جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قناعت در لغت]] - [[قناعت در قرآن]] - [[قناعت در حدیث]] - [[قناعت در نهج البلاغه]] - [[قناعت در اخلاق اسلامی]] - [[قناعت در معارف و سیره نبوی]] - [[قناعت در معارف دعا و زیارات]] - [[قناعت در معارف و سیره سجادی]] - [[قناعت در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قناعت در لغت]] - [[قناعت در قرآن]] - [[قناعت در حدیث]] - [[قناعت در نهج البلاغه]] - [[قناعت در اخلاق اسلامی]] - [[قناعت در معارف و سیره نبوی]] - [[قناعت در معارف دعا و زیارات]] - [[قناعت در معارف و سیره سجادی]] - [[قناعت در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''قناعت''' یکی از صفات [[نیک]] انسانی است، یعنی نداشتن [[حرص]] و [[طمع]]، بسنده کردن به آنچه هست، به آنچه [[خداوند]]، روزی قرار میدهد [[راضی]] بودن. قناعت در [[روایات]] به عنوان یک [[فضیلت]] [[اخلاقی]] و یک "[[سرمایه]] بیپایان" به شمار آمده است. کسی که قانع نباشد، هر چه [[اموال]] به دست آورد باز هم بیشتر میطلبد، اما قانع، به آنچه دارد اکتفا میکند و بیش از گذراندن [[زندگی]] و آنچه مورد [[نیاز]] و [[ضرورت]] است، به افزونطلبی نمیگراید و [[مصرف]] زده نمیشود. هر که قانع باشد، [[عزیز]] میگردد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۵.</ref>. | '''قناعت''' یکی از صفات [[نیک]] انسانی است، یعنی نداشتن [[حرص]] و [[طمع]]، بسنده کردن به آنچه هست، به آنچه [[خداوند]]، روزی قرار میدهد [[راضی]] بودن. قناعت در [[روایات]] به عنوان یک [[فضیلت]] [[اخلاقی]] و یک "[[سرمایه]] بیپایان" به شمار آمده است. کسی که قانع نباشد، هر چه [[اموال]] به دست آورد باز هم بیشتر میطلبد، اما قانع، به آنچه دارد اکتفا میکند و بیش از گذراندن [[زندگی]] و آنچه مورد [[نیاز]] و [[ضرورت]] است، به افزونطلبی نمیگراید و [[مصرف]] زده نمیشود. هر که قانع باشد، [[عزیز]] میگردد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۵.</ref>. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*قناعت بهمعنای [[خشنودی]]، [[خرسندی]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] و صرفهجویی از [[نشانهها]] و ثمرات [[پارسایی]] و از [[برترین]] فضلیتهای انسانی است. در سایه [[فضیلت]] قناعت، [[آدمی]] در مسیر [[زندگی]]، به حد کفاف و قوام اکتفا میکند و دامن [[آرزو]] از خواستههای مادی برمیچیند. بنابراین احساس [[بینیازی]] به [[انسان]] دست میدهد که این خود، کلید [[زندگی پاک]] و حفظ و صیانت از [[کرامت انسانی]] و [[آزادی]] معنوی است. [[امام]] {{ع}} میفرماید: قناعت، گونهای [[پادشاهی]] است...<ref>{{متن حدیث|كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۴۵.</ref>. | *قناعت بهمعنای [[خشنودی]]، [[خرسندی]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] و صرفهجویی از [[نشانهها]] و ثمرات [[پارسایی]] و از [[برترین]] فضلیتهای انسانی است. در سایه [[فضیلت]] قناعت، [[آدمی]] در مسیر [[زندگی]]، به حد کفاف و قوام اکتفا میکند و دامن [[آرزو]] از خواستههای مادی برمیچیند. بنابراین احساس [[بینیازی]] به [[انسان]] دست میدهد که این خود، کلید [[زندگی پاک]] و حفظ و صیانت از [[کرامت انسانی]] و [[آزادی]] معنوی است. [[امام]] {{ع}} میفرماید: قناعت، گونهای [[پادشاهی]] است...<ref>{{متن حدیث|كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۴۵.</ref>. | ||
*[[امام علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] نُه بار به موضوع قناعت اشاره کردهاند. [[فضیلت]] قناعت حیات [[آدمی]] را به سمتوسوی [[آخرتگرایی]] و توشهبرداری برای سرای باقی سوق میدهد، زیرا [[آدم]] قناعتپیشه به حد کفاف بسنده میکند و [[اسیر]] تجملات و زر و زیور بیپایان [[دنیا]] نمیشود. [[امام]] {{ع}} میفرماید: خوشا به حال کسی که همواره به یاد [[معاد]] باشد و برای روز حساب عمل کند و به آنچه روزیاش دادهاند، قانع و از [[خدا]] [[راضی]] باشد<ref>{{متن حدیث|طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۴۵.</ref>. | * [[امام علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] نُه بار به موضوع قناعت اشاره کردهاند. [[فضیلت]] قناعت حیات [[آدمی]] را به سمتوسوی [[آخرتگرایی]] و توشهبرداری برای سرای باقی سوق میدهد، زیرا [[آدم]] قناعتپیشه به حد کفاف بسنده میکند و [[اسیر]] تجملات و زر و زیور بیپایان [[دنیا]] نمیشود. [[امام]] {{ع}} میفرماید: خوشا به حال کسی که همواره به یاد [[معاد]] باشد و برای روز حساب عمل کند و به آنچه روزیاش دادهاند، قانع و از [[خدا]] [[راضی]] باشد<ref>{{متن حدیث|طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۴۵.</ref>. | ||
*بسندگی به کفاف و [[نیاز]] که مورد نظر [[امام]] است، بهمعنای [[زندگی]] فقیرانه و در زحمت نیست، بلکه بدین معناست که [[آدمی]] بهاندازه معقول و متعادل در [[زندگی]] بسنده کند و خود را [[اسیر]] تجملات دنیوی نگرداند. [[امام علی]] {{ع}} بیان میدارد که قناعت به حد کفاف [[آدمی]] را به [[زندگی پاک]] و با [[سعادت]] میرساند و او را از زنجیر از و [[طمع]] میرهاند. آنکه به [[زندگی]] ساده آبرومندانه بسنده کند، [[آسایش]] را به دست آورَد و در سایه [[آرامش]] و خوشی [[زندگی]] کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۴۵- ۶۴۶.</ref>. | *بسندگی به کفاف و [[نیاز]] که مورد نظر [[امام]] است، بهمعنای [[زندگی]] فقیرانه و در زحمت نیست، بلکه بدین معناست که [[آدمی]] بهاندازه معقول و متعادل در [[زندگی]] بسنده کند و خود را [[اسیر]] تجملات دنیوی نگرداند. [[امام علی]] {{ع}} بیان میدارد که قناعت به حد کفاف [[آدمی]] را به [[زندگی پاک]] و با [[سعادت]] میرساند و او را از زنجیر از و [[طمع]] میرهاند. آنکه به [[زندگی]] ساده آبرومندانه بسنده کند، [[آسایش]] را به دست آورَد و در سایه [[آرامش]] و خوشی [[زندگی]] کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۴۵- ۶۴۶.</ref>. | ||
*از اینرو [[انسان]] قناعتپیشه انسانی سختکوش و مولد است که نیازهای خود را در سایه [[میانهروی]] و [[عقل]] فراهم میسازد و [[زندگی]] آبرومند را برمیگزیند. [[امام]] {{ع}} در بیانی خباب بن ارت (از [[یاران]] خویش) را مورد [[ستایش]] قرار میدهد و او را که صنعتگری فعال در عرصه [[زندگی]] بود، اینگونه میستاید: [[خدا]] [[رحمت]] کند خباب را که از صمیم [[دل]] [[اسلام]] آورد و هجرتش از روی [[اطاعت]] بود، بهقدر [[حاجت]] قناعت میکرد و از [[خداوند]] [[خشنود]] و [[زندگی]] او [[جهاد]] بود<ref>.«{{متن حدیث|[رَحِمَ] يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۴۶.</ref> | *از اینرو [[انسان]] قناعتپیشه انسانی سختکوش و مولد است که نیازهای خود را در سایه [[میانهروی]] و [[عقل]] فراهم میسازد و [[زندگی]] آبرومند را برمیگزیند. [[امام]] {{ع}} در بیانی خباب بن ارت (از [[یاران]] خویش) را مورد [[ستایش]] قرار میدهد و او را که صنعتگری فعال در عرصه [[زندگی]] بود، اینگونه میستاید: [[خدا]] [[رحمت]] کند خباب را که از صمیم [[دل]] [[اسلام]] آورد و هجرتش از روی [[اطاعت]] بود، بهقدر [[حاجت]] قناعت میکرد و از [[خداوند]] [[خشنود]] و [[زندگی]] او [[جهاد]] بود<ref>.«{{متن حدیث|[رَحِمَ] يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۴۶.</ref> | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۵: | ||
==یاد کردن از قناعت [[پیامبر]]{{صل}}، در دیگر [[ادیان]]== | ==یاد کردن از قناعت [[پیامبر]]{{صل}}، در دیگر [[ادیان]]== | ||
*در [[روایات]] ما از آن [[حضرت]] [[نقل]] شده که فرموده است: "[[پیش از ظهور]] ([[نبی اکرم]]{{صل}}) [[یهودیان]] به [[اعراب]] میگفتند: "ای [[اعراب]]! الان عصری است که در آن، [[پیامبری]] از [[مکه]]، [[ظهور]] و به این [[شهر]] (یثرب) [[هجرت]] میکند و او [[خاتم انبیا]] و [[بهترین]] آنهاست. در چشمانش لکه سرخرنگ و در بین کتفهایش مهر [[پیامبری]] هست و [[لباس خشن]] میپوشد و به مقداری نان خشک و خرما قناعت میکند"<ref>طبرسی، اعلامالوری، ص ۶۹؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۱، ص ۳۳ و شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۹۸.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲.</ref>. | *در [[روایات]] ما از آن [[حضرت]] [[نقل]] شده که فرموده است: "[[پیش از ظهور]] ([[نبی اکرم]]{{صل}}) [[یهودیان]] به [[اعراب]] میگفتند: "ای [[اعراب]]! الان عصری است که در آن، [[پیامبری]] از [[مکه]]، [[ظهور]] و به این [[شهر]] (یثرب) [[هجرت]] میکند و او [[خاتم انبیا]] و [[بهترین]] آنهاست. در چشمانش لکه سرخرنگ و در بین کتفهایش مهر [[پیامبری]] هست و [[لباس خشن]] میپوشد و به مقداری نان خشک و خرما قناعت میکند"<ref>طبرسی، اعلامالوری، ص ۶۹؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۱، ص ۳۳ و شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۹۸.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲.</ref>. | ||
*[[نقل]] شده است، [[زبیر]] بن باطا، پیر خشک مرد باتجربه و [[کهنسالی]] که [[نابینا]] شده بود و از [[یهود]] [[بنیقریظه]] به شمار میرفت نیز در این باره به اطرافیان خود میگفته است: "در توراتی که [[خدا]] برای ما نازل کرده است، خواندم که [[خداوند]] [[پیامبری]] را در [[آخرالزمان]] [[مبعوث]] میکند که او از [[مکه]] [[خروج]] کرده، و به [[مدینه]] [[مهاجرت]] میکند. او بر الاغ برهنه سوار میشود؛ عبا میپوشد؛ به کمی نان و خرما قناعت میکند و..."<ref>بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۲۲۲ و تفسیر القمی، ج ۲، ص ۱۸۰.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲.</ref>. | * [[نقل]] شده است، [[زبیر]] بن باطا، پیر خشک مرد باتجربه و [[کهنسالی]] که [[نابینا]] شده بود و از [[یهود]] [[بنیقریظه]] به شمار میرفت نیز در این باره به اطرافیان خود میگفته است: "در توراتی که [[خدا]] برای ما نازل کرده است، خواندم که [[خداوند]] [[پیامبری]] را در [[آخرالزمان]] [[مبعوث]] میکند که او از [[مکه]] [[خروج]] کرده، و به [[مدینه]] [[مهاجرت]] میکند. او بر الاغ برهنه سوار میشود؛ عبا میپوشد؛ به کمی نان و خرما قناعت میکند و..."<ref>بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۲۲۲ و تفسیر القمی، ج ۲، ص ۱۸۰.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲.</ref>. | ||
==قناعت؛ هدیهای الهی== | ==قناعت؛ هدیهای الهی== | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۱: | ||
==قناعت؛ از صفات بارز [[رسول اکرم]]{{صل}}== | ==قناعت؛ از صفات بارز [[رسول اکرم]]{{صل}}== | ||
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[سیره رسول اکرم]]{{صل}} فرموده است: "او - که [[درود]] [[خدا]] بر وی و خاندانش [[باد]]! - روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد؛ همچون [[بندگان]] مینشست؛ با دست خود پایافزار خویش را میدوخت؛ جامه خود را وصله میکرد؛ بر خر بیپالان سوار میشد و دیگری را بر ترک خود سوار میکرد. روزی پردهای بر در خانه او آویخته شده بود که نقش و نگار داشت؛ پس، به یکی از [[زنان]] خویش گفت: "این پرده را از نظرم پنهان کن که هرگاه بدان مینگرم، دنیاو زیورهای آن را به یاد میآورم". آن [[حضرت]] با تمام [[قلب]] خویش از [[دنیا]] روی گرداند و یاد آن را از وجود خود راند و [[دوست]] داشت که زینت [[دنیا]] از او [[نهان]] ماند تا زیوری از آن برندارد. [[دنیا]] را پایدار نمیدانست و در آن [[امید]] ماندن نداشت. پس، آن را از وجود خود بیرون کرد و [[دل]] از آن برداشت و دیده از آن برگرفت. آری؛ کسی که چیزی را [[دشمن]] دارد، خوش ندارد بدان بنگرد یا نام آن نزد وی بر زبان [[رود]]"<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۸.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲-۵۷۳.</ref>. | * [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[سیره رسول اکرم]]{{صل}} فرموده است: "او - که [[درود]] [[خدا]] بر وی و خاندانش [[باد]]! - روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد؛ همچون [[بندگان]] مینشست؛ با دست خود پایافزار خویش را میدوخت؛ جامه خود را وصله میکرد؛ بر خر بیپالان سوار میشد و دیگری را بر ترک خود سوار میکرد. روزی پردهای بر در خانه او آویخته شده بود که نقش و نگار داشت؛ پس، به یکی از [[زنان]] خویش گفت: "این پرده را از نظرم پنهان کن که هرگاه بدان مینگرم، دنیاو زیورهای آن را به یاد میآورم". آن [[حضرت]] با تمام [[قلب]] خویش از [[دنیا]] روی گرداند و یاد آن را از وجود خود راند و [[دوست]] داشت که زینت [[دنیا]] از او [[نهان]] ماند تا زیوری از آن برندارد. [[دنیا]] را پایدار نمیدانست و در آن [[امید]] ماندن نداشت. پس، آن را از وجود خود بیرون کرد و [[دل]] از آن برداشت و دیده از آن برگرفت. آری؛ کسی که چیزی را [[دشمن]] دارد، خوش ندارد بدان بنگرد یا نام آن نزد وی بر زبان [[رود]]"<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۸.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۲-۵۷۳.</ref>. | ||
*[[امام صادق]]{{ع}} نیز در این باره میفرماید: "[[خداوند]] [[رسول]] خویش را به [[[اخلاق نیک]] و [[پسندیده]] مخصوص کرد؛ شما هم خود را بیازمایید؛ اگر آن [[[اخلاق نیک]] در شما بود، خدای را [[سپاس]] بگویید و از او بخواهید تا آن را در شما بیفزاید". سپس [[امام]]{{ع}} آنها ([[[اخلاق نیک]] و [[پسندیده]] [[پیامبر]]{{صل}}) را بدین ترتیب، در ده [[خصلت]] برشمرد: "[[یقین]]، قناعت، [[صبر]]، [[شکر]]، [[بردباری]]، [[خوشخلقی]]، [[سخاوت]]، [[غیرت]]، [[شجاعت]] و [[جوانمردی]]"<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص ۲۲۱؛ معانی الأخبار، ص ۱۹۱ - ۱۹۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۴ - ۵۵۵؛ الکافی، ج ۲، ص ۵۶ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۸۰.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۳.</ref>. | * [[امام صادق]]{{ع}} نیز در این باره میفرماید: "[[خداوند]] [[رسول]] خویش را به [[[اخلاق نیک]] و [[پسندیده]] مخصوص کرد؛ شما هم خود را بیازمایید؛ اگر آن [[[اخلاق نیک]] در شما بود، خدای را [[سپاس]] بگویید و از او بخواهید تا آن را در شما بیفزاید". سپس [[امام]]{{ع}} آنها ([[[اخلاق نیک]] و [[پسندیده]] [[پیامبر]]{{صل}}) را بدین ترتیب، در ده [[خصلت]] برشمرد: "[[یقین]]، قناعت، [[صبر]]، [[شکر]]، [[بردباری]]، [[خوشخلقی]]، [[سخاوت]]، [[غیرت]]، [[شجاعت]] و [[جوانمردی]]"<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص ۲۲۱؛ معانی الأخبار، ص ۱۹۱ - ۱۹۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۴ - ۵۵۵؛ الکافی، ج ۲، ص ۵۶ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۸۰.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۳.</ref>. | ||
==قناعت؛ از بایستگیهای [[ایمان]]== | ==قناعت؛ از بایستگیهای [[ایمان]]== | ||
*[[نقل]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده است: "سزاوار است که [[مؤمن]]، هشت [[خصلت]] داشته باشد: داشتن [[وقار]] در ناملایمات؛ [[شکیبایی]] در [[بلا]]؛ [[شکر]] در هنگام [[گشایش]]؛ قناعت به آنچه [[خداوند متعال]] به او داده است؛ [[ستم]] نکردن به [[دشمنان]]؛ مزاحم [[دوستان]] نشدن؛ در [[رنج]] بودن تن و در [[آسایش]] بودن [[مردم]] از او"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۵۴؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۴۰۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۴۳۴ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۱۶.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۳.</ref>. | * [[نقل]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده است: "سزاوار است که [[مؤمن]]، هشت [[خصلت]] داشته باشد: داشتن [[وقار]] در ناملایمات؛ [[شکیبایی]] در [[بلا]]؛ [[شکر]] در هنگام [[گشایش]]؛ قناعت به آنچه [[خداوند متعال]] به او داده است؛ [[ستم]] نکردن به [[دشمنان]]؛ مزاحم [[دوستان]] نشدن؛ در [[رنج]] بودن تن و در [[آسایش]] بودن [[مردم]] از او"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۵۴؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۴۰۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۴۳۴ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۱۶.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۳.</ref>. | ||
*همچنین آن [[حضرت]] فرموده است: "... [[مالی]] سودمندتر از قناعت نیست و [[آدمی]] باید با [[مال]] اندکی که [[زندگی]] را [[کفایت]] میکند، بسازد و از زیاده خواهی دست باز دارد..."<ref>الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۲۵۶؛ الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۷، ص ۸۴: المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۳۹۳ و جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۷۱.</ref>. و همچنین از ایشان [[نقل]] شده است: "قانع باش تا [[شکر]] گزارترین [[مردم]] باشی"<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۱۶۳؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۸ و کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۸۸۲.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۴.</ref>. | *همچنین آن [[حضرت]] فرموده است: "... [[مالی]] سودمندتر از قناعت نیست و [[آدمی]] باید با [[مال]] اندکی که [[زندگی]] را [[کفایت]] میکند، بسازد و از زیاده خواهی دست باز دارد..."<ref>الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۲۵۶؛ الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۷، ص ۸۴: المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۳۹۳ و جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۷۱.</ref>. و همچنین از ایشان [[نقل]] شده است: "قانع باش تا [[شکر]] گزارترین [[مردم]] باشی"<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۱۶۳؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۸ و کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۸۸۲.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۴.</ref>. | ||
==قناعت، از ویژگیهای [[عقل]]== | ==قناعت، از ویژگیهای [[عقل]]== | ||
*[[پیامبر خاتم]]{{صل}} فرمودهاند: "[[خداوند]]، [[عقل]] را از نوری [[ذخیره]] و پنهان در [[علم]] ازلیِ خود آفرید و هیچ [[پیامبر]] فرستاده شده و [[فرشته]] مقرّبی را بر آن [[آگاه]] نساخت؛ مگر آنکه [[دانش]] را [[جان]] آن؛ [[فهم]] را روحش؛ [[زهد]] را سرش؛ [[حیا]] را چشمانش؛ [[حکمت]] را زبانش؛ مهر را همّتش؛ و [[رحمت]] را دلش قرار داد و آن گاه ده چیز را در وی جا داد و او را به سبب آنها [[توانایی]] بخشید: [[یقین]]، [[ایمان]]، [[راستی]]، [[آرامش]]، [[اخلاص]]، [[مدارا]]، [[بخشش]]، قناعت، [[تسلیم]] بودن و سپاسگزاری"<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۹۷؛ امالی طوسی، ص ۵۴۲؛ روضة الواعظین، ج ۱، ص ۳ و معانی الاخبار، ص ۳۱۲.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۴.</ref>. | * [[پیامبر خاتم]]{{صل}} فرمودهاند: "[[خداوند]]، [[عقل]] را از نوری [[ذخیره]] و پنهان در [[علم]] ازلیِ خود آفرید و هیچ [[پیامبر]] فرستاده شده و [[فرشته]] مقرّبی را بر آن [[آگاه]] نساخت؛ مگر آنکه [[دانش]] را [[جان]] آن؛ [[فهم]] را روحش؛ [[زهد]] را سرش؛ [[حیا]] را چشمانش؛ [[حکمت]] را زبانش؛ مهر را همّتش؛ و [[رحمت]] را دلش قرار داد و آن گاه ده چیز را در وی جا داد و او را به سبب آنها [[توانایی]] بخشید: [[یقین]]، [[ایمان]]، [[راستی]]، [[آرامش]]، [[اخلاص]]، [[مدارا]]، [[بخشش]]، قناعت، [[تسلیم]] بودن و سپاسگزاری"<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۹۷؛ امالی طوسی، ص ۵۴۲؛ روضة الواعظین، ج ۱، ص ۳ و معانی الاخبار، ص ۳۱۲.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۴.</ref>. | ||
==آثار قناعت== | ==آثار قناعت== | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۶: | ||
==[[جایگاه]] شخص قانع نزد [[خداوند متعال]]== | ==[[جایگاه]] شخص قانع نزد [[خداوند متعال]]== | ||
*[[پیامبر خدا]]{{صل}} فرموده است، [[خداوند]] میفرماید: "[[جوان]] [[معتقد]] به [[قضا و قدر]] من؛ [[خشنود]] از کتاب من؛ قناعت کننده به روزی من و رها کننده خواستههای [[نفس]] به خاطر من، یکی از [[فرشتگان]] من است"<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۷ و کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۸۶.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۵.</ref>. | * [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرموده است، [[خداوند]] میفرماید: "[[جوان]] [[معتقد]] به [[قضا و قدر]] من؛ [[خشنود]] از کتاب من؛ قناعت کننده به روزی من و رها کننده خواستههای [[نفس]] به خاطر من، یکی از [[فرشتگان]] من است"<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۷ و کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۸۶.</ref><ref>[[علی نبیاللهی|نبیاللهی، علی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۷۵.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[آثار قناعت]] | * [[آثار قناعت]] | ||
* [[اعتدال مالی]] | * [[اعتدال مالی]] | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۱: | ||
{{فضیلت}} | {{فضیلت}} | ||
[[رده:سیره پیامبر خاتم]] | [[رده:سیره پیامبر خاتم]] | ||
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | [[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | ||