بحث:پلورالیسم دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای قاضی زاده==
==نویسنده: آقای قاضی زاده==
==پاسخ تفصیلی==
==پاسخ تفصیلی==
==چیستی [[پلورالیسم]]==
===چیستی [[پلورالیسم دینی]]===
*واژۀ "پلورال" به معنای جمع و کثیر و "[[پلورالیسم]]" یعنی پذیرفتن کثرت یا [[گرایش]] به تعدد و کثرت است. این اصطلاح از [[فرهنگ]] غربی وارد شده است و ابتدا در مناصب کلیسایی مطرح بوده، یعنی کسانی که قائل بودند در [[کلیسا]] می‌‌شود چند [[منصب]] داشت را پلورالیست می‌‌گفتند. امروزه در عرصۀ [[فرهنگی]] کلمۀ [[پلورالیسم]] یعنی کسانی که در عرصۀ [[فکری]] اعم از مذهبی و [[دینی]]، [[سیاسی]]، هنری و به طور کلّی عرصه‌های مختلف [[فرهنگی]]، [[معتقد]] باشند نه تنها یک نظر، یک [[تئوری]] و یک [[مذهب]] می‌‌تواند صحیح باشد، بلکه روش‌ها و [[مذاهب]] گوناگونی می‌‌تواند بدون درگیری مورد قبول باشد؛ بنابراین این نوع نگاه به امور [[فرهنگی]] را [[پلورالیسم]] می‌‌گویند<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
*از مسائل مهمی که [[علم کلام]] به آن پرداخته است، نگاه به [[دین]] از منظر [[حق]] یا [[باطل]] بودن آن است که به اصطلاح [[علمی]] به آن [[پلورالیسم دینی]] می‌‌گویند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.  </ref>. [[پلورالیسم دینی]] یعنی اینکه [[معتقد]] باشیم حقیقت [[نجات]] و [[رستگاری]] فقط منحصر در یک [[دین]] نیست، بلکه [[حقیقت]] مطلق در تمام [[ادیان]] وجود دارد و همۀ [[ادیان]] می‌‌توانند [[انسان‌ها]] را به سمت [[هدایت]] [[راهنمایی]] کنند<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>.
*نظریۀ [[پلورالیسم]]، در مقابلِ کسانی است که می‌‌گویند: فقط روش، [[مکتب]] و [[دین]] ما صحیح است و سایر [[ادیان]]، [[مذاهب]] و [[گرایش‌ها]] [[نادرست]] است. در سابق که [[جوامع]] از هم جدا بودند و ارتباط بین آنها کم بود، نیازی به این نبود که [[پلورالیسم]] مطرح بشود و معمولاً در هر [[جامعه]] ای یک [[مذهب]]، یک نوع [[فلسفه]] و یک نوع [[تفکر]] [[حاکم]] بود و [[اکثریت]] قریب به اتفاق آن [[جامعه]] هم آن را می‌‌پذیرفتند و به آن عمل می‌‌کردند. ولی هر [[قدر]] ارتباط بین [[جوامع]] بیشتر شد، [[نیاز]] به اینکه از فرهنگ‌های دیگر هم اطلاع پیدا کنند و فرهنگ‌های دیگر را هم بپذیرند بیشتر شد؛ مخصوصاً بعد از جنگ‌های جدیدِ [[فرقه]] ای و مذهبی در عالم، نظیر [[جنگ‌های صلیبی]] بین [[مسلمانان]] و [[مسیحیان]] و جنگ‌های مذهبی دیگری مثل [[جنگ]] کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها که در خیلی جاها از جمله ایرلند آثار شومی در [[جامعه]] گذاشت و موجب این شد که این [[تفکر]] تقویت شود که باید [[مذاهب]] دیگر را به حساب آورده شوند و با آنها از درِ [[آشتی]] [[گفتگو]] کرد. بنابراین آثار شومی که جنگ‌های قومی و مذهبی به بار آورد، موجب شد [[اندیشمندان]] به این [[فکر]] بیفتند که نوعی [[سازش]] بین [[ادیان]] یعنی [[پلورالیسم]] در بین [[جوامع]] نهادینه شود تا زمینه [[جنگ‌ها]] مقداری کمتر شود<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
*[[مکتب]] [[پلورالیسم]] اولین بار، توسط [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایه‌گذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی به نام اسطورۀ [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷ دیدگاه رایج [[مسیحیت]] را دربارۀ [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.    </ref>.
==چیستی [[پلورالیسم دینی]]==
*[[پلورالیسم]] براساس معنا دارای دو قسم است:
*از مسائل مهمی که [[علم کلام]] به آن پرداخته است، نگاه به [[دین]] از منظر [[حق]] یا [[باطل]] بودن آن است که به اصطلاح [[علمی]] به آن [[پلورالیسم دینی]] می‌‌گویند. [[مکتب]] [[پلورالیسم]] اولین بار، از سوی [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایه‌گذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی به نام اسطورۀ [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷ دیدگاه رایج [[مسیحیت]] را درباره [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام.</ref>.
#[[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]: یعنی برداشت‌های متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر قرائت‌های مختلف از [[دین]] یا همان "[[کثرت‌گرایی]] در [[فهم]] [[دین]]". بر این اساس [[انسان‌ها]] برای رسیدن به [[سعادت]]، می‌توانند [[آموزه‌های دینی]] را با قرائت‌های مختلف [[تفسیر]] کنند<ref>ر.ک: پلورالیسم دینی‌، ۱۰. </ref>.
*سه معنا برای [[پلورالیسم دینی]] تعریف شده است:
#[[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]: یعنی همسنگ دانستن همۀ [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بر این اساس [[ادیان]] مختلف، راه‌های گوناگونی برای رسیدن به یک [[حقیقت]] دارند<ref>ر.ک: پلورالیسم دینی‌، ۱۰. </ref>.
#[[فهم]] [[دینی]] متفاوت [[انسان‌ها]] و به عبارت دیگر قرائت‌های مختلف از [[دین]]؛
===نقد [[پلورالیسم دینی]]===
#همسنگ دانستن همۀ [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]؛
*[[پلورالیسم]] به هر دو نوع آن مورد نقد قرار گرفته است که در ادامه به این مسأله پرداخته خواهد شد.
#هم زیستی مسالمت آمیز، به این صورت که [[پیروان ادیان]] مختلف در [[مقام]] نظر  و [[دینداری]] با هم [[اختلاف]] دارند ولی در [[زندگی]] عملی با هم تخاصمی ندارند و دوستانه با هم [[زندگی]] می‌‌کنند<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]====
*در میان این سه معنا، پلورالیسمی که مورد [[تأیید]] [[اسلام]] است نوع سوم یعنی هم زیستی مسالمت آمیز بین [[مذاهب]] گوناگون است، چنانکه [[آیات]] قرانی مانند: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref> دلالت بر آن دارد<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.    </ref>. 
*دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود می‌‌آید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را می‌‌فهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
==نقد [[پلورالیسم]]==
*حال این سوال پیش می‌‌آید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]][[ دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون می‌آید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تکاد السموات یتفطّرن}}؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه‏ ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه می‌‌توان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل می‌‌شود صحیح و بدون ایراد است؟
*[[دانشمندان]] [[علم کلام]] دو معنای اول [[پلورالیسم]] را مورد نقد قرا داده‌اند، منتها قبل از نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[ادیان]] باید توجه داشت [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود می‌‌آید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از این [[وحی]]، [[مذهب]] [[مسیح]] را می‌‌فهمند و عده ای دیگر [[مذهب]] [[یهود]] را<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
*مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] می‌‌گویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونه‌اش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و می‌‌تواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این می‌‌شود که دیگران هم می‌‌توانند به واسطۀ [[وحی]] برداشت‌های متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند.
*حال این سوال پیش می‌‌آید، چرا خود پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]] [[دین]] دیگر تعرّض کردند؟ مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال اینگونه جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن فقط و فقط در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] می‌‌گویند فقط صرف [[تفسیر]] و برداشت خودشان از [[وحی]] است، تمام قرانی که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود نتیجه این می‌‌شود که دیگران هم می‌‌توانند به واسطۀ این [[وحی]] برداشت‌های متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] داشته باشند، اما [[دلیل]] این ادعا نزد این عده اینگونه [[بیان]] شده است:  [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]] ذاتی بشری دارند لذا فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط ذهنی خاص خودشان است که آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] انسانی است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ انسانی قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد. برخلاف این نظریه یعنی وجود یک [[حقیقت]] [[دینی]]، برخی معتقدند اصلا [[حقیقت]] [[دینی]] ثابت وجود ندارد، بلکه هر فهمی از [[دین]] خودش یک [[حقیقت]] است حتی اگر دو [[فهم]] از [[دین]] با هم در تناقض باشند<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>. 
*[[دلیل]] این ادعا نزد این عده چنین [[بیان]] شده است: [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]]، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط [[ذهنی]] خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است  و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] [[انسانی]] است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ [[انسانی]] قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد.
*اما [[دانشمندان]] [[علم کلام]] دو نوع [[باور]] از [[اعتقادات]] پلورالیسمی را مور نقد قرار داده‌اند؛
*برخلاف این نظریه یعنی وجود یک [[حقیقت]] [[دینی]]، برخی معتقدند اصلا [[حقیقت]] [[دینی]] ثابتی وجود ندارد بلکه هر فهمی از [[دین]] خودش یک [[حقیقت]] است حتی اگر دو [[فهم]] از [[دین]] با هم در تناقض باشند<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. چنانکه [[جان]] هیک برای اثبات مسئلۀ تناقض در موضوع [[دین]] قائل شده است که [[دین]] از دو بخش حاصل می‌‌شود. [[گوهر دین]] و صدف [[دین]] که معمولا این دو عنوان در همدیگر ممزوج هستند و برای حل مسئله تناقض باید بین این دو عنوان تفکیک ایجاد شود. [[جان]] هیک [[معتقد]] است [[گوهر دین]] متحول کردن [[شخصیت انسان]] هاست و صدف [[دین]] هم همان گزارهای [[دینی]] است. او [[معتقد]] است هر چیزی که بتواند در [[شخصیت انسان]] تحول و [[رشد]] ایجاد کند صادق و سازنده است، هر چند اگر این تحول و [[رشد]] عاقبتش به تناقض ختم شود<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.
#در مورد برداشت‌های متفاوت از مفاهیم [[دینی]]، [[دانشمندان]] [[علم کلام]] معتقدند [[آموزه‌های دینی]] بر دو بخش‌اند: یکی ضروریات [[دینی]] که تغییر نمی‌پذیرند، و دیگر، [[قوانین]] متغیر.
*به نظر می‌‌رسد [[جان]] هیک درصدد [[بیان]] مطلب [[کلامی]] نیست بلکه می‌‌خواهد جنبه‌های تحول آفرین [[دین]] را اثبات کرده  و مدعی شود هر چیزی که [[انسان]] را از خود محوری به سمت [[خدامحوری]] سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجه‌اش ختم به تناقض شود چنانکه می‌‌نویسد: هرکس [[معتقد]] باشد [[عیسی]] پدری بشری است قطعا این ادعا [[نادرست]] است اما با این وجود می‌‌توانم بگویم شاید این فرد از من به [[خداوند]] نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی [[دینی]] ناحق هم داشته باشد می‌‌تواند نظریات [[دینی]] صحیح و [[درستی]] داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات [[دینداران]] [[مسیحی]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.</ref>.
##اگر منظور از برداشت‌های متفاوت [[دینی]]، یعنی تغییر اصول ثابت [[دینی]]، باید گفت اصول ثابت [[دینی]]، جزء ضروریات دین‌اند و تغییر و قرائت‌های گوناگون را نمی‌پذیرد چراکه بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] اصول ثابت [[اسلام]]، ابدی‌اند و هیچ‌گاه دگرگونی نخواهند پذیرفت مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفای به عهد]]. به این ترتیب  [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ علمای [[شیعه]] مردود و مطرود است<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. اما اگر مراد کثرت‌گرایان این است که می‌توان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشت‌های متفاوتی کرد، علمای [[شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفته‌اند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی را طلب می‌‌کند که برداشت‌های متفاوت [[دینی]] [[مردم]] می‌‌تواند در اینگونه از وقایع اثر گذار باشد البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] وتنظیم می‌‌شود. در واقع [[اجتهاد]] وسیله‌ای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را دربارۀ همه موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] [[بیان]] می‌کند<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.</ref>. در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشت‌های متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق صحیح نیست؛ چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمی‌توان به آن ملتزم شد؛ به عبارتی وقتی قائل شدیم یک حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمی‌توانیم به آن دسترسی داشته باشیم زیرا این [[حقیقت]] تنها در دستان [[خداوند]] است یعنی در واقع نمی‌توانیم قائل شویم [[توحید]] [[حق]] است یا [[شرک]] و  هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] انسانی [[توان]] مبازه با  قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح می‌‌شود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
*در نقد این نظریه عده ای گفته‌اند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: [[آموزه‌های دینی]] [[ارزش]] ذاتی ندارد و [[آموزه‌های دینی]] مبنای [[علمی]] ندارد چراکه متصف به [[صدق]] [[کذب]] نمی‌شود. این عده با توجه به این دو برداشت گفته‌اند سخن [[جان]] هیک به هیچ عنوان نمی‌تواند مورد [[تأیید]] باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ [[تاریخی]] امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون [[باورهای دینی]] و بدون [[اعتقاد]] به آموزهای [[دینی]] بتوان وجودی متحول و رو به [[رشد]] را ایجاد کرد، بلکه این [[باور]] و [[معرفت]] است که می‌‌تواند موجب تحول درونی [[انسان‌ها]] شود، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] فرمودند: «اول الدین معرفته»<ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>.<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی  </ref>
##اما نظریه ای که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی می‌‌کند و [[معتقد]] است تمام برداشت‌های [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیح است هرچند این برداشت‌ها در تناقض کامل همدیگر باشند. غلط بودن این نظریه کاملاً مشخص است چراکه با یک نگاه ساده می‌‌توان فهمید هیچ عاقلی نمی‌پذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط می‌‌تواند درست و صحیح باشد، بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط می‌‌شود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]]، نفی این [[اعتقاد]] را به همراه دارد<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>. 
*در نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] گفته شده است: [[آموزه‌های دینی]] بر دو بخش‌اند: ضروریات [[دینی]] که تغییر نمی‌پذیرند و [[قوانین]] متغیر. اگر منظور از [[کثرت‌گرایی دینی]][[ تغییر]] اصول ثابت [[دینی]] باشد، باید گفت اصول ثابت [[دینی]] جزء ضروریات دین‌اند و تغییر و قرائت‌های گوناگون را نمی‌پذیرد، چراکه بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} اصول ثابت [[اسلام]]، ابدی‌اند و هیچ‌گاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. به این ترتیب  [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ [[علمای شیعه]] مردود و مطرود است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
#نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] یعنی هر [[دینی]] می‌‌تواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم توسط [[اندیشمندان]] [[علم کلام]] مورد نقد قرا گرفته است، زیرا ایشان معتقدند [[دین]] کثرت نمی‌پذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]] [[دین]]، یکی‌ است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده‌اند. از نظر [[دین اسلام]]، همۀ شریعت‌های پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشته‌اند، اما پس از [[ظهور اسلام]]، [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند و از آن پس، [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] شده است<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.</ref>.
*اما اگر مراد [[کثرت‌گرایان]] این است که می‌توان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشت‌های متفاوتی کرد، [[علمای شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفته‌اند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]]، مقرراتی را طلب می‌‌کند که برداشت‌های متفاوت [[دینی]] [[مردم]] می‌‌تواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق [[علمای دین]] آن هم با فرمولی به نام [[اجتهاد]] [[تبیین]] و تنظیم می‌‌شود<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>.
==[[ادله]] [[پلورالیسم دینی]]==
*در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهره‌گیری از روش‌های [[استنباط]] و ادلۀ اربعه می‌کوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحه‌گیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیله‌ای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]] [[بیان]] می‌کند<ref>عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>.
*البته این نظریه فقط صرف ادعا نیست بلکه دارای [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] است:
*در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشت‌های متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمی‌توان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمی‌توانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این [[حقیقت]] فقط در دستان خداست، یعنی نمی‌توانیم قائل شویم [[توحید]][[ حق]] است یا [[شرک]] زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] [[انسانی]] توان [[مبارزه]] با  قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح می‌‌شود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی. </ref>.
#[[دلیل نقلی]]: بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]] خاتم [[پیامبران]] و [[شریعت اسلام]]، کامل کنندۀ [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]] [[بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}« امروز كافران از بازگشت شما از دين خويش نوميد شده‏اند. از آنان مترسيد از من بترسيد. امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>.
*اما این نظر که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی می‌‌کند و [[معتقد]] است تمام برداشت‌های [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشت‌ها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده می‌‌توان فهمید هیچ عاقلی نمی‌پذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط می‌‌تواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط می‌‌شود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]] نفی آن را به همراه دارد<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
#سیرۀ [[پیامبر]]{{صل}} هم اثبات کنندۀ همین مطلب است چراکه ایشان عده ای را به سمت [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدن‌های مطرح روزگار، فرستاند تا آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کنند و این مطلب دلیلی روشن بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان می‌دهد [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] می‌باید از [[شریعت اسلام]] [[پیروی]] کنند و پس از [[اسلام]]، دیگر دینشان [[حقانیت]] ندارد<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲.</ref>.
====نقد [[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]====
#[[دلیل عقلی]]: بسیاری از آموزه‌های [[ادیان]] پیشین که امروزه در دسترس‌اند، با یکدیگر در [[تعارض]] و ناسازگاری‌اند. بنابر [[حکم عقل]]، یا همۀ این آموزه‌ها برحق‌اند یا بر باطل‌اند و یا پاره‌ای برحق و پاره‌ای دیگر بر [[باطل]]. فرض نخست به [[حکم عقل]] ممکن نیست؛ زیرا موجب اجتماع نقیضین می‌‌شود. فرض دوم نیز ممکن نیست؛ زیرا [[خداوند]] [[حکیم]] راه [[هدایت]] را بر [[بشر]] نمی‌بندد. نتیجۀ [[عقلی]] این است که فرض سوم درست است بنابراین نمی‌توان قائل شد تمام [[ادیان]] [[انسان]] را به [[حقیقت]] می‌‌رساند<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲.</ref>.
*اما نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] و اینکه هر [[دینی]] می‌‌تواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم مورد نقد قرا گرفته است، چراکه [[دین]] کثرت نمی‌پذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]][[ دین]]، یکی‌ است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است.
==نظرات مقابل [[پلورالیسم]]==
*از نظر [[دین اسلام]]، همۀ شریعت‌های پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشته‌اند، اما پس از [[ظهور اسلام]] [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند و از آن پس [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] شده است. البته این نظریه صرف ادعا نیست بلکه دارای ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.    </ref>.
*در هر صورت [[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]] به این معناست که [[ادیان]] مختلف می‌‌توانند به صورت نسبی، از [[حقانیت]] بهره‌مند شوند. در مقابل این نظریه، دیدگاه [[انحصارگرایی]] است که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن، [[دینی]] است که دارای سه ویژگی [[صدق]]، [[حق]] و [[نجات]] باشد. تقریباً همۀ [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند اما در میان [[ادیان]]، [[مسیحیان]] به طور خاص و مبتنی بر [[کتاب مقدس]] این دیدگاه را ارائه داده‌اند؛ آنجا که از زبان [[حضرت مسیح]] گفته می‌‌شود من راه [[راستی]] و حیات هستم؛ هیچ‌کس نمی‌تواند نزد [[پدر]] برود مگر از طریق من؛ اگر مرا می‌‌شناختید، [[پدر]] مرا نیز می‌‌شناختید... کسی که مرا دید، [[پدر]] را دیده است... آیا [[باور]] نمی‌کنید که من در [[پدر]] هستم و [[پدر]] در من است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>. در حالی که بر خلاف این [[عقیده]]، [[قرآن]] به عدم اکراه در [[دین]] اشاره کرده و می‌‌فرماید: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و نیز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>.<ref>اسلام‌شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران، قم.</ref> همچنین [[دعوت]] به گفت و گوی منطقی با [[ادیان]] دیگر کرده و می‌‌فرماید: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref> و نیز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش  مکنید» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید  و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>
#[[دلیل عقلی]]: همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] به منظور محقق شدن [[کمال انسانی]] مستلزم تناقض است، مثلا در مقایسۀ بین [[اسلام]] و [[مسیحیت]]، این تناقض به وضوح خود نمایی می‌‌کند؛ چراکه  اولین مسئله ای که سنگ بنای [[اسلام]] را تشکیل می‌‌دهد، اصل [[توحید]] است و این سخن به این معناست که [[خداوند]] یکی است و قابل تجزیه و تعدد نیست، نه از کسی زاده شده و نه فرزندی دارد. درحالی که زیر بنای اصلی [[مسیحیت]] را [[تثلیث]] تشکیل می‌‌دهد، اگر این [[اعتقاد]] یعنی همسنگ دانستن تمام [[ادیان]] برای [[رسیدن به کمال]] [[انسانی]] صحیح باشد باید ملتزم به این تناقض شویم و آن را بپذیرم در حالی که چنین امری محال است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۵ و ۲۵۶.</ref>.
*نظریۀ سومی که تقربیا می‌‌توان گفت تقصیل دو نظریۀ بالاست نظریۀ شمول‌گرایی است. [[خالق]] این نظریه شخصی به نام کارل رانر است، ایشان با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، [[دین حق]] را فقط [[مسیحیت]] می‌‌داند؛ اما نسبت به [[ادیان]] دیگر [[معتقد]] است تمامی [[ادیان]] غیر از [[مسیحیت]] در عین اینکه مصداق [[حقانیت]] نیستند، اما می‌‌تواند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرمند شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>. به عبارتی نظریۀ شمول‌گرایی مبنایش این است همۀ [[انسان‌ها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بی‌نام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] مورد [[لطف]] کریمانۀ [[خدا]]، قرار می‌‌گیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] [[زندگی]] می‌‌کردند، در درجه‌ای از [[بهشت]] به نام (لیمبو) وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذاب‌های [[جهنمی]] برآنها وارد می‌‌شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
#[[دلیل نقلی]]: بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]] [[خاتم پیامبران]] و [[شریعت اسلام]] و کامل کنندۀ [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]][[ بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}«امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. همچنین سیرۀ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هم، اثبات کنندۀ همین مطلب است زیرا ایشان عده ای را به سمت [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدن‌های مطرح روزگار، فرستادند تا آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] کنند، این مطلب [[دلیل]] روشنی بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان می‌دهد [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] می‌باید از [[شریعت اسلام]][[ پیروی]] کنند و پس از [[اسلام]]، دینشان [[حقانیت]] ندارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲. </ref>.
*باید یادآور شد دیدگاه شمول‌گرایی، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]] [[دین]] [[مسیح]] باز می‌‌گردد. رانر صراحتا می‌‌گوید: هیج [[دینی]] جز [[مسیحیت]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را [[نجات]] دهد زیرا کلمه منحصر به‌ فرد ([[خدا]])، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافته است. او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجات‌یابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها به [[دلیل]] [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
===انگیزۀ طرح [[پلورالیسم دینی]]===
==سه نوع [[پلورالیسم]] مثبت==
*انگیزۀ اصلی طرح [[پلورالیسم دینی]] به دو بخش [[عام و خاص]] تقسیم می‌‌شود:
*البته [[پلورالیسم]] فقط در غالب [[حقانیت]] نسبی ادیانی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه گونه‌های مختلفی از [[پلورالیسم]] وجود دارد که در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می‌‌شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>:
*الف) [[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای عام یعنی [[انگیزه]] ای که سبب [[تولد]] و [[رشد]] [[پلورالیسم دینی]] شد. این مورد به دو بخش تقسیم می‌‌شود:
#[[پلورالیسم]] [[سیاسی]]: یعنی در عرصۀ [[سیاست]] احزاب مختلف به اصولی معتقدند و از آن [[دفاع]] می‌‌کنند ولی در عمل با هم درگیر نمی‌شوند بلکه این احزاب با [[رأی]] دادن، یک [[حکومت]] دموکراتیک برقرار کرده و [[اختلافات]] را از بین برند<ref>مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی، ۱۲/۰۴/۱۳۷۶.</ref>.
#انگیزۀ [[عاطفی]]: عده ای قائلند [[انحصارگرایی]] در [[دین]] و [[مذهب]] موجب حاصل شدن نتایج [[غریب]] و بعیدی می‌‌شود زیرا هر کسی در میان هر [[ملت]] و گرایشی خاص [[رشد]] و نما پیدا کرده است و این امر موجب می‌‌شود شخص [[عقیده]] و راه خود را بر [[حق]] و راه سایرین را ناحق و [[گمراه]] بداند. این [[فکر]] اختصاص به [[مسلمانان]] و یا [[شیعیان]] ندارد کما اینکه [[شیعیان]] سایرین را ناحق می‌‌دانند، آنها هم به همین ترتیب [[شیعیان]] را ناحق می‌‌دانند؛ چنانچه اگر ما در میان [[ملت]] و [[دین]] دیگری و از [[پدر]] و [[مادر]] دیگری متولد می‌‌شدیم یا اینکه اگر یک [[مسیحی]] یا [[یهودی]] اروپایی یا آمریکایی، در [[تهران]] و [[قم]] متولد می‌‌شد،[[ دین]] و [[آیین]] دیگری داشت و همانگونه که آنها باید احتمال [[حقانیت]] [[دین اسلام]] و [[پیامبر گرامی]] آن را بدهند و به دنبال [[تحقیق]] برآیند و کوتاهی نکنند، ما هم متقابلاً باید احتمال دهیم راه‌های دیگر حق‌اند و [[تحقیق]] کنیم؛ چراکه [[تولد]] قهری ما در یک منطقه از [[زمین]] و از [[پدر]] و مادری خاص، مستلزم [[حقانیت]] ما از سویی و عدم [[حقانیت]] سایرین از سوی دیگر نیست؛ به بیانی دیگر پذیرفتن این مسئله که میان ۶ میلیارد [[انسانی]] که در کره [[زمین]] [[زندگی]] می‌‌کنند فقط حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلیون نفر آن [[اهل حق]] و [[اهل بهشت]] هستند و هر کس غیر [[مسلمان]] باشد اهل [[گمراهی]] و [[جهنم]] است امری ظالمانه و به دور از [[انسانیت]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴.</ref>. 
#[[پلورالیسم]] در [[رفتار]]: [[پلورالیسم]] [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] که کم‌چالش‌ترین گونۀ [[پلورالیسم]] است؛ به این معنا که [[پیروان]] همه [[ادیان]] می‌‌تواند در کنار هم، به صورت مسالمت‌آمیز [[زندگی]] کنند. این مسئله در [[قرآن]] و سیرۀ [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]] مؤیداتی نیز دارد نمونه از جمله:
#[[انگیزه]] [[اجتماعی]]: سررشته بسیاری از خرابی‌ها و جنگ‌های ملتها بر سر تک مذهبی و [[تعصب]] [[ملت‌ها]] بود، زیرا هر مذهبی بر اساس تعصبشان [[دین]] دیگری را تخطئه می‌‌کرد. احیای پلورالیسیم [[دینی]] راه حل خوبی برای خاتمه دادن به این در گیری‌ها بود چراکه ادعای [[پلورالیسم]] این است که تمام [[ادیان]] از جمله [[اسلام]]، [[مسیحیت]]، [[کاتولیک]]، ارتدوکس، [[پروتستان]] همه بر [[حق]] هستند و همۀ آنها می‌‌تواند [[بشریت]] را به سمت [[هدایت]] و [[بهشت]] [[راهنمایی]] کنند به این ترتیب ریشه تمام در گیری‌ها به واسطۀ [[پلورالیسم]] از بین می‌‌رود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.
##مؤیدات قرانی:
*هر دو [[انگیزه]] توسط [[دانشمندان]] مورد نقد قرار گرفته است:
###{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که:» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>.<ref>اسلام‌شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران. </ref>
#در مورد [[انگیزه]] [[عاطفی]] باید گفت: [[جاهل]] در بر دو قسم است: [[جاهل]] مقصر: یعنی کسی که دسترسی به [[علم]] دارد یا احتمال خلاف در [[عقیده]] ی خود می‌‌دهد ولی کوتاهی می‌‌کند و به دنبال راه صحیح و [[حق]] نمی‌رود. این دسته از افراد در عرف و [[شرع]] مورد نکوهش‌اند و  [[جاهل]] قاصر: یعنی کسی که یا [[غافل]] است و احتمال خلاف در گفتار و [[کردار]] او وجود ندارد و یا اگر هم احتمالی وجود دارد، [[وسیله]] ای برای رسیدن به [[حق]] را در [[اختیار]] ندارد. این گروه عقلاً و شرعاً مورد مذمّت قرار نمی‌گیرند. اکنون با توجه به این دو نکته می‌‌توان نتیجه گرفت [[مستضعف]] [[فکری]] و [[جاهل]] قاصر؛ هرچند به [[خطا]] رفته است و [[اعتقاد]] او [[حق]] نیست اما از جانب [[خداوند]] معذور است، زیرا [[توانایی]] به دست آوردن [[حقیقت]] از او سلب شده بود و این در حالی است که بسیاری از [[مردم]] [[دنیا]] داخل در این طیف هستند. بله اگر کسی در [[شناخت حق]] کوتاهی کرد و یا [[حق]] را دید و عناد ورزید، از نگاه [[عقل]] و [[شرع]] [[مستحق]] [[تنبیه]] است و این [[تنبیه]] بر اساس [[تقصیر]] و جرمی که انجام داده است واقع می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷، ۲۵۸.   </ref>.  
###{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>.<ref>اسلام‌شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران.</ref>
#در مورد انگیزۀ [[اجتماعی]] و پرهیز از [[جنگ]] و [[خونریزی]] باید گفت این امر موجب [[حقانیت]] ادعاهای [[دینی]] متفاوت و متناقض نمی‌شود. مقولۀ [[حقانیت]] و عدم [[حقانیت]] [[دینی]] افراد غیر از [[عمل ]][[انسان‌ها]] و [[کینه]] ورزی‌ها و اشتباهاتشان است. نمی‌توان با این [[دلایل]] ناقص و غیر منطقی توجیهی برای [[حقانیت]] [[ادیان]] متفاوت درست کرد، بلکه برای پرهیز از [[جنگ‌ها]] و خونریزی‌های غیر ضروری [[دینی]] راه‌های صحیحی در [[اسلام]] و [[تشیع]] وجود دارد. توضیح اینکه: افرادی که شیعۀ [[دوازده امامی]] نیستند به چند گروه متفاوت تقسیم می‌‌شوند که [[احکام]] جداگانه دارند:
###«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»<ref>(و اگر به صلح تمایل نشان دهند، تو نیز از در صلح در آی، و بر خدا توکّل کن که او شنوا و داناست) سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>
##[[فرقه‌های شیعه]] و [[سنی]] که مسلمان‌اند و جز معدودی از افراد ([[ناصبی‌ها]] و اهل [[سبّ]] و عناد با [[معصومین]]) با [[امامیه]] در اصل [[خدا]] و [[دین]] و کتاب و [[ضروریات دین]] مشترک هستند و همگی تحت [[حکومت اسلامی]] به عنوان یک [[انسان]] و [[مسلمان]] از [[حقوق]] متناسب برخوردارند. بین این [[فرقه‌ها]]، هیچگاه  توصیه ای به [[جنگ]] و درگیری نمی‌کند.
###{{متن قرآن|فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«. پس هر گاه كناره گرفتند و با شما نجنگيدند و به شما پيشنهاد صلح كردند، خدا هيچ راهى براى شما بر ضد آنان نگشوده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref>
##غیر [[مسلمانان]] یا کسانی که [[یهودی]] و [[مسیحی]] و یا زرتشتی یا اصطلاحاً اهل کتاب‌اند. این عده هم در [[نظام اسلامی]] بر اساس [[قرارداد]] تحت [[حمایت]] هستند و [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] آنها محترم است و همان طور که [[مسلمانان]][[ خمس]] و [[زکات]] و [[مالیات]] پرداخت می‌‌کنند، اینها هم موظف به پرداخت نوعی [[مالیات]] ([[جزیه]]) در ازای خدمات ارائه شده هستند. نسبت به [[پیروان]] این [[ادیان]] هم هیچگاه [[اسلام]] ابتدائاً [[دستور]][[ جنگ]] صادر نکرده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.  </ref>.
##[[سیره پیامبر]] و [[ائمه معصومین]]:
##کسانی که اهل [[ادیان آسمانی]] نیستند اما با [[حکومت اسلامی]] [[معاهده]] و [[قرارداد]] بسته‌اند. این عدّه ([[کفار]] معاهَد) هم در [[همسایگی]] [[مسلمانان]]، بلکه در [[سرزمین‌های اسلامی]] طبق [[قرارداد]] به [[زندگی]] خود ادامه می‌‌دهند و طرفین باید بر اساس شرایطی که در [[قرارداد]] لحاظ شده عمل کنند. در مورد این گروه هم طبق [[قرارداد]]، [[حقّ]] تعرض و درگیری از طرفین سلب شده است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.</ref>.
###[[پیمان‌نامه]] عمومی که وقتی [[پیامبر]]{{صل}} وارد [[مدینه]] شد، میان [[مسلمانان]] و [[یهودیان]] به ابتکار شخص [[پیامبر]]{{صل}} نوشته شد. از جمله مفاد آن، [[امت]] واحده دانستن [[یهودیان]] و [[مسلمانان]] و عدم تعرض به همدیگر و [[آزادی]] هر دو گروه در اجرای مراسم دینی‌شان و موارد متعدد دیگری است که در جهت همزیستی مسالمت‌آمیز بوده است و مهم‌ترین آن، همان [[احترام]] به [[مخالفان]] و به رسمیت شناختن [[حقوق]] اقلیت‌های [[دینی]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
##کسانی که یا اصلاً اهل [[پیمان]] و [[عهد]] نیستند و یا [[پیمان]] می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد [[یاغی]] و طاغی در هیچ [[حکومت]] و نظامی قابل [[تحمل]] نیستند و اینها را باید با [[زور]] و [[قدرت]] و [[جنگ]] یا وادار به [[تسلیم]] کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ [[حکومتی]] اجازۀ دزدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.  
###نامۀ [[امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]] را می‌‌توان نمونه دیگری از [[پلورالیسم رفتاری]] دانست؛ چنانکه ایشان [[مالک اشتر]] را به [[محبت]] و [[دوستی]] به همه، چه [[مسلمان]] و چه غیر [[مسلمان]] سفارش می‌‌کند، از آن جهت که [[مسلمانان]] هم [[مذهب]] و دیگران همنوع وی در [[انسانیت]] هستند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
*در کنار امور یاد شده،[[ دین]] منطقی و معقول [[اسلام]] همیشه از مخالفینشان [[دعوت]] به بحث و [[گفتگو]] کرده و [[معتقد]] است اگر [[حقانیت]] و صحت مخالفینشان اثبات شد از سخنانشان دست برمی دارد و برعکس اگر ثابت شد [[دین اسلام]] به [[حق]] است همین [[انتظار]] را از [[ادیان]] مخالف دارد؛ حتی [[اسلام]] برای دفع هرگونه [[جنگی]] [[معتقد]] است که اگر مخالفین [[اسلام]] [[تسلیم]] [[منطق]] و [[حق]] نمی‌شوند، طبق [[عهد]] و [[قرارداد]] با آنان [[معاهده]] شود تا از [[خون]] و [[خونریزی]] جلوگیری شود، نهایتاً اگر کسی حرف منطقی و [[حق]] را نپذیرفت و حاضر به [[صلح]] و [[معاهده]] و همزیستی نشد، هر ناظر منصفی [[تصدیق]] می‌‌کند که چاره ای جز برخورد نمی‌ماند. پس این سخن صحیح نیست که [[معتقد]] شویم یرای جلوگیری از هرگونه [[جنگی]] باید بپذیریم تمام [[ادیان]] مخالف برحقند و انحصار در [[دین]] [[واحد]]، برای رسیدن به [[حق]] [[باطل]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک. </ref>.
#[[پلورالیسم]] در [[رستگاری]]: [[نجات]] و [[رستگاری]]، [[هدف]] اساسی همۀ [[ادیان]] است. آنها مدعی‌اند [[پیروان]] خود را به [[نجات]] و [[رستگاری]] می‌‌رسانند، اما در [[پلورالیسم]] [[نجات]]، مسئله فراتر از این است؛ یعنی [[حقانیت]] تنها در یک [[دین]] منحصر است، اما این مسئله با [[نجات]] [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] منافاتی ندارد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
*ب) [[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای خاص: یعنی [[انگیزه]] ای که سبب شد [[پلورالیسم]] در جامعۀ [[اسلامی]][[ رشد]] و نمو کند. این [[انگیزه]] به دو [[دلیل]] ایجاد شد:
*این نگاه در [[منابع اسلامی]] مورد [[تأیید]] است؛ به خصوص [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] که نسبت به شناختن [[دین حق]]، [[جاهل]] قاصر بوده‌اند، به خاطر اجرای [[اعمال]] [[اخلاقی]] و درست، از [[عذاب]] جاودانی [[نجات]] خواهند یافت؛ چنانچه در [[آیه]] ۸۹ تا ۹۹ [[سوره]] نساء بنابر [[تفسیر]] [[امام باقر]]{{ع}} در مقابل کسانی که همه را اهل [[آتش جهنم]] می‌‌دانستند، از آنها به عنوان [[مستضعفین]] و «مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ» یاد شده است که سزاوار است [[خداوند]]، این گمراهان‌ها را به [[بهشت]] داخل کند، هرچند این [[آیات]] ناظر به [[مستضعفین]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است؛ اما این [[آیات]] شامل [[مستضعف]] [[فکری]] نیز می‌‌شود. خلاصه اینکه پذیرش [[پلورالیسم]] در [[رستگاری]]، جواب بسیاری از [[شبهه‌ها]] مثل اینکه آیا [[خداوند]]، تمام [[گمراهان]] و غیر [[مسلمانان]] را به [[جهنم]] می‌‌برد را می‌‌دهد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.  
#جلوگیری از صدور [[فرهنگ اسلامی]] و [[فرهنگ]] [[انقلاب]]: ادعای [[پلورالیسم]] بر این مبنا [[استوار]] است که تمام [[ادیان]]، طریقی به سمت [[حقانیت]] هستند و حرف [[حق]] را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و [[ادیان]] و [[عقاید]] صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به [[اسلام]] [[دعوت]] شوند. در نتیجه، صدور [[فرهنگ اسلامی]] به چالش کشیده می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
==نتیجه گیری==
#هموار کردن راه نفوذ [[افکار]] و [[عقاید]] و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ [[اسلامی]]: وقتی [[دین]] و [[فرهنگ]] و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها [[دین حق]] را [[اسلام]] ندانستیم، قهراً راه برای سایر [[ادیان]] و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ [[فرهنگ]] غربی در جامعۀ [[اسلامی]] می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
*بنابراین می‌‌توان گفت پلورالسیم در تمام ابعادش نه صحیح مطلق است و نه [[باطل]] مطلق. اما صحیح مطلق نبودن [[پلورالیسم]]، به خاطر نگاه این [[مکتب]] به [[ادیان]] است. در واقع پلورالسیم [[دینی]] [[معتقد]] است [[حقانیت]] [[ادیان]] به صورت نسبی است و این امر موجب [[گمراهی]] [[بندگان]] از سوی [[ادیان]] می‌‌شود، چراکه عدم تعیین مسیر قطعی از سوی [[ادیان الهی]] به منزلۀ مشخص نشدن راه مستقیم است و این یعنی [[گمراهی]] [[پیروان ادیان]]. اما [[باطل]] مطلق نبودن [[پلورالیسم]] به خاطر این است که دوگونه از [[پلورالیسم]] یعنی [[پلورالیسم رفتاری]] و [[رستگاری]] همانطور که در متن فوق گفته شد صحیح و مورد [[تأیید]] [[اسلام]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>.
===دیدگاه انحصار‌گرایی===
*در مقابل [[نظریه ]][[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]]، دیدگاه [[انحصارگرایی]] وجود دارد که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد [[صدق]]،[[ حق]] و [[نجات]]. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]][[ دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>.
*شروع نظریۀ انحصار‌گرایی از [[اندیشه]] [[مسیحیت]][[ رشد]] و نمو پیدا کرد به طوری که منحصرین معتقدند تنها راه [[نجات]] برای [[هدایت]] فقط از طریق این [[دین]] حاصل می‌‌شود. البته این امر بدان [[دلیل]] نیست که [[دین]] [[مسیح]] تنها [[دین]] [[نجات دهنده]] است بلکه چون راه [[نجات]] به [[حقیقت]] فقط از راه [[تجلی]] [[خداوند]] بر [[بشر]] حاصل شدنی است و [[مسیح]] تنها شخصی است که [[خداوند]] بر او [[تجلی]] کرده است، می‌‌توان نتیجه گرفت تنها [[دین]] [[مسیح]] می‌‌تواند راه [[نجات]] [[بشریت]] باشد<ref>ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.
===دیدگاه شمول‌گرایی===
*نظریه سومی هم وجود دارد که می‌‌توان گفت تقصیل دو نظریه بالاست و آن نظریۀ شمول‌گرایی است. [[خالق]] این نظریه شخصی به نام کارل رانر است، ایشان با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، [[دین حق]] را فقط [[مسیحیت]] می‌‌داند؛ اما نسبت به [[ادیان]] دیگر [[معتقد]] است تمامی [[ادیان]] غیر از [[مسیحیت]] در عین اینکه مصداق [[حقانیت]] نیستند، اما می‌‌توانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرمند شود. رانر در [[نقلی]] میگوید گرچه برای مسیحت یک [[تاریخ]] خاصی مشخص شده است اما این [[مسیحیت]] یک پیش [[تاریخ]] نیز دارد چنانکه در دوران پیش از [[مسیحیت]] بسیاری از اسرائیلیان و [[پیروان ادیان]] دیگر به [[دلیل]] [[ایمان]] خودشان و [[اطاعت]] از [[مسیح]] زمانشان [[نجات]] یافتند و این مطلب را می‌‌توان در [[ادیان]] بعد از [[مسیح]] هم صحیح دانست البته به این شرط که آنان نسبت به [[دین]] [[مسیح]]  هیچگونه آشنایی نداشته باشند به نظر رانر این افراد [[مسیحیان]] بدون عنوان نامیده می‌‌شوند.
*باید یادآور شد دیدگاه شمول‌گرایی، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]][[ دین]] [[مسیح]] باز می‌‌گردد. رانر صراحتا می‌‌گوید: هیج [[دینی]] جز [[مسیحیت]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را [[نجات]] دهد زیرا کلمه منحصر به‌ فرد ([[خدا]])، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافته است. او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجات‌یابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها به [[دلیل]] [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ کالبد شکافی پلورالیسم دینی. </ref>.
===نتیجه گیری===
*بنابراین [[پلورالیسم دینی]] از هر دو نوعش یعنی هم از منظر [[فهم]] متفاوت [[دینی]] و هم به معنای همسنگ دانستن [[ادیان الهی]] مورد قبول [[اسلام]] نیست، بلکه فقط در یک مورد آن، یعنی در [[فهم]] متفاوت [[دینی]] نسبت به [[قوانین]] متغیر [[اسلامی]] که موجب محال [[عقلی]] نشود و با شرایط خاص خودش باشد، مورد پذیرش [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] قرار گرفته است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>.
 





نسخهٔ ‏۱۰ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۲۷

نویسنده: آقای قاضی زاده

پاسخ تفصیلی

چیستی پلورالیسم دینی

  1. پلورالیسم در فهم دین: یعنی برداشت‌های متفاوت از دین و به عبارت دیگر قرائت‌های مختلف از دین یا همان "کثرت‌گرایی در فهم دین". بر این اساس انسان‌ها برای رسیدن به سعادت، می‌توانند آموزه‌های دینی را با قرائت‌های مختلف تفسیر کنند[۴].
  2. پلورالیسم در همسنگ دانستن ادیان: یعنی همسنگ دانستن همۀ ادیان برای رسیدن به حقیقت. بر این اساس ادیان مختلف، راه‌های گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقت دارند[۵].

نقد پلورالیسم دینی

  • پلورالیسم به هر دو نوع آن مورد نقد قرار گرفته است که در ادامه به این مسأله پرداخته خواهد شد.

نقد پلورالیسم در فهم دین

  • دربارۀ پلورالیسم در فهم دین باید دانست، تولد این نوع از پلورالیسم از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، نزول وحی به معنای ثبوت یک دین الهی است. اما اختلافاتی که از این وحی به وجود می‌‌آید به خاطر فهم از دین است که عده ای از آن مسیحیت را می‌‌فهمند و عده ای دیگر یهودیت را[۶].
  • حال این سوال پیش می‌‌آید، چرا پیغمبرانی که این ادیان را آوردند، نسبت به پیرواندین دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه قرآن دربارۀ مسیحیت می‌‌فرماید: ﴿كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ[۷]، ﴿تکاد السموات یتفطّرن؛ ادعای اینکه خداوند فرزند دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ ﴿وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا[۸] قائل به تثلیث نباشید، خدا یکی است. با این تماثیل چگونه می‌‌توان قائل شد مذاهب گوناگونی که براساس فهم از نزول وحی حاصل می‌‌شود صحیح و بدون ایراد است؟
  • مدعیان پلورالیسم به این سوال چنین جواب دادند: وحی یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار خداوند است و اگر پیامبران سخنی از جانب وحی می‌‌گویند صرف تفسیر و برداشت خود از وحی است. نمونه‌اش آیاتی است که ذکر شد. تمام این آیات جلوۀ یک حقیقت ثابت نیست، بلکه برداشت پیامبر از وحی است که به ایشان نازل شده و می‌‌تواند اشتباه هم باشد. به عبارتی تمام قرآنی که به واسطۀ وحی بر پیامبر نازل شده است برداشت ایشان از وحی الهی است و اگر این کلام ثابت شود، نتیجه این می‌‌شود که دیگران هم می‌‌توانند به واسطۀ وحی برداشت‌های متفاوت و حتی بهتر از برداشت پیامبر نسبت به وحی الهی بکنند.
  • دلیل این ادعا نزد این عده چنین بیان شده است: پیامبران الهی مانند مردم، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم فهم بشری و تابع شرایط ذهنی خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از علوم دیگر گرفته شده است و مجموع اینها تشکیل دهندۀ فهم انسانی است. بنابراین، این نوع پلورالیسم معتقد است یک حقیقت واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ انسانی قرار نگرفته؛ حتّی پیغمبران هم به آن حقیقت دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن حقیقت اطلاع دارد.
  • برخلاف این نظریه یعنی وجود یک حقیقت دینی، برخی معتقدند اصلا حقیقت دینی ثابتی وجود ندارد بلکه هر فهمی از دین خودش یک حقیقت است حتی اگر دو فهم از دین با هم در تناقض باشند[۹]. چنانکه جان هیک برای اثبات مسئلۀ تناقض در موضوع دین قائل شده است که دین از دو بخش حاصل می‌‌شود. گوهر دین و صدف دین که معمولا این دو عنوان در همدیگر ممزوج هستند و برای حل مسئله تناقض باید بین این دو عنوان تفکیک ایجاد شود. جان هیک معتقد است گوهر دین متحول کردن شخصیت انسان هاست و صدف دین هم همان گزارهای دینی است. او معتقد است هر چیزی که بتواند در شخصیت انسان تحول و رشد ایجاد کند صادق و سازنده است، هر چند اگر این تحول و رشد عاقبتش به تناقض ختم شود[۱۰].
  • به نظر می‌‌رسد جان هیک درصدد بیان مطلب کلامی نیست بلکه می‌‌خواهد جنبه‌های تحول آفرین دین را اثبات کرده و مدعی شود هر چیزی که انسان را از خود محوری به سمت خدامحوری سوق دهد آن چیز وجودش بلامانع است هرچند اگر آن چیز نتیجه‌اش ختم به تناقض شود چنانکه می‌‌نویسد: هرکس معتقد باشد عیسی پدری بشری است قطعا این ادعا نادرست است اما با این وجود می‌‌توانم بگویم شاید این فرد از من به خداوند نزدیکتر باشد. در واقع هیک با این سخن درصدد بر آمده تا ثابت کند اگر کسی دینی ناحق هم داشته باشد می‌‌تواند نظریات دینی صحیح و درستی داشته باشد حتی اگر در تناقض با نظریات دینداران مسیحی باشد[۱۱].
  • در نقد این نظریه عده ای گفته‌اند دو نکته در سخنان هیک وجود دارد: آموزه‌های دینی ارزش ذاتی ندارد و آموزه‌های دینی مبنای علمی ندارد چراکه متصف به صدق کذب نمی‌شود. این عده با توجه به این دو برداشت گفته‌اند سخن جان هیک به هیچ عنوان نمی‌تواند مورد تأیید باشد چراکه این سخن هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ تاریخی امری غیر قابل اثبات است، چگونه ممکن است بدون باورهای دینی و بدون اعتقاد به آموزهای دینی بتوان وجودی متحول و رو به رشد را ایجاد کرد، بلکه این باور و معرفت است که می‌‌تواند موجب تحول درونی انسان‌ها شود، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) در کلامی فرمودند: «اول الدین معرفته»[۱۲].[۱۳]
  • در نقد پلورالیسم در فهم دین گفته شده است: آموزه‌های دینی بر دو بخش‌اند: ضروریات دینی که تغییر نمی‌پذیرند و قوانین متغیر. اگر منظور از کثرت‌گرایی دینیتغییر اصول ثابت دینی باشد، باید گفت اصول ثابت دینی جزء ضروریات دین‌اند و تغییر و قرائت‌های گوناگون را نمی‌پذیرد، چراکه بنابر گفتار صریح پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) اصول ثابت اسلام، ابدی‌اند و هیچ‌گاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل حرمت ظلم، وجوب عدل، لزوم ادای امانت و دفع غرامت و وفا به عهد. به این ترتیب پلورالیسم ـ به معنای تغییر اصول ثابت اسلام ـ نزد همۀ علمای شیعه مردود و مطرود است[۱۴].
  • اما اگر مراد کثرت‌گرایان این است که می‌توان از قوانین متغیر اسلام، برداشت‌های متفاوتی کرد، علمای شیعه نیز با شرایطی آن را پذیرفته‌اند. چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ زندگی فردی و اجتماعیانسان، مقرراتی را طلب می‌‌کند که برداشت‌های متفاوت دینی مردم می‌‌تواند در اینگونه وقایع اثر گذار باشد. البته در اینجا هم بخش زیادی از این مقررات، از طریق علمای دین آن هم با فرمولی به نام اجتهاد تبیین و تنظیم می‌‌شود[۱۵].
  • در تعریف اجتهاد باید گفت اجتهاد وسیله ای است که با بهره‌گیری از روش‌های استنباط و ادلۀ اربعه می‌کوشد تا برای نیازهای نوپیدای انسان، جوابی پیدا کند. البته اجتهاد حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحه‌گیری در آن دخیل نباشد[۱۶]. درواقع اجتهاد وسیله‌ای است که احکام کلی شریعت را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای زندگی فردی و اجتماعیانسان بیان می‌کند[۱۷].
  • در نتیجه پلورالیسم به معنای برداشت‌های متفاوت از معارف دینی به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمی‌توان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان بشریت وجود دارد و ما نمی‌توانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این حقیقت فقط در دستان خداست، یعنی نمی‌توانیم قائل شویم توحیدحق است یا شرک زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که فهم انسانی توان مبارزه با قطعیات اسلام و قطعیات قرآن ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح می‌‌شود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و دلایل ما در آن بستر فقط دلایل ظنّی است، پلورالیسم به این معنا پذیرفته شده است[۱۸].
  • اما این نظر که وجود حقیقت ثابت را به طور کامل نفی می‌‌کند و معتقد است تمام برداشت‌های آدمی از دین برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشت‌ها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده می‌‌توان فهمید هیچ عاقلی نمی‌پذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط می‌‌تواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از حجیت ساقط می‌‌شود چراکه صرف ادعای این اعتقاد نفی آن را به همراه دارد[۱۹].

نقد پلورالیسم در همسنگ دانستن ادیان

  1. دلیل عقلی: همسنگ دانستن تمام ادیان به منظور محقق شدن کمال انسانی مستلزم تناقض است، مثلا در مقایسۀ بین اسلام و مسیحیت، این تناقض به وضوح خود نمایی می‌‌کند؛ چراکه اولین مسئله ای که سنگ بنای اسلام را تشکیل می‌‌دهد، اصل توحید است و این سخن به این معناست که خداوند یکی است و قابل تجزیه و تعدد نیست، نه از کسی زاده شده و نه فرزندی دارد. درحالی که زیر بنای اصلی مسیحیت را تثلیث تشکیل می‌‌دهد، اگر این اعتقاد یعنی همسنگ دانستن تمام ادیان برای رسیدن به کمال انسانی صحیح باشد باید ملتزم به این تناقض شویم و آن را بپذیرم در حالی که چنین امری محال است[۲۱].
  2. دلیل نقلی: بنابر آیات قرآنی، پیامبر اسلام خاتم پیامبران و شریعت اسلام و کامل کنندۀ شرایع پیشین است. از این رو، قوانین این شریعت هدایتبشر را تا ابد بر عهده دارد[۲۲]. همچنین سیرۀ پیامبر اکرم(ص) هم، اثبات کنندۀ همین مطلب است زیرا ایشان عده ای را به سمت مردم دیگر مناطق جهان و تمدن‌های مطرح روزگار، فرستادند تا آنان را به اسلام دعوت کنند، این مطلب دلیل روشنی بر جهانی بودن اسلام است و نشان می‌دهد پیروان دیگر شرایع می‌باید از شریعت اسلامپیروی کنند و پس از اسلام، دینشان حقانیت ندارد[۲۳].

انگیزۀ طرح پلورالیسم دینی

  1. انگیزۀ عاطفی: عده ای قائلند انحصارگرایی در دین و مذهب موجب حاصل شدن نتایج غریب و بعیدی می‌‌شود زیرا هر کسی در میان هر ملت و گرایشی خاص رشد و نما پیدا کرده است و این امر موجب می‌‌شود شخص عقیده و راه خود را بر حق و راه سایرین را ناحق و گمراه بداند. این فکر اختصاص به مسلمانان و یا شیعیان ندارد کما اینکه شیعیان سایرین را ناحق می‌‌دانند، آنها هم به همین ترتیب شیعیان را ناحق می‌‌دانند؛ چنانچه اگر ما در میان ملت و دین دیگری و از پدر و مادر دیگری متولد می‌‌شدیم یا اینکه اگر یک مسیحی یا یهودی اروپایی یا آمریکایی، در تهران و قم متولد می‌‌شد،دین و آیین دیگری داشت و همانگونه که آنها باید احتمال حقانیت دین اسلام و پیامبر گرامی آن را بدهند و به دنبال تحقیق برآیند و کوتاهی نکنند، ما هم متقابلاً باید احتمال دهیم راه‌های دیگر حق‌اند و تحقیق کنیم؛ چراکه تولد قهری ما در یک منطقه از زمین و از پدر و مادری خاص، مستلزم حقانیت ما از سویی و عدم حقانیت سایرین از سوی دیگر نیست؛ به بیانی دیگر پذیرفتن این مسئله که میان ۶ میلیارد انسانی که در کره زمین زندگی می‌‌کنند فقط حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلیون نفر آن اهل حق و اهل بهشت هستند و هر کس غیر مسلمان باشد اهل گمراهی و جهنم است امری ظالمانه و به دور از انسانیت است[۲۴].
  2. انگیزه اجتماعی: سررشته بسیاری از خرابی‌ها و جنگ‌های ملتها بر سر تک مذهبی و تعصب ملت‌ها بود، زیرا هر مذهبی بر اساس تعصبشان دین دیگری را تخطئه می‌‌کرد. احیای پلورالیسیم دینی راه حل خوبی برای خاتمه دادن به این در گیری‌ها بود چراکه ادعای پلورالیسم این است که تمام ادیان از جمله اسلام، مسیحیت، کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان همه بر حق هستند و همۀ آنها می‌‌تواند بشریت را به سمت هدایت و بهشت راهنمایی کنند به این ترتیب ریشه تمام در گیری‌ها به واسطۀ پلورالیسم از بین می‌‌رود[۲۵].
  1. در مورد انگیزه عاطفی باید گفت: جاهل در بر دو قسم است: جاهل مقصر: یعنی کسی که دسترسی به علم دارد یا احتمال خلاف در عقیده ی خود می‌‌دهد ولی کوتاهی می‌‌کند و به دنبال راه صحیح و حق نمی‌رود. این دسته از افراد در عرف و شرع مورد نکوهش‌اند و جاهل قاصر: یعنی کسی که یا غافل است و احتمال خلاف در گفتار و کردار او وجود ندارد و یا اگر هم احتمالی وجود دارد، وسیله ای برای رسیدن به حق را در اختیار ندارد. این گروه عقلاً و شرعاً مورد مذمّت قرار نمی‌گیرند. اکنون با توجه به این دو نکته می‌‌توان نتیجه گرفت مستضعف فکری و جاهل قاصر؛ هرچند به خطا رفته است و اعتقاد او حق نیست اما از جانب خداوند معذور است، زیرا توانایی به دست آوردن حقیقت از او سلب شده بود و این در حالی است که بسیاری از مردم دنیا داخل در این طیف هستند. بله اگر کسی در شناخت حق کوتاهی کرد و یا حق را دید و عناد ورزید، از نگاه عقل و شرع مستحق تنبیه است و این تنبیه بر اساس تقصیر و جرمی که انجام داده است واقع می‌‌شود[۲۶].
  2. در مورد انگیزۀ اجتماعی و پرهیز از جنگ و خونریزی باید گفت این امر موجب حقانیت ادعاهای دینی متفاوت و متناقض نمی‌شود. مقولۀ حقانیت و عدم حقانیت دینی افراد غیر از عمل انسان‌ها و کینه ورزی‌ها و اشتباهاتشان است. نمی‌توان با این دلایل ناقص و غیر منطقی توجیهی برای حقانیت ادیان متفاوت درست کرد، بلکه برای پرهیز از جنگ‌ها و خونریزی‌های غیر ضروری دینی راه‌های صحیحی در اسلام و تشیع وجود دارد. توضیح اینکه: افرادی که شیعۀ دوازده امامی نیستند به چند گروه متفاوت تقسیم می‌‌شوند که احکام جداگانه دارند:
    1. فرقه‌های شیعه و سنی که مسلمان‌اند و جز معدودی از افراد (ناصبی‌ها و اهل سبّ و عناد با معصومین) با امامیه در اصل خدا و دین و کتاب و ضروریات دین مشترک هستند و همگی تحت حکومت اسلامی به عنوان یک انسان و مسلمان از حقوق متناسب برخوردارند. بین این فرقه‌ها، هیچگاه توصیه ای به جنگ و درگیری نمی‌کند.
    2. غیر مسلمانان یا کسانی که یهودی و مسیحی و یا زرتشتی یا اصطلاحاً اهل کتاب‌اند. این عده هم در نظام اسلامی بر اساس قرارداد تحت حمایت هستند و جان و مال و ناموس آنها محترم است و همان طور که مسلمانانخمس و زکات و مالیات پرداخت می‌‌کنند، اینها هم موظف به پرداخت نوعی مالیات (جزیه) در ازای خدمات ارائه شده هستند. نسبت به پیروان این ادیان هم هیچگاه اسلام ابتدائاً دستورجنگ صادر نکرده است[۲۷].
    3. کسانی که اهل ادیان آسمانی نیستند اما با حکومت اسلامی معاهده و قرارداد بسته‌اند. این عدّه (کفار معاهَد) هم در همسایگی مسلمانان، بلکه در سرزمین‌های اسلامی طبق قرارداد به زندگی خود ادامه می‌‌دهند و طرفین باید بر اساس شرایطی که در قرارداد لحاظ شده عمل کنند. در مورد این گروه هم طبق قرارداد، حقّ تعرض و درگیری از طرفین سلب شده است[۲۸].
    4. کسانی که یا اصلاً اهل پیمان و عهد نیستند و یا پیمان می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد یاغی و طاغی در هیچ حکومت و نظامی قابل تحمل نیستند و اینها را باید با زور و قدرت و جنگ یا وادار به تسلیم کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ حکومتی اجازۀ دزدی و تجاوز به حقوق دیگران را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد[۲۹].
  1. جلوگیری از صدور فرهنگ اسلامی و فرهنگ انقلاب: ادعای پلورالیسم بر این مبنا استوار است که تمام ادیان، طریقی به سمت حقانیت هستند و حرف حق را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و ادیان و عقاید صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به اسلام دعوت شوند. در نتیجه، صدور فرهنگ اسلامی به چالش کشیده می‌‌شود[۳۱].
  2. هموار کردن راه نفوذ افکار و عقاید و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ اسلامی: وقتی دین و فرهنگ و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها دین حق را اسلام ندانستیم، قهراً راه برای سایر ادیان و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ فرهنگ غربی در جامعۀ اسلامی می‌‌شود[۳۲].

دیدگاه انحصار‌گرایی

دیدگاه شمول‌گرایی

نتیجه گیری




مقدمه

موضع شیعه در برابر کثرت‌گرایی فهم دینی

موضع تشیع در برابر کثرت دین

  1. دلیل نقلی: بنابر آیات قرآنی، پیامبر اسلام(ص) خاتم پیامبران و شریعت اسلام، کامل کننده شرایع پیشین است. از این رو، قوانین این شریعت هدایت بشر را تا ابد بر عهده دارد[۵۳]. آموزه‌های بنیادی شرایع پیشین همچنان بر جای مانده‌اند و اسلام نیز آنها را پذیرفته است؛ اما آموزه‌های فرعی را- اگر نیازمند نسخ بوده‌اند- نسخ کرده است[۵۴][۵۵].
  2. دلیل عقلی: بسیاری از آموزه‌های ادیان پیشین که امروزه در دسترس‌اند، با یکدیگر در تعارض و ناسازگاری‌اند[۵۶]. بنابر حکم عقل، یا همه این آموزه‌ها برحق‌اند یا همگی بر باطل‌اند و یا پاره‌ای برحق و پاره‌ای دیگر بر باطل. فرض نخست به حکم عقل ممکن نیست؛ زیرا اجتماع نقیضین حاصل می‌آید. فرض دوم نیز ممکن نیست؛ زیرا خداوند حکیم راه هدایت را بر بشر نمی‌بندد. نتیجه عقلی این است که فرض سوم درست است[۵۷].
  3. سیره پیامبر(ص): اینکه پیامبر اسلام به سوی مردم دیگر مناطق جهان و تمدن‌های مطرح روزگار، سفیرانی گسیل کرد و پیام اسلام را به گوش آنان رسانید، دلیلی روشن بر جهانی بودن اسلام است و نشان می‌دهد که پیروان دیگر شرایع می‌باید از شریعت اسلام پیروی کنند[۵۸] و پس از اسلام، ادیان دیگر حقانیت خویش را از دست داده‌اند[۵۹][۶۰].

پلورالیسم دینی در فرهنگ اصطلاحات علم کلام

رویکردهای مختلف درباره حقانیت و نجات ادیان

  1. "پلورالیسم" یا "تکثرگرایی" به این معناست که ادیان مختلف می‌‌توانند به‌صورت نسبی، از حقانیت بهره‌مند باشند. در مباحث پیش‌رو، بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد.
  2. وجه مقابل آن، دیدگاه انحصارگرایی است که تنها یک دین را مصداق دین کامل و برگزیده الهی می‌داند و آن، دینی است که دارای سه ویژگی صدق، حق و نجات باشد. تقریباً همه ادیان بر انحصارگرایی دین خود باور دارند. مسیحیان، به خصوص مبتنی بر کتاب مقدس این دیدگاه را ارائه می‌‌دهند؛ آنجاکه از زبان حضرت مسیح گفته می‌‌شود: من راه راستی و حیات هستم؛ هیچ‌کس نزد پدر، جز به‌وسیله من نمی‌آید... اگر مرا می‌‌شناختید، پدر مرا نیز می‌‌شناختید... کسی که مرا دید، پدر را دیده است... آیا باور نمی‌کنید که من در پدر هستم و پدر در من است؟![۶۳][۶۴].
  3. دیدگاه سومی که شاید با نگاه میانه و درعین‌حال برتر ماندن دین مسیحیت، از سوی برخی اندیشمندان غربی ارائه شد، نظریه "شمول‌گرایی" است.

پیدایش پلورالیسم

مفهوم پلورالیسم دینی

  • "پلورالیسم"، به این معناست که هرکدام از ادیان عالم می‌توانند درجه و مرحله‌ای از حقانیت را واجد باشند؛ نه هیچ‌کدام حق و نه باطل محض است. به بیان جان هیک، ادیان بزرگ جهان، تشکیل‌دهنده برداشت‌های متفاوت از یک حقیقت غایی و مرموز الوهی اند[۷۳]. ترجمه فارسی این نکته که به نظر می‌‌آید ترجمه بیراهی نباشد "صراط‌های مستقیم" است. ازاین‌رو، همه ادیان موجود، برای پیروان خود دارای حجت و اعتبار هستند[۷۴].

نقد مبانی پلورالیسم

انواع پلورالیسم

  • مبحثی که در پایان بحث پلورالیسم باید مورد توجه قرار داد، گونه‌های مختلف پلورالیسم است، که از سه جهت می‌‌تواند مورد گفتگو قرار بگیرد:

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  2. ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.
  3. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  4. ر.ک: پلورالیسم دینی‌، ۱۰.
  5. ر.ک: پلورالیسم دینی‌، ۱۰.
  6. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  7. «بزرگ سخنی از دهانشان بیرون می‌آید» سوره کهف، آیه ۵.
  8. «و مگوييد كه سه است. از اين انديشه‏ ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.
  9. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  10. ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.
  11. ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.
  12. نهج البلاغه، خطبه۱
  13. ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی
  14. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  15. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  16. عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷.
  17. عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷.
  18. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  19. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  20. ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  21. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۵ و ۲۵۶.
  22. ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا«امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم.» سوره مائده، آیه ۳؛ ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.
  23. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲.
  24. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴.
  25. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.
  26. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷، ۲۵۸.
  27. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.
  28. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.
  29. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.
  30. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک.
  31. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.
  32. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.
  33. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.
  34. ر.ک: کالبد شکافی پلورالیسم دینی.
  35. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ کالبد شکافی پلورالیسم دینی.
  36. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸؛ مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.
  37. اکسفورد، ۹۵۳.
  38. پلورالیسم دینی‌، ۱۰.
  39. مدخل مسائل جدید در علم کلام‌، ۲/ ۱۸.
  40. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  41. عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۵.
  42. انعام/ ۱۹؛ فرقان/ ۱؛ اعراف/ ۱۵۸.
  43. بحارالانوار، ۲۶۰۲؛ اصول کافی‌، ۱/ ۱۷۲.
  44. عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۶- ۵۶۴؛ گوهر مراد، ۳۹۹؛ کشف المراد، ۳۷۵؛ شریعت در آئینه معرفت‌، ۱۰۳.
  45. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  46. شریعت در آئینه معرفت‌، ۲۱۷.
  47. عقائد الشیعة الامامیه‌، ۵۶۶ و ۵۶۷.
  48. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.
  49. مدخل مسائل جدید در علم کلام‌، ۲/ ۲۹۶.
  50. المیزان‌، ۱/ ۲۵۳.
  51. مصنفات شیخ مفید، ۱۴/ ۳۰.
  52. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۱ -۱۷۲.
  53. ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ سوره مائده، آیه ۳؛ ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ؛ سوره توبه، آیه ۳۳.
  54. المیزان‌، ۵/ ۳۴۸.
  55. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲.
  56. موازنه بین ادیان چهارگانه‌، ۱۶- ۱۴.
  57. فرهنگ شیعه، ص 172.
  58. آموزش عقاید، ۲/ ۱۵۱.
  59. شریعت در آئینه معرفت‌، ۹۸.
  60. فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲.
  61. بنگرید به کتاب صراط‌های مستقیم، عبدالکریم سروش و کتابی که در نقد آن به‌نام صراط مستقیم، اثر عباس نیکزاد نوشته شده است.
  62. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۳.
  63. یوحنا، ۱۴، ۱۰ - ۶.
  64. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۳.
  65. شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته می‌‌شود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای می‌‌گیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.
  66. الیاده، دین‌پژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.
  67. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۴.
  68. پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۵.
  69. هیک، مباحث پلورالیسم دینی، ص۹۹.
  70. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۵.
  71. هیک، مباحث پلورالیسم دینی، ص۳۰ - ۲۱.
  72. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۵.
  73. الیاده، دین‌پژوهی، (مقاله تعدد ادیان جان هیک)، ص۳۰۱.
  74. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۵.
  75. جهت مطالعه مبانی پلورالیسم و نقدهای وارده، بنگرید به: کتاب‌های تدوین شده در حوزه کلام جدید و کتاب‌هایی که اختصاصاً در مورد پلورالیسم نوشته شده است؛ از جمله کتاب‌های تحلیل و نقد پلورالیسم دینی، اثر علی ربانی گلپایگانی و کتاب صراط مستقیم، اثر عباس نیکزاد و مقالات متعددی که در این زمینه نگاشته شده است.
  76. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۵-۲۰۶.
  77. بنگرید به: نصیری، منابع تاریخ اسلام، از جمله تاریخ تحلیلی صدر اسلام، ص۱۰۹ - ۱۰۶.
  78. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  79. حقیقت، تاریخ عرفان و عارفان ایرانی، ص۱۲.
  80. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۶.
  81. سوره نساء، آیه:۹۹ -۸۹.
  82. «و دیگرانی که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.
  83. کلینی، کافی، ج۲، ص۳۸۳.
  84. طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۶۱ - ۵۱.
  85. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۷.
  86. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.