شیوههای محبت به همسر
مقدمه
با گذشت زمان بر یافتههای علمی و تجارب بشر افزوده شد و انسان برای حل مسائل خویش از جمله مشکلات و معضلات خانوادگی، از آنها بهره برد. اینکه با دیگران چه رفتاری داشته باشیم به تجربه و آگاهیهایی نیاز دارد که همه افراد از آن بهرهمند نیستند. ارتباط زناشویی نیز چنین است این مسئله به ویژه درباره زوجهای جوان که هنوز در سنین آغازین جوانیاند و پس از ازدواج با فضایی جدید و نیازموده روبهرو میشوند بیشتر خودنمایی میکند. آنان از ارتباط زناشویی چندان آگاهیای ندارند و هنوز هیچ تجربهای را نیندوختهاند. چه بسیار زنان و مردانی که به همسرانشان عشق میورزند و دوست دارند این علاقه را به گونهای ابراز کنند، اما راه و روش آن را نمیدانند.
ضرورت آموختن این مسئله زمانی بیشتر احساس میشود که بدانیم برخی همسران شخصیتی عاطفی و زودرنج دارند و بیشتر به ابراز علاقه و محبت، احساس نیاز میکنند. در چنین مواردی اگر همسر نتواند علاقه و محبت خود را به خوبی و در جای مناسب بروز دهد ارتباط زناشویی آنان به تزلزل و سستی دچار میشود و پیامدهای خطرناکی را در پی خواهد داشت. مسئله دیگر تشخیص راه درست ابراز محبت با توجه به تفاوت آشکار و نهان در شخصیت افراد است؛ چراکه هر یک از زنان و مردان شخصیت روحیه و ویژگیهایی یگانه دارند طبیعی است که با این ویژگیهای گوناگون نمیتوان و نباید برای همه نسخهای یکسان ارائه داد؛ ممکن است برای فردی هدیه مناسب باشد و بهترین شیوه ابراز محبت به او شمرده شود، ولی برای دیگری احترام و تعریف و تمجید کارسازتر باشد؛ یکی خرید تهیه اسباب و اثاثیه منزل را میپسندد، مانند بسیاری از خانمها؛ دیگری کتاب یا لباس شیک و مد روز را. در نظر گرفتن اموری چون رعایت مسائل و ارزشهای مذهبی و فرهنگی، شئون خانوادگی، رسوم ملی و محلی، مسائل عرضی و حیثیتی، مسائل مالی، پرهیز از افراط و تفریط و... نیز در ابراز محبت اهمیت دارد.
پیشنهاد میکنیم همسران به ویژه زوجهای جوان در چنین مواردی از کسانی که اهل فناند و دانش و تجربه خوبی اندوختهاند و ناصح و خیرخواه انساناند، کمک بگیرند. این گروه میتوانند مشاورانی مطمئن برای آنان باشند.
با استفاده از سخنان حکیمانه و سیره مبارک اهلبیت(ع) و نظرهای کارشناسان، شاید بتوان فهرستی از شیوههای پسندیده و کاربردی از راههای اظهار عشق و علاقه همسران را به یکدیگر ارائه داد. این شیوهها به اجمال عبارتاند از:
بازگویی فضایل اخلاقی همسر
انسان خویشتن را بسیار دوست دارد و به محبت دیگران نیز نیازمند است. اگر به این نیاز او به درستی پاسخ داده نشود از جنبههای گوناگون به ویژه بعد عاطفی به مشکل دچار خواهد شد. او همیشه در پی افرادی است که محبوب آنان باشد. در برابر با کسانی که وی را نمیپسندند و دوستش ندارند سخت دشمن است. این حقیقت را صاحبنظران علوم مختلف در اخلاق، علمالنفس، انسانشناسی و...، امری فطری و غریزی میدانند و با عنوان حب ذات به تفصیل درباره آن به بحث نشستهاند. وجود نیروی قدرتمند حب ذات و خوددوستی در انسان موجب شده است تا همه اندیشهها، امیال، گرایشها و رفتارهای انسان برای حفظ و بقای خود در بهترین وضعیت شکل گیرد یا انجام شود. به همین دلیل، او درباره کسانی که همیشه از وی به خوبی یاد میکنند اندیشهای مثبت در ذهنش شکل میگیرد؛ به اینگونه افراد گرایش و میلی مثبت و خوشایند دارد و سرانجام، همیشه رفتاری خوب و نیکو با آنها دارد و ارتباطی مثبت با ایشان برقرار میکند.
زن و شوهر نیز مانند دیگر انسانها خود را دوست دارند و از دیگران انتظار محبت دارند. وقتی مردی از ویژگیهای خوب و پسندیده همسرش نزد وی سخن میگوید و به منزله نکتههای مثبت شخصیت او از آنها یاد میکند، موجی از رضامندی و شوق درونی فضای شخصیتی او را فرامیگیرد. این همان واقعیتی است که در کلام حکیمانه پیامبر اعظم اسلام(ص) به آن اشاره شده است. ایشان فرمودهاند: «وقتی مرد به همسرش میگوید: "تو را دوست دارم"، این سخن او هیچگاه از قلب زن بیرون نمیرود»[۱].
همچنین اگر زن خوبیها و زیباییهای شخصیت شوهرش را نزد وی بر زبان آورد، به او خواهد فهماند که من تو را دوست دارم بدین ترتیب، دل او را تسخیر میکند و او دیگر دل در گرو دیگران نخواهد سپرد. این عمل زن و شوهر در واقع پردهای حفاظتی برای هر دو شخصیت و غذایی مقوی برای روح و روان اوست و عاملی مهم برای ثبات و ماندگاری بیشتر بنیان خانواده است.
زندگی شیرین و پرافتخار حضرت امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(ع) تجربههای مفید و نکتههای آموزنده بسیاری برای زنان و مردان مؤمن دربردارد و آنها را در انتخاب روش زندگی زناشویی یاری خواهد داد. جایجای زندگی این زوج جوان و خوشبخت، از رخدادهای تابناک و روشن لبریز است. از جمله اموری که میتوان به خوبی از آن بهره برد، شیوه برخورد آن دو بزرگوار و ابراز عشق و علاقه آنان به یکدیگر است.
زندگی ایشان با مشقت بسیار همراه بود؛ سختیهایی که تاب پایداری را از هر انسانی میگرفت و مسیر زندگی را به مشکلاتی دچار میکرد. اما آن عزیزان با نگاهی مثبت به چنین رویهای، آن را نعمتی الهی برای خود میدانستند و از این فرصت طلایی بیشترین بهره را میبردند. در خلال همین زندگی آمیخته با فقر و تنگدستی، ما ارتباط زناشوییای همراه با عشق و دلدادگی میبینیم. به گفتوگویی که مورخان در همین ارتباط از آن دو بزرگوار نقل کردهاند، دقت کنید: حضرت علی(ع) گرسنه بودند نزد همسر گرامیشان فاطمه زهرا(س) رفتند و فرمودند: «آیا چیزی برای خوردن در خانه دارید؟» فاطمه(س) پاسخ دادند: «خیر، سوگند به پروردگاری که پدرم را به پیامبری برگزید و شما را به وصایت و جانشینی ایشان کرامت بخشید امروز چیزی در خانه نداریم و دو روز است که در خانه چیزی نخوردهایم. اگر چیزی بود من شما را بر خود و دو پسرانم حسن و حسین مقدم میداشتم». امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «فاطمه جان چرا مرا آگاه نکردید تا چیزی برای شما تهیه کنم؟» حضرت(ع) پاسخ دادند: «ای اباالحسن از پروردگارم حیا کردم که شما را به کاری تکلیف کنم که توان انجام و تهیه آن را ندارید». آنگاه امیرمؤمنان(ع) با توکل به خداوند سبحان برای تهیه غذا از خانه بیرون رفتند و دیناری از شخصی قرض گرفتند تا با آن برای خانوادهشان غذایی تدارک ببینند...[۲].
در این فراز کوتاه از زندگی پرافتخار حضرت علی و فاطمه زهرا(س)، نکتههایی ظریف از سخن و رفتار آن دو بزرگوار در مقام برخورد با یکدیگر برداشت میشود:
- در آغاز برخورد، فاطمه زهرا(س) حین پاسخ به پرسش همسر گرامیشان، مقام منیع و پرارزش وصایت و جانشینی ایشان را یادآور میشوند. یادآوری خوبیهای همسر در حضور او خود نوعی ابراز محبت و علاقه به وی به شمار میآید.
- دیگر آنکه ایشان خطاب به همسرشان میگویند من شما را در خانهام بر خود و فرزندانم مقدم میدارم. این سخن نشان میزان بالای ارج و قربی است که همسرشان نزد ایشان دارند و ایشان آن را به زبان آوردهاند.
- در مرحله بعد وقتی با این پرسش همسرشان که «چرا مرا از این وضعیت آگاه نکردی تا برایتان غذایی تهیه کنم» روبه رو شدند با احترام و اکرام، پاسخی دادند که خود نشان عشق و علاقه قلبی به ایشان است.
- از سوی دیگر حضرت علی(ع) بیش از دیگر مردان در برابر گرسنگی اعضای خانواده و همسر و فرزندانشان احساس وظیفه میکنند حضرت این احساس را که نشان محبت و علاقه به آنهاست چنین ابراز میدارند: «چرا مرا از این وضعیت آگاه نکردی تا برایتان غذایی تهیه کنم؟»
- دیگر کار با ارزش آن حضرت اقدام به تهیه غذا برای همسر و فرزندان است. ایشان برای این کار حتی به قرض گرفتن از دیگران تن دادند. البته پس از دیدار با مقداد وقتی او و خانوادهاش را گرسنه یافتند ایثار کردند و خانواده نیازمند مقداد را بر اهلبیت خویش مقدم داشتند.
- پرسش و درخواست حضرت علی(ع) از همسرشان از اعتماد به مدیریت همسرشان در امور داخل خانه و احترامی نشان دارد که برای ایشان در این مدیریت قایلاند. ابراز حس اعتماد و اکرام و احترام به همسر یکی از مؤثرترین شیوهها برای ابراز محبت و عشق و علاقه به اوست.
- در مجموع رفتار این زوج نمونه و والامقام از محبت، عشق، علاقه و احترام و اکرام آنان به یکدیگر نشان دارد در اثر همین رفتارهای همراه با مهرورزی و عشق و علاقه این دو بزرگوار خداوند توجه و عنایتی ویژه به این خانواده داشته است برای نمونه، در همین رخداد عجیب خداوند طعامی بهشتی برای آنان فرومیفرستد. رسول خدا(ص) با دیدن این کرامات، به امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «علی جان این طعام پاداشی از سوی خداوند در برابر آن یک دینار[۳] است. ﴿إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۴].
سپس رسول خدا در حالی که گریان شده بودند و اشک از دیدگان مبارکشان جاری بود خطاب به آن دو بزرگوار فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هُوَ أَبَى لَكُمْ أَنْ تَخْرُجَا مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَجْزِيَكُمَا وَ يُجْرِيَكَ يَا عَلِيُّ مُجْرَى زَكَرِيَّا وَ يُجْرِيَ فَاطِمَةَ مُجْرَى مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ ﴿كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا﴾»؛ سپاس ویژه خداوندی است که نمیپسندد شما را پیش از آنکه جزا و پاداش دهد، از این دنیا ببرد. پاداش شما آن است که خداوند تو را چون زکریا(ع) و فاطمه(س) را چون مریم دختر عمران(ع) قرار دهد.] چنانکه در قرآن میفرماید:[«هرگاه زکریا داخل محراب عبادت مریم میشد رزقی الهی را نزد او میدید»[۵].[۶]
تحسین و تمجید از همسر
یکی دیگر از شیوههای اظهار علاقه به همسر و در ادامه همان شیوه پیشین، تعریف و تمجید از همسر است. بیشک هر یک از ما در زندگی و روابط اجتماعی کموبیش ضعفها و قوتهایی داریم بیان این قوتها و برخی ویژگیهای برجسته و خوب با زبان تعریف و تمجید از همسر، خود نوعی ابراز علاقه است. به ویژه اگر این تعریفها در حضور دیگران و برای نشان دادن برجستگیهای اخلاقی و رفتاری باشد. تأثیر مثبت این اقدام چندان زیاد است که حتی اگر از بستگان نزدیکان و دوستان همسر نیز تعریف شود او این اقدام را نوعی ابراز علاقه و محبت به خود میشمارد.
سیره مبارک اهلبیت(ع) نیز چنین بوده است. در منابع تاریخی و روایی این رخداد درسآموز از حضرت علی(ع)، نقل شده است: در روزهای نخست زندگی باسعادت و پربرکت حضرت علی و فاطمه زهرا(ع)، رسول خدا(ص) و به دیدن ایشان رفتند و از احوال ایشان پرسوجو فرمودند. ایشان از دخترشان فاطمه زهرا پرسیدند: «دخترم، چگونهای و همسرت را چگونه یافتی؟» فاطمه زهرا(س) چنین پاسخ دادند: «پدرجان، او بهترین همسر است»[۷].
همچنین نقل شده است: در یکی از همان روزها، وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص) به خانه آن دو عزیز رفتند و از حالشان جویا شدند ایشان از حضرت علی(ع) پرسیدند: «كَيْفَ وَجَدْتَ أَهْلَكَ»؛ همسرت را چگونه یافتی؟
حضرت علی در پاسخ ایشان فرمودند: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ»؛ همسرم بهترین یاورم در راه اطاعت و بندگی خداوند است.
وقتی از دخترشان فاطمه زهرا(س) درباره شوهرشان پرسیدند، پاسخ شنیدند: «خَيْرُ بَعْلٍ»؛ «ایشان برای من بهترین شوهر است»[۸].[۹]
همنشینی و معاشرت زوجین
یکی دیگر از شیوههای ابراز محبت همسران، همنشینی آنان با یکدیگر است؛ به ویژه اگر مرد یا زن متوجه شود که همسرش وی را بر دیگران ترجیح داده و ساعتی را برای همنشینی با وی اختصاص داده است. عمق تأثیر مثبت این اقدام آمیخته با محبت بر شخصیت و روحیه همسر را زمانی درمییابیم که به این سخن حکیمانه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) توجه کنیم. آن بزرگوار در این باره چنین فرمودهاند: «در پیشگاه خداوند نشستن مرد در کنار همسرش از اعتکاف[۱۰] در مسجد من، دوستداشتنیتر است»[۱۱].
ارزش و ثواب اعتکاف، بیتوته و عبادت در مسجد پیامبر(ص) در مدینه بسیار بالاست. آرزوی هر مؤمنی توفیق چنین افتخاری است. از سوی دیگر، اعتکاف یکی از باارزشترین عبادتهاست[۱۲] و نقل شده که رسول خدا(ص) دهه پایانی ماه مبارک رمضان بستر خواب خویش را جمع میکردند و همه ده شب را در مسجد معتکف بودند[۱۳].
حتی گفتهاند سالی که جنگ بدر رخ داد، حضرت(ص) به سبب حضور در جنگ با مشرکان، به انجام اعتکاف موفق نشدند به همین سبب برای جبران آن سال بعد دو دهه از ماه مبارک رمضان را معتکف بودند[۱۴]. همه این رخدادها از ارزش والای این عبادت حکایت دارد و نشان میدهد که اعتکاف آن هم در مسجدالنبی(ص) عملی بسیار باارزش و دارای ثواب فراوان است. رسول خدا(ص) ابراز عشق و علاقه مرد به همسرش را چندان بااهمیت و ارزشمند دانستهاند که آن را با چنین عبادتی مقایسه فرموده و آن را از چنین عبادتی با ارزشتر و نزد خداوند محبوبتر دانستهاند. این برخورد دقیق و ظریف حضرت از توجه ایشان به نیازهای عاطفی زن و مرد، به ویژه زنان نشان دارد؛ نیازی که باید به گونهای درست و کامل ارضا شود. شکی نیست که اگر مرد یا زن بخشی از اوقات شبانه روز خویش را به این کار اختصاص دهد و در کنار همسرش بنشیند؛ با او همصحبت شود؛ به سخنانش گوش فرادهد؛ از وی دلجویی کند؛ و از همنشینی با او لذت ببرد، به خوبی به این نیاز طبیعی و فطریاش پاسخ میدهد و او را نیز عاشق و دلداده خویش میکند.
همچنین از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمودند: «مردی که لقمه در دهان همسرش میگذارد، دارای اجر و ثواب است»[۱۵].
ما معتقدیم که انسانیترین و عاشقانهترین ارتباط زناشویی را رسول خدا(ص) و اهلبیت(ع) با همسرانشان داشتهاند. زندگی فاطمه زهرا و امیرمؤمنان عمم نمونهای گویا و ارزشمند برای همه زوجها و الگویی با ارزش برای روابط زناشویی است. داستانهای بسیاری در این زمینه از زندگی پرافتخار آن بزرگواران در تاریخ ثبت شده است.
امیرمؤمنان(ع) گوشهای از زندگی باطراوت و پرنشاطشان با فاطمه زهرا(س) را چنین گزارش کردهاند: رسول خدا(ص) بر ما وارد شدند درحالیکه فاطمه کنار دیگ خوراکپزی نشسته]و سرگرم آشپزی] بودند. من نیز کنار ایشان در حال پاک کردن عدس بودم حضرت رو به من کردند و فرمودند: «ای اباالحسن» عرض کردم: «بله، ای رسول خدا». فرمودند: «از من بشنو و من از خود چیزی نمیگویم مگر آنچه پروردگارم امر کند. هر مردی به همسرش در خانه کمک کند خداوند به اندازه موهای بدنش یک سال عبادت برایش منظور خواهد کرد؛ برابر با یک سال عبادتی که همه روزهایش را روزه باشد و همه شبهایش را به تهجد و اقامه نماز سرگرم باشد. همچنین خداوند به او معادل پاداشی که به پیامبران بردبار چون حضرت داوود، حضرت یعقوب و حضرت عیسی(ع) عطا فرموده است خواهد داد»...[۱۶].
نکته مهم در بیان حضرت علی(ع) و گزارش ایشان از اوضاع زندگی خویش با همسر گرامیشان(ع) این است که ایشان با نشستن در کنار همسرشان به بهانه کمک به او در کار خانه، محبت و عشق و علاقه خویش را به ایشان ابراز کردهاند. رسول خدا(ص) نیز با دیدن این منظره خوشایند و ابراز عشق و علاقه حضرت علی(ع) به همسرشان، پاداشها و اجرهای معنوی بیشماری را از آنِ اقدام شایسته ایشان دانستهاند و آن را در شمار برترین عبادتها آوردهاند.
نکته مهم دیگر آنکه خداوند بنابر ویژگیها، توانمندیها و نیازهایی که در بشر نهاده است، از وی انتظار پرستش و عبادت دارد. انسانی که علاقهای ویژه به جنس مخالف، به ویژه همسرش دارد، با نشستن در کنار او لذتی دوچندان به دست میآورد. از سوی دیگر به بیان رسول خدا(ص) این عمل از برترین عبادتهاست. حال اگر انسان مؤمن و موحدی چنین کاری انجام دهد از ابعاد گوناگون لذات مادی و معنوی آن بهرهمند شده و از همه مهمتر، رضای خداوند را نیز به دست آورده است[۱۷].
گفتوشنود مؤثر با همسر
عشق، محبت و علاقه آغازین یک زوج به ویژه زوجهای جوان که خداوند پس از ازدواج در دل ایشان مینهد[۱۸]، با دیدن خوبیها و زیباییهای ظاهری و باطنی در ایشان تقویت میشود. همصحبتی، به ویژه خوب صحبت کردن با همسر، یکی از بهترین راههای ابراز عشق و علاقه به همسر و تقویت محبت دوسویه در آنهاست.
همسر دوست دارد شریک زندگیاش با او همصحبت باشد. وقتی لب میگشاید، از دهانش درّ سخن ببارد. افراد خوشصحبت و خوشسخن کسانیاند که دیگران آرزوی شنیدن سخنان ایشان را دارند آنان برای سخن گفتن واژههایی زیبا برمیگزینند؛ به مقتضای حال سخن میگویند؛ معانی و مفاهیمی درست و سنجیده را در نظر میگیرند؛ و با خوشرویی عباراتی را به زبان جاری میکنند. چنین اشخاصی سلاطین سخناند؛ مخاطب را در قبضه خود دارند و به فرموده امیرمؤمنان(ع)، همیشه آنان را تشنه سخنان خود دارند و با این شیوه سخنوری، سیرابشان میکنند[۱۹].
چه خوب است همسران با هم خوشصحبت باشند؛ به ویژه هنگامی که در برابر هم سخن میگویند، واژههایی بسیار دقیق و زیبا برگزینند و به خوبی و خوشرویی بر زبان جاری سازند. این شیوه سخن گفتن با همسر، به ویژه درباره زنان نهتنها محبت و عشق درونی به همسر را به گونهای زیبا بروز میدهد و همسر را از آن آگاه میسازد، بلکه تأثیری فوقالعاده نیز بر تقویت محبت و علاقه همسر خواهد داشت. سخن حکیمانه و زیبای رسول خدا(ص) در همین زمینه[۲۰]، از تأثیر فوقالعاده همصحبتی و خوشصحبتی همسران در افزایش مهر و محبت میان آنها نشان دارد.
مرد و زن در چنین موقعیتی میتوانند با بیان برخی سخنان و عبارتهای زیبا و شکیل همراه با لحنی زیبا و طنینی دلنشین با همسرشان همصحبت شوند. بدینترتیب، خواهند توانست تا اعماق وجود او را تسخیر کنند و بر عشق و علاقه درونی وی به خویش بیفزایند.
به همه همسران، به ویژه زوجهای جوان و کمتجربه توصیه میکنیم که اگر بر چنین کاری قدرت ندارند، از کسانی که در این زمینه مهارت دارند یا برخی کتب و منابع علمی و کاربردی مربوط کمک بگیرند. تمرین و ممارست در یادگیری و تجربه کردن کاربرد برخی واژگان و اصطلاحات ویژه، موجب تسلط این واژگان میشود و کاربرد آن در موقعیتهای حساس، کارساز خواهد بود. اگر مرد و زن بتوانند چنین زمینهای را برای خویش فراهم کنند، چنان فضای خوش، باصفا و دلنشینی را تجربه خواهند کرد که هیچگاه از یاد نخواهد رفت.
به این عبارات زیبا و طنین دلنشین آنکه از حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) خطاب به همسرشان حضرت علی(ع) نقل شده است توجه کنید: «رُوحِي لِرُوحِكَ الْفِدَاءُ وَ نَفْسِي لِنَفْسِكَ الْوِقَاءُ يَا أَبَا الْحَسَنِ»؛ «ای ابا الحسن، جانم به فدایت و خودم به قربانت»[۲۱].
زهرای مرضیه(س) که تربیت یافته خانه باصفای رسول خدا(ص) بوده، ارادت قلبی و عشق درونی خود را به شوهر عزیزش اینگونه عاشقانه بیان داشته است. یک زن چه اندازه باید فدایی و دلداده شوهرش باشد، تا چنین سخنان شگفتی از زبان او شنیده شود؟ به راستی کدام مرد را سراغ دارید که چنین سخنان سراسر عشق وفاداری و محبت را از همسرش بشنود و عاشق و دلداده او نشود؟ وقتی زهرای مرضیه(س) علاقه قلبی خویش را به همسرش با چنین عبارتهای زیبایی بیان به یقین قلب باصفای مولایش و مولای همه مؤمنان را تسخیر میکند. همچنین در برخی منابع روایی نقل شده که در گفتوگویی دیگر بین این دو بزرگوار حضرت علی(ع) نهایت عشق و محبت خود را به همسر گرامیشان فاطمه زهرا(س) اینگونه ابراز داشتند و خطاب به ایشان فرمودند: «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي». خلاصه آن روایت تاریخی چنین است: خانه امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(ع) خالی از طعام شد. شدت گرسنگی بر امیرمؤمنان بسیار فشار آورد. فاطمه(س) برای تهیه غذا به خانه پدر بزرگوارشان رسول خدا(ص) رفتند. اما متوجه شدند که در خانه ایشان نیز چیزی برای خوردن پیدا نمیشود و طی ماه گذشته هیچ غذایی در خانه ایشان طبخ نشده است. در برابر، حضرت(ص) این پنج ذکر را به دخترشان آموختند: «يَا رَبَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَ، وَ يَا رَاحِمَ الْمَسَاكِينِ، وَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ». وقتی فاطمه زهرا به خانه بازگشتند، امیرمؤمنان با دیدن چهره مبارکشان فرمودند: «پدر و مادرم فدای تو ای فاطمه چه آوردی؟» حضرت فاطمه پاسخ فرمودند: «من برای دنیا به خانه پدرم رفتم، اما چیزی برای آخرت آوردم!» حضرت علی در پاسخ به ایشان فرمودند: «تو بهترین چیز را آوردی! تو بهترین چیز را آوردی»[۲۲]. و بنا به روایتی فرمودند: «امروز برای تو بهترین روز است»[۲۳].
ابراز احساسات و درددل با همسر
انسان همواره در حال تحول و دگرگونی است. عوامل بیرونی و درونی بسیاری بر انسان تأثیر میگذارند یا از وی تأثیر میپذیرند. به همین دلیل، انسان همیشه در وضعیت مساوی و یکسانی به سر نخواهد برد. گاه خوشحال است و گاه غمگین.
گاه دنیا را چون بهشتی برین باصفا و دلانگیز میبیند اما گاه دچار چنان مشکلات و معضلاتی پیچیده میشود که چون به هر سوی نظر میافکند، جز جهنمی سوزان و زندانی کشنده نمیبیند. در چنین اوضاع فوقالعادهای، به شدت نیازمند همدل و همراهی است تا وی را یاری دهد.
از سوی دیگر، زن و شوهر با تشکیل زندگی مشترک، آرامآرام به هم عادت میکنند و انس و الفتی بین آنان برقرار میشود. طبیعی است، وقتی مشکلات و نگرانیها به انسان روی میآورد همسران بیش از دیگران میتوانند همراه و همدل یکدیگر باشند و با درددل کردن با هم در چنین وضعیتی دیگری را یاری دهند. آنان میتوانند سنگ صبور هم باشند و برای یکدیگر عقدهگشایی کنند تا به بیانی عرفی، سبک شوند و از غم و اندوه و بحران روحی و روانی تا اندازهای رهایی یابند.
هر یک از زن یا شوهر در کنار برخی مشکلات مشترک، مشکلاتی ویژه نیز دارند؛ برای مثال اغلب مردان بیرون از خانه و در محل کار و ارتباطهای اجتماعی به گرفتاریها و مشکلاتی دچار میشوند در چنین وضعیتی مرد به همراهی و همدلی همسر در خانه نیاز دارد تا قدری از مشکلاتش کاسته شود و آرامشی نسبی برای تدبیر بیشتر درباره مشکلاتش بیابد. این خود نوعی وابستگی به همسر است، و اینگونه وابستگی به همسر در اغلب زنان و مردان دیده میشود. اما این وابستگیها در زنان شدیدتر است. تنهایی در خانه، دوری از خانواده، برخی کاستیها در خانواده، برخی بیمهریها، برخی بیماریها و حالات ویژه و... میتواند برای زنان مشکل ساز شود. در چنین حالاتی، شوهر باید با درایت کافی او را دریابد و با شنیدن سخنان و درددلهای وی از مشکلاتش بکاهد.
برخی از زنان نیز بر اثر شدت این حالات و روحیات به وابستگیهای شدیدتری دچار میشوند. این گروه از زنان به توجه شوهر بیشتر نیاز دارند. در اینگونه موارد مسئولیت شوهر دو چندان میشود. او چون طبیب و پرستاری است که باید با همسرش همراهی کند و یار و یاور وی باشد. حتی اگر شوهر یا زن نتواند مشکل دیگری را حل کند، شنیدن درددل به تنهایی نویدبخش آرامشی نسبی برای وی است و درصدی از مشکلاتش را حل خواهد کرد[۲۴].
دلجویی و حمایت عاطفی
زندگی انسان در دنیا با بسیاری از بلایا و مشکلات آمیخته است[۲۵]. بیماری، شکستهای مالی، شغلی و حیثیتی، دوری زن و شوهر از هم به دلیل مسافرت، شغل، زندان، از دست دادن عزیزان و...، نمونهای از این مشکلات است. هر یک از این مشکلات، خود موجب نگرانی و رنج روحی و روانی انسان میشود. زندگی و روابط زناشویی نیز مشمول این قانون است. زن و مرد در چنین وضعیتی، به انواع ناراحتیها گرفتار میشوند و نیاز به دلجویی و ابراز محبت و علاقه را بیشتر در خود احساس میکنند. به این دلیل لازم است زن و مرد برای رفع این نگرانیها و ناراحتیهای روحی و روانی از هم دلجویی کنند و از این راه عشق و محبت درونیشان را نیز به یکدیگر ابراز نمایند.
این مسئله به ویژه برای زوجهایی که دارای روحیاتی عاطفیتر و احساسیترند و عشق و علاقه بیشتری میانشان وجود دارد، لازمتر است. در چنین وضعیتی، بهترین شیوه ابراز محبت، دلجویی است. بیان نمونهای از اینگونه ابراز علاقهها در سیره اهلبیت(ع) بسیار مناسب است.
در جلد نخست کتاب، به مناسبتی شمهای از سیره مبارک رسول خدا(ص) و ابراز عشق و دلدادگی ایشان و همسر گرامی و باوفایشان حضرت خدیجه کبری(س) به یکدیگر بیان شد. آن دو بزرگوار چندان به هم علاقه داشتند که دوری و هجران یکدیگر را حتی برای مدتی کوتاه تحمل نمیکردند شاید عاشقانهترین ارتباطهای زناشویی بین این دو بزرگوار برقرار بوده است. جالبتر از آن ابراز و اظهار روابط عاشقانه آن زوج باکرامت و بزرگوار بوده است. در گزارشهای تاریخی از سیره آن بزرگواران آمده است پیش از تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و برای آماده شدن زمینه تولد ایشان به دستور خداوند پیامبر(ص) مأمور شدند تا چهل شبانهروز از همسرشان خدیجه کبری(س) کناره گیرند و در غار حرا به عبادت و رازونیاز بپردازند. اما ایشان خوب میدانستند که این دوری برای همسر باوفایی چون خدیجه کبری بسیار سنگین و رنجآور است؛ به ویژه پس از ازدواج خدیجه کبری با رسول خدا(ع)، زنان مکه نیز به ایشان بیتوجهی میکردند و ایشان را در انزوای کامل قرار داده بودند. این خود بر رنج تنهایی ایشان میافزود به همین سبب حضرت(ص) به واسطه برخی از یارانشان در طول این چهل روز، با فرستادن پیغامهای متعدد از ایشان دلجویی میفرمودند تا قدری از نگرانی ایشان بکاهند خلاصه آن رخداد مهمچنین است: جبرئیل بر حضرت(ص) نازل شد و خطاب به ایشان چنین گفت: «ای محمد، خداوند بلندمرتبه به شما سلام رسانده و امر فرموده که برای مدت چهل روز از خدیجه کناره بگیرید». این موضوع برای حضرت(ص) بسیار سخت بود؛ چراکه علاقه شدیدی به خدیجه داشت. حضرت بیدرنگ به این کار اقدام کردند.... روزهای پایانی این چهل شبانهروز حضرت(ص) عمار یاسر را نزد خدیجه فرستادند و فرمودند: «به خدیجه بگو ای خدیجه، گمان مبر که دوریام از تو با هدف دور شدن از تو یا از سر خشم و غضب به تو بوده، بلکه دستور خداوند چنین بوده است تا امر او برپا شود جز خیر را در این دوری گمان مبر. خداوند [به سبب این گذشت تو[هر روز بارها نزد بزرگوارترین ملائکه خود به تو مباهات میکند. شب هنگام درب خانه را ببند و به بستر برو بدان که من در خانه فاطمه بنت اسد هستم».
در این مدت خدیجه هر روز بارها به سبب دوری از پیامبر دچار حزن و اندوه میشد...[۲۶].
توصیف حالات و رفتار رسول خدا و خدیجه کبری(ع) در این روایت و دیگر نقلها، به روشنی حاکی است که آن دو بزرگوار نه تنها عشقشان را در دل پنهان نمیداشتند بلکه با ظرافتی خاص آن را ابراز میکردند این بیان حکیمانه، اما عاطفی و احساسی حضرت(ص) خطاب به همسرشان شاید بهترین شیوه دلجویی و ابراز عشق و علاقه یک مرد به همسرش در آن وضعیت باشد[۲۷].
این رویه نیکو، سیره همه پیامبران، امامان معصوم(ع) و نیز بزرگان و علمای ما که تربیتیافتگان مکتب نورانی و زندگیبخش اهلبیت(ع) هستند نیز بوده است[۲۸]. چه نیکوست اگر ما نیز از این بزرگواران درس زندگی بیاموزیم تا با احساسات و عواطف ظریف و زودرنج همسرانمان اینگونه برخورد شایسته و درست داشته باشیم. خدیجه بنت خویلد(س) که در روزهای نخست، از دور عاشق خلقوخوی رسول خدا(ص) شد، با وجود موانع بسیار، خود را کنیز و مملوک آن بزرگوار نامید و به همه اعلان کرد که من و همه داراییام ملک محمد(ص) است[۲۹]. او پس از ازدواج با آن عزیز نیز، از نزدیک با او همراه و همنشین بود و در اثر خلق عظیم نبوی، روزبهروز بر حب و دوستیاش به ایشان افزوده شد. خدیجه طی چندین سال زندگی عاشقانه با پیامبر به عینه آن صفات و کمالات والای انسانی و عشق و محبت نبوی(ص) را در رفتار ایشان از نزدیک لمس میکرد.
البته، رسول خدا(ص) نیز این فداکاریها و ایثار خدیجه کبری(س) را به گونهای بهتر و نیکوتر و از راههای گوناگون پاسخ دادند و زحمات ایشان را جبران کردند. افزون بر آنچه گذشت علامه مجلسی از مورخان و محدثان درباره دلجویی و تفقد حضرت(ص) از همسر گرامیشان در ایام بیماری و احتضار نقل کرده است: زمانی که خدیجه کبری(س) بیمار شد - بیماریای که به سبب آن درگذشت - رسول خدا(ص) بر ایشان وارد شدند و فرمودند: ای خدیجه برایم بسیار سخت و ناگوار است که تو را اینگونه ببینم. البته خداوند در بسیاری از چیزهایی که برای ما سخت و ناگوار است خیر کثیر قرار داده است[۳۰]. آیا نمیدانی که خداوند در بهشت در کنار تو مریم دختر عمران و کلثوم خواهر موسی و آسیه(ع) همسر فرعون را نیز همسر من قرار داده است؟ خدیجه کبری در پاسخ به حضرت عرض کرد: «بِالرِّفَاءِ وَ الْبَنِينَ»[۳۱]؛ انشاءالله اجتماعی خوش و با آرامش داشته باشیم[۳۲].
همچنین امام باقر(ع) درباره سیره جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) چنین گزارش فرمودند: رسول خدا(ص) پس از وفات فرزندشان قاسم بر همسر گرامیشان خدیجه کبری، مادر قاسم وارد شدند. خدیجه نگران و گریان بود. رسول خدا(ص)]برای دلجویی از ایشان[فرمودند: «چرا گریه میکنید؟» خدیجه کبری پاسخ داد: «درّ گرانبهایی از من گرفته شد. به همین سبب گریانم». حضرت فرمودند: «آیا دوست نداری و راضی نمیشوی که قاسم در روز قیامت بر درگاه بهشت بیاید و آنجا بایستد و دستت را بگیرد وارد بهشت کند و بر برترین مقامهای بهشت جایت دهد؟ این حق همه مؤمنان است خداوند حکیمتر و بزرگوارتر از آن است که جگرگوشه مؤمنی را از او بگیرد و سپس تا قیامت او را به عذاب فراقش گرفتار کند»[۳۳].
در این روایتها و نقلهای تاریخی به خوبی از سیره و رفتار رسول خدا(ص) در برخورد با همسرشان در چنان موقعیت سختی آگاه شدیم. نکتههای ظریفی در این سیره مبارک نهفته است که به مواری از آنها اشاره میکنیم:
- نکته نخست، توجه پیامبر اسلام(ص) به مقام باعظمت همسر گرامیشان حضرت خدیجه کبری(س) است. وی بانویی گرانقدر بود او در جامعه آن روز عرب حجاز، به ویژه مکه و قبیله قریش جایگاهی بس عظیم داشت. خدیجه کبری به سبب ازدواج با رسول خدا(ص)، به ویژه ایمان آوردن به ایشان و صرف همه داراییهایش در راه ترویج مکتب اسلام در سالهای پایانی عمر شریفش کانون بیمهری اقوام، به ویژه زنان مکه و قریش قرار گرفت. اما رسول خدا(ص) به منزله همسری فهیم و آگاه، به خوبی از این مسائل آگاه بودند و در موقعیتهای سخت و ناگوار برخوردی درخور و شایسته مقام منیع او داشتند.
- سخن گفتن به مقتضای حال و بیان مطالبی درخور، از ویژگیهای سیره مبارک حضرت(ص) است. ایشان در این دو روایت تاریخی و دیگر نقلها، به خوبی درددل یک مادر داغدار را درک کردند و با بیان اخبار خوب و خوشحال کننده و جبران مضاعف دردها و رنجها و داغ فرزند، به همسرشان اطمینان خاطر دادند و از اضطراب روحی او کاستند.
- حضرت(ص) از عشق و علاقه بسیار همسرشان به خویش آگاهاند. به همین سبب، هنگام عیادت همسرشان در حال احتضار به گونهای با ایشان سخن میگویند که تحمل هجران و جدایی را در ایشان تقویت کنند.
همه این موارد، شیوههای درست ابراز علاقه و محبتی است که همسران در دل به یکدیگر دارند[۳۴].
آراستگی ظاهری همسران
وظیفه هر یک از همسران آراستن خود برای دیگری است. خودآرایی و زیبا جلوه دادن زن برای شوهر و شوهر برای زن، شیوهای مطلوب برای ابراز عشق و علاقه به یکدیگر است. اگر مردی ببیند که همسرش خود را تنها برای او آرایش میکند و همیشه آراسته و پاکیزه است این اقدام او در اعماق جان همسرش تأثیری بسیار مثبت خواهد داشت. او چون میبیند که این اقدام همسرش تنها به سبب علاقه به اوست، محبت و علاقهاش به وی دو چندان میشود. اگر مرد نیز چنین کند، نهتنها همان تأثیر را داراست، بلکه به جهت احساسی و عاطفیتر بودن زن، تأثیر مثبت آن چندبرابر خواهد بود.
البته این اقدام به ظاهر کماهمیت، آثار مثبت و برکات بسیاری برای زن و شوهر و زندگی زناشویی دارد. اشاره به گوشهای از جنبههای اهمیت این مسئله در حفظ بنیاد خانواده و استمرار آن و نیز اشاره به جایگاه این مسئله در دیدگاه اهلبیت(ع) مناسب است.
۱. نجات از انحرافها و تحکیم خانواده: خودآرایی زن و شوهر برای یکدیگر آنان را کنترل میکند؛ از خطر سقوط در گردابهای انحراف و فساد نجات میدهد؛ و موجب تحکیم بنیاد و اساس خانوادهها میشود.
به گفته مشاوران ازدواج و خانواده و دستاندرکاران حاضر در دادگاههای خانواده، بسیاری از زوجهای جوان در آغاز تشکیل زندگی به سبب مشکل ارتباطی از هم جدا میشوند. وقتی درباره علل اقدام به این تصمیمهای نادرست جستوجو میشود، یکی از شایعترین علل، بیتوجهی همسران به نیازهای دیگری از جمله نیاز به زیبایی، تمیزی، آراسته بودن همسر و مسائلی از این دست است.
به همین دلیل بر توجه به این مسئله مهم و مؤثر در سخنان حکیمانه رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) و نیز سیره مبارک آن بزرگواران بسیار تأکید شده است.
به جرئت میتوان ادعا کرد که میان پیامبران و اولیای الهی(ع)، هیچ کس چون حضرت خاتمالأنبیا(ص) به مسئله با اهمیت و اساسی خانه و خانواده توجه و تأکید نداشته است آن بزرگوار چندان به این مسائل توجه و تأکید داشتند که برخی گفتارها و رفتارهای ویژه ایشان در این زمینه شگفتی دیگران را برمیانگیخت؛ برای نمونه در موارد بسیاری گزارش شده است که برخی زنان مسلمان در مدینه نزد حضرت شرفیاب میشدند و از شوهرانشان شکوه میکردند به این نمونه تاریخی از سیره آن بزرگوار، که امام صادق(ع) آن را گزارش فرمودهاند، توجه کنید.
امام جعفر صادق(ع) میفرمایند: سه تن از زنان مدینه نزد رسول خدا(ص) شرفیاب شدند. یکی از آنان عرض کرد: «شوهرم گوشت نمیخورد». دومی عرض کرد: «شوهرم از عطر استفاده نمیکند». بانوی سوم نیز گفت: «شوهرم از زنان دوری میکند». رسول خدا(ص) چندان با سرعت برخاستند و به سوی مسجد به راه افتادند که عبای مبارکشان روی زمین کشیده شد. آنگاه بر میفراز منبر خویش نشستند و پس از سپاس و ثنای الهی فرمودند: «برخی از اصحابم را چه شده است که از خوردن گوشت خودداری میکنند؛ عطر نمیزنند و از زنان دوری میکنند؟ آگاه باشید! البته من]که پیامبر شمایم، سنتم این است که[گوشت میخورم؛ از عطر استفاده میکنم؛ و از زنانم کام میگیرم، بنابراین، هرکس که از سنت من بیزاری جوید از من نیست»[۳۵].
این سخن حضرت(ع) و رفتار ایشان نشان دهنده آن است که موضوعهای یادشده در شکایت آن سه زن از نظر رسول خدا در ارتباطهای زناشویی بسیار اهمیت دارد؛ امری که شاید برای بسیاری از همسران چندان مهم نباشد.
۲. پاسخ به نیاز فطری همسر: شکایت زنی که شوهرش از عطریات استفاده نمیکرد نشان میدهد که اینگونه امور چقدر برای زنان و شاید بیشتر برای مردان مهم بوده است که او حاضر شده شکایت شوهرش را نزد حضرت ببرد. امام جعفر صادق(ع) در روایت دیگری چگونگی برخورد رسول خدا(ص) با این مسئله را چنین بیان فرمودند: مردی به محضر مبارک پیامبر اکرم(ص) رفت. حضرت به محاسن سفید او نگاهی انداختند و فرمودند: «نور است». سپس فرمودند: «کسی که محاسنش را در]دینداری] اسلام سفید کند]و در اسلام به پیری برسد[، این محاسن سفید روز قیامت برای صاحبش نوری خواهد بود». پس از مدتی همان مرد محاسنش را به حنا خضاب کرد و نزد حضرت شرفیاب شد اینبار وقتی نگاه مبارک حضرت به محاسن او افتاد فرمودند: «نور است و اسلام است». بار دیگر همان مرد محاسنش را به رنگ سیاه خضاب کرد و نزد حضرت رفت. این بار رسول خدا با دیدن محاسن خضاب شده و سیاه وی فرمودند: «]این محاسن خضاب شده نشان] نور و اسلام و ایمان و همچنین علاقه شما به زنانتان و [سبب] ایجاد ترس در قلب دشمن است»[۳۶].
۳. نشاندهنده ایمان: نکته مهم تربیتی - اخلاقی در روایت یادشده، تجلیل حضرت(ص) از آن مرد است. ایشان بر این مسئلۀ تأکید و تصریح فرمودند که خضاب کردن آن هم به رنگی که مردان مُسن و میانسال را جوانتر نشان میدهد برای جلب توجه همسرانشان و رفع نیاز فطری آنان، کاری پسندیده و نشان ایمان این گروه از مردان است.
۴. ادای حق همسر: وظیفه و تکلیف شرعی همسر، آراستن خویش به اشکال گوناگون و بنا بر سلیقه و خواست همسر برای اوست تا به این ترتیب حقی از حقوق همسر را ادا کند. پیش از این در جلد نخست کتاب، روایتی از سیره امام محمدباقر(ع) درباره توجه ایشان به زینت و آراستن خویش برای همسر نقل کردیم. در آن روایت نقل شده بود یکی از اصحاب امام باقر(ع) به همراه فردی از اهالی بصره که از اصحاب نبود، هنگام ورود، حضرت را در خانهای آراسته و زیبا دیدار کردند؛ درحالیکه لباسی رنگی و زیبا بر تن داشتند؛ خضاب کرده بودند؛ بر دیدگان مبارک سرمه کشیده بودند؛ و محاسن شریفشان را نیز اصلاح کرده بودند. فرد بصری که همراه راوی بود از این اوضاع در شگفت شد. روز دوم به درخواست حضرت بار دیگر به محضر ایشان شرفیاب شدند و امام را در اتاقی ساده با لباسی بسیار ساده و خشن و سرووضعی معمولی و بدون آراستگی دیدند. آن شخص با شگفتی به حضرت و اوضاع خانه نگریست. حضرت(ع) از جا برخاستند؛ به سوی آنها رفتند و فرمودند: دیروز در حالی بر من وارد شدید که من در اتاق همسرم بودم. آن، اتاق من نبود. دیروز روز آنان بود. به همین جهت خود را آراسته بودم. همچنان که همسرانم خود را برای من میآرایند، من نیز وظیفه دارم خود را برای آنان بیارایم اما اکنون در اتاق خودم هستم. [سپس خطاب به آن مرد غریبه فرمودند:[بنابراین، ای برادر بصری، در قلبت چیزی خطور نکند.
آن مرد عرض کرد: «قربانت گردم در قلبم چیزهایی خطور کرده بود، اما اکنون خداوند آن را برطرف کرده است»[۳۷]. امام باقر(ع) به این نکته تصریح فرمودند که آرایش برای همسر از حقوق اوست که باید ادا شود.
۵. افزایش عفت و پاکدامنی: مسئله مهمتر آنکه، آراستگی و تمیزی موجب افزایش عفت و پاکدامنی همسران خواهد شد؛ چراکه توجه نظر و دل آنان را متوجه خود میکند و آنان را به دیگران بیرغبت میکند. به نظر میرسد که حکمت توصیهها و تأکیدهای پیاپی پیامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم(ع) بر زیبایی، تمیزی و نکته آراستگی همسران همین مهم باشد. در بیان گهربار امام علی بن موسی الرضا(ع) این حقیقت چنین بیان شده است: ذروان مدائنی میگوید: به محضر امام رضا(ع) شرفیاب شدم و دیدم محاسن شریفشان رنگ شده است عرض کردم: «فدایتان شوم شما نیز که خضاب کردید!» حضرت فرمودند: «آری رنگ کردن محاسن ثواب دارد. آیا نمیدانید خضاب کردن شوهر بر عفت و پاکدامنی همسرانش میافزاید؟ آیا تو دوست داری وقتی بر همسرت وارد میشوی، او همانگونه که پیش از این و هنگام ترک کردنش دیده بودی باشد؟» عرض کردم: «نه». حضرت فرمودند: «همسرت نیز چنین است»[۳۸].
از سخن حضرت(ع) استفاده میشود که مرد انتظار دارد همسرش پیوسته خود را برای وی بیاراید؛ به گونهای که هر زمان او را میبیند وی با چهرهای جدید و جذاب به استقبالش بیاید تا طراوت و تازگی را پیوسته در وی ببیند. اگر چنین است که هست، زن نیز از شوهرش چنین انتظاری دارد.
۶. افزایش انس و الفت: امامان معصوم(ع) بر این مسئله بسیار تصریح فرمودهاند که آرایش و زیبایی مرد، افزون بر افزایش عفت و پاک دامنی در زن، موجب انس، الفت، عشق و علاقه بیشتر همسرش به وی میشود[۳۹].
همچنان که آراستن برای همسر تأثیر مثبت بسیار دارد، بیتوجهی به این مسئله مهم نیز دارای آسیبهای فراوانی است. بیتوجهی به این مسئله، به ویژه در مردان موجب خواهد شد زنان انس و الفت لازم را با آنان نداشته باشند و به ایشان بیعلاقه و بیرغبت شوند. بیرغبتی به شوهر، آرامآرام زمینه را برای میل به دیگران در قلب آنان زنده میکند. در نتیجه به انواع مفاسد گرفتار میشوند و دامنهایشان آلوده میگردد. امامان معصوم به این مسئله مهم نیز اشاره کردهاند. از وجود نازنین امام رضا(ع) در این زمینه گزارش شده است که ایشان خضاب کرده بودند. راوی به ایشان عرض کرد: شما خضاب کردهاید!» حضرت فرمودند: آری با حنا و گیاه کتم (وسمه) خضاب کردم آیا نمیدانی که خضاب ثواب دارد؟ زن (همسرت) دوست دارد تو را همانگونه آماده و آراسته ببینند که تو دوست داری او را همانگونه آراسته ببینی بدون شک بسیاری از زنان دامن عفتشان آلوده شد و علت خروج آنان از دایره عفاف و آلوده شدنشان به مفاسد و فجور چیزی نیست جز اینکه شوهرانشان خود را برای آنان کمتر آراستند[۴۰].
در منابع روایی و تاریخی آمده امام علی بن موسی الرضا(ع) از پدر بزرگوارشان امام موسی بن جعفر و ایشان از پدران بزرگوارشان(ع) نقل کردهاند که زنان قوم بنیاسرائیل به دلیل آنکه شوهرانشان خود را برای آنان آرایش نمیکردند و زیبا جلوه نمیدادند به انواع انحرافهای اخلاقی و مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی گرفتار شدند. در آن روایت با اشاره به این فساد اخلاقی و علت آن درباره نیاز زنان به آراستگی و زیبایی شوهرانشان چنین آمده است: «إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا»؛ «البته زن از تو (شوهر) همان چیزی را خواهان است که تو از او میخواهی»[۴۱].
خلاصه آنکه خودآرایی برای همسر افزون بر آثار و برکات یادشده، یکی از بهترین و تأثیرگذارترین شیوههای ابراز علاقه و محبت به همسر است[۴۲].
حمایت و دفاع از همسر
وقتی به انسان ستم شود یا از او بدگویی و عیبجویی گردد، از نظر روانی او به یاوری شفیق نیاز دارد تا از وی دفاع کند. هر یک از زن و شوهر خود را یاور دیگری میداند به همین دلیل اگر به هر کدام ستم شود از همسر خویش انتظار یاری دارد. اینجاست که اگر مرد یا زن بتواند به این درخواست درونی دیگری به خوبی پاسخ دهد موجب رضامندی وی میشود و از این راه، محبت و علاقه خود را به وی ابراز داشته است نشان دادن چنین رفتارهایی همسران را به هم علاقهمندتر میکند و از این راه زندگی استحکام بیشتری مییابد. اما اگر خدای ناکرده مرد یا زن در پاسخگویی به این نیاز دیگری به هر دلیل، بیتوجهی کند، زندگی به شکل جدی در خطر میافتد. اگر در پی کنکاش بیشتر باشیم که این پاسخگویی چه زمان بهتر و بیشتر خود را نشان میدهد در پاسخ باید گفت که هر اندازه محبت درونی در همسر انسان بیشتر شکوفا شده باشد، پاسخگویی بارزتر و رساتر خواهد بود.
به یقین، برای این مباحث نخواهیم توانست مصداقی بارزتر و نمونهای روشنتر از وجود نازنین زهرای مرضیه و امیرمؤمنان(ع) در دفاع از یکدیگر بیابیم. به همین دلیل به نمونهای از این دفاع جانانه در زمان حیات مبارک رسول خدا(ص) و نمونهای پس از رحلت ایشان اشاره میکنیم.
امام جعفر صادق از زبان پدران بزرگوارشان(ع) درباره شأن نزول نخستین آیه سوره نورانی مجادله[۴۳] چنین فرمودهاند: پیامبر اسلام(ص) به دختر بزرگوارشان فاطمه زهرا(س) فرمودند: «همسرت علی(ع) پس از من با مشکلاتی روبهرو خواهد شد. پس تو او را از این رخدادها و ماجراها که پس از من به آن دچار خواهد شد باخبر ساز». فاطمه(س) پرسیدند: «ای پیامبر خدا، آیا شما از خداوند درخواست نکردید تا این مصیبتها و بلایا را از همسرم بازگیرد؟» حضرت فرمودند: «من البته از خداوند چنین درخواستی داشتم اما خداوند فرمودند که همسرت علی باید با این مشکلات امتحان شود و دیگر بندگان خدا نیز به وسیله ایشان امتحان خواهند شد». در این هنگام ناگهان جبرئیل نازل شد و این آیه را خواند: «ای رسول ما، البته خداوند سخن آن زن را که درباره شوهرش با تو به بحث برخاسته بود و شکایت او را به خدا میبرد، شنید و گفتوگوهای شما را نیز میشنود که خداوند البته شنوا و بیناست».
البته شکایت فاطمه زهرا(س) به سبب مصائب و مشکلاتی است که بر همسرشان علی مرتضی(ع) خواهد بارید نه اینکه ایشان از همسرشان یا علیه ایشان شکایتی داشته باشند[۴۴].
اما برای دفاع حضرت صدیقه کبری(س) از همسر گرامیشان پس از رحلت رسول خدا(ص) نمونههای بسیار بیان شده که ما در اینجا تنها به این روایت بسنده میکنیم: محدث کبیر، علامه مجلسی از زبان صحابی بزرگ رسول خدا، سلمان فارسی رخداد ناگوار حمله به خانه امیرمؤمنان(ع) و دفاع جانانه فاطمه زهرا(س) را از همسرش به تفصیل بازگفته است. خلاصه آن رخداد چنین است: وقتی اهل سقیفه حضرت علی(ع) را برای بیعت به آنجا فراخواندند، ایشان به دستور و توصیه رسول خدا(ص) به گردآوری قرآن کریم سرگرم بودند و از رفتن به مسجد خودداری کردند. در این هنگام، عمر خود به همراه گروهی دیگر از جمله خالد بن ولید، ابابکر، عثمان، مغیرة بن شعبه و قنفذ به خانه امیرمؤمنان(ع) رفتند تا ایشان را به اجبار برای بیعت با ابابکر با خود ببرند. عمر به همراهانش دستور داد با خود هیزم بیاورند. وقتی به در خانه رسیدند به دستور وی هیزمها را اطراف آن ریختند. در خانه جز امیرمؤمنان، فاطمه و حسنین کس دیگری نبود. عمر فریاد زد: «ای علی از خانه خارج شو و با خلیفه بیعت کن، وگرنه خانهات را بر سرت آتش خواهم زد». فاطمه(س) فریاد زدند: «يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَ لَكَ؟»؛ «تو را با ما چکار؟» عمر گفت: «در را باز کنید، و گرنه خانه را بر سرتان آتش خواهم زد». فاطمه(س) فرمودند: «آیا از خدا نمیترسی که وارد خانه من میشوی؟» عمر دستور داد تا در خانه را آتش زدند. سپس خود در سوخته را به کناری انداخت و داخل خانه شد[۴۵]. فاطمه(س) در برابرش ظاهر شدند، در حالی که فریاد میزدند: «يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ». در این هنگام، عمر شمشیرش را در حالی که در غلاف بود، با ضربت تمام به پهلوی فاطمه فرود آورد. فاطمه(س) فریاد زدند: یا ابتاه. سپس بار دیگر تازیانهاش را بالا برد و محکم بر بازوان فاطمه زد این ضربههای پیدرپی فاطمه(س) را ناتوان بر زمین انداخت و جنینی که در شکم داشتند سقط شد. فاطمه(س) فریاد برآوردند: «يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ». در این هنگام امیرمؤمنان(ع) بر عمر حمله کردند و گلویش را گرفتند و درهم فشردند و محکم بر بینیاش کوبیدند و گردنش را به قصد کشتنش چنان فشردند که نزدیک بود عمر زیر دستان ایشان هلاک شود. ناگهان توصیههای رسول خدا را به یاد آوردند. خطاب به عمر فرمودند: «ای پسر صهاک! سوگند به خدایی که محمد را به پیامبری گرامی داشت، اگر در برابر خواست خدا تسلیم نبودم و وصیتهای رسول خدا مرا بازنمیداشت تو هرگز نمیتوانستی وارد خانه من شوی». عمر به عجز و لابه افتاد و از دیگران کمک خواست...[۴۶].
در هر حال، حضرت(ع) را با ریسمان بستند و با خود بردند. زهرای مرضیه باز هم به سختی بر پاهای ناتوان خود ایستاد و از بردن همسرش جلوگیری کرد. اما تازیانههای قنفذ به اشاره عمر امانش نمیداد. ناچار بر زمین افتاد و دستان مبارکش از همسر ستمدیدهاش جدا شد.
ادامه این ماجرای دهشتناک و غمانگیز از زبان مبارک امام صادق(ع) چنین گزارش شده است: وقتی امیرمؤمنان(ع) را از خانه خارج کردند تا برای بیعت به مسجد ببرند، فاطمه زهرا(س) به همراه همه زنان بنیهاشم از خانه خارج شدند وقتی به نزدیک روضه رسول خدا(ص) رسیدند، فاطمه(س) فریاد زدند: «پسرعمویم را رها کنید سوگند به خدایی که محمد را به حق به رسالت مبعوث کرد از او دست برنمیدارم؛ هماکنون موهایم را پریشان میکنم؛ جامه پدرم رسول خدا(ص) را بر سرم میاندازم و بر درگاه خدای تعالی فریاد خواهم زد. ارج و قرب من و فرزندانم در پیشگاه خداوند از ناقه صالح و شیرخوارش کمتر نیست». سلمان میگوید: «من نزدیک ایشان ایستاده بودم به خدا سوگند، ناگهان دیدم بنیادها و پایههای دیوار مسجد لرزان شد و به اندازهای از زمین فاصله گرفت که حتی یک مرد میتوانست از زیر آن بگذرد! به فاطمه نزدیک شدم و عرض کردم: "ای بانوی من و ای سرورم! خداوند تبارک و تعالی پدر بزرگوارت را پیامبر رحمت برای مردم قرار داده است. حال شما از خداوند بر این مردم نفرین و نقمت نخواهید". در نتیجه ایشان از نفرین دست برداشتند و دیوار مسجد نیز بر جای خود بازگشت...»[۴۷].[۴۸]
تأمین رفاه و آسایش همسر
انسان در زندگی به وسایل ابزار و اثاثیهای نیازمند است تا با کمک آنها به مقصود خویش برسد. وقتی با استفاده و بهرهگیری از این وسایل و ابزار در منزل، محیط کار یا هر موقعیت دیگری به هدفش رسید و مشکلی از وی مرتفع شد، به آسایش و راحتی دست یافته و این خود موجب آرامش روحی و روانی وی میشود.
این مسئله در زندگی زناشویی و امور خانواده بیشتر خودنمایی میکند. زن و مرد نیز مانند دیگر انسانها به رفاه آسایش و آرامش با تهیه و تدارک برخی وسایل و ابزار زندگی نیازمندند البته خانمها بیش از مردان در این امور حساسیت نشان میدهد و این مسئله برای آنان حیاتیتر مینماید. اسباب و اثاثیه منزل و آشپزخانه، لباس و اجناس ویژه زنان، از جمله وسایلیاند که تهیه و تدارک آنها برای زنان اهمیت دارد و موجب آسایش جسمی و آرامش روحی و روانی آنان میشود. به همین دلیل تهیه و تدارک این وسایل به دست مرد برای زن بسیار اهمیت دارد؛ چراکه نشان عشق و علاقه او به همسرش خواهد بود. در نتیجه، آسایش و آرامش وی را نیز در پی خواهد داشت.
پیش از این نیز اشاره کردیم که در جریان ازدواج مبارک حضرت علی و فاطمه زهرا(ع)، امیرمؤمنان از سوی پیامبر اسلام(ص) مأمور شدند تا پیش از بردن همسرشان به خانه بخت، منزلی تهیه کنند و فضای آن را برای ورود همسرشان آماده سازند. ایشان نیز اتاقی محقر را تهیه کردند و برخی اسباب و اثاثیه لازم و ضروری خانه را خریدند و هر کدام را در جای خود قرار دادند. از سوی دیگر بلال حبشی به همراه برخی از صحابه مأمور شدند تا جهیزیه مختصر و مفیدی را برای حضرت فاطمه زهرا(س) تهیه کنند. همه این اقدامها نشان این حقیقت است که تدارک این امور و اسباب برای انسان در زندگی، به ویژه برای زنان آن هم در آغاز زندگی اهمیت دارد. همچنین مردان وقتی خسته از فعالیتهای روزمره به خانه بازمیگردند، به آرامش روحی و روانی در کنار راحتی و آسایش جسمی نیازمندند. در چنین وضعیتی، همسر مرد میتواند با تدارک ابزار و وسایل یا انجام برخی اقدامهای لازم در خانه، عشق و علاقه خود را به همسرش ابراز کند و در نتیجه، زمینهساز آسایش و آرامش بیشتری برای وی شود[۴۹].
پاسخگویی به نیازهای همسر
خداوند انسان را همراه با برخی نیازمندیها آفریده است. البته راههای درست پاسخگویی به این نیازها را نیز به شکلهای گوناگون به انسان ابلاغ کرده و نشان داده است. ارضای درست و کامل این نیازها موجب شکوفایی استعدادها، ایجاد توانمندی و قدرتهای جدید و به کمال رسیدن انسان در ابعاد گوناگون میشود و شاید به همین دلیل نیز خوشایند انسان است.
ازدواج و زندگی زناشویی یکی از راههای درست ارضای برخی از این نیازهاست. مرد یا زن وقتی با کمک همسرش به ارضای غریزه یا نیازی موفق میشود، حالتی از رضامندی درونی در وی پیدا میشود به همین سبب، احساس خوشایندی به همسرش که او را در این اقدام کمک کرده است پیدا میکند. بنابراین هرگاه زن یا مرد به همسرش در ارضای این نیازها کمک به گونهای علاقه و محبت خود را به وی ابراز کرده است.
در صفحههای پیشین به داستان شکایت بردن سه تن از زنان مدینه نزد رسول خدا(ص) اشاره کردیم. در آن رخداد، آنان از همسرانشان شکایت داشتند که به نیازهای مادی و معنویشان بیتوجه بودند. توجه داشته باشیم که این سه زن از زنان مؤمن و مسلمان مدینه بودند پس شوهرانشان نیز از یاران و اصحاب رسول خدا(ص) بودهاند. آنان افراد مؤمنی بودند که در اثر آموزههای تأثیرگذار رسول خدا(ص) در امر زهد و خودسازی و البته بر اثر کمتوجهی و یکسونگری، به این اقدامات دست زده بودند. در برابر، حضرت(ص) با چنان خروشی از جای برخاستند و آنگونه از سنت حسنه خویش و راه درست بندگی دفاع کردند. حضرت(ص) توجه به نیازهای همسران و ارضا و پاسخگویی درست و کامل به آن را بهترین شیوه معرفی کردند. گویی راهی جز این نیست و نمیتوان با بیراهه رفتن به مقصد رسید. رهبانیت، دنیاگریزی و دیگر شیوههای نادرست و انحرافی، نهتنها انسان را به جایی نمیرساند که او را از مقصد بازمیدارد و از هدف دورتر میسازد[۵۰].[۵۱]
صداقت و راستی در روابط همسران
صداقت و راستی از ویژگیهای برجسته اخلاقی است و نشان دادن این حسن خلق در رفتار، از کمالات انسانی است. در متون دینی از رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) امتیازهای برجستهای درباره این ویژگی پسندیده و کسانی که وجود خود را به این ویژگی خوب آراستهاند، بیان شده است.
در بیانی زیبا مولای سخن و امیر بیان(ع)، صداقت و راستی را حقیقت ایمان معرفی کردهاند[۵۲]. در روایتی دیگر صدق را نشان کمال ایمان دانستهاند[۵۳]. امام صادق(ع) صداقت را در کنار ویژگیهای نیکوی دیگر چون برّ، یقین، رضا، وفا، علم و حلم سهمی از سهام هفتگانه ایمان برشمردهاند[۵۴].
اما از همه سخنان زیباتر و رساتر، مطلب مهمی است که پیامبر اسلام(ص) در وصیت به حضرت علی(ع) بر آن تأکید فرمودهاند. حضرت خطاب به ایشان میفرمایند: علی جان، از دروغگویی و بیصداقتی بپرهیز؛ چراکه انسان را روسیاه میکند و انسان دروغگو نزد حق تعالی با عنوان دروغگو مشهور خواهد شد. اما صداقت و راستی انسان را روسفید میکند و نام او نزد خداوند سبحان صادق و راستگو نوشته خواهد شد. علی جان آگاه باش که صداقت و راستی مبارک و میمون است و بیصداقتی و دروغگویی شوم و بدیمن است[۵۵].
البته هر انسانی از این اخلاق و رفتار پسندیده خشنود میشود و از برکات میمون و مبارک آن نیز حظ و بهره خواهد برد. دارندگان این ویژگیها و رفتار، در اجتماع انسان ارج و قربی ویژه دارند. حاکمیت صداقت، راستی و یکرنگی میان هر قوم و قبیله و در هر مملکتی برکاتی را در پی خواهد داشت و آنان را از بسیاری پیامدهای شوم و نامیمون بیمه خواهد کرد.
خانه و خانواده نیز از جمله این جوامع و گروههای انسانی است. از آفاتی که گریبانگیر بسیاری از خانوادهها میشود، بیصداقتی و دورنگی است که موجب حاکمیت فضای بدگمانی و بیاعتمادی میشود و خود، زمینهساز بسیاری از درگیریها و مشکلات خانوادگی خواهد بود. اگر روح صداقت و یکرنگی میان اعضای خانواده به ویژه بین زن و شوهر حاکم باشد، خانه و اعضای خانواده نیز از برکات آن بهرهمند میشوند. هر یک از زن و مرد در خلال زندگی، صداقت و درستی، دیگری را درمییابد. همچنان که بیصداقتی یا نفاق و دورویی را نیز از گفتار و رفتار او خواهد شناخت. اگر رفتار و گفتار مرد یا زن با همسرش صادقانه باشد، همسرش آن را نشان عشق و علاقه وی به خود خواهد دانست. بنابراین صداقت و راستی در برخورد با همسر نوعی اظهار علاقه و محبت به او به شمار میآید[۵۶].
رازداری و امانتداری متقابل
زندگی انسان زوایای آشکار و پنهان بسیاری دارد، هر شخص میکوشد نقاط مثبت و افتخارآفرین زندگیاش برای دیگران آشکار شود. اما بخشی از رخدادهای زندگی خود را که قابل افشا و بازگویی برای دیگران نیست از اسرار زندگی شخصی خود میداند و به هر دلیل از نگاه دیگران پوشیده نگه میدارد. البته ممکن است تنها به افراد یا گروهی خاص اجازه دهد از آن آگاه شوند و به امانت نگاهش دارند بنابراین حفظ اسرار زندگی افراد که نتیجه امانتداری است برای آنان بسیار بااهمیت است. هر شخص که در حفظ اسرار انسان به وی کمک کند و حافظ اسرارش باشد، از دیدگاه او فردی امین است که برای وی ارزش قایل شده و وی را اکرام کرده است این اقدامها خود نشان علاقه و محبت بین طرفین است در برابر به کسی که به هر دلیل و بهانهای به وی خیانت کند و اسرار وی را آشکار سازد، بدگمان است و رفتار او را بیاحترامی و بیمحبتی به خود خواهد پنداشت.
مسئله امانتداری و حفظ اسرار میان اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر نیز مطرح است و البته حساسیت بیشتری دارد. هر یک از زن و یا شوهر که به زندگی و همسرش علاقهمند باشد، خواهد کوشید اسرار خانوادگی خود و همسرش را حفظ کند. زمانی که زن یا شوهر ببیند همسرش در حفظ اسرارش میکوشد این برایش خوشایند است و نشان علاقه و محبتش به وی خواهد بود، به همین دلیل امانتداری و حفظ اسرار از بهترین ویژگیهای زنان و مردان و از شاخصهای معتبر برای انتخاب همسر است[۵۷].[۵۸]
یادآوری مناسبتها و خاطرات مشترک
برخی خاطرات و مناسبتها خوشایند انسان است و یادآوری آن نیز موجب خوشحالی و سرور قلبی اوست. در قرآن شریف خداوند به پیامبران خود توصیه فرموده، ایام و مناسبتهایی را که به هر دلیل به خدای تعالی منسوب است به بندگانش یادآور شوند: و ما موسی را با آیات خود با تورات و معجزات بر فرعونیان فرستادیم و به او دستور دادیم که قوم خود را از تاریکیهای نادانی و گمراهی برهان و به عالم نور برسان و روزهای خدا را به آنان یادآور شو که این یادآوری بر هر شخصی که در بلا و نعمت بردبار و سپاسگزار است دلایلی روشن خواهد بود[۵۹].
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه شریف ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ﴾[۶۰] چنین فرمودهاند: «یعنی بندگان خدا را به دادهها و نعمتهای الهی یادآور باش»[۶۱].
بیشک روزی یافتن بندگان خداوند از نعمتهای الهی برای آنان شادیآور و فرحبخش است و یادآوری نعمت و هر آنچه از زمان مکان و امور دیگر که به آن مربوط است نیز برایشان خوشایند خواهد بود.
زن و مرد نیز پس از گذران سالهای عمر، هر یک خاطراتی خوش و گاه تلخ در زندگی خویش خواهند داشت. یادآوری خاطرات شیرین و خوش زندگی برایشان خوشایند و فرحبخش خواهد بود. از شیوههای مطلوب برای اظهار عشق و علاقه به همسر، یادآوری این مناسبتهاست؛ برای نمونه یادآوری سالروز تولد همسر، سالروز ازدواج، سالروز تولد فرزندان، یادآوری موفقیتها، برخی اعیاد، و... با خرید هدایا، شیرینی و.... شیوهای خوب و پسندیده است. همسران خوشسلیقه با استفاده از چنین راهکارهای زیبا و پسندیدهای عشق و علاقه خود را به همسرشان ابراز میکنند[۶۲].
هدیه دادن متقابل
از جمله کارهایی که مصداق بارز ابراز عشق و علاقه به همسر است اهدای هدیه به اوست. هدیه، پیک خوشبختی، خوشبینی و استحکام روابط بین انسانهاست. هدیه بهترین ابزار جلب و جذب محبت دیگران است. امام صادق(ع)، شیعیانی را که در پی جلب محبت دیگران به سوی خود با هدف احیای امر اهلبیت(ع) باشند، دعا فرموده و مشمول رحمت واسعه الهی دانستهاند حضرت درباره بیان وظایف شیعیانشان فرمودهاند: «خدای رحمت کند بندهای را که دوستی و محبت مردم را به سوی خویش جلب کند»[۶۳].
هدیه دادن به افراد و خویشان و آثار و برکات آن چندان اهمیت دارد که در روایتها و سیره اهلبیت(ع) درباره آن بهطور ویژه سفارش شده است. اهمیت اهدای هدیه در خانواده بیش از موارد دیگر است؛ چراکه هدیه دادن خود گونهای ابراز عشق و علاقه اعضای خانواده به یکدیگر است و بر شدت آن میافزاید. از این راه، روابط بین آنها بیشتر میشود و در نتیجه پایهها و بنیاد خانواده مستحکمتر میشود. به همین سبب سفارش شده است تا به بهانههای گوناگون، از جمله هنگام ورود به خانه از کار و تلاش روزانه یا پس از بازگشت از مسافرت، حتما سوغاتی را تهیه کنید و به اهل خانه به ویژه همسر بدهید اگر چیز مناسبی نیافتید باز هم مطلوب نیست دست خالی به منزل بروید. حتی اگر شده سنگی را با خود بردارید و به خانه ببرید.
رسول خدا(ص) نیز بر خرید هدیه هنگام بازگشت به خانه بسیار سفارش و تأکید کردهاند. ابن عباس در این زمینه چنین گزارش کرده است: «رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس به بازار برود و هدیهای بخرد و برای اهل خانهاش ببرد، مانند کسی است که صدقهای را برای مستمندان و نیازمندان برده است»[۶۴].[۶۵]
منابع
پانویس
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).
- ↑ «عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: أَصْبَحَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) ذَاتَ يَوْمٍ سَاغِباً فَقَالَ: يَا فَاطِمَةُ هَلْ عِنْدَكِ شَيْءٌ تُغَذِّينِيهِ؟ قَالَتْ: لَا، وَ الَّذِي أَكْرَمَ أَبِي بِالنُّبُوَّةِ وَ أَكْرَمَكَ بِالْوَصِيَّةِ مَا أَصْبَحَ الْغَدَاةَ عِنْدِي شَيْءٌ وَ مَا كَانَ شَيْءٌ أُطْعِمْنَاهُ مُذْ يَوْمَيْنِ إِلَّا شَيْءٌ كُنْتُ أُوثِرُكَ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَ عَلَى ابْنَيَّ هَذَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ. فَقَالَ عَلِيٌّ: يَا فَاطِمَةُ! أَ لَا كُنْتِ أَعْلَمْتِينِي فَأَبْغِيَكُمْ شَيْئاً؟ فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَسَنِ! إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ، فَخَرَجَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مِنْ عِنْدِ فَاطِمَةَ(س) وَاثِقاً بِاللَّهِ بِحُسْنِ الظَّنِّ فَاسْتَقْرَضَ دِينَاراً... فَتَعَرَّضَ لَهُ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ فِي يَوْمٍ شَدِيدِ الْحَرِّ...» (علی بن عیسی الإریلی، کشف الغمة، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۵٩). شرح این رخداد به تفصیل در جلد نخست کتاب گذشت.
- ↑ مقصود حضرت(ص) همان یک دیناری بود که حضرت علی(ع) از شخصی قرض گرفته بودند تا برای خانواده گرسنه خویش غذایی تدارک ببیند اما وقتی شدت گرسنگی و تنگدستی مقداد و فرزندانش را دیدند آن را به او دادند تا برای خانوادهاش غذایی تهیه کند.
- ↑ «(آری) خداوند به هر که بخواهد بیحساب (و شمار) روزی میدهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.
- ↑ علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۵٩.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۲.
- ↑ «قَالَ(ص): كَيْفَ أَنْتِ يَا بُنَيَّةِ! وَ كَيْفَ رَأَيْتِ زَوْجَكِ؟ قَالَتْ لَهُ: يَا أَبَتِ خَيْرَ زَوْجٍ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٣۴).
- ↑ «وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ: مَرْحَباً بِبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ وَ نَجْمَيْنِ يَقْتَرِنَانِ. ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الْبَابِ يَقُولُ: طَهَّرَكُمَا وَ طَهَّرَ نَسْلَكُمَا أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمَا وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمَا أَسْتَوْدِعُكُمَا اللَّهَ وَ أَسْتَخْلِفُهُ عَلَيْكُمَا، وَ بَاتَتْ عِنْدَهَا أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ أُسْبُوعاً بِوَصِيَّةِ خَدِيجَةَ إِلَيْهَا فَدَعَا لَهَا النَّبِيُّ(ص) فِي دُنْيَاهَا وَ آخِرَتِهَا ثُمَّ أَتَاهُمَا فِي صَبِيحَتِهِمَا وَ قَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَدْخُلُ رَحِمَكُمُ اللَّهُ؟ فَفَتَحَتْ أَسْمَاءُ الْبَابَ وَ كَانَا نَائِمَيْنِ تَحْتَ كِسَاءٍ، فَقَالَ: عَلَى حَالِكُمَا فَأَدْخَلَ رِجْلَيْهِ بَيْنَ أَرْجُلِهِمَا فَأَخْبَرَ اللَّهُ عَنْ أَوْرَادِهِمَا ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ﴾ الْآيَةَ، فَسَأَلَ عَلِيّاً: كَيْفَ وَجَدْتَ أَهْلَكَ؟ قَالَ: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ سَأَلَ فَاطِمَةَ، فَقَالَتْ: خَيْرُ بَعْلٍ. فَقَالَ: اللَّهُمَّ اجْمَعْ شَمْلَهُمَا وَ أَلِّفْ بَيْنَ قُلُوبِهِمَا وَ اجْعَلْهُمَا وَ ذُرِّيَّتَهُمَا مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ وَ ارْزُقْهُمَا ذُرِّيَّةً طَاهِرَةً طَيِّبَةً مُبَارَكَةً وَ اجْعَلْ فِي ذُرِّيَّتِهِمَا الْبَرَكَةَ وَ اجْعَلْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِكَ إِلَى طَاعَتِكَ وَ يَأْمُرُونَ بِمَا يُرْضِيكَ ثُمَّ أَمَرَ بِخُرُوجِ أَسْمَاءَ وَ قَالَ جَزَاكِ اللَّهُ خَيْراً ثُمَّ خَلَا بِهَا بِإِشَارَةِ الرَّسُولِ(ص)» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۱۱۷).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۷.
- ↑ اعتکاف آن است که انسان خود را به قصد عبادت در مسجد حبس کند و از آن بیرون نرود. در قرآن کریم نیز از آن یاد شده و برخی از احکام مربوط به آن بیان شده است؛ مانند ﴿وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ﴾ [«و در حالی که در مسجدها اعتکاف کردهاید از آنان کام مجویید» سوره بقره، آیه ۱۸۷]. اعتکاف عبادتی مستحب است ولی پس از استقرار در مسجد با شرایطی واجب میشود. کمترین مدت اعتکاف سه روز است. از شرایط اعتکاف روزهدار بودن است. بر معتکف واجب است پیوسته در مسجد باشد و جز برای موارد ضروری از آن خارج نشود (سید علیاکبر قرشی، قاموس القرآن، ج۵، ص٣٠). احکام فقهی اعتکاف در رسالههای عملیه مراجع تقلید به تفصیل آمده است. همچنین درباره آثار و برکات معنوی اعتکاف در کتابهای اخلاقی و سیروسلوک مطالب بسیاری بیان شده است.
- ↑ «عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَالَ: جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا» (ابوالحسین مسعود بن عیسی ورام بن ابی فراس نیشابوری، تنبیه الخواطر (مجموعة ورام)، ج۲، ص۱۲۱).
- ↑ «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): اعْتِكَافُ عَشْرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَعْدِلُ حَجَّتَيْنِ وَ عُمْرَتَيْنِ» (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١٠، ص۵٣۴).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا كَانَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ اعْتَكَفَ فِي الْمَسْجِدِ وَ ضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ وَ شَمَّرَ الْمِئْزَرَ وَ طَوَى فِرَاشَهُ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص١٧۵).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَتْ بَدْرٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَعْتَكِفْ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ قَابِلٍ اعْتَكَفَ عَشْرَيْنِ عَشْراً لِعَامِهِ وَ عَشْراً قَضَاءً لِمَا فَاتَهُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص١٧۵).
- ↑ «إِنَّ الرَّجُلَ لَيُؤجَرُ فِي رَفْعِ اللُّقْمَةِ إِلى فِي امْرَأَتِهِ» (مولی محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۳، ص۷۰).
- ↑ «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: دَخَلَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ فَاطِمَةُ جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّي الْعَدَسَ قَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ! قُلْتُ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: اسْمَعْ مِنِّي وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مِنْ أَمْرِ رَبِّي مَا مِنْ رَجُلٍ يُعِينُ امْرَأَتَهُ فِي بَيْتِهَا إِلَّا كَانَ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَةُ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَاهُ الصَّابِرِينَ دَاوُدَ النَّبِيِّ وَ يَعْقُوبَ وَ عِيسَى(ع). يَا عَلِيُّ! مَنْ كَانَ فِي خِدْمَةِ الْعِيَالِ فِي الْبَيْتِ وَ لَمْ يَأْنَفْ كَتَبَ اللَّهُ اسْمَهُ فِي دِيوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ عِرْقٍ فِي جَسَدِهِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ. يَا عَلِيُّ! سَاعَةٌ فِي خِدْمَةِ الْبَيْتِ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ سَنَةٍ وَ أَلْفِ حِجَّةٍ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ وَ خَيْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَ أَلْفِ مَرِيضٍ عَادَهُ وَ أَلْفِ جُمُعَةٍ وَ أَلْفِ جَنَازَةٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ يُشْبِعُهُمْ وَ أَلْفِ عَارٍ يَكْسُوهُمْ وَ أَلْفِ فَرَسٍ يُوَجِّهُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِينَارٍ يَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى الْمَسَاكِينِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَقْرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ مِنْ أَلْفِ أَسِيرٍ أَسَرَ فَأَعْتَقَهُمْ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَةٍ يُعْطِي لِلْمَسَاكِينِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَرَى مَكَانَهُ مِنَ الْجَنَّةِ. يَا عَلِيُّ! مَنْ لَمْ يَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِيَالِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لِلْكَبَائِرِ وَ يُطْفِي غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ الْحُورِ الْعِينِ وَ تَزِيدُ فِي الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ. يَا عَلِيُّ! لَا يَخْدُمُ الْعِيَالَ إِلَّا صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ أَوْ رَجُلٌ يُرِيدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» (تاج الدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٠۴، ص١٣٢).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۵۹.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ... وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ...» (سید رضی، نهجالبلاغه، حکمت ۲۸۹).
- ↑ «وقتی مرد به همسرش میگوید: "من تو را دوست دارم" این سخن او هیچگاه از قلب زن بیرون نمیرود» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).
- ↑ مهدی حائری مازندرانی، کوکب الدری، ج۱، ص۱۹۶؛ محمد دشتی، نهجالحیاة، حدیث ٧۵.
- ↑ «دَعَوَاتُ الرَّاوَنْدِيِّ، عَنْ سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ قَالَ: أَصَابَتْ عَلِيّاً(ع) شِدَّةٌ فَأَتَتْ فَاطِمَةُ(س) رَسُولَ اللَّهِ(ص) فَدَقَّتِ الْبَابَ. فَقَالَ: أَسْمَعُ حِسَّ حَبِيبِي بِالْبَابِ، يَا أُمَّ أَيْمَنَ! قُومِي وَ انْظُرِي. فَفَتَحَتْ لَهَا الْبَابَ فَدَخَلَتْ. فَقَالَ(ص): لَقَدْ جِئْتِنَا فِي وَقْتٍ مَا كُنْتِ تَأْتِينَا فِي مِثْلِهِ؟ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص)! مَا طَعَامُ الْمَلَائِكَةِ عِنْدَ رَبِّنَا؟ فَقَالَ: التَّحْمِيدُ. فَقَالَتْ: مَا طَعَامُنَا؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَقْتَبِسُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ شَهْراً نَاراً وَ أُعَلِّمُكِ خَمْسَ كَلِمَاتٍ عَلَّمَنِيهِنَّ جَبْرَئِيلُ(ع). قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا الْخَمْسُ الْكَلِمَاتُ؟ قَالَ: يَا رَبَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَ، وَ يَا رَاحِمَ الْمَسَاكِينِ، وَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. وَ رَجَعَتْ. فَلَمَّا أَبْصَرَهَا عَلِيٌّ(ع)، قَالَ: بِأَبِي أَنْتِ وَ أُمِّي! مَا وَرَاءَكِ يَا فَاطِمَةُ؟ قَالَتْ: ذَهَبْتُ لِلدُّنْيَا وَ جِئْتُ لِلْآخِرَةِ. قَالَ عَلِيٌّ(ع): خَيْرٌ أَمَامَكِ خَيْرٌ أَمَامَكِ» (قطب الدین راوندی، الدعوات ص۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۵٣).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۲.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۵.
- ↑ «عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) قَالَ: ﴿فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا﴾. فَإِنَّهَا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْعَنَاءِ مَعْرُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَوْصُوفَةٌ وَ كُلُّ مَا فِيهَا إِلَى زَوَالٍ...» (عز الدین بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، ج١١، ص٢۵٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۱۱۷).
- ↑ این روایت با تفصیل بیشتر در جلد نخست همین کتاب صفحه ۲۷۰ نقل شده است: «هَبَطَ عَلَيْهِ(ص) جَبْرَئِيلُ(ع)... فَنَادَاهُ: يَا مُحَمَّدُ! الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ وَ هُوَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَعْتَزِلَ عَنْ خَدِيجَةَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً. فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَى النَّبِيِّ(ص) وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً. قَالَ: فَأَقَامَ النَّبِيُّ(ص) أَرْبَعِينَ يَوْماً يَصُومُ النَّهَارَ وَ يَقُومُ اللَّيْلَ حَتَّى إِذَا كَانَ فِي آخِرِ أَيَّامِهِ تِلْكَ بَعَثَ إِلَى خَدِيجَةَ بِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ وَ قَالَ: قُلْ لَهَا: يَا خَدِيجَةُ! لَا تَظُنِّي أَنَّ انْقِطَاعِي عَنْكِ هِجْرَةٌ وَ لَا قِلًى وَ لَكِنْ رَبِّي أَمَرَنِي بِذَلِكَ لِيُنْفِذَ أَمْرَهُ فَلَا تَظُنِّي يَا خَدِيجَةُ إِلَّا خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ لَيُبَاهِي بِكِ كِرَامَ مَلَائِكَتِهِ كُلَّ يَوْمٍ مِرَاراً فَإِذَا جَنَّكِ اللَّيْلُ فَأَجِيفِي الْبَابَ وَ خُذِي مَضْجَعَكِ مِنْ فِرَاشِكِ فَإِنِّي فِي مَنْزِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ فَجَعَلَتْ خَدِيجَةُ تَحْزُنُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِرَاراً لِفَقْدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۲، ص۷۸).
- ↑ با مطالعه زندگی و سرگذشت حضرت خدیجه کبری(س) و چگونگی ازدواج مبارک ایشان با پیامبر اسلام(ص) روشن میشود که ایشان چه عشق و علاقه عمیقی به حضرت داشتند و با چه مهارت و فنی این احساسات عجیب را در حضور دوست و دشمن ابراز میداشتند،. شاید کمتر زن و شوهری را در طول تاریخ سراغ داشته باشیم که چنین ارتباطی با هم داشته باشند. این مسئله زمانی عجیبتر میشود که بدانیم آن دو بزرگوار حدود پانزده سال اختلاف سنی داشتهاند برای مطالعه در این زمینه رجوع کنید به کتابهای تاریخ صدر اسلام و سیره رسول گرامی اسلام(ص).
- ↑ مناسب است تا در این بخش اشارهای به نامه سراسر عشق و ارادت امام خمینی به همسر گرامیشان خانم خدیجة ثقفی داشته باشیم ایشان در فروردین ماه سال ۱۳۱۲ به بیروت (پایتخت لبنان) عزیمت کردند تا با کشتی به حج مشرف شوند. چند روزی در آن شهر زیبا منتظر ماندند. در این مدت طی نامهای همسرشان را از سلامتی خویش آگاه فرمودند. متن نامه که بسیار دلانگیز و البته برای همه همسران درسآموز است چنین است: تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند حال من با هر شدتی باشد میگذرد ولی بحمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... خیلی سفر خوبی است و جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [یعنی مرحوم حاج آقا مصطفی که در آن زمان سهساله بودند] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو [مصطفی و فرزند دیگر که در شرف تولد بود] به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت، روحالله (صحیفه نور، ج۱، ص۲).
- ↑ خدیجه کبری(س) در جریان ازدواجش با پیامبر اسلام(ص) و مخالفتهای فامیلی برای اینکه به همه اعتراضها و کشمکشهای خاندان پایان دهد، عمویش و رقة بن نوفل را خواند و از او خواست تا کنار خانه کعبه بین زمزم و مقام ابراهیم(ع) بایستد و خطاب به مردم مکه عشق و علاقه او را به رسول خدا(ص) اینگونه اعلان کند: «ای مردم مکه خدیجه بنت خویلد شما را شاهد و گواه میگیرد که به سبب عشق و علاقه شدیدش به محمد بن عبدالله و به موجب بزرگداشت مقام باعظمت محمد، خود و همه داراییهایش را به ایشان هبه کرده است»؛ «... ثُمَّ إِنَّ خَدِيجَةَ(س) قَالَتْ لِعَمِّهَا وَرَقَةَ: خُذْ هَذِهِ الْأَمْوَالَ وَ سِرْ بِهَا إِلَى مُحَمَّدٍ(ص)، وَ قُلْ لَهُ إِنَّ هَذِهِ جَمِيعَهَا هَدِيَّةٌ لَهُ وَ هِيَ مِلْكُهُ يَتَصَرَّفُ فِيهَا كَيْفَ شَاءَ. وَ قُلْ لَهُ إِنَّ مَالِي وَ عَبِيدِي وَ جَمِيعَ مَا أَمْلِكُ وَ مَا هُوَ تَحْتَ يَدَيَّ فَقَدْ وَهَبْتُهُ لِمُحَمَّدٍ(ص) إِجْلالًا وَ إِعْظَامًا لَهُ. فَوَقَفَ وَرَقَةُ بَيْنَ زَمْزَمَ وَ الْمَقَامِ وَ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ: يَا مَعَاشِرَ الْعَرَبِ! إِنَّ خَدِيجَةَ تَشْهَدُكُمْ عَلَى أَنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا وَ مَالَهَا وَ عَبِيدَهَا وَ خَدَمَهَا وَ جَمِيعَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهَا وَ الْمَوَاشِي وَ الصَّدَاقَ وَ الْهَدَايَا لِمُحَمَّدٍ(ص)، وَ جَمِيعَ مَا بَذَلَ لَهَا مَقْبُولٌ مِنْهُ، وَ هُوَ هَدِيَّةٌ مِنْهَا إِلَيْهِ إِجْلالاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ رَغْبَةً فِيهِ، فَكُونُوا عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص۷۱).
- ↑ شاید حضرت(ص) به این آیه شریف اشاره داشته باشد که ﴿عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ «بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ عبارت «بِالرِّفَاءِ وَ الْبَنِينَ» اصطلاح خاصی به معنای آرزوی سلامتی برای یک جمع و نیز درخواست فرزنددار شدن برای دیگران است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که گوینده با خوشحالی و سرور، برای فرد یا گروهی آرزوی خوشی و آرامش کند یا برای زوجی که اغلب جوان و عروس و دامادند، آرزوی زندگیای خوش و سلامتی و نیز فرزنددار شدن کند. حضرت خدیجه کبری با شنیدن خبر خوشی که رسول خدا(ص) از استمرار همسری ایشان و نیز همرتبه و همشأن بودن وی با زنان مؤمنی چون مریم، آسیه و کلثوم به ایشان دادهاند برخلاف برخوردی که اغلب زنان امروزی در چنین موقعیتی دارند بسیار خوشحال شد و با به کار بردن چنین اصطلاحی خوشحالی و سرور خود را از قرار گرفتن در چنین جمع گرانقدر و بابرکتی نشان داد.
- ↑ «وَ لَمَّا مَرِضَتْ [خَدِيجَةُ(س)] مَرَضَهَا الَّذِي تُوُفِّيَتْ فِيهِ دَخَلَ عَلَيْهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَقَالَ لَهَا بِالْكُرْهِ مِنِّي مَا أَرَى مِنْكِ يَا خَدِيجَةُ! وَ قَدْ يَجْعَلُ اللَّهُ فِي الْكُرْهِ خَيْراً كَثِيراً. أَ مَا عَلِمْتِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ زَوَّجَنِي مَعَكِ فِي الْجَنَّةِ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ وَ كُلْثُمَ أُخْتَ مُوسَى وَ آسِيَةَ امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ؟ قَالَتْ: وَ قَدْ فَعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ(ص): نَعَمْ. قَالَتْ: بِالرِّفَاءِ وَ الْبَنِينَ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۹، ص۱۸).
- ↑ «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلَى خَدِيجَةَ حِينَ مَاتَ الْقَاسِمُ ابْنُهَا وَ هِيَ تَبْكِي، فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟ فَقَالَتْ: دَرَّتْ دُرَيْرَةٌ فَبَكَيْتُ، فَقَالَ: يَا خَدِيجَةُ! أَ مَا تَرْضَيْنَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَنْ تَجِيءَ إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ هُوَ قَائِمٌ فَيَأْخُذَ بِيَدِكِ فَيُدْخِلَكِ الْجَنَّةَ وَ يُنْزِلَكِ أَفْضَلَهَا وَ ذَلِكِ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ؟ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْكَمُ وَ أَكْرَمُ أَنْ يَسْلُبَ الْمُؤْمِنَ ثَمَرَةَ فُؤَادِهِ ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعْدَهَا أَبَداً» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۳، ص۲۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص١۵).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۶۷.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ ثَلَاثَ نِسْوَةٍ أَتَيْنَ رَسُولَ اللَّهِ(ص) فَقَالَتْ إِحْدَاهُنَّ: إِنَّ زَوْجِي لَا يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَشَمُّ الطِّيبَ وَ قَالَتِ الْأُخْرَى إِنَّ زَوْجِي لَا يَقْرَبُ النِّسَاءَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أَصْحَابِي لَا يَأْكُلُونَ اللَّحْمَ وَ لَا يَشَمُّونَ الطِّيبَ وَ لَا يَأْتُونَ النِّسَاءَ؟ أَمَا إِنِّي آكُلُ اللَّحْمَ وَ أَشَمُّ الطِّيبَ وَ آتِي النِّسَاءَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۴٩٧).
- ↑ «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَنَظَرَ إِلَى الشَّيْبِ فِي لِحْيَتِهِ فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): نُورٌ. ثُمَّ قَالَ: مَنْ شَابَ شَيْبَةً فِي الْإِسْلَامِ كَانَتْ لَهُ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ. قَالَ: فَخَضَبَ الرَّجُلُ بِالْحِنَّاءِ ثُمَّ جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ(ص). فَلَمَّا رَأَى الْخِضَابَ قَالَ: نُورٌ وَ إِسْلَامٌ. فَخَضَبَ الرَّجُلُ بِالسَّوَادِ. فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): نُورٌ وَ إِسْلَامٌ وَ إِيمَانٌ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى نِسَائِكُمْ وَ رَهْبَةٌ فِي قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۶، ص۴٨٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲).
- ↑ «عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ قَالَ: كَانَ يَجْلِسُ إِلَيَّ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَلَمْ أَزَلْ بِهِ حَتَّى دَخَلَ فِي هَذَا الْأَمْرِ قَالَ وَ كُنْتُ أَصِفُ لَهُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) ثُمَّ إِنَّا خَرَجْنَا إِلَى مَكَّةَ فَلَمَّا قَضَيْنَا النُّسُكَ أَخَذْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ فَاسْتَأْذَنَّا عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فَأَذِنَ لَنَا فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فِي بَيْتٍ مُنَجَّدٍ وَ عَلَيْهِ مِلْحَفَةٌ وَرْدِيَّةٌ وَ قَدِ اخْتَضَبَ وَ اكْتَحَلَ وَ حَفَّ لِحْيَتَهُ فَجَعَلَ صَاحِبِي يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يَنْظُرُ إِلَى الْبَيْتِ وَ يَعْرِضُ عَلَى قَلْبِهِ. فَلَمَّا قُمْنَا قَالَ: يَا حَسَنُ! إِذَا كَانَ غَداً إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَعُدْ أَنْتَ وَ صَاحِبُكَ إِلَيَّ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ قُلْتُ لِصَاحِبِي اذْهَبْ بِنَا إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فَقَالَ اذْهَبْ وَ دَعْنِي قُلْتُ سُبْحَانَ اللَّهِ! أَ لَيْسَ قَدْ قَالَ عُدْ أَنْتَ وَ صَاحِبُكَ؟ قَالَ: اذْهَبْ أَنْتَ وَ دَعْنِي فَوَ اللَّهِ إِنْ زِلْتُ بِهِ حَتَّى أَمْضَيْتُ بِهِ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ، فَإِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ لَيْسَ فِيهِ إِلَّا حَصًى فَبَرَزَ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ وَ هُوَ شَعِثٌ فَمَالَ عَلَيْنَا فَقَالَ: دَخَلْتُمْ عَلَيَّ أَمْسِ فِي الْبَيْتِ الَّذِي رَأَيْتُمْ وَ هُوَ بَيْتُ المَرْأَةِ وَ لَيْسَ هُوَ بَيْتِي وَ كَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا فَتَزَيَّنْتُ وَ كَانَ عَلَيَّ أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا كَمَا تَزَيَّنَتْ لِي وَ هَذَا بَيْتِي فَلَا يَعْرِضْ فِي قَلْبِكَ يَا أَخَا الْبَصْرَةِ! فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ كَانَ عَرَضَ فَأَمَّا الْآنَ فَقَدْ أَذْهَبَ اللَّهُ بِهِ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲).
- ↑ «عَنْ ذَرْوَانَ الْمَدَائِنِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي(ع) فَإِذَا هُوَ قَدِ اخْتَضَبَ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، قَدِ اخْتَضَبْتَ. فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّ فِي الْخِضَابِ لَأَجْراً، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ التَّهْيِئَةَ تَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ؟ أَ يَسُرُّكَ أَنَّكَ دَخَلْتَ عَلَى أَهْلِكَ فَرَأَيْتَهَا عَلَى مِثْلِ مَا تَرَاكَ عَلَيْهِ إِذْ لَمْ تَكُنْ عَلَى تَهْيِئَةٍ؟ قَالَ: قُلْتُ: لَا. قَالَ: هُوَ ذَاكَ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۱).
- ↑ «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(ع) قَالَ: فِي الْخِضَابِ ثَلَاثُ خِصَالٍ مَهْيَبَةٌ فِي الْحَرْبِ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى النِّسَاءِ وَ يَزِيدُ فِي الْبَاهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۶، ص۴٨١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۱۰۲). احادیث بسیاری از امامان معصوم(ع) درباره تأثیر مثبت تمیزی و آراستگی مرد بر همسر در افزایش محبت و عشق و علاقه همسر و نیز حفظ عفت و پاکدامنی او وارد شده است؛ روایاتی چون: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْخِضَابُ بِالسَّوَادِ مَهَابَةٌ لِلْعَدُوِّ وَ أُنْسٌ لِلنِّسَاءِ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۱۰۲)؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: النِّسَاءُ يُحْبِبْنَ أَنْ يَرَيْنَ الرِّجَالَ فِي مِثْلِ مَا يُحِبُّ الرِّجَالُ أَنْ يَرَى فِيهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّينَةِ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۰، محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۱)؛ و.... حتی نقل شده است که پیامبر اسلام(ص) زنان مؤمن را بر آرایش و خضاب کردن برای شوهرانشان امر میفرمودند: «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: رَخَّصَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَخْضِبَ رَأْسَهَا بِالسَّوَادِ قَالَ: وَ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) النِّسَاءَ بِالْخِضَابِ ذَاتَ الْبَعْلِ وَ غَيْرَ ذَاتِ الْبَعْلِ. أَمَّا ذَاتُ الْبَعْلِ، فَتَتَزَيَّنُ لِزَوْجِهَا وَ أَمَّا غَيْرُ ذَاتِ الْبَعْلِ فَلَا تُشْبِهُ يَدُهَا يَدَ الرِّجَالِ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲).
- ↑ «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى(ع): خَضَبْتَ! قَالَ: نَعَمْ، بِالْحِنَّاءِ وَ الْكَتَمِ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فِي ذَلِكَ لَأَجْراً؟ إِنَّهَا تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْهَا يَعْنِي الْمَرْأَةَ فِي التَّهْيِئَةِ وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِسَاءٌ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲). همین روایت به گونهای دیگر از حضرت چنین گزارش شده است: «عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ(ع) وَ هُوَ مُخَضَّبٌ بِسَوَادٍ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، قَدِ اخْتَضَبْتَ بِالسَّوَادِ! قَالَ: إِنَّ فِي الْخِضَابِ أَجْراً، إِنَّ الْخِضَابَ وَ التَّهْيِئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ لِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ التَّهْيِئَةَ لَهُنَّ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲).
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى(ع) قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ(ع): أَنَّ نِسَاءَ بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ، وَ قَالَ: إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۱۰۲).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۷۳.
- ↑ ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ﴾ «خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه میکرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را میشنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.
- ↑ «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ(ص) لِفَاطِمَةَ(س): إِنَّ زَوْجَكَ يُلَاقِي بَعْدِي كَذَا وَ يُلَاقِي بَعْدِي كَذَا فَخَبِّرْهَا بِمَا يَلْقَى بَعْدِي. فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَ لَا تَدْعُو اللَّهَ أَنْ يَصْرِفَ ذَلِكَ عَنْهُ؟ فَقَالَ: قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ ذَلِكَ لَهُ، فَقَالَ: إِنَّهُ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ﴾، وَ شَكْوَاهَا لَهُ لَا مِنْهُ وَ لَا عَلَيْهِ» (سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص۶۴١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢۴، ص٢٣٠).
- ↑ برخی مورخان نقل کردهاند که وقتی عمر با همراهی عدهای حیوانصفت چون خود، به خانه امیرمؤمنان(ع) هجوم آورد، فاطمه زهرا(س) با دیدن آن رجالههای خدانشناس در خانه را بستند و مطمئن بودند که عمر بیاجازه ایشان وارد خانهشان نخواهد شد اما عمر وقتی با مقاومت ایشان و در بسته روبهرو شد با لگد به در خانه زد! سپس او و همه مردانش وارد خانه شدند و امیرمؤمنان(ع) را دستبسته با خود بردند: «فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ هِيَ لَا تَشُكُّ أَنْ لَا يُدْخَلَ عَلَيْهَا إِلَّا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَكَسَرَهُ وَ كَانَ مِنْ سَعَفٍ ثُمَّ دَخَلُوا فَأَخْرَجُوا عَلِيّاً(ع)مُلَبَّباً...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۳۶۸).
- ↑ «فَغَضِبَ عُمَرُ وَ قَالَ: مَا لَنَا وَ لِلنِّسَاءِ ثُمَّ أَمَرَ أُنَاساً حَوْلَهُ بِتَحْصِيلِ الْحَطَبِ وَ حَمَلُوا الْحَطَبَ وَ حَمَلَ مَعَهُمْ عُمَرُ فَجَعَلُوهُ حَوْلَ مَنْزِلِ عَلِيٍّ(ع) وَ فِيهِ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا(ع). ثُمَّ نَادَى عُمَرُ حَتَّى أَسْمَعَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ: وَ اللَّهِ لَتَخْرُجَنَّ يَا عَلِيُّ وَ لَتُبَايِعَنَّ خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِلَّا أَضْرَمْتُ عَلَيْكَ النَّارَ فَقَامَتْ فَاطِمَةُ(س) فَقَالَتْ: يَا عُمَرُ! مَا لَنَا وَ لَكَ؟ فَقَالَ: افْتَحِي الْبَابَ وَ إِلَّا أَحْرَقْنَا عَلَيْكُمْ بَيْتَكُمْ. فَقَالَتْ: يَا عُمَرُ! أَ مَا تَتَّقِي اللَّهَ تَدْخُلُ عَلَى بَيْتِي؟ فَأَبَى أَنْ يَنْصَرِفَ وَ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ(س) وَ صَاحَتْ: يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَ هُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ: يَا أَبَتَاهْ! فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَبِئْسَ مَا خَلَفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ! فَوَثَبَ عَلِيٌّ(ع) فَأَخَذَ بِتَلَابِيهِ فَصَرَعَهُ وَ وَجَأَ أَنْفَهُ وَ رَقَبَتَهُ وَ هَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ مَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ: وَ الَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً(ص) بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَ عَهْدٌ عَهِدَ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لَا تَدْخُلُ بَيْتِي. فَأَرْسَلَ عُمَرُ يَسْتَغِيثُ فَأَقْبَلَ النَّاسُ حَتَّى دَخَلُوا الدَّارَ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۳۶۸).
- ↑ «رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا اسْتُخْرِجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ مَنْزِلِهِ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ(س) فَمَا بَقِيَتْ هَاشِمِيَّةٌ إِلَّا خَرَجَتْ مَعَهَا حَتَّى انْتَهَتْ قَرِيباً مِنَ الْقَبْرِ فَقَالَتْ: خَلُّوا عَنِ ابْنِ عَمِّي فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَئِنْ لَمْ تُخَلُّوا عَنْهُ لَأَنْشُرَنَّ شَعْرِي وَ لَأَضَعَنَّ قَمِيصَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) عَلَى رَأْسِي وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَمَا نَاقَةُ صَالِحٍ بِأَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنِّي وَ لَا الْفَصِيلُ بِأَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنْ وُلْدِي. قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كُنْتُ قَرِيباً مِنْهَا فَرَأَيْتُ وَ اللَّهِ أَسَاسَ حِيطَانِ الْمَسْجِدِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) تَقَلَّعَتْ مِنْ أَسْفَلِهَا حَتَّى لَوْ أَرَادَ رَجُلٌ أَنْ يَنْفُذَ مِنْ تَحْتِهَا نَفَذَ فَدَنَوْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ: يَا سَيِّدَتِي وَ مَوْلَاتِي! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ أَبَاكِ رَحْمَةً فَلَا تَكُونِي نَقِمَةً. فَرَجَعَتْ وَ رَجَعْتِ الْحِيطَانُ حَتَّى سَطَعَتِ الْغَبَرَةُ مِنْ أَسْفَلِهَا فَدَخَلَتْ فِي خَيَاشِيمِنَا» (احمد بن علی الطبرسی، الإحتجاج، ج۱، ص٨۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص٢٠۶).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۶.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى الْحُسَيْنِ(ع) عِظْنِي بِحَرْفَيْنِ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ: مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِيءِ مَا يَحْذَرُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۳۷۳).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۸.
- ↑ «قَالَ عَلِيٌّ(ع): إِنَّ مِنْ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ أَنْ يُؤْثِرَ الْعَبْدُ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُ وَ لَا يَعْدُو الْمَرْءُ بِمَقَالِهِ عَمَلَهُ» (احمد بن علی الطبرسی، مشکاة الأنوار، ص۱۸۲؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج٨ ص۴۵۶).
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ قَالَ: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَمَلَ إِسْلَامُهُ وَ لَوْ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ خَطَايَا لَمْ تَنْقُصْهُ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْرُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵۶).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الْإِيمَانَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ، عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ الْوَفَاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَمَ ذَلِكَ بَيْنَ النَّاسِ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۴٢).
- ↑ «مَا رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ(ص) فِي وَصِيَّتِهِ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع):... يَا عَلِيُّ! إِيَّاكَ وَ الْكَذِبَ، فَإِنَّ الْكَذِبَ يُسَوِّدُ الْوَجْهَ ثُمَّ يُكْتَبُ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّاباً وَ إِنَّ الصِّدْقَ يُبَيِّضُ الْوَجْهَ وَ يُكْتَبُ عِنْدَ اللَّهِ صَادِقاً وَ اعْلَمْ أَنَّ الصِّدْقَ مُبَارَكٌ وَ الْكَذِبَ مَشْئُومٌ...» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص۶٨).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۸۹.
- ↑ امام باقر(ع) فرمودند: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ، فَكَتَبَ إِلَيَّ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۱.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴾ «و به راستی موسی را با نشانههای خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵؛ در ادامه آیات شریف سوره ابراهیم خداوند یکی از بهترین ایام الهی، یعنی روزهای پیروزی بنیاسرائیل به رهبری و هدایت حضرت موسی(ع) را به آنها یادآور شدند و فرمودند: ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که شما را از فرعونیان رهایی داد که عذابی سخت را به شما میچشاندند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده مینهادند و در آن آزمونی سترگ از سوی پروردگارتان بود» سوره ابراهیم، آیه ۶.
- ↑ «و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن» سوره ابراهیم، آیه ۵.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ ﴿وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ﴾ قَالَ: بِآلَاءِ اللَّهِ يَعْنِي نِعَمَهُ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۵۳). همچنین از آن بزرگواران نقل شده است که فرمودهاند: «أَيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ يَوْمُ الْقَائِمِ وَ يَوْمُ الْمَوْتِ وَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ»؛ «ایام الله سه روز است: روزی که حضرت قائم آل محمد(ع) قیام کنند؛ روزی که انسان از دنیا میرود و روز قیامت کبری» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۲).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۵.
- ↑ «عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا التَّصْدِيقُ لَهُ وَ الْقَبُولُ فَقَطْ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا سَتْرُهُ وَ صِيَانَتُهُ مِنْ غَيْرِ أَهْلِهِ. فَأَقْرِئْهُمُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَى نَفْسِهِ. حَدِّثُوهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ اسْتُرُوا عَنْهُمْ مَا يُنْكِرُونَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۲۲۲). این مضمون روایی به گونههای دیگر در منابع روایی نیز نقل شده است؛ ر.ک: محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۶، ص۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۶۵؛ ج۴٧؛ ج۷۲؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۶٩؛ همو، الخصال، ج۱، ص۲۵؛ نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۱، ص۶١؛ و....
- ↑ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۵۵۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶١، ص۵٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴). همچنین سفارش شده است که از مسلمانان و مؤمنانی که با ما قرابتی ندارند نیز هدیه بپذیریم؛ چراکه همان قرابت دینی و ایمانی بسنده است: «عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الضَّيْعَةُ الْكَبِيرَةُ. فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْمِهْرَجَانِ أَوِ النَّيْرُوزِ أَهْدَوْا إِلَيْهِ الشَّيْءَ لَيْسَ هُوَ عَلَيْهِمْ يَتَقَرَّبُونَ بِذَلِكَ إِلَيْهِ. فَقَالَ: أَ لَيْسَ هُمْ مُصَلِّينَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: فَلْيَقْبَلْ هَدِيَّتَهُمْ وَ لْيُكَافِهِمْ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: لَوْ أُهْدِيَ إِلَيَّ كُرَاعٌ لَقَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّ كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً أَهْدَى إِلَيَّ وَسْقاً مَا قَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ أَبَى اللَّهُ لِي زَبْدَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ طَعَامَهُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴٣).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۷.