بیعت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط
{{امامت}}
| موضوع مرتبط = بیعت
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل = بیعت
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[بیعت در لغت]] - [[بیعت در قرآن]] - [[بیعت در حدیث]] - [[بیعت در نهج البلاغه]] - [[بیعت در تاریخ اسلامی]] - [[بیعت در کلام اسلامی]] - [[بیعت در معارف دعا و زیارات]] - [[بیعت در فقه سیاسی]] - [[بیعت در سیره معصوم]] - [[بیعت در معارف و سیره نبوی]] - [[بیعت در معارف و سیره حسینی]] - [[بیعت در معارف مهدویت]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[بیعت در قرآن]] | [[بیعت در حدیث]] | [[بیعت در نهج البلاغه]] | [[بیعت در معارف دعا و زیارات]] | [[بیعت در کلام اسلامی]] | [[بیعت در گفتگوهای بین‌المذاهب]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[بیعت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''بیعت''' یکی از تعهّدات اجتماعی و مباحث حقوقی و سیاسی بوده که وقتی فردی یا افرادی با [[حاکم]] بیعت می‌کردند (با [[آداب]] و شیوۀ خاصّی که داشته) [[فرمانبرداری]] از [[حکومت]] را گردن می‌نهادند و شکستن آن [[عهد]] و [[پیمان]] را [[ناپسند]] و [[جرم]] می‌شمردند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۱۳۲تا۱۳۴.</ref>.  
== معناشناسی ==
{{اصلی|بیعت در لغت}}
بیعت به معنای “دادن مثمن و گرفتن ثمن”<ref>راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص۱۵۵.</ref> یا همان فروختن است. بیعت از ماده "ب-ی-ع" و در کنار "[[بیع]]" مصدر دیگر این [[خانواده]] به شمار رفته و به معنای [[معاهده]] و معاقده، [[عهد]] و [[پیمان]]، پذیرش [[ریاست]] و [[فرمانبرداری]] و اعلام [[وفاداری]] است<ref>لسان العرب، ج۱، ص۵۵۷-۵۵۸؛ النهایه، ج۱، ص۱۷۴، «بیع»؛ صبح الاعشی، ج۹، ص۲۸۱.</ref>.


==مقدمه==
[[بیعت کردن]] را نیز متناسب با ریشه آن، “تضمین کردن بذل [[طاعت]] در آنچه به او (حاکمی که با او بیعت می‌شود) داده شده است ([[حکومت]])”<ref>راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص۱۵۵.</ref> معنی کرده‌اند. معنی دیگری که برای بیعت ذکر شده است، “دست دادن بر ایجاب بیع، مبایعه و اطاعت”<ref>فراهیدی، کتاب العین، ج۲، ص۲۶۵.</ref> است. بیعت با دست دادن صورت می‌گرفت و دست دادن در خرید و فروش‌ها به معنای پایبندی به [[قرارداد]] تلقی می‌شد؛ از این‌رو دست دادن در بیعت به معنای [[التزام]] به [[عهد]] اطاعت از حاکم است<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۲۰۱؛ [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۴۰۷ ـ ۴۰۹؛ [[محمود حکمت‌نیا|حکمت‌نیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۳۶.</ref>.
* بیعت یعنی دست‌ها را به‌هم زدن در یک دادوستد (بیع) یا برای [[اطاعت]] یا تعهّد بر وفاداری بر یک میثاق و پیمان.<ref>لسان العرب</ref> بیعت‌کردن به مفهوم پذیرش [[ولایت]] والی و نوعی توافق دوجانبه بین حاکم و رعیّت و تفویض حاکمیت و مراعات تعهّدات متقابل بین حاکم و مردم است. هرچند از دیدگاه شیعه، [[امامت]] [[امامان]] و لزوم تبعیت از آنان که حکّام الهی و پیشوایان منصوب از سوی خداوندند، وابسته به بیعت نیست، امّا در عین حال، بیعت امّت با [[امام]]، دست او را در اجرای قانون الهی و رهبری مردم باز می‌کند و هم بر مردم حقوقی پدید می‌آورد، هم بر والی. پذیرش حکومت با بیعت، تکلیفی متقابل بین مردم و حکومت را الزام می‌کند.<ref>در بحار الأنوار، ج ۶۴ باب لزوم البیعه.... مورد مطالعه قرار گیرد، نیز دائرة المعارف تشیّع، ج ۳ ص ۵۸۱</ref> وقتی بیعت، آگاهانه و با اختیار صورت گرفت، تعهّد اطاعت بر دوش بیعت‌کننده می‌آورد و نقض و شکستن آن روا نیست و کاری غیراسلامی به شمار می‌آید. همچنانکه [[امام علی|علی]]{{ع}} پس از بیعت مردم با حضرتش فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"هذه بیعة عامّة من رغب عنها  رغب عن دین الإسلام و اتّبع غیر سبیل أهله"}}<ref>ارشاد، مفید، ص ۱۳۰</ref>. این بیعتی عمومی است و هرکس از آن روی گرداند، از [[اسلام]] روی گردانده و پیرو راه غیر مسلمانان شده است. در جایی دیگر، برای شاهدان و حاضران بیعت، حق بیعت‌شکنی قرار نداده است: {{عربی|اندازه=155%|لیس للشّاهد أن یرجع}}<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۷۳</ref> آنچه در تاریخ خلافت و رهبری [[امام علی]]{{ع}} به صورت جنگ جمل پیش آمد، از پیمان‌شکنی و نقض بیعتی بود که طلحه و زبیر و مردم بصره مرتکب شدند. این حادثه را سال‌ها پیش [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} خبر داده بود و تکلیف جهاد با پیمان‌شکنان را هم برای [[امام علی|علی]]{{ع}} معین کرده بود. خود آن حضرت می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|امرنی رسول اللّه بقتال النّاکثین}}<ref>امالی، شیخ طوسی، ص ۷۲۶</ref> [[پیامبر]] مرا به جنگ با پیمان‌شکنان فرمان داد. در جایی دیگر می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|"امرت أن أقاتل النّاکثین و القاسطین و المارقین، ففعلت ما امرت}}<ref>«مأمور بودم که با ناکثین (پیمان شکنان بصره) و قاسطین (ستمگران شام) و مارقین (خوارج نهروان) بجنگیم و من طبق آنچه مأمور بودم عمل کردم.» الغدیر، ج ۱ ص ۱۰</ref> برخی از کسانی که به ناحق، طمع در ریاست و مال داشتند و تحمّل عدل [[امام علی|علی]]{{ع}} برایشان دشوار بود، بیعتی را که در آغاز خلافت [[امام علی|امیر المؤمنین]] با وی بسته بودند شکستند و با تحریک مردم و به بهانۀ خونخواهی عثمان، فتنۀ جمل را پدید آوردند. سران این گروه پیمان‌شکن عبارت بودند از: [[طلحه]]، [[زبیر]]، [[عایشه]]، [[عبد اللّه بن زبیر]]، [[مروان بن حکم]]، [[عبد اللّه بن عامر]] و [[یعلی بن منیه]]. دسیسه‌های [[معاویه]] هم در بروز این شورش بی‌اثر نبود. [[امام علی]]{{ع}} پس از نامه‌ها، موعظه‌ها و اتمام حجّت‌های فراوان با آنان جنگید و فتنۀ اصحاب جمل را شکست. جز بیعتی که با [[امام]] در آغاز خلافتش کردند، روز [[غدیر خم]] نیز بر [[امامت]] و [[خلافت]] وی بیعتی صورت گرفت و [[پیامبر]] دستور داد حاضران با [[امام علی|علی]]{{ع}} بیعت کنند و او را مولای خود بدانند. همه، حتّی زنان [[بیعت]] کردند. بیعت زنان به این نحو بود که طشت آبی گذاشتند و [[امام علی|علی]]{{ع}} دست خود را در آن قرار داد، زنان هم در طرف دیگر ظرف آب، دست خود را قرار دادند و بدین‌گونه بیعت روز غدیر انجام یافت. [[ابوبکر]] و [[عمر]] از نخستین کسانی بودند که با جملۀ معروف {{عربی|اندازه=155%|بخّ بخّ لک یا بن أبی طالب اصبحت و امسیت مولای و مولی کلّ مؤمن و مؤمنة}} با وی [[بیعت]] کردند،<ref>الغدیر، ج ۱ ص ۲۷۱ و ارشاد، ج ۱ ص ۱۷۷ با عبارت‌های مختلف</ref> [[عثمان]]، [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از آن دو بیعت کردند، امّا این دو بعدها پیمان شکستند و جنگ جمل را بر ضدّ [[امام علی|علی]]{{ع}} به راه انداختند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۱۳۲تا۱۳۴.</ref>.
*در حادثه [[کربلا]]، تلاش عمده دشمن آن بود که [[امام حسین|حسین بن علی]] را به بیعت با [[یزید]] بن [[معاویه]] وا دارد و آن حضرت هم نپذیرفت تا شهید شد. نگاهی ریشه‌ای‌تر به اصل بیعت: بیعت به معنای پیمان و عهد بستن است. شکستن بیعت، نزد عرب بسیار زشت بوده است. بیعت با حاکم، نوعی رای موافق دادن و امضا و تبعیت و تعهد [[اطاعت]] محسوب می‌شد و عدم بیعت، نوعی تمرد و به رسمیت نشناختن. بیعت در صدر [[اسلام]]، مفهوم اطاعت و پذیرش حکومت را داشت و بیعت کننده با حاکم، نمی‌توانست با او به مخالفت و جنگ بپردازد و آنگاه که علنی انجام می‌گرفت، مردم، بیعت کننده را طرفدار خلیفه و حاکم می‌شناختند و پس گرفتن بیعت، معمول و مقبول نبود، چون هم جانش در خطر می‌افتاد، هم آبرویش. در تاریخ و اسلام، بیعت عقبه، بیعت رضوان... وجود داشت. [[قرآن]]، بیعت مردم را با [[پیامبر]]، بیعت با خدا می‌داند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ}}﴾}}ا<ref>سوره فتح آیه ۱۰</ref>. درباره بیعت زنان مؤمن با پیامبر، میخوانیم: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ... فَبَايِعْهُنَّ}}﴾}}<ref>سوره ممتحنه، آیه ۱۲</ref> که مواد بیعت را هم مطرح می‌کند.


بیعت، دست دادن با کسی به عنوان عهد و پیمان بر امری است و سوگندی است برای وفاداری به یک نظام و حاکم. دست در دست حاکم و امیر و والی یا نماینده او گذاشتن بیعت تلقی می‌شود و بیعت در [[اسلام]]، نه به عنوان روش انتخاب رهبر، بلکه به مثابه عامل تحکیم حکومت یک [[امام]] و رهبر شایسته تلقی می‌گردد، آن هم بر محور شرع و قانون. خدا به فرموده [[امام علی|علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] {{عربی|اندازه=155%|لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق}}. در کتب حدیث، باب خاصی برای آن گشوده‌اند که حاکی از اهمیت آن در نظام سیاسی و اجتماعی اسلام است<ref>باب لزوم البیعة و کیفیتها و ذم نکثها(بحار الانوار، ج ۶۴، ص ۱۸۱ چاپ بیروت)</ref>. از این رو، پس از وفات [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]، موضوع بیعت کردن و بیعت گرفتن از مردم به نفع حکومت، حساسیت سیاسی فوق العاده‌ای یافت و در [[سقیفه]] خود را نشان داد. طبق همین اصل، علی و یاران همدل او را می‌خواستند به بیعت وادارند. خود آن حضرت نیز پس از مرگ عثمان، با بیعت مردم با وی، خلافت را عهده‌دار شد.  
== بیعت در قرآن ==
{{اصلی|بیعت در قرآن}}
مفهوم بیعت به شکل صریح تنها ۵ بار و در ۳ [[آیه]] آمده که همه از باب مفاعله است {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ...}}<ref>سوره فتح، آیه ۱۰ و ۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ... فَبَايِعْهُنَّ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند... با آنان بیعت کن»... سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. البته یک مورد دیگر نیز از این باب در قرآن آمده که همانند دیگر هم‌خانواده‌های آن به معنای [[خرید و فروش]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ}}<ref>«...و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید»... سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.


بیعت گرفتن [[معاویه]] به نفع پسرش [[یزید]]، در زمانی که هنوز خودش زنده بود، آن هم باتهدید و ارعاب و زور، از نقاط ننگ سلطه امویان است. معاویه در سال ۵۹ از مردم شام و چهره‌های معروف قبایل، به نفع یزید به عنوان ولیعهد خویش بیعت گرفت و نامه دعوت به بیعت را به شهرهای دیگر هم نوشت. البته مورد اعتراض‌هایی هم قرار گرفت. ولی مخالفان را سرکوب می‌کرد<ref>مروج الذهب، ج ۳، ص۲۷ درباره بیعت گرفتن معاویه برای یزید، ر. ک. الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۴۲</ref>. پس از مرگ معاویه نیز، یزید به والی مدینه نامه نوشت که به هر صورت از [[امام حسین|حسین بن علی]] بیعت بگیرد. [[امام حسین]]{{ع}} نیز که یزید را شایسته خلافت نمی‌دانست، از بیعت امتناع داشت و می‌فرمود: {{عربی|اندازه=155%|مثلی لا یبایع مثل یزید}}.
افزون بر آن تعابیر دیگری چون [[عهد]]، [[عقد]] و [[میثاق]] نیز که به معنای مطلق [[پیمان]] است، گاه در خصوص بیعت استفاده یا به آن [[تفسیر]] شده یا بر یکی از بیعت‌های دوره پیامبر تطبیق داده شده است<ref>سوره نحل، آیه ۹۵؛ سوره مائده، آیه ۷؛ سوره مائده، آیه ۱۴.</ref>.<ref>[[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.</ref>
 
== جایگاه بیعت از دیدگاه [[تشیع]] ==
[[پیامبر]]{{صل}} [[مشروعیت]] منصب خود را از [[طریق وحی]] اخذ کرده بود و در این قسمت نیازی به بیعت و [[پیروی]] [[مردم]] نداشته است، اما بدیهی است برای اجرای برنامه‌های خود به [[نیروی انسانی]] نیاز داشت و به همین خاطر از مردم بیعت می‌گرفت. بنابراین، بیعت [[مسلمانان]] با [[رسول خدا]]{{صل}} برای تثبیت منصب [[رسالت]] نبود، بلکه برای [[تعهد]] به اجرای [[وظایف عملی]] بوده است. به همین خاطر پیامبر{{صل}} به [[بیعت‌کنندگان]] چنین فرمود: "با من بیعت کنید تا بر [[خدا]] شریکی قائل نشوید، از [[اسراف]] و [[زنا]] و [[قتل]] [[فرزندان]] دوری جویید"<ref>صحیح بخاری، کتاب ایمان، ص۲۴.</ref>. تمام این جمله‌ها حاکی از آن است که پیامبر هیچ‌گاه از بیعت برای [[اثبات]] [[منصب نبوت]] استفاده نکرده؛ زیرا منصب نبوت یک [[منصب الهی]] است که هیچ‌گاه با بیعت مردم، پدید نیامده و با [[اعراض]] آنان منتفی نمی‌شود، بلکه نوعی اخذ [[پیمان]] برای عمل به [[وظایف]] و احیاناً برای [[دفاع]] از آن است.
 
[[منصب امامت]] برای [[امام علی]]{{ع}} نیز یک منصب تنصیصی بود و بسان [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[رهبری]] از جانب خدا تعیین شده بود، و اخذ بیعت، نه برای مشروعیت منصب، بلکه برای پیشبرد برنامه‌های خود و مقابله با دشمن بود که نیاز به [[نیروی انسانی]] داشت که از او حمایت کنند و [[شر]] [[دشمنان]] را کوتاه سازند. با این اوصاف روشن می‌شود که بیعت با [[نبی]] و [[امام]] [[معصوم]] در [[حقیقت]] تأکید بر [[التزام]] عملی [[انسان]] به [[اوامر]] ایشان است، و نقش تعیینی ندارد<ref>الالهیات، ج۴، ص۶۳.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بیعت ۲ (مقاله)|بیعت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref>
 
در نظرگاه [[شیعه]] حتی اگر بیعت را نوعی [[عقد]] بدانیم، تنها هنگامی الزام‌آور و مؤثر است که موضوع آن مجاز و [[شرعی]] باشد. [[خلافت]] و [[امامت]] از گذر بیعت گروهی از [[مردم]] یا همه مردم تحقق نمی‌پذیرد؛ بلکه [[امام]] را [[خداوند]] بر [[منصب امامت]] می‌نشاند<ref>دلائل الصدق‌، ۲/ ۲۵/ ۳۲؛ الالهیات‌، ۴/ ۲۶.</ref>.
 
فقهای شیعه نیز معتقدند هر چند برای [[اثبات]] [[لزوم]] وفا به بیعت می‌توان از [[ادله]] لزوم [[وفا]] به [[عقد]] و شرط، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ}}<ref>سوره [[مائده]]/ ۱.</ref> بهره جست، این ادله موضوع عقد را [[مشروع]] نمی‌سازند؛ بلکه تنها [[گواهی]] می‌دهند که وفا به شرط و عقدِ مشروع، لازم است<ref>اساس الحکومة الاسلامیة، ۱۶۴؛ حاکمیت در اسلام‌، ۵۸۰؛ الالهیات‌، ۲۶۲؛ تفسیر نمونه‌، ۱/ ۷۳.</ref>.
 
از این رو، بیعت با [[پیامبر]]، انشائی نیست و تنها جنبه تأکیدی دارد؛ اما اصل [[مشروعیت]] [[مقام ولایت]] و لزوم پیروی از پیامبر{{صل}} هیچ تکیه‌ای بر بیعت ندارد<ref>الالهیات‌، ۴/ ۶۳؛ تفسیر نمونه‌، ۱/ ۵۸۱؛ الشافی فی الامة، ۲/ ۱۵۰؛ دراسات فی ولایة الفقیه‌، ۱/ ۵۲۶؛ ولایة الامر فی عصر الغیبة، ۲۰۰.</ref>. این جنبه تأکیدی را می‌توان در بیعت‌های [[خلفای نخستین]] ـ در مواردی که [[خلافت]] به توصیه و [[تعیین خلیفه]] پیشین به دیگری رسیده است ـ بازیافت. به هر سان، اینکه [[امامت]] به هیچ روی بر بیعت تکیه ندارد، از ضروریات [[کلامی]] [[شیعه]] است و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز بر آن تصریح کرده‌اند<ref>نهج البلاغه‌، فیض الاسلام، ۳۱۷، ۴۳۷، ۸۹۳.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۶۷.</ref>
 
== جایگاه بیعت از دیدگاه [[اهل تسنن]] ==
جریان [[گزینش]] برخی از [[خلفا]] از طریق بیعت سبب شده که این مسأله وارد کتاب‌های کلامی شود و بیعت را تعیین کننده منصب امامت بدانند. بر خلاف [[شیعیان]] که بیعت را شرط مشروعیت امام نمی‌دانند، بسیاری از [[اهل]] تستن، راه [[گزینش امام]] را متعدد دانسته که یکی از آنها [[بیعت اهل حل و عقد]] است؛ به گونه‌ای که بگویند این امام است<ref>الأحکام السلطانیة، فراء، ص۲۸؛ الأحکام السلطانیه، ماوردی، ص۶.</ref>. [[عضدالدین ایجی]] می‌گوید: امامت، با بیعت اهل حل و عقد [[ثابت]] می‌شود، به [[گواه]] اینکه [[خلافت ابوبکر]] با بیعت آنان صورت پذیرفت<ref>المواقف، ص۳۹۹.</ref>.
 
در مورد [[لزوم]] بیعت با شخص [[افضل]] هم بین [[اهل سنت]] اختلافاتی وجود دارد. از نگاه ایشان، اگر از ابتدا افضل یافت نشود و بعد پیدا شود، یا اینکه دسترسی به افضل وجود نداشته باشد، یا اینکه [[مفضول]] در نظر [[مردم]] [[مقبولیت]] بیشتری داشته باشد، می‌توان با شخص مفضول بیعت کرد؛ اما اگر از ابتدا بدون عذر خاصی با شخص مفضول بیعت شود، در مورد صحت بیعت و [[رهبری]] وی [[اختلاف]] وجود دارد. [[جاحظ]] بیعت با وی را منعقد نمی‌داند، اما اکثر فقهاء و [[متکلمان]] [[اهل تسنن]]، وجود افضل را مانع از بیعت با مفضول نمی‌دانند<ref>الاحکام السلطانیه، ماوردی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بیعت ۲ (مقاله)|بیعت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref>
 
== انواع بیعت ==
بیعت دارای انواع مختلفی است. برخی آن را به سه نوع «[[هدی]]»، «[[فلته]]» و «[[ضلال]]» تقسیم کرده‌اند<ref>ر.ک: جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۹۵۶.</ref>. بیعت اگر مسبوق به [[مشورت]] باشد و با حضور بیش‌ترینه [[مردم]] انجام شود، بیعت «عام» و یا «هدی» نامیده می‌شود. اگر [[بیعت‌کنندگان]] [[اکثریت]] باشند، ولی بی‌مشورت باکسی بیعت کنند، آن را بیعت «فلته» -یعنی بیعت ناگهانی و بی‌اندیشه- می‌گویند. علی{{ع}} نیز از بیعت [[عامه]] و بیعت فلته نام برده است و با اشاره به بیعت مردم با خود می‌فرماید: {{متن حدیث|هَذِهِ بَيْعَةٌ عَامَّةٌ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا رَغِبَ عَنْ دِينِ الْإِسْلَامِ وَ اتَّبَعَ غَيْرَ سَبِيلِ أَهْلِهِ<ref>مفید، الارشاد، ص۱۳۰.</ref> وَ لَمْ تَكُنْ بَيْعَتُكُمْ إِيَّايَ فَلْتَة}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۱۳۴.</ref>؛ «این بیعت عمومی است، هر کس از آن [[سرپیچی]] کند، از [[دین اسلام]] سرپیچی کرده و از غیر راه [[مسلمانان]] رفته است و بیعت شما با من از روی عدم [[اندیشه]] و [[آگاهی]] نبوده است».
 
گفتنی است که عمر، بیعت مردم با [[ابوبکر]] را «فلته» خوانده است<ref>حسینی خطیب، سید عبدالزهرا، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج۲، ص۳۰۲.</ref>؛ زیرا بیعت با ابوبکر مسبوق به مشورت نبوده است. اگر بیعت توسط [[اقلیت]] انجام گیرد، «بیعت ضلال» نامیده می‌شود<ref>ر.ک: جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۹۵۶.</ref>. همچنین بیعت به لحاظ متعلق دارای اقسامی است. اگر بر متابعت [[خدا]] و [[رسول]]{{صل}} او باشد، آن را «بیعت الاتباع» گویند؛ مانند بیعت مسلمانان در [[عقبه اول]] و نیز در [[عقبه دوم]] با [[رسول خدا]]{{صل}}. «بیعت [[جهاد]]» نیز بیعت نیروهای تحت امر با فرمانده خویش است. [[قرآن کریم]] از این بیعت یاد کرده<ref>ر.ک: انصاری قرطبی، ابو عبدالله محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۷۶.</ref> و می‌فرماید: کسانی که با تو بیعت می‌کنند، در [[حقیقت]]، تنها با خدا بیعت می‌کنند و دست خدا بالای دست آنان است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}} «بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>.
 
«بیعت [[خلافت]]»، بیعتی است که [[مردم]] با [[خلفا]] برای [[زمام‌داری]] انجام می‌دهند. همچنین بعضی بیعت [[امامت]] را به دو مرحله «بیعت انعقاد» و «بیعت عمومی» تقسیم کرده‌اند. در بیعت انعقاد، [[اهل حل و عقد]] [[امام]] را برمی‌گزینند و به مردم معرفی می‌کنند و سپس مردم با وی به صورت عمومی بیعت می‌کنند<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[محمود حکمت‌نیا|حکمت‌نیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۳۷.</ref>
 
== سهم بیعت در [[گزینش]] [[حاکم]] ==
درباره سهم بیعت در گزینش [[حاکم اسلامی]]، دیدگاه‌هایی گوناگون مطرح است. برخی بر این باورند که بیعت مبنای مشروعیت سیاسی حاکم اسلامی است؛ یعنی [[بیعت‌کنندگان]] با بیعت خود به حاکم اسلامی سلطه سیاسی می‌دهند<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. در برابر، دیدگاهی دیگر هست که بر اساس آن، بیعت تنها به معنای [[کشف]] کسی است که از همه افراد به [[خلافت]] شایسته‌تر است<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>.
 
تفاوت این دو نظریه در این است که بر طبق دیدگاه اول، [[خلیفه]] [[ولایت]] خود را از گذر [[انتخاب]] به دست می‌آورد و خلافتش تنها در این صورت [[مشروع]] می‌شود. هر چند در میان دیگر نامزدان خلافت، فردی باشد که برای [[زمام‌داری]] شایسته‌تر است، چون بیعت انجام شده است، خلافت فرد مفضولْ دارای [[مشروعیت]] است<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. بنابر این، [[التزام]] آحاد جامعه به گزینش شایسته‌ترین فرد، تنها توصیه‌ای [[اخلاقی]] است و هیچ‌گونه ضمانت اجرایی [[حقوقی]] در پی نخواهد داشت<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. به عبارت دیگر، در خلافت، [[افضلیت]] شرط نیست، هر چند اگر فرد انتخاب شده [[افضل]] نیز باشد، بهتر است. حال آن‌که بر اساس نظریه دوم، انتخاب‌کنندگان دارای [[تعهد]] قانونی هستند که شایسته‌ترین فرد را انتخاب کنند و اگر به این [[وظیفه]] قانونی عمل نکنند، انتخاب [[باطل]] خواهد بود<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>.
 
برخی دیگر میان بیعت انعقاد و بیعت طاعت فرق گذاشته‌اند؛ به این بیان که با بیعت انعقاد، [[سلطنت]] از [[امت]] به [[رئیس]] [[دولت]] و حاکم منتقل می‌شود. در [[حقیقت]]، [[مشروعیت حاکم]] با [[بیعت اهل حل و عقد]] پدید می‌آید<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref>. پس از تحقق مشروعیت حاکم، بیعت مردم (بیعت طاعت) با او به منزله گونه‌ای [[رفتار سیاسی]] است که حکایت از [[فرمان‌برداری]] و عدم خروج بیعت‌کنندگان از [[قوانین]] و [[احکام]] صادر از وی می‌کند. در نتیجه، بیعت عمومی با [[حاکم]]، حق حاکم و [[وظیفه]] [[مردم]] است<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref> و ضمانت اجرای آن نیز [[حق]] [[نبرد]] با کسانی است که از بیعت حاکم سر باز می‌زنند<ref>وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة للکویت، الموسوعة الفقهیه، ج۹، ص۲۷۷.</ref>.
 
هر چند نظریه‌های فوق در اموری چون جواز [[انتخاب]] [[مفضول]] با وجود [[افضل]] یا ماهیت بیعت انعقاد و بیعت طاعت، با یکدیگر در اختلافند، همه در یک پیش‌فرض با هم مشترکند و آن عبارت از عدم [[تعیین امام]] و حاکم توسط [[شارع]] است. حال اگر [[امام]] و حاکم از سوی شارع معین باشد، باید دید در این حالت، بیعت با وی چه سهمی و جایگاهی دارد. در این فرض نیز نظریه‌هایی گوناگون گفته شده است.
 
برخی معتقدند که بیعت، اظهار رضایت مردم به [[خلیفه]] و [[خضوع]] در برابر او است. به عبارت دیگر، بیعت، موافقت بر امر واقع و [[تسلیم]] به آن است<ref>عجلانی، منیر، عبقریة الاسلام فی أصول الحکم، ص١٠٧.</ref>. در نظریه‌ای مشابه، بیعت تأکید بر [[وفاداری]]<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۷۳.</ref> و یا اخذ [[میثاق]] بر [[یاری رساندن]]<ref>حائری، سید کاظم، «مغزی البیعة مع المعصومین». رسالة الثقلین، سنة ۱۴۱۵ق، دورة ٣، العدد ۱۲، ص۱۹۰.</ref> دانسته شده است.
 
در خور ذکر است که برخی دیگر پا را از این فراتر گذاشته‌اند و بر این باورند که بیعت فقط دارای ماهیت تأکیدی است ولاغیر؛ یعنی بیعت تنها در جایی محقق می‌شود که پیش‌تر حاکم به نوعی تعیین شده باشد. این وضعیت در مورد همه خلفای صدر اسلام وجود داشته است؛ زیرا [[خلیفه اول]] در [[سقیفه]] انتخاب شد، [[خلیفه دوم]] بر اساس [[وصیت]] و [[خلیفه سوم]] بر اساس [[شورا]] برگزیده شد و در همه اینها بیعت مردم ماهیت تأکیدی داشته است<ref>حسینی شیرازی، سید محمد، الفقه، ج۱۰۶، ص۲۷۶.</ref>.
 
در کنار این نظریه‌ها، عده‌ای در پی آن برآمده‌اند که سهم بیعت را روشن‌تر سازند. در این میان، بر اساس نظریه‌ای، پیش از بیعت، مردم وظیفه کلی حمایت از [[حاکم]] را دارند که این [[وظیفه]] [[تفسیر]] و تأویل‌پذیر است، ولی با بیعت، شخص به گونه مشخص [[اعتراف]] می‌کند و مطلب از ابهام خارج می‌شود و سپس وجدان خود را گرو می‌گذارد<ref>مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج۳، ص۱۱۱.</ref>. برخی نیز معتقدند بیعت‌هایی که [[ائمه]] با پاره‌ای [[مردم]] داشته‌اند، به قصد [[مشروع]] ساختن [[حکومت]] نبوده، بلکه تلاشی برای فعلیت‌بخشیدن و [[جامه]] عمل‌پوشاندن به حکومت بوده است. به عبارت دیگر، با بیعت مردم، [[حاکم]] دارای [[قدرت]] [[حاکمیت]] می‌شود<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۳۱۷.</ref> و بیعت موجب عینیت‌یافتن [[امامت]] است<ref>عمید زنجانی، عباس علی، مبانی اندیشه سیاسی اسلام، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمود حکمت‌نیا|حکمت‌نیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]]، ص ۱۴۰.</ref>
 
== مصادیقی از بیعت‌های صدر اسلام ==
آنچه در [[تاریخ]] [[خلافت]] و [[رهبری امام علی]]{{ع}} به صورت [[جنگ جمل]] پیش آمد، از [[پیمان‌شکنی]] و نقض بیعتی بود که [[طلحه]] و [[زبیر]] و مردم بصره مرتکب شدند. این حادثه را سال‌ها پیش [[رسول خدا]]{{صل}} خبر داده بود و [[تکلیف]] [[جهاد]] با [[پیمان‌شکنان]] را هم برای علی{{ع}} معین کرده بود. خود آن حضرت می‌فرماید: "[[پیامبر]] مرا به [[جنگ]] با پیمان‌شکنان [[فرمان]] داد"<ref>{{متن حدیث|أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ}}؛ امالی، شیخ طوسی، ص۷۲۶.</ref>. در جایی دیگر می‌فرماید: "[[مأمور]] بودم که با [[ناکثین]] ([[پیمان شکنان]] [[بصره]]) و [[قاسطین]] ([[ستمگران]] [[شام]]) و [[مارقین]] ([[خوارج نهروان]]) بجنگیم و من طبق آنچه مأمور بودم عمل کردم"<ref>{{متن حدیث|"أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ فَفَعَلْتُ مَا أُمِرْتُ بِه‏}}؛ الغدیر، ج ۱ ص۱۰.</ref>.
 
برخی از کسانی که به ناحق، [[طمع]] در [[ریاست]] و [[مال]] داشتند و تحمّل [[عدل علی]]{{ع}} برایشان دشوار بود، بیعتی را که در آغاز خلافت [[امیر المؤمنین]] با وی بسته بودند شکستند و با تحریک [[مردم]] و به بهانۀ خونخواهی عثمان، فتنۀ [[جمل]] را پدید آوردند. سران این گروه [[پیمان‌شکن]] عبارت بودند از: طلحه، زبیر، [[عایشه]]، عبد [[اللّه]] بن زبیر، [[مروان بن حکم]]، عبد اللّه بن عامر و [[یعلی بن منیه]]. دسیسه‌های معاویه هم در بروز این [[شورش]] بی‌اثر نبود. [[امام علی]]{{ع}} پس از نامه‌ها، موعظه‌ها و اتمام حجّت‌های فراوان با آنان جنگید و فتنۀ [[اصحاب جمل]] را [[شکست]]. جز بیعتی که با [[امام]] در آغاز خلافتش کردند، [[روز غدیر خم]] نیز بر [[امامت]] و خلافت وی بیعتی صورت گرفت و [[پیامبر]] دستور داد حاضران با علی{{ع}} بیعت کنند و او را مولای خود بدانند. همه، حتّی [[زنان]] بیعت کردند. [[بیعت زنان]] به این نحو بود که طشت آبی گذاشتند و علی{{ع}} [[دست]] خود را در آن قرار داد، زنان هم در طرف دیگر ظرف آب، دست خود را قرار دادند و بدین‌گونه بیعت [[روز غدیر]] انجام یافت. [[ابوبکر]] و عمر از نخستین کسانی بودند که با جملۀ معروف {{عربی| "بَخْ بَخْ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة"}} با وی بیعت کردند<ref>الغدیر، ج ۱ ص۲۷۱ و ارشاد، ج ۱ ص۱۷۷ با عبارت‌های مختلف.</ref> عثمان، [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از آن دو بیعت کردند، امّا این دو بعدها [[پیمان]] شکستند و [[جنگ جمل]] را بر ضدّ علی{{ع}} به راه انداختند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۳۲ ـ ۱۳۴.</ref>.
 
در [[حادثه کربلا]]، تلاش عمده [[دشمن]] آن بود که [[حسین بن علی]] را به بیعت با [[یزید بن معاویه]] وا دارد و آن حضرت هم نپذیرفت تا [[شهید]] شد. نگاهی ریشه‌ای‌تر به اصل بیعت: بیعت به معنای پیمان و [[عهد]] بستن است. شکستن بیعت، نزد [[عرب]] بسیار [[زشت]] بوده است. بیعت با [[حاکم]]، نوعی رای موافق دادن و امضا و [[تبعیت]] و [[تعهد]] [[اطاعت]] محسوب می‌شد و عدم بیعت، نوعی تمرد و به رسمیت نشناختن.
 
بیعت در صدر اسلام، مفهوم اطاعت و پذیرش حکومت را داشت و [[بیعت کننده]] با حاکم، نمی‌توانست با او به [[مخالفت]] و [[جنگ]] بپردازد و آنگاه که علنی انجام می‌گرفت، [[مردم]]، بیعت کننده را طرفدار [[خلیفه]] و حاکم می‌شناختند و پس گرفتن بیعت، معمول و مقبول نبود، چون هم جانش در خطر می‌افتاد، هم آبرویش. در [[تاریخ]] و [[اسلام]]، [[بیعت عقبه]]، [[بیعت رضوان]]... وجود داشت.
 
[[قرآن]]، بیعت مردم را با پیامبر، بیعت با [[خدا]] می‌داند: {{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد؛ سوره فتح، آیه:۱۰.</ref>. درباره [[بیعت زنان]] [[مؤمن]] با [[پیامبر]]، می‌خوانیم: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره ممتحنه، آیه۱۲.</ref> که مواد بیعت را هم مطرح می‌کند.
 
بیعت، [[دست دادن]] با کسی به عنوان [[عهد]] و [[پیمان]] بر امری است و سوگندی است برای [[وفاداری]] به یک [[نظام]] و [[حاکم]]. [[دست]] در دست حاکم و [[امیر]] و والی یا نماینده او گذاشتن بیعت تلقی می‌شود و بیعت در [[اسلام]]، نه به عنوان روش [[انتخاب]] [[رهبر]]، بلکه به مثابه عامل تحکیم حکومت یک [[امام]] و رهبر شایسته تلقی می‌گردد، آن هم بر محور [[شرع]] و [[قانون]]. خدا به فرموده علی{{ع}} در [[نهج البلاغه]] {{متن حدیث| لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِق‏}}. در کتب حدیث، باب خاصی برای آن گشوده‌اند که حاکی از اهمیت آن در [[نظام سیاسی]] و [[اجتماعی]] اسلام است<ref>باب لزوم البیعة و کیفیتها و ذم نکثها (بحار الانوار، ج ۶۴، ص۱۸۱ چاپ بیروت).</ref>. از این رو، پس از [[وفات پیامبر اسلام]]، موضوع [[بیعت کردن]] و [[بیعت گرفتن]] از [[مردم]] به نفع [[حکومت]]، حساسیت [[سیاسی]] فوق العاده‌ای یافت و در [[سقیفه]] خود را نشان داد. طبق همین اصل، علی و [[یاران]] همدل او را می‌خواستند به بیعت وادارند. خود آن حضرت نیز پس از مرگ عثمان، با بیعت مردم با وی، [[خلافت]] را عهده‌دار شد.
 
[[بیعت گرفتن]] معاویه به نفع پسرش یزید، در زمانی که هنوز خودش زنده بود، آن هم با [[تهدید]] و ارعاب و [[زور]]، از نقاط ننگ [[سلطه]] [[امویان]] است. معاویه در سال ۵۹ از [[مردم]] [[شام]] و چهره‌های معروف [[قبایل]]، به نفع یزید به عنوان [[ولی‌عهد]] خویش بیعت گرفت و نامه [[دعوت]] به بیعت را به شهرهای دیگر هم نوشت. البته مورد اعتراض‌هایی هم قرار گرفت. ولی مخالفان را سرکوب می‌کرد<ref>مروج الذهب، ج ۳، ص۲۷ درباره بیعت گرفتن معاویه برای یزید، ر. ک. الغدیر، ج ۱۰، ص۲۴۲.</ref>. پس از مرگ معاویه نیز، یزید به [[والی مدینه]] نامه نوشت که به هر صورت از [[حسین بن علی]] بیعت بگیرد. [[امام حسین]]{{ع}} نیز که یزید را شایسته خلافت نمی‌دانست، از بیعت امتناع داشت و می‌فرمود: {{متن حدیث|مِثْلِي لَا يُبَايَعُ مِثْلَ يَزِيدُ}}.
 
در دورانی هم که [[سید الشهدا]] در [[مکه]] بود، در پی نامه‌ها و دعوت‌های [[کوفیان]] برای عزیمت به آنجا، آن [[حضرت مسلم بن عقیل]] را فرستاد. [[شیعیان کوفه]] نیز با نماینده امام حسین{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران [[کوفه]] با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشته‌اند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.</ref> برداشتن بیعت از سوی [[امام]] یا والی، در واقع [[آزاد]] گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین{{ع}} [[شب عاشورا]]، ضمن خطبه‌ای وفای یاران را ستود و برایشان [[پاداش]] الهی‌طلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که می‌خواهد، از [[پوشش]] شب استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا‏}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطق‌های پرشوری اعلام [[وفاداری]] کردند و آن شب، کسی نرفت. [[سخن]] [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، فرزندان [[مسلم بن عقیل]] و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۹ ـ ۹۱.</ref>
 
== پرسش مستقیم ==
* [[چگونه باید با امام مهدی بیعت کرد؟ (پرسش)]]


در دورانی هم که [[امام حسین|سید الشهدا]] در مکه بود، در پی نامه‌ها و دعوت‌های کوفیان برای عزیمت به آنجا، آن حضرت [[مسلم بن عقیل]] را فرستاد. شیعیان [[کوفه]] نیز با نماینده [[امام حسین]]{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران کوفه با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشته‌اند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص ۱۶۸</ref> برداشتن بیعت از سوی [[امام]] یا والی، در واقع آزاد گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. [[امام حسین]]{{ع}} شب عاشورا، ضمن خطبه‌ای وفای یاران را ستود و برایشان پاداش الهی طلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که می‌خواهد، از پوشش شب استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{عربی|اندازه=155%|الا و انی قد اذنت لکم فانطلقوا جمیعا فی حل لیس علیکم حرج منی و لا ذمام، هذا اللیل قد غشیکم فاتخذوه جملا}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۹۳</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطق‌های پرشوری اعلام وفاداری کردند و آن شب، کسی نرفت. سخن [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، فرزندان مسلم بن عقیل و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۹۳</ref>.<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] صفحه ۸۹ الی ۹۱.</ref>.
== [[برداشتن بیعت]]==
==بیعت در موعودنامه==
*در لغت به‌معنای الزام به طاعت و پیمان بستن به فرمانبرداری و اطاعت از کسی است<ref>معارف و معاریف، ج ۳، ص ۳۳۲.</ref>. بیعت یک برنامه اجتماعی برای رسمیت دادن به حکومت یک حاکم و به‌معنای اعلام پذیرفتن او و تسلیم در برابر اوست. جلوه ظاهری بیعت، دست در دست حاکم گذاشتن و فشردن دست اوست، و در پس این پرده ظاهری، عهد و پیمان‌ها و گواهی‌های متعددی است که بیعت‌کننده به آن‌ها تعهد می‌نماید. درباره [[حضرت ولی عصر]] {{ع}}، به خاطر عدم حضور وی، به بیعت زبانی اکتفا شده و ما با اقرارهایی که در پیشگاه حضرتش می‌نماییم، در واقع دست بیعت با او می‌دهیم. این اقرارها شامل شهادت و گواهی دادن ما نسبت به فضائل و خصائص و برکات حضرت است و اعلان اعتقاد به ظهور قطعی او و آن‌چه پس از ظهور، به دست مبارکش به وقوع می‌پیوندد و در نهایت عهد و پیمان محکم وفاداری است که با او می‌بندیم. این بیعت در دو مورد به صورت عملی نیز دستور داده شده است: یکی در دعای عهد است که در آخر دعا، سه بار با دست راست به پای راست می‌زنیم و می‌گوییم: {{عربی|اندازه=155%|"الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ"}} و دیگری در دعای زمان غیبت است که پس از دعا، دست راست را بر کف دست چپ می‌زنیم و گویی با آن حضرت دست بیعت می‌دهیم.
*[[دعای عهد]]، بیعت با حضرت است و در آن هرروز صبح با تجدید بیعت و اعلان آمادگی و استقامت بر بیعتی که تا روز قیامت بر گردن گرفته‌ایم از خداوند ثبات آن را می‌خواهیم: {{عربی|اندازه=155%|"اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي..."}}<ref>مفاتیح الجنان، دعای عهد.</ref>؛ خدایا من در صبح امروز و تا روزی که زنده باشم، عهد و پیمان و بیعت او را با خود تجدید می‌کنم، به طوری که هرگز از آن بازنگردم و آن را کنار نگذارم. خدایا این بیعت او تا روز قیامت بر گردن من است. و اما در روایات مختلفی آمده است که یاران حضرت در میان رکن و مقام با او بیعت می‌کنند<ref>البیان، ص ۲۱۰ و ۲۱۸؛ الزام الناصب، ص ۵۲ و ۲۵۲.</ref>. نیز آمده است که حضرت در میان رکن و مقام از مردم برای امری تازه، کتابی تازه و حکومت آسمانی تازه، بیعت می‌گیرد<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۵ و ۱۲۱؛ الزام الناصب، ص ۲۲۳.</ref>.
*[[امیر المؤمنین]] {{ع}} در ضمن حدیثی طولانی، در وصف بیعت یاران [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} چنین می‌فرماید: "... با او بیعت می‌کنند که هرگز دزدی نکنند، زنا نکنند، مسلمانی را دشنام ندهند، خون کسی را به ناحق نریزند، به آبروی کسی لطمه نزنند، به خانه کسی هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره و گندم و جو ذخیره نکنند، مال یتیم را نخورند، در مورد چیزی‌که یقین ندارند گواهی ندهند، مسجدی را خراب نکنند، مشروب نخورند، حریر و خز نپوشند، در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند، راه را بر کسی نبندند، راه را ناامن نکنند، گرد همجنس‌بازی نگرایند، خوراکی را انبار نکنند، به کم قناعت کنند، طرفدار پاکی باشند، از پلیدی گریزان باشند، به نیکی فرمان دهند، از زشتی‌ها بازدارند، جامه‌های خشن بپوشند، خاک را متکای خود سازند، در راه خدا حقّ‌ جهاد را ادا کنند و...، او نیز در حقّ‌ خود تعهد می‌کند که: از راه آن‌ها برود، جامه‌ای مثل جامه آن‌ها بپوشد، مرکبی همانند مرکب آن‌ها سوار شود، آن‌چنان‌که آن‌ها می‌خواهند باشد، به کم راضی و قانع شود، زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند، آن‌چنان‌که پر از ستم شده است، خدا را آن‌چنان‌که شایسته است بپرستد، برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند و..." <ref>منتخب الاثر، ص ۴۶۹؛ الملاحم و الفتن، ص ۴۹؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۶۵.</ref>.
*این حدیث به شکل دیگر هم روایت شده که موادّ بیعت، پس‌وپیش است ولی متن پیمان یکی است.
*در [[روایات]] آمده است: نخستین کسی که با [[قائم]] {{ع}} بیعت می‌کند، [[جبرئیل]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} نیز فرمود: "هرگاه قائم ما قیام کند، بیعت احدی بر گردن او نیست و از این رو، ولادتش مخفیانه و خودش غایب خواهد شد"<ref>کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۳.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۱۸۷.</ref>.
== پرسش‌های وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}  
* [[بیعت عقبه اول]]
* [[آرماگدون]]
* [[بیعت عقبه دوم]]
* [[بحران معنویت]]
* [[نکث بیعت]]
* [[پارکلیت]]
* [[ناکثین]]
* [[جیش الغضب]]
* [[انتخاب]]  
* [[حکومت امام زمان]] {{ع}}
* [[انتخابات]]
* [[خروج جنبنده‌ای از زمین]]
* [[خبره]]
* [[خروج سفیانی]]
* [[اهل خبره]]
* [[خروج منبعث سوم]]
* [[اهل حل و عقد]]
* [[رجعت]]
* [[وکالت]]
* [[رویارویی امام مهدی]] {{ع}} با جاهلان
* [[وکیل]]
* [[سوشیانس]]
* [[توکیل]]
* [[سوشینت]]  
{{پایان مدخل وابسته}}
* [[صلح و آرامش پایدار|صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان]]
 
* [[ظهور امام مهدی]] {{ع}}
== منابع ==
* [[ظهور دجال]]
{{منابع}}
* [[ظهور منجی|ظهور منجی بزرگ بشر]]
# [[پرونده:1100222.jpg|22px]] [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بیعت ۲ (مقاله)|بیعت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۲''']]
* [[فارقلیط]]
# [[پرونده:1368103.jpg|22px]] [[محمود حکمت‌نیا|حکمت‌نیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۵''']]
* [[ماشیح]]
# [[پرونده: 1100770.jpg|22px]] [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|'''کلیات فقه سیاسی''']]
* [[موعودباوری]]
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[حمید رضا مطهری‌فر|مطهری‌فر، حمید رضا]]، [[بیعت ۱ (مقاله)|بیعت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶''']]
* [[میتریا]]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
* [[ندای آسمانی]]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
* [[نزول عیسی]] {{ع}}
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
* [[نشانه‌های آخر الزمان|نشانه‌ها و رخدادهای مهم آخر الزمان]]
{{پایان منابع}}
* [[نشانه‌های ظهور]]
* [[وقوع اختلاف‌ها و درگیری‌های بسیار]]
* [[وقوع مصائب]]
* [[هجوم یأجوج و مأجوج]]
* [[هوشیدر]]
* [[هوشیدرماه]]
*[[ابدال]]
*[[ابر رام]]
*[[ابر سخت]]
*[[ابراهیم بن ادریس]]
*[[ابراهیم بن محمد تبریزی]]
*[[ابراهیم بن محمد همدانی]]
*[[ابراهیم بن مهزیار اهوازی]]
*[[ابروهای حضرت]]
*[[ابقع]]
*[[ابن ابی العزاقر]]
*[[ابن ابی زینب]]
*[[ابن الحسین]]
*[[ابن انباری]]
*[[ابن بابویه]]
*[[ابن جنید]]
*[[ابن حسام]]
*[[ابن حوشب]]
*[[ابن خلدون]]
*[[ابن شاذان]]
*[[ابن متیل]]
*[[ابن مغازلی]]
*[[ابن یمین]]
*[[ابو ابراهیم]]
*[[ابو اسحاق ابو عبیده ثقفی]]
*[[ابو الادیان]]
*[[ابو الحسن]]
*[[ابو الدنیا]]
*[[ابو العنبس]]
*[[ابو القاسم حسن بن احمد]]
*[[ابو القاسم]]
*[[ابو بکر بغدادی]]
*[[ابو جعفر]]
*[[ابو حامد عمران بن مفلس]]
*[[ابو دجانه انصاری]]
*[[ابو دلف کاتب]]
*[[ابو سهل نوبختی]]
*[[ابو صالح]]
*[[ابو عبد الله بزوفری]]
*[[ابو عبد الله]]
*[[ابو علی حجدر]]
*[[ابو غالب]]
*[[ابو محمد حسین بن ابراهیم]]
*[[ابو محمد]]
*[[ابو هاشم جعفری]]
*[[اثبات الوصیه]]
*[[اثبات امامت حضرت]]
*[[اثبات وجود مهدی]]
*[[اثنی عشری]]
*[[احبشیه]]
*[[احجار الزیت]]
*[[احسان]]
*[[احکام جدید]]
*[[احمد الکاتب]]
*[[احمد امین مصری]]
*[[احمد بن ابراهیم]]
*[[احمد بن اسحاق اشعری]]
*[[احمد بن عبد الله هاشمی]]
*[[احمد بن محمد زجورجی]]
*[[احمد بن هلال]]
*[[احمد]]
*[[احمدیه]]
*[[احیای سنت محمدی]]
*[[اخباریه]]
*[[اخلاق حضرت]]
*[[اخنس]]
*[[اخیار]]
*[[ادعای ارتباط با حضرت]]
*[[ادعای مهدویت]]
*[[ادعای نیابت]]
*[[ادعیه امام زمان]]
*[[اذاعه]]
*[[اذن سامعه]]
*[[اربعینیات درباره حضرت]]
*[[ارتباط با حضرت]]
*[[ارشاد]]
*[[ارمینیه]]
*[[ارنون]]
*[[ازد]]
*[[ازدواج حضرت]]
*[[اسامی حضرت در کتب ادیان]]
*[[اسب حضرت]]
*[[استخاره امام زمان]]
*[[استخلاف]]
*[[استضعاف]]
*[[استغاثه به حضرت مهدی]]
*[[استکبار جهانی و مهدی‌باوری]]
*[[اسحاق احمر]]
*[[اسحاق بن اسماعیل]]
*[[اسحاق بن یعقوب]]
*[[اسدی]]
*[[اسراء]]
*[[اسرافیل]]
*[[اسکافی]]
*[[اسم اصلی حضرت]]
*[[اسم حضرت]]
*[[اسماعیل بن جعفر الصادق]]
*[[اسماعیل بن صادق]]
*[[اسماعیل بن علی]]
*[[اسماعیل بن موسی بن جعفر]]
*[[اسماعیلیه]]
*[[اشتراط الساعه]]
*[[اشعیا]]
*[[اصحاب حضرت]]
*[[اصحاب طالوت]]
*[[اصحاب کهف]]
*[[اصل]]
*[[اصهب]]
*[[اعاجم]]
*[[اعتقاد به منجی]]
*[[اعتقاد به مهدی]]
*[[اعلام الوری]]
*[[اعلام ظهور]]
*[[اعیان الشیعه]]
*[[افضل الاعمال]]
*[[افیق]]
*[[اقامتگاه حضرت]]
*[[اقتصاد در عصر ظهور]]
*[[اقلیت‌ها در حکومت حضرت]]
*[[البیعه لله]]
*[[الر]]
*[[الغیبه]]
*[[الفصول العشره فی الغیبه]]
*[[المهدی]]
*[[الواح موسی]]
*[[الیاس]]
*[[ام ایمن]]
*[[ام خالد]]
*[[ام محمد]]
*[[امام زمان]]
* [[امام مهدی]] {{ع}}
*[[امامیه]]
*[[امان زمین]]
*[[امت امت]]
*[[امت معدوده]]
*[[امر به منکر]]
*[[امر ناگهانی]]
*[[امکان رجعت]]
*[[امن یجیب]]
*[[امنیت پس از ظهور]]
*[[امنیت پیش از ظهور]]
*[[امیر الامره]]
*[[امیر المومنین]]
*[[انا انزلنا]]
*[[انتظار در مسیحیت]]
*[[انتظار فرج]]
*[[انتظار مثبت]]
*[[انتظار منفی]]
*[[انتظار و بهداشت روان]]
*[[انتظار و صهیونیسم]]
*[[انتظار]]
*[[انجیل و بشارت موعود]]
*[[اندام حضرت]]
*[[انصار حضرت]]
*[[انطاکیه]]
*[[انکار حضرت]]
*[[انگشتر سلیمان]]
*[[انگشتری حضرت]]
*[[انوری]]
*[[اوپانیشاد]]
*[[اوتاد]]
*[[اوقات مخصوص حضرت]]
*[[اوقات و حالات دعا برای حضرت]]
*[[اوقیدمو]]
*[[اولین برنامه حضرت]]
*[[اولین پرچم]]
*[[اولین جنگ حضرت]]
*[[اولین خطبه حضرت]]
*[[اولین دادگاه پس از ظهور]]
*[[اولین رجعت‌کننده]]
*[[اولین سپاه حضرت]]
*[[اولین کشتار]]
*[[اولین مدعی نیابت]]
*[[اولین نایب خاص]]
*[[اهداف نیابت]]
*[[اهل سنت و مهدی]]
*[[اهل کتاب]]
*[[اهلی شیرازی]]
*[[ایام الله]]
*[[ایدی]]
*[[ایرانیان]]
*[[ایزدشناس]]
*[[ایزدنشان]]
*[[ایستاده]]
*[[ایلیا]]
*[[ایوب بن نوح]]
*[[آتش و دود]]
*[[آثار انتظار]]
*[[آثار حضرت]]
*[[آثار دعای فرج]]
*[[آثار ظهور]]
*[[آخر الزمان]]
*[[آخرین دولت]]
*[[آخرین دیدار عمومی حضرت]]
*[[آداب ملاقات با حضرت]]
*[[آدینه]]
*[[آرماگدون]]
*[[آزمون غیبت]]
*[[آزمون یاران حضرت]]
*[[آس]]
*[[آسیب‌شناسی تربیتی مهدویت]]
*[[آشوب‌های جهانی]]
*[[آل اعین]]
*[[آمادگی برای غیبت]]
*[[آینده جهان و نظریه‌پردازان]]
*[[آیین جدید]]
*[[باب الله]]
*[[باب غیبت]]
*[[باب لد]]
*[[باب]]
*[[بابا فغانی شیرازی]]
*[[بابیه]]
*[[باد زرد]]
*[[باد سرخ]]
*[[باد سیاه]]
*[[باران بی‌موقع]]
*[[باران‌های فراوان]]
*[[بازرگانی در عصر ظهور]]
*[[بازوی حضرت]]
*[[باسط]]
*[[باسک]]
*[[باقریه]]
*[[باقطانی]]
*[[بانوی کنیزان]]
*[[باهله]]
*[[بتریه]]
*[[بحر العلوم]]
*[[بخش دوم:برشمردن دعاها و زیارات مربوط به امام عصر]]
*[[بخشش حضرت]]
*[[بداء]]
*[[بدر]]
*[[براق]]
*[[برکت در عصر ظهور]]
*[[برهان الله]]
*[[برهان]]
*[[بشر بن سلیمان]]
*[[بشقاب‌ پرنده]]
*[[بشیریه]]
*[[بصره]]
*[[بطن ارزق]]
*[[بغداد]]
*[[بغوطه]]
*[[بقیه الانبیاء]]
*[[بقیه الله]]
*[[بکمینابدو]]
*[[بلد الامین]]
*[[بنده یزدان]]
*[[بنی اصفر]]
*[[بنی شیبه]]
*[[بنی ضبه]]
*[[بنی قنطوره]]
*[[بنی هاشم]]
*[[بنیان‌گذار بهاییت]]
*[[بواسیر]]
*[[بهاییه]]
*[[بهداشت در عصر ظهور]]
*[[بهرام]]
*[[بیت الحمد]]
*[[بیت المقدس]]
*[[بیداء]]
*[[بیر معطله]]
*[[بیعت]]
*[[بی‌نیازی در عصر ظهور]]
*[[بیوح]]
*[[پاتیکل]]
*[[پایان تاریخ]]
*[[پایان حکومت حضرت]]
*[[پدر حضرت]]
*[[پرچم پیامبر ]]
*[[پرچم پیش از قیام]]
*[[پرچم زرد]]
*[[پرچم سبز]]
*[[پرچم سفید]]
*[[پرچم سیاه]]
*[[پرچم قیام]]
*[[پرچم هدایت]]
*[[پروژه بولیمود]]
*[[پرویز]]
*[[پسر انسان]]
*[[پنج سالگی حضرت]]
*[[پیراهن حضرت ادم]]
*[[پیراهن حضرت]]
*[[پیروان ادیان]]
*[[پیشانی حضرت]]
*[[پیشگویی ارماگدون]]
*[[پیشگویی غیبت]]
*[[پیشگویی ولادت حضرت]]
*[[پیشگویی‌های کتاب مقدس]]
*[[پیشگویی‌های نوستر اداموس]]
*[[پیشگویی‌های واقع شده]]
*[[تابوت سکینه]]
*[[تابوت موسی]]
*[[تادیب]]
*[[تالی کتاب الله]]
*[[تالی]]
*[[تالیف قلوب]]
*[[تایید]]
*[[تجدید دین]]
*[[تخت سلیمان]]
*[[تخریب مساجد]]
*[[تخریب مسجد الاقصی]]
*[[تداوم امامت]]
*[[تذکره]]
*[[تردید در حضرت]]
*[[ترس حضرت]]
*[[ترس]]
*[[تسبیح حضرت]]
*[[تشرف]]
*[[تقیه]]
*[[تکریم اماکن منسوب به حضرت]]
*[[تکریم ایمه از حضرت]]
*[[تکریم پیامبر از حضرت]]
*[[تکریم نام حضرت]]
*[[تمارین]]
*[[تمام]]
*[[تمنیحا]]
*[[تناثر نجوم]]
*[[تورات و بشارت موعود]]
*[[توسل به حضرت]]
*[[توقیت]]
*[[توقیع ابتدایی]]
*[[توقیع اسحاق بن یعقوب]]
*[[توقیع]]
*[[تهران در اخر الزمان]]
*[[ثایر]]
*[[ثویه]]
*[[جابر]]
*[[جابلسا]]
*[[جابلقا]]
*[[جابیه]]
*[[جارودیه]]
*[[جاماسب‌نامه]]
*[[جامعه]]
*[[جاموس]]
*[[جبرییل]]
*[[جبیر بن خابور]]
*[[جده]]
*[[جذام]]
*[[جزیره خضراء]]
*[[جزیه]]
*[[جعفر کذاب]]
*[[جعفر]]
*[[جعفریه]]
*[[جفر]]
*[[جمادی]]
*[[جمعه]]
*[[جمکران]]
*[[جموداندیشان]]
*[[جن]]
*[[جنب]]
*[[جنگ و کشتار]]
*[[جوار الکنس]]
*[[جوانان]]
*[[جویای تبریزی]]
*[[جهان‌گشایی امام]]
*[[جهانی‌سازی حضرت]]
*[[جهینه]]
*[[جیحون]]
*[[جیش الغضب]]
*[[چراغ مخفی]]
*[[چشمان حضرت]]
*[[چهارمین نایب خاص]]
*[[چهره‌شناسی حضرت]]
*[[چهل روز قبل از قیامت]]
*[[چهل]]
*[[چهل‌روزگی حضرت]]
*[[حاجز بن یزید]]
*[[حارث بن حارث]]
*[[حاشر]]
*[[حافظ شیرازی]]
*[[حبابه والبیه]]
*[[حبه]]
*[[حج در اخر الزمان]]
*[[حج کردن به نیابت حضرت]]
*[[حج و مهدی]]
*[[حجاب]]
*[[حجاز]]
*[[حجت پنهان]]
*[[حجت ظاهر]]
*[[حجت]]
*[[حجتیه]]
*[[حجر الاسود]]
*[[حجه الله]]
*[[حجی نبی]]
*[[حدیثه]]
*[[حذیفه بن یمان]]
*[[حرب و قیس]]
*[[حرز حضرت]]
*[[حرستا]]
*[[حزقیال نبی]]
*[[حزین لاهیجی]]
*[[حسن بن حسین عسکری]]
*[[حسن بن علی وجناء]]
*[[حسن بن قاسم بن علا]]
*[[حسن بن مثله]]
*[[حسن بن محبوب]]
*[[حسن خالص]]
*[[حسین بن الحسن العلوی]]
*[[حسین بن روح]]
*[[حسین و مهدی]]
*[[حصینه]]
*[[حضرت شوونیه]]
*[[حق]]
*[[حقوق حضرت بر شیعیان]]
*[[حکم داود]]
*[[حکومت اسلامی در غیبت کبری]]
*[[حکومت واحد جهانی]]
*[[حکیمه]]
*[[حلاج]]
*[[حمد و حامد]]
*[[حملاها]]
*[[حمیری قمی]]
*[[حیره]]
*[[خاتم الایمه]]
*[[خاتم الایمه]]
*[[خازن]]
*[[خاقانی]]
*[[خاک‌سپاری حضرت]]
*[[خال حضرت]]
*[[خاندان نوبختی]]
*[[خبر ولادت حضرت]]
*[[ختم وصایت]]
*[[ختنه]]
*[[خجسته]]
*[[خداشناس]]
*[[خدمت به حضرت]]
*[[خراسان]]
*[[خروج دجال]]
*[[خروج سفیانی]]
*[[خروج یاجوج و ماجوج]]
*[[خروج یمنی]]
*[[خزیمه]]
*[[خسرو]]
*[[خسف بیداء]]
*[[خسف]]
*[[خسوف و کسوف]]
*[[خشک شدن نیل]]
*[[خضر ]]
*[[خطبه امام سجاد]]
*[[خطبه‌های حضرت]]
*[[خلف صالح]]
*[[خلفای دوران غیبت صغری]]
*[[خلفای عباسی]]
*[[خلوت حضرت]]
*[[خلیفه الاتقیاء]]
*[[خلیفه الله]]
*[[خلیل]]
*[[خماهن]]
*[[خمط]]
*[[خنس]]
*[[خواب مخزومی]]
*[[خواجوی کرمانی]]
*[[خورشید پشت ابر]]
*[[خورشید و ماه]]
*[[خون‌خواهی حسین]]
*[[خیر الفوارس]]
*[[دابه الارض]]
*[[دادتگ]]
*[[داعی]]
*[[دام‌پروری در عصر ظهور]]
*[[دانش حضرت]]
*[[دانش در عصر ظهور]]
*[[دانشمندان اخر الزمان]]
*[[دانیال]]
*[[داوری حضرت]]
*[[دجال]]
*[[دروازه اصطخر]]
*[[دروزی]]
*[[دریاچه طبریه]]
*[[دزدان کعبه]]
*[[دست بر سر گذاردن]]
*[[دست حضرت]]
*[[دشواری انتظار]]
*[[دعا برای امام زمان]]
*[[دعا برای سلامتی حضرت]]
*[[دعا برای فرج]]
*[[دعاهایی که در ارتباط غیرمستقیم با حضرت است]]
*[[دعاهایی که در مورد خود حضرت است]]
*[[دعای افتتاح]]
*[[دعای جدید]]
*[[دعای حضرت برای شیعیان]]
*[[دعای حضرت مهدی]]
*[[دعای سمات]]
*[[دعای صلوات]]
*[[دعای عبرات]]
*[[دعای عهد]]
*[[دعای غریق]]
*[[دعای غیبت]]
*[[دعای فرج]]
*[[دعای قنوت]]
*[[دعای ندبه]]
*[[دعای نور]]
*[[دعبل خزاعی]]
*[[دلدل]]
*[[دمنسیان]]
*[[دندان حضرت]]
*[[دو خون]]
*[[دو غیبت]]
*[[دوازده امام]]
*[[دوران حیرت]]
*[[دوشنبه]]
*[[دولت کریمه]]
*[[دومین نایب خاص]]
*[[دید]]
*[[دین اینده جهان]]
*[[دین جدید]]
*[[دین‌داری در عصر غیبت]]
*[[دین‌فروشی]]
*[[ذو السویقتین]]
*[[ذو الفقار]]
*[[ذو القرنین]]
*[[ذی حجه]]
*[[ذی طوی]]
*[[ذی قعده]]
*[[راحت‌طلبان]]
*[[راضی بالله]]
*[[راویان احادیث مهدی از اهل سنت]]
*[[راویان احادیث مهدی از صحابه]]
*[[راه اثبات نیابت]]
*[[راهنما]]
*[[رایقه]]
*[[رب الارض]]
*[[ربا]]
*[[ربیع]]
*[[رجب]]
*[[رجعت امامان]]
*[[رجعت پیامبران]]
*[[رجعت در ادعیه و زیارات]]
*[[رجعت در امت‌های پیشین]]
*[[رجعت در روایات]]
*[[رجعت در قران]]
*[[رجعت زنان]]
*[[رجعت و اندیشمندان]]
*[[رجعت]]
*[[رجعت‌کنندگان]]
*[[رجل]]
*[[رحبه]]
*[[رشوه]]
*[[رشیق]]
*[[رضوی]]
*[[رفاه در عصر ظهور]]
*[[رفتار امام با دشمنان]]
*[[رفقا]]
*[[رقعه حاجت]]
*[[رکن و مقام]]
*[[رمضان]]
*[[رمیله]]
*[[رنگ چهره حضرت]]
*[[روح القدس]]
*[[روز قیام]]
*[[روزها در عصر حضرت]]
*[[رومیان]]
*[[رونی]]
*[[رویای نرجس]]
*[[ری]]
*[[ریحانه]]
*[[ریزش و رویش]]
*[[ریگ ودا]]
*[[زاهره]]
*[[زبور]]
*[[زبیده]]
*[[زرتشت و بشارت موعود]]
*[[زره پیامبر]]
*[[زکریا]]
*[[زلزله]]
*[[زمامداران اخر الزمان]]
*[[زمان ظهور]]
*[[زمانی بیاید]]
*[[زمینه‌سازان ظهور]]
*[[زمینه‌سازی غیبت]]
*[[زنان اخر الزمان]]
*[[زنان در دوران ظهور]]
*[[زنان در غیبت صغری]]
*[[زنج]]
*[[زند افریس]]
*[[زند]]
*[[زندیق]]
*[[زوراء]]
*[[زهد حضرت]]
*[[زیات]]
*[[زیارت ال یاسین]]
*[[زیارت امام زمان]]
*[[زیارت جامعه]]
*[[زیارت عاشورا]]
*[[زیارت مادر حضرت]]
*[[زیارت ناحیه مقدسه]]
*[[زیدیه]]
*[[زیور بیت المقدس]]
*[[ساعت مخصوص حضرت]]
*[[ساعه]]
*[[سال فرد]]
*[[سامرا]]
*[[سباییه]]
*[[سبیکه]]
*[[سبیل]]
*[[ستاره دنباله‌دار]]
*[[سجده حضرت]]
*[[سحاب]]
*[[سخاوت حضرت]]
*[[سدره المنتهی]]
*[[سرخی اسمان]]
*[[سرداب سامرا]]
*[[سردابیه]]
*[[سرگذشت نرجس]]
*[[سرمه در چشم]]
*[[سرور اهل بهشت]]
*[[سروش ایزد]]
*[[سطیح کاهن]]
*[[سعیده]]
*[[سفط]]
*[[سفیانی]]
*[[سلاح حضرت]]
*[[سلاح یاران حضرت]]
*[[سلار]]
*[[سلام بر حضرت]]
*[[سلطان مامول]]
*[[سلمان فارسی]]
*[[سمات]]
*[[سمان]]
*[[سمری]]
*[[سمیه]]
*[[سن حضرت هنگام ظهور]]
*[[سنا]]
*[[سنایی]]
*[[سنت جدید]]
*[[سند دعای ندبه]]
*[[سنگ موسی]]
*[[سنوسی]]
*[[سوار بر ابر]]
*[[سوره کهف]]
*[[سوسن]]
*[[سوشیانس]]
*[[سومین نایب خاص]]
*[[سه جور استخاره امده است]]
*[[سهم امام]]
*[[سیحون]]
*[[سید بن طاووس]]
*[[سید حسنی]]
*[[سید خراسانی]]
*[[سید شمس الدین]]
*[[سید هاشمی]]
*[[سید]]
*[[سیره حضرت]]
*[[سیصد و سیزده]]
*[[سیف]]
*[[سیما]]
*[[سیمای دوران ظهور]]
*[[شاخص‌های دینداری]]
*[[شادمانی جهان از ظهور]]
*[[شاکمونی]]
*[[شام]]
*[[شاهدان ولادت حضرت]]
*[[شب جمعه]]
*[[شباهت حضرت]]
*[[شجاعت حضرت]]
*[[شرعه التسمیه]]
*[[شروسی]]
*[[شرید]]
*[[شریعی]]
*[[شعار پرچم قیام]]
*[[شعار یاران حضرت]]
*[[شعبان]]
*[[شعر مهدوی]]
*[[شعیب بن صالح]]
*[[شفاعت حضرت]]
*[[شکر امام]]
*[[شلمغانی]]
*[[شماطیل]]
*[[شمایل حضرت]]
*[[شمشیرهای اسمانی]]
*[[شمعون]]
*[[شنوءه]]
*[[شواذ ال محمد]]
*[[شوال]]
*[[شورش بر حضرت]]
*[[شوق دیدار]]
*[[شهاب ثاقب]]
*[[شهادت در رکاب حضرت]]
*[[شهادت کنیزان به رویت حضرت]]
*[[شهادت وکلا به رویت حضرت]]
*[[شیخ الاوصیاء]]
*[[شیصبانی]]
*[[شیطان]]
*[[شیعه در عصر ظهور]]
*[[شیعه و مهدی]]
*[[شیلو]]
*[[شیوه حکومت حضرت]]
*[[صاحب الامر]]
*[[صاحب الدار]]
*[[صاحب الدوله الزهراء]]
*[[صاحب الرجعه]]
*[[صاحب الزمان]]
*[[صاحب السیف]]
*[[صاحب العصر]]
*[[صاحب الغیبه]]
*[[صاحب الناحیه]]
*[[صاحب سرداب]]
*[[صاحب کره البیضاء]]
*[[صاحب]]
*[[صاعقه]]
*[[صافیه]]
*[[صالح]]
*[[صاید بن صید]]
*[[صایدیه]]
*[[صبح مسفر]]
*[[صبر بر غیبت]]
*[[صبر حضرت]]
*[[صحاح]]
*[[صدای زمینی]]
*[[صدق]]
*[[صدقه]]
*[[صدوق]]
*[[صراط]]
*[[صفر]]
*[[صفنیا]]
*[[صلوات]]
*[[صله با حضرت]]
*[[صمصام الاکبر]]
*[[صندل]]
*[[صورت حضرت]]
*[[صورتی در خورشید]]
*[[صورتی در ماه]]
*[[صهیونیسم مسیحی]]
*[[صیاح]]
*[[صیانه ماشطه]]
*[[صیحه اسمانی]]
*[[صیقل]]
*[[ضحی]]
*[[ضیاء]]
*[[طاعون]]
*[[طاغوت]]
*[[طالب التراث]]
*[[طالب املی]]
*[[طالب]]
*[[طالقان]]
*[[طلوع خورشید از مغرب]]
*[[طلوم]]
*[[طوسی]]
*[[طول عمر حضرت]]
*[[طی الارض]]
*[[ظریف]]
*[[ظهور]]
*[[عاشورا و انتظار]]
*[[عاشورا]]
*[[عاق والدین]]
*[[عاقبه الدار]]
*[[عالم]]
*[[عاموس نبی]]
*[[عباس فاطمی]]
*[[عبای حضرت]]
*[[عبد الله بن شریک عامری]]
*[[عبد الله بن شریک]]
*[[عبد الله بن صالح]]
*[[عبد الله بن عباس علوی]]
*[[عبد الله]]
*[[عبقری الحسان]]
*[[عثمان بن سعید]]
*[[عجله‌کنندگان]]
*[[عدالت مهدی]]
*[[عدل]]
*[[عذاب ادنی]]
*[[عرب]]
*[[عرض اعمال]]
*[[عرض حاجت به حضرت]]
*[[عرفات]]
*[[عرق و علق]]
*[[عریضه به حضرت]]
*[[عریضه‌نویسی]]
*[[عزاقریه]]
*[[عزه]]
*[[عسکر]]
*[[عسکری]]
*[[عسکریه]]
*[[عصای موسی]]
*[[عصایب]]
*[[عصر امام خمینی]]
*[[عصر]]
*[[عطار نیشابوری]]
*[[عطر حضرت]]
*[[عطسه]]
*[[عقل]]
*[[عقید]]
*[[عقیقه حضرت]]
*[[علامه حلی]]
*[[علت غیبت]]
*[[علم مصبوب]]
*[[علم منصوب]]
*[[علی بن ابراهیم بن مهزیار]]
*[[علی بن بلال]]
*[[علی بن زیاد]]
*[[علی بن عاصم کوفی]]
*[[علی بن فاضل مازندرانی]]
*[[علی بن فرات]]
*[[علی بن محمد سمری]]
*[[علی بن مطهر]]
*[[علی بن مهزیار]]
*[[عمامه حضرت]]
*[[عمانی]]
*[[عمر بن زید]]
*[[عمرو الاهوازی]]
*[[عمری]]
*[[عناطیس]]
*[[عنصری بلخی]]
*[[عوف سلمی]]
*[[عهد عتیق]]
*[[عیسی ]]
*[[عیسی بن مهدی جواهری]]
*[[عین]]
*[[غار انطاکیه]]
*[[غار ثور]]
*[[غانم]]
*[[غایب]]
*[[غایه الطالبین]]
*[[غایه القصوی]]
*[[غرب و اخر الزمان]]
*[[غرب و مهدویت]]
*[[غربت حضرت]]
*[[غرقد]]
*[[غریم]]
*[[غضباء]]
*[[غلام]]
*[[غنی]]
*[[غوث الفقرا]]
*[[غوث]]
*[[غوطه]]
*[[غیب]]
*[[غیبت شانیه]]
*[[غیبت صغری]]
*[[غیبت کبری]]
*[[غیبت]]
*[[فارس الحجاز]]
*[[فارس]]
*[[فاضل]]
*[[فایده امام غایب]]
*[[فایده حضرت]]
*[[فایده غیبت]]
*[[فتح]]
*[[فترت]]
*[[فتن و ملاحم]]
*[[فتنه سرا]]
*[[فتنه فلسطین]]
*[[فتنه]]
*[[فجر]]
*[[فرات]]
*[[فراگیر شدن ظلم]]
*[[فراید السمطین]]
*[[فرج الاعظم]]
*[[فرج المومنین]]
*[[فرج]]
*[[فرخنده]]
*[[فردوس الاکبر]]
*[[فرزندان حضرت]]
*[[فرزندان مهدوی]]
*[[فرشتگان]]
*[[فرقه]]
*[[فرقه‌گرایی]]
*[[فرماندهان سپاه حضرت]]
*[[فرود امدن عیسی]]
*[[فضل بن شاذان]]
*[[فضل بن یحیی]]
*[[فضیلت انتظار]]
*[[فطحیه]]
*[[فطرت و مهدویت]]
*[[فقیه]]
*[[فقیهان]]
*[[فلان]]
*[[فلسفه انتظار]]
*[[فلسفه غیبت]]
*[[فواید الشمسیه]]
*[[فوتوریسم]]
*[[فیذموا]]
*[[فیروز]]
*[[فیض کاشانی]]
*[[قابض]]
*[[قابله حضرت]]
*[[قاتل الکفره]]
*[[قادیانی]]
*[[قاسم انوار]]
*[[قاسم بن علاء]]
*[[قاسم بن علی]]
*[[قاطع]]
*[[قانون ارث]]
*[[قاهر بالله]]
*[[قایم الزمان]]
*[[قایم]]
*[[قبیله کلب]]
*[[قتاد]]
*[[قتل نفس زکیه]]
*[[قد حضرت]]
*[[قدر]]
*[[قدرت حضرت]]
*[[قذف]]
*[[قرامطه]]
*[[قران و بشارت موعود]]
*[[قران]]
*[[قرقیسیا]]
*[[قریش]]
*[[قزوین]]
*[[قسط]]
*[[قسطنطنیه]]
*[[قشری‌گری]]
*[[قصیده ابن عرندس]]
*[[قضای جدید]]
*[[قطایع]]
*[[قطب]]
*[[قطران تبریزی]]
*[[قطع رحم]]
*[[قطوانی]]
*[[قم]]
*[[قنواء]]
*[[قوه]]
*[[قیام با شمشیر]]
*[[قیامت]]
*[[قیس]]
*[[قیم الزمان]]
*[[کار]]
*[[کارگزاران حکومت مهدی]]
*[[کاسر عینه]]
*[[کاشف الغطاء]]
*[[کافور بن ابراهیم]]
*[[کافور]]
*[[کافی]]
*[[کامل بن ابراهیم]]
*[[کامل سلیمان]]
*[[کبریت احمر]]
*[[کتاب جدید]]
*[[کتاب حضرت]]
*[[کتابنامه دعای ندبه]]
*[[کتابنامه رجعت]]
*[[کتاب‌های غیبت]]
*[[کذاب مفتر]]
*[[کرخ]]
*[[کرعه]]
*[[کسادی]]
*[[کسروی]]
*[[کسوف]]
*[[کشاورزی در عصر ظهور]]
*[[کشته شدن شیطان]]
*[[کشف الغمه]]
*[[کشف هیکل]]
*[[کف دست]]
*[[کفایه الاثر]]
*[[کفش حضرت]]
*[[کلمه الحق]]
*[[کلینی]]
*[[کمال الدین و تمام النعمه]]
*[[کمال]]
*[[کمالات در عصر ظهور]]
*[[کمبود باران]]
*[[کمسلیما]]
*[[کنگره]]
*[[کنیز اذری]]
*[[کنیه حضرت]]
*[[کوفه]]
*[[کوکما]]
*[[کهیعص]]
*[[کیسانیه]]
*[[کیقباد دوم]]
*[[گات‌ها]]
*[[گرسنگی]]
*[[گریه کردن برای حضرت]]
*[[گل نرگس]]
*[[گنج‌های نهفته]]
*[[گونه حضرت]]
*[[لا اله الا الله]]
*[[لسان الصدق]]
*[[لطف وجود حضرت]]
*[[لقب حضرت]]
*[[لندیطارا]]
*[[لواء اعظم
*[[لوح فاطمه]]
*[[لوح محو و اثبات]]
*[[ما منا الا مقتول]]
*[[ماء معین]]
*[[مادر حضرت]]
*[[ماریه]]
*[[ماشع]]
*[[مالک اشتر]]
*[[مامور]]
*[[مامول]]
*[[مایده]]
*[[مبدا الایات]]
*[[مبلی السرایر]]
*[[متشحط]]
*[[متمهدی]]
*[[مثلث الهی]]
*[[مثلث برمودا]]
*[[مجازی بالاعمال]]
*[[مجالس المومنین]]
*[[مجالس حضرت]]
*[[مجلسی]]
*[[محاسن حضرت]]
*[[محاضیر]]
*[[محبت حضرت]]
*[[محبوب کردن حضرت]]
*[[محجه]]
*[[محرم]]
*[[محسن]]
*[[محل ظهور حضرت]]
*[[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]]
*[[محمد بن احمد قطان]]
*[[محمد بن ادریس]]
*[[محمد بن ایوب بن نوح]]
*[[محمد بن بشیر]]
*[[محمد بن جعفر اسدی]]
*[[محمد بن حسن صیرفی]]
*[[محمد بن شاذان بن نعیم]]
*[[محمد بن عبد الله محض]]
*[[محمد بن عثمان]]
*[[محمد بن علی بن بلال]]
*[[محمد بن فضل موصلی]]
*[[محمد بن نصیر نمیری]]
*[[محمد بن نفیس]]
*[[محمد حنفیه]]
*[[محمد]]
*[[محمد،علی و حسن]]
*[[محمدیه]]
*[[مخالفان حضرت]]
*[[مخبر بما یعلن]]
*[[مخفی بودن ولادت]]
*[[مد هامتان]]
*[[مدبر]]
*[[مدت حکومت حضرت]]
*[[مدعیان مهدویت]]
*[[مدعیان نیابت]]
*[[مدینه فاضله مهدی]]
*[[مدینه]]
*[[مرابطه]]
*[[مراقبه]]
*[[مربوع]]
*[[مرجیه]]
*[[مردان اخر الزمان]]
*[[مردی از قم]]
*[[مرکز بیت المال در عصر ظهور]]
*[[مرکز حکومت حضرت]]
*[[مرکز قضاوت حضرت]]
*[[مرگ جاهلیت]]
*[[مرگ حضرت]]
*[[مرگ سرخ]]
*[[مرگ سفید]]
*[[مرگ ناگهانی]]
*[[مروانی]]
*[[مروزی]]
*[[مریم]]
*[[مزامله]]
*[[مسبحات]]
*[[مستضعفین]]
*[[مستنصر]]
*[[مسجد الحرام]]
*[[مسجد النبی]]
*[[مسجد براثا]]
*[[مسجد جمکران]]
*[[مسجد زید]]
*[[مسجد سهله]]
*[[مسجد صعصعه]]
*[[مسجد کوفه]]
*[[مسخ]]
*[[مسلمیه]]
*[[مسیح الزمان]]
*[[مسیح دروغین]]
*[[مسیح]]
*[[مسیحیت سیاسی امریکا]]
*[[مسیحیت صهیونیستی]]
*[[مسیحیت یهودی]]
*[[مشرق]]
*[[مشیخه]]
*[[مصباح الشدید الضیاء]]
*[[مصحف امیر المومنین ]]
*[[مصحف فاطمه]]
*[[مصر در دوران ظهور]]
*[[مضطر]]
*[[مظهر الفضایح]]
*[[معتضد بالله
*[[معتمد بالله]]
*[[معجزات حضرت مهدی]]
*[[معراج]]
*[[معرفت امام]]
*[[معمرین]]
*[[معنویت پس از ظهور]]
*[[معنویت پیش از ظهور]]
*[[مغرب]]
*[[مغیریه]]
*[[مفاسد اخر الزمان]]
*[[مفتوحه عنوه]]
*[[مفرج اعظم]]
*[[مفضل]]
*[[مفید]]
*[[مقام ابراهیم]]
*[[مقام امام زمان]]
*[[مقبوله عمر بن حنظله]]
*[[مقتدر بالله]]
*[[مقتصر]]
*[[مقداد]]
*[[مقدره]]
*[[مقدس اردبیلی]]
*[[مقدس‌ماب]]
*[[مقنع]]
*[[مکان‌های دعا برای حضرت]]
*[[مکتفی بالله]]
*[[مکه]]
*[[ملاحم]]
*[[ملاقات‌کنندگان حضرت]]
*[[ملاک تعیین نواب]]
*[[ملخ سرخ]]
*[[ملعون ملعون]]
*[[ملیکه]]
*[[ممطوره]]
*[[ممهدون للمهدی]]
*[[من لم یجعل الله له شبیها]]
*[[منادی اسمانی]]
*[[منافقان]]
*[[منان]]
*[[منبر سلیمان]]
*[[منتظر]]
*[[منتظر]]
*[[منتظران حقیقی]]
*[[منتقم]]
*[[منجم یهودی]]
*[[منجی اعظم]]
*[[منجی]]
*[[منصور]]
*[[منعم]]
*[[موالی خاصه]]
*[[موتور]]
*[[موسوعه الامام المهدی]]
*[[موعود در اقوام و ملل]]
*[[موعود یهود]]
*[[موعود]]
*[[مولی]]
*[[مومل]]
*[[مومن ال فرعون]]
*[[موی حضرت]]
*[[مهدویت از دیدگاه اهل سنت]]
*[[مهدویت از دیدگاه شیعه]]
*[[مهدویت شخصیه]]
*[[مهدویت نوعیه]]
*[[مهدویت]]
*[[مهدی بن محمد]]
*[[مهدی در روایات]]
*[[مهدی در قران]]
*[[مهدی سودانی]]
*[[مهدی عباسی]]
*[[مهدی موعود]]
*[[مهدی و نشانه‌های پیامبران]]
*[[مهدی هرعی]]
*[[مهدی]]
*[[مهدی‌باوری در ادیان]]
*[[مهدیه]]
*[[مهمید اخر]]
*[[میراث پیامبر اکرم]]
*[[میراث پیامبران]]
*[[میرزا حسین نوری]]
*[[میرزا علی محمد باب]]
*[[میزان الحق]]
*[[میکاییل]]
*[[میلخاء]]
*[[ناامیدی از ظهور]]
*[[ناجی النجار]]
*[[ناحیه مقدسه]]
*[[ناشناخته بودن حضرت]]
*[[ناصبی‌ها]]
*[[ناطق]]
*[[نافله]]
*[[ناقور]]
*[[ناووسیه]]
*[[نجبا]]
*[[نجف]]
*[[نجم
*[[نجم الثاقب]]
*[[ندای اسمانی]]
*[[نرجس]]
*[[نسب حضرت]]
*[[نسیم
*[[نشانه‌های حتمی ظهور]]
*[[نشانه‌های نزدیک ظهور]]
*[[نظامی گنجوی]]
*[[نعمانی]]
*[[نعمت باطن]]
*[[نعمت حضرت]]
*[[نعمت ظاهر]]
*[[نفس زکیه]]
*[[نفس]]
*[[نقبا]]
*[[نماز امام زمان]]
*[[نماز بر پیکر پدر]]
*[[نماز تسبیح]]
*[[نماز جماعت]]
*[[نماز جمعه]]
*[[نماز حاجت]]
*[[نماز عید]]
*[[نماز هدیه به حضرت]]
*[[نمازگزاران بر پیکر امام عسکری]]
*[[نمک در طعام]]
*[[نمیریه]]
*[[نواب اربعه]]
*[[نوبختیه]]
*[[نور ال محمد]]
*[[نور الاتقیاء]]
*[[نور الاصفیاء]]
*[[نور الرب]]
*[[نور حضرت]]
*[[نوروز]]
*[[نوستر اداموس]]
*[[نهار]]
*[[نهج البلاغه و مهدی]]
*[[نیابت خاصه]]
*[[نیابت عامه]]
*[[نیابت]]
*[[نیمه شعبان]]
*[[نیه الصابرین]]
*[[وادی السلام]]
*[[وادی یابس]]
*[[وارث]]
*[[واعظ قزوینی]]
*[[واقفه]]
*[[واقفیه]]
*[[واقیذ]]
*[[وتر]]
*[[وتر]]
*[[وتیره]]
*[[وتیره]]
*[[وجه]]
*[[وشن جوک]]
*[[وظایف منتظران]]
*[[وظایف نواب خاص]]
*[[وقاتون]]
*[[وقت ظهور]]
*[[وقت معلوم]]
*[[وکالت]]
*[[وکیلان حضرت]]
*[[ولادت حضرت]]
*[[ولایت فقیه]]
*[[ولایتی‌ها]]
*[[ولی الله]]
*[[ولی عصر]]
*[[ولی نعمت]]
*[[وهوه‌ل]]
*[[ویژگی یاران حضرت]]
*[[ویژگی‌های حضرت]]
*[[هادی]]
*[[هالیوود و اخر الزمان]]
*[[هالیوود و مهدویت]]
*[[هدف قیام]]
*[[هراوه]]
*[[هرج‌ومرج]]
*[[هرشا]]
*[[هزاره‌گرایی]]
*[[هفت تکبیر]]
*[[همدان]]
*[[همسر حضرت]]
*[[هندوها و بشارت موعود]]
*[[هوشع نبی]]
*[[یا لثارات الحسین]]
*[[یاجوج و ماجوج]]
*[[یادکرد حضرت]]
*[[یاران حضرت]]
*[[یاری کردن حضرت]]
*[[یاوران حضرت]]
*[[ید الباسطه]]
*[[یشوعا]]
*[[یعسوب الدین]]
*[[یعفور]]
*[[یعقوب بن منقوش]]
*[[یعقوب بن یوسف]]
*[[یک‌سوم]]
*[[یمانی]]
*[[یمن در دوران ظهور]]
*[[یمین]]
*[[ینابیع الموده]]
*[[یوشع بن نون]]
*[[یوفولوژی]]
*[[یوم الخلاص]]
*[[یوم الفتح]]
*[[یوییل نبی]]
*[[یهود در اخر الزمان]]
*[[یهود و مسیح موعود]]
*[[یهود و نصاریو مهدویت]]
*[[یهودا]]
{{پایان}}
{{پایان}}


==منابع==
== پانویس ==
* [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']].
{{پانویس}}
* [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']].
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].


==پانویس==
{{مشارکت}}
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{امام مهدی}}


[[رده:بیعت]]
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]]
[[رده:فقه سیاسی]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۵

معناشناسی

بیعت به معنای “دادن مثمن و گرفتن ثمن”[۱] یا همان فروختن است. بیعت از ماده "ب-ی-ع" و در کنار "بیع" مصدر دیگر این خانواده به شمار رفته و به معنای معاهده و معاقده، عهد و پیمان، پذیرش ریاست و فرمانبرداری و اعلام وفاداری است[۲].

بیعت کردن را نیز متناسب با ریشه آن، “تضمین کردن بذل طاعت در آنچه به او (حاکمی که با او بیعت می‌شود) داده شده است (حکومت)”[۳] معنی کرده‌اند. معنی دیگری که برای بیعت ذکر شده است، “دست دادن بر ایجاب بیع، مبایعه و اطاعت”[۴] است. بیعت با دست دادن صورت می‌گرفت و دست دادن در خرید و فروش‌ها به معنای پایبندی به قرارداد تلقی می‌شد؛ از این‌رو دست دادن در بیعت به معنای التزام به عهد اطاعت از حاکم است[۵].

بیعت در قرآن

مفهوم بیعت به شکل صریح تنها ۵ بار و در ۳ آیه آمده که همه از باب مفاعله است ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ...[۶]؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ... فَبَايِعْهُنَّ[۷]. البته یک مورد دیگر نیز از این باب در قرآن آمده که همانند دیگر هم‌خانواده‌های آن به معنای خرید و فروش است: ﴿وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ[۸].

افزون بر آن تعابیر دیگری چون عهد، عقد و میثاق نیز که به معنای مطلق پیمان است، گاه در خصوص بیعت استفاده یا به آن تفسیر شده یا بر یکی از بیعت‌های دوره پیامبر تطبیق داده شده است[۹].[۱۰]

جایگاه بیعت از دیدگاه تشیع

پیامبر(ص) مشروعیت منصب خود را از طریق وحی اخذ کرده بود و در این قسمت نیازی به بیعت و پیروی مردم نداشته است، اما بدیهی است برای اجرای برنامه‌های خود به نیروی انسانی نیاز داشت و به همین خاطر از مردم بیعت می‌گرفت. بنابراین، بیعت مسلمانان با رسول خدا(ص) برای تثبیت منصب رسالت نبود، بلکه برای تعهد به اجرای وظایف عملی بوده است. به همین خاطر پیامبر(ص) به بیعت‌کنندگان چنین فرمود: "با من بیعت کنید تا بر خدا شریکی قائل نشوید، از اسراف و زنا و قتل فرزندان دوری جویید"[۱۱]. تمام این جمله‌ها حاکی از آن است که پیامبر هیچ‌گاه از بیعت برای اثبات منصب نبوت استفاده نکرده؛ زیرا منصب نبوت یک منصب الهی است که هیچ‌گاه با بیعت مردم، پدید نیامده و با اعراض آنان منتفی نمی‌شود، بلکه نوعی اخذ پیمان برای عمل به وظایف و احیاناً برای دفاع از آن است.

منصب امامت برای امام علی(ع) نیز یک منصب تنصیصی بود و بسان رسول اکرم(ص) برای رهبری از جانب خدا تعیین شده بود، و اخذ بیعت، نه برای مشروعیت منصب، بلکه برای پیشبرد برنامه‌های خود و مقابله با دشمن بود که نیاز به نیروی انسانی داشت که از او حمایت کنند و شر دشمنان را کوتاه سازند. با این اوصاف روشن می‌شود که بیعت با نبی و امام معصوم در حقیقت تأکید بر التزام عملی انسان به اوامر ایشان است، و نقش تعیینی ندارد[۱۲].[۱۳]

در نظرگاه شیعه حتی اگر بیعت را نوعی عقد بدانیم، تنها هنگامی الزام‌آور و مؤثر است که موضوع آن مجاز و شرعی باشد. خلافت و امامت از گذر بیعت گروهی از مردم یا همه مردم تحقق نمی‌پذیرد؛ بلکه امام را خداوند بر منصب امامت می‌نشاند[۱۴].

فقهای شیعه نیز معتقدند هر چند برای اثبات لزوم وفا به بیعت می‌توان از ادله لزوم وفا به عقد و شرط، مانند آیه ﴿أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ[۱۵] بهره جست، این ادله موضوع عقد را مشروع نمی‌سازند؛ بلکه تنها گواهی می‌دهند که وفا به شرط و عقدِ مشروع، لازم است[۱۶].

از این رو، بیعت با پیامبر، انشائی نیست و تنها جنبه تأکیدی دارد؛ اما اصل مشروعیت مقام ولایت و لزوم پیروی از پیامبر(ص) هیچ تکیه‌ای بر بیعت ندارد[۱۷]. این جنبه تأکیدی را می‌توان در بیعت‌های خلفای نخستین ـ در مواردی که خلافت به توصیه و تعیین خلیفه پیشین به دیگری رسیده است ـ بازیافت. به هر سان، اینکه امامت به هیچ روی بر بیعت تکیه ندارد، از ضروریات کلامی شیعه است و امامان معصوم(ع) نیز بر آن تصریح کرده‌اند[۱۸].[۱۹]

جایگاه بیعت از دیدگاه اهل تسنن

جریان گزینش برخی از خلفا از طریق بیعت سبب شده که این مسأله وارد کتاب‌های کلامی شود و بیعت را تعیین کننده منصب امامت بدانند. بر خلاف شیعیان که بیعت را شرط مشروعیت امام نمی‌دانند، بسیاری از اهل تستن، راه گزینش امام را متعدد دانسته که یکی از آنها بیعت اهل حل و عقد است؛ به گونه‌ای که بگویند این امام است[۲۰]. عضدالدین ایجی می‌گوید: امامت، با بیعت اهل حل و عقد ثابت می‌شود، به گواه اینکه خلافت ابوبکر با بیعت آنان صورت پذیرفت[۲۱].

در مورد لزوم بیعت با شخص افضل هم بین اهل سنت اختلافاتی وجود دارد. از نگاه ایشان، اگر از ابتدا افضل یافت نشود و بعد پیدا شود، یا اینکه دسترسی به افضل وجود نداشته باشد، یا اینکه مفضول در نظر مردم مقبولیت بیشتری داشته باشد، می‌توان با شخص مفضول بیعت کرد؛ اما اگر از ابتدا بدون عذر خاصی با شخص مفضول بیعت شود، در مورد صحت بیعت و رهبری وی اختلاف وجود دارد. جاحظ بیعت با وی را منعقد نمی‌داند، اما اکثر فقهاء و متکلمان اهل تسنن، وجود افضل را مانع از بیعت با مفضول نمی‌دانند[۲۲].[۲۳]

انواع بیعت

بیعت دارای انواع مختلفی است. برخی آن را به سه نوع «هدی»، «فلته» و «ضلال» تقسیم کرده‌اند[۲۴]. بیعت اگر مسبوق به مشورت باشد و با حضور بیش‌ترینه مردم انجام شود، بیعت «عام» و یا «هدی» نامیده می‌شود. اگر بیعت‌کنندگان اکثریت باشند، ولی بی‌مشورت باکسی بیعت کنند، آن را بیعت «فلته» -یعنی بیعت ناگهانی و بی‌اندیشه- می‌گویند. علی(ع) نیز از بیعت عامه و بیعت فلته نام برده است و با اشاره به بیعت مردم با خود می‌فرماید: «هَذِهِ بَيْعَةٌ عَامَّةٌ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا رَغِبَ عَنْ دِينِ الْإِسْلَامِ وَ اتَّبَعَ غَيْرَ سَبِيلِ أَهْلِهِ[۲۵] وَ لَمْ تَكُنْ بَيْعَتُكُمْ إِيَّايَ فَلْتَة»[۲۶]؛ «این بیعت عمومی است، هر کس از آن سرپیچی کند، از دین اسلام سرپیچی کرده و از غیر راه مسلمانان رفته است و بیعت شما با من از روی عدم اندیشه و آگاهی نبوده است».

گفتنی است که عمر، بیعت مردم با ابوبکر را «فلته» خوانده است[۲۷]؛ زیرا بیعت با ابوبکر مسبوق به مشورت نبوده است. اگر بیعت توسط اقلیت انجام گیرد، «بیعت ضلال» نامیده می‌شود[۲۸]. همچنین بیعت به لحاظ متعلق دارای اقسامی است. اگر بر متابعت خدا و رسول(ص) او باشد، آن را «بیعت الاتباع» گویند؛ مانند بیعت مسلمانان در عقبه اول و نیز در عقبه دوم با رسول خدا(ص). «بیعت جهاد» نیز بیعت نیروهای تحت امر با فرمانده خویش است. قرآن کریم از این بیعت یاد کرده[۲۹] و می‌فرماید: کسانی که با تو بیعت می‌کنند، در حقیقت، تنها با خدا بیعت می‌کنند و دست خدا بالای دست آنان است[۳۰].

«بیعت خلافت»، بیعتی است که مردم با خلفا برای زمام‌داری انجام می‌دهند. همچنین بعضی بیعت امامت را به دو مرحله «بیعت انعقاد» و «بیعت عمومی» تقسیم کرده‌اند. در بیعت انعقاد، اهل حل و عقد امام را برمی‌گزینند و به مردم معرفی می‌کنند و سپس مردم با وی به صورت عمومی بیعت می‌کنند[۳۱].[۳۲]

سهم بیعت در گزینش حاکم

درباره سهم بیعت در گزینش حاکم اسلامی، دیدگاه‌هایی گوناگون مطرح است. برخی بر این باورند که بیعت مبنای مشروعیت سیاسی حاکم اسلامی است؛ یعنی بیعت‌کنندگان با بیعت خود به حاکم اسلامی سلطه سیاسی می‌دهند[۳۳]. در برابر، دیدگاهی دیگر هست که بر اساس آن، بیعت تنها به معنای کشف کسی است که از همه افراد به خلافت شایسته‌تر است[۳۴].

تفاوت این دو نظریه در این است که بر طبق دیدگاه اول، خلیفه ولایت خود را از گذر انتخاب به دست می‌آورد و خلافتش تنها در این صورت مشروع می‌شود. هر چند در میان دیگر نامزدان خلافت، فردی باشد که برای زمام‌داری شایسته‌تر است، چون بیعت انجام شده است، خلافت فرد مفضولْ دارای مشروعیت است[۳۵]. بنابر این، التزام آحاد جامعه به گزینش شایسته‌ترین فرد، تنها توصیه‌ای اخلاقی است و هیچ‌گونه ضمانت اجرایی حقوقی در پی نخواهد داشت[۳۶]. به عبارت دیگر، در خلافت، افضلیت شرط نیست، هر چند اگر فرد انتخاب شده افضل نیز باشد، بهتر است. حال آن‌که بر اساس نظریه دوم، انتخاب‌کنندگان دارای تعهد قانونی هستند که شایسته‌ترین فرد را انتخاب کنند و اگر به این وظیفه قانونی عمل نکنند، انتخاب باطل خواهد بود[۳۷].

برخی دیگر میان بیعت انعقاد و بیعت طاعت فرق گذاشته‌اند؛ به این بیان که با بیعت انعقاد، سلطنت از امت به رئیس دولت و حاکم منتقل می‌شود. در حقیقت، مشروعیت حاکم با بیعت اهل حل و عقد پدید می‌آید[۳۸]. پس از تحقق مشروعیت حاکم، بیعت مردم (بیعت طاعت) با او به منزله گونه‌ای رفتار سیاسی است که حکایت از فرمان‌برداری و عدم خروج بیعت‌کنندگان از قوانین و احکام صادر از وی می‌کند. در نتیجه، بیعت عمومی با حاکم، حق حاکم و وظیفه مردم است[۳۹] و ضمانت اجرای آن نیز حق نبرد با کسانی است که از بیعت حاکم سر باز می‌زنند[۴۰].

هر چند نظریه‌های فوق در اموری چون جواز انتخاب مفضول با وجود افضل یا ماهیت بیعت انعقاد و بیعت طاعت، با یکدیگر در اختلافند، همه در یک پیش‌فرض با هم مشترکند و آن عبارت از عدم تعیین امام و حاکم توسط شارع است. حال اگر امام و حاکم از سوی شارع معین باشد، باید دید در این حالت، بیعت با وی چه سهمی و جایگاهی دارد. در این فرض نیز نظریه‌هایی گوناگون گفته شده است.

برخی معتقدند که بیعت، اظهار رضایت مردم به خلیفه و خضوع در برابر او است. به عبارت دیگر، بیعت، موافقت بر امر واقع و تسلیم به آن است[۴۱]. در نظریه‌ای مشابه، بیعت تأکید بر وفاداری[۴۲] و یا اخذ میثاق بر یاری رساندن[۴۳] دانسته شده است.

در خور ذکر است که برخی دیگر پا را از این فراتر گذاشته‌اند و بر این باورند که بیعت فقط دارای ماهیت تأکیدی است ولاغیر؛ یعنی بیعت تنها در جایی محقق می‌شود که پیش‌تر حاکم به نوعی تعیین شده باشد. این وضعیت در مورد همه خلفای صدر اسلام وجود داشته است؛ زیرا خلیفه اول در سقیفه انتخاب شد، خلیفه دوم بر اساس وصیت و خلیفه سوم بر اساس شورا برگزیده شد و در همه اینها بیعت مردم ماهیت تأکیدی داشته است[۴۴].

در کنار این نظریه‌ها، عده‌ای در پی آن برآمده‌اند که سهم بیعت را روشن‌تر سازند. در این میان، بر اساس نظریه‌ای، پیش از بیعت، مردم وظیفه کلی حمایت از حاکم را دارند که این وظیفه تفسیر و تأویل‌پذیر است، ولی با بیعت، شخص به گونه مشخص اعتراف می‌کند و مطلب از ابهام خارج می‌شود و سپس وجدان خود را گرو می‌گذارد[۴۵]. برخی نیز معتقدند بیعت‌هایی که ائمه با پاره‌ای مردم داشته‌اند، به قصد مشروع ساختن حکومت نبوده، بلکه تلاشی برای فعلیت‌بخشیدن و جامه عمل‌پوشاندن به حکومت بوده است. به عبارت دیگر، با بیعت مردم، حاکم دارای قدرت حاکمیت می‌شود[۴۶] و بیعت موجب عینیت‌یافتن امامت است[۴۷].[۴۸]

مصادیقی از بیعت‌های صدر اسلام

آنچه در تاریخ خلافت و رهبری امام علی(ع) به صورت جنگ جمل پیش آمد، از پیمان‌شکنی و نقض بیعتی بود که طلحه و زبیر و مردم بصره مرتکب شدند. این حادثه را سال‌ها پیش رسول خدا(ص) خبر داده بود و تکلیف جهاد با پیمان‌شکنان را هم برای علی(ع) معین کرده بود. خود آن حضرت می‌فرماید: "پیامبر مرا به جنگ با پیمان‌شکنان فرمان داد"[۴۹]. در جایی دیگر می‌فرماید: "مأمور بودم که با ناکثین (پیمان شکنان بصره) و قاسطین (ستمگران شام) و مارقین (خوارج نهروان) بجنگیم و من طبق آنچه مأمور بودم عمل کردم"[۵۰].

برخی از کسانی که به ناحق، طمع در ریاست و مال داشتند و تحمّل عدل علی(ع) برایشان دشوار بود، بیعتی را که در آغاز خلافت امیر المؤمنین با وی بسته بودند شکستند و با تحریک مردم و به بهانۀ خونخواهی عثمان، فتنۀ جمل را پدید آوردند. سران این گروه پیمان‌شکن عبارت بودند از: طلحه، زبیر، عایشه، عبد اللّه بن زبیر، مروان بن حکم، عبد اللّه بن عامر و یعلی بن منیه. دسیسه‌های معاویه هم در بروز این شورش بی‌اثر نبود. امام علی(ع) پس از نامه‌ها، موعظه‌ها و اتمام حجّت‌های فراوان با آنان جنگید و فتنۀ اصحاب جمل را شکست. جز بیعتی که با امام در آغاز خلافتش کردند، روز غدیر خم نیز بر امامت و خلافت وی بیعتی صورت گرفت و پیامبر دستور داد حاضران با علی(ع) بیعت کنند و او را مولای خود بدانند. همه، حتّی زنان بیعت کردند. بیعت زنان به این نحو بود که طشت آبی گذاشتند و علی(ع) دست خود را در آن قرار داد، زنان هم در طرف دیگر ظرف آب، دست خود را قرار دادند و بدین‌گونه بیعت روز غدیر انجام یافت. ابوبکر و عمر از نخستین کسانی بودند که با جملۀ معروف "بَخْ بَخْ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة" با وی بیعت کردند[۵۱] عثمان، طلحه و زبیر پس از آن دو بیعت کردند، امّا این دو بعدها پیمان شکستند و جنگ جمل را بر ضدّ علی(ع) به راه انداختند[۵۲].

در حادثه کربلا، تلاش عمده دشمن آن بود که حسین بن علی را به بیعت با یزید بن معاویه وا دارد و آن حضرت هم نپذیرفت تا شهید شد. نگاهی ریشه‌ای‌تر به اصل بیعت: بیعت به معنای پیمان و عهد بستن است. شکستن بیعت، نزد عرب بسیار زشت بوده است. بیعت با حاکم، نوعی رای موافق دادن و امضا و تبعیت و تعهد اطاعت محسوب می‌شد و عدم بیعت، نوعی تمرد و به رسمیت نشناختن.

بیعت در صدر اسلام، مفهوم اطاعت و پذیرش حکومت را داشت و بیعت کننده با حاکم، نمی‌توانست با او به مخالفت و جنگ بپردازد و آنگاه که علنی انجام می‌گرفت، مردم، بیعت کننده را طرفدار خلیفه و حاکم می‌شناختند و پس گرفتن بیعت، معمول و مقبول نبود، چون هم جانش در خطر می‌افتاد، هم آبرویش. در تاریخ و اسلام، بیعت عقبه، بیعت رضوان... وجود داشت.

قرآن، بیعت مردم را با پیامبر، بیعت با خدا می‌داند: ﴿ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا[۵۳]. درباره بیعت زنان مؤمن با پیامبر، می‌خوانیم: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۵۴] که مواد بیعت را هم مطرح می‌کند.

بیعت، دست دادن با کسی به عنوان عهد و پیمان بر امری است و سوگندی است برای وفاداری به یک نظام و حاکم. دست در دست حاکم و امیر و والی یا نماینده او گذاشتن بیعت تلقی می‌شود و بیعت در اسلام، نه به عنوان روش انتخاب رهبر، بلکه به مثابه عامل تحکیم حکومت یک امام و رهبر شایسته تلقی می‌گردد، آن هم بر محور شرع و قانون. خدا به فرموده علی(ع) در نهج البلاغه « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِق‏». در کتب حدیث، باب خاصی برای آن گشوده‌اند که حاکی از اهمیت آن در نظام سیاسی و اجتماعی اسلام است[۵۵]. از این رو، پس از وفات پیامبر اسلام، موضوع بیعت کردن و بیعت گرفتن از مردم به نفع حکومت، حساسیت سیاسی فوق العاده‌ای یافت و در سقیفه خود را نشان داد. طبق همین اصل، علی و یاران همدل او را می‌خواستند به بیعت وادارند. خود آن حضرت نیز پس از مرگ عثمان، با بیعت مردم با وی، خلافت را عهده‌دار شد.

بیعت گرفتن معاویه به نفع پسرش یزید، در زمانی که هنوز خودش زنده بود، آن هم با تهدید و ارعاب و زور، از نقاط ننگ سلطه امویان است. معاویه در سال ۵۹ از مردم شام و چهره‌های معروف قبایل، به نفع یزید به عنوان ولی‌عهد خویش بیعت گرفت و نامه دعوت به بیعت را به شهرهای دیگر هم نوشت. البته مورد اعتراض‌هایی هم قرار گرفت. ولی مخالفان را سرکوب می‌کرد[۵۶]. پس از مرگ معاویه نیز، یزید به والی مدینه نامه نوشت که به هر صورت از حسین بن علی بیعت بگیرد. امام حسین(ع) نیز که یزید را شایسته خلافت نمی‌دانست، از بیعت امتناع داشت و می‌فرمود: «مِثْلِي لَا يُبَايَعُ مِثْلَ يَزِيدُ».

در دورانی هم که سید الشهدا در مکه بود، در پی نامه‌ها و دعوت‌های کوفیان برای عزیمت به آنجا، آن حضرت مسلم بن عقیل را فرستاد. شیعیان کوفه نیز با نماینده امام حسین(ع) بیعت کردند. تعداد بیعتگران کوفه با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشته‌اند[۵۷] برداشتن بیعت از سوی امام یا والی، در واقع آزاد گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین(ع) شب عاشورا، ضمن خطبه‌ای وفای یاران را ستود و برایشان پاداش الهی‌طلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که می‌خواهد، از پوشش شب استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: «أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا‏»[۵۸] البته یاران یکایک برخاسته و با نطق‌های پرشوری اعلام وفاداری کردند و آن شب، کسی نرفت. سخن مسلم بن عوسجه، زهیر، فرزندان مسلم بن عقیل و دیگران معروف است[۵۹].[۶۰]

پرسش مستقیم

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص۱۵۵.
  2. لسان العرب، ج۱، ص۵۵۷-۵۵۸؛ النهایه، ج۱، ص۱۷۴، «بیع»؛ صبح الاعشی، ج۹، ص۲۸۱.
  3. راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص۱۵۵.
  4. فراهیدی، کتاب العین، ج۲، ص۲۶۵.
  5. مهدوی، اصغرآقا و کاظمی، سید محمد صادق، کلیات فقه سیاسی، ص ۲۰۱؛ مطهری‌فر، حمید رضا، بیعت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶، ص۴۰۷ ـ ۴۰۹؛ حکمت‌نیا، محمود، مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۳۶.
  6. سوره فتح، آیه ۱۰ و ۱۸.
  7. «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند... با آنان بیعت کن»... سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  8. «...و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید»... سوره توبه، آیه ۱۱۱.
  9. سوره نحل، آیه ۹۵؛ سوره مائده، آیه ۷؛ سوره مائده، آیه ۱۴.
  10. مطهری‌فر، حمید رضا، بیعت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۶، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.
  11. صحیح بخاری، کتاب ایمان، ص۲۴.
  12. الالهیات، ج۴، ص۶۳.
  13. سبحانی، جعفر، بیعت، دانشنامه کلام اسلامی، ج۲.
  14. دلائل الصدق‌، ۲/ ۲۵/ ۳۲؛ الالهیات‌، ۴/ ۲۶.
  15. سوره مائده/ ۱.
  16. اساس الحکومة الاسلامیة، ۱۶۴؛ حاکمیت در اسلام‌، ۵۸۰؛ الالهیات‌، ۲۶۲؛ تفسیر نمونه‌، ۱/ ۷۳.
  17. الالهیات‌، ۴/ ۶۳؛ تفسیر نمونه‌، ۱/ ۵۸۱؛ الشافی فی الامة، ۲/ ۱۵۰؛ دراسات فی ولایة الفقیه‌، ۱/ ۵۲۶؛ ولایة الامر فی عصر الغیبة، ۲۰۰.
  18. نهج البلاغه‌، فیض الاسلام، ۳۱۷، ۴۳۷، ۸۹۳.
  19. فرهنگ شیعه، ص۱۶۷.
  20. الأحکام السلطانیة، فراء، ص۲۸؛ الأحکام السلطانیه، ماوردی، ص۶.
  21. المواقف، ص۳۹۹.
  22. الاحکام السلطانیه، ماوردی، ص۲۷.
  23. سبحانی، جعفر، بیعت، دانشنامه کلام اسلامی، ج۲.
  24. ر.ک: جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۹۵۶.
  25. مفید، الارشاد، ص۱۳۰.
  26. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۱۳۴.
  27. حسینی خطیب، سید عبدالزهرا، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج۲، ص۳۰۲.
  28. ر.ک: جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۹۵۶.
  29. ر.ک: انصاری قرطبی، ابو عبدالله محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۲۷۶.
  30. ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا «بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.
  31. خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.
  32. حکمت‌نیا، محمود، مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۳۷.
  33. سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.
  34. سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.
  35. سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.
  36. سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.
  37. سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.
  38. خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.
  39. خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.
  40. وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة للکویت، الموسوعة الفقهیه، ج۹، ص۲۷۷.
  41. عجلانی، منیر، عبقریة الاسلام فی أصول الحکم، ص١٠٧.
  42. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۷۳.
  43. حائری، سید کاظم، «مغزی البیعة مع المعصومین». رسالة الثقلین، سنة ۱۴۱۵ق، دورة ٣، العدد ۱۲، ص۱۹۰.
  44. حسینی شیرازی، سید محمد، الفقه، ج۱۰۶، ص۲۷۶.
  45. مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج۳، ص۱۱۱.
  46. مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۳۱۷.
  47. عمید زنجانی، عباس علی، مبانی اندیشه سیاسی اسلام، ص۲۸۰.
  48. حکمت‌نیا، محمود، مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۱۴۰.
  49. «أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ»؛ امالی، شیخ طوسی، ص۷۲۶.
  50. «"أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ فَفَعَلْتُ مَا أُمِرْتُ بِه‏»؛ الغدیر، ج ۱ ص۱۰.
  51. الغدیر، ج ۱ ص۲۷۱ و ارشاد، ج ۱ ص۱۷۷ با عبارت‌های مختلف.
  52. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۳۲ ـ ۱۳۴.
  53. بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد؛ سوره فتح، آیه:۱۰.
  54. ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره ممتحنه، آیه۱۲.
  55. باب لزوم البیعة و کیفیتها و ذم نکثها (بحار الانوار، ج ۶۴، ص۱۸۱ چاپ بیروت).
  56. مروج الذهب، ج ۳، ص۲۷ درباره بیعت گرفتن معاویه برای یزید، ر. ک. الغدیر، ج ۱۰، ص۲۴۲.
  57. مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.
  58. بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.
  59. بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.
  60. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۸۹ ـ ۹۱.