صحابه در علوم حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۳۳: خط ۳۳:
*استاد [[یوسفی غروی]] این گونه می‌نویسد: "درباره [[جنگ تبوک]]، [[ابن هشام]] از [[اسحاق]] [[روایت]] می‌کند: هنگامی که [[مسلمانان]] [[شب]] را به صبح رساندند، در حالی که آبی در [[اختیار]] نداشتند، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} [[شکوه]] کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد و [[خداوند]] ابری را بر آنها فرو فرستاد و از آن [[باران]] بارید تا [[مردم]] [[سیراب]] شدند و به مقدار احتیاج خود آب برداشتند.
*استاد [[یوسفی غروی]] این گونه می‌نویسد: "درباره [[جنگ تبوک]]، [[ابن هشام]] از [[اسحاق]] [[روایت]] می‌کند: هنگامی که [[مسلمانان]] [[شب]] را به صبح رساندند، در حالی که آبی در [[اختیار]] نداشتند، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} [[شکوه]] کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد و [[خداوند]] ابری را بر آنها فرو فرستاد و از آن [[باران]] بارید تا [[مردم]] [[سیراب]] شدند و به مقدار احتیاج خود آب برداشتند.
* [[مسلم]] در صحیح خود رویداد [[تبوک]] را به گونه دیگری بازگو می‌کند و مطالب بسیاری بر آن [[معجزه]] می‌افزاید که سیرة [[ابن اسحاق]] آن را نگفته است. [[معاذ بن جبل]] [[روایت]] می‌کند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به کسانی که با وی هم‌سفر بودند، فرمود: "شما به خواست [[خدا]] فردا به چشمه [[تبوک]] می‌رسید. هر کدام که به آن رسیدید، به آب [[دست]] نزنید تا من بیایم". ما به این چشمه رسیدیم در حالی که دو نفر از [[سپاهیان]] قبلا به آن رسیده بودند. [[رسول خدا]]{{صل}} از آن دو تن پرسید که آیا به آب [[دست]] زده‌اید؟ آنان گفتند: آری. [[پیامبر]]{{صل}} آن دو تن را [[نفرین]] کرد. [[اصحاب]] با دست‌هایشان آب چشمه را گرد آوردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دست]] و صورتش را در آن شست. آن‌گاه بقیه آب را به درون چشمه ریخت؛ بی‌درنگ چشمه دارای آب فراوانی شد و [[مردم]] از آن [[سیراب]] شدند. آن‌گاه [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمودند: "ای [[معاذ]]! اگر زندگانی تو ادامه یابد، به زودی خواهی دید که این [[سرزمین]] پر از باغ خواهد شد".
* [[مسلم]] در صحیح خود رویداد [[تبوک]] را به گونه دیگری بازگو می‌کند و مطالب بسیاری بر آن [[معجزه]] می‌افزاید که سیرة [[ابن اسحاق]] آن را نگفته است. [[معاذ بن جبل]] [[روایت]] می‌کند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به کسانی که با وی هم‌سفر بودند، فرمود: "شما به خواست [[خدا]] فردا به چشمه [[تبوک]] می‌رسید. هر کدام که به آن رسیدید، به آب [[دست]] نزنید تا من بیایم". ما به این چشمه رسیدیم در حالی که دو نفر از [[سپاهیان]] قبلا به آن رسیده بودند. [[رسول خدا]]{{صل}} از آن دو تن پرسید که آیا به آب [[دست]] زده‌اید؟ آنان گفتند: آری. [[پیامبر]]{{صل}} آن دو تن را [[نفرین]] کرد. [[اصحاب]] با دست‌هایشان آب چشمه را گرد آوردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دست]] و صورتش را در آن شست. آن‌گاه بقیه آب را به درون چشمه ریخت؛ بی‌درنگ چشمه دارای آب فراوانی شد و [[مردم]] از آن [[سیراب]] شدند. آن‌گاه [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمودند: "ای [[معاذ]]! اگر زندگانی تو ادامه یابد، به زودی خواهی دید که این [[سرزمین]] پر از باغ خواهد شد".
*همچنین [[ابن اسحاق]] خبر دیگری را در [[تأیید]] خبر اول بازگو می‌کند. او می‌گوید: [[عاصم بن عمر بن قتاده]] برای من [[روایت]] کرد که به [[محمود بن لبید]] گفتم: آیا [[مردم]]، [[منافقان]] روزگار خود را می‌شناختند؟ محمود گفت:"آری، به [[خدا]] [[سوگند]] بسیاری از [[مردم]]، [[نفاق]] [[برادر]] و [[پدر]] و عمو و [[عشیره]] خویش را می‌دانستند؛ ولی آن را پنهان می‌کردند و یکی از [[خویشاوندان]] برایم گفت: هنگامی که در [[راه]] [[تبوک]]، [[مسلمانان]] از جهت آب در تنگنا قرار گرفتند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد تا [[خداوند]] ابری را فرستاد که [[مردم]] [[سیراب]] شدند. ما پیش یکی از کسانی که نفاقش [[آشکار]] بود و همیشه در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت می‌کرد، رفته و گفتیم: وای بر تو! آیا پس از این [[معجزه]] [[دلیل]] دیگری (برای [[پیامبری]] [[رسول خدا]]) می‌خواهی؟ او گفت: این [[ابر]]، ابری گذرا بود".
*همچنین [[ابن اسحاق]] خبر دیگری را در [[تأیید]] خبر اول بازگو می‌کند. او می‌گوید: [[عاصم بن عمر بن قتاده]] برای من [[روایت]] کرد که به [[محمود بن لبید]] گفتم: آیا [[مردم]]، [[منافقان]] روزگار خود را می‌شناختند؟ محمود گفت:"آری، به [[خدا]] [[سوگند]] بسیاری از [[مردم]]، [[نفاق]] [[برادر]] و [[پدر]] و عمو و [[عشیره]] خویش را می‌دانستند؛ ولی آن را پنهان می‌کردند و یکی از [[خویشاوندان]] برایم گفت: هنگامی که در [[راه]] [[تبوک]]، [[مسلمانان]] از جهت آب در تنگنا قرار گرفتند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد تا [[خداوند]] ابری را فرستاد که [[مردم]] [[سیراب]] شدند. ما پیش یکی از کسانی که نفاقش آشکار بود و همیشه در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت می‌کرد، رفته و گفتیم: وای بر تو! آیا پس از این [[معجزه]] [[دلیل]] دیگری (برای [[پیامبری]] [[رسول خدا]]) می‌خواهی؟ او گفت: این [[ابر]]، ابری گذرا بود".
*نکته مهم آنکه گفتن واژه [[منافق]] درباره برخی [[صحابه]] از واژه‌هایی است که گفتن آن نارواست و برخی [[مردم]] را ناراحت می‌کند؛ با این حال ابن هشام آن واژه را حذف نکرده است؛ از این رو مسلم روایتی را گفته است که این واژه در آن [[روایت]] نباشد!<ref>موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۳۶-۳۸.</ref>.
*نکته مهم آنکه گفتن واژه [[منافق]] درباره برخی [[صحابه]] از واژه‌هایی است که گفتن آن نارواست و برخی [[مردم]] را ناراحت می‌کند؛ با این حال ابن هشام آن واژه را حذف نکرده است؛ از این رو مسلم روایتی را گفته است که این واژه در آن [[روایت]] نباشد!<ref>موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۳۶-۳۸.</ref>.
*نتیجه آنکه، در روزگار [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[اصحاب]] دارای [[عقاید]] و [[رفتار]] [[الهی]] مطابق [[اسلام]] نبودند از این رو [[پروردگار]] و [[پیامبر]] نیز آنان را [[سرزنش]] و [[صحابه]] [[راستین]] نیز از [[صحابه]] دروغین [[کناره‌گیری]] می‌کردند. ولی افرادی چون [[ابوزرعه]] گزارش آن رویدادها را موجب خدشه‌دار شدن [[دین]] و [[نقص]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌دانند!!! و گزارشگران این رویدادها را [[زندیق]] و خارج از [[دین]] می‌پندارند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸-۲۱.</ref>
*نتیجه آنکه، در روزگار [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[اصحاب]] دارای [[عقاید]] و [[رفتار]] [[الهی]] مطابق [[اسلام]] نبودند از این رو [[پروردگار]] و [[پیامبر]] نیز آنان را [[سرزنش]] و [[صحابه]] [[راستین]] نیز از [[صحابه]] دروغین [[کناره‌گیری]] می‌کردند. ولی افرادی چون [[ابوزرعه]] گزارش آن رویدادها را موجب خدشه‌دار شدن [[دین]] و [[نقص]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌دانند!!! و گزارشگران این رویدادها را [[زندیق]] و خارج از [[دین]] می‌پندارند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸-۲۱.</ref>
خط ۷۹: خط ۷۹:
*در [[روایات]] و [[دعاها]] [[اصحاب]] [[مؤمن]] و باوفای [[پیامبر]]{{صل}} به خوبی [[ستایش]] شده و بر آنان [[درود]] و [[سلام]] فرستاده می‌شود که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌کنیم.
*در [[روایات]] و [[دعاها]] [[اصحاب]] [[مؤمن]] و باوفای [[پیامبر]]{{صل}} به خوبی [[ستایش]] شده و بر آنان [[درود]] و [[سلام]] فرستاده می‌شود که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌کنیم.
*۱. در دعای روز سه‌شنبه چنین می‌خوانیم: "خدایا! بر [[محمد]]{{صل}} [[خاتم پیامبران]] و تمام‌کننده شماره [[رسولان]] و بر [[خاندان]] [[پاک]] او و بر [[اصحاب]] و [[یاران]] نجیب او [[درود]] فرست"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ}}؛ کلیات مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص۴۳.</ref>.
*۱. در دعای روز سه‌شنبه چنین می‌خوانیم: "خدایا! بر [[محمد]]{{صل}} [[خاتم پیامبران]] و تمام‌کننده شماره [[رسولان]] و بر [[خاندان]] [[پاک]] او و بر [[اصحاب]] و [[یاران]] نجیب او [[درود]] فرست"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ}}؛ کلیات مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص۴۳.</ref>.
*۲. [[امام سجاد]] در [[دعای چهارم]] [[صحیفه سجادیه]] پس از [[دعا]] و [[طلب]] [[رحمت]] برای [[پیامبران الهی]] و پیروانشان که به [[راستی و درستی]] آنان [[اقرار]] کرده و در پیشگاه [[خداوند]] پیشانی [[عبادت]] بر [[خاک]] نهاده‌اند، می‌فرماید: "بار خدایا [[پیروان]] [[پیغمبران]] و [[ایمان]] آورندگان به ایشان از [[اهل]] [[زمین]] که از روی [[غیب]] و [[پنهانی]] (در [[دل]]) [[ایمان]] آوردند (نه به زبان تنها مانند [[منافقین]] و [[مردم]] دو رو، و اینکه [[اهل]] [[زمین]] را اختصاص داده در صورتی که [[اهل آسمان]] نیز [[ایمان]] آورده‌اند، برای آن است که پیش از این درباره آنها [[دعا]] فرموده است) در آن هنگام که [[دشمنان]] به [[تکذیب]] و [[دروغ]] پنداشتن ایشان معارضه نموده، رو برو شدند، و آن هنگام که ([[ایمان]] آورندگان) به سبب حقائق [[ایمان]] به [[پیغمبران]] علاقه‌مند بودند. در هر روزگار و زمانی که در آن [[پیغمبری]] فرستادی و برای [[اهل]] آن [[دلیل]] و [[راهنمائی]] گماشتی؛ از زمان [[آدم]] تا [[محمّد]] از [[پیشوایان]] [[هدایت]] و [[رستگاری]] و جلوداران [[اهل]] [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]]، که بر همه آنها [[سلام]] و [[درود]] باد، آنان را از خود به [[آمرزش]] و خوشنودی یاد فرما (تخصیص ده). بار خدایا و به خصوص [[اصحاب]] و [[یاران]] [[محمّد]]؛ آنان که همراه بودن (با آن [[حضرت]]) را [[نیکو]] به پایان بردند، و آنان که برای [[یاری]] او در [[جنگ]]، [[شجاعت]] و [[دلاوری]] برجسته‌ای [[آشکار]] ساختند، و او را [[یاری]] کردند، و به [[ایمان آوردن]] به او شتافتند. و به ([[پذیرفتن]]) دعوتش (از دیگران) پیشی گرفتند، و [[دعوت]] او را آن هنگام که [[برهان]] [[رسالت‌ها]] (پیغام‌ها)ی خود را به گوش‌شان رساند، پذیرفتند و در [[راه]] [[آشکار]] ساختن [[دعوت]] او (به [[راه]] [[حقّ]]) از [[زنان]] و [[فرزندان]] دوری نمودند، و در [[استوار]] کردن [[پیغمبری]] او با [[پدران]] و [[فرزندان]] (خودشان) جنگیدند، و به واسطه وجود (با [[برکت]]) آن [[حضرت]] [[پیروز]] گردیدند. و آنان که [[محبّت]] و [[دوستی]] آن بزرگوار را در [[دل]] داشتند، و در دوستی‌اش [[تجارت]] و بازرگانی ([[سعادت]] و نیکبختی) را [[آرزو]] داشتند که هرگز [[کسادی]] در آن [[راه]] نمی‌یابد. و آنان که چون به عروه و دسته آن [[حضرت]] خود را آویختند (پیرو [[دین]] او گشتند) قبیله‌ها(شان) از آنها دوری گزیدند، و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند (فرمانبر او گردیدند) [[خویشان]] با آنان خود را [[بیگانه]] پنداشتند. پس خدایا! آنچه را که برای تو و در [[راه]] تو از [[دست]] داده‌اند، برای ایشان فراموش مکن ([[جزا]] و [[پاداش]] بسیار به آنان عطا فرما) و برای آنکه [[مردم]] را بر ([[دین]]) تو گرد آوردند، و برای (رضای) تو با پیغمبرت (همراه بوده) دعوت‌کنندگان به سوی تو بودند و ایشان را از خوشنودی ([[رحمت]]) خود خوشنود ساز. و ایشان را در برابر آنکه در [[راه]] تو از [[شهرها]] و [[خویشاوندان]] دوری گزیده از [[زندگی]] فراخ به تنگی و [[سختی]] رو آوردند (تا اینکه [[دین]] تو را گوشزد جهانیان نمودند) [[جزا]] و [[پاداش]] ده، و (نیز) [[جزا]] ده آنها را که در ارجمند ساختن [[دین]] خود [[مظلوم]] و [[ستم]] رسیده‌شان را فراوان گردانیدی. بار خدایا! [[بهترین]] [[پاداش]] خود را به [[تابعین]] و [[پیروان]] ایشان ([[پیروان]] صحابة [[پیغمبر]] از [[مهاجرین]] و [[انصار]]) که [[نیکو]] کردارند، برسان؛ آنان‌که میگویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] ([[ایمانی]]) ما را که به [[ایمان]] بر ما پیشی گرفتند بیامرز. آن [[تابعین]] و پیروانی که طریقة ایشان ([[صحابه]]) را قصد کردند و به آنجا که آنان رو آوردند، رو نمودند، و بر روش آنها [[رفتار]] کردند (در عقاند و گفتار و [[کردار]] پیرو آنها بودند) آنان را در بینائی ([[عقائد]] و [[ایمان]]) شان شکی بر نگردانید، و در [[پیروی]] آثار و [[اقتدا]] به نشانه‌های [[هدایت]] و [[رستگاری]] [[صحابه]] دو دلی آنها را نگران نساخت؛ در حالی‌که یاری‌کننده و کمک دهنده ایشانند (به اینکه) [[دین]] آنان را پیروانند و به [[راه]] آنها میروند و با ایشان [[یگانگی]] دارند و در بین‌شان [[اختلاف]] نیست (که یکی درباره [[صحابه]] گفتاری بگوید و دیگری خلاف آن را بیان نماید) و در آنچه ([[اخبار]] و احکامی را) که [[صحابه]] (از [[پیغمبر]] شنیده) و به آنها رسانده‌اند، [[تهمت]] به ایشان نمی‌زنند (در [[راستی]] بیان آنها [[شکّ]] نمی‌نمایند). بار خدایا! از امروز ما تا [[روز قیامت]] بر [[تابعین]] و [[زنان]] و فرزندان‌شان و بر هر کدام از ایشان که تو را [[اطاعت]] نموده، [[درود]] فرست؛ چنان درودی که به سبب آن ایشان را از [[نافرمانی]] خویش نگهداری، و در باغ‌های [[بهشت]] خود برای آنها فراخی دهی، و آنان را از [[مکر]] [[شیطان]] باز داری. و بر هر کار [[نیکی]] که از تو کمک خواستند آنها را [[یاری]] فرمائی، و آنان را از پیشامدهای [[شب]] و روز جز پیشامدی که [[نیکی]] در آن باشد، [[حفظ]] نمائی و چنان درودی که به سبب آن ایشان را بر [[اعتقاد]] به [[امید]] نیکوی به تو و [[طمع]] و [[آز]] در آنچه نزد تو است، (روزی که برای آنها مقدر ساخته‌ای) و بر [[تهمت]] نزدن در آنچه ([[فراوانی نعمت]]) که در دسترس [[بندگان]] است (نگویند چنین قسمت بر خلاف [[عدل]] است) برانگیزی تا آنان را خواهان به سوی ([[عبادت]] و [[بندگی]]) خود و [[ترس]] از ([[کیفر]]) خویش (بر اثر [[تقصیر]] در [[طاعات]]) باز گردانی، و در فراخی [[زندگی دنیا]] بی‌رغبت و پارساشان نمائید (به آن چشم ندوخته باشند که از [[بندگی]] تو باز مانند) و عمل برای [[آخرت]] ([[خدمت]] به [[خلق]]) و [[آمادگی]] برای پس از [[مرگ]] ([[توبه از گناه]] و [[بندگی]]) را [[محبوب]] آنها گردانی. و هر اندوهی را که روز بیرون شدن [[جان‌ها]] از تن‌ها روی میدهد، بر آنها آسان کنی و از آنچه را که آزمایش‌های ترسناک (بسیار سخت) به میان میآورد و از [[سختی]] [[آتش]] ([[دوزخ]]) و همیشه و جاوید ماندن در آن رهائی‌شان بخشی و (چنان درودی که به سبب آن) ایشان را به [[جایگاه]] آسودگی ([[بهشت]]) که آسایشگاه [[پرهیزکاران]] است، روانه گردانی<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَ أَتْبَاعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالْغَيْبِ عِنْدَ مُعَارَضَةِ الْمُعَانِدِينَ لَهُمْ بِالتَّكْذِيبِ وَ الِاشْتِيَاقِ إِلَى الْمُرْسَلِينَ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ، فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى مُحَمَّدٍ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى، وَ قَادَةِ أَهْلِ التُّقَى، عَلَى جَمِيعِهِمُ السَّلَامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوَانٍ، اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِي نَصْرِهِ، وَ كَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَى وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَى دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَيْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ، وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِي إِظْهَارِ كَلِمَتِهِ، وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِي تَثْبِيتِ نُبُوَّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. وَ مَنْ كَانُوا مُنْطَوِينَ عَلَى مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فِي مَوَدَّتِهِ. وَ الَّذِينَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَ انْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَرَابَاتُ إِذْ سَكَنُوا فِي ظِلِّ قَرَابَتِهِ. فَلَا تَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ مَا تَرَكُوا لَكَ وَ فِيكَ، وَ أَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوَانِكَ، وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَيْكَ، وَ كَانُوا مَعَ رَسُولِكَ دُعَاةً لَكَ إِلَيْكَ. وَ اشْكُرْهُمْ عَلَى هَجْرِهِمْ فِيكَ دِيَارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ الْمَعَاشِ إِلَى ضِيقِهِ، وَ مَنْ كَثَّرْتَ فِي إِعْزَازِ دِينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ. اللَّهُمَّ وَ أَوْصِلْ إِلَى التَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، الَّذِينَ يَقُولُونَ: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ خَيْرَ جَزَائِكَ. الَّذِينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَرَّوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلَى شَاكِلَتِهِمْ. لَمْ يَثْنِهِمْ رَيْبٌ فِي بَصِيرَتِهِمْ، وَ لَمْ يَخْتَلِجْهُمْ شَكٌّ فِي قَفْوِ آثَارِهِمْ، وَ الِائْتِمَامِ بِهِدَايَةِ مَنَارِهِمْ. مُكَانِفِينَ وَ مُوَازِرِينَ لَهُمْ، يَدِينُونَ بِدِينِهِمْ، وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ، يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ، وَ لَا يَتَّهِمُونَهُمْ فِيمَا أَدَّوْا إِلَيْهِمْ؛ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى التَّابِعِينَ مِنْ يَوْمِنَا هَذَا إِلَى يَوْمِ الدِّينِ وَ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ عَلَى مَنْ أَطَاعَكَ مِنْهُمْ. صَلَاةً تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فِي رِيَاضِ جَنَّتِكَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ كَيْدِ الشَّيْطَانِ، وَ تُعِينُهُمْ بِهَا عَلَى مَا اسْتَعَانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقِيهِمْ طَوَارِقَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ. وَ تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَى اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَكَ، وَ الطَّمَعِ فِيمَا عِنْدَكَ وَ تَرْكِ التُّهَمَةِ فِيمَا تَحْوِيهِ أَيْدِي الْعِبَادِ؛ لِتَرُدَّهُمْ إِلَى الرَّغْبَةِ إِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ فِي سَعَةِ الْعَاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ إِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْآجِلِ، وَ الِاسْتِعْدَادَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ؛ وَ تُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحِلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا؛ وَ تُعَافِيَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ كَبَّةِ النَّارِ وَ طُولِ الْخُلُودِ فِيهَا؛ وَ تُصَيِّرَهُمْ إِلَى أَمْنٍ مِنْ مَقِيلِ الْمُتَّقِينَ}}؛ صحیفه سجادیه، ترجمه و شرح: فیض الاسلام؛ ص۶۴ – ۵۹.</ref>.
*۲. [[امام سجاد]] در [[دعای چهارم]] [[صحیفه سجادیه]] پس از [[دعا]] و [[طلب]] [[رحمت]] برای [[پیامبران الهی]] و پیروانشان که به [[راستی و درستی]] آنان [[اقرار]] کرده و در پیشگاه [[خداوند]] پیشانی [[عبادت]] بر [[خاک]] نهاده‌اند، می‌فرماید: "بار خدایا [[پیروان]] [[پیغمبران]] و [[ایمان]] آورندگان به ایشان از [[اهل]] [[زمین]] که از روی [[غیب]] و [[پنهانی]] (در [[دل]]) [[ایمان]] آوردند (نه به زبان تنها مانند [[منافقین]] و [[مردم]] دو رو، و اینکه [[اهل]] [[زمین]] را اختصاص داده در صورتی که [[اهل آسمان]] نیز [[ایمان]] آورده‌اند، برای آن است که پیش از این درباره آنها [[دعا]] فرموده است) در آن هنگام که [[دشمنان]] به [[تکذیب]] و [[دروغ]] پنداشتن ایشان معارضه نموده، رو برو شدند، و آن هنگام که ([[ایمان]] آورندگان) به سبب حقائق [[ایمان]] به [[پیغمبران]] علاقه‌مند بودند. در هر روزگار و زمانی که در آن [[پیغمبری]] فرستادی و برای [[اهل]] آن [[دلیل]] و [[راهنمائی]] گماشتی؛ از زمان [[آدم]] تا [[محمّد]] از [[پیشوایان]] [[هدایت]] و [[رستگاری]] و جلوداران [[اهل]] [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]]، که بر همه آنها [[سلام]] و [[درود]] باد، آنان را از خود به [[آمرزش]] و خوشنودی یاد فرما (تخصیص ده). بار خدایا و به خصوص [[اصحاب]] و [[یاران]] [[محمّد]]؛ آنان که همراه بودن (با آن [[حضرت]]) را [[نیکو]] به پایان بردند، و آنان که برای [[یاری]] او در [[جنگ]]، [[شجاعت]] و [[دلاوری]] برجسته‌ای آشکار ساختند، و او را [[یاری]] کردند، و به [[ایمان آوردن]] به او شتافتند. و به ([[پذیرفتن]]) دعوتش (از دیگران) پیشی گرفتند، و [[دعوت]] او را آن هنگام که [[برهان]] [[رسالت‌ها]] (پیغام‌ها)ی خود را به گوش‌شان رساند، پذیرفتند و در [[راه]] آشکار ساختن [[دعوت]] او (به [[راه]] [[حقّ]]) از [[زنان]] و [[فرزندان]] دوری نمودند، و در [[استوار]] کردن [[پیغمبری]] او با [[پدران]] و [[فرزندان]] (خودشان) جنگیدند، و به واسطه وجود (با [[برکت]]) آن [[حضرت]] [[پیروز]] گردیدند. و آنان که [[محبّت]] و [[دوستی]] آن بزرگوار را در [[دل]] داشتند، و در دوستی‌اش [[تجارت]] و بازرگانی ([[سعادت]] و نیکبختی) را [[آرزو]] داشتند که هرگز [[کسادی]] در آن [[راه]] نمی‌یابد. و آنان که چون به عروه و دسته آن [[حضرت]] خود را آویختند (پیرو [[دین]] او گشتند) قبیله‌ها(شان) از آنها دوری گزیدند، و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند (فرمانبر او گردیدند) [[خویشان]] با آنان خود را [[بیگانه]] پنداشتند. پس خدایا! آنچه را که برای تو و در [[راه]] تو از [[دست]] داده‌اند، برای ایشان فراموش مکن ([[جزا]] و [[پاداش]] بسیار به آنان عطا فرما) و برای آنکه [[مردم]] را بر ([[دین]]) تو گرد آوردند، و برای (رضای) تو با پیغمبرت (همراه بوده) دعوت‌کنندگان به سوی تو بودند و ایشان را از خوشنودی ([[رحمت]]) خود خوشنود ساز. و ایشان را در برابر آنکه در [[راه]] تو از [[شهرها]] و [[خویشاوندان]] دوری گزیده از [[زندگی]] فراخ به تنگی و [[سختی]] رو آوردند (تا اینکه [[دین]] تو را گوشزد جهانیان نمودند) [[جزا]] و [[پاداش]] ده، و (نیز) [[جزا]] ده آنها را که در ارجمند ساختن [[دین]] خود [[مظلوم]] و [[ستم]] رسیده‌شان را فراوان گردانیدی. بار خدایا! [[بهترین]] [[پاداش]] خود را به [[تابعین]] و [[پیروان]] ایشان ([[پیروان]] صحابة [[پیغمبر]] از [[مهاجرین]] و [[انصار]]) که [[نیکو]] کردارند، برسان؛ آنان‌که میگویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] ([[ایمانی]]) ما را که به [[ایمان]] بر ما پیشی گرفتند بیامرز. آن [[تابعین]] و پیروانی که طریقة ایشان ([[صحابه]]) را قصد کردند و به آنجا که آنان رو آوردند، رو نمودند، و بر روش آنها [[رفتار]] کردند (در عقاند و گفتار و [[کردار]] پیرو آنها بودند) آنان را در بینائی ([[عقائد]] و [[ایمان]]) شان شکی بر نگردانید، و در [[پیروی]] آثار و [[اقتدا]] به نشانه‌های [[هدایت]] و [[رستگاری]] [[صحابه]] دو دلی آنها را نگران نساخت؛ در حالی‌که یاری‌کننده و کمک دهنده ایشانند (به اینکه) [[دین]] آنان را پیروانند و به [[راه]] آنها میروند و با ایشان [[یگانگی]] دارند و در بین‌شان [[اختلاف]] نیست (که یکی درباره [[صحابه]] گفتاری بگوید و دیگری خلاف آن را بیان نماید) و در آنچه ([[اخبار]] و احکامی را) که [[صحابه]] (از [[پیغمبر]] شنیده) و به آنها رسانده‌اند، [[تهمت]] به ایشان نمی‌زنند (در [[راستی]] بیان آنها [[شکّ]] نمی‌نمایند). بار خدایا! از امروز ما تا [[روز قیامت]] بر [[تابعین]] و [[زنان]] و فرزندان‌شان و بر هر کدام از ایشان که تو را [[اطاعت]] نموده، [[درود]] فرست؛ چنان درودی که به سبب آن ایشان را از [[نافرمانی]] خویش نگهداری، و در باغ‌های [[بهشت]] خود برای آنها فراخی دهی، و آنان را از [[مکر]] [[شیطان]] باز داری. و بر هر کار [[نیکی]] که از تو کمک خواستند آنها را [[یاری]] فرمائی، و آنان را از پیشامدهای [[شب]] و روز جز پیشامدی که [[نیکی]] در آن باشد، [[حفظ]] نمائی و چنان درودی که به سبب آن ایشان را بر [[اعتقاد]] به [[امید]] نیکوی به تو و [[طمع]] و [[آز]] در آنچه نزد تو است، (روزی که برای آنها مقدر ساخته‌ای) و بر [[تهمت]] نزدن در آنچه ([[فراوانی نعمت]]) که در دسترس [[بندگان]] است (نگویند چنین قسمت بر خلاف [[عدل]] است) برانگیزی تا آنان را خواهان به سوی ([[عبادت]] و [[بندگی]]) خود و [[ترس]] از ([[کیفر]]) خویش (بر اثر [[تقصیر]] در [[طاعات]]) باز گردانی، و در فراخی [[زندگی دنیا]] بی‌رغبت و پارساشان نمائید (به آن چشم ندوخته باشند که از [[بندگی]] تو باز مانند) و عمل برای [[آخرت]] ([[خدمت]] به [[خلق]]) و [[آمادگی]] برای پس از [[مرگ]] ([[توبه از گناه]] و [[بندگی]]) را [[محبوب]] آنها گردانی. و هر اندوهی را که روز بیرون شدن [[جان‌ها]] از تن‌ها روی میدهد، بر آنها آسان کنی و از آنچه را که آزمایش‌های ترسناک (بسیار سخت) به میان میآورد و از [[سختی]] [[آتش]] ([[دوزخ]]) و همیشه و جاوید ماندن در آن رهائی‌شان بخشی و (چنان درودی که به سبب آن) ایشان را به [[جایگاه]] آسودگی ([[بهشت]]) که آسایشگاه [[پرهیزکاران]] است، روانه گردانی<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَ أَتْبَاعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالْغَيْبِ عِنْدَ مُعَارَضَةِ الْمُعَانِدِينَ لَهُمْ بِالتَّكْذِيبِ وَ الِاشْتِيَاقِ إِلَى الْمُرْسَلِينَ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ، فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى مُحَمَّدٍ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى، وَ قَادَةِ أَهْلِ التُّقَى، عَلَى جَمِيعِهِمُ السَّلَامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوَانٍ، اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِي نَصْرِهِ، وَ كَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَى وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَى دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَيْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ، وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِي إِظْهَارِ كَلِمَتِهِ، وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِي تَثْبِيتِ نُبُوَّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. وَ مَنْ كَانُوا مُنْطَوِينَ عَلَى مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فِي مَوَدَّتِهِ. وَ الَّذِينَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَ انْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَرَابَاتُ إِذْ سَكَنُوا فِي ظِلِّ قَرَابَتِهِ. فَلَا تَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ مَا تَرَكُوا لَكَ وَ فِيكَ، وَ أَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوَانِكَ، وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَيْكَ، وَ كَانُوا مَعَ رَسُولِكَ دُعَاةً لَكَ إِلَيْكَ. وَ اشْكُرْهُمْ عَلَى هَجْرِهِمْ فِيكَ دِيَارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ الْمَعَاشِ إِلَى ضِيقِهِ، وَ مَنْ كَثَّرْتَ فِي إِعْزَازِ دِينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ. اللَّهُمَّ وَ أَوْصِلْ إِلَى التَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، الَّذِينَ يَقُولُونَ: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ خَيْرَ جَزَائِكَ. الَّذِينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَرَّوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلَى شَاكِلَتِهِمْ. لَمْ يَثْنِهِمْ رَيْبٌ فِي بَصِيرَتِهِمْ، وَ لَمْ يَخْتَلِجْهُمْ شَكٌّ فِي قَفْوِ آثَارِهِمْ، وَ الِائْتِمَامِ بِهِدَايَةِ مَنَارِهِمْ. مُكَانِفِينَ وَ مُوَازِرِينَ لَهُمْ، يَدِينُونَ بِدِينِهِمْ، وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ، يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ، وَ لَا يَتَّهِمُونَهُمْ فِيمَا أَدَّوْا إِلَيْهِمْ؛ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى التَّابِعِينَ مِنْ يَوْمِنَا هَذَا إِلَى يَوْمِ الدِّينِ وَ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ عَلَى مَنْ أَطَاعَكَ مِنْهُمْ. صَلَاةً تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فِي رِيَاضِ جَنَّتِكَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ كَيْدِ الشَّيْطَانِ، وَ تُعِينُهُمْ بِهَا عَلَى مَا اسْتَعَانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقِيهِمْ طَوَارِقَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ. وَ تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَى اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَكَ، وَ الطَّمَعِ فِيمَا عِنْدَكَ وَ تَرْكِ التُّهَمَةِ فِيمَا تَحْوِيهِ أَيْدِي الْعِبَادِ؛ لِتَرُدَّهُمْ إِلَى الرَّغْبَةِ إِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ فِي سَعَةِ الْعَاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ إِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْآجِلِ، وَ الِاسْتِعْدَادَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ؛ وَ تُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحِلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا؛ وَ تُعَافِيَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ كَبَّةِ النَّارِ وَ طُولِ الْخُلُودِ فِيهَا؛ وَ تُصَيِّرَهُمْ إِلَى أَمْنٍ مِنْ مَقِيلِ الْمُتَّقِينَ}}؛ صحیفه سجادیه، ترجمه و شرح: فیض الاسلام؛ ص۶۴ – ۵۹.</ref>.
*۳. با توجه به [[سخنان امام علی]]{{ع}} دانسته می‌شود که ایشان نیز این نظریه را نپذیرفته‌اند (چنانکه دیگر [[صحابه]] نیز بر این [[باور]] بودند). همچنین ایشان در [[خطبه ۱۵۰]] نیز می‌فرمایند: "روزگار آنان به طول انجامید، تا [[رسوایی]] آنها به نهایت رسید و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند. و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در [[فتنه‌ها]] آسودند و گروهی [[دست]] به حمله و [[پیکار]] با فسادگران زدند و با [[شکیبایی]] که داشتند بر [[خدا]] منّت ننهادند، و [[جان]] دادن در [[راه خدا]] را بزرگ نشمردند، تا آنجا که [[اراده الهی]] به پایان [یافتن] روزگار [[جاهلیت]] موافق شد، شمشیرها در [[راه خدا]] کشیدند و بینش‌های خود را بر [[شمشیر]] نشاندند و [[طاعت]] [[پروردگار]] خود را پذیرفتند، و [[فرمان]] [[پنددهنده]] خود را شنیدند و در [[پیروزی]] و سربلندی زیستند، تا آنکه [[خدا]]، پیامبرش را نزد خود برد. (افسوس) که گروهی به گذشته [[جاهلی]] خود بازگشتند و با پیمودن راه‌های گوناگون به [[گمراهی]] رسیدند و به [[دوستان]] [[گمراه]] خود پیوستند و از [[دوستی]] با [[مؤمنان]] بریدند که به آن امر شده بودند و بنیان [[اسلامی]] را [[تغییر]] داده، در جای دیگری [بنیانی را] بنا نهادند. آنان کانون هر [[خطا]] و [[گناه]] و [[پناهگاه]] هر فتنه‌جو شدند. که سرانجام در [[سرگردانی]] فرو رفته و در [[غفلت]] و مستی به روش و [[آیین]] [[فرعونیان]] درآمدند، یا از همه بریدند و [[دل]] به [[دنیا]] بستند و یا پیوند خود را با [[دین]] گسستند"<ref>{{متن حدیث|وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ{{صل}} رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ}}؛ نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی.</ref>.
*۳. با توجه به [[سخنان امام علی]]{{ع}} دانسته می‌شود که ایشان نیز این نظریه را نپذیرفته‌اند (چنانکه دیگر [[صحابه]] نیز بر این [[باور]] بودند). همچنین ایشان در [[خطبه ۱۵۰]] نیز می‌فرمایند: "روزگار آنان به طول انجامید، تا [[رسوایی]] آنها به نهایت رسید و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند. و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در [[فتنه‌ها]] آسودند و گروهی [[دست]] به حمله و [[پیکار]] با فسادگران زدند و با [[شکیبایی]] که داشتند بر [[خدا]] منّت ننهادند، و [[جان]] دادن در [[راه خدا]] را بزرگ نشمردند، تا آنجا که [[اراده الهی]] به پایان [یافتن] روزگار [[جاهلیت]] موافق شد، شمشیرها در [[راه خدا]] کشیدند و بینش‌های خود را بر [[شمشیر]] نشاندند و [[طاعت]] [[پروردگار]] خود را پذیرفتند، و [[فرمان]] [[پنددهنده]] خود را شنیدند و در [[پیروزی]] و سربلندی زیستند، تا آنکه [[خدا]]، پیامبرش را نزد خود برد. (افسوس) که گروهی به گذشته [[جاهلی]] خود بازگشتند و با پیمودن راه‌های گوناگون به [[گمراهی]] رسیدند و به [[دوستان]] [[گمراه]] خود پیوستند و از [[دوستی]] با [[مؤمنان]] بریدند که به آن امر شده بودند و بنیان [[اسلامی]] را [[تغییر]] داده، در جای دیگری [بنیانی را] بنا نهادند. آنان کانون هر [[خطا]] و [[گناه]] و [[پناهگاه]] هر فتنه‌جو شدند. که سرانجام در [[سرگردانی]] فرو رفته و در [[غفلت]] و مستی به روش و [[آیین]] [[فرعونیان]] درآمدند، یا از همه بریدند و [[دل]] به [[دنیا]] بستند و یا پیوند خود را با [[دین]] گسستند"<ref>{{متن حدیث|وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ{{صل}} رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ}}؛ نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی.</ref>.
*[[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] دیگری به [[مردم کوفه]] می‌فرماید: "ای [[مردم]]! به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام برمی‌دارند، بروید و قدم جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از [[راه هدایت]] بیرون نمی‌برند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمی‌گردانند. اگر [[سکوت]] کردند، [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند، [[قیام]] کنید. از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] می‌شوید، و از آنان عقب نمانید که نابود می‌گردید. من [[اصحاب]] [[محمد]]{{صل}} را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی‌نگرم؛ آنها صبح می‌کردند در حالی که موهایی ژولیده و چهره‌های غبار [[آلوده]] داشتند؛ [[شب]] را تا صبح در حال [[سجده]] و [[قیام]] به [[عبادت]] می‌گذراندند، و پیشانی و گونه‌های صورت را در پیشگاه [[خدا]] بر [[خاک]] می‌ساییدند. با یاد [[معاد]] چنان ناآرام بودند گویا بر روی [[آتش]] ایستاده‌اند. بر پیشانی آنها از [[سجده‌های طولانی]] پینه بسته بود، و اگر [[نام خدا]] برده می‌شد، چنان می‌گریستند که گریبان‌های آنها‌تر می‌شد. و چون درخت در روز تندباد میلرزیدند؛ از [[کیفری]] که از آن [[بیم]] داشتند، یا برای پاداشی که به آن [[امیدوار]] بودند<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ‏}}؛ نهج‌البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه ۹۷ (با اندکی تصرف).</ref>.
*[[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] دیگری به [[مردم کوفه]] می‌فرماید: "ای [[مردم]]! به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام برمی‌دارند، بروید و قدم جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از [[راه هدایت]] بیرون نمی‌برند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمی‌گردانند. اگر [[سکوت]] کردند، [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند، [[قیام]] کنید. از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] می‌شوید، و از آنان عقب نمانید که نابود می‌گردید. من [[اصحاب]] [[محمد]]{{صل}} را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی‌نگرم؛ آنها صبح می‌کردند در حالی که موهایی ژولیده و چهره‌های غبار [[آلوده]] داشتند؛ [[شب]] را تا صبح در حال [[سجده]] و [[قیام]] به [[عبادت]] می‌گذراندند، و پیشانی و گونه‌های صورت را در پیشگاه [[خدا]] بر [[خاک]] می‌ساییدند. با یاد [[معاد]] چنان ناآرام بودند گویا بر روی [[آتش]] ایستاده‌اند. بر پیشانی آنها از [[سجده‌های طولانی]] پینه بسته بود، و اگر [[نام خدا]] برده می‌شد، چنان می‌گریستند که گریبان‌های آنها‌تر می‌شد. و چون درخت در روز تندباد میلرزیدند؛ از [[کیفری]] که از آن [[بیم]] داشتند، یا برای پاداشی که به آن [[امیدوار]] بودند<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ‏}}؛ نهج‌البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه ۹۷ (با اندکی تصرف).</ref>.
خط ۸۹: خط ۸۹:
*۶. [[امیرمؤمنان]] فرمود: "به شما درباره [[صحابه]] پیامبرتان سفارش می‌کنم که به آنان [[دشنام]] ندهید؛ صحابه‌ای که پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[بدعت]] پدید نیاوردند و بدعت‌گرایان را [[پناه]] ندادند؛ زیرا [[رسول خدا]] درباره آنان سفارش فرموده است"<ref>{{متن حدیث|أُوصِيكُمْ بِأَصْحَابِ نَبِيِّكُمْ لَا تَسُبُّوهُمْ وَ هُمُ الَّذِينَ لَمْ يُحْدِثُوا بَعْدَهُ حَدَثاً وَ لَمْ يُؤْوُوا مُحْدِثاً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَوْصَى بِهِمْ}}؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۵، ح۴.</ref>.
*۶. [[امیرمؤمنان]] فرمود: "به شما درباره [[صحابه]] پیامبرتان سفارش می‌کنم که به آنان [[دشنام]] ندهید؛ صحابه‌ای که پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[بدعت]] پدید نیاوردند و بدعت‌گرایان را [[پناه]] ندادند؛ زیرا [[رسول خدا]] درباره آنان سفارش فرموده است"<ref>{{متن حدیث|أُوصِيكُمْ بِأَصْحَابِ نَبِيِّكُمْ لَا تَسُبُّوهُمْ وَ هُمُ الَّذِينَ لَمْ يُحْدِثُوا بَعْدَهُ حَدَثاً وَ لَمْ يُؤْوُوا مُحْدِثاً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَوْصَى بِهِمْ}}؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۵، ح۴.</ref>.
*این [[حدیث]] نشان میدهد که گروهی از [[صحابه]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} گرفتار [[بدعت‌ها]] شدند؛ در نتیجه، سفارش [[پیامبر]] این افراد را در بر نمی‌گیرد.
*این [[حدیث]] نشان میدهد که گروهی از [[صحابه]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} گرفتار [[بدعت‌ها]] شدند؛ در نتیجه، سفارش [[پیامبر]] این افراد را در بر نمی‌گیرد.
*٧. [[ابی عبدالرحمن جهنی]] [[روایت]] کرده است که ما در نزد [[رسول خدا]]{{صل}} بودیم که دو سوار [[آشکار]] شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} آنان را دید، فرمود: "هر دو از [[قبیله]] کندیِ مُذحجی هستند". جلوتر که آمدند، دیدیم همان گونه‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده‌اند پس یکی از آنان نزدیک آمد تا [[بیعت]] کند پس از آنکه [[رسول خدا]] [[دست]] او را گرفت تا [[بیعت]] کند، آن مرد پرسید: ای [[رسول خدا]]! [[پاداش]] کسی که تو را ببیند، سپس [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند، چیست؟ [[پیامبر]] فرمود: "خوشا به حال او". سپس [[حضرت]] [[دست]] روی [[دست]] او کشید و وی بازگشت. آن‌گاه دیگری آمد. پس از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} [[دست]] او را برای [[بیعت]] گرفت، آن مرد پرسید: [[پاداش]] کسی که به تو [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند ولی تو را نبیند، چیست؟ [[پیامبر]] دوباره فرمود: "خوشا به حال او؛ خوشا به حال او". آن‌گاه [[پیامبر]] [[دست]] خودش را روی [[دست]] او کشید و او بازگشت<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۶، ح۶.</ref>.
*٧. [[ابی عبدالرحمن جهنی]] [[روایت]] کرده است که ما در نزد [[رسول خدا]]{{صل}} بودیم که دو سوار آشکار شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} آنان را دید، فرمود: "هر دو از [[قبیله]] کندیِ مُذحجی هستند". جلوتر که آمدند، دیدیم همان گونه‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده‌اند پس یکی از آنان نزدیک آمد تا [[بیعت]] کند پس از آنکه [[رسول خدا]] [[دست]] او را گرفت تا [[بیعت]] کند، آن مرد پرسید: ای [[رسول خدا]]! [[پاداش]] کسی که تو را ببیند، سپس [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند، چیست؟ [[پیامبر]] فرمود: "خوشا به حال او". سپس [[حضرت]] [[دست]] روی [[دست]] او کشید و وی بازگشت. آن‌گاه دیگری آمد. پس از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} [[دست]] او را برای [[بیعت]] گرفت، آن مرد پرسید: [[پاداش]] کسی که به تو [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند ولی تو را نبیند، چیست؟ [[پیامبر]] دوباره فرمود: "خوشا به حال او؛ خوشا به حال او". آن‌گاه [[پیامبر]] [[دست]] خودش را روی [[دست]] او کشید و او بازگشت<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۶، ح۶.</ref>.
*۸. [[عبدالله بن محیریز]] می‌گوید: به یکی از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} گفتم: برای ما [[حدیثی]] را بگو که خودت آن را از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده‌ای. او گفت: برای تو [[بهترین]] [[حدیث]] را بازگو خواهم کرد: همراه [[رسول خدا]] و [[ابو عبیده جراح]] شبی را صبح کردیم. ما از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدیم: ای [[رسول خدا]]! آیا کسی بهتر از ما خواهد بود که به وسیله شما [[اسلام]] را پذیرفته و همراه شما [[جهاد]] کردیم؟ [[پیامبر]] فرمود: "آری، گروهی از [[امت]] من که پس از من می‌آیند و به من [[ایمان]] می‌آورند".
*۸. [[عبدالله بن محیریز]] می‌گوید: به یکی از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} گفتم: برای ما [[حدیثی]] را بگو که خودت آن را از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده‌ای. او گفت: برای تو [[بهترین]] [[حدیث]] را بازگو خواهم کرد: همراه [[رسول خدا]] و [[ابو عبیده جراح]] شبی را صبح کردیم. ما از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدیم: ای [[رسول خدا]]! آیا کسی بهتر از ما خواهد بود که به وسیله شما [[اسلام]] را پذیرفته و همراه شما [[جهاد]] کردیم؟ [[پیامبر]] فرمود: "آری، گروهی از [[امت]] من که پس از من می‌آیند و به من [[ایمان]] می‌آورند".
*از این [[روایت]] دانسته می‌شود کسانی که [[پیامبر اسلام]] را ندیده و به او [[ایمان]] آورده‌اند از کسانی که همراه [[پیامبر]]{{صل}} بوده و با دیدن [[معجزات]] آن [[حضرت]] [[ایمان]] آورده‌اند، برترند<ref>مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۰۶.</ref>.
*از این [[روایت]] دانسته می‌شود کسانی که [[پیامبر اسلام]] را ندیده و به او [[ایمان]] آورده‌اند از کسانی که همراه [[پیامبر]]{{صل}} بوده و با دیدن [[معجزات]] آن [[حضرت]] [[ایمان]] آورده‌اند، برترند<ref>مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۰۶.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش