|
|
| (۱۲۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| انفاق: بخشیدن مال یا چیزی دیگر در راه خدا | | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[انفاق در قرآن]] - [[انفاق در علوم قرآنی]] - [[انفاق در حدیث]] - [[انفاق در نهج البلاغه]] - [[انفاق در معارف و سیره نبوی]] - [[انفاق در معارف دعا و زیارات]] - [[انفاق در معارف و سیره سجادی]] - [[انفاق در معارف و سیره رضوی]] - [[انفاق در معارف و سیره معصوم]] - [[انفاق در فقه اسلامی]] - [[انفاق در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} |
| این واژه از ریشه «ن ـ ف ـ ق» به معنای کم شدن، نابود شدن، هزینه کردن، مخفی کردن و پوشاندن است.[1] در کاربرد رایج قرآن کریم و متون دینی، انفاق اصطلاحاً به اعطای مال یا چیزی دیگر در راه خدا به فقیران و دیگر راههای مورد نیاز گفته میشود.[2] به نوشته راغب[3] انفاق از آن رو به بخشیدن مال اطلاق میشود که با بخشش، به ظاهر مال فنا و زوال مییابد. به نظر برخی واژهشناسان[4] انفاق با «اعطا» ازآن جهت متفاوت است که در انفاق همواره مالکیت شیء انفاق شده منتقل میشود؛ ولی در اعطا لزوماً چنین نیست، ازاینرو اسناد انفاق را به خداوند مجازی و آن را در آیه «ینفِقُ کیفَ یشاء» (مائده/5 ،64) به معنای رساندن رزق به بندگان دانستهاند.[5] افزون بر واژه «نفق» و مشتقات آن که بیش از 70 بار و غالباً به معنای اصطلاحی آن در قرآن آمده، قرآن با واژگان و تعابیری دیگر نیز به این موضوع اشاره کرده است؛ مانند: صدقه یا صدقات (بقره/2، 263، 264، 271؛ توبه/9،79)، زکات با مشتقات آن (مائده/5 ،55)، اعطاء (لیل92/،5)، ایتاء[6] (بقره/2،177؛ نور/24،22)، جهاد کردن با مال (توبه/9،41)، قرض الحسنه دادن به خداوند (بقره/2،245؛ حدید/57 ، 11، 18 ...)، اطعام* (بلد/90،14؛ انسان/76،8)، رزق (نساء/4،8)؛ همچنین آیات مربوط به پارهای تکالیف مالی، مانند پرداختن زکات* (بقره/2، 43، 83 ...) یا کفاره* (مائده/5 ، 89 ، 95) را میتوان از مصادیق انفاق (به معنای عام آن) دانست. البته در مواردی معدود، مراد از واژه انفاق در قرآن مفهومی جز معنای اصطلاحی دانسته شده است.[7]
| |
|
| |
|
| گستره انفاق:
| | '''انفاق''' به معنای بخشیدن [[مال]] یا چیزی دیگر در راه خداست<ref>[[حسین احمدی|احمدی، حسین]]، [[سعید بندعلی|بندعلی، سعید]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص۵۵۷ -۵۷۷.</ref>. در اصطلاح [[دینی]]، یعنی کمک [[مالی]] به محرومان و [[نیازمندان]]. انفاق یا [[واجب]] است، مثل پرداخت [[زکات]] [[واجب]] یا دادن خرجی [[همسر]] و [[خانواده]] از سوی [[پدر]]، یا [[مستحب]] است، مثل [[صدقه]] و کمک به [[نیازمندان]] و فقرای [[جامعه]]<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۲۵.</ref>. |
| انفاق در راه خدا را از جهات گوناگون میتوان تقسیم کرد؛ انفاق گاه در امور مادی و مال است و گاه در امور معنوی. مصداق بارز انفاق در قرآن کریم، انفاق اموال است؛ مانند: «جـهِدوا بِاَمولِکم» (توبه/9،41)، «اَنفِقوا مِن طَیبـتِ ما کسَبتُم ...» (بقره/2،267) در برخی آیات مراد از انفاق فراتر از انفاق مادی است؛ از جمله انفاق در آیه 3 بقره/2: «هُدًی لِلمُتَّقین ... * و مِمّا رَزَقنـهُم ینفِقون» که سرمایههای معنوی مانند نیروی عقل و دانش را نیز در بر میگیرد.[8]واژه «خیر» در آیه 215 بقره/2: «قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیر فَلِلولِدَینِ والاَقرَبینَ» را نیز بسیاری از مفسران به مال تفسیر کردهاند[9]؛ ولی برخی آن را اعم از مال میدانند.[10] واژه «شَیء» در آیه 60 انفال/8 : «و ما تُنفِقوا مِن شَیء فی سَبیلِ اللّهِ ...» نیز به نظر برخی مفسران افزون بر امور مادی، شامل امور معنوی هم میشود[11]؛ همچنین جمله «تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ» (آل عمران/3،92) شامل سرمایههای غیر مادی همچون عقل و آبرو نیز میشود.[12] | |
| انفاق از جهت حکم شرعی نیز به انفاق واجب و مستحب و حرام قابل تقسیم است.[13] انفاق واجب طیف گستردهای از واجبات مالی، مانند زکات،* خمس*، کفارات مالی، اقسام فدیه و نفقات واجب را شامل میشود[14]؛ به عنوان مثال، زکات از مصادیق بارز انفاق واجب است که مفسران در ذیل برخی آیات مربوط به زکات[15] و انفاق[16] از جمله آیه 3 بقره/2:«و مِمّا رَزَقنـهُم ینفِقون» و آیه «والَّذینَ یکنِزونَ الذَّهَبَ والفِضَّةَ ولا ینفِقونَها فی سَبیلِ اللّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَلیم» (توبه/9،34) این نکته را یادآور شدهاند.[17] از موارد دیگر انفاقهای واجب پرداخت خمس است: «واعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَیء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ» (انفال/8 ،41) مصداق دیگر، نفقه واجب زوجه و فرزندان است که بر عهده زوج گذارده شده: «و عَلَی المَولودِ لَهُ رِزقُهُنَّ وکسوَتُهُنَّ بِالمَعروف» (بقره/2،233) و نیز کفارات مالی؛ مانند کفاره سوگند (مائده/5 ،89)، افزون بر این، گاه در موارد ضروری به دلایلی انفاق، واجب میشود؛ مانند تأمین هزینه جهاد، که آیه 195 بقره/2: «و اَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ و لا تُلقوا بِاَیدیکم اِلَیالتَّهلُکة ...» در این باره نازل شده است[18] یا رفع دیگر نیازهای ضروری جامعه؛ مانند ساختن راهها، پلها، مدارس، مساجد و جز اینها که برخی انفاق در این موارد را مصداقی از انفاقهای واجب در آیه 34 توبه/9 دانستهاند.[19]
| |
| از مصادیق انفاق مستحب، صدقه مستحب است که برخی آیات انفاق را ناظر به آن دانستهاند؛ از جمله: «مَن ذَا الَّذی یقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا ...» (بقره/2،245)[20]؛ همچنین مراد از انفاق را در آیات متعددی اعم از انفاق واجب و مستحب ذکر کردهاند؛ از جمله آیات 3 و 270 بقره/2.[21] مصادیقی از انفاق حرام نیز در قرآن کریم تصریح شده است؛ مانند انفاق مشرکان در راه معصیت خداوند[22]: «اِنَّ الَّذینَ کفَروا ینفِقونَ اَمولَهُم لِیصُدّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ ...»(انفال/8 ،36)
| |
|
| |
|
| اهمیت و منزلت انفاق:
| | انفاق که نشاندهنده [[ایمان به خدا]] و [[قیامت]] و علاقه به همنوع و [[رهایی]] [[انسان]] از [[وابستگی]] به [[اموال]] خویش است، از [[بهترین]] کارهاست و [[پاداش]] فراوان دارد. [[خداوند]]، انفاقکنندگان را [[دوست]] دارد و در [[آیات قرآن]] مکرّر به آن [[فرمان]] داده و آن را در کنار [[ایمان به خدا]] و [[قیامت]] مطرح کرده است<ref>ابراهیم، آیه ۳۱، بقره آیه ۳ و ۲۶۱ و ۲۷۴.</ref> و به انفاقکنندگان [[وعده]] داده که آن را جایگزین کند و در [[قیامت]] هم [[پاداش]] فراوان دهد. انفاق، برنامهای مردمی برای [[مبارزه با فقر]] و تأمین [[زندگی]] [[فقیران]] است. [[نفقه]] نیز به معنای هزینه و مخارج است و انفاق به معنای پرداخت [[خرج]]<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۲۵.</ref>. |
| ارزش و اهمیت انفاق از دیدگاه قرآن کریم به روشنی از آیات مربوط به انفاق استنباط میشود. مفاد این آیات را میتوان در چند مقوله مطرح کرد:
| |
|
| |
|
| 1. اوامر فراوان و مؤکد به انفاق:
| | == معناشناسی انفاق == |
| قرآن با تعابیر متعدد مؤمنان را به انفاق کردن در راه خدا فرمان داده است؛ از جمله در آیات 195 بقره/2 و 16 تغابن/64 و همچنین آیه 254 بقره/2: «اَنفِقوا مِمّا رَزَقنـکم مِن قَبلِ اَن یأتِی یومٌ لا بَیعٌ فیهِ ولا خُلَّةٌ و لا شَفـعَةٌ» به انفاق کردن در دنیا پیش از فرا رسیدن قیامت، دستور داده است. (نیز منافقون/63 ،10) گاه خداوند به پیامبر اکرم توصیه فرموده که این فرمان الهی را به بندگان خدا ابلاغ کند: «قُل لِعِبَادِی الَّذینَ ءامَنوا یقیمُوا الصَّلوةَ وینفِقوا مِمّا رَزَقنـهُم سِرًّا و عَلانِیةً مِن قَبلِ اَن یأتِی یومٌ لا بَیعٌ فِیهِ ...» (ابراهیم/14،31) و گاه مؤمنان را به سبب انفاق نکردن در راه خدا توبیخ کرده است[23]: «و ما لَکم اَلاّ تُنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ...» (حدید/57 ،10) در شماری از آیات قرآنی امر به انفاق با تعابیری دیگر صورت گرفته است؛ مانند جهاد با اموال (توبه/9،41) و قرض دادن به خداوند.[24] (مزمّل /73، 20)
| | === معنای لغوی === |
| | این واژه از ریشه "ن ـ ف ـ ق" به معنای کم شدن، نابود شدن، هزینه کردن، مخفی کردن و پوشاندن است<ref>لسانالعرب، ج۱۴، ص۲۴۲؛ القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۲۲۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۴۵۴، «نفق».</ref> در کاربرد رایج [[قرآن کریم]] و متون [[دینی]]، انفاق اصطلاحاً به اعطای [[مال]] یا چیزی دیگر در [[راه خدا]] به [[فقیران]] و دیگر راههای مورد نیاز گفته میشود<ref>التعریفات، ج ۱، ص ۵۳؛ التوقیف، ج ۱، ص ۱۰۰؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص ۳۲۳.</ref> به نوشته راغب<ref>مفردات، ص ۸۱۹، «نفق».</ref>انفاق از آن رو به بخشیدن [[مال]] اطلاق میشود که با [[بخشش]]، به ظاهر [[مال]] فنا و زوال مییابد. به نظر برخی واژهشناسان<ref>الفروق اللغویه، ص ۸۲ ـ ۸۳.</ref>انفاق با "اعطا" ازآن جهت متفاوت است که در انفاق همواره [[مالکیت]] شیء انفاق شده منتقل میشود؛ ولی در اعطا لزوماً چنین نیست، ازاینرو اسناد انفاق را به [[خداوند]] مجازی و آن را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد؛ سوره مائده، آیه: ۶۴.</ref> به معنای رساندن [[رزق]] به [[بندگان]] دانستهاند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۱۵۵.</ref>. |
|
| |
|
| 2. ذکر انفاق همراه با اعمال و عبادات مهم:
| | انفاق در کتب لغت به دو معنا به کار رفته است: بریدن از چیزی و در معنای دیگر، [[چشمپوشی]] از چیزی<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۳۵۸.</ref><ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۷.</ref>. |
| درآیات متعددی که توصیه به انفاق یا توصیف انفاقگران را دربردارد، انفاق همردیف اعمال نیک و عبادات بزرگ ذکر شده که این خود نشان اهمیت انفاق از دیدگاه اسلام است؛ از جمله در آیه 177 بقره/2 انفاق (ایتاء مال) همراه با ایمان به خدا، قیامت، ملائکه، قرآن و انبیای الهی از مصادیق «بِرّ» به شمار رفته است: «ولـکنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ والیومِ الأخِرِ والمَلـئِکةِ والکتـبِ والنَّبِیینَ وءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ...» در آیاتی دیگر، انفاق همراه با ایمان به غیب (بقره/2،3)، اقامه نماز (رعد/13،22؛ بقره/2،3؛ ابراهیم/14،31)، جهاد در راه خدا (نساء/4،95؛ توبه/9، 20، 41؛ حجرات/49،15)، شب زندهداری (سجده/32، 16)، صبر، صدق، خضوع و استغفار (آلعمران/3،17) آمده است.
| |
|
| |
|
| 3. ویژگیهای مهم انفاق:
| | [[جود]] و [[بخشش مال]] به دیگران، از صفات بسیار پسندیدهای است که در همه [[ادیان آسمانی]] و مکاتب [[اخلاقی]]، ستوده و از آن با [[تجلیل]] فراوان یاد شده است. این صفت [[نیکو]] نمایانگر [[حس]] همدردی با [[مستمندان]] و محرومان [[جامعه]] و [[احساس]] مسئولیتی است که شخص در مقابل [[خدا]] و [[مردم]] دارد<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۷.</ref>. |
| قرآن انفاق کردن را همراه با اموری دیگر تجارت با خداوند شمرده که نجات از عذاب خداوند و بهرهمندی از غفران و رحمت الهی را در پی دارد: «یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکم عَلی تِجـرَة تُنجیکم مِن عَذاب اَلیم * تُؤمِنونَ بِاللّهِ ورَسولِهِ وتُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکم ... * یغفِر لَکم ذُنوبَکم ویدخِلکم جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـر ...» (صفّ/61 ، 10 ـ 12) در آیه 29 فاطر/35 انفاق همراه با چند کار دیگر، تجارتی کسادناپذیر با خداوند: «تِجرة لَن تَبور» خوانده شده است.
| |
| در آیاتی دیگر، از قرض دادن به خداوند سخن به میان آمده که به نظر مفسران[25] تعبیری کنایی و لطیف از انفاق و صدقه دادن است. (بقره/2،245؛ حدید/57 ، 11؛ تغابن/64 ، 17؛ مزمّل/73،20) در آیه 104 توبه/9 خداوند را دریافت کننده صدقات دانسته است: «اَلَم یعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ ... و یأخُذُ الصَّدَقـتِ ...» همچنین در آیات متعدد، انفاق در راه خدا از اوصاف بندگان خاص خدا به شمار رفته است؛ از جمله در آیات 63 ـ 67 فرقان/25 انفاق از ویژگیهای بندگان واقعی خدا خوانده شده:«و عِبادُ الرَّحمـنِ الَّذینَ ... * والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یسرِفوا» در آیات 5 ـ 8 انسان/76 این خصلت ویژه ابرار دانسته شده: اِنَّ الاَبرارَ ... * و یطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکینـًا ویتیمـًا و اَسیرا» و به اتفاق مفسران شیعه[26] و بسیاری از اهل سنت[27]، این آیات درباره اهل* بیت پیامبر(علیهم السلام)نازل شده است؛ همچنین در آیاتی دیگر انفاق کردن از اوصاف افراد باتقوا (بقره/2، 2 ـ 3، 177؛ آلعمران/3، 133 ـ 134؛ ذاریات/ 51، 15، 19؛ لیل/92، 17 ـ 18)، مؤمنان و صادقان (انفال/8 ، 3 ـ 4؛ قصص / 28، 52 ، 54 ؛ حجرات/49، 15) و متواضعان (حجّ/22، 34 ـ 35) به شمار رفته است.
| |
| از دیگر ویژگیهای مهم انفاق بنا بر آیات قرآن، پاداش بزرگ اخروی و آثار و برکات مهمی است که بر انفاق کردن مترتب شده است.
| |
|
| |
|
| آثار و برکات انفاق:
| | [[بخشش]] و انفاق علاوه بر اینکه فضیلتی [[اخلاقی]] محسوب میشود، به پر کردن شکاف طبقاتی [[اجتماع]] ایجاد شده نیز کمک میکند<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۷.</ref>. |
| انفاق کردن در راه خدا و رفع حاجت نیازمندان آثار و برکاتِ فردی و اجتماعی متعددی در بر دارد. این آثار اعم از مادی و معنوی، و دنیوی و اخروی است.[28] | | === معنای اصطلاحی === |
| برخی از مهمترین آثار انفاق از دیدگاه قرآن کریم عبارت است از:
| | == انفاق در قرآن == |
| | === آیه انفاق === |
|
| |
|
| 1. تزکیه و طهارت نفس:
| | == گستره انفاق == |
| انفاق موجب پاک شدن نفس از بسیاری از رذایل اخلاقی است؛ چنانکه وجود این ویژگی برای زکات دادن، که خود گونهای از انفاق به شمار میرود، تصریح شده است: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم و تُزَکیهِم بِها وصَلِّ عَلَیهِم ...»(توبه/9،103)؛ همچنین مفسران مراد از«یتَزَّکی» را در آیه 18 لیل/92 پاک شدن انفاق کننده از گناهان و طهارت نفس او دانستهاند.[29] دنیا دوستی، مال دوستی و بخل از جمله رذایلی است که با انفاق کردن از انسان دور میشود.[30] | |
|
| |
|
| 2. آرامش روحی:
| | == اهمیت و [[منزلت]] انفاق == |
| پیامد دیگر انفاق، آرامش روحی انفاقگر در دنیا و آخرت است: «اَلَّذینَ ینفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِاللّهِ ... لا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یحزَنون» (بقره/2،262، 274) «خوف» را نگرانی از آینده و «حزن» را ناراحتی و اندوه از گذشته معنا کردهاند.[31] به نظر شماری از مفسران مراد از «تَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم» در آیه 265 بقره/2 آرامشی است که پس از انفاق برای انفاق کننده و انفاق شونده و در پی آن برای جامعه حاصل میشود.[32]
| |
|
| |
|
| 3. جبران و افزایش اموال:
| | == آثار و [[برکات]] انفاق == |
| خداوند کمبود مادی را که بر اثر انفاق در مال انفاق کننده پدید میآید، جبران میکند: «و ما اَنفَقتُم مِن شَیء فَهُوَ یخلِفُهُ» (سبأ/34،39) مفسران مراد از «یخلِفُه» را در این آیه جبران مادی اموال در دنیا یا ثواب و پاداش اخروی دانستهاند.[33]
| |
| آیه 272 بقره/2 نیز همینگونه تفسیر شده است[34]: «و ما تُنفِقوا مِن خَیر یوَفَّ اِلَیکم ...» (نیز انفال/8 ، 60) خداوند افزون بر جبران سرمایه انفاق شده، گاه چند برابر آن را به انفاقگر میدهد: «مَن ذَا الَّذی یقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کثیرَةً واللّهُ یقبِضُ و یبصُـطُ» (بقره/2،245) مراد از«واللّهُ یقبِضُ و یبصُـط» این است که قبض و بسط روزی به دست خداست و او توانایی آن را دارد که در عوض آنچه از مال انفاق کننده کم میشود چند برابر آن را بدهد[35]؛ چنانکه آیه 268 بقره/2 نیز به این مطلب اشاره دارد.[36]
| |
|
| |
|
| 4. تقرب به خداوند:
| | == شرایط و [[آداب]] انفاق == |
| به تصریح آیات قرآنی (آلعمران/3،134؛ بقره/2، 195) خداوند انفاقگران را دوست دارد. انفاق موجب قرب و نزدیکی انسان به خدا میشود: «ومِنَ الاَعرابِ مَن ... و یتَّخِذُ ما ینفِقُ قُرُبـت عِندَ اللّهِ ... اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم» (توبه/9،99) مراد از قرب در آیه، نزدیکی در رتبه و مقام شخص به خداوند است[37]، هرچند برخی مفسران[38] مراد از تقرب* را طلب ثواب و پاداش الهی دانستهاند. مقام و درجه مؤمنانی که در راه خدا انفاق میکنند با دیگران برابر نیست: «لاَیستَوِی القـعِدونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ والمُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم ...» (نساء/4،95؛ و نیز نحل/16،75)، بلکه مقام آنان برتر است: «فَضَّلَ اللّهُ المُجـهِدینَ بِاَمولِهِم ... عَلَی القـعِدینَ دَرَجَة» (نساء/4،955) قرآن مؤمنانی را که همراه با اعمالی مهم چون هجرت و جهاد به انفاق کردن اقدام کنند، دارای رتبهای برتر از دیگران نزد خداوند برشمرده است: «اَلَّذینَ ءامَنوا و هاجَروا وجـهَدوا فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم و اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَةً عِندَاللّه» (توبه/9،20)
| |
|
| |
|
| 5 . امنیت اجتماعی:
| | == مصارف انفاق == |
| از جمله آثار خوشایند گسترش انفاق در جامعه، نقش مهم آن در گسترش امنیت و سلامت جامعه است، آنچنان که آن را از لوازم حیات اجتماعی شمردهاند. گاه این ویژگی انفاق را از آیه 38 محمّد/47 برداشت کردهاند.[39] مفسران مراد از هلاکت را در آیه 195 بقره/2: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ولا تُلقوا بِاَیدیکم اِلَی التَّهلُکة» غلبه دشمنان بر مسلمانان بر اثر خودداری از صرف مال در راه جهاد و به طور کلی امتناع از انفاق کردن در راه خدا دانستهاند که در نهایت به ضعف مسلمانان و گسترش ناامنی در جامعه میانجامد.[40]
| |
|
| |
|
| 6 . رحمت و بخشش الهی:
| | == موانع انفاق == |
| انفاق کردن در راه خدا در شمار اعمالی است که جلب رحمت خداوند و آمرزش گناهان را در پی دارد: «سَیدخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحمَتِه» (توبه/9، 21 ، 99)، «قالَ اللّه ... لئِن اَقَمتُمُ الصَّلوة ... و اَقرَضتُمُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا لاَُکفِّرَنَّ عَنکم سَیـاتِکم» (مائده/5 ،12؛ آلعمران/3، 134 و 136؛ انفال/8 ، 3 ـ 4؛ توبه/9، 99؛ صفّ/61 ، 11 ـ 12) آیات 102 ـ 103 توبه/9 درباره ابولبابه و یارانش نازل شده که پس از ارتکاب گناه، توبه کرده و از خداوند عفو طلبیدند. خداوند ضمن پذیرش توبه آنان به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمان داد تا برای پاک شدن آنان بخشی از اموالشان را بگیرد: «وءاخَرونَ اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم خَلَطوا عَمَلاً صــلِحـًا وءاخَرَ سَیئـًا عَسَی اللّهُ اَن یتوبَ عَلَیهِم اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم * خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکیهِم ...» هرچند بیشتر مفسران مراد از «صدقه» را در این آیه، زکات واجب دانستهاند[41]، با توجه به حدیثی که در شأن نزول آیه نقل شده[42] برخی مفسران بر آناند که بخشی از این اموال زکات و بخشی دیگر کفاره بوده است.[43] | |
|
| |
|
| 7. پاداش اخروی و فرجام نیک:
| | == پیامدهای ترک انفاق == |
| انفاق مالی یا غیر مالی، هرچند کوچک باشد بر خداوند مخفی نیست: «و ما تَفعَلوا مِن خَیر فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم» (بقره/2،215)، «و ما اَنفَقتُم مِن نَفَقَة اَو نَذَرتُم مِن نَذر فَاِنَّ اللّهَ یعلَمُهُ ...» (بقره/2، 270 ـ 271، 273؛ آلعمران/3، 92؛ نساء/4، 39؛ حدید/57،10) کمترین انفاق در پرونده اعمال انسان نوشته میشود: «ولا ینفِقونَ نَفَقَةً صَغیرَةً ولا کبیرَةً ولا یقطَعونَ وادِیـًا اِلاّ کتِبَ لَهُم» (توبه/9،121) تا وی را بهتر از آنچه انفاق کرده، پاداش دهد: «لِیجزِیهُمُ اللّهُ اَحسَنَ ما کانوا یعمَلون» (توبه/9، 121) در آیات متعددی از قرآنکریم به پاداش اخروی انفاق تصریح شده؛ از جمله با تعابیری چون: «اجراً عظیماً» (نساء/4،40؛ توبه/9،22؛ احزاب/33،35)، «اجر کبیر» حدید/57،7)، «اجر کریم» (حدید/57، 111، 18) و «رزق کریم» (انفال/8 ، 4)؛ همچنین در آیه 261 بقره/2 انفاقکنندگان اموال در راه خدا را مانند بذری دانسته که 7 خوشه برویاند و در هر خوشه 100 دانه باشد: «مَثَلُ الَّذینَ ینفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ کمَثَلِ حَبَّة اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فی کلِّ سُنـبُلَة مِائَةُ حَبَّة ...» مفسران از این آیه چنین استفاده کردهاند که پاداش اخروی انفاق (یا خصوص انفاق برای جهاد، به نظر برخی مفسران) 700 برابر کار خیر یا حتّی بیش از آن است: «واللّهُ یضـعِفُ لِمَن یشاءُ»[44] انفاقگران در آخرت از بهشت و نعمتهای بهشتی بهرهمند خواهند شد: «جَنّـتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها ...» (آل عمران/3،15 ـ 17 و نیز آلعمران/3،134ـ135؛ مائده/5 ،12؛ توبه/9، 21؛ رعد/13، 21 ـ 24؛ صفّ/61 ، 122؛ معارج/70، 35؛ انسان/76، 8 ـ 22)؛ همچنین در برخی آیات با تعابیری دیگر به پاداش خروی اشاره شده است؛ مانند: 22 رعد/13: «لَهُم عُقبَیالدّار» 17 سجده/32 و 5ـ7 لیل/92.[45] وصف شایع دیگر در قرآن درباره انفاقکنندگان،«مفلحون» (رستگاران) است که بر فرجام نیک آنان دلالت دارد[46]: «اُولـئِک هُمُ المُفلِحون» (بقره/2، 3 ـ 5 و نیز توبه/9، 88 ؛ روم/30، 38؛ حشر/59 ،9؛ تغابن/64 ،16) | |
|
| |
|
| | == [[انفاق در سیره نبوی]] == |
| | == [[انفاق در سیره اهل بیت]] == |
|
| |
|
| ________________________________________
| | == انفاق یکی از اسباب [[رستگاری]] == |
| [1]. لسانالعرب، ج14، ص242؛ القاموس المحیط، ج 2، ص 1227؛ مقاییس اللغه، ج 5 ، ص 454، «نفق». | | == انفاق در فرهنگ قرآن == |
| [2]. التعریفات، ج 1، ص 53 ؛ التوقیف، ج 1، ص 100؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج 1، ص 323.
| | انفاق و مشتقات آن، مجموعاً ۷۲ بار در [[قرآن کریم]] ذکر شده است: دو بار با لفظ {{متن قرآن|أَنْفِقُ}}، یک بار با لفظ: {{متن قرآن|أَنْفَقْتُ}}، چهار بار با لفظ: {{متن قرآن|أَنْفَقْتُمْ}}، یازده بار با لفظ: {{متن قرآن|أَنْفِقُوا}}، نُه بار با لفظ: {{متن قرآن|تُنْفِقُوا}}، هفت بار با لفظ: {{متن قرآن|يُنْفِقُ}}، و یک بار با لفظ: {{متن قرآن|يُنْفِقُوا}}، بیست بار با لفظ: {{متن قرآن|يُنْفِقُونَ}}، دو بار با لفظ: {{متن قرآن|تُنْفِقُونَ}}، دو بار با لفظ: {{متن قرآن|يُنْفِقُونَهَا}}، نُه بار با لفظ: {{متن قرآن|أَنْفِقُوا}}، دو بار با لفظ: {{متن قرآن|نَفَقَةٍ}}، یک بار با لفظ: {{متن قرآن|نَفَقَاتُهُمْ}} و یک بار با لفظ: {{متن قرآن|الْإِنْفَاقِ}}. ما در این جا [[آیات]] انفاق را در ضمن شش آیهای که با لفظ: {{متن قرآن|يُنْفِقُ}} در پنج [[سوره]] آمده، بررسی خواهیم کرد. از این پنج سوره، چهار [[سوره بقره]]، [[توبه]]، [[مائده]] و [[طلاق]]، [[مدنی]]، و [[سوره نحل]]، مکی است. لذا در ابتدا، آیات مذکور را تنظیم، و بعد از آن، به تحقیق در معنای انفاق مبادرت مینماییم، و سپس با تحقیق در کتب [[تفسیر]] [[علمای شیعه]] و [[اهل تسنن]]، به بررسی [[تفسیری]] و تفسیر [[روایی]] این واژه پرداخته و سرانجام هم با [[فضل]] و [[عنایات]] خاص [[الهی]] به [[تدبر]] در آیات مربوط به آن میپردازیم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۱۵.</ref> |
| [3]. مفردات، ص 819 ، «نفق». | |
| [4]. الفروق اللغویه، ص 82 ـ 83 . | |
| [5]. تفسیر قرطبی، ج 6 ، ص 155. | |
| [6]. احکام القرآن، ج 2، ص 642 . | |
| [7]. بصائر ذوی التمییز، ج 5 ، ص 106.
| |
| [8]. تفسیر قرطبی، ج 1، ص 126؛ مجمع البیان، ج 1، ص 122؛ نمونه، ج 1، ص 74. | |
| [9]. جامعالبیان، مج 2، ج 2، ص 465؛ مجمعالبیان، ج 2، ص 546 . | |
| [10]. تسنیم، ج 2، ص 170. | |
| [11]. نمونه، ج 7، ص 228.
| |
| [12]. الفرقان، ج 3، ص 245. | |
| [13]. مجمعالبیان، ج 2، ص 660 ؛ القوانین الفقهیه، ج 1، ص 325. | |
| [14]. المیزان، ج 2، ص 405.
| |
| [15]. همان، ج 15، ص 9 ـ 10. | |
| [16]. جامعالبیان، مج6، ج10، ص156ـ157؛ مجمعالبیان، ج 1، ص 122. | |
| [17]. جامعالبیان، مج6، ج10، ص156ـ157؛ مجمعالبیان، ج 5 ، ص 40.
| |
| [18]. مجمع البیان، ج 2، ص 516 ؛ مواهب الرحمن، ج 3، ص 126. | |
| [19]. الفرقان، ج 10، ص 54 ؛ تفسیر جامع آیات الاحکام، ج 3، ص 261.
| |
| [20]. مجمع البیان، ج 2، ص 607 ـ 608 ؛ تفسیر قرطبی، ج 3، ص 157 ـ 158، 240. | |
| [21]. مناهل العرفان، ج 2، ص 255؛ مجمع البیان، ج 1، ص 122، 360؛ تفسیر قرطبی، ج 1، ص 125؛ ج 3، ص 214 ـ 215. | |
| [22]. مجمعالبیان، ج 4، ص 832 . | |
| [23]. تفسیر قرطبی، ج 17، ص 156؛ المیزان، ج 19، ص 174 ـ 175. | |
| [24]. مجمع البیان، ج 10، ص 576 ؛ تفسیر قرطبی، ج 17، ص 157. | |
| [25]. مجمع البیان، ج 2، ص 607 ؛ ج 10، ص 453؛ تفسیر قرطبی، ج 3، ص 157.
| |
| [26]. مجمعالبیان، ج10، ص616؛ المیزان، ج2، ص 134. | |
| [27]. الکشاف، ج4، ص670؛ الدرالمنثور، ج8، ص371. | |
| [28]. نمونه، ج 2، ص 353 ـ 354.
| |
| [29]. جامعالبیان، مج 15، ج 30، ص 286؛ التبیان، ج10، ص366؛ مجمعالبیان، ج10، ص761. | |
| [30]. التفسیر الکبیر، ج 7، ص 59 ؛ روح المعانی، مج 3، ج 3، ص 57 . | |
| [31]. المیزان، ج 2، ص 388؛ نمونه، ج 2، ص 319.
| |
| [32]. الفرقان، ج 3، ص 277. | |
| [33]. التبیان، ج8 ، ص402؛ مجمعالبیان، ج8 ، ص 616 ؛ تفسیر قرطبی، ج 14، ص 196. | |
| [34]. جامعالبیان، مج 3، ج3، ص131؛ مجمعالبیان، ج 2، ص 664 ؛ المیزان، ج 2، ص 399.
| |
| [35]. تفسیر ابنکثیر، ج1، ص307؛ نمونه، ج 2، ص 225. | |
| [36]. نمونه، ج 2، ص 238. | |
| [37]. قاموس قرآن، ج 5 ، ص 294.
| |
| [38]. مجمع البیان، ج 5 ، ص 96. | |
| [39]. نمونه، ج 21، ص 496؛ الحیاة، ج 5 ، ص 445. | |
| [40]. مجمعالبیان، ج2، ص 516 ؛ المیزان، ج2، ص64 ؛ التفسیر الکبیر، ج 5 ، ص 149.
| |
| [41]. جامعالبیان، مج 7، ج 11، ص 23؛ المیزان، ج 9، ص 377. | |
| [42]. جامع البیان، مج 7، ج 11، ص 24؛ مجمع البیان، ج 5 ، ص 101. | |
| [43]. مجمعالبیان، ج5 ، ص102؛ نمونه، ج 8 ، ص 120.
| |
| [44]. مجمع البیان، ج 2، ص 646 ؛ تفسیر قرطبی، ج 3، ص 197 ـ 198. | |
| [45]. جامعالبیان، مج 3، ج 3، ص 131؛ مجمعالبیان، ج 2، ص 664 ؛ المیزان، ج 2، ص 398 ـ 399. | |
| [46]. جامع البیان، مج 1، ج 1، ص 158، مج 14، ج 28، ص 56 ؛ مجمع البیان، ج 10، ص 393.
| |
|
| |
|
| | == در معنای انفاق == |
| | راغب، در مفردات فرموده: انفاق گاهی در خصوص [[مال]] و در غیر آن است و گاهی [[واجب]] است و [[مستحب]]. قال تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>«و در راه خداوند هزینه کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref>، {{متن قرآن|أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ}}<ref>«از آنچه روزی شما کردهایم، هزینه کنید» سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref>، و قال تعالی: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، و {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ}}<ref>«و هر چیزی را هزینه کنید او جایگزین آن را میدهد» سوره سبأ، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ}}<ref>«و در میان شما آنکه پیش از پیروزی (مکّه)، هزینه و جنگ کرده است (با کسان دیگر) برابر نیست» سوره حدید، آیه ۱۰.</ref> الی غیر ذلک از [[آیات]]، و قوله: {{متن قرآن|قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفَاقِ}}<ref>«بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است» سوره اسراء، آیه ۱۰۰.</ref>؛ یعنی برای [[ترس]] از [[نیازمند]] شدن. گفته میشود: {{عربی|انفق فلان}}، {{عربی|اذا نفق ماله فافتقر}}. پس انفاق در این جا مانند املاق، به معنای [[فقیر]] شدن است در قوله: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ}}<ref>«و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید» سوره اسراء، آیه ۳۱.</ref>، و [[نفقه]]، اسم است برای آنچه انفاق میگردد. قال تعالی: {{متن قرآن|وَمَا أَنْفَقْتُمْ}}<ref>«و هر دهشی بکنید و هر نذری بجای آورید خداوند آن را میداند» سوره بقره، آیه ۲۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً}}<ref>«و هیچ هزینهای چه خرد چه کلان نمیکنند» سوره توبه، آیه ۱۲۱.</ref><ref>مفردات، ص۵۲۳ -۵۲۴.</ref>. |
|
| |
|
| | فخرالدین در مجمعالبحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفَاقِ}}<ref>«باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید» سوره اسراء، آیه ۱۰۰.</ref>، فرموده: گفتهاند: یعنی {{عربی|خشیة الفقر و الفاقة}} (ترس از فقیر شدن و [[تنگدستی]]). انفق الرجل، در زمانی است که فقیر گردد و مالش از دست برود، و قوله: {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>؛ یعنی [[تزکیه]] میکنند و [[صدقه]] میدهند، و قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً}}<ref>«آنان که داراییهای خود را در شب و روز پنهان و آشکار میبخشند» سوره بقره، آیه ۲۷۴.</ref>، از [[ابنعباس]] [[روایت]] شده که این [[آیه]] درباره [[علی]] {{ع}} نازل گردیده است؛ او را چهار [[درهم]] بود که درهمی را در شب، و درهمی را در [[روز]]، و درهمی را نهانی، و درهمی را آشکارا صدقه داد، و قوله: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو میآیند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>، جمع [[منافق]] است و منافق کسی میباشد که [[کفر]] خود را مخفی کند، و در [[حدیث]] آمده است که منافق کسی است که [[تظاهر]] به [[ایمان]] و به [[اسلام]] نماید<ref>مجمع البحرین، ص۴۱۱.</ref>. |
|
| |
|
| | در [[فرهنگ]] لغات آمده: انفاق، [[خرج]] کردن و دادن [[مال]]، [[درویش]] شدن، خرج کردن بر کسی و [[نفقه]] دادن به او، و رایج شدن بازار کالا<ref>ملخص المنجد و منتهی الارب، ص۱۷۵.</ref>. |
|
| |
|
| | == [[اخلاص]] در [[انفاق]] == |
| | [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} [[بیمار]] شده بودند. [[رسول خدا]] {{صل}} برای [[عیادت]] آنها به [[خانه زهرا]] {{س}} رفت و به علی {{ع}} و زهرا {{س}} فرمود: اگر برای شفای این عزیزان، [[نذری]] کنید، مناسب است. علی و [[فاطمه]] [[نذر]] کردند وقتی عزیزانشان بهبود یافتند، سه [[روز]] [[روزه]] بگیرند. [[خداوند]] نذر آنان را پذیرفت و امام حسن و امام حسین {{عم}} [[سلامتی]] خود را بازیافتند. آنان سه روز روزه گرفتند. امام حسن و امام حسین {{عم}} و [[فضه]] ([[خادم]] آنان) هم روزه گرفتند. روز اول، موقع [[افطار]]، مسکینی در [[خانه]] را کوبید و کمکطلبید. علی {{ع}} قرص نانش را تقدیم او نمود. فاطمه {{س}}، امام حسن، امام حسین {{ع}} و فضه نیز نانشان را به او تقدیم کردند. همگی با آب افطار کردند. روز دوم، هنگام افطار، [[یتیمی]] در خانه را کوبید و کمکطلبید. همه آنان قرص نان خود را به او دادند و با آب افطار کردند. روز سوم، موقع افطار اسیری در خانه را کوبید. باز هم آنان هر پنج قرص نان را به [[اسیر]] دادند و با آب افطار کردند<ref>فرائد السمطین، ج۲، ص۵۴؛ مناقب، ج۳، ص۴۲۶.</ref>. |
|
| |
|
| | اخلاص عمل آنان در انفاق، [[سبب نزول]] [[آیات الهی]] شد<ref>الارشاد، ص۱۶۴؛ اسدالغابة، ج۵، ص۵۳۰.</ref>: |
| | آنان به نذر خود [[وفا]] میکنند و از آن روز که [[شر]] و عذابش گسترده است ([[قیامت]]) میترسند و غذای خود را با وجود نیاز به آن، به [[مسکین]]، [[یتیم]] و اسیر میدهند. (می گویند) ما شما را برای [[خدا]] [[اطعام]] میکنیم و هیچ [[پاداش]] و سپاسی از شما نمیخواهیم<ref>{{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}} «به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۷-۹.</ref><ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۱۱۴.</ref>. |
|
| |
|
| | == جستارهای وابسته == |
| | {{مدخل وابسته}} |
| | * [[سخاوت]] |
| | * [[خیر]] |
| | * [[جهاد مالی]] |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] |
| | # [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[حسین احمدی|احمدی، حسین]]، [[سعید بندعلی|بندعلی، سعید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] |
| | # [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] |
| | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] |
| | # [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] |
| | # [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] |
| | # [[پرونده:IM009705.jpg|22px]] [[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|'''مادران چهارده معصوم''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| | {{فضایل اخلاقی}} |
| | {{ارزشهای اجتماعی}} |
|
| |
|
| | | [[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] |
| | | [[رده:فضایل اخلاقی]] |
| | | [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] |
| | | [[رده:عبادت]] |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| ==انفاق یکی از اسباب [[رستگاری]]==
| |
| *هرکس نفس خود را تزکیه کند، قطعاً رستگار میشود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا}}﴾}}<ref>بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه:۹. </ref> تزکیه نفس، یعنی شخص با اطاعت از خدا و اعمال پسندیده<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۵۵؛ روض الجنان، ج ۲۰، ص ۲۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص ۴۰۰.</ref> خودش را از کفر، شرک، نافرمانی و اخلاق رذیله پاکیزه کند<ref>تفسير سور آبادی، ج ۴، ص ۲۸۲۳؛ زاد المسير، ج ۴، ص ۴۵۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص ۴۰۰.</ref> و با تقوا و علم به معارف الهی، نفس خود را رشد دهد<ref>الكشاف، ج ۴، ص ۷۵۹-۷۶۰؛ زبدة التفاسير، ج ۷، ص ۴۴۱.</ref> برخی، فاعل تزکیه را خدا دانسته و در تفسیر آیه گفتهاند: کسی رستگار میشود که خدا نفس او را پاکیزه کند<ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص ۱۳۵؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۱۳؛ التفسير الكبير، ج ۳۱، ص ۱۷۷-۱۷۸.</ref>؛ ولی این سخن خلاف ظاهر آیه و ضعیف دانسته شده است<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص ۲۹۵.</ref>.
| |
| *"تزکّی" نیز سبب رستگاری دانسته شده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى}}﴾}}<ref> بیگمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد؛ سوره اعلی، آیه: ۱۴.</ref> که آن را به معنای پاکی از شرک، کفر، گناهان و اخلاق ناپسند<ref>الصافی، ج ۵، ص ۳۱۷؛ روح البیان، ج ۱۰، ص ۴۰۹؛ تفسير اثنا عشری، ج ۱۴، ص ۱۶۲.</ref> و برخی به معنای پرداخت حقوق مالی واجب، مستحب یا هر دو دانستهاند<ref>التبیان، ج ۱۰، ص ۳۳۲؛ المهذب، ج ۱، ص ۱۵۸-۱۵۷؛ المعتبر، ج ، ص ۵۹۳.</ref> برخی به استناد شأن نزول آیه، نیز احادیثی در این زمینه، مراد از تزکّی را زکات فطره دانستهاند<ref>الكشاف، ج ۴، ص ۷۴۰؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۵۲-۲۵۴؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۲6۴.</ref> به تأثیر انفاق مالی در رسیدن به رستگاری، در آیاتی دیگر نیز اشاره شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸.</ref>؛ نیز {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}﴾}}<ref> آن کسان که نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و به جهان واپسین یقین دارند؛ سوره لقمان، آیه: ۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیدهاند و آنانند که رستگارند؛ سوره لقمان، آیه: ۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> اما پیامبر و کسانی که با وی ایمان آوردهاند با مال و جان جهاد کردهاند و آنانند که نیکیها از آن آنهاست و آنانند که رستگارند؛ سوره توبه، آیه: ۸۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}}﴾}}<ref> آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند؛ سوره توبه، آیه: ۲۰.</ref> به گفته برخی، فعل ماضی "أَفلَحَ" و حرف تحقيق {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَدْ}}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ }}﴾}}<ref> سوره مؤمنون، آیه: ۱.</ref> بر رستگاری قطعی مؤمنانی دلالت دارد که به تزکیه نفس پرداخته و خود را به هواهای نفسانی نیالایند<ref>التحرير والتنوير، ج ۱۸، ص ۷؛ ج ۳۰، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>
| |
| *کسانی نیز که از بخل نفس خویش مصون میمانند، رستگار دانسته شدهاند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }}﴾}}<ref> و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران ، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند؛ سوره حشر، آیه: ۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لّأَنفُسِكُمْ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> هر چه میتوانید از خداوند پروا کنید و سخن نیوش باشید و فرمان برید و (در راه خداوند) هزینه کنید که برای خودتان بهتر است؛ و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارن؛ سوره تغابن، آیه: ۱۶.</ref> گرچه در تفسیر شحّ<ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۴۸-۴۹.</ref> و تفاوت آن با بخل<ref>زاد المسير، ج ۴، ص ۲۵۹.</ref> سخنان گوناگونی ذکر شده، بسیاری از مفسران، شحّ را همان بخل<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۲۹؛ التبیان، ج ۱، ص ۵۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص ۲۹.</ref> یا بخل همراه حرص<ref>روض الجنان، ج ۱9، ص ۱۲۶؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۲.</ref> یا حالتی نفسانی دانستهاند که به بخل و منع انفاق میانجامد<ref>الكشاف، ج ۴، ص ۵۰۵؛ التفسير الكبير، ج ۲۹، ص ۵۰۸؛ لباب التأویل، ج ۴، ص ۲۷۱.</ref>، بنابراین لازمِ مصون ماندن از شحّ، پرداخت حقوق مالی واجب است<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۵۳؛ زاد المسیر، ج ۴، ص ۲۹۴؛ تفسير اثنا عشری، ج ۱۳، ص ۲۰۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص: ۶۱۰ - ۶۲۰.</ref>.
| |