مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۱٬۸۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۸: خط ۹۸:
بر طبق [[آیات]] و روایات [[امامان معصوم]]{{ع}} در [[دنیا]] و [[آخرت]] نه تنها [[اعمال]] ما را می‌بینند، بلکه به نیات [[باطنی]] ما [[آگاه]] هستند و بر اساس آن در [[قیامت]] [[شهادت]] می‌دهند که عملی را به [[اخلاص]] انجام داده‌ایم یا با [[شرک]] و [[ریا]] و مانند آنها. خداوند می‌فرماید: و بگو هر کاری می‏ خواهید بکنید که به تحقیق خدا و پیامبر او و [[مؤمنان]] (یعنی همان امامان معصوم) در [[کردار]] شما می‌نگرند؛ و به تحقیق به سوی دانای [[نهان]] و آشکار بازگردانیده می‌‏شوید. پس شما را به آنچه انجام می‏‌دادید، آگاه خواهد کرد.<ref>توبه۱۰۵؛ روایات تفسیری</ref>
بر طبق [[آیات]] و روایات [[امامان معصوم]]{{ع}} در [[دنیا]] و [[آخرت]] نه تنها [[اعمال]] ما را می‌بینند، بلکه به نیات [[باطنی]] ما [[آگاه]] هستند و بر اساس آن در [[قیامت]] [[شهادت]] می‌دهند که عملی را به [[اخلاص]] انجام داده‌ایم یا با [[شرک]] و [[ریا]] و مانند آنها. خداوند می‌فرماید: و بگو هر کاری می‏ خواهید بکنید که به تحقیق خدا و پیامبر او و [[مؤمنان]] (یعنی همان امامان معصوم) در [[کردار]] شما می‌نگرند؛ و به تحقیق به سوی دانای [[نهان]] و آشکار بازگردانیده می‌‏شوید. پس شما را به آنچه انجام می‏‌دادید، آگاه خواهد کرد.<ref>توبه۱۰۵؛ روایات تفسیری</ref>
آنان در [[جهان]] دیگر نیز نه تنها اعمال ما را می‌بینند و سخن ما را می‌شنوند بلکه [[توانایی]] [[پاسخ گفتن]] را دارند هر چند که کسانی که دلمرده و [[دل]] زنگار گرفته‌اند نمی‌شنوند. در [[زیارت]] [[نامه امام]] [[رضا]]{{ع}} آمده است: إِنَّکَ تَسْمَعُ کَلَامِی وَ تَرُدُّ سَلَامِی‌؛ براستی سخنم را می‌شنوی و [[سلام]] را پاسخ می‌دهی.<ref>بحار الأنوار-ط مؤسسه الوفاء، العلامه المجلسی، ج‌۱۰۰، ص۲۹۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مردگان آگاه‌تر از زندگان (مقاله)|مردگان آگاه‌تر از زندگان]]</ref>
آنان در [[جهان]] دیگر نیز نه تنها اعمال ما را می‌بینند و سخن ما را می‌شنوند بلکه [[توانایی]] [[پاسخ گفتن]] را دارند هر چند که کسانی که دلمرده و [[دل]] زنگار گرفته‌اند نمی‌شنوند. در [[زیارت]] [[نامه امام]] [[رضا]]{{ع}} آمده است: إِنَّکَ تَسْمَعُ کَلَامِی وَ تَرُدُّ سَلَامِی‌؛ براستی سخنم را می‌شنوی و [[سلام]] را پاسخ می‌دهی.<ref>بحار الأنوار-ط مؤسسه الوفاء، العلامه المجلسی، ج‌۱۰۰، ص۲۹۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مردگان آگاه‌تر از زندگان (مقاله)|مردگان آگاه‌تر از زندگان]]</ref>
==[[عشق به زندگی]]==
هر [[انسانی]] [[دوست]] دارد حتی در بدترین شرایط از چنگال [[مرگ]] بگریزد و داس مرگ، زندگی‌اش را درو نکند.
هرچند علاقه به [[زندگی]] و استمرار آن برای کسانی که [[اعتقادی]] به [[آخرت]] و [[معاد]] ندارند، یک امر طبیعی است؛ ولی می‌بینیم که حتی [[مؤمنان]] به آخرت و معاد نیز می‌کوشند تا زندگی خود را در [[دنیا]] استمرار بخشند و تا می‌توانند مرگشان را به تاخیر اندازند.
بیشتر کسانی که از مرگ می‌ترسند، کسانی هستند که مرگ را [[پایان زندگی]] و مرگ را با فوت و نیستی یکسان می‌دانند.
چنانکه گفته شد بسیاری از مؤمنان نیز از مرگ می‌ترسند و از آن گریزان هستند. علت این [[ترس]] را می‌بایست در [[شک]] و تردیدهای [[علمی]] و عملی آنان جست؛ زیرا کوچک‌ترین احتمال از اینکه مرگ همان فوت است نه [[وفات]]، موجب می‌شود تا عشق به زندگی [[دنیوی]] در آنان نیز [[رشد]] کند.
البته هستند کسانی که از مرگ می‌هراسند؛ چراکه خود را دست خالی می‌بینند و بر این [[گمان]] هستند که ره [[توشه آخرت]] چنانکه باید و شاید فراهم نیاورده‌اند و دست خالی به جهانی دیگر می‌روند.
اینان اگر به زندگی چسبیده‌اند به سبب همین [[احسان]] [[تهی‌دستی]] است. در دعای [[روز]] سه‌شنبه آمده است: و اجعل الحیاه زیاده لی فی کل خیر و الوفاه راحه لی من کل [[شر]]؛ و عمر و حیاتم را مایه زیادتی هرکار خیر قرار ده و مرگم را موجب [[راحتی]] از هرگونه [[شرور]] گردان.<ref>مفاتیح الجنان، دعای روز سه‌شنبه</ref>
آنان افزایش عمر را برای کسب ره [[توشه]] بیشتر برای آخرت می‌خواهند و [[ترس از مرگ]] برای این است که دست خالی نباشند. پس ترس اینان از خود [[حقیقت]] مرگ نیست، بلکه بخاطر وضعیت و موقعیت خود در آخرت است؛ زیرا می‌دانند که پس از مرگ، آخرت و زندگی دیگری است و از همین رو دنبال [[اصلاح]] [[امور اخروی]] خود هستند و از [[خدا]] می‌خواهند: اللهم أصلح لی [[دینی]] فانه عصمه أمری و أصلح لی [[آخرتی]] فانها دار مقری و الیها من مجاوره اللئام مفری خدایا [[دین]] مرا [[اصلاح]] فرما که دین، مایه [[حفظ]] همه [[شئون]] من است و عالم آخرتم را اصلاح فرما که آنجا [[منزل]] [[ابدی]] من است و جایگاه قرار من از [[آزار مردم]] [[پست]] [[دنیا]] است.
[[قرآن]] گزارش می‌کند که برخی از [[اهل]] [[ایمان]] واقعاً گرایشی به [[آخرت]] ندارند؛ زیرا چنان گرفتار [[محبت دنیا]] و [[مادیات]] [[دنیوی]] شده‌اند که [[دوست]] دارند هزاران سال [[زندگی]] کنند و [[مرگ]] سراغ آنان نرود.
این دسته از افراد مدعی آن هستند که [[بهشت]] و آخرت برای آنان است و دیگران بهره‌ای از آن نخواهند برد؛ از این رو [[خداوند]] آنان را مورد [[تمسخر]] قرار داده و می‌فرماید که اگر واقعاً این گونه است چرا آرزوی مرگ نمی‌کنند تا به بهشت در آیند؟! خداوند می‌فرماید برخی از [[یهودیان]] از [[اهل کتاب]] این گونه هستند و اینان حتی از [[مشرکان]] [[گرایش]] بیشتری به دنیا و زندگی آن دارند؛ زیرا مشرکان آخرتی را قبول ندارند، اما این مدعیان [[اعتقاد به آخرت]] خود دوست دارند تا زندگی هزار ساله داشته باشند تا این‌گونه خود را از [[عذاب الهی]] برهانند؛ چراکه بر خلاف [[آموزه‌های وحیانی]] عمل می‌کنند.<ref>بقره آیات ۹۴ تا ۹۶؛ جمعه، آیات ۵ و ۶</ref>
به هر حال، [[عشق به زندگی]] در همه موجودات از جمله [[انسان‌ها]] وجود دارد و حتی [[مؤمنان]] نیز گرایش دارند تا به عللی [[زندگی دنیوی]] آنان طولانی باشد. پس تلاش برای [[رهایی]] از مرگ به‌ویژه مرگ زودرس یک امر طبیعی است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|عوامل به تأخیر افتادن مرگ]]</ref>
==مرگ و زندگی، آفریده‌های [[الهی]]==
بر اساس [[آموزه‌های قرآنی]]، مرگ و زندگی از آفریده‌های الهی هستند. این بدان معنا خواهد بود که مرگ به معنای فقدان زندگی نیست، چنانچه [[تاریکی]] به معنای فقدان [[نور]] است، بلکه باید مرگ و زندگی را همانند [[سایه]] و نور دانست که هر دو از مصادیق وجود هستند نه آنکه یکی از مصادیق وجود و دیگری از مصادیق عدم باشد.
خداوند در [[آیه]] ۲ [[سوره ملک]] می‌فرماید: الذی [[خلق]] الموت و الحیاه، کسی که [[مرگ]] و [[زندگی]] را آفرید. پس مرگ نیز موجود از موجودات و آفریده‌ای از آفریده‌های [[الهی]] است. از همین‌رو در برخی از [[روایات]] از پایان [[مأموریت]] این مخلوق الهی در [[قیامت]] سخن به میان آمده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۵-۱۲۶، باب ۲۳، حدیث ۲۶؛ تفسیر قمی ص۴۴۴-۴۴۵؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۲۸۷، باب ۲۴، حدیث ۱۹</ref>
[[مسئولیت]] مرگ انتقال است. [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث| مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ، وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ}}؛ شما برای معدوم شدن و نابود گشتن [[آفریده]] نشده‌اید بلکه برای [[بقاء]] و [[ابدیت]] بوجود آمدید؛ و جز این نیست که به واسطه مردن از خانه‌ای به [[خانه]] دیگری کوچ می‌کنید».<ref>بحارالانوار، طبع کمپانی، ج ۱۴، ص۴۰۹</ref>
پس مرگ مسئولیت [[جابجایی]] [[انسان]] از خانه [[دنیا]] به خانه [[آخرت]] را برعهده دارد و می‌توان مرگ را نقاله انتقال از جهانی به جهانی دیگر دانست. این مسئولیت پس از انتقال به آخرت در [[روز قیامت]] برداشته می‌شود؛ زیرا برای [[اهل]] [[ایمان]]، بقای [[ابدی]] در [[بهشت ابدی]] است و برای [[کافران]] نوعی زندگی است که میانه مرگ و زندگی است؛ یعنی نه می‌میرند و نه زنده کامل هستند.<ref>اعلی، آیات ۱۲ و ۱۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|عوامل به تأخیر افتادن مرگ]]</ref>
==[[اجل مسمی]] (حتمی) و [[اجل معلق]]==
در [[آموزه‌های قرآنی]] برای مرگ و انتقال از یک [[جهان]] به جهانی دیگر، دو [[زمان]] مطرح شده است. [[اجل]] به معنای زمان، وقت معین و محدود، نهایت [[زمان عمر]]، هنگام مرگ، مدت تعیین شده برای امور، مثل نهایت مدت برای ادای [[قرض]]<ref>فرهنگ دهخدا، لاورس، معین</ref> و پایان عمر [[انسان‌ها]] [[امت‌ها]] و موجودات است.<ref>مفردات الفاظ قرآن‌کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه اجل؛ مجمع‌البیان، طبرسی، ج ۳ و ۴</ref>
این اصطلاح در [[قرآن]] برای امور [[تکوینی]] و اعتباری به کار رفته است. بر اساس آموزه‌های قرآنی همه موجودات دارای اجل و زمان معین و محدودی جهت زندگی در دنیا هستند. بنابراین، حتی خود دنیا دارای اجل است و در ساعتی، از هم پاشیده و دگرگون شده و به [[زمان]] و [[زمین]] و آسمانی دیگر تبدیل خواهد شد.<ref>ابراهیم، آیه ۴۸</ref> از همین روست که [[پرسش]] از زمان [[قیامت]] بی‌معنا خواهد بود؛ چراکه وقتی این زمان و زمین و [[آسمان]] دگرگون می‌شود، دیگر پرسش از زمان قیامت معنایی نخواهد داشت؛ زیرا اگر زمانی باشد در چارچوب [[نظام]] دیگر است که نمی‌توان با معیارهای زمانی این [[دنیا]] سنجید. بر همین اساس [[خداوند]] همواره در پاسخ از زمان قیامت می‌گوید که [[علم]] آن در نزد خداست؛ زیرا نمی‌توان پاسخی منطقی و درست به این پرسش داد؛ چراکه [[منطق]] و معیارها دگرگون می‌شود و [[برپایی قیامت]] در منطق و معیار دیگر انجام می‌گیرد.<ref>اعراف، آیه ۱۸۶؛ نازعات، آیات ۴۲ و ۴۳</ref>
خداوند در آیاتی از جمله [[آیات]] ۲ [[سوره انعام]]، ۳ و ۴ [[سوره نوح]] و ۱۰ [[سوره ابراهیم]] از [[اجل معلق]] و [[اجل مسمی]] (حتمی) سخن به میان آورده است. البته تعبیر اجل مسمی تعبیر [[قرآنی]] است اما تعبیر از اجل معلق یک تعبیری است که [[مفسران]] با توجه به تعبیر اجل مسمی قرآنی بیان کرده‌اند. در [[روایات اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{ع}} جمله «قضی اجلا» در [[آیه]] ۲ سوره انعام به [[اجل]] غیرحتمی یا معلق، [[تفسیر]] شده است.<ref>نورالثقلین، ذیل آیه</ref>
همچنین مقصود از «فی‌ کتاب» در آیه ۱۱ [[سوره فاطر]]، همان [[لوح محفوظ]] است و لازمه [[تغییر]] عمر که در آیه مطرح شده همان تغییر اجل است که مفهوم اجل معلق یا غیرمسمی یا غیرحتمی را با خود همراه دارد.<ref>نگاه کنید: مجمع‌البیان، ذیل آیه</ref>
پس دو نوع اجل حتمی و غیرحتمی داریم. اجل حتمی همان اجل مسمی به تعبیر [[قرآن]] است و آن اجلی که تا اجل مسمی به تاخیر انداخته می‌شود همان اجل معلق است. این بدان معنا است که اجل معلق قابل تغییر است و می‌تواند همان زمان تحقق یابد یا با تاخیر مواجه شود و به زمانی دیگر کشیده شود. از همین [[آیات]] این معنا به دست می‌آید که [[اجل مسمی]] هرگز تاخیربردار و تغییرپذیر نیست؛ لذا [[خداوند]] می‌فرماید که وقتی اجل مسمی برسد دیگر تاخیری صورت نمی‌گیرد، همان طوری که هرگز پیش از [[زمان]] فرا رسیدن زمان آن هم انجام نخواهد گرفت.#مؤمنون، [[آیه]] ۴۳؛ نحل، آیه ۶۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|عوامل به تأخیر افتادن مرگ]]</ref>
==زمینه‌ها و علل به تاخیر افتادن [[اجل]]==
از آیات پیشین به دست آمد که [[مرگ]] می‌تواند مقدم و موخر شود؛ این تقدم و تاخیر هر چند که در اجل مسمی و اجل حتمی انجام نخواهد شد، اما درباره [[اجل معلق]] و غیرحتم [[قطعی]] و [[یقینی]] است. براساس برخی از [[روایات]] بسیاری از [[مردم]] با اجل معلق مواجه می‌شوند و مرگ آنان در اجل مسمی انجام نمی‌گیرد، بلکه در اجل معلق انجام می‌گیرد. به این معنا که بسیاری از مردم پیش از موعد و اجل مسمای خود گرفتار مرگ می‌شوند و اگر علل و عواملی نبود که این مرگ را مقدم دارد، می‌توانست حتی موخر بدارد و تا زمان اجل مسما به طول انجامد.
خداوند در آیه ۱۰ [[سوره ابراهیم]] می‌فرماید: قالت رسلهم أفی [[الله]] [[شک]] [[فاطر]] السماوات و الارض یدعوکم لیغفر لکم من ذنوبکم ویؤخرکم الی أجل مسمی قالوا ‌ان أنتم الا [[بشر]] مثلنا تریدون أن تصدونا عما کان یعبد آباونا فأتونا بسلطان [[مبین]]؛ پیامبرانشان گفتند: «مگر درباره [[خدا]]- پدید‌آورنده [[آسمانها]] و [[زمین]]- تردیدی هست؟ او شما را [[دعوت]] می‌کند تا پاره‌ای از گناهانتان را بر شما ببخشاید و تا زمان معینی شما را مهلت دهد». گفتند: «شما جز بشری مانند ما نیستید. می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز دارید. پس برای ما حجتی آشکار بیاورید».
همچنین در آیه ۴ [[سوره نوح]] آمده است: یغفر لکم من ذنوبکم و یوخرکم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لایوخر لوکنتم تعلمون؛ تا برخی از گناهانتان را بر شما ببخشاید و اجل شما را تا وقتی معین به تأخیر اندازد. اگر بدانید، چون وقت مقرر خدا برسد، تاخیر بر نخواهد داشت».
پس شکی نیست که [[انسان]] می‌تواند [[اجل]] خود را جلو بیندازد یا به تاخیر اندازد. یعنی انسان اسباب و عواملی را ایجاد می‌کند که مرگش را پیش یا پس می‌اندازد. چنانکه گفته شد، بسیاری از [[مردم]] پیش از اجل مسما می‌میرند. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید من یموت بالذنوب اکثر ممن یموت بالاجال و من یعیش بالاحسان اکثر ممن یعیش بالاعمار؛ تعداد کسانی که به واسطه [[گناهان]] خود می‌میرند از کسانی که به واسطه به سرآمدن عمر (اجل حتمی) می‌میرند بیشتر است و تعداد کسانی که به سبب [[احسان]] و [[نیکوکاری]] [[زندگی]] دراز می‌کنند، افزون‌تر از کسانی است که با عمر طبیعی زندگی می‌کنند)<ref>بحارالانوار، ج۵، ص۱۴۰؛ و نیز بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۵۴؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۱، ص۴۸۸، ماده ذنب</ref>
امام صادق{{ع}} درباره تاثیر گناهان و [[بی‌تقوایی]] در مرگ‌های زودرس می‌فرماید: «نغوذبالله من الذنوب التی تعجل الفناء و [[تقرب]] الاجال و تخلی الدیار و هی قطعیه الرحم و العقوق و ترک [[البر]]»؛ به [[خدا]] [[پناه]] می‌برم از گناهانی که نابودی را [[شتاب]] می‌دهند و [[مرگ‌ها]] را نزدیک می‌سازند و [[خانه‌ها]] را ویران می‌کنند و آنها [[قطع رحم]] و [[آزردن]] و [[نافرمانی]] پدر و مادر و ترک احسان و [[نیکی]] است».<ref>الکافی، ج۲، ص۴۴۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|عوامل به تأخیر افتادن مرگ]]</ref>
==عوامل به تأخیر افتادن اجل==
در [[آیات]] و [[روایات]] علل و عواملی به عنوان علل تاخیر در [[اجل معلق]] بیان شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره خواهد شد:
# [[اجابت]] [[دعوت]] خدا: اجابت [[دعوت الهی]]، زمینه [[طولانی شدن عمر]] تا [[اجل مسمی]] است. پس [[انسان‌ها]] می‌توانند با استفاده از این عامل، [[مرگ]] خویش را تا [[زمان]] اجل مسمی به تاخیر اندازند.<ref>ابراهیم، آیه ۱۰</ref>
# [[اطاعت از پیامبران الهی]]: [[اطاعت از پیامبر الهی]]، زمینه استمرار [[حیات انسان]] تا اجل معین و مسماست که در آیات ۱ تا ۴ [[سوره نوح]] به آن اشاره شده است.
# [[تقوای الهی]]: [[تقوا]]، زمینه طولانی شدن عمر انسان تا اجل مشخص و مسماست که [[خداوند]] در همین [[آیات]] پیش گفته به این عامل نیز توجه داده است.
# [[عبادت]] و [[بندگی]]: از همین آیات پیشین به دست می‌آید که عبادت، زمینه تأخیر [[مرگ]] [[انسان‌ها]] تا [[اجل مسمی]] است. پس انسان‌ها با عبادت خداوند می‌توانند مرگ خویش را تا [[زمان مرگ]] حتمی به تاخیر اندازند.
# [[صله رحم]]: از دیگر عوامل بسیار تاثیرگذار در تاخیر مرگ صله رحم است. [[پیامبر گرامی]]{{صل}} دراین‌باره می‌فرماید: ان الصدقه و [[صله]] الرحم تعمران الدیار و تزیدان فی الاعمار؛ [[انفاق در راه خدا]] و صله رحم، [[خانه‌ها]] را آباد و عمرها را طولانی می‌کند.<ref>حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج۴، ص۳۵۴ و ۳۵۵</ref>
# [[صدقه]]: همان طوری که [[پیامبر]]{{صل}} بیان کرده است، صدقه از دیگر عوامل افزایش عمر و تاخیر مرگ تا [[اجل]] مسماست.
# [[بر و نیکی]]: [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: [[البر]] و صدقه [[السر]] ینفیان الفقر و یزیدان فی العمر و یدفعان عن سبعین میته [[سوء]]؛ [[نیکوکاری]] و [[انفاق]] پنهانی [[فقر]] را برطرف ساخته، عمر را افزایش می‌دهد و از هفتادگونه [[مرگ و میر]] بد جلوگیری می‌کند».<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۷۷</ref>
# [[ترک گناه]] و اجتناب از آن: براساس آیات ۱ تا ۴ [[سوره نوح]] این معنا نیز به دست می‌آید که [[اجتناب از گناه]] و ترک آن موجب افزایش عمر و تاخیر آن تا [[زمان]] اجل مسماست.
# [[ایمان]]: ایمان نقش تعیین‌کننده در [[زندگی]] [[بشر]] دارد. از جمله کارکردهای ایمان، تاخیر مرگ تا زمان اجل مسماست.<ref>ابراهیم، آیه۱۰</ref>
# [[رهایی]] از [[شک]]: از همین [[آیه]] ۱۰ [[سوره ابراهیم]] به دست می‌آید که رهایی از شک موجب افزایش عمر تا اجل مسماست و اما کسانی که دچار شک هستند و [[ایمانی]] ندارند، اینان با مرگ زودرس مواجه خواهند شد.
موارد فوق تنها گوشه‌ای از علل و عواملی است که موجب افزایش عمر و تاخیر آن تا زمان اجل مسماست. از آنجایی که بسیاری از [[مردم]] گرفتار مرگ زودرس می‌شوند و به [[اجل معلق]] می‌میرند، می‌توانند با بهره‌گیری از [[آموزه‌های وحیانی اسلام]] [[مرگ]] خویش را تا [[زمان]] [[اجل]] مسما به تاخیر اندازند و از [[زندگی]] بیشتری بهره‌مند شوند و خود را برای [[مقامات]] [[برتر]] و زندگی بهتر در [[آخرت]] آماده سازند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|عوامل به تأخیر افتادن مرگ]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۰۵: خط ۱۵۷:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ و زندگی در قرآن (مقاله)|'''حقیقت مرگ و زندگی در قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ و زندگی در قرآن (مقاله)|'''حقیقت مرگ و زندگی در قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مردگان آگاه‌تر از زندگان (مقاله)|'''مردگان آگاه‌تر از زندگان''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مردگان آگاه‌تر از زندگان (مقاله)|'''مردگان آگاه‌تر از زندگان''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|'''عوامل به تأخیر افتادن مرگ''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۵۳

ویرایش