←کارشکنی منافقان در حفر خندق
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
این [[پیشگوییها]] چنان بشارتآمیز بود که چون [[مؤمنان]]، [[سپاه]] [[احزاب]] را دیدند گفتند: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۱۸۸؛ التبیان، ج۸، ص۳۲۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۰۳.</ref> پس از حفر خندق برای آن، معبرهایی قرار دادند و بر هر معبر، نگهبانانی گماشته، فرماندهی نگهبانان را به [[زبیر بن عوام]] سپردند.<ref> المغازی، ج۲، ص۴۵۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰.</ref> | این [[پیشگوییها]] چنان بشارتآمیز بود که چون [[مؤمنان]]، [[سپاه]] [[احزاب]] را دیدند گفتند: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۱۸۸؛ التبیان، ج۸، ص۳۲۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۰۳.</ref> پس از حفر خندق برای آن، معبرهایی قرار دادند و بر هر معبر، نگهبانانی گماشته، فرماندهی نگهبانان را به [[زبیر بن عوام]] سپردند.<ref> المغازی، ج۲، ص۴۵۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰.</ref> | ||
در حفر خندق عمار نیز چون دیگر [[مسلمانان]] میکوشید و بیش از دیگران کار میکرد و باری بیشتر برمیداشت. پیامبر {{صل}} درحالیکه خاک از سر و رویش میفشاند، فرمود: پسر [[سمیه]]! تو را گروه [[ستمگر]] خواهند کشت<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۷۱.</ref>. مسلمانان هشتم [[ذیقعده]] در محل مستقر شدند. شمار مسلمانان را ۷۰۰<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰؛ بحارالانوار، ج۲۰، ص۲۱۸؛ الطبقات، ج۲، ص۵۱.</ref> نفر، ۱۰۰۰<ref>وفاء الوفاء، ج۱، ص۳۰۱.</ref> یا ۳۰۰۰ نفر<ref> الطبقات، ج۲، ص۵۱؛ تاریخ ابنخلدون، ج۲، ص۲۹؛ السیرة النبویه، ابنکثیر، ج۲، ص۴۴۳.</ref> نوشتهاند، آنانکه شمار فراوان را ذکر کردهاند با این توجیه میپذیرند که در حفر خندق تنها مردان نبودند که کار میکردند، بلکه افراد ۱۴ساله به بالا نیز حضور داشتند<ref> السیرة الحلبیه، ج۲، ص۶۳۶.</ref>. اما اینان پساز حفر، به دستور پیامبر{{صل}} بازگشتند و شمار سپاه به حدود ۱۰۰۰ نفر کاهش یافت<ref>غزوة الخندق، ص۹۰.</ref>. پیامبر {{صل}} [[پرچم]] [[مهاجران]] را بهدست [[زید بن حارثه]] و [[پرچم]] [[انصار]] را بهدست [[سعد بن عباده]] داد<ref> المنتظم، ج۲، ص۳۱۹.</ref> و [[عبدالله بن اممکتوم]] را به جای خویش در [[مدینه]] گذاشت<ref> المنتظم، ج۲، ص۳۱۸.</ref> و سپس بهسوی [[خندق]] رفت. سهتن از [[همسران پیامبر]] {{صل}} به نوبت در خندق بودند و بقیه در کوشک [[بنیحارثه]] که از همه مصونتر بود<ref>المغازی، ج۲، ص۴۵۱ و ۴۵۴.</ref>، یا در مُسیر، برجی در [[بنیزریق]]، که سخت [[استوار]] بود، یا در [[برج]] فارع بودند<ref>تاریخ الخمیس، ج۱، ص۴۸۹؛ المغازی، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. [[زنان]] و [[فرزندان]] [[مسلمان]] در برجهای خود جای گرفتند<ref>المغازی، ج۲، ص۴۵۰ـ۴۵۱.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} [[خیمهگاه]] خویش را در ذُباب برپا کرد و در آنجا استقرار یافت<ref> تاریخ المدینه، ج۱، ص۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[احزاب / غزوه (مقاله)|مقاله«احزاب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۶۹-۲۷۳؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[احزاب (مقاله)|مقاله «احزاب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | در حفر خندق عمار نیز چون دیگر [[مسلمانان]] میکوشید و بیش از دیگران کار میکرد و باری بیشتر برمیداشت. پیامبر {{صل}} درحالیکه خاک از سر و رویش میفشاند، فرمود: پسر [[سمیه]]! تو را گروه [[ستمگر]] خواهند کشت<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۷۱.</ref>. مسلمانان هشتم [[ذیقعده]] در محل مستقر شدند. شمار مسلمانان را ۷۰۰<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰؛ بحارالانوار، ج۲۰، ص۲۱۸؛ الطبقات، ج۲، ص۵۱.</ref> نفر، ۱۰۰۰<ref>وفاء الوفاء، ج۱، ص۳۰۱.</ref> یا ۳۰۰۰ نفر<ref> الطبقات، ج۲، ص۵۱؛ تاریخ ابنخلدون، ج۲، ص۲۹؛ السیرة النبویه، ابنکثیر، ج۲، ص۴۴۳.</ref> نوشتهاند، آنانکه شمار فراوان را ذکر کردهاند با این توجیه میپذیرند که در حفر خندق تنها مردان نبودند که کار میکردند، بلکه افراد ۱۴ساله به بالا نیز حضور داشتند<ref> السیرة الحلبیه، ج۲، ص۶۳۶.</ref>. اما اینان پساز حفر، به دستور پیامبر{{صل}} بازگشتند و شمار سپاه به حدود ۱۰۰۰ نفر کاهش یافت<ref>غزوة الخندق، ص۹۰.</ref>. پیامبر {{صل}} [[پرچم]] [[مهاجران]] را بهدست [[زید بن حارثه]] و [[پرچم]] [[انصار]] را بهدست [[سعد بن عباده]] داد<ref> المنتظم، ج۲، ص۳۱۹.</ref> و [[عبدالله بن اممکتوم]] را به جای خویش در [[مدینه]] گذاشت<ref> المنتظم، ج۲، ص۳۱۸.</ref> و سپس بهسوی [[خندق]] رفت. سهتن از [[همسران پیامبر]] {{صل}} به نوبت در خندق بودند و بقیه در کوشک [[بنیحارثه]] که از همه مصونتر بود<ref>المغازی، ج۲، ص۴۵۱ و ۴۵۴.</ref>، یا در مُسیر، برجی در [[بنیزریق]]، که سخت [[استوار]] بود، یا در [[برج]] فارع بودند<ref>تاریخ الخمیس، ج۱، ص۴۸۹؛ المغازی، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. [[زنان]] و [[فرزندان]] [[مسلمان]] در برجهای خود جای گرفتند<ref>المغازی، ج۲، ص۴۵۰ـ۴۵۱.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} [[خیمهگاه]] خویش را در ذُباب برپا کرد و در آنجا استقرار یافت<ref> تاریخ المدینه، ج۱، ص۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[احزاب / غزوه (مقاله)|مقاله«احزاب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۶۹-۲۷۳؛ [[حسن علی نوریها|نوریها، حسن علی]]، [[احزاب (مقاله)|مقاله «احزاب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۶۱۶.</ref> | ||
== ورود [[مشرکان]] به مدینه و محل استقرار آنان == | == ورود [[مشرکان]] به مدینه و محل استقرار آنان == | ||