←علم اهل بیت
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
در نگاه [[شیعه]]، جمیع [[کمالات]] [[روحی]] و [[علمی]] [[انبیاء]] {{عم}} به [[حضرت رسول]] {{صل}} و از ایشان به [[اهل بیت]] {{ع}} رسیده است. همۀ معجزات انبیا و حتی بیشتر از آنها، برای [[پیامبر]] {{صل}} است. تمام این مراتب، درجات، [[کمالات]]، اسماء الهیه و [[اسم اعظم]] برای [[جانشین]] برحق و اوصیای آن حضرت است<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۴- ۱۶۶.</ref>. | در نگاه [[شیعه]]، جمیع [[کمالات]] [[روحی]] و [[علمی]] [[انبیاء]] {{عم}} به [[حضرت رسول]] {{صل}} و از ایشان به [[اهل بیت]] {{ع}} رسیده است. همۀ معجزات انبیا و حتی بیشتر از آنها، برای [[پیامبر]] {{صل}} است. تمام این مراتب، درجات، [[کمالات]]، اسماء الهیه و [[اسم اعظم]] برای [[جانشین]] برحق و اوصیای آن حضرت است<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۴- ۱۶۶.</ref>. | ||
== [[علم اهل بیت]] == | |||
=== علم، لازمه امامت === | |||
اصولاً [[امامت]] به مفهوم صحیح و مسئولیتهای آن، چه از دیدگاه [[عقل]] و چه از نظر نقلی، بدون [[علم]]، نه امکانپذیر است و نه قابل قبول و شایستۀ [[جامعه اسلامی]]. در جایی که [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیتهای [[اجتماعی]] و هر نوع ارتقاء را مشروط به [[علم]] میداند و به برخورداری از [[علم]] تأکید میکند و [[جهل]] و [[جاهل]] را مورد نکوهش قرار میدهد، چگونه میتوان در [[لزوم]] داشتن [[علم]] و [[برتری]] [[علم امام]] در مقایسه با دیگران [[شک]] کرد و [[امامت]] بدون [[علم]] را قابل قبول دانست؟ | اصولاً [[امامت]] به مفهوم صحیح و مسئولیتهای آن، چه از دیدگاه [[عقل]] و چه از نظر نقلی، بدون [[علم]]، نه امکانپذیر است و نه قابل قبول و شایستۀ [[جامعه اسلامی]]. در جایی که [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیتهای [[اجتماعی]] و هر نوع ارتقاء را مشروط به [[علم]] میداند و به برخورداری از [[علم]] تأکید میکند و [[جهل]] و [[جاهل]] را مورد نکوهش قرار میدهد، چگونه میتوان در [[لزوم]] داشتن [[علم]] و [[برتری]] [[علم امام]] در مقایسه با دیگران [[شک]] کرد و [[امامت]] بدون [[علم]] را قابل قبول دانست؟ | ||
در این زمینه [[آیات]] فراوانی هست که ما به چند مورد آن بسنده میکنیم: | در این زمینه [[آیات]] فراوانی هست که ما به چند مورد آن بسنده میکنیم: | ||
# [[علم]]، موجب [[فضیلت]] و [[برتری]] و تقدم است: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref> و | # [[علم]]، موجب [[فضیلت]] و [[برتری]] و تقدم است: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref> و اعلمیت از بارزترین و واضحترین مصادیق [[افضلیت]] است<ref>سید کمال جزایری، علم الإمام، ص۱۴۱.</ref>. | ||
# ارتقاء و رفعت مقام، مشروط به [[علم]] است: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}}<ref>«خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>. | # ارتقاء و رفعت مقام، مشروط به [[علم]] است: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}}<ref>«خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>. | ||
# مِلاک ارجاع امور به [[پیامبر]] {{صل}} و [[اولوالامر]]، عالم بودن آنها است: {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ}}<ref>«و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref>. | # مِلاک ارجاع امور به [[پیامبر]] {{صل}} و [[اولوالامر]]، عالم بودن آنها است: {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ}}<ref>«و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref>. | ||