فضیلت اخلاقی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = اخلاق | | موضوع مرتبط = اخلاق | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
منظور از [[فضایل اخلاقی]] هر فعل و حالتی است که موجب کمالی برای نفس گردد. در زبان عربی [[فضیلت]] به معنای زیاده و فزونی است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ص۲۸۰ ماده فضل.</ref> چه [[نیک]] و چه بد؛ لکن به تدریج معنای مثبت آن [[غلبه]] کرده و به معنای فزونی و پیشی در صفت خوب به کار برده شده است. در یک تقسیمبندی که از قدیمالأیام در کتب [[اخلاقی]] وجود داشته است فضایل به دو بخش فضایل [[عقلانی]] و [[فضائل اخلاقی]] تقسیم شده است<ref>ارسطو، اخلاق نیکو ماخوس، ص۵۴.</ref>. [[فضائل]] [[عقلی]] اموری مانند [[شناخت علمی]]، [[توانایی عملی]] (فنی و هنر)، [[عقل شهودی]] و [[حکمت نظری]] را شامل میشود و فضایل اخلاقی اموری مانند [[شجاعت]]، [[خویشتنداری]]، [[عدالت]]، [[شکیبایی]] را شامل میگردد. | منظور از [[فضایل اخلاقی]] هر فعل و حالتی است که موجب کمالی برای نفس گردد. در زبان عربی [[فضیلت]] به معنای زیاده و فزونی است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ص۲۸۰ ماده فضل.</ref> چه [[نیک]] و چه بد؛ لکن به تدریج معنای مثبت آن [[غلبه]] کرده و به معنای فزونی و پیشی در صفت خوب به کار برده شده است. در یک تقسیمبندی که از قدیمالأیام در کتب [[اخلاقی]] وجود داشته است فضایل به دو بخش فضایل [[عقلانی]] و [[فضائل اخلاقی]] تقسیم شده است<ref>ارسطو، اخلاق نیکو ماخوس، ص۵۴.</ref>. [[فضائل]] [[عقلی]] اموری مانند [[شناخت علمی]]، [[توانایی عملی]] (فنی و هنر)، [[عقل شهودی]] و [[حکمت نظری]] را شامل میشود و فضایل اخلاقی اموری مانند [[شجاعت]]، [[خویشتنداری]]، [[عدالت]]، [[شکیبایی]] را شامل میگردد. | ||
با توجه به تعریف [[اخلاق]]: «صفات و ویژگیهای [[پایدار]] در نفس که موجب میشوند کارهای متناسب با آن صفات بدون نیاز به [[تأمل]] از [[انسان]] صادر شود»؛ اگر این [[حالت نفسانی]] به گونهای باشد که کارهای [[زیبا]] و پسندیده از انسان صادر شود آن را | با توجه به تعریف [[اخلاق]]: «صفات و ویژگیهای [[پایدار]] در نفس که موجب میشوند کارهای متناسب با آن صفات بدون نیاز به [[تأمل]] از [[انسان]] صادر شود»؛ اگر این [[حالت نفسانی]] به گونهای باشد که کارهای [[زیبا]] و پسندیده از انسان صادر شود آن را «فضیلت اخلاقی» و اگر [[افعال]] [[زشت]] و ناپسند از وی صادر شود آن را «رذایل اخلاقی» گویند<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۲.</ref>. | ||
== عوامل رشد فضایل اخلاقی == | == عوامل رشد فضایل اخلاقی == | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۷: | ||
=== عوامل بیرونی === | === عوامل بیرونی === | ||
# [[وراثت]]: بدون تردید یکی از عوامل مؤثر بر شکلگیری [[شخصیت انسان]] عامل [[وراثت]] میباشد که در [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}} «و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه میکنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمیآورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و [[روایات]]<ref>آمدی، غررالحکم، ج۳، ص۳۹۲.</ref> نیز به آن اشاره شده است. | # '''[[وراثت]]:''' بدون تردید یکی از عوامل مؤثر بر شکلگیری [[شخصیت انسان]] عامل [[وراثت]] میباشد که در [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}} «و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه میکنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمیآورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و [[روایات]]<ref>آمدی، غررالحکم، ج۳، ص۳۹۲.</ref> نیز به آن اشاره شده است. | ||
# [[محیط خانواده]]: محیط خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] افراد [[خانواده]] است. [[خانواده]] کوچکترین واحد [[اجتماع]] است و [[سعادت]] [[اجتماعی]] در گرو [[سلامت]] واحدهای اجتماعی است. | # '''[[محیط خانواده]]:''' محیط خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] افراد [[خانواده]] است. [[خانواده]] کوچکترین واحد [[اجتماع]] است و [[سعادت]] [[اجتماعی]] در گرو [[سلامت]] واحدهای اجتماعی است. | ||
# محیط اجتماعی: اجتماع به معنای عام آنکه شامل محیط [[زندگی]]، محیط کار، محیط تحصیل است، نقش تعیین کنندهای در رشد [[فضایل اخلاقی]] دارد. یکی از اهداف بزرگ [[تشکیل حکومت اسلامی]] ترویج و رشد [[اخلاق الهی]] در [[جامعه]] است<ref>امام خمینی، کتاب ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>. محیط [[آموزش]] باید بهگونهای باشد که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی [[تربیت]] کند، [[تربیتی]] که مطابق با [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] باشد و در نتیجه [[جامعه]] یک محیط نورانی و مستعد برای [[تربیت]] [[انسانها]] مطابق با فطرتالله گردد<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۳-۳۲.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۴.</ref> | # '''محیط اجتماعی:''' اجتماع به معنای عام آنکه شامل محیط [[زندگی]]، محیط کار، محیط تحصیل است، نقش تعیین کنندهای در رشد [[فضایل اخلاقی]] دارد. یکی از اهداف بزرگ [[تشکیل حکومت اسلامی]] ترویج و رشد [[اخلاق الهی]] در [[جامعه]] است<ref>امام خمینی، کتاب ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>. محیط [[آموزش]] باید بهگونهای باشد که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی [[تربیت]] کند، [[تربیتی]] که مطابق با [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] باشد و در نتیجه [[جامعه]] یک محیط نورانی و مستعد برای [[تربیت]] [[انسانها]] مطابق با فطرتالله گردد<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۳-۳۲.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۴.</ref> | ||
# مربی: [[جهان هستی]] مدرسهای است که معلمین اصلی آن [[انبیاء الهی]] هستند و ایشان برای این [[مبعوث]] شدهاند که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی تربیت نمایند و [[بشر]] را از [[زشتیها]]، [[پلیدیها]]، [[فسادها]] و [[رذایل اخلاقی]] دور سازند و با [[فضائل]] و [[آداب]] [[حسنه]] آشنا کنند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲.</ref>. [[قوه عاقله]] به تنهایی برای [[رشد]] فضائل کافی نیست و تربیت [[انبیاء]] و [[اولیاء]] به کمک [[عقل]] میآید<ref>اردبیلی، عبدالغنی، تقریرات [[فلسفه]] امام، ج۳، ص۳۶۶.</ref>. | # '''مربی:''' [[جهان هستی]] مدرسهای است که معلمین اصلی آن [[انبیاء الهی]] هستند و ایشان برای این [[مبعوث]] شدهاند که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی تربیت نمایند و [[بشر]] را از [[زشتیها]]، [[پلیدیها]]، [[فسادها]] و [[رذایل اخلاقی]] دور سازند و با [[فضائل]] و [[آداب]] [[حسنه]] آشنا کنند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲.</ref>. [[قوه عاقله]] به تنهایی برای [[رشد]] فضائل کافی نیست و تربیت [[انبیاء]] و [[اولیاء]] به کمک [[عقل]] میآید<ref>اردبیلی، عبدالغنی، تقریرات [[فلسفه]] امام، ج۳، ص۳۶۶.</ref>. | ||
# [[اسوه]]: در هر [[اجتماعی]] افراد زبده و برجسته مورد توجه قرار میگیرند و توجه سایرین را به خود جلب میکنند. به طور طبیعی [[رفتار]] این قبیل افراد در روحیه دیگران مؤثر خواهد بود. بر همین اساس در [[قرآن کریم]] [[خداوند]] با [[ستودن]] انبیاء و [[اولیاء الهی]] و [[مؤمنین]] سعی در برجسته کردن این افراد به عنوان افرادی که شایسته است الگوی دیگران قرار گیرد مینماید. انبیاء الهی و [[ائمه اطهار]] و [[معصومین]] شایسته این هستند که بهعنوان [[اسوه]] و [[الگو]] قرار گیرند و نیز برخی از علما، [[شهداء]]، جانبازان، [[مجاهدین]] در راه [[حق]] و... . | # '''[[اسوه]]:''' در هر [[اجتماعی]] افراد زبده و برجسته مورد توجه قرار میگیرند و توجه سایرین را به خود جلب میکنند. به طور طبیعی [[رفتار]] این قبیل افراد در روحیه دیگران مؤثر خواهد بود. بر همین اساس در [[قرآن کریم]] [[خداوند]] با [[ستودن]] انبیاء و [[اولیاء الهی]] و [[مؤمنین]] سعی در برجسته کردن این افراد به عنوان افرادی که شایسته است الگوی دیگران قرار گیرد مینماید. انبیاء الهی و [[ائمه اطهار]] و [[معصومین]] شایسته این هستند که بهعنوان [[اسوه]] و [[الگو]] قرار گیرند و نیز برخی از علما، [[شهداء]]، جانبازان، [[مجاهدین]] در راه [[حق]] و... . | ||
# [[فیض]] و [[اراده الهی]]: از عوامل بسیار مهم در [[فرهنگ]] [[توحیدی]] که نقش مهمی در تربیت انسان ایفاء مینماید، [[امور غیبی]] و | # '''[[فیض]] و [[اراده الهی]]:''' از عوامل بسیار مهم در [[فرهنگ]] [[توحیدی]] که نقش مهمی در تربیت انسان ایفاء مینماید، [[امور غیبی]] و دستگیری [[الهی]] است و بدون توجه [[خداوند]] و دستگیری او امکان [[رشد اخلاقی]] غیرممکن خواهد بود. برای [[رهایی]] از [[معاصی]] و تخلق به اخلاق الهی لازم است از [[خداوند تبارک و تعالی]] مدد گرفت و [[پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] او را [[شفیع]] قرار داد تا از [[انسان]] دستگیری نمایند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۴ ـ ۳۵۶.</ref> | ||
=== عوامل درونی === | === عوامل درونی === | ||
# [[عزم]]: منظور از عزم در این [[مقام]] عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر [[ترک معاصی]] و فعل [[واجبات]] و جبران آنچه از او فوت شده در ایام [[حیات]] و در نهایت عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را [[انسان]] [[عقلی]] و [[شرعی]] نماید که [[شرع]] و [[عقل]] به حسب ظاهر [[حکم]] کنند که این شخص انسان است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۷ و ۸.</ref>. این مهم حاصل نخواهد شد تا زمانیکه انسان با | # '''[[عزم]]:''' منظور از عزم در این [[مقام]] عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر [[ترک معاصی]] و فعل [[واجبات]] و جبران آنچه از او فوت شده در ایام [[حیات]] و در نهایت عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را [[انسان]] [[عقلی]] و [[شرعی]] نماید که [[شرع]] و [[عقل]] به حسب ظاهر [[حکم]] کنند که این شخص انسان است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۷ و ۸.</ref>. این مهم حاصل نخواهد شد تا زمانیکه انسان با اراده قوی اقدام به اصلاح خود بنماید و در صورتیکه این عزم حاصل نشود دیگر عوامل نمیتوانند مؤثر قرار گیرند<ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۷۰ - ۶۹.</ref>. | ||
# [[تفکر]] و [[تعقل]]: تفکر باعث میشود که انسان از [[خواب غفلت]] بیدار شود، به خود بیاید و جایگاه خود را در [[جهان هستی]] دریابد. شرط اول [[مجاهده با نفس]] و حرکت به جانب [[حق تعالی]] [[تفکر]] است. با تفکر [[هدف از خلقت انسان]] مشخص خواهد شد و جایگاه او معین میگردد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵-۶.</ref>. | # '''[[تفکر]] و [[تعقل]]:''' تفکر باعث میشود که انسان از [[خواب غفلت]] بیدار شود، به خود بیاید و جایگاه خود را در [[جهان هستی]] دریابد. شرط اول [[مجاهده با نفس]] و حرکت به جانب [[حق تعالی]] [[تفکر]] است. با تفکر [[هدف از خلقت انسان]] مشخص خواهد شد و جایگاه او معین میگردد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵-۶.</ref>. | ||
# [[شناخت]] [[عیوب]]: بعد از تفکر بیداری لازم است و تنبه به این نکته که انسان دارای عیوبی است که مانع [[رشد]] و کمال او خواهند شد و کسی که عیوب او بر او مخفی باشد در صدد رفع آن برنمیآید و توجه به صفات و [[اعمال]] [[نیکو]] میتواند حجابی باشد که شخص عیوب خود را نبیند<ref>صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۴۶.</ref>. | # '''[[شناخت]] [[عیوب]]:''' بعد از تفکر بیداری لازم است و تنبه به این نکته که انسان دارای عیوبی است که مانع [[رشد]] و کمال او خواهند شد و کسی که عیوب او بر او مخفی باشد در صدد رفع آن برنمیآید و توجه به صفات و [[اعمال]] [[نیکو]] میتواند حجابی باشد که شخص عیوب خود را نبیند<ref>صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۴۶.</ref>. | ||
# [[تذکر]]: از اموری که نقش بسیار مهمی در رشد [[فضائل اخلاقی]] و دوری از [[رذائل اخلاقی]] دارد، تذکر است و از مهمترین مصادیق [[تذکر]] یاد [[خداوند تبارک و تعالی]] و نعمتهایی است که به انسان [[مرحمت]] فرموده است که میتواند موجب عظمت [[خدای تبارک و تعالی]] در نزد انسان گردد و انسان را نسبت به نعماتی که به او ارزانی داشته | # '''[[تذکر]]:''' از اموری که نقش بسیار مهمی در رشد [[فضائل اخلاقی]] و دوری از [[رذائل اخلاقی]] دارد، تذکر است و از مهمترین مصادیق [[تذکر]] یاد [[خداوند تبارک و تعالی]] و نعمتهایی است که به انسان [[مرحمت]] فرموده است که میتواند موجب عظمت [[خدای تبارک و تعالی]] در نزد انسان گردد و انسان را نسبت به نعماتی که به او ارزانی داشته شاکر گرداند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۰.</ref>. | ||
# [[معرفة الله]]: [[معرفت]] و [[شناخت خداوند]] در عین اینکه [[هدف]] [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] است، خود منشأ همه [[فضایل اخلاقی]] است. [[معرفت خداوند]] موجب [[حب]] خواهد شد و هنگامی که حب، شدید گردد انسان از خود منقطع خواهد شد همچنین از همه عالم و لذا چشم [[طمع]] به خود و دیگران نبندد و از [[رجس]] [[شیطان]] و رجس طبیعت [[پاکیزه]] شود و [[نور]] ازل در [[باطن]] [[قلب]] او طلوع کند و از باطن به ظاهر سرایت کند و فعل و قول او [[نورانی]] شود و تمام قوا و اعضاء او [[الهی]] و نورانی شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۳۸.</ref>. | # '''[[معرفة الله]]:''' [[معرفت]] و [[شناخت خداوند]] در عین اینکه [[هدف]] [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] است، خود منشأ همه [[فضایل اخلاقی]] است. [[معرفت خداوند]] موجب [[حب]] خواهد شد و هنگامی که حب، شدید گردد انسان از خود منقطع خواهد شد همچنین از همه عالم و لذا چشم [[طمع]] به خود و دیگران نبندد و از [[رجس]] [[شیطان]] و رجس طبیعت [[پاکیزه]] شود و [[نور]] ازل در [[باطن]] [[قلب]] او طلوع کند و از باطن به ظاهر سرایت کند و فعل و قول او [[نورانی]] شود و تمام قوا و اعضاء او [[الهی]] و نورانی شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۳۸.</ref>. | ||
# [[دعا]]: دعا و [[راز و نیاز]] با [[معبود]] و [[مناجات]] خالصانه با [[معشوق]]، یکی از عوامل [[رشد]] فضایل اخلاقی و دفع [[رذایل اخلاقی]] از [[جان آدمی]] است. برای [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]] یکی از راههایی که توصیه میشود پناه بردن به [[خدای تبارک و تعالی]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند متعال]] میباشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲.</ref>. | # '''[[دعا]]:''' دعا و [[راز و نیاز]] با [[معبود]] و [[مناجات]] خالصانه با [[معشوق]]، یکی از عوامل [[رشد]] فضایل اخلاقی و دفع [[رذایل اخلاقی]] از [[جان آدمی]] است. برای [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]] یکی از راههایی که توصیه میشود پناه بردن به [[خدای تبارک و تعالی]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند متعال]] میباشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲.</ref>. | ||
# انجام [[فرائض]] و [[دستورات]] [[شریعت]]: [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و | # '''انجام [[فرائض]] و [[دستورات]] [[شریعت]]:''' [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و صفای باطن در گرو انجام فرائض و رعایت ظواهر [[شریعت]] و تقیّد به انجام [[فرائض]] [[دینی]] شرط اولیه برای رسیدن به [[اخلاق حسنه]] است. | ||
# انس با [[قرآن]] و [[توسل به اهل بیت]]: | # '''انس با [[قرآن]] و [[توسل به اهل بیت]]:''' اعتصام به [[قرآن کریم]] و [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] از عوامل بسیار مهمی است که بدون این مهم، امکان تخلق به اخلاق الهی غیرممکن میباشد<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>. | ||
== موانع رشد [[فضایل اخلاقی]] == | == موانع رشد [[فضایل اخلاقی]] == | ||
# [[خودخواهی]] و حب نفس: حب نفس و خودخواهی عبارت است از [[تبعیت]] از [[هواهای نفسانی]] بدون توجه به [[حکم عقل]] و [[شرع]] و تنها نیازهای بُعد حیوانی را محور [[رفتار]] و [[اعمال]] قرار دادن و به عبارت دیگر حاکم کردن [[قوه غضبیه]] و شهویه و واهمه بر [[قوه عاقله]]. از آثار حب نفس دور شدن از [[خداوند]] و [[بنده]] هواهای نفسانی شدن را میتوان برشمرد و به هر اندازه که از [[خدا]] فاصله گرفته شود به همان [[میزان]] به [[بندگی]] نفس [[قرب]] حاصل خواهد شد. | # '''[[خودخواهی]] و حب نفس:''' حب نفس و خودخواهی عبارت است از [[تبعیت]] از [[هواهای نفسانی]] بدون توجه به [[حکم عقل]] و [[شرع]] و تنها نیازهای بُعد حیوانی را محور [[رفتار]] و [[اعمال]] قرار دادن و به عبارت دیگر حاکم کردن [[قوه غضبیه]] و شهویه و واهمه بر [[قوه عاقله]]. از آثار حب نفس دور شدن از [[خداوند]] و [[بنده]] هواهای نفسانی شدن را میتوان برشمرد و به هر اندازه که از [[خدا]] فاصله گرفته شود به همان [[میزان]] به [[بندگی]] نفس [[قرب]] حاصل خواهد شد. | ||
# [[حب دنیا]]: یکی از موانع بزرگ [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] در [[انسان]] حب دنیاست. در این خصوص در کتب [[اخلاقی]] مطالب گرانسنگی آمده است. | # '''[[حب دنیا]]:''' یکی از موانع بزرگ [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] در [[انسان]] حب دنیاست. در این خصوص در کتب [[اخلاقی]] مطالب گرانسنگی آمده است. | ||
# نقص در [[ایمان]]: کلیه [[مفاسد اخلاقی]] و اعمالی، از این است که قلب بیخبر از ایمان است و آنچه عقل او به واسطه [[برهان عقلی]] یا [[اخبار]] [[انبیاء]] [[درک]] کرده، به قلب نرسیده و [[دل]] از او بیخبر است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۱۲.</ref>. بسیاری معتقدند [[نظام]] [[جهان]] [[نظام احسن]] است و همه امور به دست [[خداوند]] است و خداوند براساس [[مصالح]] نعمات و [[آمال]] و [[ارزاق]] را تقسیم مینماید لکن این [[اعتقاد]] به قلب [[انسان]] [[رسوخ]] ننموده و [[ایمان قلبی]] به آن تعلق نگرفته لذا ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی همین نقص در ایمان است. | # '''نقص در [[ایمان]]:''' کلیه [[مفاسد اخلاقی]] و اعمالی، از این است که قلب بیخبر از ایمان است و آنچه عقل او به واسطه [[برهان عقلی]] یا [[اخبار]] [[انبیاء]] [[درک]] کرده، به قلب نرسیده و [[دل]] از او بیخبر است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۱۲.</ref>. بسیاری معتقدند [[نظام]] [[جهان]] [[نظام احسن]] است و همه امور به دست [[خداوند]] است و خداوند براساس [[مصالح]] نعمات و [[آمال]] و [[ارزاق]] را تقسیم مینماید لکن این [[اعتقاد]] به قلب [[انسان]] [[رسوخ]] ننموده و [[ایمان قلبی]] به آن تعلق نگرفته لذا ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی همین نقص در ایمان است. | ||
# [[غفلت]]: غفلت میتواند بروز و جلوههای گوناگونی داشته باشد و هر کدام میتواند مانع بزرگی برای [[رشد]] فضائل اخلاقی باشد، از آن جمله است، غفلت از [[آخرت]]<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref>، غفلت از فرصتهای محدود بشری، فراموش کردن این مهم که انسان برای رسیدن به مقصد فرصت کوتاهی دارد و این فرصتها بهسرعت از بین خواهد رفت<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref> و همچنین [[غفلت]] از [[خداوند تبارک و تعالی]] و غفلت از [[حقیقت]] و مقصد خود<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۳.</ref> و غفلت از نعمات [[الهی]] و... که همه میتواند از موانع مهم [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و [[تزکیه نفس]] گردد<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ص۳۶۱ ـ ۳۶۴.</ref>. | # '''[[غفلت]]:''' غفلت میتواند بروز و جلوههای گوناگونی داشته باشد و هر کدام میتواند مانع بزرگی برای [[رشد]] فضائل اخلاقی باشد، از آن جمله است، غفلت از [[آخرت]]<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref>، غفلت از فرصتهای محدود بشری، فراموش کردن این مهم که انسان برای رسیدن به مقصد فرصت کوتاهی دارد و این فرصتها بهسرعت از بین خواهد رفت<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref> و همچنین [[غفلت]] از [[خداوند تبارک و تعالی]] و غفلت از [[حقیقت]] و مقصد خود<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۳.</ref> و غفلت از نعمات [[الهی]] و... که همه میتواند از موانع مهم [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و [[تزکیه نفس]] گردد<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ص۳۶۱ ـ ۳۶۴.</ref>. | ||
== روشهای تثبیت فضائل اخلاقی == | == روشهای تثبیت فضائل اخلاقی == | ||
راههای تداوم و تثبیت [[تهذیب نفس]] و [[فضایل اخلاقی]]، [[مشارطه]]، [[مراقبه]]، و [[محاسبه]] است که به اختصار بیان میگردد: | راههای تداوم و تثبیت [[تهذیب نفس]] و [[فضایل اخلاقی]]، [[مشارطه]]، [[مراقبه]]، و [[محاسبه]] است که به اختصار بیان میگردد: | ||
# مشارطه: گام اول در [[خودسازی]] [[اخلاقی]]، مشارطه است. مقصود از مشارطه این است که [[انسان]] برای خود شرط کند که برخلاف [[رضای الهی]] کاری انجام ندهد و مرتکب [[رذایل اخلاقی]] نگردد، و میتواند آن را از مقدار کم شروع نماید مثلاً شرط نماید که امروز برخلاف رضای الهی کاری انجام ندهد و در صورتی که انسان، [[عزم]] کند و [[اراده]] چنین کاری نماید کار برای او ساده میشود<ref>امام خمینی، شرح [[چهل حدیث]]، ص۹.</ref>. | # '''مشارطه:''' گام اول در [[خودسازی]] [[اخلاقی]]، مشارطه است. مقصود از مشارطه این است که [[انسان]] برای خود شرط کند که برخلاف [[رضای الهی]] کاری انجام ندهد و مرتکب [[رذایل اخلاقی]] نگردد، و میتواند آن را از مقدار کم شروع نماید مثلاً شرط نماید که امروز برخلاف رضای الهی کاری انجام ندهد و در صورتی که انسان، [[عزم]] کند و [[اراده]] چنین کاری نماید کار برای او ساده میشود<ref>امام خمینی، شرح [[چهل حدیث]]، ص۹.</ref>. | ||
# مراقبه: پس از مشارطه، باید انسان مراقب باشد که در تمام مدت شرط، متوجه شرطی که نموده، باشد و خود را ملزم به انجام آن بداند و در صورتی که عواملی درونی و بیرونی بخواهند او را از انجام شرط منصرف کنند با آنها مقابله نماید و به [[فکر]] [[نعمتهای خدا]] بر خود باشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹.</ref>. | # '''مراقبه:''' پس از مشارطه، باید انسان مراقب باشد که در تمام مدت شرط، متوجه شرطی که نموده، باشد و خود را ملزم به انجام آن بداند و در صورتی که عواملی درونی و بیرونی بخواهند او را از انجام شرط منصرف کنند با آنها مقابله نماید و به [[فکر]] [[نعمتهای خدا]] بر خود باشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹.</ref>. | ||
# محاسبه: در انتها لازم است انسان در | # '''محاسبه:''' در انتها لازم است انسان در وقت مناسبی فعالیتها و [[اعمال]] خود را محاسبه کند و ببینید آیا شرطی که با [[خداوند]] نموده بود را توانسته به خوبی انجام دهد یا در انجام شرط کوتاهی و غفلت داشته؟ اگر موفق به انجام شرط شده بود لازم است [[شکر]] خداوند بهجا آورد و [[امید]] داشته باشد که با [[راهنمایی]] و کمک [[خداوند متعال]] بتواند قدمهای بعدی را بردارد، تا جایی که این عمل برای او ملکه شود و [[لذت]] [[اطاعت]] از [[فرامین الهی]] را در همین [[جهان]] بچشد. و در صورتی که نتوانسته باشد به شرط خود عمل نماید نباید [[مأیوس]] گردد و لازم است از [[خداوند تبارک و تعالی]] عذرخواهی نموده و خود را ملزم کند که آن شرط را تحقق بخشد. و این کار را ادامه دهد تا خداوند تبارک و تعالی [[توفیق]] و [[سعادت]] را به روی [[انسان]] بگشاید<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹، حدیث اول.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۶۵.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۲۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۲
مقدمه
منظور از فضایل اخلاقی هر فعل و حالتی است که موجب کمالی برای نفس گردد. در زبان عربی فضیلت به معنای زیاده و فزونی است[۱] چه نیک و چه بد؛ لکن به تدریج معنای مثبت آن غلبه کرده و به معنای فزونی و پیشی در صفت خوب به کار برده شده است. در یک تقسیمبندی که از قدیمالأیام در کتب اخلاقی وجود داشته است فضایل به دو بخش فضایل عقلانی و فضائل اخلاقی تقسیم شده است[۲]. فضائل عقلی اموری مانند شناخت علمی، توانایی عملی (فنی و هنر)، عقل شهودی و حکمت نظری را شامل میشود و فضایل اخلاقی اموری مانند شجاعت، خویشتنداری، عدالت، شکیبایی را شامل میگردد.
با توجه به تعریف اخلاق: «صفات و ویژگیهای پایدار در نفس که موجب میشوند کارهای متناسب با آن صفات بدون نیاز به تأمل از انسان صادر شود»؛ اگر این حالت نفسانی به گونهای باشد که کارهای زیبا و پسندیده از انسان صادر شود آن را «فضیلت اخلاقی» و اگر افعال زشت و ناپسند از وی صادر شود آن را «رذایل اخلاقی» گویند[۳].
عوامل رشد فضایل اخلاقی
منظور از عوامل رشد فضایل اخلاقی هر علتی است که میتواند موجب زیبنده شدن انسان به صفتی گردد که از آن صفت افعال و حالاتی صادر گردد که موجب قرب انسان به خداوند گردد. در یک تقسیمبندی میتوان این عوامل را به دو دسته عوامل بیرونی و درونی تقسیم نمود.
برخی از مهمترین این عوامل عبارتاند از:
عوامل بیرونی
- وراثت: بدون تردید یکی از عوامل مؤثر بر شکلگیری شخصیت انسان عامل وراثت میباشد که در آیات[۴] و روایات[۵] نیز به آن اشاره شده است.
- محیط خانواده: محیط خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در رشد فضائل اخلاقی افراد خانواده است. خانواده کوچکترین واحد اجتماع است و سعادت اجتماعی در گرو سلامت واحدهای اجتماعی است.
- محیط اجتماعی: اجتماع به معنای عام آنکه شامل محیط زندگی، محیط کار، محیط تحصیل است، نقش تعیین کنندهای در رشد فضایل اخلاقی دارد. یکی از اهداف بزرگ تشکیل حکومت اسلامی ترویج و رشد اخلاق الهی در جامعه است[۶]. محیط آموزش باید بهگونهای باشد که انسان متخلق به اخلاق الهی تربیت کند، تربیتی که مطابق با فطرت پاک انسانی باشد و در نتیجه جامعه یک محیط نورانی و مستعد برای تربیت انسانها مطابق با فطرتالله گردد[۷].[۸]
- مربی: جهان هستی مدرسهای است که معلمین اصلی آن انبیاء الهی هستند و ایشان برای این مبعوث شدهاند که انسان متخلق به اخلاق الهی تربیت نمایند و بشر را از زشتیها، پلیدیها، فسادها و رذایل اخلاقی دور سازند و با فضائل و آداب حسنه آشنا کنند[۹]. قوه عاقله به تنهایی برای رشد فضائل کافی نیست و تربیت انبیاء و اولیاء به کمک عقل میآید[۱۰].
- اسوه: در هر اجتماعی افراد زبده و برجسته مورد توجه قرار میگیرند و توجه سایرین را به خود جلب میکنند. به طور طبیعی رفتار این قبیل افراد در روحیه دیگران مؤثر خواهد بود. بر همین اساس در قرآن کریم خداوند با ستودن انبیاء و اولیاء الهی و مؤمنین سعی در برجسته کردن این افراد به عنوان افرادی که شایسته است الگوی دیگران قرار گیرد مینماید. انبیاء الهی و ائمه اطهار و معصومین شایسته این هستند که بهعنوان اسوه و الگو قرار گیرند و نیز برخی از علما، شهداء، جانبازان، مجاهدین در راه حق و... .
- فیض و اراده الهی: از عوامل بسیار مهم در فرهنگ توحیدی که نقش مهمی در تربیت انسان ایفاء مینماید، امور غیبی و دستگیری الهی است و بدون توجه خداوند و دستگیری او امکان رشد اخلاقی غیرممکن خواهد بود. برای رهایی از معاصی و تخلق به اخلاق الهی لازم است از خداوند تبارک و تعالی مدد گرفت و پیامبر اکرم و اهل بیت او را شفیع قرار داد تا از انسان دستگیری نمایند[۱۱].[۱۲]
عوامل درونی
- عزم: منظور از عزم در این مقام عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجبات و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات و در نهایت عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید که شرع و عقل به حسب ظاهر حکم کنند که این شخص انسان است[۱۳]. این مهم حاصل نخواهد شد تا زمانیکه انسان با اراده قوی اقدام به اصلاح خود بنماید و در صورتیکه این عزم حاصل نشود دیگر عوامل نمیتوانند مؤثر قرار گیرند[۱۴].
- تفکر و تعقل: تفکر باعث میشود که انسان از خواب غفلت بیدار شود، به خود بیاید و جایگاه خود را در جهان هستی دریابد. شرط اول مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی تفکر است. با تفکر هدف از خلقت انسان مشخص خواهد شد و جایگاه او معین میگردد[۱۵].
- شناخت عیوب: بعد از تفکر بیداری لازم است و تنبه به این نکته که انسان دارای عیوبی است که مانع رشد و کمال او خواهند شد و کسی که عیوب او بر او مخفی باشد در صدد رفع آن برنمیآید و توجه به صفات و اعمال نیکو میتواند حجابی باشد که شخص عیوب خود را نبیند[۱۶].
- تذکر: از اموری که نقش بسیار مهمی در رشد فضائل اخلاقی و دوری از رذائل اخلاقی دارد، تذکر است و از مهمترین مصادیق تذکر یاد خداوند تبارک و تعالی و نعمتهایی است که به انسان مرحمت فرموده است که میتواند موجب عظمت خدای تبارک و تعالی در نزد انسان گردد و انسان را نسبت به نعماتی که به او ارزانی داشته شاکر گرداند[۱۷].
- معرفة الله: معرفت و شناخت خداوند در عین اینکه هدف رشد فضایل اخلاقی است، خود منشأ همه فضایل اخلاقی است. معرفت خداوند موجب حب خواهد شد و هنگامی که حب، شدید گردد انسان از خود منقطع خواهد شد همچنین از همه عالم و لذا چشم طمع به خود و دیگران نبندد و از رجس شیطان و رجس طبیعت پاکیزه شود و نور ازل در باطن قلب او طلوع کند و از باطن به ظاهر سرایت کند و فعل و قول او نورانی شود و تمام قوا و اعضاء او الهی و نورانی شود[۱۸].
- دعا: دعا و راز و نیاز با معبود و مناجات خالصانه با معشوق، یکی از عوامل رشد فضایل اخلاقی و دفع رذایل اخلاقی از جان آدمی است. برای غلبه بر هواهای نفسانی یکی از راههایی که توصیه میشود پناه بردن به خدای تبارک و تعالی و تضرع و زاری به درگاه خداوند متعال میباشد[۱۹].
- انجام فرائض و دستورات شریعت: رشد فضائل اخلاقی و صفای باطن در گرو انجام فرائض و رعایت ظواهر شریعت و تقیّد به انجام فرائض دینی شرط اولیه برای رسیدن به اخلاق حسنه است.
- انس با قرآن و توسل به اهل بیت: اعتصام به قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت از عوامل بسیار مهمی است که بدون این مهم، امکان تخلق به اخلاق الهی غیرممکن میباشد[۲۰].
موانع رشد فضایل اخلاقی
- خودخواهی و حب نفس: حب نفس و خودخواهی عبارت است از تبعیت از هواهای نفسانی بدون توجه به حکم عقل و شرع و تنها نیازهای بُعد حیوانی را محور رفتار و اعمال قرار دادن و به عبارت دیگر حاکم کردن قوه غضبیه و شهویه و واهمه بر قوه عاقله. از آثار حب نفس دور شدن از خداوند و بنده هواهای نفسانی شدن را میتوان برشمرد و به هر اندازه که از خدا فاصله گرفته شود به همان میزان به بندگی نفس قرب حاصل خواهد شد.
- حب دنیا: یکی از موانع بزرگ رشد فضایل اخلاقی در انسان حب دنیاست. در این خصوص در کتب اخلاقی مطالب گرانسنگی آمده است.
- نقص در ایمان: کلیه مفاسد اخلاقی و اعمالی، از این است که قلب بیخبر از ایمان است و آنچه عقل او به واسطه برهان عقلی یا اخبار انبیاء درک کرده، به قلب نرسیده و دل از او بیخبر است[۲۱]. بسیاری معتقدند نظام جهان نظام احسن است و همه امور به دست خداوند است و خداوند براساس مصالح نعمات و آمال و ارزاق را تقسیم مینماید لکن این اعتقاد به قلب انسان رسوخ ننموده و ایمان قلبی به آن تعلق نگرفته لذا ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی همین نقص در ایمان است.
- غفلت: غفلت میتواند بروز و جلوههای گوناگونی داشته باشد و هر کدام میتواند مانع بزرگی برای رشد فضائل اخلاقی باشد، از آن جمله است، غفلت از آخرت[۲۲]، غفلت از فرصتهای محدود بشری، فراموش کردن این مهم که انسان برای رسیدن به مقصد فرصت کوتاهی دارد و این فرصتها بهسرعت از بین خواهد رفت[۲۳] و همچنین غفلت از خداوند تبارک و تعالی و غفلت از حقیقت و مقصد خود[۲۴] و غفلت از نعمات الهی و... که همه میتواند از موانع مهم رشد فضائل اخلاقی و تزکیه نفس گردد[۲۵].
روشهای تثبیت فضائل اخلاقی
راههای تداوم و تثبیت تهذیب نفس و فضایل اخلاقی، مشارطه، مراقبه، و محاسبه است که به اختصار بیان میگردد:
- مشارطه: گام اول در خودسازی اخلاقی، مشارطه است. مقصود از مشارطه این است که انسان برای خود شرط کند که برخلاف رضای الهی کاری انجام ندهد و مرتکب رذایل اخلاقی نگردد، و میتواند آن را از مقدار کم شروع نماید مثلاً شرط نماید که امروز برخلاف رضای الهی کاری انجام ندهد و در صورتی که انسان، عزم کند و اراده چنین کاری نماید کار برای او ساده میشود[۲۶].
- مراقبه: پس از مشارطه، باید انسان مراقب باشد که در تمام مدت شرط، متوجه شرطی که نموده، باشد و خود را ملزم به انجام آن بداند و در صورتی که عواملی درونی و بیرونی بخواهند او را از انجام شرط منصرف کنند با آنها مقابله نماید و به فکر نعمتهای خدا بر خود باشد[۲۷].
- محاسبه: در انتها لازم است انسان در وقت مناسبی فعالیتها و اعمال خود را محاسبه کند و ببینید آیا شرطی که با خداوند نموده بود را توانسته به خوبی انجام دهد یا در انجام شرط کوتاهی و غفلت داشته؟ اگر موفق به انجام شرط شده بود لازم است شکر خداوند بهجا آورد و امید داشته باشد که با راهنمایی و کمک خداوند متعال بتواند قدمهای بعدی را بردارد، تا جایی که این عمل برای او ملکه شود و لذت اطاعت از فرامین الهی را در همین جهان بچشد. و در صورتی که نتوانسته باشد به شرط خود عمل نماید نباید مأیوس گردد و لازم است از خداوند تبارک و تعالی عذرخواهی نموده و خود را ملزم کند که آن شرط را تحقق بخشد. و این کار را ادامه دهد تا خداوند تبارک و تعالی توفیق و سعادت را به روی انسان بگشاید[۲۸].[۲۹]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ص۲۸۰ ماده فضل.
- ↑ ارسطو، اخلاق نیکو ماخوس، ص۵۴.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۵۲.
- ↑ ﴿وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا﴾ «و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه میکنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمیآورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.
- ↑ آمدی، غررالحکم، ج۳، ص۳۹۲.
- ↑ امام خمینی، کتاب ولایت فقیه، ص۲۹.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۳-۳۲.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۵۴.
- ↑ امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲.
- ↑ اردبیلی، عبدالغنی، تقریرات فلسفه امام، ج۳، ص۳۶۶.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۵۴ ـ ۳۵۶.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۷ و ۸.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۵، ص۷۰ - ۶۹.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵-۶.
- ↑ صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۴۶.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۰.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۳۸.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۱۲.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.
- ↑ امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۳.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ص۳۶۱ ـ ۳۶۴.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹، حدیث اول.
- ↑ سادات کیائی، سید محسن، مقاله «نظام اخلاق اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۶۵.