نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Amini(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۵۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۵۸ توسط Amini(بحث | مشارکتها)
رسول خدا(ص) به پاکیزگی و آراستگی ظاهر خویش بسیار اهمیت میداد و پیوسته بر لزومآراستگی و زینت مسلمانان نیز تأکید میفرمود. آن حضرت، هر روز در آینه نگاه میکرد و موهای سرش را شانه میزد [۲]. گاهی نیز برای مرتب کردن موهای خود در آب مینگریست[۳]. از امیرمؤمنان(ع) نیز روایت شده است که پیامبر خدا(ص) موهای خود را شانه کرده، بیشتر اوقات آن را با آب صاف میکرد و میفرمود: آب برای خوشبو کردن مؤمن، کافی است[۴][۵].
آن حضرت، خود را نه تنها برای خانوادهاش بلکه برای یارانش نیز میآراست. روزی عایشه دید که رسول خدا(ص) پیش از رفتن نزد یارانش در ظرف آبی نگاه میکند و موهایش را مرتب میسازد؛ پس گفت: "پدر و مادرم به فدایت! در آب نگاه میکنی و موهایت را منظم میکنی؛ در حالی که تو پیامیر(ص) و بهترین خلق خدایی؟" رسول اکرم(ص) فرمود: خداونددوست دارد هنگامی که بندهای نزد برادرانش میرود، خود را برای آنان بیاراید و زیبا سازد[۶][۷].
نبی اکرم(ص) موهای سرش را که از نرمه گوشش تجاوز نمیکرد[۸] هر روز با شانه مرتب و هر روز دوبار محاسن خویش را شانه میکرد[۹]. آن بزرگوار، موهای سر و محاسنش را با سدر[۱۰] یا گل خطمی میشست[۱۱] و به آن روغن میمالید و روغن زدن به مو را دوست داشت و از ژولیدگی بدش میآمد[۱۲]. حضرت، موی زیبا را پوششی خدایی میدانست و به مسلمانان سفارش میکرد که به موهای خود رسیدگی کنند[۱۳][۱۴].
رسول خدا(ص) درباره داشتن محاسن و آراستگی آن تأکید داشت و میفرمود: آتشپرستها ریش خود را میتراشند و سبیل را پرپشت میسازند و ما سبیل خود را کوتاه کرده، محاسن را بلند میسازیم[۱۵]. با این حال، مسلمانان را از بلند کردن بیش از حد ریش و ژولیدگی آن، برحذر میداشت. نقل شده است، روزی ایشان مردی را دید که موهای صورتش بلند و ژولیده بود، پس فرمود: چه ضرر داشت اگر این مرد، ریش خود را اصلاح میکرد؟ آن مرد، چون سخن پیامبر(ص) را شنید، رفت و ریش خود را اصلاح کرد و سپس نزد آن حضرت بازگشت، خاتم انبیا(ص) وقتی او را دید، فرمود: این گونه اصلاح کنید[۱۶]. همچنین ایشان بر کوتاه کردن سبیل تأکید داشت و میفرمود: شارب و موی خود را بچینید و خود را بر این کار مجبور کنید؛ این کار بر زیبایی شما میافزاید[۱۷]. حضرت رسول(ص) کوتاه کردن موی سبیل را به گونهای که لب آشکار شود؛ از سنتهای خود بر میشمرد[۱۸]. رسول خدا(ص) خضاب میکرد[۱۹] و به مسلمانان نیز توصیه میفرمود که موهای خود را رنگ کنند. خاتم انبیا(ص) معمولا با حنا و کتم (نوعی رنگ) موهای سر و صورتش را رنگ میکرد[۲۰] و میفرمود: بهترین رنگی که میتوانید با آن موهای سپید خود را بدان رنگ خضاب کنید، حنا و کتم است[۲۱]. رسول خدا(ص) دوست داشتنیترین رنگها را برای خضاب، رنگ مشکی میدانست[۲۲] و میفرمود: رنگ مشکی، نوراسلام و ایمان، و سبب محبت زنانتان و ترس دشمنانتان است[۲۳][۲۴].
روایت شده است که روزی مردی نزد پیامبر(ص) آمد، در حالی که ریشهایش را با رنگ زرد، خضاب کرده بود؛ آن حضرت فرمود: "سیمای او چه قشنگ است". روز دیگر، آن مرد در حالی نزد پیامبر(ص) آمد که ریش خود را با حنا سرخ کرده بود. فرستاده خدا(ص) فرمود: این، زیباتر است. روز دیگر، آن مرد در حالی به دیدارپیغمبر(ص) آمد که ریش خود را سیاه کرده بود. پیامبر(ص) خندید و فرمود: رنگ مشکی از آن دو رنگ بهتر است[۲۵]. طبق برخی روایات، آب سدر هم از چیزهایی بود که رسول خدا(ص) برای رنگ کردن ریش خود از آن بهره میگرفت[۲۶][۲۷].
نبیخدا مسواک میزد و دیگران را نیز به این کار بسیار سفارش میفرمود. آن بزرگوار، پیش از هر نماز[۲۸] و پیش از خواب[۲۹] و طبق نقلی، شبی سه بار مسواک میزد: یک بار پیش از خواب، یک بار وقتی که از خواب برای راز و نیاز برمیخاست و یک بار پیش از آنکه برای نماز صبح بیرون رود[۳۰]. همچنین میفرمود: آن قدر به مسواک زدن، فرمان داده شدم که ترسیدم بر من واجب شود[۳۱]. آن بزرگوار، ناخنهایش را نیز به طور مرتب، هر جمعه پیش از نماز کوتاه میکرد[۳۲][۳۳].
لباسهایش در حین سادگی همواره پاکیزه بود و دیگران را نیز به نظافت لباسها توصیه میکرد[۳۴] و میفرمود: "لباسهایتان را تمیز و موهای خود را کوتاه کنید و مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید؛ زیرا یهودیان چنین نمیکردند و زنانشان منحرف شدند" [۳۵]؛ در برخی منابع نقل شده است، زمانی که نمایندگان دیگر قبایل به نزد ایشان وارد میشدند، ایشان زیباترین و بهترین لباسش را میپوشید و اصحاب را نیز به این کار دستور میداد[۳۶]. خاتم رسولان(ص) پوشیدن کفش خوب و مناسب را هم از مصادیق آراستگی برمیشمرد و کفش خوب را خلخال زینت مردان معرفی میکرد[۳۷][۳۸].
محبوبترین چیزها نزد رسول خدا(ص) عطر بود و آن را بسیار دوست داشت[۳۹] و برای تهیه آن، بیش از خوراک، هزینه میکرد[۴۰]. استفاده ایشان از عطر به حدی بود که به خاطر کثرت استفاده از آن رنگ محاسن و موی سر ایشان به رنگ سرخ تغییر یافته بود[۴۱]. هنگامی که از خانه خارج میشد، مردم از بوی خوش آن حضرت میفهمیدند که آمده است[۴۲] و از بوی عطرش میفهمیدند که از چه مکانی عبور کرده است[۴۳]. گفتهاند، هدیه عطر از چیزهایی بود که حضرت، آن را رد نمیکرد[۴۴]. رسول خدا(ص) بوی خوش را دوست داشت و خوش نداشت که از وی بوی آزاردهندهای به مشام برسد[۴۵]؛ از این رو، همواره خود را خوشبو و از خوردن سیر و پیاز و تره به علت بوی بدشان خودداری میکرد[۴۶] و غذایی را هم که در آن سیر بسیار داشت، نمیخورد تا مردم را از بوی بدش آزردهخاطر نسازد[۴۷]. به همین خاطر، رسول اکرم(ص) حتی از عسلی که در آن مغافیر[۴۸] وجود داشت، نمیخورد[۴۹][۵۰].
رسول خدا(ص) روزهای جمعه و عیدهای فطر و قربان با وضعی بهتر و آراستهتر از روزهای دیگر میان مردم ظاهر میشد. آن حضرت پس از اصلاح و غسل، ناخنهایش را کوتاه میکرد، لباس نو میپوشید[۵۱]، مسواک میزد[۵۲] و به موهایش روغن میزد و آنها را معطر میکرد[۵۳]. اگر آن حضرت، عطری نمییافت، روسری معطر زنان خود را با آب، تر میکرد و سپس آن را به صورت خویش میکشید تا اینکه بدنش معطر شود[۵۴] و یا اینکه بر لباس رنگشده با زعفران، آب میپاشید و سپس آن را به صورت و دست خود میکشید[۵۵]. رسول اکرم(ص) علاوه بر لباسهای روزمره، دو جامه و عمامه داشت که مخصوص روزهای جمعه بود[۵۶].[۵۷][۵۸].
رسول خدا(ص) با اینکه بر آراستگیها و زیباییهای مشروع تأکید داشت، اما مسلمانان، اعم از زن یا مرد را از برخی آراستگیها و زینتهای حرام برحذر میداشت. ایشان مردان را از پوشیدن لباسهای ابریشمی، دیبا و خز نهی میکرد[۵۹] و استفاده از طلا را برای زینت بر مردان ممنوع میدانست. آن حضرت، طلا را زینت مشرکان و نقره را زیور مردان مسلمان معرفی کرده است[۶۰][۶۱].
همچنین رسول خدا(ص) زنان را نهی میکرد که زینت و بوی خوش را برای غیر شوهرانشان استفاده کنند[۶۲] و به آنان سفارش میفرمود که پس از استفاده از بوی خوش در نماز جماعت حاضر نشوند[۶۳]. آن بزرگوار، گناه رساندن بوی خوش به مشام مردان نامحرم را همتای عمل زشتزنا برشمرده است[۶۴][۶۵].
↑شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۹؛ الجعفریات، ص ۱۵۶؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنف، ج ۶، ص ۵۹ و نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۲۵.
↑ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۱، ص ۱۲۲.
↑مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۱۲۲.
↑الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۲ و مکارم الاخلاق، ص ۸۴.
↑الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۷ - ۳۳۸؛ نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۴؛ نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۶۰ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.
↑الطبقات الکبری ج ۱،، ص ص ۳۳۸ ۳۴۰،. مسند احمد، ج ۵، ص ۱۴۷ و عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۱۳.