بنی زعوراء بن جشم
نسب قوم
بنی زَعوراء[۱] -که در برخی منابع، به هیأت «بنی زعورا» قرائت شده است[۲]،- در شمار طوایف قحطانی[۳] و از فروع و شاخههای قبیله اوساند که نسب از زَعورا (زعوراء) بن جشم بن حارث بن خزرج بن عمرو نبیت بن مالک بن اوس میبرند[۴]. از مادر وی در منابع با نام «صخره بنت ظفر» یاد شده است[۵]. نظر به جایگاه این زن، «عبدالاشهل»، «زعورا»، «عمرو» و «حریش» فرزندان جُشَم بن حارث، نسب از او گرفته، «بنیصخر» خوانده شدهاند[۶]. لازم به ذکر است که منابع، علاوه بر این طایفه انصاری، از طایفه همنام دیگری در طایفه بنی عبدالاشهل به اسم «بنی زعوراء بن عبدالاشهل» نام بردهاند[۷] که عدم خلط مباحث آنها، دقت مضاعف را میطلبد.[۸]
مساکن و منازل بنی زعوراء
این قوم نیز، به مانند دیگر اقوام انصاری خود، در مدینه ساکن بودند. قلعه«راتج» -که برخی از آن با نام «رابخ»[۹] و نیز «ارتج»[۱۰] یاد کردهاند،- از مهمترین منازل این قوم در این شهر بود که جمع زیادی از فرزندان زعوراء در کنار طوایف دیگر، در آن زندگی میکردند[۱۱]. قلعههای «شَرعَبیّ»[۱۲] و «مُزاحِم»[۱۳] هم از دیگر قلعههای مدینه بودند که از آنها به عنوان محل سکونت بنی زعوراء بن جشم نام برده شده است. از آبگاههای مهم این قوم در مدینه هم میتوان از «بئر جاسم» یا «بئر جاسوم» یاد کرد. این چاه که از متعلقات ابوالهیثم بن تیهان -از بزرگان بنی زعوراء- بود، در منطقه راتِج -از مناطق یهودینشین مدینه- قرار داشت. نقل است که رسول خدا(ص) از آب گوارای آن استفاده کرده است[۱۴].[۱۵]
بنی زعوراء و تاریخ جاهلیت
از تاریخ جاهلی این قوم جز کراهت برخی از نامداران این قوم همچون اسعد بن زراره و ابوالهیثم بن تیهان از پرستش بتها و گرایش آنان به یکتاپرستی اطلاع دیگری در دست نیست[۱۶].[۱۷]
بنی زعوراء و پذیرش اسلام
از حضور معدود مردم این طایفه در پیمانهای عقبه و جنگ بدر چنین بر میآید که اسلام در این طایفه، چونان دیگر طوایف اوس در ابتدا چندان مورد استقبال قرار نگرفته است. با این حال، چهرههای مسلمان این قوم در این دوره، از نخستین مسلمانان مدینه و انصار و از چهرههای بارز و سرشناس این قوم در صدر اسلام بودند که نمونه کامل آن را میتوان در شخصیت بزرگ ابوالهیثم مالک بن تیهان جستجو کرد. ابوالهیثم را یکی از نخستین مسلمانان مدینه[۱۸] و به نقلی نخستین مسلمان قبیله اوس[۱۹] گفتهاند. بنا بر نقل برخی منابع، اسعد بن زراره و ذکوان بن عبدقیس نخستین انصاریهایی بودند که مسلمان شدند. آن دو، جهت جلب کمک از قریش به مکه، نزد عتبة بن ربیعه رفته بودند. اما عتبه به آن دو گفت: «این مردی که مردم را دعوت میکند و نماز میگزارد، ما را از همه کارها باز داشته است». پیش از بعثت پیامبر(ص)، اسعد بن زراره و ابوالهیثم بن تیهان در جاهلیت سخن از یکتاپرستی میگفتند. ذکوان پس از شنیدن سخنان عتبه، به اسعد گفت: «مراقب باش که این باید همان دینی باشد که تو داری». سپس هر دو برخاستند و نزد پیغبر(ص) رفتند. حضرت، اسلام را بر ایشان عرضه داشت و آن دو پس از این دیدار مسلمان شدند و به مدینه بازگشتند. اسعد به دیدار ابوالهیثم رفت و به او خبر داد که مسلمان شده است و گفتار رسول خدا(ص) و مبانی دعوت آن حضرت را برای او گفت. ابوالهیثم نیز مسلمان شد و به رسالت حضرت گواهی داد[۲۰]. برخی هم، نخستین مسلمانان مدینه را جمعی شش نفره یا هشت نفره از انصار گفتهاند[۲۱] که در موسم حج با رسول خدا(ص) دیدار و سپس اسلام آوردند. این گروه، به تبعیت از واقدی (م. ۲۰۸ هجری) بر این نکته تأکید دارند که تا پیش از آن کسی از آنها در مدینه مسلمان نشده بود[۲۲]. به گزارش ابن اسحاق (م. ۱۵۰ هجری)، زمانی که رسول خدا(ص) به دعوت قبایل در موسم حج مشغول بود، در «عقبه» به گروهی از مردم مدینه که ابوالهیثم بن تیهان از جمله ایشان بودند[۲۳]، برخورد کردند. آن حضرت از آنان خواست نزد او بنشینند تا با آنان سخن بگوید، آنان پذیرفتند. با پذیرش این دعوت، آن حضرت، اسلام را بر ایشان عرضه کردند و آیاتی از قرآن را برایشان تلاوت فرمودند. آنها که پیش از آن، خبر ظهور پیامبر(ص) را از یهودیان شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند. آنها گفتند که: ما قوم خود را در حالی ترک کردهایم که بدترین عداوت و شرارت میان آنان وجود دارد و اظهار امیدواری کردند که با پذیرش دعوت رسول خدا(ص) با یکدیگر متحد شوند[۲۴]. ایشان به مدینه بازگشتند و جریان دیدار خود را با قوم خود باز گفتند و آنان را به دین اسلام دعوت کردند. خبر پیامبر(ص) و آیین او در مدینه منتشر شد و خبر آن در تمام خانههای مدینه پیچید[۲۵]. پس از این واقعه، ابوالهیثم در پیمانهای عقبه اول و دوم حضور یافت[۲۶] و در این پیمانها با رسول خدا(ص) بیعت کرد. بنا بر نقل بنی عبدالاشهل، او در در عقبه دوم نخستین انصاری بود که با پیامبر(ص) بیعت کرد[۲۷]. نقل است که وی نخستین کسی بود که پس از سخنان رسول خدا(ص) به ایراد سخن پرداخت و ضمن پذیرش دعوت حضرت، به تصدیق آن پرداخت[۲۸]. پس از آن، انصاریها به بیعت با حضرت پرداختند. ابوالهیثم به هنگام بیعت با رسول خدا(ص) اظهار داشت که آنان پیوندهای خود را با یهود مدینه به خاطر رسول خدا(ص) قطع میکنند و از آن حضرت خواست که پس از پیروزی، آنان را رها نکند و همراهشان باشد. پیامبر(ص) نیز تبسّمی فرمودند و با گفتن «بل الدم الدم و الهدم الهدم.».. بر وفاداری خود بر این پیمان تأکید کردند[۲۹]. در پایان این جلسه، ابوالهیثم بن تیهان به عنوان یکی از نقباء انصار برگزیده شد[۳۰] و همراه با اسید بن حضیر نقابت حضرت در بنی عبدالاشهل را بر عهده گرفت[۳۱].[۳۲]
بنی زعوراء و تعامل با دولت نبوی(ص)
پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه و در پی آن تشکیل دولت نبوی(ص)، مسلمانان بنی زعوراء یاریگر پیامبر(ص) در عرصههای مختلف حکومت آن حضرت -از جمله میادین نظامی- شدند. آنان در جنگ بدر، نخستین حضور خود در این میادین را تجربه کردند. برخی منابع، از ابو الهیثم مالک بن تیهان[۳۳] و عتیک بن تیهان[۳۴] -که از او با اسامی عتبه[۳۵] و عبید[۳۶] نیز نام برده شده است- به عنوان بنی زعوراییهای حاضر در این غزوه نام بردهاند. بعضی دیگر از مصادر نیز، اسامی ایاس بن اوس بن عتیک و برادرش حارث بن اوس بن عتیک[۳۷] را هم بر این جمع افزودند که با توجه به عدم ذکر اسامی آنان در منابع معتبر دیگر، شمردن این دو در عداد بدریون قدری مشکل به نظر میرسد. مشارکت کمرنگ این قوم در این نخستین جنگ بزرگ مسلمانان با مشرکان را شاید بتوان دلیلی بر استقبال نه چندان قوی و قدرتمند بنی زعوراء از پذیرش اسلام –چونان بسیاری دیگر از طوایف اوسی- در بدو ورود پیامبر(ص) به مدینه دانست.
جنگ احد نیز از دیگر غزوات بزرگ دوران نبی مکرم اسلام(ص) بود که شاهد حضور جمع نسبتاً بیشتری از بنی زعوراییها در آن، در قیاس با نبرد بدر بود. از جمله این مشارکتکنندگان میتوان به اسامی ابوالهیثم مالک بن تیهان[۳۸] و برادرانش عبیدالله[۳۹] و عتیک بن تیهان[۴۰]، ایاس بن اوس بن عتیک[۴۱]، حارث بن اوس بن عتیک[۴۲]، مالک بن اوس بن عتیک[۴۳]، انس بن اوس بن عتیک انصاری[۴۴]، عمرو بن اوس بن عتیک[۴۵]، عمیر بن اوس بن عتیک[۴۶] و عامر بن اوس بن عتیک[۴۷] اشاره کرد. نقل است رسول خدا(ص) در پی آگاهی از لشکرکشی قریش به سوی مدینه بر فراز منبر رفت و ضمن بیان رویای شب گذشته خود[۴۸]، از اصحاب و یاران خود خواست تا در چگونگی رویارویی با سپاه دشمن نظر بدهند. برخی از اصحاب برخاسته در طرفداری از مواجهه با دشمن در درون یا بیرون مدینه، نظرات خود را اعلام نمودند. در این هنگام، ایاس بن اوس بن عتیک گفت: «ما بنی عبدالأشهل هم جزئی از همان گاو کشتهشدهایم[۴۹] و آرزو داریم که میان مشرکان کشته شویم و آنها هم میان ما کشته شوند. من دوست ندارم قریش به خانه خود برگردد و بگوید آنان را در حصارها و کوشکهای یثرب محاصره کردیم و این سبب گستاخی قریش گردد. وانگهی، آنها زمینهای زراعی ما را لگدمال کردهاند، اگر هماکنون از آبرو و زمین خود دفاع نکنیم و بیرونشان نرانیم، نمیتوانیم زراعت کنیم. ای رسول خدا(ص)؛ ما در جاهلیت هم، تا زمانی که با شمشیر بیرون نمیرفتیم و مهاجمان را دور نمیکردیم، طمع آنان از زمینهایمان بریده نمیشد. امروز ما به این کار شایستهتریم؛ زیرا خداوند ما را به وسیله شما تأیید فرموده است و سرنوشت خود را شناختهایم. پس خود را در حصار خانهها قرار نمیدهیم»[۵۰]. در پایان این جنگ، همانگونه که رسول خدا(ص) در تعبیر رؤیای خود فرمودند، جمع زیادی از اصحاب از جمله دو تن از رزمندگان بنی زعوراء به اسامی ایاس بن اوس بن عتیک[۵۱] و عتیک بن تیهان[۵۲] -که در برخی منابع از او با اسامی عبید بن تیهان[۵۳] و عتبة بن تیهان[۵۴] نام برده شده است- به شهادت رسیدند. افزون بر این اسامی، «ابن کلبی» (م. ۲۰۶ هجری) از حارث بن اوس[۵۵] و «ابن حزم» (م. ۴۵۶ هجری)، از اوس بن اوس بن عتیک و حارث بن اوس بن عتیک[۵۶] به عنوان شهدای این جنگ نام بردهاند. ضمن این که، از یسار مولای ابوالهیثم بن تیهان هم در شمار شهدای این جنگ، ذکری به میان آمده است[۵۷]. علاوه بر بدر و احد، جنگ خندق[۵۸]، و دیگر جنگهای دوران پیامبر(ص)[۵۹] هم از دیگر عرصههای حضور مردان بنی زعوراء بود. از صاحب منصبان و کارگزاران بنی زعوراء در دولت نبوی(ص) میتوان از ابوالهیثم بن تیهان نام برد که پس از شهادت عبدالله بن رواحه در جنگ موته (سال ششم هجری)، از سوی رسول خدا(ص) به عنوان جانشین او در کار سنجش محصول خرمای خیبر و تأدیه سهم یهودیان از آن محصول، برگزیده شد[۶۰].[۶۱]
بنی زعوراء پس از رحلت نبی خاتم(ص)
از نخستین گزارشات ثبت شده از این قوم در این دوره زمانی میتوان به نبرد آنان با متنبئین و به ویژه پیکار یمامه در سال ۱۲ هجری با مسیلمه کذّاب اشاره کرد. در این جنگ، جمع زیادی از انصار کشته شدند[۶۲] که نام مالک بن اوس بن عتیک[۶۳] و برادرش عمیر بن اوس[۶۴] و نیز حاجب بن بریده[۶۵] از طایفه بنی زعوراء از جمله آن است.
از حضور این قوم در جریان فتوحات اسلامی اطلاع چندانی در دست نیست. حضور حارث بن اوس بن عتیک در یوم اجنادین (در سال ۱۳ هجری)[۶۶] و شرکت عمرو بن اوس بن عتیک[۶۷] و انیس بن اوس بن عتیک[۶۸] یا به نقلی اوس بن اوس بن عتیک[۶۹] در یوم جسر (در سال ۱۳ هجری) و کشته شدن آنها در این جنگها، تنها اخبار دریافتی ما از مشارکت مردم این طایفه در امر فتوحات است. با این حال، همین اخبار اندک، حکایت از حضور مردم طایفه بنی زعوراء بن جشم در هر دو جبهه فتوحات شام و ایران دارد.[۷۰]
بنی زعوراء و امام علی(ع)
از اخبار و اطلاعات ما از مناسبات این قوم با امیرالمؤمنین(ع) و دوران حکومت ایشان، چیزی افزون بر آنچه که در ذیل تراجم برخی از افراد شهیر این طایفه آمده، اطلاعی به دست نیامده است. بیگمان ابوالهیثم بن تیهان انصاری[۷۱] یکی از مشهورترین چهره این قوم در طول تاریخ اسلامی است که شرح حال زندگیاش، مهمترین منبع در تأمین اطلاعات ما درباره طایفه بنی زعوراء بن جشم در این دوره زمانی میباشد. بنا بر نقل گزارشات به دست آمده، پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوالهیثم بن تیهان بر زعامت و جانشینی امام علی(ع) استوار ماند و از پذیرش خلافت ابوبکر سر باز زد. وی و یازده تن دیگر از مهاجران و انصار، خلافت ابوبکر بن ابی قحافه را انکار کردند و با او در امر خلافت به محاجه پرداخته، هر کدام با سخنانی از وی خواستند که از خلافت صرفنظر کند. این گروه، ابتدا در صدد اقدام عملی برای بازپسگیری خلافت بر آمده بودند و تصمیم داشتند زمانی که ابوبکر بالای منبر رفت، او را از منبر پیامبر(ص) پایین بکشند. لیکن در مشورتی که در باب این اقدام با هم انجام دادند، برخی مخالفت کرده، آن را مصداق به هلاکت انداختن خویش در آیه شریفه: ﴿وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ﴾[۷۲] دانستند. از اینرو، نزد امیرالمؤمنین(ع) رفتند تا با ایشان مشورت کنند؛ این امر با مخالفت حضرت روبهرو شد و آنان از این کار منصرف شدند. پس از آن، این گروه به مسجد آمدند و به ابوبکر در باب غصب خلافت اعتراض کردند. در اجتماعی که با حضور این دوازده تن و نیز غاصبان خلافت امیرالمؤمنین(ع) و جمعی دیگر تشکیل شده بود، ابوالهیثم بن تیهان در ادامه سخنان جمعی از این بزرگان به پا خاست و گفت: «ای ابوبکر من گواهی میدهم که رسول خدا(ص) در روز غدیرخم، علی(ع) را را به عنوان جانشین خود برگزید. وی سپس با استناد به حدیث: «إِنَّ أَهْلَ بَیتِی نُجُومُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَدِّمُوهُمْ وَ لَا تَقَدَّمُوهُم»؛ اهل بیت من ستارگان زمین هستند. آنها را پیش بدارید و بر آنها پیشی نگیرید» بر حمایت از اهل بیت(ع) و اولویت آنان برای خلافت، تأکید کرد[۷۳].
به نظر میرسد که پس از تثبیت غصب خلافت، ابوالهیثم، تمایل چندانی برای همکاری با دستگاه خلافت نداشته است؛ از اینرو در طول دوران ۲۵ ساله خلافت، کمتر نشانی از وی به چشم میخورد. او در این مدت، از پذیرش پیشنهاد ابوبکر مبنی بر ادامه مسئولیت تخمین محصولات خیبر که در دوره رسول خدا(ص) عهدهدار آن بود، سرباز زد و در پاسخ به چرایی رد این پیشنهاد، به ابوبکر گفت: «در دوره رسول خدا(ص) آن حضرت برایش دعا میکرد»[۷۴]. او در این مدت ۲۵ ساله، تنها یک بار همکاری با خلفای نخست را پذیرفت، و آن هم، دوره خلافت عمر بن خطاب بود. هنگامی که خلیفه دوم قصد داشت یهودیان را از سرزمین خیبر بیرون براند، ابوالهیثم و تنی چند را برای قیمتگذاری و پرداخت نصف قیمت به ساکنان یهودی سرزمین فدک مأمور کرد که مورد موافقت او قرار گرفت[۷۵].
پس از قتل عثمان، صحابه در مسجد رسول خدا(ص) گرد آمدند تا در امر خلافت به رایزنی بپردازند. ابوالهیثم بن تیهان، رفاعة بن رافع، مالک بن عجلان، ابوایوب انصاری و عمار بن یاسر به علی(ع) اشاره کردند و با پرداختن به ذکر فضایل امام علی(ع) در میان مردم، سابقه قرابت ایشان را با رسول خدا(ص) یادآور شدند. سپس هر یک از آنها، در این باب به ایراد سخن پرداختند و فضایل علی(ع) را یاد نمودند. برخی از آنها، علی(ع) را بر همه افراد عصرش و شماری هم، بر همۀ مسلمانان برتری میدادند[۷۶]. در این میان، ابوالهیثم بن تیهان ضمن سخنانی، با یادآوری سابقه و موقعیت خود نزد رسول خدا(ص)، از آنان خواست از او پیروی کنند و حکومت را به کسی که از ایشان در اسلام مقدّمتر و سزاوارتر به رسول خدا(ص) میباشد، (یعنی امام علی(ع)) بازگردانند تا شاید خداوند بواسطه او میانشان الفت ایجاد نموده، خونهایشان را حفظ کند[۷۷]. سرانجام، با تلاشهای او و دیگر اصحاب گرانقدر رسول خدا(ص)، مردم به امام علی(ع) روی آوردند و با آن حضرت بیعت کردند. عمار و ابوالهیثم بن تیهان در روز بیعتستانی از مردم، مسئول بیعتگیری از مردم بودند. آنها بر اساس طاعت خدا و سنت رسول(ص) از مردم برای امام علی(ع) بیعت گرفتند[۷۸].
ابوالهیثم پس از بیعت با امیرالمؤمنین(ع) از همراهان حضرت در حکومت ایشان گردید و حضرت را در امور حکومتی -از جمله جنگهای دوران آن امام همام(ع)،- همراهی نمود. در همین راستا، او در نبرد جمل حضور یافت. وی پیش از آغاز این جنگ، زمانی که افرادی همچون طلحه و زبیر و جمعی از بنی امیه، زمزمه مخالفت با علی(ع) را آغاز کردند، همراه با عدهای دیگر، نزد امام(ع) رفتند و ضمن با خبر ساختن ایشان از شورش قریبالوقوع آنان، خواستار اقدام عملی آن حضرت در برابر تحرکات آنها شدند[۷۹]. ایشان به این مقدار بسنده نکردند و به محاجه با گروه مخالف نیز برخاستند[۸۰]. نقل است هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) از حرکت طلحه و زبیر و عایشه به سوی بصره آگاه شد، اعلام شور همگانی کرد. پس از جمع شدن مردم در مسجد، حضرت به سخنرانی پرداخت. پس از سخنرانیِ امام علی(ع)، ابوالهیثم بن تیّهان به سخن ایستاد و گفت: «ای امیرمؤمنان! حسد قریش بر تو دو گونه است: بزرگان آنها، به سبب سابقه در فضل و برتری و بلندی در رتبه، به تو حسد ورزیدند؛ و اشرار آنها با تو حسد ورزیدند؛ حسدی که خداوند به جهت آن، اعمال آنها را حبط و باطل کرد و بار گناه آنها را سنگین نمود و راضی نشدند که با تو برابر باشند، بلکه تصمیم گرفتند بر تو پیشی بگیرند. پس هدفِ مسابقه از آنها دور شد و آخرین حدّ مسابقه، آنها را ساقط ساخت و به هدف نرسیدند و تو سزاوارترین قرشی به قریش هستی. پیامبرشان را در هنگامی که زنده بود یاری کردی و پس از درگذشتش حقوق او را ادا نمودی. به خدا سوگند! آنها ستم نکردند مگر بر خودشان و حال آنکه ما انصار تو و جزء یاران تو میباشیم. پس ما را هر کجا که میخواهی، حرکت ده!» آنگاه با سرودن شعری که ابیات: إِنَّ قَوْماً بَغَوْا عَلَیک وَ کادُوک *** وَ عَابُوک بِالْأُمُورِ الْقِبَاحِ... یا وَصِی النَّبِی نَحْنُ مِنَ الْحَقِّ *** عَلَی مِثْلِ بَهْجَةِ الْإِصْبَاحِ به درستی که قومی بر تو ستم کردند و تو را باز داشتند و به امور زشت، تو را سرزنش کردند... ای وصی پیامبر(ص)! ما نسبت به حق؛ مانند روشنایی صبح هستیم..».. بخشی از ابیات آن است، به تجلیل از شخصیت حضرت پرداخت و در آن بر وصایت علی(ع) تصریح نمود. امیرالمؤمنین(ع) نیز او را ستود و از وی قدردانی کرد[۸۱]. با حرکت سپاه امیرالمؤمنین(ع) به سوی بصره، ابوالهیثم بن تیّهان در کنار خزیمة بن ثابت انصاری و برخی دیگر از بزرگان صحابه، از جمله اصحاب بزرگ پیامبر(ص) بودند که به دعوت امیرالمؤمنین(ع) لبیک گفتند و همراه با ایشان در جنگ جمل حضور یافتند[۸۲]. او در جنگ جمل اشعاری در حمایت و تمجید از امیرالمؤمنین(ع) سرود که ابیات زیر از جمله آنهاست: قُلْ لِلزُّبَیرِ وَ قُلْ لِطَلْحَةَ إِنَّنَا *** نَحْنُ الَّذِینَ شِعَارُنَا الْأَنْصَارُ نَحْنُ الَّذِینَ رَأَتْ قُرَیشٌ فِعْلَنَا *** یوْمَ الْقَلِیبِ أُولَئِک الْکفَّارِ کنَّا شِعَارَ نَبِینَا وَ دِثَارَهُ *** نَفْدِیهِ مِنَّا الرُّوحُ وَ الْأَبْصَارُ إِنَّ الْوَصِی إِمَامُنَا وَ وَلِینَا *** بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ بَاحَتِ الْأَسْرَارُ به زبیر و طلحه بگو ما کسانی هستیم که شعار ما انصار (یاریکننده رسول خدا(ص)) است. ما آنانیم که قریش آن کافرانِ کارزار، ما را در روز بدر دیدهاند. ما یاران پیامبرمان و نزدیکان وی بودیم، روح و چشم ما فدای او بود. به درستی که وصی پیامبر، علی(ع) امام ما و ولیّ ما است. آنچه پوشیده بود آشکار و رازها نمودار شد»[۸۳]. در پایان این جنگ، ابو الهیثم بر پیگیری و برخورد امام علی(ع) با طلحه و زبیر و عایشه تأکید کرد[۸۴]. ابوالهیثم بن تیهان در پیکار صفین نیز حضور داشت. او در آغاز این جنگ، ضمن آراستن صفوف لشکریان عراق، آنها را به جنگ تشویق میکرد[۸۵]. ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ هجری) به نقل از نصر بن مزاحم منقری (م. ۲۱۲ هجری) در این باره مینویسد: «ابوالهیثم در حالی که صفهای عراقیان را میآراست، میگفت: ای مردم عراق! میان شما و پیروزی در این جهان و بهشت در آن جهان، فاصلهای جز ساعتی از یک روز نیست. گامهایتان را حرکت دهید و صفهایتان را منظم نمایید و جمجمههای خود را به پروردگارتان عاریه دهید و از پروردگارتان یاری بطلبید و با دشمن خدا و دشمن خود جهاد کنید و آنها را بکشید. -خداوند آنها را بکشد و نابود سازد؛- و صبر کنید به درستی که زمین از آن خداست به هر کسی از بندگانش بخواهد میدهد و عاقبت از آن پرهیزگاران است»[۸۶]. با آغاز پیکار، ابوالهیثم از خود رشادت و شجاعتهای بسیار نشان داد. در یکی از مواقف این جنگ، زمانی که مالک اشتر با تشویق امام علی(ع)، حمله بزرگی را با همراهی هفده هزار سپاهی ترتیب داد، او نیز همراه آنان به صف سپاهیان شام یورش برد و صفهای آنها را در هم شکست. معاویه که شاهد این حملهها بود به عمرو بن عاص گفت: «امروز روز صبر و استقامت و فردا روز فخر است». عمرو گفت: «راست گفتی ای معاویه؛ ولی مرگ حق است و زندگی باطل و چنانچه علی(ع) با یارانش حمله دیگری داشته باشند، باعث نابودی است». امیرالمؤمنین(ع) خطاب به یاران خود فرمود: «چه چیزی را انتظار میکشید اگر اراده بهشت دارید؟» ابوالهیثم بن تیّهان به حمله پرداخت و در حالی که رجز میخواند، جنگید تا به شهادت رسید[۸۷]. زمان شهادت ابوالهیثم بن تیهان را پس از شهادت عمار گفتهاند[۸۸]. علی(ع) بر پیکر او نماز خواند و در همانجا دفنش کرد[۸۹].
ابوالهیثم از مقربان بارگاه امیرالمؤمنین(ع) بود و شهادتش ضایعهای بزرگ و مصیبتی جانکاه برای حضرتش محسوب میشد. چندان که امام علی(ع) در اوج تنهایی و در تنگنای سستی همراهانش، زمانی که با سوز و گداز، یاران استوارگامِ از دسترفتهاش را یاد کرده است، از مالک بن تیهان نیز نام برده و بر نبودش تأسف خورده است: «أَینَ إِخْوَانِی الَّذِینَ رَکبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَی الْحَقِّ؟ أَینَ عَمَّارٌ وَ أَینَ ابْنُ التَّیهَانِ وَ أَینَ ذُو الشَّهَادَتَینِ»؛ کجایند برادرانم که در خطّ خدا حرکت کردند و تا آخرین لحظۀ حیات، مسیر حق را رها نکردند. کجاست عمار؟ کجاست ابن تیهان؟ کجاست ذو الشّهادتین؟»[۹۰]. در منابع و روایات شیعی نیز، ابو الهیثم در کنار صحابهای مانند عمار، سلمان، مقداد، ابوذر و حذیفة بن یمان، به عنوان مؤمنانی یاد شدهاند که ولایتشان لازم شمرده شده؛ همانگونه که برائت از مخالفان سفارش شده است[۹۱]. امام صادق(ع) در روایتی، آنگاه که شرایع دین را برمیشمرند و بر لزوم بیزاری از همه قاتلان اهل بیت(ع) و وجوب ولایت و دوستی مؤمنانی که پس از پیامبر(ص) تغییر نکرده و دین خود را تبدیل ننمودهاند، تأکید میورزند، از ابوالهیثم بن تیهان، در کنار اصحاب بزرگی چون سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود کندی، عمّار بن یاسر، خزیمة بن ثابت ذی شهادتین و... به عنوان یکی از این رجال نام بردهاند[۹۲]. ابوالهیثم را همچنین در شمار راویان حدیث غدیر گفتهاند[۹۳]. علامه امینی (ره) در کتاب ذیقیمت «الغدیر» به نقل از منابع اهل سنت، او را از راویان حدیث غدیر برشمرده، آورده است که آن هنگام که علی(ع) در این باره از مردم گواهی خواست، ابو الهیثم بر آن گواهی داد[۹۴]. وی همچنین، بنا بر نقل برخی منابع، همراه با عمار بن یاسر، مسئولیت بیت المال آن امام همام(ع) را بر عهده داشت[۹۵].[۹۶]
علاوه بر ابوالهیثم مالک بن تیّهان، برادرش عبید بن تیهان -که او نیز از اصحاب بدری بود- هم، در جنگهای حضرت شرکت داشت[۹۷] و در کنار برادرش در صفّین به شهادت رسید[۹۸].[۹۹]
بنی زعوراء و تعامل با دولت بنی امیه
از تعاملات بنی زعوراء با بنی امیه و مناسباتشان با دولت امویان، علاوه بر حضور جمعی از زعوراییها همچون: ابوالهیثم بن تیهان و برادرش عبید بن تیهان در جنگ صفین و مقابله با سپاه معاویة بن ابوسفیان -که در بخش گذشته بدان پرداخته شد،- میتوان به حضور برخی از مردم این طایفه در واقعه حره در سال ۶۳ هجری در مخالفت با یزید بن معاویه (حک. ۶۰-۶۳ هجری) و رژیم اموی اشاره کرد. در این حادثه، جمعی از زعوراییها در پی حمله قوای شام به مدینه کشته شدند که از جمله آنان میتوان از عامر بن اوس بن عتیک[۱۰۰] نام برد.[۱۰۱]
منابع
- حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۴۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰ و ۴۷۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۳.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۴.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۷۴.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۳. ابن حزم از آن با نام و نسبت «زَعوراء بن جشم بن خزرج بن عمرو نبیت بن مالک بن اوس» یاد کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰ و۴۷۱)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۳.
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۸۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۱ و ۷۱.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹ و ۲۷۶.
- ↑ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۹.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۰ و ۳۹۱؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۵۳۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۶۵.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۶۵.
- ↑ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۴۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰؛ ج۳، ص۳۴۱-۳۴۲. ابن سعد مینویسد: واقدی ابوالهیثم را در شمار شش نفری عنوان کرده که پیش از همه انصار با پیامبر(ص) ملاقات کردند و در مکه به ایشان ایمان آوردند. آنان سپس به مدینه بازگشتند و اسلام را آشکار ساختند». ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۱-۳۴۲. یکی از ۸ نفر اما او را اشهلی و حلیف آنها گفته است. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۷.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۰ به نقل از واقدی.
- ↑ ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۰ به نقل از واقدی؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۸.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۸.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۳ و ۴۵۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۸.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۴. در قول بنی نجار اولین بیعتکننده، «اسعد بن زراره» بود و از نظر بنی سلمه، اولین بیعتکننده، «کعب بن مالک». (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۸. نیز ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۷)
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۲؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۹۵.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۳؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۶.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۶۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۸۰؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۶۵. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۴۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۹۵.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۹؛ قاضی نعمان، شرح الأخبار، ج۲، ص۲۴.
- ↑ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۹.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۰۰۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۳۲۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵. همانگونه که گفته شد برخی منابع از او با نام «عتبه» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷.) و بعضی دیگر با اسم «عبید» (عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ ابن عبد البر، الدرر، ص۱۵۴.) یاد کردهاند.
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۴۰۱ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۵۲۷.
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۹۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۰۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۴۶.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۶۹۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۹۸.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۸۳.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۶۷ به نقل از طبری. این احتمال وجود دارد که این مورد با شخصیت پیشین یعنی: عمیر بن اوس بن عتیک در واقع یک نفر باشند.
- ↑ پیامبر(ص) در خواب دیدند که زرهی محکم بر تن دارند و شمشیرش ذوالفقار از قبضه شکسته و ترک برداشته است. همچنین گاو نری را دیدند که کشته شده است و قوچی را دیدند که حضرت، آن را در پی خود میکشند. اصحاب از تعبیر این خواب پرسیدند. رسول خدا(ص) فرمود: آن زره شهر مدینه است و شکستن شمشیر، اندوه و مصیبتی است (یعنی شهادت حمزه سیدالشهداء(ع)) که در این جنگ به حضرت میرسد. ایشان همچنین، گاو نر کشتهشده را به کشته شدن جمعی از اصحاب و قوچی را که در این خواب در پی خود میکشیدند را به کشته شدن برخی از سپاهیان دشمن تعبیر فرمودند. (عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۹)
- ↑ هماگونه که گفته شد رسول خدا(ص) در رؤیا دید گاو نری کشته شده است و آن را تعبیر کرد و فرمود: «در این جنگ عدهای از اصحاب کشته خواهند شد».
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۲۲۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰. ابن کلبی و ابن حزم او را از شهدای خندق برشمردهاند. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵.
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۹.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۸۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۷۴۳.
- ↑ ابوالهیثم بن تیهان (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲) و مالک بن اوس بن عتیک (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۵۲۷) و برادرانش مالک، انس، عمرو و عامر از جمله این افراد بودند. در این جنگ، انس بن اوس با تیر پرتابی خالد بن ولید (عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷۰) به شهادت رسید (عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۹۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۵۳؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۲۴۴) علاوه بر او، «ابن کلبی» و «ابن حزم»، ایاس بن اوس بن عتیک را در شمار شهدای خندق ذکر کردهاند. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰)
- ↑ ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۱؛ ج۳، ص۱۳۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۷۹؛ ج۳، ص۷۸۳؛ ج۴، ص۲۳۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۵۹ و....
- ↑ عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۳۲۲.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ برخی منابع تعداد این شهدا را هفتاد تن (محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۵۰؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۷۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۴، ص۴۶ و...) و بعضی نیز این تعداد را تا ۱۱۶ نفر نیز برشمردهاند. (واقدی، الرده، ص۱۳۴.)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۵۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۵۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۶۶.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۷۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۵۹.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۶۹۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۹۸.
- ↑ ابن حبان، الثقات، ج۲، ص۲۰۲.
- ↑ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۵۰؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۳۱.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ در مقابل بیشتر منابع، که از او به عنوان یکی از رجال تیره اوس یاد کردند، برخی دیگر از مصادر هم، ابوالهیثم را از قبیله بَلیّ از تیره قضاعه ذکر کرده، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۱. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۳۶۵ به نقل از ابن اسحاق.) نسب او را مالک بن بلی بن عمرو بن الحاف بن قضاعه و همپیمان عبدالاشهل دانستهاند. موسی بن عقبه و ابن اسحاق و ابومعشر و واقدی نیز در این رأی با ابن سعد همنظرند؛ اما عبدالله بن محمد بن عماره انصاری با آنان مخالفت کرده، او را از اهل قبیله اوس دانسته، نیاکان او را به این شرح برشمرده است: تیهان بن مالک بن عمرو بن زید بن عمرو بن جشم بن حارث بن خزرج بن عمرو النبیت بن مالک بن اوس. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۱)
- ↑ «و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید» سوره بقره، آیه ۱۹۵.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ص۴۶۱-۴۶۵؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۵. نیز ر.ک: برقی، رجال، ص۶۶. برخی گزارشها هم حاکی از آن است که ابوالهیثم کوشید حکومت به شورا واگذار شود. (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۵۱.)
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲؛ عبدالرزاق صنعانی، المصنّف، ج۴، ص۱۳۲. شاید این جمله ابوالهیثم، طعنهای به ابوبکر بوده باشد به این که در دوره رسول خدا(ص) آن حضرت برایش دعا میکرد، اما اکنون چه کسی برای او چنین میکند.
- ↑ ابنشبه، تاریخ المدینة المنورة، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۸؛ جوهری، السقیفة و الفدک، ص۱۰۰.
- ↑ اسکافی، نقض العثمانیه، ص۳۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۱۶.
- ↑ شیخ مفید، الجمل، ص۶۵.
- ↑ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۲۷.
- ↑ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰؛ اسکافی، المعیار و الموازنة فی فضائل الإمام أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(ع)، ص۱۰۹.
- ↑ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰.
- ↑ شیخ مفید، الامالی، ص۱۵۵.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۴۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۲۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۲۳۳.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۱، ص۱۴۳؛ سید علی خان مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، ص۳۲۲.
- ↑ شیخ مفید، الجمل، ص۱۴۵.
- ↑ خوارزمی، المناقب، ص۲۲۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۱۸۸.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۵، ص۱۹۰.
- ↑ ابن اعثم، الفتوح، ج۳، ص۱۷۷؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۶۳؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۵۸۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۱۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۱۹. اقوال در باب زمان رحلت یا شهادت ابوالهیثم بن تیهان بسیار است. ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۳۶۶ و.... ابن سعد از استادش واقدی نقل کرده که وی بر این اعتقاد بود که: «بر ما ثابت شده است که ابوالهیثم بن تیهان در صفین با علی(ع) حضور داشته و در این جنگ به شهادت رسیده است». (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲) ابن ابی الحدید هم در باب اقوالی که درباره درگذشت ابو الهیثم نقل شده مینویسد: «صحیح آن است که او صفّین را درک کرده و همراه علی(ع) در آن نبرد شرکت کرده و به شهادت رسیده است». (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۰، ص۱۰۷. نیز ر.ک: مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۴، ص۱۳۰)
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۶. نیز ر.ک: شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۰۸.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ص۶۰۸؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۲۲، ص۳۲۵.
- ↑ ابن عقده، فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص۱۹۶ و ۱۹۸؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۲۸.
- ↑ امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۶ و ۱۸۴.
- ↑ شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۵۲.
- ↑ با نگاهی اجمالی به: داداشنژاد، منصور، مقاله «ابوالهیثم بن تیهان اوسی»، دانشنامه سیره نبوی، ج۱؛ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین(ع)، ج۴.
- ↑ قاضی نعمان، شرح الأخبار، ج۲، ص۲۴. بنا بر این قول، آن دسته از منابعی که عبید بن تیهان را از شهدای احد برشمردند (عمر بن محمد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ ابن عبد البر، الدرر، ص۱۵۴.) تضعیف و قول شهادت آن گروهی که عتیک بن تیهان را به عنوان شهید احد معرفی کردهاند، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الكبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵) تقویت میشود.
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۹.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۶۷ به نقل از طبری.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.