میکند، اما پس از اندکزمانی بیعت خویش را میشکند و سرکشی میکند و پس از نبردی خونین به اسارت درمیآید و نابود میگردد[۸۸].
- به روایت دیگری، پس از دستگیری به دستور حضرت مهدی (ع) در دروازه بیت المقدس کشته میشود[۸۹][۹۰].
سفیانی در موعودنامه
- یکی از نشانههای حتمی ظهور مصلح بزرگ جهانی، خروج سفیانی است[۹۱]. سفیانی در روایات اینگونه توصیف شده است: مردی است به رنگ سرخ و زرد، با چشم کبود. در ظاهر ذکر خدا میگوید، ولی از پلیدترین و کثیفترین مردم روزگار است و در پلیدی و خباثت چنان است که زن بچهدار خود را از ترس اینکه مبادا مردم را به مخفیگاه او راهنمایی کند، زنده به گور میکند[۹۲]. در روایتی حضرت علی (ع) فرمود: پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون میآید. او مردی متوسط القامه، قیافهاش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال میکنی یکچشمی است، او از اولاد ابو سفیان است. وی خروج میکند و به کوفه (یا نجف) میآید و بر منبر آن مینشیند. گروه کثیری را فریب میدهد و آنان را با خود همدست مینماید و مناطق: شام، دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را تصرف مینماید[۹۳]. وی گروه بسیاری از شیعیان را به قتل میرساند[۹۴]، سپس از ظهور حضرت مهدی (ع) اطلاع پیدا میکند. لشکری انبوه به سوی او میفرستد اما به خود امام دست نمییابد و سرانجام در بیابانی بین مکه و مدینه به زمین فرو میروند[۹۵]. از امام صادق (ع) آوردهاند که فرمود: گویی مینگرم که سفیانی در کوفه و در میدان شهر شما، بساط خویش را گسترده است و جارچیهای او جار میزنند که: "هرکس سر شیعهای را بیاورد یک هزار درهم جایزه دارد"[۹۶]. آنگاه است که همسایه بر همسایه میشورد و او را به جرم شیعه بودن سر میبرد تا هزار درهم جایزه بگیرد. اصل خروج سفیانی، صرفنظر از ویژگیها و قضایای جزئی، امری مسلّم است، ولی اینکه سفیانی کیست و چه ویژگیهایی دارد و چگونه شورش میکند، چندان روشن نیست. در برخی از روایات، از امام علی (ع) در مورد نام سفیانی پرسیده شده و آن حضرت، از بیان آن خودداری کردهاند[۹۷]. حال آنکه اگر نام وی مشخص بود، دلیلی نداشت که از بردن نام وی، خودداری کند. به نظر میرسد، سفیانی فرد مشخصی نیست، بلکه فردی است با ویژگیهای ابو سفیان، که در آستانه ظهور مهدی (ع) به طرفداری از باطل، خروج میکند و مسلمانان را به انحراف میکشاند. امام سجاد (ع) میفرماید: "ظهور قائم (ع) از ناحیه خداوند، قطعی و خروج سفیانی نیز، قطعی است. در برابر هرقیامکننده و مصلحی، یک سفیانی وجود دارد"[۹۸]. و یا امام صادق (ع) میفرماید: "ما و خاندان ابو سفیان، دو خاندانی هستیم که بر سر دین خدا باهم دشمنی داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابو سفیان، با پیامبر (ص) مبارزه کرد و معاویه با علی (ع) و یزید با حسین بن علی (ع) به مخالفت برخاستند و سفیانی نیز با قائم (ع) خواهد جنگید"[۹۹].
- براساس این روایات، سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است و رودررویی بین حق و باطل در این دو خانواده، نمونه بارزی از جریان این دو خط است. پس بر فرض که سفیانی را از نسل ابو سفیان هم بدانیم، آخرین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور قائم (ع) خروج میکند. اینکه همزمان با خروج سفیانی از منطقه شام، یمانی و خراسانی به طرفداری از حق در ناحیه خراسان و یمن، قیام میکنند، نیز مؤید این نظر میتواند باشد"[۱۰۰]. ابو سفیان، به عنوان سردمدار شرک و بتپرستی و سرمایهداری طاغوتی، هرنوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و آزادی میزد، دشمن خود میدانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه برمیخاست. سفیانی، فردی است با این ویژگیها که در برابر انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی (ع) خروج میکند. بر این اساس، در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص[۱۰۱][۱۰۲].
پرسش مستقیم
- سفیانی که خروجش از نشانههای حتمی ظهور است کیست؟ (پرسش)
- ویژگیهای جسمانی سفیانی چیست؟ (پرسش)
- روش شناسایی سفیانی چیست؟ (پرسش)
- دین سفیانی چیست؟ (پرسش)
- آیا روایات سفیانی تنها در منابع شیعه آمده است؟ (پرسش)
- سفیانی و دجال چه تفاوتهایی دارند؟ (پرسش)
- خروج سفیانی در چه زمان و مکانی خواهد بود؟ (پرسش)
- اهداف قیام سفیانی چیست؟ (پرسش)
- ماجرای شورش سفیانی چیست؟ (پرسش)
- جنایات سفیانی چیست؟ (پرسش)
- سپاه سفیانی چه تعداد است؟ (پرسش)
- اصهب و ابقع کیستند و چه ارتباطی با خروج سفیانی دارند؟ (پرسش)
- آیا ظهور امام مهدی همزمان با قیام سفیانی است؟ (پرسش)
- سفیانی در قیام خود چه اقدامهای انجام میدهد؟ (پرسش)
- چگونه ممکن است سفیانی چندین کشور را تصرف کند و جامعه بین الملل واکنشی نشان ندهند؟ (پرسش)
- حکمرانی سفیانی چقدر به طول میانجامد؟ (پرسش)
- آیا به قدرت رسیدن سفیانی بر اساس قوانین است یا کودتا؟ (پرسش)
- آیا این ادعا که سفیانی در ارتش سوریه دیده شده صحیح است؟ (پرسش)
- آیا سفیانی واقعا به جنگ با امام مهدی خواهد پرداخت؟ (پرسش)
- از میان قیامهای یمانی و خراسانی و سفیانی کدام قیام مقدم است؟ (پرسش)
- وظیفه شیعیان در هنگام شورش سفیانی چیست؟ (پرسش)
- رفتار سفیانی با شیعیان اهل بیت چگونه است؟ (پرسش)
- پرچم زرد از آن کدام سپاه است و چه ارتباطی با سفیانی دارد؟ (پرسش)
- آیا سفیانی در مصر پیروانی خواهد داشت؟ (پرسش)
- آیا دشمن امام مهدی (سفیانی) در حال حاضر زنده است یا آنکه متولد خواهد شد؟ وی از چه طایفهای و اهل کجاست؟ (پرسش)
- آیا امکان دارد در زمانهای مختلف سفیانیهای متعددی وجود داشته باشد؟ (پرسش)
- قرقیسیا کجاست و چه حوادثی در آن اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- محدوده جغرافیایی قرقیسیا چه مناطقی است؟ (پرسش)
- نبرد قرقیسیا چه زمانی اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- سفیانی در چه منطقهای با صاحبان پرچم سیاه و پرچم زرد نبرد میکند؟ (پرسش)
- سفیانی در کجا به هلاکت میرسد؟ (پرسش)
- مردمان چه مناطقی سفیانی را یاری میکنند؟ (پرسش)
- فرمانده سپاه سفیانی چه کسی است؟ (پرسش)
- سپاه سفیانی در کجا با سپاه خراسانی نبرد میکند؟ (پرسش)
- امام مهدی در کجا با سپاه سفیانی روبهرو میشود و به نبرد میپردازد؟ (پرسش)
- کدام یک از فرماندهان سپاه امام مهدی سفیانی را دستگیر میکند؟ (پرسش)
- فرجام سفیانی چیست؟ (پرسش)
- سفیانی
- ویژگیهای سفیانی
- دین سفیانی
- منبع روایات سفیانی
- تفاوت دجال و سفیانی
- زمان و مکان خروج سفیانی
- اهداف خروج سفیانی
- شورش سفیانی
- جنایات سفیانی
- تعداد سپاه سفیانی
- مخالفان سفیانی
- فاصله زمانی ظهور امام مهدی و خروج سفیانی
- اقدامات سفیانی
- عدم واکنش جهان به شورش سفیانی
- مدت حکمرانی سفیانی
- شیوه به قدرت رسیدن سفیانی
- همزمانی خروج خراسانی، سفیانی و یمانی
- وظیفه شیعیان در برابر شورش سفیانی
- رفتار سفیانی با شیعیان
- جنگ سفیانی با صاحب پرچم زرد
- پیروان سفیانی
- تعدد سفیانی
- قرقیسیا
- محل هلاکت سفیانی
- فرمانده سپاه سفیانی
- جنگ امام مهدی با سپاه سفیانی
- دستگیری سفیانی
- فرجام سفیانی
- حکومت سفیانی
- اختفای امام مهدی بعد خروج سفیانی
- نکوهش سفیانی
منابع
- دائرة المعارف قرآن کریم، ص ۱۱۴-۱۲۴
- دانشنامهٔ امام مهدی ج۷
سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت
سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۳
مجتبی تونهای، موعودنامه
پانویس
- ↑ درسنامه مهدویت: ج۳ ، ص ۱۰۵.
- ↑ درسنامه مهدویت: ج۳ ، ص ۱۲۴.
- ↑ مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۸۶
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۶۵۱
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۴۹
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ ر. ک: متقی هندی، کنز العمال، ح ۳۱۵۳۵
- ↑ ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۲۷۹، ح ۶۷؛ همچنین ر. ک: نعیم بن حماد، کتاب الفتن، ص ۱۶۸
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۳۶۵، ح ۹
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، چشمبهراه مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۲۷۴
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۰۵ - ۲۰۶.
- ↑ کتاب العین، ج۴، ص۱۵۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۳۵؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۵۰۱.
- ↑ سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶ (باب خروج المهدی)؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۲۶۱، (خروج المهدی) یادآوری میکنم هرگاه این واژه در روایات اهل سنت به کار رود بیتردید مقصود ظهور حضرت مهدی(ع) طبق دیدگاه شیعه نخواهد بود بلکه به معنای قیام نزدیکتر است.
- ↑ الخصال، ج۱، ص۳۰۳.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۴۹.
- ↑ درسنامه مهدویت: ج۳ ، ص ۱۰۵.
- ↑ الفتن: ص۱۹۱، کمال الدین: ص۶۷۹، ملاحم ابن منادی: ص۷۷، عقد الدرر: ص۸۰ و ۹۱، التذکره قرطبی: ص۶۹۴ و ۷۰۲.
- ↑ الفتن: ص۱۹۱، کمال الدین: ص۶۷۹، ملاحم ابن منادی: ص۷۷، عقد الدر: ص۸۰.
- ↑ الغیبة، طوسی: ص۴۴۴.
- ↑ الفتن: ص۱۹۳.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج۷، ص۴۳۵.
- ↑ غیبت شیخ طوسی، ۲۷۰.
- ↑ غیبت شیخ طوسی، ۲۷۱.
- ↑ کمال الدین، ۶۵۰.
- ↑ صدر، سید محمد، تاریخ غیبت کبری، ص۶۴۵، ۶۴۶.
- ↑ معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ج۳، ص۸۸، ۸۹، ۹۰، ۲۷۴، ۲۷۷ و....
- ↑ الغیبة للنعمانی، ص۳۱۷، باب ۱۸، ح۱۶.
- ↑ کمالالدین، ص۶۵۱، باب ۵۷، ح۱۱.
- ↑ عقدالدرر، باب ۴، فصل ۲، ص۹۱.
- ↑ التشریف بالمنن، ص۲۹۶، باب ۷۹، ح۴۱۷ (به نقل از الفتن سلیلی).
- ↑ فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک قیام میکند... نامش عثمان و فرزند عنبسه است؛ کمالالدین، ص۶۵۱، باب ۵۷، ح۹. سند این روایت به این صورت است: «حدثنا محمد بن علی ماجیلویه قال: حدثنا عمّی محمد بن أبی القاسم عن محمد بن علی الکوفی عن محمد بن أبی عمیر عن عمر بن اذینه قال: قال أبوعبدالله(ع)... این روایت ضعیف است به دلیل محمد بن علی کوفی و....در این باره نک: اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۸۲۳.
- ↑ با نام او چهکار داری؟ وقتی او مناطق پنجگانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید؛ اگر چه دانستن و ندانستن نامهای وی، چندان اهمیتی ندارد و آنچه مهم است نقش و جایگاه او در حوادث عصر ظهور است
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۶۵۱.
- ↑ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۳۰۵؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۱؛ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۶۱.
- ↑ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۴۳.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۱، ح۹.
- ↑ نعیم بن حماد، الفتن، ص۲۲۴، شماره ۸۲۶.
- ↑ او از نسل ابوسفیان است؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص ۶۵۱.
- ↑ رمضانیان، علی رضا، شرایط و علائم حتمی ظهور، ص ۴۵.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۱، ب ۵۷، ح ۹؛ راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص۱۱۵۰؛ نیلی، منتخب الأنوار المضیئه، ص ۲۸؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۰۵، ح ۳۶.
- ↑ طبرسی، اعلام الوری، ج ۲، ص ۲۸۲؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهداة، ج ۳، ص ۷۲۱، ب ۳۴، ح ۲۶.
- ↑ سلمی، عقد الدرر، ص ۹۱.
- ↑ سید بن طاووس، التشریف بالمنن، ص ۲۹۶، ب ۷۹، ح ۴۱۷.
- ↑ نعیم بن حماد، الفتن، ص ۲۲۱، ب ۲۹، ح ۸۱۴.
- ↑ ابن المنادی، الملاحم، ص ۷۷.
- ↑ مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص ۳۰۵.
- ↑ سفارینی، لوائح الأنوار البهیه، ج ۲، ص ۷۵.
- ↑ مهدیپور، علی اکبر، در آستانه ظهور، ص.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۱.
- ↑ الغیبة للنعمانی، ص ۳۰۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۱؛ الغیبة للطوسی، ص ۴۶۱.
- ↑ الغیبة للطوسی، ص ۴۴۳.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۵۱، ح ۹.
- ↑ الفتن، ص ۲۲۴، شماره ۸۲۶.
- ↑ درسنامه مهدویت: ج۳ ، ص ۱۲۵.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص ۶۵۱.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳، ص ۱۲۵.
- ↑ ر.ک: الغیبة، نعمانی: باب ۱۸، ح۱ و ۲ و ۴ و ۵ و ۷ و ۱۰ و باب ۱۴ ح۱۵ و ۲۶، کمال الدین: ص۶۷۸ و ۶۸۰، الإرشاد: ج۲ ص۳۷۱، الغیبة، طوسی: ص۴۳۵.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۴.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۵.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۵.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۵.
- ↑ و کاش آنگاه را میدیدی که هراسان شده باشند، دیگر (راه) گریزی نیست و از جایی نزدیک فرو گرفته میشوند.؛ سوره سبأ، آیه ۵۱.
- ↑ جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۱۲۹؛ الدر المنثور، ج۶، ص۷۱۲ ـ ۷۱۴؛ عیاشی، ج۲، ص۵۷.
- ↑ پس آیا آنان که نیرنگهای زشت باختند ایمنی دارند از اینکه خداوند آنان را به زمین فرو برد؛ سوره نحل، آیه ۴۵.
- ↑ البرهان، ج۱، ص۳۵۲ و ۳۵۴.
- ↑ به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم؛ سوره نساء، آیه ۴۷.
- ↑ البرهان، ج۱، ص۳۵۲ و ۳۵۴.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ص ۱۱۴-۱۲۴
- ↑ انساب الاشراف: ص۹ ح۱۵۷ و ۲۰۳ و ۲۲۲، تاریخ الطبری: ج۷ ص۲۴۳ – ۲۶۳.
- ↑ تاریخ دمشق: ج۴۳ ص۲۴، سیر اعلام النبلاء: ج۹ ص۲۸۴.
- ↑ تاریخ الطبری: ج۹ ص۱۱۶ و ۱۱۸، تاریخ الیعقوبی: ج۲ ص۴۴۲.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۶.
- ↑ ر.ک: نسب قریش: ص۱۲۹.
- ↑ ر.ک: الأغانی: ج۱۷ ص۲۱۸، تاریخ مدینة دمشق: ج۱۶ ص۳۰۳، تاریخ الإسلام: ج۶ ص۵۸، السیادة العربیة: ص۱۲۱، صخی الإسلام: ج۳ ص۲۳۸ -۲۳۹.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۶.
- ↑ دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۳۷.
- ↑ به اعتبار اینکه از نسل بنو امیه است و آنان خود را پسر عموهای بنی هاشم میپندارند.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۳، ص ۳۱۶.
- ↑ عقد الدرر، ص ۱۳۳؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۱، ص ۵۰۵.
- ↑ عقد الدرر، ص ۸۵؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۳، ص ۳۱۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۲۹۴.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶؛ منتخب الاثر، ص ۴۵۸.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵ و ۲۲۲.
- ↑ همان، ص ۲۳۸.
- ↑ غیبة طوسی، ص ۲۷۳؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.
- ↑ همان، ص ۲۰۶.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ همان.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰ و ۲۱۷.
- ↑ چشمبهراه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص ۲۷۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۰۴.
پیوند به بیرون