مبارزه: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:
[[روایات]] متعددی از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده که خلفای پس از [[پیامبر]] و [[حکومت‌های اموی]] و عباسی را [[غاصب]] [[حق]] [[جانشینان معصوم پیامبر]] شمرده و در فرصت‌های مناسب به تخطئه آنان می‌‌پرداختند. از این‌رو، بسیاری از [[شیعیان]] که در طول [[تاریخ]] در [[اقلیت]] و غالباً تحت فشار [[حکومت‌ها]] بودند، به [[فکر]] [[قیام]] و [[مبارزه با حکومت‌ها]] بوده‌اند. قیام و مبارزه با حکومت‌های [[جائر]] با [[هدف]] براندازی و جایگزین کردن [[حکومت مشروع]]، رویکرد گروه‌هایی از شیعیان در مصاف با حکومت‌ها بود؛ هر چند در مقام عمل امکان آن بسیار [[ضعیف]] بود. به همین جهت، به‌رغم شیفتگی گروه‌هایی از شیعیان به قیام و مبارزه و دستیابی به قدرت و گاه [[اعتراض]] به [[ائمه]] که چرا دست روی دست نهاده‌اید؟ ایشان حاضر به [[رهبری]] این [[قیام‌ها]] نبودند و کمتر به [[تأیید]] آنان می‌‌پرداختند.
[[روایات]] متعددی از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده که خلفای پس از [[پیامبر]] و [[حکومت‌های اموی]] و عباسی را [[غاصب]] [[حق]] [[جانشینان معصوم پیامبر]] شمرده و در فرصت‌های مناسب به تخطئه آنان می‌‌پرداختند. از این‌رو، بسیاری از [[شیعیان]] که در طول [[تاریخ]] در [[اقلیت]] و غالباً تحت فشار [[حکومت‌ها]] بودند، به [[فکر]] [[قیام]] و [[مبارزه با حکومت‌ها]] بوده‌اند. قیام و مبارزه با حکومت‌های [[جائر]] با [[هدف]] براندازی و جایگزین کردن [[حکومت مشروع]]، رویکرد گروه‌هایی از شیعیان در مصاف با حکومت‌ها بود؛ هر چند در مقام عمل امکان آن بسیار [[ضعیف]] بود. به همین جهت، به‌رغم شیفتگی گروه‌هایی از شیعیان به قیام و مبارزه و دستیابی به قدرت و گاه [[اعتراض]] به [[ائمه]] که چرا دست روی دست نهاده‌اید؟ ایشان حاضر به [[رهبری]] این [[قیام‌ها]] نبودند و کمتر به [[تأیید]] آنان می‌‌پرداختند.


[[تجربه]] [[حکومت علوی]] که با [[زیاده‌خواهی]] برخی از [[اصحاب]]، [[دشمنی]] [[بنی‌امیه]]، و عدم [[همراهی]] در حد [[انتظار]] [[مردم]] با [[امام]] و در نهایت به [[شهادت]] آن حضرت منتهی شد و تجربه تلخ حکومت [[امام مجتبی]]{{ع}} که با [[خیانت]] [[یاران]] آن حضرت در مصاف با [[امویان]] همراه بود و در نهایت به واگذاری [[حکومت]] به [[معاویة بن ابی‌سفیان]] منجر شد، و سرانجام قیام سیدالشهدا{{ع}} و همراهی نکردن مردم، آن هم در زمانی که [[مردمان]] بسیاری از [[اصحاب پیغمبر]] حضور داشتند، [[امامان]] دیگر را نسبت به آمادگی مردم برای قیام و مبارزه و [[ایثار]] [[جان]] و [[مال]] نه تنها دچار تردید کرد، بلکه به دلیل آشنایی کامل از وضعیت [[جامعه]]، نسبت به عدم آمادگی مردم برای این منظور [[اطمینان]] یافتند. از این‌رو، خودشان به خاطر موقعیتی که داشتند، ورود به عرصه قیام و مبارزه را به [[مصلحت]] ندانستند و به علاقه‌مندان به قیام به رهبری امام [[روی خوش]] نشان نمی‌دادند، البته قیام‌کنندگان از شیعیان را هم تخطئه نمی‌کردند و در برخی از موارد به صورت غیر آشکار تأیید هم می‌‌کردند. آنان چون [[قیام]] و [[انقلاب]] را برای [[تشیع]] و [[پیروان]] خویش مفید نمی‌دانستند، برای حفظ کیان تشیع و [[هویت]] [[شیعیان]] راهکار دیگری را در پیش گرفته و به پیروان خود آموختند، راهکاری که دوران آن بس طولانی شد. بسا به صورت یک اصل ثابتی جلوه کرد، به گونه‌ای که حتی در دوران طولانی [[غیبت]]، [[عالمان]] [[امت]] که [[مردم]] از آنان [[انتظار]] قیام و [[مبارزه]] علیه دولت‌های [[جائر]] را داشتند، با وجود فراهم بودن شرایط، با این [[استدلال]] که قبل از [[قیام حضرت حجت]]، شیعیان [[وظیفه]] قیام و انقلاب ندارند یا عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]] دورانِ [[تقیه]]، [[سکوت]] و انتظار است، از ورود به عرصه قیام و مبارزه پرهیز داشتند.
[[تجربه]] [[حکومت علوی]] که با [[زیاده‌خواهی]] برخی از [[اصحاب]]، [[دشمنی]] [[بنی‌امیه]]، و عدم [[همراهی]] در حد [[انتظار]] [[مردم]] با [[امام]] و در نهایت به [[شهادت]] آن حضرت منتهی شد و تجربه تلخ حکومت [[امام مجتبی]]{{ع}} که با [[خیانت]] [[یاران]] آن حضرت در مصاف با [[امویان]] همراه بود و در نهایت به واگذاری [[حکومت]] به [[معاویة بن ابی‌سفیان]] منجر شد، و سرانجام قیام سیدالشهدا{{ع}} و همراهی نکردن مردم، آن هم در زمانی که [[مردمان]] بسیاری از [[اصحاب پیغمبر]] حضور داشتند، [[امامان]] دیگر را نسبت به آمادگی مردم برای قیام و مبارزه و [[ایثار]] [[جان]] و [[مال]] نه تنها دچار تردید کرد، بلکه به دلیل آشنایی کامل از وضعیت [[جامعه]]، نسبت به عدم آمادگی مردم برای این منظور [[اطمینان]] یافتند. از این‌رو، خودشان به خاطر موقعیتی که داشتند، ورود به عرصه قیام و مبارزه را به [[مصلحت]] ندانستند و به علاقه‌مندان به قیام به رهبری امام [[روی خوش]] نشان نمی‌دادند، البته قیام‌کنندگان از شیعیان را هم تخطئه نمی‌کردند و در برخی از موارد به صورت غیر آشکار تأیید هم می‌‌کردند. آنان چون [[قیام]] و [[انقلاب]] را برای [[تشیع]] و [[پیروان]] خویش مفید نمی‌دانستند، برای حفظ کیان تشیع و [[هویت]] [[شیعیان]] راهکار دیگری را در پیش گرفته و به پیروان خود آموختند، راهکاری که دوران آن بس طولانی شد. بسا به صورت یک اصل ثابتی جلوه کرد، به گونه‌ای که حتی در دوران طولانی [[غیبت]]، [[عالمان]] [[امت]] که [[مردم]] از آنان [[انتظار]] قیام و مبارزه علیه دولت‌های [[جائر]] را داشتند، با وجود فراهم بودن شرایط، با این [[استدلال]] که قبل از [[قیام حضرت حجت]]، شیعیان [[وظیفه]] قیام و انقلاب ندارند یا عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]] دورانِ [[تقیه]]، [[سکوت]] و انتظار است، از ورود به عرصه قیام و مبارزه پرهیز داشتند.


== [[دلایل]] جواز یا وجوب قیام ==
== [[دلایل]] جواز یا وجوب قیام ==
افزون‌بر [[آیات قرآن]] که دستور [[قیام]] فردی و جمعی صادر کرده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانه‌ای اندرز می‌دهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref> و اعتماد به ستمگران را [[نهی]] کرده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref> و مراجعه به [[طاغوت]] در امور اجتماعی و حتی [[احقاق حق]] خویش، را [[سرزنش]] کرده و از عاقبت آن [[بیم]] داده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«آیا به آن کسان ننگریسته‌ای که گمان می‌برند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>.
افزون‌بر [[آیات قرآن]] که دستور [[قیام]] فردی و جمعی صادر کرده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانه‌ای اندرز می‌دهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref> و اعتماد به ستمگران را [[نهی]] کرده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref> و مراجعه به [[طاغوت]] در امور اجتماعی و حتی [[احقاق حق]] خویش، را [[سرزنش]] کرده و از عاقبت آن [[بیم]] داده، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«آیا به آن کسان ننگریسته‌ای که گمان می‌برند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>.


[[رسول خدا]] با صراحت نهی [[حاکم جائر]] و قیام علیه او را لازم شمرده و کسانی را که از انجام این [[تکلیف]] [[اجتماعی]] سر باز می‌‌زنند، به [[مجازات]] [[اخروی]] [[تهدید]] کرده است. [[امام حسین]]{{ع}} در پاسخِ نامه‌های [[دعوت]] [[کوفیان]] با استناد به سخنی از رسول خدا{{صل}}، فرمود: {{متن حدیث| بسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ إلى سُلَيمانَ بنِ صُرَدٍ، والمُسَيَّبِ بنِ نَجْبَةٍ، ورُفاعَةَ بنِ شَدَّادٍ، وعبدِاللّه بن والِ، وجَماعَةِ المُؤمِنينَ: أمَّا بعدُ؛ فَقَد عَلِمتُم أنَّ رَسولَ اللّهِ{{صل}} قَد قالَ في حَياتِهِ: مَن رَأى سُلطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ أو تارِكاً [ناكثا] لِعَهدِ اللّهِ، ومُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسولِ اللّهِ{{صل}}، فَعَمِلَ في عِبادِ اللّهِ بالإثْمِ والعُدوانِ، ثُمَّ لَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِقَولٍ وَلا فِعلٍ، كانَ حَقَّاً عَلى اللّهِ أَن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ؛ وَقَد عَلِمتُم أنَّ هؤلاءِ لَزِموا طاعَةَ الشَّيطانِ، وَتَوَلَّوا عن طاعَةِ الرَّحمنِ، وأظهَروا الفَسادَ، وَعَطَّلُوا الحُدودَ، واسْتأثَروا بالْفَيء، وَأحَلُّوا حَرَامَ اللّهِ، وَحَرَّموا حَلالَهُ. وأنا أحَقُّ مِن غيري بِهذا الأمرِ لِقَرابَتي مِن رَسولِ اللّهِ{{صل}}... فَلَكُم فِيَّ أُسْوَةٌ}}<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، ج ۳، ص۱۴۳.</ref>. سپس [[نامه]] را به [[قیس بن مسهر صیداوی]] داد تا به [[کوفه]] ببرد.
[[رسول خدا]] با صراحت نهی [[حاکم جائر]] و قیام علیه او را لازم شمرده و کسانی را که از انجام این [[تکلیف]] [[اجتماعی]] سر باز می‌‌زنند، به [[مجازات]] [[اخروی]] [[تهدید]] کرده است. [[امام حسین]]{{ع}} در پاسخِ نامه‌های [[دعوت]] [[کوفیان]] با استناد به سخنی از رسول خدا{{صل}}، فرمود: {{متن حدیث| بسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ إلى سُلَيمانَ بنِ صُرَدٍ، والمُسَيَّبِ بنِ نَجْبَةٍ، ورُفاعَةَ بنِ شَدَّادٍ، وعبدِاللّه بن والِ، وجَماعَةِ المُؤمِنينَ: أمَّا بعدُ؛ فَقَد عَلِمتُم أنَّ رَسولَ اللّهِ{{صل}} قَد قالَ في حَياتِهِ: مَن رَأى سُلطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ أو تارِكاً [ناكثا] لِعَهدِ اللّهِ، ومُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسولِ اللّهِ{{صل}}، فَعَمِلَ في عِبادِ اللّهِ بالإثْمِ والعُدوانِ، ثُمَّ لَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِقَولٍ وَلا فِعلٍ، كانَ حَقَّاً عَلى اللّهِ أَن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ؛ وَقَد عَلِمتُم أنَّ هؤلاءِ لَزِموا طاعَةَ الشَّيطانِ، وَتَوَلَّوا عن طاعَةِ الرَّحمنِ، وأظهَروا الفَسادَ، وَعَطَّلُوا الحُدودَ، واسْتأثَروا بالْفَيء، وَأحَلُّوا حَرَامَ اللّهِ، وَحَرَّموا حَلالَهُ. وأنا أحَقُّ مِن غيري بِهذا الأمرِ لِقَرابَتي مِن رَسولِ اللّهِ{{صل}}... فَلَكُم فِيَّ أُسْوَةٌ}}<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، ج ۳، ص۱۴۳.</ref>. سپس نامه را به [[قیس بن مسهر صیداوی]] داد تا به [[کوفه]] ببرد.


از این سند [[تاریخی]] که از [[امام]] [[معصوم]] صادر شده، چند نکته اساسی در موضوع بحث ما استفاده می‌‌شود:
از این سند [[تاریخی]] که از [[امام]] [[معصوم]] صادر شده، چند نکته اساسی در موضوع بحث ما استفاده می‌‌شود:
خط ۲۲: خط ۲۲:
{{اصلی|مبارزه فرهنگی}}
{{اصلی|مبارزه فرهنگی}}
یکی از راه‌کارهای اساسی در سیره سیاسی پیشوایان معصوم در راستای اجرای [[اصلاحات]] و ارتقای بینش دینی و [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]]، پایه‌گذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] است. نهضت علمی ـ تربیتی [[ائمه اطهار]] {{عم}} در [[حقیقت]] مبارزه‌ای سیاسی و فرهنگی با [[حاکمان جور]] بود که با [[هدف]] [[اصلاح]] و ارتقای [[بینش]] [[علمی]] ـ سیاسی [[امت اسلامی]] و در راستای زمینه‌سازی برای تأسیس حکومت [[حق]] انجام می‌گرفت. برخی از مهم‌ترین ابعاد این مبارزه عبارت‌اند از:
یکی از راه‌کارهای اساسی در سیره سیاسی پیشوایان معصوم در راستای اجرای [[اصلاحات]] و ارتقای بینش دینی و [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]]، پایه‌گذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] است. نهضت علمی ـ تربیتی [[ائمه اطهار]] {{عم}} در [[حقیقت]] مبارزه‌ای سیاسی و فرهنگی با [[حاکمان جور]] بود که با [[هدف]] [[اصلاح]] و ارتقای [[بینش]] [[علمی]] ـ سیاسی [[امت اسلامی]] و در راستای زمینه‌سازی برای تأسیس حکومت [[حق]] انجام می‌گرفت. برخی از مهم‌ترین ابعاد این مبارزه عبارت‌اند از:
# '''مبارزه در قالب تبیین مسئله امامت:''' [[امامت]] در فرهنگ شیعه دارای مفهوم وسیعی است که [[رهبری سیاسی]]، [[فکری]] و [[تهذیب]] [[روحی]] افراد را در برمی گیرد. [[پیشوایان معصوم]] در مقاطع مختلف با تبیین مسئله امامت، مبارزه‌ای آشکار و اساسی با [[حکام جور]] در پیش می‌گرفتند و از این طریق با صراحت، [[حکام]] [[زمان]] را [[نفی]] و خویشتن را به عنوان صاحب [[واقعی]] این مقام، به [[مردم]] معرفی می‌کردند.
# '''مبارزه در قالب تبیین مسئله امامت:''' [[امامت]] در فرهنگ شیعه دارای مفهوم وسیعی است که [[رهبری سیاسی]]، [[فکری]] و [[تهذیب]] [[روحی]] افراد را در برمی گیرد. [[پیشوایان معصوم]] در مقاطع مختلف با تبیین مسئله امامت، مبارزه‌ای آشکار و اساسی با [[حکام جور]] در پیش می‌گرفتند و از این طریق با صراحت، [[حکام]] [[زمان]] را [[نفی]] و خویشتن را به عنوان صاحب واقعی این مقام، به [[مردم]] معرفی می‌کردند.
# '''[[مبارزه]] در قالب ادبیات و زبان شعر:''' [[شاعران]] مکتبی و انقلابی که با زبان شعر برضد [[حاکمان ظالم]] و دستگاه [[طاغوت]] مبارزه می‌کردند، همواره مورد [[تکریم]] و [[احترام]] پیشوایان معصوم قرار داشتند، زیرا با توجه به تأثیر ادبیات و زبان شعر بر [[قلوب]] و [[احساسات]] [[انسان]]، شاعران و سخنوران همچون رسانه مؤثری بودند که قلب‌های [[مسلمانان]] را برضد [[ظالمان]] و [[طاغوتیان]] به حرکت در می‌آوردند.
# '''مبارزه در قالب ادبیات و زبان شعر:''' [[شاعران]] مکتبی و انقلابی که با زبان شعر برضد [[حاکمان ظالم]] و دستگاه [[طاغوت]] مبارزه می‌کردند، همواره مورد [[تکریم]] و [[احترام]] پیشوایان معصوم قرار داشتند، زیرا با توجه به تأثیر ادبیات و زبان شعر بر [[قلوب]] و [[احساسات]] [[انسان]]، شاعران و سخنوران همچون رسانه مؤثری بودند که قلب‌های [[مسلمانان]] را برضد [[ظالمان]] و [[طاغوتیان]] به حرکت در می‌آوردند.
# '''مبارزه در قالب [[بیان احکام]] و [[تفسیر قرآن]]:''' نکته دارای اهمیت در زندگانی [[علمی]] پیشوایان معصوم به‌ویژه حوزه وسیع علمی و [[فقهی]] [[صادقین]] {{عم}}، جنبه [[سیاسی]] و معترضانه‌ای است که در پایه‌گذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] آن بزرگواران مشاهده می‌شود، زیرا از دیدگاه [[مکتب تشیع]]، [[خلیفه]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}} بوده و کسی است که افزون بر تصدی [[شئون]] سیاسی و [[حکومتی]]، [[امور دینی]]، [[اخلاقی]] و تربیتی [[مردم]] را نیز به عهده دارد.
# '''مبارزه در قالب [[بیان احکام]] و [[تفسیر قرآن]]:''' نکته دارای اهمیت در زندگانی [[علمی]] پیشوایان معصوم به‌ویژه حوزه وسیع علمی و [[فقهی]] [[صادقین]] {{عم}}، جنبه [[سیاسی]] و معترضانه‌ای است که در پایه‌گذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] آن بزرگواران مشاهده می‌شود، زیرا از دیدگاه [[مکتب تشیع]]، [[خلیفه]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}} بوده و کسی است که افزون بر تصدی [[شئون]] سیاسی و [[حکومتی]]، [[امور دینی]]، [[اخلاقی]] و تربیتی [[مردم]] را نیز به عهده دارد.
# '''سازمان‌دهی احادیث و [[دستور]] به کتابت آن:''' پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} نگارش [[حدیث]] به دستور [[خلفا]] ممنوع شد. در اذهان عمومی این‌گونه جا انداختند که نگارش [[حدیث]] به معنای کنار نهادن [[قرآن]] و [[کلام الهی]] است و این درحالی بود که [[اهل‌بیت]] {{عم}} از ابتدا [[اصحاب]] خود را به نگارش حدیث و [[حفظ]] آن [[تشویق]] می‌کردند<ref>ابوعبدالله محمد ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج۶، ص۱۶۸؛ مقاله تاریخ تدوین حدیث، مجله نور علم، دوره دوم، ش۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>.
# '''سازمان‌دهی احادیث و [[دستور]] به کتابت آن:''' پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} نگارش [[حدیث]] به دستور [[خلفا]] ممنوع شد. در اذهان عمومی این‌گونه جا انداختند که نگارش [[حدیث]] به معنای کنار نهادن [[قرآن]] و [[کلام الهی]] است و این درحالی بود که [[اهل‌بیت]] {{عم}} از ابتدا [[اصحاب]] خود را به نگارش حدیث و [[حفظ]] آن [[تشویق]] می‌کردند<ref>ابوعبدالله محمد ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج۶، ص۱۶۸؛ مقاله تاریخ تدوین حدیث، مجله نور علم، دوره دوم، ش۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>.
# '''تربیت شاگردان:''' از مهم‌ترین فعالیت‌های [[علمی]] - [[فرهنگی]] [[پیشوایان معصوم]]، [[تربیت]] افراد مستعد و تجهیز آنان به [[علوم دینی]] و [[دانش]] [[روز]] بود. این [[اقدام]] اگرچه از [[زمان]] [[رسول خدا]] {{صل}} آغاز شد، اما به [[دلیل]] فراهم شدن فضای مناسب در زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} به اوج رسید و در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت.
# '''تربیت شاگردان:''' از مهم‌ترین فعالیت‌های [[علمی]] - [[فرهنگی]] [[پیشوایان معصوم]]، [[تربیت]] افراد مستعد و تجهیز آنان به [[علوم دینی]] و [[دانش]] [[روز]] بود. این [[اقدام]] اگرچه از [[زمان]] [[رسول خدا]] {{صل}} آغاز شد، اما به [[دلیل]] فراهم شدن فضای مناسب در زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} به اوج رسید و در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت.
# '''تربیت موالی:''' از تلاش‌های [[پیشوایان معصوم]] که هم جنبه [[دینی]] داشت و هم بُعد سیاسی، توجه به قشری بود که در شدیدترین فشارهای [[اجتماعی]] و تبعیضات ناروا قرار داشتند و از محروم‌ترین طبقات [[جامعه اسلامی]] در قرون اولیه به شمار می‌آمدند. این افراد به [[دلیل]] برخورداری از [[استعداد]] مناسب و نیز با توجه به [[احساس]] [[ضعف]] و محرومیتی که در برابر [[عرب‌ها]] داشتند و در صدد جبران آن برآمده بودند، تحت [[تربیت]] [[پیشوایان]] و بزرگان [[اسلام]] توانستند در مدت [[زمان]] کوتاهی جزء [[فقها]] و محدثان مراکز [[اسلامی]] شوند.
# '''تربیت موالی:''' از تلاش‌های [[پیشوایان معصوم]] که هم جنبه [[دینی]] داشت و هم بُعد سیاسی، توجه به قشری بود که در شدیدترین فشارهای [[اجتماعی]] و تبعیضات ناروا قرار داشتند و از محروم‌ترین طبقات [[جامعه اسلامی]] در قرون اولیه به شمار می‌آمدند. این افراد به [[دلیل]] برخورداری از [[استعداد]] مناسب و نیز با توجه به [[احساس]] [[ضعف]] و محرومیتی که در برابر [[عرب‌ها]] داشتند و در صدد جبران آن برآمده بودند، تحت [[تربیت]] [[پیشوایان]] و بزرگان [[اسلام]] توانستند در مدت [[زمان]] کوتاهی جزء [[فقها]] و محدثان مراکز [[اسلامی]] شوند.
# '''[[احترام]] و [[تجلیل از علما]] و فقهای [[صالح]] و [[پرهیزگار]]:''' یکی از اقدامات سیاسی [[فرهنگی]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} احترام و تجلیل از علما و فقهای اصیل و [[مذمت]] عالم‌نمایان درباری و [[فاسد]] بود. این [[سیره]] به ویژه در دوره‌های پایانی عصر حضور معصوم و نزدیک شدن به عصر غیبت آشکارتر شد تا [[مردم]] را با [[عالمان]] و فقهای اصیل و واجد شرایط به عنوان نایبان عام امام معصوم آشنا سازند<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۲۱۲-۲۲۵.</ref>.
# '''[[احترام]] و [[تجلیل از علما]] و فقهای [[صالح]] و [[پرهیزگار]]:''' یکی از اقدامات سیاسی [[فرهنگی]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} احترام و تجلیل از علما و فقهای اصیل و مذمت عالم‌نمایان درباری و [[فاسد]] بود. این [[سیره]] به ویژه در دوره‌های پایانی عصر حضور معصوم و نزدیک شدن به عصر غیبت آشکارتر شد تا [[مردم]] را با [[عالمان]] و فقهای اصیل و واجد شرایط به عنوان نایبان عام امام معصوم آشنا سازند<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۲۱۲-۲۲۵.</ref>.


=== مبارزه سیاسی ===
=== مبارزه سیاسی ===
خط ۶۶: خط ۶۶:
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در بخشش‌ها:''' [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] شد تا [[ظلم]]، [[فساد]] و [[بی‌عدالتی]] را از [[جامعه]] برچیند و ایشان در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرد. آن حضرت در حفظ [[حق]] [[مردم]] ذره‌ای کوتاه نمی‌آمد و هیچ تبعیضی روا نمی‌داشت؛ همچنان که در تقسیم [[غنایم]] [[جنگی]] این‌گونه عمل می‌کرد.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در بخشش‌ها:''' [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] شد تا [[ظلم]]، [[فساد]] و [[بی‌عدالتی]] را از [[جامعه]] برچیند و ایشان در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرد. آن حضرت در حفظ [[حق]] [[مردم]] ذره‌ای کوتاه نمی‌آمد و هیچ تبعیضی روا نمی‌داشت؛ همچنان که در تقسیم [[غنایم]] [[جنگی]] این‌گونه عمل می‌کرد.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در اجرای قانون:''' در [[سیره پیامبر]] {{صل}} بنا بر تعالیم قرآن، همه [[مردم]]، اعم از [[زمامداران]] و [[شهروندان]]، توانگران و [[ناتوانان]]، [[عرب]] و [[عجم]] و... از نظر [[قانون]] مساوی بودند و هیچ یک [[مصونیت]] [[قضایی]] نداشتند؛ به این [[دلیل]]، ایشان به هیچ کس اجازه[قانون شکنی را نمی‌داد و سخت به اجرای قانون حتی درباره خویش پایبند بود و [[اعمال]] [[قانون]] را ضامن بقا و شکوفایی [[جامعه اسلامی]] می‌دانست.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در اجرای قانون:''' در [[سیره پیامبر]] {{صل}} بنا بر تعالیم قرآن، همه [[مردم]]، اعم از [[زمامداران]] و [[شهروندان]]، توانگران و [[ناتوانان]]، [[عرب]] و [[عجم]] و... از نظر [[قانون]] مساوی بودند و هیچ یک [[مصونیت]] [[قضایی]] نداشتند؛ به این [[دلیل]]، ایشان به هیچ کس اجازه[قانون شکنی را نمی‌داد و سخت به اجرای قانون حتی درباره خویش پایبند بود و [[اعمال]] [[قانون]] را ضامن بقا و شکوفایی [[جامعه اسلامی]] می‌دانست.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در برخورد با [[کودکان]]:''' [[پیامبر]] {{صل}} علاقه زیادی به [[کودکان]] داشت و بسیار به این امر سفارش می‌کرد. آن حضرت علاوه بر اینکه حسنین {{ع}} را بسیار [[دوست]] می‌داشت و به آنها [[محبت]] می‌کرد، به [[کودکان]] دیگر نیز [[احترام]] می‌گذاشت و تأکید داشت که بین کودکانتان با [[عدالت]] [[رفتار]] کنید و میان آنان تفاوت قائل نشوید؛ زیرا [[فرزندان]] به خوبی این مسئله را [[درک]] می‌کنند و کوچک‌ترین [[بی‌عدالتی]] را درباره خودشان متوجه می‌شوند و این کار در روحیات آنان اثر می‌گذارد.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] در برخورد با کودکان:''' [[پیامبر]] {{صل}} علاقه زیادی به کودکان داشت و بسیار به این امر سفارش می‌کرد. آن حضرت علاوه بر اینکه حسنین {{ع}} را بسیار [[دوست]] می‌داشت و به آنها [[محبت]] می‌کرد، به کودکان دیگر نیز [[احترام]] می‌گذاشت و تأکید داشت که بین کودکانتان با [[عدالت]] [[رفتار]] کنید و میان آنان تفاوت قائل نشوید؛ زیرا [[فرزندان]] به خوبی این مسئله را [[درک]] می‌کنند و کوچک‌ترین [[بی‌عدالتی]] را درباره خودشان متوجه می‌شوند و این کار در روحیات آنان اثر می‌گذارد.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] نژادی:''' در [[دوران جاهلیت]] [[عرب]]، مسئله [[تبعیض]] نژادی بسیار رواج داشت و افراد [[غیر عرب]] و سیاه پوست هیچ امتیازی نداشتند و از این‌گونه افراد، به صورت برده برای [[رفاه]] حال و منافع اشراف [[عرب]] استفاده می‌شد. [[پیامبر]] {{صل}} در چنین عصر و در میان چنین انسان‌هایی [[زندگی]] می‌کرد. با شروع [[رسالت]] [[نبوی]]، ایشان [[مأمور]] شدند تا مهر باطلی بر تمام آداب و رسوم و [[خرافات]] عصر [[جاهلی]] بزنند و ایشان نیز با انجام [[اصلاحات]] [[اجتماعی]]، نژاد‌گرایی را طرد کرد و [[آزادی]] و [[شرافت]] را برای آنها به ارمغان آورد<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۱ ـ ۲۵۵.</ref>.
# '''پرهیز از [[تبعیض]] نژادی:''' در [[دوران جاهلیت]] [[عرب]]، مسئله [[تبعیض]] نژادی بسیار رواج داشت و افراد [[غیر عرب]] و سیاه پوست هیچ امتیازی نداشتند و از این‌گونه افراد، به صورت برده برای [[رفاه]] حال و منافع اشراف [[عرب]] استفاده می‌شد. [[پیامبر]] {{صل}} در چنین عصر و در میان چنین انسان‌هایی [[زندگی]] می‌کرد. با شروع [[رسالت]] [[نبوی]]، ایشان [[مأمور]] شدند تا مهر باطلی بر تمام آداب و رسوم و [[خرافات]] عصر [[جاهلی]] بزنند و ایشان نیز با انجام [[اصلاحات]] [[اجتماعی]]، نژاد‌گرایی را طرد کرد و [[آزادی]] و [[شرافت]] را برای آنها به ارمغان آورد<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۱ ـ ۲۵۵.</ref>.


خط ۸۷: خط ۸۷:
=== مبارزه با تعصب‌های قبیله‌ای ===
=== مبارزه با تعصب‌های قبیله‌ای ===
{{اصلی|مبارزه با تعصب‌های قبیله‌ای}}
{{اصلی|مبارزه با تعصب‌های قبیله‌ای}}
[[جامعه]] [[عرب]] در [[دوران جاهلیت]]، گرفتار آداب و رسوم ناپسند و رفتارهای [[ناهنجاری]] بود. آنها خود درباره آداب و رسوم ناپسندشان گفته‌اند: «ما مردمی بودیم که در دوران جاهلیت [[بت]] می‌پرستیدیم، مردار می‌خوردیم، کارهای زشت انجام می‌دادیم، [[قطع رحم]] می‌کردیم، با [[همسایگان]] و هم‌پیمانان خود رفتار بدی داشتیم و نیرومند ما به [[ناتوان]] ما [[ستم]] می‌کرد...»<ref>تاریخ پیامبر اسلام، ص۱۱۶؛ نک: سیرة النبی، ج۱، ص۳۵۶ - ۳۹۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۰۸ - ۱۱۰.</ref>. [[پیامبر خدا]] با تعصب‌های قبیله‌ای و [[تبعیض‌ها]] و نابرابری‌های نادرست و [[ظالمانه]] مبارزه کرد و آن را ریشه کن ساخت. [[حضرت محمد]] {{صل}} همواره با رفتار خود، دیدگاه [[اسلام]] را درباره [[برابری]] [[انسان‌ها]] نزد [[خدا]] و رسولش برای [[مردم]] تبیین می‌کرد<ref>[[احمد رضوانفر|رضوانفر، احمد]]، [[برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم (کتاب)|برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱.</ref>.
[[جامعه]] [[عرب]] در [[دوران جاهلیت]]، گرفتار آداب و رسوم ناپسند و رفتارهای ناهنجاری بود. آنها خود درباره آداب و رسوم ناپسندشان گفته‌اند: «ما مردمی بودیم که در دوران جاهلیت [[بت]] می‌پرستیدیم، مردار می‌خوردیم، کارهای زشت انجام می‌دادیم، [[قطع رحم]] می‌کردیم، با [[همسایگان]] و هم‌پیمانان خود رفتار بدی داشتیم و نیرومند ما به [[ناتوان]] ما [[ستم]] می‌کرد...»<ref>تاریخ پیامبر اسلام، ص۱۱۶؛ نک: سیرة النبی، ج۱، ص۳۵۶ - ۳۹۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۰۸ - ۱۱۰.</ref>. [[پیامبر خدا]] با تعصب‌های قبیله‌ای و [[تبعیض‌ها]] و نابرابری‌های نادرست و [[ظالمانه]] مبارزه کرد و آن را ریشه کن ساخت. [[حضرت محمد]] {{صل}} همواره با رفتار خود، دیدگاه [[اسلام]] را درباره [[برابری]] [[انسان‌ها]] نزد [[خدا]] و رسولش برای [[مردم]] تبیین می‌کرد<ref>[[احمد رضوانفر|رضوانفر، احمد]]، [[برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم (کتاب)|برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱.</ref>.


=== مبارزه با فرهنگ جاهلی ===
=== مبارزه با فرهنگ جاهلی ===
{{اصلی|مبارزه با فرهنگ جاهلی}}
{{اصلی|مبارزه با فرهنگ جاهلی}}
یکی از تلاش‌های [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، [[مبارزه]] با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. تحول در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی مانع تعالی جامعه می‌گردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. اسلام با [[عقاید]] [[نادرست]] و [[خرافی]] دوران [[جاهلی]] که [[بت پرستی]] بود، مبارزه کرد و با [[تغییر]] [[باورها]] و نگرش [[مردم]] و توجه به خداوندی که [[ارزش‌ها]] را [[ارج]] می‌نهد و [[انسان‌ها]] را از هر نژاد و قومی برابر می‌داند، تحولی [[عظیم]] در میان [[توده]] مردم ایجاد کرد و حصار چرخه محدود [[حاکمیت]] [[اشراف قریش]] را در هم شکست. اسلام بخش‌هایی از آداب و رسوم فرهنگی جامعه را که بر خلاف [[عقل]] و [[عدالت]] بود، تغییر داد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۵۱.</ref>.
یکی از تلاش‌های [[معصومان]]، به ویژه [[پیامبر اعظم]] {{صل}}، مبارزه با [[فرهنگ]] و [[آداب]] منحط [[دوران جاهلیت]] قبل از [[اسلام]] بود. تحول در یک [[جامعه]] با ازبین رفتن رسوبات منحط [[فرهنگی]] آن میسر است. بدون نابودی فرهنگ [[فاسد]]، امکان تحول در جامعه و پیمودن مسیر [[رشد]] و [[ترقی]] وجود ندارد؛ چراکه بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی مانع تعالی جامعه می‌گردد. تحول و [[انقلاب]] فرهنگی زمینه ساز تحول [[اجتماعی]] و [[تکامل]] و ترقی جامعه است. اسلام با [[عقاید]] نادرست و [[خرافی]] دوران [[جاهلی]] که [[بت پرستی]] بود، مبارزه کرد و با [[تغییر]] [[باورها]] و نگرش [[مردم]] و توجه به خداوندی که [[ارزش‌ها]] را ارج می‌نهد و [[انسان‌ها]] را از هر نژاد و قومی برابر می‌داند، تحولی عظیم در میان توده مردم ایجاد کرد و حصار چرخه محدود [[حاکمیت]] اشراف قریش را در هم شکست. اسلام بخش‌هایی از آداب و رسوم فرهنگی جامعه را که بر خلاف [[عقل]] و [[عدالت]] بود، تغییر داد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۵۱.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش