آیه فتلقی آدم در حدیث
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 15 فروردین 1405 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| آیه فتلقی آدم | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۳۷ سورهٔ بقره از جزء ۱ قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| مصادیق برای آیه | اهل بیت (ع) |
| دلالت آیه |
|
آیه توبه حضرت آدم(ع)، ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴾[۱] از جمله آیات اثبات امامت، افضلیت و عصمت اهل بیت(ع) و از جمله امام امیرالمؤمنین(ع) است که در آن خداوند طریقه توبه را به حضرت آدم(ع) پس از هبوط آموزش داده است. بر اساس این آیه حضرت آدم(ع) پس از ارتکاب یک ترک اولی، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست بخشش کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. با این حال بر اساس روایاتی در منابع معتبر فریقین نقل شده منظور از کلمات، پنج تن آل عبا دانسته شده که حضرت آدم با توسل به آنها، از خداوند طلب بخشش کرده است.
مقدمه
یکی از آیاتی که با توجه به احادیث ذیل آن به روشنی بر افضلیت و در نتیجه امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد، آیه ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ ﴾[۲] است. علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. [[[پیامبر اکرم]](ص)[ فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است.[۳].
بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال،توسل جویندگان به ایشان را رد نمیکند[۴].
احادیث فریقین
احادیث شیعه
حدیث اول
«عن الصادق(ع): إِنْ آدَمَ(ع) بَقِيَ عَلَى الصَّفَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاجِداً يَبْكِي عَلَى الْجَنَّةِ وَ عَلَى خُرُوجَهِ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا أَدَمَ(ع): مَا لَكَ تَبْكِى؟ قَالَ يَا جَبْرَئیلُ مَا لِي لَا أَبكي وَ قَدْ أَخْرَجَنِیَ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِهِ وَأَهْبَطَنِي إِلَى الدُّنْيَا. فقَالَ: يَا آدَم(ع): تُبْ إِلَيْهِ. قَالَ: وَكَيْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ قُبَّة مِنْ نُورِ فِيهِ مَوْضِعُ الْبَيْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِي جِبَالِ مَكَّةَ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَضَعَ عَلَيْهِ الْأَعْلَامَ قَالَ: قُمْ يَا آدم. فخرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرُويَةِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَعْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ وَ أَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَوَلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّة أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مِنِّي فَبَاتٍ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحُ أَخْرَجَهُ الَى عَرَفاتِ وَ قَدْ كَانَ عَلّمَهُ حِينَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَكَةَ الْإِحْرَامَ وَ عَلّمَهُ التَّلْبِيَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْس يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّى العَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتِ وَ عَلَّمَهُ الْكَلِمَات»[۵].
«از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: آدم چهل صبح در کوه صفا به سجده افتاده بود و بر بهشت و بیرون شدنش از جوار خداوند عزوجل میگریست. جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: «ای آدم ! چرا گریه میکنی؟ گفت: «ای جبرئیل ! چرا گریه نکنم حال آنکه خداوند مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر دنیا فرود آورد؟جبرئیل گفت: «ای آدم به سوی خدا تو به کن. گفت: چگونه توبه کنم؟ آنگاه خداوند قبهای از نور نازل فرمود و در آن نور جایگاه خانه خدا بود. پس آن نور را بر کوههای مکه تاباند و آنجا محدوده حرم الهی شد و به جبرئیل فرمان داد که علامتهای محدوده ی حرم را در آن موضع مشخص کند. جبرئیل گفت: برخیز ای آدم الق و در یوم الترويه روز هشتم ماه ذی الحجه او را بیرون برد و فرمان داد تا غسل کرده و احرام بندد. آدم روز اول ماه ذی القعده از بهشت بیرون شد و جبرئیل او را در روز هشتم ذی الحجه به سوی منا برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به سوی عرفات بیرون برد. جبرئیل در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود به او احرام بستن و لبیک گفتن را آموخته بود. پس چون خورشید روز عرفه میانه آسمان را گذراند به او امر کرد که لبیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی که آدم نماز عصر را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده بود به او آموخت تا با آنان توبه کند. امام علی کلمه رحمت بر زبان او جاری ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد».
حدیث دوم
«عن الرسول(ص): لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ(ع) الْخَطِيئةُ نَظَرَ إِلَى أَشْبَاحٍ تُضَىءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنِّي أَرَى أَنْوَارَ أَشبَاحٍ تُشْبِهُ حَلَقِى فَمَا هِي؟ قَالَ: هَذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثنيْنِ مِنْ وُلدِكَ اسْمَ أحَدِهِمْ مُحَمَّدٌ(ص) أَبدَا النبوة بك وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِى أبيهِ اسْمُهُ عَلَى(ع) أوْیّدُ مُحَمَّدا(ص) بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَى يَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِي حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّيَّةِ هَذَا النَّبِيَّ مِنْ أَخِيهِ هَذَا، يَزَوْجُهُ ابْنَتَهُ تَكُونَ لَهُ زَوْجَةَ يَتَصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَيْمَانَا بِهِ وَ تَصْدِيقَا لَهُ أَجْعَلَهَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذَرِّيَّتَهَا مِنَ النيرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَالْأَنْسَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَهُ وَ نَسَبَهُ»[۶].
«از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که: وقتی آن گناه، آدم را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد عرش را روشن کرده بودند، نگاه کرد و گفت: «پروردگارا من نورهای اشباحی را میبینم که خلقت آنها همانند آفرینش من است. آنان کیستند؟ فرمود: این نورها اشباح دو تن از فرزندان تواند اسم یکی از ایشان محمد است که پیامبری را با تو آغاز میکنم و با او به پایان میرسانم و دیگری برادر و و زاده برادر پدر او علی است که محمد را به وسیله او حمایت کرده و به دست او یاریش میرسانم و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این پیامبر از جانب برادرش على است که پیامبر، دخترش را به همسری علی در میآورد؛ به عبارت دیگر محمد، دختر خود را با اولین کسی که به پیامبری او ایمان آورده و باورش میکند، پیوند میدهد. فاطمه را بانوی زنان جهان قرار میدهم و او و فرزندانش را از آتش دوزخ به دور میدارم. هنگامی که روز قیامت فرا رسد، همه پیوندها و خویشاوندیها به جز پیوند و خویشاوندی خاندان محمد بریده خواهد شد.»
حدیث سوم
«عن امیرالمؤمنین(ع) قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ.»[۷].
«امام على(ع) میفرمایند: ما همان کلماتی هستیم که آدم(ع) از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی خدا توبه کرد».
حدیث چهارم
«عن الرسول: إن آدَمَ(ع) لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتَ تَوْبْتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلَكَ بحق مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه.»[۸].
«از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: هنگامی که آدم(ع)، گناه کرد، توبهاش این چنین بود: «خدایا تو را بـه حـق محمد و آل محمد، قسم میدهم که مرا بیامرزی و خدا نیز او را آمرزید.»
حدیث پنجم
«عن أميرالمؤمنين(ع): الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمَ(ع) مِنْ رَبِّهِ، قَالَ: يَا رَب أسألكَ بِحق مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَىَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِمُحَمَّدٍ(ص)؟ قَالَ: رَأَيْتُهُ فِي سُرَادِقُكَ الْأَعْظم مکتوبا و أنَا فِي الْجَنَّةِ.»[۹].
«امام علی(ع) آن کلماتی که آدم ا از پروردگارش آموخت این بود: «پروردگارا از تو به حق محمد میخواهم که توبهام را بپذیری. خداوند فرمود: «محمد را چگونه میشناسی»؟ گفت: زمانی که در بهشت بودم نام او را بر سراپرده شکوهمندت نوشته دیدم».
حدیث ششم
«عن ابن عباس سُئِلَ النَّبِي(ص) عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ. قَالَ ساله بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الكَ إِلَّا مَا تُبْتَ عَلَى فَتَابَ عَلَيْهِ»[۱۰].
«ابن عباس میگوید: از نبی اکرم(ص) درباره کلماتی پرسیده شد که آدم از پروردگارش آموخت و خدا پس از آن توبه او را قبول کرد، پیغمبر فرمود: «آدم خدا را به آبروی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین قسم داد که توبهاش را بپذیرد».
حدیث هفتم
«عن الرسول(ص)، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ جبرئیل فقال: یا آدم(ص) ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ»[۱۱].
«پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: وقتی که آن خطا از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،جبرئیل نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای دوست من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای پروردگار من به حق پنج نوری که از صلب من در آخرالزمان به وجود میآیند تو را قسم میدهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم(ع) از جبرئیل درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و وصی پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبهام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نامهای آنان خواند و خدا توبهاش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...﴾ و بدان که هیچ بنده بلا دیدهای نیست که با نیت خالص، خدا را با این اسمها بخواند مگر آنکه مستجاب شود».[۱۲].
حدیث هشتم
«عن الصادق(ع): جاءَهُمَا جَبْرَئيلُ فقَالَ .. فَسَلَا رَبَّكُمَا بِحْقَ الْأَسْمَاءِ الَّتِي رَأَيْتُمُوهَا عَلَى ساق االْعَرْشِ حَتَّى يَتُوبَ عَلَيْكُمَا فَقَالَا: اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ بِحَقَ الْأَكْرَمِينَ عَلَيْكَ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةً وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الْآئِمَةِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيْنَا وَ رَحِمْتَنَا فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا إِنَّهُ هُوَ الْتواب الرحیم فَلَمْ تَزَلَ أَنْبِیاءُ اللَّهِ بَعْدَ ذَلِكَ يَحْفَظُونَ هَذِهِ الْأَمَانَةَ وَ يُخْيِرُونَ بِهَا أَوْصِيَاءهُمْ وَ الْمُخْلَصِينَ مِنْ أَمَمِهِمْ»[۱۳].
«از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:جبرئیل نزد آدم و حوا آمده و گفت:... به حق آن نامهایی که بر گوشه عرش مشاهده نمودید، از پروردگار خود بخواهید تا توبه شما را بپذیرد. پس آنان چنین گفتند: «خداوندا از تو میخواهیم به حق آنان که ارجمندترین آفریدگان در نزد تو هستند؛ به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین و ائمه،توبه ما را قبول فرما و ما را مشمول رحمت خود گردان. آنگاه خداوند توبه ایشان را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است بعد از آن نیز همواره پیامبران این امانت را نگهداری مینمودند و اوصیای خود و افراد با اخلاص امتهای خویش را از این امانت باخبر میساختند».
حدیث نهم
«عن ابن عباس قال: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...﴾ قَالَ: سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ.»[۱۴].
«از ابن عباس چنین نقل شده که آدم از خدا به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین درخواست کرد».
حدیث دهم
«عن أمير المؤمنين(ع) - يَا آدم تتكَلَّمُ بِهَذِهِ الْكَلِمَاتِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَابلُ تَوْبْتَكَ قُلْ سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَتُبْ عَلَىّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.»[۱۵].
«امام علی(ع) خطاب به حضرت آدم(ع)، میفرمایند: ای آدم! با این کلمات سخن بگو؛ زیرا اگر چنین بگویی خدا توبه تو را میپذیرد بگو: «سبحانك لا اله الا انت عملت سوء و ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم.» یعنی ای خدایی که جز تو خدایی نیست؛ تو از هر چیزی مبرایی من اشتباه کردم و به خودم ستم کردم بر من ببخش که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی».
حدیث یازدهم
«قال الامام العسكری(ع): قَالَ آدم(ع): اللَّهُم بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيْبِينَ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الطَّیبِينَ مِنْ آلِهِمْ لَمَّا تَفَضَلْتَ بِقَبُول توبتي وَ غُفْرَانِ زلَّتِي وَ إِعَادَتِي مِنْ كَرَامَتِكَ إِلَى مَرْتَبَتِي.»[۱۶].
حدیث دوازدهم
«عن الصادق(ع): فَلَمَّا تَابَ إِلَى اللَّهِ مِنْ حَسَدِهِ وَ أَقَرَّ بِالْوَلَايَةِ وَ دَعا بِحَقِّ الْخَمْسَةِ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ فَتَلَقَّى آدَمْ مِنْ رَبِّهِ كلمات ....»[۱۷].
حدیث سیزدهم
«قال رسُول الله(ص): قَالَ يَا عِبَادِ اللَّهِ إِنَّ آدَمَ(ع) لَمَّا رَأى النُورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِهِ إِذْ كَانَ اللَّهُ قَدْ نَقَل أَشْبَاحَنَا مِنْ ذِرُوةِ الْعَرْشِ إِلَى ظَهْرِهِ رَأَى النُورَ وَلَمْ يَتَبَيَّنِ الْأَشْبَاحَ، فَقَالَ: يَا رَبِّ مَا هَذِهِ الانوار؟ قَالَ اللَّهُ عَزَوَجَلٌ: أَنْوَارُ أَشْبَاحِ نَقَلْتُهُمْ مِنْ أَشْرَفِ بِقَاعَ عَرْشِي إِلَى ظَهْرِكَ وَ لِذَلِكَ أَمَرتُ المَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَكَ إِذْ كُنْتَ وَعَاءِ لِتلك الأشباح، فقال آدم، يَا رَبِّ لَوْ بَيَّنَتهَا لِي فَقَالَ اللَّهُ تعَالَى: انْظُرْ يَا آدَمَ إِلَى ذِرْوَةِ الْعَرْشِ، فَنَظَر آدَمَ وَ وَقَعَ نُورُ أَشْبَاحِنَا مِنْ ظَهْر آدَم على ذِرُوةِ الْعَرْشِ فَانْطَبَعَ فِيهِ صُورُ أَنْوَارِ أَشْبَاحِنَا كَمَا يَنْطبعُ وَجْهُ الْإِنْسَانِ فِي الْمِرآةِ الصَّافِيةِ فَرآي اشبَاحَنَا. فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ يَا رَبِّ؟ فَقَالَ اللَّهُ: يَا أَدَمَ هَذِهِ الْأَشْبَاحُ أَفْضَلُ خَلائِقِي وَ بَریّاتی. هذَا مُحَمَّد وَأَنَا الْحَمِيدُ وَ الْمَحْمُودُ فِي أَفْعَالِي شَقَقْتُ لَهُ اسْماً من اسْمِى وَ هَذَا عَلَىّ وَأَنْا الْعَلِیُّ الْعَظِيمُ شَقَقْتُ لَهُ اسْمَا مِنِ اسْمِى وَ هَذِهِ فَاطِمَةٌ وَأَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَاطِمُ أَعْدَانِي عَنْ رَحْمَتِي يَوْمَ فَضْلِ قَضَائِي وَ فَاطِمُ أَوْلِيَاتِي عَمَّا يَعْتَرِيهِمْ وَ يَشِينُهُمْ فَشَقَقت لَهَا اسما مِن اسْمِى وَ هَذَا الْحَسن وَ هَذَا الْحُسَيْنِ وَ أَنَا الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ شَقَقْتُ لَهُمَا اسْماً مِنَ اسْمِي هؤلاء خيارُ خَلِيقَتِي وَ كِرَامُ بَرِيَّتِى بهمْ آخُذُ وَ بِهِمْ أُعْطِى وَ بِهِمْ أَعَاقِبُ وَ بِهِمْ أُثيبَ فَتَوَّسَلْ إِلَىَّ بهِمْ يَا آدَمْ وَ إِذَا دَهَتكَ دَاهِيَةً فَاجْعَلْهُمْ إِلَى شُفَعَاءَكَ فَإِنِّي آلَيْتَ عَلَى نَفْسِي قَسَمَا حَقّا لَا اُخیِّبُ بِهِمْ آمِلَا وَ لَا أَرُّدُ بِهِمْ سَائِلًا فَلذَلِكَ حِينَ نَزَلَتْ مِنْهُ الْخَطِيئَةُ دَعَا اللَّهَ عَزَّوَجَلٌ بِهِمْ فَتَابَ عَلَيْهِ وَ غفر له.»[۱۸].
احادیث عامه
حدیثی که علامه حلی از ابن مغازلی روایت کرده، توسط حدیثپژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر اهل سنت نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «احمد بن محمد بن عبدالوهاب ـ به صورت اجازه ـ و به سند خود از سعید بن جبیر، از عبدالله بن عباس روایت میکند که گفت: از پیامبر اکرم(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آن توبهاش را پذیرفت سؤال شد. پیامبر فرمود: «آدم خدا را به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) خواند که توبهاش را بپذیرد، پس خدا توبهاش را پذیرفت»»[۱۹].
همین حدیث را شیخ الإسلام حموینی به صورت زیر روایت کرده است: «استاد نیکوکار جمال الدین احمد بن محمد بن محمد معروف به مذکویه قزوینی و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از ابوهریره نقل میکند که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع میکردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین».
به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانهای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمیدهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات میدهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک میسازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن».
آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات مییابد و هر کس از آن دور شود هلاک میگردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۲۰].
حموینی از اندیشمندان مشهور و مورد اعتماد سنیان است که رجالیان سنی بسیاری او را ستودهاند[۲۱] ذهبی ضمن تجلیل از وی، به صراحت او را از اساتید و مشایخ خود در حدیث معرفی کرده است[۲۲].
به غیر از حموینی، ابوالفتح نطنزی نیز در کتاب «الخصائص العلویه» این حدیث را روایت کرده است. سمعانی از اندیشمندان به نام سنی درباره بهرهگیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی مینویسد: «در سال ۲۱ هجری در مرو بر ما وارد شد و من نکتههای نیکویی از ادب از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای دانش او برداشت کردم. سپس او را در همدان ملاقات کردم و پس از آن چندین بار در بغداد بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمیکردم مگر اینکه از او حدیث مینوشتم و اقتباس میکردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»[۲۳].
براساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.
سیوطی نیز حدیث را به دو طریق روایت کرده است. وی در الدرالمنثور مینویسد: دیلمی در «مسند الفردوس» و به سند خود از علی(ع) روایت کرده است که فرمود: «از پیامبر(ص) درباره سخن خداوند که فرمود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ﴾ پرسیدم... (این حدیث را ذکر کرده تا این سخن خدای عزوجل که به آدم فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا خداوند توبه تو را پذیرفت و گناه تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو میخواهم به حق محمد و آل محمد... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».
ابن نجار نیز از ابن عباس آورده که گفت: «از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. پیامبر(ص) فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین خواست که توبهاش را بپذیرد؛ پس خداوند توبهاش را پذیرفت»[۲۴].
بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی علامه حلی در ذیل آیه، تنها توسط ابن مغازلی روایت نشده است، بلکه عدهای از پیشوایان حدیثی مشهور اهل تسنن آن را روایت کردهاند، افرادی همچون:
این حدیث شریف همچنین در کتب معتبر شیعه از امامان اهل بیت(ع) نیز روایت شده است[۲۵]، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که فریقین بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با احادیث صحیح دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمیماند[۲۶].
دلالت آیه
افضلیت اهل بیت(ع)
بر اساس برخی نقلهای حدیث توبه آدم(ع)، افضلیت و برتری اهل بیت(ع) به ویژه امام امیرالمؤمنین(ع) بر دیگر مخلوقات مشهود است. مانند روایتی که حموینی به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از ابوهریره نقل کرده که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع میکردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت،جهنم، عرش، کرسی،آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین». به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانهای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمیدهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات میدهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک میسازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات مییابد و هر کس از آن دور شود هلاک میگردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۲۷].
روشن است که بر اساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.
با توجه به این حدیث امیرالمؤمنین(ع) بر تمامی مخلوقات اعم از
- انبیا و اوصیای ایشان غیر از پیامبر اسلام(ص)
- فرشتگان
- تمامی جن
- تمامی انسانها
امامت امیرالمؤمنین(ع)
علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است.[۲۹].
بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال،توسل جویندگان به ایشان را رد نمیکند[۳۰].
عصمت اهل بیت(ع)
بر اساس روایات، خدای متعال طریق توبه حضرت آدم(ع) از ترک اولایی که مرتکب شده بود را توسل به خمسه طیبه بیان کرد، حال میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر پذیرش توبه کسی که خود معصوم از گناهان است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، اهل بیت(ع) که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از عصمت قرار دارند. [۳۱].
جواز توسل به اهل بیت(ع)
این آیه یکی از بهترین ادله نقلی در جواز توسل به اهل بیت(ع) است.؛ چراکه خود خدای متعال طریق توبه از ترک اولی را به پیامبر خویش یعنی آدم(ع) آموزش داد و آن دستور به توسل به نور اهل بیت(ع) یعنی همان خمسه طیبه بود.[۳۲].
آفرینش نور اهل بیت قبل از حضرت آدم
بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این آیه وارد شده، خمسه طیبهای که حضرت آدم(ع) به نور آنها متوسل شده و توبه نمود، به صورت نورهایی بر عرش بودند که اگر چه از فرزندان آدم شمرده میشوند اما نورشان قبل از خلقت آدم آفریده شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از حموینی از ابوهریره، نقل شده آمده است: پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور،سجده و رکوع میکردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین».[۳۳].
منابع
پانویس
- ↑ آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.
- ↑ «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.
- ↑ منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.
- ↑ تفسیر قمی، ج۱،ص۴۴.
- ↑ تفسیر البرهان، ذیل آیه ۳۷ سوره بقره
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴
- ↑ تفسیر نورالثقلین، الامالی، ص۲۱۸
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص۱۸۳ و ج۲۶، ص۳۲۴ و ج۳۷، ص۶۵
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸
- ↑ برازش، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۴؛ المناقب، ج۱، ص۲۸۳
- ↑ حرعاملی، وسائل الشیعة، ج۷، ص۹۹؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۸، ص۳۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۷؛ معانی الاخبار، ص۱۲۵؛ اربلی، کشف الغمة، چ۱، ص۴۶۵
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۶؛ تحف العقول، ص۱۰
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۹۱؛ تآویل الایات الظاهرة، ص۵۰؛ تفسیر الامام العسکری، ص۲۲۵
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷ و ج۲۶، ص۳۲۶؛ تفسیر العیاشی، ج۱، ص۴۱
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۵۰
- ↑ «سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ مناقب علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.
- ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
- ↑ برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.
- ↑ ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.
- ↑ الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.
- ↑ «سَأَلْتُ اَلنَبِیَ(ص) عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.
- ↑ برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰
- ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.
- ↑ منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی