بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
== جایگاه بیعت از دیدگاه [[تشیع]] == | == جایگاه بیعت از دیدگاه [[تشیع]] == | ||
[[پیامبر]]{{صل}} [[مشروعیت]] منصب خود را از [[طریق وحی]] اخذ کرده بود و در این قسمت نیازی به بیعت و [[پیروی]] [[مردم]] نداشته است، اما بدیهی است برای اجرای برنامههای خود به [[نیروی انسانی]] نیاز داشت و به همین خاطر از مردم بیعت میگرفت. بنابراین، | [[پیامبر]]{{صل}} [[مشروعیت]] منصب خود را از [[طریق وحی]] اخذ کرده بود و در این قسمت نیازی به بیعت و [[پیروی]] [[مردم]] نداشته است، اما بدیهی است برای اجرای برنامههای خود به [[نیروی انسانی]] نیاز داشت و به همین خاطر از مردم بیعت میگرفت. بنابراین، بیعت [[مسلمانان]] با [[رسول خدا]]{{صل}} برای تثبیت منصب [[رسالت]] نبود، بلکه برای [[تعهد]] به اجرای [[وظایف عملی]] بوده است. به همین خاطر پیامبر{{صل}} به [[بیعتکنندگان]] چنین فرمود: "با من بیعت کنید تا بر [[خدا]] شریکی قائل نشوید، از [[اسراف]] و [[زنا]] و [[قتل]] [[فرزندان]] دوری جویید"<ref>صحیح بخاری، کتاب ایمان، ص۲۴.</ref>. تمام این جملهها حاکی از آن است که پیامبر هیچگاه از بیعت برای [[اثبات]] [[منصب نبوت]] استفاده نکرده؛ زیرا منصب نبوت یک [[منصب الهی]] است که هیچگاه با بیعت مردم، پدید نیامده و با [[اعراض]] آنان منتفی نمیشود، بلکه نوعی اخذ [[پیمان]] برای عمل به [[وظایف]] و احیاناً برای [[دفاع]] از آن است. | ||
[[منصب امامت]] برای [[امام علی]]{{ع}} نیز یک منصب تنصیصی بود و بسان [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[رهبری]] از جانب خدا تعیین شده بود، و اخذ بیعت، نه برای مشروعیت منصب، بلکه برای پیشبرد برنامههای خود و | [[منصب امامت]] برای [[امام علی]]{{ع}} نیز یک منصب تنصیصی بود و بسان [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[رهبری]] از جانب خدا تعیین شده بود، و اخذ بیعت، نه برای مشروعیت منصب، بلکه برای پیشبرد برنامههای خود و مقابله با دشمن بود که نیاز به [[نیروی انسانی]] داشت که از او حمایت کنند و [[شر]] [[دشمنان]] را کوتاه سازند. با این اوصاف روشن میشود که بیعت با [[نبی]] و [[امام]] [[معصوم]] در [[حقیقت]] تأکید بر [[التزام]] عملی [[انسان]] به [[اوامر]] ایشان است، و نقش تعیینی ندارد<ref>الالهیات، ج۴، ص۶۳.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بیعت ۲ (مقاله)|بیعت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref> | ||
در نظرگاه [[شیعه]] حتی اگر بیعت را نوعی [[عقد]] بدانیم، تنها هنگامی الزامآور و مؤثر است که موضوع آن مجاز و [[شرعی]] باشد. [[خلافت]] و [[امامت]] از گذر | در نظرگاه [[شیعه]] حتی اگر بیعت را نوعی [[عقد]] بدانیم، تنها هنگامی الزامآور و مؤثر است که موضوع آن مجاز و [[شرعی]] باشد. [[خلافت]] و [[امامت]] از گذر بیعت گروهی از [[مردم]] یا همه مردم تحقق نمیپذیرد؛ بلکه [[امام]] را [[خداوند]] بر [[منصب امامت]] مینشاند<ref>دلائل الصدق، ۲/ ۲۵/ ۳۲؛ الالهیات، ۴/ ۲۶.</ref>. | ||
فقهای شیعه نیز معتقدند هر چند برای [[اثبات]] [[لزوم]] وفا به بیعت میتوان از [[ادله]] لزوم [[وفا]] به [[عقد]] و شرط، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ}}<ref>سوره [[مائده]]/ ۱.</ref> بهره جست، این ادله موضوع عقد را [[مشروع]] نمیسازند؛ بلکه تنها [[گواهی]] میدهند که وفا به شرط و عقدِ مشروع، لازم است<ref>اساس الحکومة الاسلامیة، ۱۶۴؛ حاکمیت در اسلام، ۵۸۰؛ الالهیات، ۲۶۲؛ تفسیر نمونه، ۱/ ۷۳.</ref>. | فقهای شیعه نیز معتقدند هر چند برای [[اثبات]] [[لزوم]] وفا به بیعت میتوان از [[ادله]] لزوم [[وفا]] به [[عقد]] و شرط، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ}}<ref>سوره [[مائده]]/ ۱.</ref> بهره جست، این ادله موضوع عقد را [[مشروع]] نمیسازند؛ بلکه تنها [[گواهی]] میدهند که وفا به شرط و عقدِ مشروع، لازم است<ref>اساس الحکومة الاسلامیة، ۱۶۴؛ حاکمیت در اسلام، ۵۸۰؛ الالهیات، ۲۶۲؛ تفسیر نمونه، ۱/ ۷۳.</ref>. | ||
از این رو، | از این رو، بیعت با [[پیامبر]]، انشائی نیست و تنها جنبه تأکیدی دارد؛ اما اصل [[مشروعیت]] [[مقام ولایت]] و لزوم پیروی از پیامبر{{صل}} هیچ تکیهای بر بیعت ندارد<ref>الالهیات، ۴/ ۶۳؛ تفسیر نمونه، ۱/ ۵۸۱؛ الشافی فی الامة، ۲/ ۱۵۰؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/ ۵۲۶؛ ولایة الامر فی عصر الغیبة، ۲۰۰.</ref>. این جنبه تأکیدی را میتوان در بیعتهای [[خلفای نخستین]] ـ در مواردی که [[خلافت]] به توصیه و [[تعیین خلیفه]] پیشین به دیگری رسیده است ـ بازیافت. به هر سان، اینکه [[امامت]] به هیچ روی بر بیعت تکیه ندارد، از ضروریات [[کلامی]] [[شیعه]] است و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز بر آن تصریح کردهاند<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، ۳۱۷، ۴۳۷، ۸۹۳.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۶۷.</ref> | ||
== جایگاه بیعت از دیدگاه [[اهل تسنن]] == | == جایگاه بیعت از دیدگاه [[اهل تسنن]] == | ||
جریان [[گزینش]] برخی از [[خلفا]] از طریق بیعت سبب شده که این مسأله وارد کتابهای کلامی شود و بیعت را تعیین کننده منصب امامت بدانند. بر خلاف [[شیعیان]] که بیعت را شرط مشروعیت امام نمیدانند، بسیاری از [[اهل]] تستن، راه [[گزینش امام]] را متعدد دانسته که یکی از آنها [[بیعت اهل حل و عقد]] است؛ به گونهای که بگویند این امام است<ref>الأحکام السلطانیة، فراء، ص۲۸؛ الأحکام السلطانیه، ماوردی، ص۶.</ref>. [[عضدالدین ایجی]] میگوید: امامت، با بیعت اهل حل و عقد [[ثابت]] میشود، به [[گواه]] اینکه [[خلافت ابوبکر]] با | جریان [[گزینش]] برخی از [[خلفا]] از طریق بیعت سبب شده که این مسأله وارد کتابهای کلامی شود و بیعت را تعیین کننده منصب امامت بدانند. بر خلاف [[شیعیان]] که بیعت را شرط مشروعیت امام نمیدانند، بسیاری از [[اهل]] تستن، راه [[گزینش امام]] را متعدد دانسته که یکی از آنها [[بیعت اهل حل و عقد]] است؛ به گونهای که بگویند این امام است<ref>الأحکام السلطانیة، فراء، ص۲۸؛ الأحکام السلطانیه، ماوردی، ص۶.</ref>. [[عضدالدین ایجی]] میگوید: امامت، با بیعت اهل حل و عقد [[ثابت]] میشود، به [[گواه]] اینکه [[خلافت ابوبکر]] با بیعت آنان صورت پذیرفت<ref>المواقف، ص۳۹۹.</ref>. | ||
در مورد [[لزوم]] بیعت با شخص [[افضل]] هم بین [[اهل سنت]] اختلافاتی وجود دارد. از نگاه ایشان، اگر از ابتدا افضل یافت نشود و بعد پیدا شود، یا اینکه دسترسی به افضل وجود نداشته باشد، یا اینکه [[مفضول]] در نظر [[مردم]] [[مقبولیت]] بیشتری داشته باشد، میتوان با شخص مفضول | در مورد [[لزوم]] بیعت با شخص [[افضل]] هم بین [[اهل سنت]] اختلافاتی وجود دارد. از نگاه ایشان، اگر از ابتدا افضل یافت نشود و بعد پیدا شود، یا اینکه دسترسی به افضل وجود نداشته باشد، یا اینکه [[مفضول]] در نظر [[مردم]] [[مقبولیت]] بیشتری داشته باشد، میتوان با شخص مفضول بیعت کرد؛ اما اگر از ابتدا بدون عذر خاصی با شخص مفضول بیعت شود، در مورد صحت بیعت و [[رهبری]] وی [[اختلاف]] وجود دارد. [[جاحظ]] بیعت با وی را منعقد نمیداند، اما اکثر فقهاء و [[متکلمان]] [[اهل تسنن]]، وجود افضل را مانع از بیعت با مفضول نمیدانند<ref>الاحکام السلطانیه، ماوردی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بیعت ۲ (مقاله)|بیعت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref> | ||
== انواع بیعت == | == انواع بیعت == | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
آنچه در [[تاریخ]] [[خلافت]] و [[رهبری امام علی]]{{ع}} به صورت [[جنگ جمل]] پیش آمد، از [[پیمانشکنی]] و نقض بیعتی بود که [[طلحه]] و [[زبیر]] و مردم بصره مرتکب شدند. این حادثه را سالها پیش [[رسول خدا]]{{صل}} خبر داده بود و [[تکلیف]] [[جهاد]] با [[پیمانشکنان]] را هم برای علی{{ع}} معین کرده بود. خود آن حضرت میفرماید: "[[پیامبر]] مرا به [[جنگ]] با پیمانشکنان [[فرمان]] داد"<ref>{{متن حدیث|أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ}}؛ امالی، شیخ طوسی، ص۷۲۶.</ref>. در جایی دیگر میفرماید: "[[مأمور]] بودم که با [[ناکثین]] ([[پیمان شکنان]] [[بصره]]) و [[قاسطین]] ([[ستمگران]] [[شام]]) و [[مارقین]] ([[خوارج نهروان]]) بجنگیم و من طبق آنچه مأمور بودم عمل کردم"<ref>{{متن حدیث|"أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ فَفَعَلْتُ مَا أُمِرْتُ بِه}}؛ الغدیر، ج ۱ ص۱۰.</ref>. | آنچه در [[تاریخ]] [[خلافت]] و [[رهبری امام علی]]{{ع}} به صورت [[جنگ جمل]] پیش آمد، از [[پیمانشکنی]] و نقض بیعتی بود که [[طلحه]] و [[زبیر]] و مردم بصره مرتکب شدند. این حادثه را سالها پیش [[رسول خدا]]{{صل}} خبر داده بود و [[تکلیف]] [[جهاد]] با [[پیمانشکنان]] را هم برای علی{{ع}} معین کرده بود. خود آن حضرت میفرماید: "[[پیامبر]] مرا به [[جنگ]] با پیمانشکنان [[فرمان]] داد"<ref>{{متن حدیث|أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ}}؛ امالی، شیخ طوسی، ص۷۲۶.</ref>. در جایی دیگر میفرماید: "[[مأمور]] بودم که با [[ناکثین]] ([[پیمان شکنان]] [[بصره]]) و [[قاسطین]] ([[ستمگران]] [[شام]]) و [[مارقین]] ([[خوارج نهروان]]) بجنگیم و من طبق آنچه مأمور بودم عمل کردم"<ref>{{متن حدیث|"أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ فَفَعَلْتُ مَا أُمِرْتُ بِه}}؛ الغدیر، ج ۱ ص۱۰.</ref>. | ||
برخی از کسانی که به ناحق، [[طمع]] در [[ریاست]] و [[مال]] داشتند و تحمّل [[عدل علی]]{{ع}} برایشان دشوار بود، بیعتی را که در آغاز خلافت [[امیر المؤمنین]] با وی بسته بودند شکستند و با تحریک [[مردم]] و به بهانۀ خونخواهی عثمان، فتنۀ [[جمل]] را پدید آوردند. سران این گروه [[پیمانشکن]] عبارت بودند از: طلحه، زبیر، [[عایشه]]، عبد [[اللّه]] بن زبیر، [[مروان بن حکم]]، عبد اللّه بن عامر و [[یعلی بن منیه]]. دسیسههای معاویه هم در بروز این [[شورش]] بیاثر نبود. [[امام علی]]{{ع}} پس از | برخی از کسانی که به ناحق، [[طمع]] در [[ریاست]] و [[مال]] داشتند و تحمّل [[عدل علی]]{{ع}} برایشان دشوار بود، بیعتی را که در آغاز خلافت [[امیر المؤمنین]] با وی بسته بودند شکستند و با تحریک [[مردم]] و به بهانۀ خونخواهی عثمان، فتنۀ [[جمل]] را پدید آوردند. سران این گروه [[پیمانشکن]] عبارت بودند از: طلحه، زبیر، [[عایشه]]، عبد [[اللّه]] بن زبیر، [[مروان بن حکم]]، عبد اللّه بن عامر و [[یعلی بن منیه]]. دسیسههای معاویه هم در بروز این [[شورش]] بیاثر نبود. [[امام علی]]{{ع}} پس از نامهها، موعظهها و اتمام حجّتهای فراوان با آنان جنگید و فتنۀ [[اصحاب جمل]] را [[شکست]]. جز بیعتی که با [[امام]] در آغاز خلافتش کردند، [[روز غدیر خم]] نیز بر [[امامت]] و خلافت وی بیعتی صورت گرفت و [[پیامبر]] دستور داد حاضران با علی{{ع}} بیعت کنند و او را مولای خود بدانند. همه، حتّی [[زنان]] بیعت کردند. [[بیعت زنان]] به این نحو بود که طشت آبی گذاشتند و علی{{ع}} [[دست]] خود را در آن قرار داد، زنان هم در طرف دیگر ظرف آب، دست خود را قرار دادند و بدینگونه بیعت [[روز غدیر]] انجام یافت. [[ابوبکر]] و عمر از نخستین کسانی بودند که با جملۀ معروف {{عربی| "بَخْ بَخْ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة"}} با وی بیعت کردند<ref>الغدیر، ج ۱ ص۲۷۱ و ارشاد، ج ۱ ص۱۷۷ با عبارتهای مختلف.</ref> عثمان، [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از آن دو بیعت کردند، امّا این دو بعدها [[پیمان]] شکستند و [[جنگ جمل]] را بر ضدّ علی{{ع}} به راه انداختند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۳۲ ـ ۱۳۴.</ref>. | ||
در [[حادثه کربلا]]، تلاش عمده [[دشمن]] آن بود که [[حسین بن علی]] را به بیعت با [[یزید بن معاویه]] وا دارد و آن حضرت هم نپذیرفت تا [[شهید]] شد. نگاهی ریشهایتر به اصل بیعت: بیعت به معنای پیمان و [[عهد]] بستن است. شکستن بیعت، نزد [[عرب]] بسیار [[زشت]] بوده است. بیعت با [[حاکم]]، نوعی رای موافق دادن و امضا و [[تبعیت]] و [[تعهد]] [[اطاعت]] محسوب میشد و عدم بیعت، نوعی تمرد و به رسمیت نشناختن. | در [[حادثه کربلا]]، تلاش عمده [[دشمن]] آن بود که [[حسین بن علی]] را به بیعت با [[یزید بن معاویه]] وا دارد و آن حضرت هم نپذیرفت تا [[شهید]] شد. نگاهی ریشهایتر به اصل بیعت: بیعت به معنای پیمان و [[عهد]] بستن است. شکستن بیعت، نزد [[عرب]] بسیار [[زشت]] بوده است. بیعت با [[حاکم]]، نوعی رای موافق دادن و امضا و [[تبعیت]] و [[تعهد]] [[اطاعت]] محسوب میشد و عدم بیعت، نوعی تمرد و به رسمیت نشناختن. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
در دورانی هم که [[سید الشهدا]] در [[مکه]] بود، در پی نامهها و دعوتهای [[کوفیان]] برای عزیمت به آنجا، آن [[حضرت مسلم بن عقیل]] را فرستاد. [[شیعیان کوفه]] نیز با نماینده امام حسین{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران [[کوفه]] با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشتهاند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.</ref> برداشتن بیعت از سوی [[امام]] یا والی، در واقع [[آزاد]] گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین{{ع}} [[شب عاشورا]]، ضمن خطبهای وفای یاران را ستود و برایشان [[پاداش]] الهیطلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که میخواهد، از [[پوشش]] شب استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطقهای پرشوری اعلام [[وفاداری]] کردند و آن شب، کسی نرفت. [[سخن]] [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، فرزندان [[مسلم بن عقیل]] و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۹ ـ ۹۱.</ref> | در دورانی هم که [[سید الشهدا]] در [[مکه]] بود، در پی نامهها و دعوتهای [[کوفیان]] برای عزیمت به آنجا، آن [[حضرت مسلم بن عقیل]] را فرستاد. [[شیعیان کوفه]] نیز با نماینده امام حسین{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران [[کوفه]] با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشتهاند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.</ref> برداشتن بیعت از سوی [[امام]] یا والی، در واقع [[آزاد]] گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین{{ع}} [[شب عاشورا]]، ضمن خطبهای وفای یاران را ستود و برایشان [[پاداش]] الهیطلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که میخواهد، از [[پوشش]] شب استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطقهای پرشوری اعلام [[وفاداری]] کردند و آن شب، کسی نرفت. [[سخن]] [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، فرزندان [[مسلم بن عقیل]] و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۹ ـ ۹۱.</ref> | ||
== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[چگونه باید با امام مهدی بیعت کرد؟ (پرسش)]] | * [[چگونه باید با امام مهدی بیعت کرد؟ (پرسش)]] | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||