جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
بدون خلاصۀ ویرایش |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[شیخ طبرسی]] با ژرفنگری در عبارات لغتدانان کوشیده است دایره معنای [[امام]] را گستردهتر تعریف کند. وی به [[جایگاه امام]] و [[پیروی]] [[مردم]] از [[امام]] توجه کرده و در اینباره نوشته است: از لفظ [[امام]] دو چیز را میتوان استفاده کرد: | [[شیخ طبرسی]] با ژرفنگری در عبارات لغتدانان کوشیده است دایره معنای [[امام]] را گستردهتر تعریف کند. وی به [[جایگاه امام]] و [[پیروی]] [[مردم]] از [[امام]] توجه کرده و در اینباره نوشته است: از لفظ [[امام]] دو چیز را میتوان استفاده کرد: | ||
#[[امام]] کسی است که به [[کارها]] و گفتههای وی [[اقتدا]] میشود. | # [[امام]] کسی است که به [[کارها]] و گفتههای وی [[اقتدا]] میشود. | ||
#[[امام]] کسی است که به اداره کردن و برنامهریزی کار [[مردم]] [[اقدام]] میورزد و دارای جایگاهی چون مجازات تجاوزکاران به [[حقوق]] دیگران، [[سرپرستی]] [[کارگزاران]]، [[اقامه حدود الهی]]، جنگیدن با جنگافروزان و اختلافبرانگیزان است. | # [[امام]] کسی است که به اداره کردن و برنامهریزی کار [[مردم]] [[اقدام]] میورزد و دارای جایگاهی چون مجازات تجاوزکاران به [[حقوق]] دیگران، [[سرپرستی]] [[کارگزاران]]، [[اقامه حدود الهی]]، جنگیدن با جنگافروزان و اختلافبرانگیزان است. | ||
بر پایه معنای نخست، هیچ [[پیامبری]] نیست، مگر آنکه [[امام]] بوده است؛ اما بر اساس معنای دوم، هر [[پیامبری]] لازم نیست [[امام]] باشد؛ زیرا امکان دارد [[پیامبری]] از [[ناحیه]] [[خدای متعال]] ماموریت مجازات جنایتکاران و جنگیدن با [[دشمنان]] و [[دفاع]] از [[دین]] و [[مبارزه]] با [[کافران]] را نداشته باشد<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref>. | بر پایه معنای نخست، هیچ [[پیامبری]] نیست، مگر آنکه [[امام]] بوده است؛ اما بر اساس معنای دوم، هر [[پیامبری]] لازم نیست [[امام]] باشد؛ زیرا امکان دارد [[پیامبری]] از [[ناحیه]] [[خدای متعال]] ماموریت مجازات جنایتکاران و جنگیدن با [[دشمنان]] و [[دفاع]] از [[دین]] و [[مبارزه]] با [[کافران]] را نداشته باشد<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref>. | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
علاوه بر روایتهای یاد شده که از مهمترین دلیلها بر [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} است، دیگر [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز سخنان [[ارزشمندی]] در اینباره فرمودهاند، که برخی بدین قرار است: | علاوه بر روایتهای یاد شده که از مهمترین دلیلها بر [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} است، دیگر [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز سخنان [[ارزشمندی]] در اینباره فرمودهاند، که برخی بدین قرار است: | ||
#[[امام حسن]]{{ع}}، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین [[فرزند]] [[برادر]] خود [[امام حسین|حسین]] و پسر [[سرور]] کنیزان دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۵.</ref>. | # [[امام حسن]]{{ع}}، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین [[فرزند]] [[برادر]] خود [[امام حسین|حسین]] و پسر [[سرور]] کنیزان دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۵.</ref>. | ||
#[[امام حسین]]{{ع}} در اشاره به [[امامت]] نهمین پیشوای [[هدایتگر]] از [[نسل]] خود، از وی با "[[قائم]] به [[حق]]" یاد کرده است<ref>{{متن حدیث|فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۷.</ref>. | # [[امام حسین]]{{ع}} در اشاره به [[امامت]] نهمین پیشوای [[هدایتگر]] از [[نسل]] خود، از وی با "[[قائم]] به [[حق]]" یاد کرده است<ref>{{متن حدیث|فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۷.</ref>. | ||
#[[امام سجاد]]{{ع}} نیز به [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} اشاره کرده، آن حضرت را دوازدهمین [[جانشینان]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیشوایان]] پس از او دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۹.</ref>. | # [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} اشاره کرده، آن حضرت را دوازدهمین [[جانشینان]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیشوایان]] پس از او دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۹.</ref>. | ||
#[[امام باقر]]{{ع}} [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین پیشوای پس از [[حسین بن علی]]{{ع}} و [[قائم]] آنها خوانده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۵.</ref>. | # [[امام باقر]]{{ع}} [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین پیشوای پس از [[حسین بن علی]]{{ع}} و [[قائم]] آنها خوانده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۵.</ref>. | ||
#ششمین پیشوای [[شیعیان]]، به روشنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} را دوازدهمین از [[پیشوایان]] [[هدایت]] پس از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ذکر کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۴۲.</ref>. | #ششمین پیشوای [[شیعیان]]، به روشنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} را دوازدهمین از [[پیشوایان]] [[هدایت]] پس از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ذکر کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۴۲.</ref>. | ||
#هفتمین [[امام]] [[معصوم]] نیز آن حضرت را پنجمین از [[فرزندان]] خود دانسته است. [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین (کتاب)|کمال الدین]] به سندی صحیح به [[نقل]] از [[یونس بن عبد الرحمن]] آورده است که گفت: به محضر [[امام کاظم|امام موسی بن جعفر]] {{عم}} مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن [[پیامبر خاتم|رسول الله]] آیا تو [[قائم]] بالحقّ هستی؟ فرمودند: من هم [[قائم بالحق]] هستم و لکن آن قائمی که [[زمین]] را از [[دشمنان]] خدای عز و جل [[پاک]] میکند و آن را پر از [[عدالت]] مینماید، همچنانکه از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد، پنجمین [[فرزند من]] است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر [[جان]] خود میترسد. در این مدت عدّهای از [[حق]] برگشته و عدهای دیگر ثابتقدم میمانند. سپس فرمود: خوشا به حال [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما به رشته [[ولایت]] ما چسبیده و به [[دوستی]] ما ثابت مانده و از [[دشمنان]] ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنهاییم<ref>{{متن حدیث|عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ ع طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُم}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. | #هفتمین [[امام]] [[معصوم]] نیز آن حضرت را پنجمین از [[فرزندان]] خود دانسته است. [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین (کتاب)|کمال الدین]] به سندی صحیح به [[نقل]] از [[یونس بن عبد الرحمن]] آورده است که گفت: به محضر [[امام کاظم|امام موسی بن جعفر]] {{عم}} مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن [[پیامبر خاتم|رسول الله]] آیا تو [[قائم]] بالحقّ هستی؟ فرمودند: من هم [[قائم بالحق]] هستم و لکن آن قائمی که [[زمین]] را از [[دشمنان]] خدای عز و جل [[پاک]] میکند و آن را پر از [[عدالت]] مینماید، همچنانکه از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد، پنجمین [[فرزند من]] است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر [[جان]] خود میترسد. در این مدت عدّهای از [[حق]] برگشته و عدهای دیگر ثابتقدم میمانند. سپس فرمود: خوشا به حال [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما به رشته [[ولایت]] ما چسبیده و به [[دوستی]] ما ثابت مانده و از [[دشمنان]] ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنهاییم<ref>{{متن حدیث|عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ ع طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُم}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. | ||
#[[امام رضا]]{{ع}} پس از اشاره به [[دوران غیبت]] و سختیهای آن، سبب آن سختیها را پنهان بودن پیشوای ایشان ذکر کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۷۳.</ref>. | # [[امام رضا]]{{ع}} پس از اشاره به [[دوران غیبت]] و سختیهای آن، سبب آن سختیها را پنهان بودن پیشوای ایشان ذکر کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۷۳.</ref>. | ||
#[[امام جواد]]{{ع}} نیز درباره آن حضرت، وی را سومین از [[فرزندان]] خود دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۷.</ref>. | # [[امام جواد]]{{ع}} نیز درباره آن حضرت، وی را سومین از [[فرزندان]] خود دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۷.</ref>. | ||
#[[امام هادی]]{{ع}}، جدّ بزرگوار آن حضرت نیز به [[پیشوایی]] آن حضرت پس از [[فرزند]] خود [[امام عسکری]]{{ع}} تأکید کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۳.</ref>. | # [[امام هادی]]{{ع}}، جدّ بزرگوار آن حضرت نیز به [[پیشوایی]] آن حضرت پس از [[فرزند]] خود [[امام عسکری]]{{ع}} تأکید کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۳.</ref>. | ||
#و سرانجام این تلاش پیوسته، به دست یازدهمین پیشوای [[معصوم]]{{ع}} به اوج خود رسید که در آن، آخرین [[ذخیره الهی]] به [[نیکوترین]] صورت ممکن، معرفی شده است؛ آنجا که از آن حضرت درباره درستی یا چگونگی این خبر که به [[نقل]] از [[پدران]] بزرگوارش رسیده است، پرسیدند که: "[[زمین]]، هیچگاه از [[حجت خدا]] بر خلقش خالی نیست. هرکس بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است<ref>{{متن حدیث|أَنَ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَنَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. آن حضرت فرمود: این مطلب [[حق]] است؛ آنگونه که روز، [[حق]] است<ref>{{متن حدیث|أَنَ هَذَا حَقٌ كَمَا أَنَ النَّهَارَ حَقٌ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. سپس از آن حضرت سؤال شد: ای پسر [[پیامبر]]! [[حجت]] و [[امام]] پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم [[محمّد]]. او [[امام]] و [[حجّت]] پس از من است. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است"<ref>{{متن حدیث|ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. | #و سرانجام این تلاش پیوسته، به دست یازدهمین پیشوای [[معصوم]]{{ع}} به اوج خود رسید که در آن، آخرین [[ذخیره الهی]] به [[نیکوترین]] صورت ممکن، معرفی شده است؛ آنجا که از آن حضرت درباره درستی یا چگونگی این خبر که به [[نقل]] از [[پدران]] بزرگوارش رسیده است، پرسیدند که: "[[زمین]]، هیچگاه از [[حجت خدا]] بر خلقش خالی نیست. هرکس بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است<ref>{{متن حدیث|أَنَ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَنَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. آن حضرت فرمود: این مطلب [[حق]] است؛ آنگونه که روز، [[حق]] است<ref>{{متن حدیث|أَنَ هَذَا حَقٌ كَمَا أَنَ النَّهَارَ حَقٌ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. سپس از آن حضرت سؤال شد: ای پسر [[پیامبر]]! [[حجت]] و [[امام]] پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم [[محمّد]]. او [[امام]] و [[حجّت]] پس از من است. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است"<ref>{{متن حدیث|ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
از آنجا که شرایط [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} دیگرگون بود، تردیدهایی در ذهن [[شیعه]] پدید آورده، کار [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را مشکل ساخت. آن حضرت، نه فقط در سن کمتر از دیگر [[امامان]] به [[امامت]] رسید، بلکه ولادتش نیز به خاطر مصالحی پنهانی بود و تا زمان [[امامت]]، جز اندکی، [[جمال]] دلآرای او را ندیده بودند. البته حافظه [[شیعه]]، آموزههای [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر زمینهسازی کرده بودند<ref>ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود. | از آنجا که شرایط [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} دیگرگون بود، تردیدهایی در ذهن [[شیعه]] پدید آورده، کار [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را مشکل ساخت. آن حضرت، نه فقط در سن کمتر از دیگر [[امامان]] به [[امامت]] رسید، بلکه ولادتش نیز به خاطر مصالحی پنهانی بود و تا زمان [[امامت]]، جز اندکی، [[جمال]] دلآرای او را ندیده بودند. البته حافظه [[شیعه]]، آموزههای [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر زمینهسازی کرده بودند<ref>ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود. | ||
شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگیهای خاصی هستند، بین انسانهای معمولی نیز کسانی یافت میشوند که دارای نبوغ خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز میکند. یکی از پژوهشگران معاصر، پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، [[کودکان]] نابغهای را مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون [[ابو علی سینا]]، [[فاضل هندی]]، [[توماس یونگ]]، را فقط نمونهای از اینگونه انسانها دانسته است<ref>ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref> | شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگیهای خاصی هستند، بین انسانهای معمولی نیز کسانی یافت میشوند که دارای نبوغ خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز میکند. یکی از پژوهشگران معاصر، پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، [[کودکان]] نابغهای را مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون [[ابو علی سینا]]، [[فاضل هندی]]، [[توماس یونگ]]، را فقط نمونهای از اینگونه انسانها دانسته است<ref>ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref> | ||
برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] [[برگزیده]] و [[شایسته]] خود بخشیده است و در این [[بخشش]] سن و سال، دخالتی ندارد؛ از اینرو امر [[پیشوایی]] در [[کودکی]]، نه فقط امری بعید نیست که در طول [[تاریخ]] میان [[پیامبران الهی]]{{عم}} سابقهای دیرینه دارد و کسانی که برای خردهگیری بر [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} این مطلب را دستاویز خود قرار دادهاند، در بیان [[پیامبری]] برخی [[پیامبران]] و نبوغ برخی بزرگان [[دین]] و [[دانش]] هیچ تردیدی به خود راه ندادهاند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] [[برگزیده]] و [[شایسته]] خود بخشیده است و در این [[بخشش]] سن و سال، دخالتی ندارد؛ از اینرو امر [[پیشوایی]] در [[کودکی]]، نه فقط امری بعید نیست که در طول [[تاریخ]] میان [[پیامبران الهی]]{{عم}} سابقهای دیرینه دارد و کسانی که برای خردهگیری بر [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} این مطلب را دستاویز خود قرار دادهاند، در بیان [[پیامبری]] برخی [[پیامبران]] و نبوغ برخی بزرگان [[دین]] و [[دانش]] هیچ تردیدی به خود راه ندادهاند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||