عصر امامان اهل بیت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

عصر امام علی(ع)

دوران زندگی امام علی(ع) به پنج دوره تقسیم می‌‌شود: از ولادت تا بعثت؛ از بعثت تا هجرت رسول خدا(ص)؛ از هجرت تا رحلت رسول خدا، از رحلت رسول اکرم(ص) تا خلافت و از خلافت تا شهادت.

علی بن ابی طالب(ع)، روز جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل (۱۰ سال پیش از بعثت)، مطابق با سال ۵۹۹ یا ۶۰۰ میلادی، در مکّه و درون کعبه به دنیا آمد[۱]، پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بود[۲].

دوران کودکی امام با قطحی در شبه جزیره عربستان همزمان شد، به گونه‌ای که زندگی بر ابوطالب سخت می‌گذشت. رسول خدا(ص) به همراه عباس عموی خود که وضعیت مالی خوبی داشتند از فرزندان ابوطالب را تحت کفالت خود قرار دادند و رسول خدا(ص) علی(ع) و عباس، جعفر را با خود به خانه بردند و علی(ع) تا زمان بعثت رسول خدا(ص) در خانه آن حضرت بود[۳].

نزدیکی امام علی(ع) به پیامبر اکرم(ص) موجب آن شد که پس از بعثت حضرت محمد(ص) به مقام رسالت و نبوّت، علی(ع) نخستین مردی باشد که به آن حضرت ایمان آورد[۴].

بعد از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، آن حضرت، علی(ع) را جایگزین خود در مکه کرده بود تا امانت‌های مردم را به آنان برگرداند و بدهی‌های مردمان را نیز از آنان بازستاند و آنگاه به همراه تنی چند از جمله مادرش، فاطمه بنت اسد، فاطمه زهرا(س) به پیامبر بپیوندد. چند ماهی از حضور مهاجران مسلمان در مدینه نگذشته بود که پیامبر(ص)، برای تحکیم ارتباط آنان با مسلمانان یثربی (انصار) میان ایشان عهد اخوت و برادری برقرار کرد و علی(ع) را با شخص خودشان برادر نموده بود[۵]. در مدینه نیز همین کار تکرار شد[۶]

امیرالمؤمنین(ع) در سال اول، دوم یا سوم هجرت با دختر پیامبر ازدواج کرد و در همه غزوات (جز غزوه تبوک) و سرایا شرکت داشت و در جنگ نقش مهمی ایفا می‌کرد.

پیامبر اکرم(ص) در سال دهم هجرت پس از مناسک حج و هنگام بازگشت در محلی به نام غدیرخم، در نزدیکی جُحفه، به امر الهی بازایستاد و دستور الهی مبنی بر نصب امام علی(ع) و جانشینانش به خلافت و رهبری مردمان را بیان کرد.

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) مهم‌ترین رویداد، تشکیل شورای سقیفه بنی ساعده بود. در این شورا، ابوبکر را به عنوان نخستین خلیفه مسلمانان برگزیدند و فرمان و وصیت پیامبر(ص) درباره خلافت علی(ع) را کنار نهادند. پس از ماجرای سقیفه، امام از مسند خلافت و حق مسلم خویش به مدت ۲۵ سال کنار گذاشته شد و در اولین گام، ابوبکر بر مسند خلافت نشست. ابوبکر پیش از مرگش عمر را به جانشینی برگزید. عمر نیز پس از ده سال و شش ماه به‌دست شخصی به‌نام ابولؤلؤ به قتل رسید. او پیش از مرگ شورایی متشکل از شش نفر (شامل امام علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی‌وقاص) تشکیل داد و نصب خلیفه بعدی را به این شورا واگذار کرد. پس از عمر، عثمان بن عفان به خلافت رسید.

پس از کشته شدن خلیفۀ سوم، مردمِ به خانه علی(ع) هجوم آورده و از او خواستند خلافت ظاهری و حکومت را بر عهده بگیرد. آن حضرت هر چند ابتدا استنکاف کرده و دعوت آنان را نپذیرفت اما در نهایت با اصرار مردم و تمام شدن حجت، خلافت را قبول کرده و شصت و نه ماه حکومت کرد.

امیرالمؤمنین(ع) در دوره کوتاه حکومت خود که با درخواست مردم تشکیل شده بود با سه جنگ داخلی (جنگ جمل، جنگ صفین, جنگ نهروان) روبه‌رو گردید که طولانی‌ترین آنها جنگ با شورشیان سرزمین شام به سرکردگی معاویه بود[۷].

عصر امام حسن مجتبی(ع)

دوران زندگانی امام مجتبی(ع) را می‌توان به پنج دوره تقسیم کرد: هفت سال با پیامبر؛ ۲۵ سال در زمان خلفا؛ حدود پنج سال دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع)؛ هفت ماه دوران خلافت حضرت از رمضان سال ۴۰ تا جمادی الأولای سال ۴۱ هجری[۸] و ده سال آخر عمر حضرت در زمان خلافت معاویه.

امام حسن(ع) در زمان حیات رسول اکرم(ص) به دنیا آمدند. حضرت شبیه‌ترین افراد به پیامبر(ص)[۹] و مورد علاقه شدید آن حضرت بود. در دوران خلافت ابوبکر و عمر، از امام حسن(ع) که خردسال بود، گزارش‌هایی در دست است[۱۰]. حضرت هنگام به خلافت رسیدن عثمان[۱۱]، نزدیک ۲۰ سال داشت. مواضع سیاسی حضرت با پدرشان در این ایام همسو بود، چنان که در آینده در نامه‌نگاری با معاویه تأکید کرد که خلافت را حق خاندان پیامبر(ص) می‌دانست[۱۲]؛ ولی به پیروی از پدر، سیاست مدارا و راهنمایی را در رفتار با خلفا در پیش گرفت.

امام حسن(ع) در دوران خلافت علی(ع) در صحنه‌ها حضور یافت و در همه مقاطع و جنگ‌ها (جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان) پدر را همراهی کرد. در دوران حکومت حضرت علی(ع) پدر، گاهی برخی وظایف مانند خواندن خطبه نماز جمعه را به امام حسن(ع) می‌سپرد[۱۳]، چنان که پاسخگویی به برخی مراجعات علمی را[۱۴]. پس از شهادت پدر، امام حسن(ع) بر جنازه ایشان نماز خواند[۱۵].

امام حسن(ع) هنگام پذیرش خلافت ۳۷ سال داشت[۱۶]. عراقیان و حامیان امام علی(ع) با وی بیعت کردند؛ شمار بیعت‌کنندگان، ۴۰۰۰۰ تن ذکر شده است[۱۷].

از مهم‌ترین حوادث زندگی امام مجتبی(ع) صلح ایشان با معاویه است. در نیمه جمادی الاول سال ۴۱ هجری[۱۸]. ایشان بنا به مصالح اسلام و شرایط پیش‌آمده با معاویه صلح کرد. حضرت در ابتدای کار خواست از راه درگیری مسلّحانه جلوی انحراف در فرهنگ سیاسی جامعه اسلامی را بگیرد؛ امّا به سبب مساعد نبودن اوضاع، اختلافات و تفرقه موجود بین یاران حضرت و دنیاخواهی آنها، سیاست‌های فریبنده معاویه، خودفروختگی بعضی یاران و... در این زمینه نتوانست توفیقی به دست آورد.

صلح امام با معاویه پیامدهای بسیاری داشت که مهم‌ترین آن حفظ خون مسلمانان و شکل‌گیری انسجام اسلامی بود، به همین سبب اهل سنت این سال را «عام الجماعة» و گردهم آمدن می‌خوانند[۱۹] و نقش‌آفرین اصلی آن را امام حسن(ع) دانسته و برآنند که پیامبر(ص) آن را پیش‌بینی کرده بود[۲۰].

عصر امام حسین(ع)

امام حسین(ع) در زمان حیات رسول اکرم(ص) به دنیا آمدند. در شش سال آغازین حیات و رشد خویش از فیض هدایت و تربیت سه انسان برگزیده، یعنی «پیامبر(ص)»، «علی(ع)» و «فاطمه(س)» بهره‌مند بود. پیامبر گرامی اسلام(ص) بارها در حضور یارانش از امام حسین(ع) به عنوان یکی از امامان اثناعشر یاد می‌کرد و آنان را به محبت این امام همام سفارش می‌نمود. بعد از شهادت پیامبر اکرم(ص) و غصب خلافت از امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) در دوران خلفای سه‌گانه قرار می‌گیرد.

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که امام حسین(ع) پیش از جنگ صفین برای مردم کوفه سخنرانی کرده و آنان را به جهاد تشویق نموده و از سستی در آن پرهیز داده است[۲۱]. حسین (ع) مانند برادر تا آخرین لحظات عمر پدر در کنار وی بود و چون امیرمؤمنان به بستر مرگ افتاد، از جانب پدر وصیّ پس از حسن (ع) تعیین شد[۲۲]. امام حسین(ع) در عصر حکومت علوی در کلیه موضع‌گیری‌ها و جنگ و نبردهای پدر بزرگوارش علی (ع) در کنار آن حضرت قرار داشت و در نبرد با ناکثین و قاسطین و مارقین، لحظه‌ای ضعف و سستی به خود راه نداد؛ با اینکه پدر ارجمندش به جهت بیم از قطع دودمان رسول اکرم (ص) به واسطه شهادت او و برادرش حسن، به حیات و زندگی آنها سخت علاقه‌مند بود.

در مدت ده سالی که امام مجتبی (ع) منصب امامت را عهده‌‏دار بود، امام حسین (ع) چه در وضعیت جنگی و قیام امام مجتبی (ع) و چه در وضعیت قعود یا متارکه نظام و کناره‌گیری از حکومت، همواره در کنار برادر و یار و یاور او بود. امام حسین(ع) در راه اعتلای اهداف متعالی برادر از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزید.

امامت امام حسین (ع) تقریبا با ۱۰ سال پایانی حکومت معاویه معاصر بود. زمانی که شیعیان کوفه در اعتراض ضد معاویه، نزد امام حسن (ع) در مدینه رفته، تا ایشان را به قیام ترغیب کنند و امام (ع) اوضاع را نامناسب دانست، آنها که بر قیام خود پای می‌فشردند، خدمت امام حسین (ع) رسیدند و ایشان نیز تأکید کردند تا معاویه بر سر قدرت است، شیعیان در خانه خود بمانند[۲۳].

پس از اینکه معاویه در رجب سال ۶۰ق از دنیا رفت، یزید بی‌فوت وقت، پیکی را روانه مدینه کرد و از حاکم مدینه، ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان خواست یا از حسین (ع) بیعت بستاند و یا او را بکشد و سرش را به شام ارسال نماید. امام با توجه به شرایط پیش‌آمده و نیز مشورت با کسانی چون محمد بن حنفیه تنها راه ممکن را مهاجرت به مکه دید و از این‌رو با فاصله اندکی در اواخر رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.

کوفیان برای حضرت نامه‌های دعوت بسیاری فرستادند و از مناسب بودن شرایط و آمادگی خود سخن گفتند[۲۴]. امام که خیل عظیم نامه‌های کوفیان را می‌دید، برای تحقیق درستی ادعاهایشان، مسلم بن عقیل را به جانب کوفه فرستاد و حضور خود در کوفه را موکول به تأیید او دانست[۲۵]. مسلم با استقبال خوبی از جانب کوفیان مواجه شد و این موجب شد که نامه‌ای به حضرت بنویسد و او را به کوفه دعوت کند. کاروان امام در دوم محرم ۶۱ق در کربلا متوقف شد و سپاه عمر بن سعد در سوم محرم به آن مکان رسید. او از جانب ابن زیاد دستور یافته بود که بر امام حسین (ع) و همراهانش سخت بگیرد و حتی آب را از ایشان دریغ کند، تا بیعت کنند یا اینکه کشته شوند[۲۶].

در روز عاشورا امام و یارانش به شهادت رسیدند و لشکریان عمر بن سعد از هیچ رفتار وحشیانه‌ای در حق آنان دریغ نورزیدند و علاوه بر بریدن سر همه ایشان، بر بدن‌هایشان اسب تازاندند و آنها را مثله کردند[۲۷].

عصر امام سجاد(ع)

امام سجاد (ع) در دوران خلافت یزید به امامت رسید و دوران بحرانی خلافت عبدالله بن زبیر و مروانیان از جمله عبدالملک مروان را شاهد بود و حدود ۳۵ سال امامت کرد. آغاز امامت حضرت سجاد (ع) با شدت یافتن انحراف خاندان بنی امیه همراه بود و از این رو، روزگار آن امام همام (ع) را می‌توان دارای حساسیتی ویژه دانست. امام (ع) با تدبیر و سیاستی ویژه تعالیم راستین اسلام را بیان می‌کرد و برای حفظ مکتب از چند راه وارد شد:

  1. بیان حقایق دین در قالبی نوین و شرح و تبیین معارف الهی در قالب دعا که حاصل آن کتاب شریف صحیفه سجّادیه (زبور آل محمّد (ص)) و مناجات خمس عشر و ده‌ها دعای کوچک و بزرگ دیگر است.
  2. حفظ دستاوردهای قیام عاشورا و زنده نگه داشتن خاطره شهدا به ویژه سید الشهداء: امام از هر فرصتی برای این کار استفاده می‌کرد؛ از فردای عاشورا که در کوفه با سخنرانی خود، شهر را منقلب کرد تا روزی که با ایراد خطبه در مسجد جامع شام یزید را به وحشت انداخت و پریشان کرد.
  3. جلوگیری از وقوع انحرافات اساسی در اصول و مبانی فرهنگ اسلام و پاسخ‌گویی به شبهات وارده از سوی دشمنان و شرح و تبیین معارف قرآنی و تربیت شاگردانی والامرتبه مانند: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمد بن جبیر بن مطعم، یحیی بن ام الطول و ابوخالد کابلی[۲۸] و ایستادن در مقابل علمای منحرف و درباری و تعلیم زهد و تقوا و عبادت و طاعت به جامعه و در یک جمله حفظ، توسعه و پیشبرد اسلام در بعد فرهنگ و دانش[۲۹].

عصر امام باقر(ع)

برای آشنایی با ویژگی‌های عصر امام باقر(ع) که مرحله رهبری امّت اسلامی پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام زین العابدین(ع) می‌باشد، لازم است نخست حوادث مهمّی که در این مرحله از زندگی شریف امام باقر(ع) در جامعه اسلامی به وقوع پیوسته بررسی نماییم و میزان ارتباط این حوادث را با امام باقر(ع) به‌عنوان کسی که در زمان زندگی پدر بزرگوارش نامزد رهبری امّت بوده و پس از پدر بزرگوارش عملا رهبری را نیز در دست گرفته است مورد تحقیق قرار دهیم.

  1. در فاصله زمانی بین سال‌های ۹۵ تا ۹۷ هجری که ابتدای امامت امام محمّد باقر(ع) است، حاکم اموی وقت، ولید بن عبدالملک بود. وی شیوه‌هایی را در پیش گرفت تا بتواند نارضایتی مردمی را که در اثر سیاست مخوف حجّاج‌ بن یوسف ثقفی و بعضی از دیگر والیان حکومت اموی به‌وجود آمده بود را کنترل کند[۳۰].
  2. در این دوران جبهه داخلی خاندان اموی مروانی شکاف برداشت و میان ولید بن عبدالملک و برادرش سلیمان بن عبدالملک که پدرشان عبدالملک بن مروان وی را برای جانشینی ولید انتخاب کرده بود اختلاف ایجاد شد[۳۱].
  3. هنگامی که سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید، در اوایل خلافت خود تصمیم گرفت قدری به خود وجهه مردمی داده و خود را به مردم نزدیک نماید؛ لذا بعضی از والیانی که برادرش ولید بر سر کار گذاشته بود را از پست‌هایشان عزل نمود[۳۲] و کوشش کرد تا قدری از اوضاع نابسامان جامعه را اصلاح نماید[۳۳].
  4. در این برهه از زمان، حکومت با خطراتی از داخل و خارج احاطه‌ شده بود[۳۴]. در این دوران حاکمان و والیان از ترس پایگاه مردمی وسیع و رو به رشد امام باقر(ع) از یکسو و مشغول بودن به دیگر مخاطرات داخلی و خارجی از سوی دیگر به تعقیب یا محاصره آن حضرت نمی‌پرداختند. به همین سبب بود که امام باقر(ع) با فراغتی نسبی به تصدّی امر امامت پرداخت و به دور از روبرو شدن آشکار سیاسی با نظام حاکم به ایفاء نقش اصلاحی و تغییری خود در میان اقشار امّت اسلام پرداخت.

مهم‌ترین ویژگی روزگار امامت امام باقر (ع) در دوران حکام اموی آن بود که فرصتی برای راه انداختن نهضتی علمی و فکری پیش آمد. این دوره را باید سرآغاز نهضتی عظیم و همه‌جانبه در زمینه فرهنگ و معارف اسلامی دانست[۳۵]

عصر امام صادق(ع)

آغاز امامت حضرت صادق (ع) سال ۱۱۴ ه. است که سی و چهار سال طول کشید. این دوره را عصر شکوفایی تشیع دانسته‌اند. حکومت اموی در روزگار امامت حضرت صادق (ع) رو به ضعف نهاده بود و عباسیان اندک اندک قدرت می‌یافتند و در این میان، مجالی دست یافت تا امام صادق (ع) تعالیم راستین دینی را به مردم نشان دهد و آنان را از دانش خویش بهره‌مند سازد. بدین‌سان، حوزه علمی گسترده‌ای پدید آمد و بیش از چهار هزار نفر به دست امام (ع) تربیت یافتند.

امام صادق (ع) با هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید بن عبدالملک، یزید بن ولید بن عبدالملک، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک و مروان بن محمد معاصر بود. دو تن از عباسیان نیز در روزگار امام صادق (ع) به حکومت دست یافتند: یکی عبدالله بن محمد مشهور به "سفاح" و دیگر، منصور دوانیقی[۳۶]. کشمکش‌های سیاسی و مذهبی، ویژگی بارز روزگار امام صادق (ع) است.

امام صادق (ع) با دو گونه انحراف رو به رو بود: یکی دینی و دیگری سیاسی هر چند هر دو از اساس و بنیان یکسان بودند. انحراف سیاسی از سال‌ها پیش آغاز گشته بود؛ آن گاه که حکومت مسلمانان به دست نا اهلان افتاد و اهل بیت پیامبر (ص) از سیاست کنار نهاده شدند[۳۷].

انحراف دینی، از انحراف سیاسی خطرسازتر بود. در روزگار امام صادق (ع) فرقه‌ها و نحله‌های فقهی و کلامی جدیدی سر بر آوردند و در قلمرو اندیشه جامعه اسلامی جولان دادند و بدعت‌ها نهادند و کژی‌ها آفریدند[۳۸]. امام صادق (ع) با این دو گونه انحراف به مبارزه برخاست. امام (ع) در مواجهه با حکومت و تغییر و تحول آن نه راه تأیید در پیش گرفت و نه مقابله مستقیم. در روایتی از آن امام همام (ع) آمده است: "هر کس نام خویش را در دفتر فرزندان سابع [عباسیان‌] بنویسد، خداوند به روز قیامت، او را به صورت خوک بر می‌انگیزد"[۳۹]. امام صادق (ع) راه مبارزه مستقیم را نیز برنگزید؛ زیرا مسلمانان آماده قبول ولایت امامان (ع) و دفاع از آنان نبودند.

راهبرد حضرت برای مواجهه با چنین وضعیتی، راه‌اندازی نهضت فکری و علمی بود. این نهضت در روزگار امام باقر (ع) آغاز گشت و به دست امام صادق (ع) به اوج رسید. امام میان توده‌های مردم نفوذ کرد و پایگاه‌هایی برای نشر آموزه‌های بنیادی اسلام آفرید و بدین‌سان، هزاران اندیشمند شیعی تربیت یافتند و هریک سفیری گشتند برای تبلیغ تعالیم شیعی؛ کسانی همانند هشام بن حکم، مؤمن طاق، محمد بن مسلم، زرارة بن اعین و جابر بن حیان[۴۰].[۴۱]

منابع

  1.   کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»، دانشنامه امام رضا ج۲
  2.   کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام حسین بن علی»، دانشنامه امام رضا ج۲
  3.   زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۱
  4.   دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲
  5.   اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه
  6.   واسعی، سید علی رضا، اخلاقی، معصومه، مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»، دانشنامه امام رضا ج۲
  7.   عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱
  8.   عالمی، سید علی رضا، حسین بن علی، دانشنامه فاطمی ج۱
  9.   شهسواری، حسین، مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»، اصحاب امام حسن مجتبی
  10.   پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲
  11.   عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱
  12.   روستایی، اکبر، حسین بن علی بن ابی طالب، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱
  13.   پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه
  14.   محمدی، رضا، امام‌شناسی ۵
  15.   میرزاپور، محسن، مقاله «امامت امام زین العابدین»، دانشنامه کلام اسلامی
  16.   رضوی، سید عباس، مقاله «محمد بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۹
  17.   حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷

پانویس

  1. الارشاد، ج۱، ص۵؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۷۶.
  2. ر.ک: کافی، ج۱، ص۴۵۲ و الارشاد، ج۱، ص۶ و برای بررسی اقوال در سال ولادت امیرالمؤمنین(ع)، باز پژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۱۸۴؛ مصنفات شیخ مفید، ج ۱۱ ص۵.
  3. ر.ک: تاریخ طبری، ج۲، ص۵۸ و سیره ابن هاشم، ج۱، ص۱۶۲ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۰۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۰۹.
  4. الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۷-۵۹؛ نهج البلاغة، ص۳۰۰-۳۰۱؛ مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۸.
  5. سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۳۶۳-۳۶۴؛ عیون الأثر، ج۱، ص۲۳۰؛ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
  6. فضائل الصحابة، ج۲، ص۶۳۸، ۶۶۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۶۱؛ ینابیع المودة، ج۱، ص۱۷۷-۱۸۱.
  7. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۱؛ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص۳۹۲-۴۲۱؛ دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۵۷۱-۵۸۶.
  8. ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷. خلافت در این تاریخ رسماً به معاویه منتقل شد.
  9. المحبر، ص۴۶؛ المنمق، ص۴۲۴؛ معرفة الثقات، ج۱، ص۲۹۷؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۵.
  10. مسند احمد، ج۱، ص۸.
  11. مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۱.
  12. الفتوح، ج۴، ص۲۸۵.
  13. مروج الذهب، ج۲، ص۴۳۱.
  14. الکافی، ج۱، ص۵۲۶؛ ج۷، ص۲۰۲.
  15. تاریخ خلیفه، ص۱۵۰.
  16. اعلام الوری، ج۱، ص۴۰۲.
  17. تذکرة الخواص، ص۱۷۹؛ الکامل، ج۳، ص۴۰۴؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۸.
  18. ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷.
  19. تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۲۸، ص۳۵؛ ج۵۹، ص۱۱۹؛ أسد الغابة، ج۴، ص۳۸۷.
  20. واسعی، اخلاقی، مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۴۲۲-۴۳۸؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۴۴؛ عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱، ص ۱۸۲؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص ۸۹؛ شهسواری، حسین، مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»، اصحاب امام حسن مجتبی، ص۵۲-۵۳.
  21. وقعة صفین، ص۱۱۴-۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج۳. ص۱۸۶.
  22. الکافی، ج۱، ص۲۹۷-۲۹۸.
  23. الاخبار الطوال، ص۲۲۰ - ۲۲۱؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۲۹۰ - ۲۹۱.
  24. تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷.
  25. وقعة الطف، ص۹۶؛ الارشاد، ج۲، ص۳۹.
  26. تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۱۰-۴۱۲؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ المنتظم، ج۵، ص۳۳۵-۳۳۶.
  27. عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱، ص۳۹ ـ ۵۳؛ روستایی، اکبر، مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱، ص۴۶۶ ـ ۴۸۶؛ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام حسین بن علی»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۴۳۸-۴۵۴؛ عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسین بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱، ص ۲۰۷.
  28. شیخ کشی، ابن عمرو، محمد، رجال کشی، ص۱۰۷؛ کوفی، حسین بن سعید، کتاب الزهد، ص۱۰۴- با اندکی اختلاف در اسامی؛ مفید، محمد بن نعمان، الاختصاص، ص۸ و ۶۱ با قدری اختلاف در اسامی افراد-؛ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۳۲.
  29. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص۱۳۷-۱۳۹؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۰۶؛ میرزاپور، محسن، امامت امام زین العابدین، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۴۳۶؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۵۴.
  30. المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳.
  31. المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۲.
  32. الکامل فی التّاریخ، ج۵، ص۱۱.
  33. المنتظم، ج۷، ص۱۳.
  34. الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۱۳ به بعد.
  35. فرهنگ شیعه، ص ۱۰۹؛ رضوی، سید عباس، مقاله «محمد بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص ۱۳۸؛ محمدی، رضا، امام‌شناسی ۵، ص۱۳۹-۱۴۰؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۳۷.
  36. اعلام الوری‌، ۲۶۶.
  37. ر.ک: ناسخ التواریخ‌، جلد ۷ و ۸.
  38. فرهنگ فرق اسلامی‌، پانزده و سی و هشت.
  39. وسائل الشیعة، ۱۲/ ۱۳۰.
  40. الصواعق المحرقة، ۱۲۰.
  41. فرهنگ شیعه، ص۱۱۰ ـ ۱۱۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۹۲ ـ ۱۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص ۲۷۷.