←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
{{اصلی|آیه انذار|حدیث یومالدار}} | {{اصلی|آیه انذار|حدیث یومالدار}} | ||
بعد از سالها [[دعوت]] مخفیانه [[مردم]] به [[دین اسلام]]، [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد که طبق آن، پیامبر{{صل}} [[مأمور]] شد [[خویشاوندان]] و بستگان نزدیک خود را به دین اسلام دعوت و آنها را از عواقب | بعد از سالها [[دعوت]] مخفیانه [[مردم]] به [[دین اسلام]]، [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد که طبق آن، پیامبر{{صل}} [[مأمور]] شد [[خویشاوندان]] و بستگان نزدیک خود را به دین اسلام دعوت و آنها را از عواقب نپذیرفتن حق [[بیم]] دهد. | ||
از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} در این باره چنین نقل شده است: زمانی که این آیه بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد، آن حضرت مرا صدا زدند و فرمودند: "[[یا علی]]، [[خدا]] به من امر کرده است [[خویشان]] نزدیکم را به [[اسلام]] دعوت کنم"<ref>الأمالی، شیخ طوسی، ص۵۸۲؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۶۲.</ref>. آن حضرت با بررسی شرایط، به علی بن ابی طالب{{ع}} دستور داد مقداری | از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} در این باره چنین نقل شده است: زمانی که این آیه بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد، آن حضرت مرا صدا زدند و فرمودند: "[[یا علی]]، [[خدا]] به من امر کرده است [[خویشان]] نزدیکم را به [[اسلام]] دعوت کنم"<ref>الأمالی، شیخ طوسی، ص۵۸۲؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۶۲.</ref>. آن حضرت با بررسی شرایط، به علی بن ابی طالب{{ع}} دستور داد مقداری غذا و شیر فراهم کند. علی{{ع}} نیز به امر رسول خدا{{صل}} با ران گوسفندی آبگوشتی آماده کرد و همه حاضران از آن خوردند و [[سیر]] شدند و نیز به هر یک ظرفی شیر داد. [[ابولهب]] با دیدن این حادثه گفت: "به خدا قسم، هر یک از ما جز با یک بچه شتر و مقدار زیادی شراب سیراب نمیشدیم و حال آنکه ابن ابی کبشه (شخصی در [[قریش]] که با [[عبادت]] [[بتها]] مخالف بود) ما را به خوردن ران گوسفند و مقداری شیر دعوت کرد و همگی سیر شدیم و این چیزی جز [[سحر]] نیست"<ref>تفسیر فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، ص۳۰۳.</ref>. | ||
پیامبر{{صل}} بعد از خوردن غذا | پیامبر{{صل}} بعد از خوردن غذا سخنرانی کرده و خویشان را به اسلام دعوت کردند اما با فریادهای ابولهب، مجلس به هم خورد و همه پراکنده شدند. پیامبر{{صل}} تصمیم گرفت فردای آن [[روز]]، مهمانی دیگری برگزار کند و دوباره آنان را به اسلام دعوت کند. [[امام علی]]{{ع}} دوباره به دستور پیامبر{{صل}} مقداری غذا و شیر آماده کرد. در این جلسه پس از خوردن غذا، رسول خدا{{صل}} بار دیگر خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کرد و پس از [[حمد]] [[الهی]] فرمود: "ای [[بنی عبدالمطلب]]! به [[خدا]] قسم، من [[جوانی]] را در [[عرب]] نمیشناسم که چیزی بالاتر از آنچه من برای قومم آوردهام برای قومش آورده باشد؛ به [[درستی]] که من برای شما خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را آوردهام؛ پس [[خدای متعال]] به من امر کرده است شما را به سوی او [[دعوت]] کنم. حال کدام یک از شما مرا در این امر [[یاری]] میکنید به این شرط که او [[برادر]] من، [[وصی]] من و [[جانشین]] من در میان شما باشد"؟<ref>{{متن حدیث|يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَعْلَمُ شَابّاً فِي الْعَرَبِ جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلَ مِمَّا جِئْتُكُمْ بِهِ إِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ أَدْعُوَكُمْ فَأَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي عَلَى أَمْرِي عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ؟}} بحارالانوار، ج۳۸، ص۲۲۳.</ref>. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} پس از این صحبت اندکی [[سکوت]] کردند تا بینند کدام یک از حاضران به ندای ایشان پاسخ میدهد. سکوت سنگینی مجلس را فرا گرفته بود و همه سرشان را پایین انداخته بودند و حتی به [[پیامبر]]{{صل}} هم نگاه نمیکردند تا اینکه [[امام علی]]{{ع}} با بیان شیوا و دلنشین خود سکوت ظلمانی مجلس را درهم [[شکست]] و گفت: "ای [[پیامبر خدا]]، من تو را در این راه یاری میکنم". سپس دست خود را به سوی رسول خدا{{صل}} دراز کرد تا با او [[پیمان وفاداری]] ببندد. رسول خدا{{صل}} دستور داد تا علی بنشیند و سؤال خود را دوباره تکرار کرد تا مشخص شود کسی جز علی همراه او خواهد بود یا نه. اما باز هم جز علی کسی از جا برنخاست. اما باز هم پیامبر{{صل}} از او خواست تا بنشیند تا بار دیگر هم بزرگان [[قریش]] سنجیده شوند اما این بار نیز امام علی{{ع}} از جا برخاست و ثابت کرد [[شجاعت]] و [[مردانگی]] و [[ایثار]] در [[راه خدا]] به سن و سال نیست. این بار پیامبر{{صل}} در پاسخ به اعلام | [[رسول خدا]]{{صل}} پس از این صحبت اندکی [[سکوت]] کردند تا بینند کدام یک از حاضران به ندای ایشان پاسخ میدهد. سکوت سنگینی مجلس را فرا گرفته بود و همه سرشان را پایین انداخته بودند و حتی به [[پیامبر]]{{صل}} هم نگاه نمیکردند تا اینکه [[امام علی]]{{ع}} با بیان شیوا و دلنشین خود سکوت ظلمانی مجلس را درهم [[شکست]] و گفت: "ای [[پیامبر خدا]]، من تو را در این راه یاری میکنم". سپس دست خود را به سوی رسول خدا{{صل}} دراز کرد تا با او [[پیمان وفاداری]] ببندد. رسول خدا{{صل}} دستور داد تا علی بنشیند و سؤال خود را دوباره تکرار کرد تا مشخص شود کسی جز علی همراه او خواهد بود یا نه. اما باز هم جز علی کسی از جا برنخاست. اما باز هم پیامبر{{صل}} از او خواست تا بنشیند تا بار دیگر هم بزرگان [[قریش]] سنجیده شوند اما این بار نیز امام علی{{ع}} از جا برخاست و ثابت کرد [[شجاعت]] و [[مردانگی]] و [[ایثار]] در [[راه خدا]] به سن و سال نیست. این بار پیامبر{{صل}} در پاسخ به اعلام آمادگی امام علی{{ع}}، دست خود را بر دست او زد و سخن به یاد ماندنی خود را درباره علی{{ع}}، در این مجلس و در جمع بزرگان قریش به زبان آورد و فرمود: "ای [[خویشاوندان]] و بستگانم! همانا این علی، برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و فرمانش را [[اطاعت]] کنید". [[مهمانان]] از جای برخاستند در حالی که برخی از آنها با حالت [[تمسخر]] به [[ابوطالب]] میگفتند: او به تو دستور میدهد که به دستورهای پسرت گوش کنی و از وی [[اطاعت]] کنی<ref>ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰؛ الامالی، شیخ طوسی، ص۵۸۳؛ تفسیر فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، ص۳۰۲؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۶۳؛ الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۶۳؛ و نیز ر. ک: موسوعة التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی، ج۱، ص۴۰۷ (حدیث الانذار).</ref>.<ref>[[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۱-۱۳۳؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)| امامشناسی ۵]]، ص۱۱۳-۱۱۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶؛ [[محمد حسین رحیمیان|رحیمیان، محمد حسین]]، [[اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم (کتاب)|اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم]] ص ۲۵.</ref> | ||
== [[یوم الدار]] و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} == | == [[یوم الدار]] و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} == | ||