آیه فتلقی آدم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آیه فتلقی آدم
﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
ترجمه آیه
آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۳۷ سورهٔ بقره از جزء ۱ قرآن کریم
محتوای آیه
مصادیق برای آیهاهل بیت (ع)
دلالت آیه

آیه توبه حضرت آدم(ع)، ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ[۱] از جمله آیات اثبات امامت، افضلیت و عصمت اهل بیت(ع) و از جمله امام امیرالمؤمنین(ع) است که در آن خداوند طریقه توبه را به حضرت آدم(ع) پس از هبوط آموزش داده است. بر اساس این آیه حضرت آدم(ع) پس از ارتکاب یک ترک اولی، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست بخشش کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. در روایاتی که از امامان شیعه نقل شده منظور از کلمات، پنج تن آل عبا دانسته شده که حضرت آدم با توسل به آنها، از خداوند طلب بخشش کرده است.

به نظر مفسران، طبق این آیه در صورتی که توبه را به انسان نسبت دهند، به معنای بازگشت از گناه است و اگر توبه را به خدا نسبت دهند، به معنای بازگشت به رحمت است.

این آیه که از یک سو گوشه‌ای از داستان حضرت آدم(ع) را بیان می‌کند و از سوی دیگر دلیل مهمّی بر مشروعیّت توسّل می‌باشد و از سوی سوم سخن از توبه و بازگشت به سوی خدا دارد، از آیات فضایل خمسه طیّبه(ع) محسوب می‌شود.

مقدمه

یکی از آیاتی که با توجه به احادیث ذیل آن به روشنی بر افضلیت و در نتیجه امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد، آیه ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ [۲] است. علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به ‌واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. [[[پیامبر اکرم]](ص)[ فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است.[۳].

بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال،توسل جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند[۴].

شأن نزول آیه

بر اساس روایات، آن هنگام که شیطان با وسوسه‌های خویش آدم و حوا را به خوردن از درخت ممنوعه سوق داد و آن دو با ندامت و پشیمانی به دنبال جبران این اشتباه بودند، خدای متعال آنها را به توسل به نور خمسه طیبه، راهنمایی فرمود تا به واسطه آن خود را پاک نمایند. [۵].

مفردات آیه

﴿فَتَلَقَّى

﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها اجازه داد که از تمام نعمت‌های موجود در بهشت استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به زندگی خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمی‌شدند. شیطان که به هنگام آفرینش آدم ضربه‌ای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه خداوند رانده شده و مورد لعن و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از آدم انتقام بگیرد! بدین جهت شروع به وسوسه آدم و حوّا کرد، تا آنها را آلوده درخت ممنوع کند.

می‌دانیم شیطان به هنگام وسوسه انسان‌ها به آنها پیشنهاد مستقیم گناه‌ نمی‌دهد، بلکه گناه را با رنگ و لباسی دیگر و چهره‌ای جدید و جذّاب عرضه می‌کند، به گونه‌ای که گاه انسان گناه را به عنوان عبادت و انجام وظیفه شرعی انجام می‌دهد! بر این اساس، شیطان برای فریب دادن آدم به وی گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ[۶].

بشر فطرتاً خواهان جاودانگی است و از فنا و نیستی هراسان است. آنها که از مرگ می‌ترسند بدان جهت است که مرگ را فنا و نابودی می‌دانند، امّا پیروان اسلام و مکتب اهل البیت که مرگ را تنها انتقال از جهانی به جهان بزرگتر می‌دانند، از آن هرگز نمی‌ترسند. به هر حال، شیطان با این حیله که درخت ممنوع باعث جاودانگی در بهشت می‌شود، آدم را وسوسه کرد. وی از یاد و فرمان خداوند غافل شد و از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. آدم از این کار به سختی نادم و پشیمان شد و قصد داشت توبه کند، ولی راه توبه و توسّل را نمی‌دانست. ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، لذا خداوند متعال راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از خداوند به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبه‌اش پذیرفته شد و جایگاه‌ قبلی‌اش را در نزد خداوند منّانِ توبه‌پذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت، ضربه محکم دیگری به شیطان، دشمن دیرینه انسان، وارد کرد.[۷]

﴿كَلِمَاتٍ

در اینکه منظور از کلمات که حضرت آدم به آنها متوسّل شد و به درگاه الهی توبه کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفی مطرح شده، که در ادامه به سه مورد از آنها اشاره می‌شود.

  1. منظور از کلمات همان چیزی است که در آیه ۲۳ سوره اعراف آمده است؛ خداوند در این آیه می‌فرماید: ﴿رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۸]. حضرت آدم و حوّا با این کلمات به درگاه خداوند توبه کردند[۹].
  2. منظور از کلمات به اعتقاد «مجاهد» این جملات بوده است: «اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفِرْ لی انَّکَ خَیْرُ الْغافِرینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَارْحَمْنی، انَّکَ انْتَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی، فَتُبْ عَلَیَّ انَّکَ انْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ‌»؛ پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو وجود ندارد، تو منزّه هستی و من به حمد و ستایشت مشغولم، پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش که تو بهترین بخشایندگانی. پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو نیست، تو منزّه‌ هستی و من به حمد تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن ظلم کردم؛ تو به من رحم کن که تو بهترین رحم‌کنندگانی. پروردگارا! هیچ الهی جز تو نیست، منزّه هستی و من به حمد تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن ظلم کردم، توبه‌ام را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربان هستی[۱۰].
  3. منظور از کلمات، حضرت محمّد(ص)، حضرت علی(ع)، فاطمه، حسن و حسین(ع) است؛ یعنی آدم(ع) به خمسه طیّبه توسّل جست و آنها را شفیع درگاه خداوند قرار داد و خداوند به برکت آن بزرگواران توبه‌اش را پذیرفت[۱۱].

احادیث فراوانی، در منابع شیعه و اهل سنت، وجود دارد که احتمال سوم را تأیید می‌کند؛ هر چند جمع بین هر سه احتمال امکان‌پذیر است و منافاتی بین احتمالات سه‌گانه فوق نیست. بدین معنی که حضرت آدم به خمسه طیّبه توسّل جست، ولی صیغه و الفاظ توبه‌اش به همان شکلی که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است.[۱۲]

﴿التَّوَّابُ

﴿إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه می‌آید. این در صورتی است که به شخص گناهکار نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده می‌شود، در اینجا به معنی بازگشت به رحمت است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر ارتکاب گناه از بنده‌اش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ اطاعت و بندگی به او بازمی‌گرداند. این فراز: (چرا که خداوند توّاب و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است.[۱۳]

واژه توّاب در قرآن، یازده بار آمده[۱۴] و در همه موارد جز یک بار، در آیه ۲۲۲ سوره بقره [۱۵] به عنوان وصف خدا به کار رفته است: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ [۱۶].[۱۷] از این تعداد، نام تواب نه بار همراه با نام رحیم آمده است [۱۸].[۱۹]

بعد از ماجرای وسوسه ابلیس و دستور خروج آدم از بهشت، آدم متوجّه شد که به خویشتن ستم کرده و بر اثر فریب شیطان از آن محیط آرام و پرنعمت بیرون رانده شده و در محیط پرزحمت‌ و مشقت‌بار زمین قرار خواهد گرفت. آدم در اینجا به فکر جبران خطای خویش افتاد و با تمام وجود متوجّه پروردگار شد، توجّهی آمیخته با کوهی از ندامت و حسرت و پشیمانی! لطف خدا نیز در این موقع به یاری او شتافت و چنان که قرآن در آیه فوق می‌گوید: «آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت، سخنانی مؤثّر و دگرگون‌کننده و با آن توبه کرد و خدا نیز توبه او را پذیرفت».[۲۰]

تواب، صیغه مبالغه، به معنای بسیار توبه‌ کننده است[۲۱] که دلالت بر بازگشت دارد. توّاب، در صفات خداوند، به معنای بسیار بازگردنده (توبه‌پذیر) است.[۲۲]در معنای بازگشت خداوند گفته شده خدا بر او توبه کرد، یعنی او را آمرزید و از گناهان رهایی بخشید یا به او توفیقتوبه داد. هر گاه بنده مرتکب گناهی شود، رحمت از او سلب می‌شود. حال اگر توبه کند و از ارتکاب گناه بازگردد، خدای سبحان نیز به سوی او بازمی‌گردد. بازگشت خدا به سوی توبه‌کننده، به معنای پذیرش توبه او و گذشت از او و آمرزش او و دربر گرفتن دوباره او با عنایت‌های ویژه است.[۲۳]

نسبت تواب به خدا به معنی بازگشت به رحمت است، یعنی رحمتی را که به خاطر ارتکاب گناه از بنده سلب کرده بود بعد از بازگشت او به خط اطاعت و بندگی به او بازمی‌گرداند، و به همین جهت در مورد خدا تعبیر به «تواب» می‌شود. [۲۴] به تعبیر دیگر «توبه» لفظی است مشترک، میان خدا و بندگان، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشته‌اند زیرا هر گنهکاری در حقیقت از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه می‌کند به سوی او بازمی‌گردد. خداوند نیز در حالت عصیان بندگان گویی از آنها روی‌گردان می‌شود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف می‌شود، مفهومش این است که نظر لطف و رحمت و محبتش را به آنها بازمی‌گرداند.[۲۵] نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد.[۲۶] گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش،توبه را می‌پذیرد. توّاب را به معنای کسی ذکر کرده‌اند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم می‌کند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار می‌شود.[۲۷]

صفت تواب از آن روی که بر وقوع فعلی از خداوند دلالت دارد صفت فعلی ثبوتی به‌شمار می‌آید. شیخ طوسی بر این باور است که پذیرش توبه بنده بر خداوند وجوب عقلی ندارد. خداوند وعده داده که توبه بندگان را بپذیرد و از آنجا که خلف وعده قبیح است، پذیرش توبه بنده بر خدا واجب می‌شود. بر این اساس توبه پذیری خداوند وجوب عقلی ندارد بلکه وجوب سمعی دارد و بر پایه رحمت و تفضل خدا شکل می‌گیرد. به گزارش برخی، عموم متکلمان شیعه قبول توبه را بر خداوند واجب نمی‌دانند و عموم متکلمان معتزلی قبول توبه را بر خدا واجب می‌دانند.

تواب به معنای نام نیکوی خداوند در ادعیه و روایات بسیاری آمده است، بویژه در حدیث مشهور اسماء حسنی یکی از نود و نه نام خدا برشمرده شده است. امام سجاد(ع) درباره توبه خداوند در دعای ابوحمزه ثمالی گفته است: «اللهم و تُب عَلَیَّ حَتی لااَعصیک»؛ خدایا به من روی آور تا نافرمانی‌ات نکنم».[۲۸]

احادیث فریقین

احادیث شیعه

حدیث اول

«عن الصادق(ع): إِنْ آدَمَ(ع) بَقِيَ عَلَى الصَّفَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاجِداً يَبْكِي عَلَى الْجَنَّةِ وَ عَلَى خُرُوجَهِ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا أَدَمَ(ع): مَا لَكَ تَبْكِى؟ قَالَ يَا جَبْرَئیلُ مَا لِي لَا أَبكي وَ قَدْ أَخْرَجَنِیَ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِهِ وَأَهْبَطَنِي إِلَى الدُّنْيَا. فقَالَ: يَا آدَم(ع): تُبْ إِلَيْهِ. قَالَ: وَكَيْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ قُبَّة مِنْ نُورِ فِيهِ مَوْضِعُ الْبَيْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِي جِبَالِ مَكَّةَ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَضَعَ عَلَيْهِ الْأَعْلَامَ قَالَ: قُمْ يَا آدم. فخرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرُويَةِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَعْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ وَ أَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَوَلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّة أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مِنِّي فَبَاتٍ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحُ أَخْرَجَهُ الَى عَرَفاتِ وَ قَدْ كَانَ عَلّمَهُ حِينَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَكَةَ الْإِحْرَامَ وَ عَلّمَهُ التَّلْبِيَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْس يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّى العَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتِ وَ عَلَّمَهُ الْكَلِمَات»[۲۹].

«از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: آدم چهل صبح در کوه صفا به سجده افتاده بود و بر بهشت و بیرون شدنش از جوار خداوند عزوجل می‌گریست. جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: «ای آدم ! چرا گریه میکنی؟ گفت: «ای جبرئیل ! چرا گریه نکنم حال آنکه خداوند مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر دنیا فرود آورد؟جبرئیل گفت: «ای آدم به سوی خدا تو به کن. گفت: چگونه توبه کنم؟ آنگاه خداوند قبه‌ای از نور نازل فرمود و در آن نور جایگاه خانه خدا بود. پس آن نور را بر کوه‌های مکه تاباند و آنجا محدوده حرم الهی شد و به جبرئیل فرمان داد که علامت‌های محدوده ی حرم را در آن موضع مشخص کند. جبرئیل گفت: برخیز ای آدم الق و در یوم الترويه روز هشتم ماه ذی الحجه او را بیرون برد و فرمان داد تا غسل کرده و احرام بندد. آدم روز اول ماه ذی القعده از بهشت بیرون شد و جبرئیل او را در روز هشتم ذی الحجه به سوی منا برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به سوی عرفات بیرون برد. جبرئیل در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود به او احرام بستن و لبیک گفتن را آموخته بود. پس چون خورشید روز عرفه میانه آسمان را گذراند به او امر کرد که لبیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی که آدم نماز عصر را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده بود به او آموخت تا با آنان توبه کند. امام علی کلمه رحمت بر زبان او جاری ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد».

حدیث دوم

«عن الرسول(ص): لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ(ع) الْخَطِيئةُ نَظَرَ إِلَى أَشْبَاحٍ تُضَىءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنِّي أَرَى أَنْوَارَ أَشبَاحٍ تُشْبِهُ حَلَقِى فَمَا هِي؟ قَالَ: هَذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثنيْنِ مِنْ وُلدِكَ اسْمَ أحَدِهِمْ مُحَمَّدٌ(ص) أَبدَا النبوة بك وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِى أبيهِ اسْمُهُ عَلَى(ع) أوْیّدُ مُحَمَّدا(ص) بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَى يَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِي حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّيَّةِ هَذَا النَّبِيَّ مِنْ أَخِيهِ هَذَا، يَزَوْجُهُ ابْنَتَهُ تَكُونَ لَهُ زَوْجَةَ يَتَصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَيْمَانَا بِهِ وَ تَصْدِيقَا لَهُ أَجْعَلَهَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذَرِّيَّتَهَا مِنَ النيرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَالْأَنْسَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَهُ وَ نَسَبَهُ»[۳۰].

«از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که: وقتی آن گناه، آدم را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد عرش را روشن کرده بودند، نگاه کرد و گفت: «پروردگارا من نورهای اشباحی را می‌بینم که خلقت آنها همانند آفرینش من است. آنان کیستند؟ فرمود: این نورها اشباح دو تن از فرزندان تواند اسم یکی از ایشان محمد است که پیامبری را با تو آغاز می‌کنم و با او به پایان می‌رسانم و دیگری برادر و و زاده برادر پدر او علی است که محمد را به وسیله او حمایت کرده و به دست او یاریش می‌رسانم و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این پیامبر از جانب برادرش على است که پیامبر، دخترش را به همسری علی در می‌آورد؛ به عبارت دیگر محمد، دختر خود را با اولین کسی که به پیامبری او ایمان آورده و باورش می‌کند، پیوند می‌دهد. فاطمه را بانوی زنان جهان قرار می‌دهم و او و فرزندانش را از آتش دوزخ به دور می‌دارم. هنگامی که روز قیامت فرا رسد، همه پیوندها و خویشاوندی‌ها به جز پیوند و خویشاوندی خاندان محمد بریده خواهد شد.»

حدیث سوم

«عن امیرالمؤمنین(ع) قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ.»

«امام على(ع) می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که آدم(ع) از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی خدا توبه کرد».

حدیث چهارم

«عن الرسول: إن آدَمَ(ع) لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتَ تَوْبْتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلَكَ بحق مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه.»

حدیث پنجم

«عن أميرالمؤمنين(ع): الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمَ(ع) مِنْ رَبِّهِ، قَالَ: يَا رَب أسألكَ بِحق مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَىَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِمُحَمَّدٍ(ص)؟ قَالَ: رَأَيْتُهُ فِي سُرَادِقُكَ الْأَعْظم مکتوبا و أنَا فِي الْجَنَّةِ.»

حدیث ششم

«عن ابن عباس سُئِلَ النَّبِي(ص) عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ. قَالَ ساله بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الكَ إِلَّا مَا تُبْتَ عَلَى فَتَابَ عَلَيْهِ»

حدیث هفتم

«عن الرسول(ص)، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ جبرئیل فقال: یا آدم(ص) ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ»

احادیث عامه

حدیثی که علامه حلی از ابن مغازلی روایت کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر اهل سنت نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «احمد بن محمد بن عبدالوهاب ـ به صورت اجازه ـ و به سند خود از سعید بن جبیر، از عبدالله بن عباس روایت می‌کند که گفت: از پیامبر اکرم(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. پیامبر فرمود: «آدم خدا را به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»[۳۱].

همین حدیث را شیخ الإسلام حموینی به صورت زیر روایت کرده است: «استاد نیکوکار جمال الدین احمد بن محمد بن محمد معروف به مذکویه قزوینی و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از ابوهریره نقل می‌کند که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین».

به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات می‌دهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن».

آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۳۲].

حموینی از اندیشمندان مشهور و مورد اعتماد سنیان است که رجالیان سنی بسیاری او را ستوده‌اند[۳۳] ذهبی ضمن تجلیل از وی، به صراحت او را از اساتید و مشایخ خود در حدیث معرفی کرده است[۳۴].

به غیر از حموینی، ابوالفتح نطنزی نیز در کتاب «الخصائص العلویه» این حدیث را روایت کرده است. سمعانی از اندیشمندان به نام سنی درباره بهره‌گیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی می‌نویسد: «در سال ۲۱ هجری در مرو بر ما وارد شد و من نکته‌های نیکویی از ادب از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای دانش او برداشت کردم. سپس او را در همدان ملاقات کردم و پس از آن چندین بار در بغداد بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمی‌کردم مگر اینکه از او حدیث می‌نوشتم و اقتباس می‌کردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»[۳۵].

براساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.

سیوطی نیز حدیث را به دو طریق روایت کرده است. وی در الدرالمنثور می‌نویسد: دیلمی در «مسند الفردوس» و به سند خود از علی(ع) روایت کرده است که فرمود: «از پیامبر(ص) درباره سخن خداوند که فرمود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ پرسیدم... (این حدیث را ذکر کرده تا این سخن خدای عزوجل که به آدم فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا خداوند توبه تو را پذیرفت و گناه تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو می‌‌خواهم به حق محمد و آل محمد... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».

ابن نجار نیز از ابن عباس آورده که گفت: «از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. پیامبر(ص) فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین خواست که توبه‌اش را بپذیرد؛ پس خداوند توبه‌اش را پذیرفت»[۳۶].

بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی علامه حلی در ذیل آیه، تنها توسط ابن مغازلی روایت نشده است، بلکه عده‌ای از پیشوایان حدیثی مشهور اهل تسنن آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون:

  1. رافعی؛
  2. ابن نجار؛
  3. دیلمی؛
  4. نطنزی؛
  5. حموینی؛
  6. سیوطی و دیگران.

این حدیث شریف همچنین در کتب معتبر شیعه از امامان اهل بیت(ع) نیز روایت شده است[۳۷]، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که فریقین بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با احادیث صحیح دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند[۳۸].

دلالت آیه

افضلیت اهل بیت(ع)

بر اساس برخی نقل‌های حدیث توبه آدم(ع)، افضلیت و برتری اهل بیت(ع) به ویژه امام امیرالمؤمنین(ع) بر دیگر مخلوقات مشهود است. مانند روایتی که حموینی به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از ابوهریره نقل کرده که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت،جهنم، عرش، کرسی،آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین». به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات می‌دهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۳۹].

روشن است که بر اساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.

با توجه به این حدیث امیرالمؤمنین(ع) بر تمامی مخلوقات اعم از

  1. انبیا و اوصیای ایشان غیر از پیامبر اسلام(ص)
  2. فرشتگان
  3. تمامی جن
  4. تمامی انسان‌ها

برتری دارد.[۴۰].

امامت امیرالمؤمنین(ع)

علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به ‌واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است.[۴۱].

بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال،توسل جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند[۴۲].

عصمت اهل بیت(ع)

بر اساس روایات، خدای متعال طریق توبه حضرت آدم(ع) از ترک اولایی که مرتکب شده بود را توسل به خمسه طیبه بیان کرد، حال می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر پذیرش توبه کسی که خود معصوم از گناهان است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، اهل بیت(ع) که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از عصمت قرار دارند. [۴۳].

جواز توسل به اهل بیت(ع)

این آیه یکی از بهترین ادله نقلی در جواز توسل به اهل بیت(ع) است.؛ چراکه خود خدای متعال طریق توبه از ترک اولی را به پیامبر خویش یعنی آدم(ع) آموزش داد و آن دستور به توسل به نور اهل بیت(ع) یعنی همان خمسه طیبه بود.[۴۴].

آفرینش نور اهل بیت قبل از حضرت آدم

بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این آیه وارد شده، خمسه طیبه‌ای که حضرت آدم(ع) به نور آنها متوسل شده و توبه نمود، به صورت نورهایی بر عرش بودند که اگر چه از فرزندان آدم شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از خلقت آدم آفریده شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از حموینی از ابوهریره، نقل شده آمده است: پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور،سجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین».[۴۵].

منابع

پانویس

  1. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.
  2. «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.
  3. منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
  4. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.
  5. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  6. «ای آدم! می‌خواهی تو را به درخت جاودانگی راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.
  7. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  8. «پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳.
  9. مرحوم طبرسی این نظریّه را از دانشمندانی نظیر «حسن»، «قتاده»، «عکرمة» و «سعید بن جبیر» نقل کرده است (مجمع البیان، ج۱، ص۸۹).
  10. التّبیان، ج۱، ص۱۶۹.
  11. مجمع البیان، ج۱، ص۸۹.
  12. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  13. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  14. سوره بقره، آیه: ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه: ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه: ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه: ۱۰؛ سوره حجرات، آیه: ۱۲؛ سوره نصر، آیه:۳
  15. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰
  16. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.
  17. سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا، ج۲، ص۱۶۷
  18. سوره بقره، آیه: ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه: ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه: ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه: ۱۲
  19. سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷
  20. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  21. کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل
  22. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۱
  23. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۳
  24. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶
  25. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶
  26. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰
  27. کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل
  28. سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۸
  29. تفسیر قمی، ج1،ص44.
  30. تفسیر البرهان، ذیل آیه 37 سوره بقره
  31. «سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ مناقب علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.
  32. فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
  33. برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.
  34. ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.
  35. الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.
  36. «سَأَلْتُ اَلنَبِیَ(ص) عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.
  37. برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.
  38. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰
  39. فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
  40. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.
  41. منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
  42. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.
  43. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  44. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  45. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی