غیبت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۷۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مهدویت/بالا}}
{{مدخل مرتبط
{{مهدویت}}
| موضوع مرتبط = امام مهدی
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل =  
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[غیبت امام مهدی در قرآن]] - [[غیبت امام مهدی در حدیث]] - [[غیبت امام مهدی در کلام اسلامی]] - [[غیبت امام مهدی در معارف مهدویت]] - [[غیبت امام مهدی در ادیان و مکاتب]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  = امام مهدی (پرسش)
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[غیبت امام مهدی در حدیث]] | [[غیبت امام مهدی در نهج البلاغه]] | [[غیبت امام مهدی در کلام اسلامی]] | [[غیبت امام مهدی در معارف مهدوی]] </div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[غیبت امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== معناشناسی ==
*[[غیبت]]، اسم مصدر از ثلاثی مجرد ماده "غ ی ب" و به معنای ناپدید شدن و [[پنهان]] شدن از دیدگان است. [[غایب]] به کسی گفته می‏‌شود که حاضر و ظاهر نیست. و در اصل، درباره [[پنهان]] شدن [[خورشید]]، ماه و [[ستارگان]] به کار می‌‏رود<ref>  جوهری، الصحاح، ج ۱، ص ۱۹۶</ref>. همچنین درباره کسی به کار می‏‌رود که مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌‏شود<ref> ابو هلال عسکری، الفروق اللغویة، ص ۶۳</ref>. در اصطلاح [[مهدویت]] به [[پنهان‌‏زیستی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ گفته می‌‏شود.
[[غیبت]] به معنای ناپدید شدن و پنهان شدن از دیدگان است. همچنین درباره کسی به کار می‏‌رود که مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌‏شود<ref>عسکری، ابو هلال، الفروق اللغویة، ص۶۳.</ref>. ابن فارس در مورد غیبت می‌گوید: [[غیب]] کلمه‌ای است که بر مستور بودن و مخفی بودن چیزی از [[چشم‌ها]] دلالت دارد که کسی جز [[خدا]] از آن خبر ندارد<ref>{{عربی|اصل صحیح یدل علی تستّر الشیء عن العیون ثم یقاس. من ذلک الغیب ما غاب مما لایعمله الا الله}}؛ رازی، احمد بن فارس، مقاییس اللغة، ج ۴، ص۴۰۳.</ref>.  


==سه دیدگاه کلی درباره چگونگی غیبت==
غیبت در اصطلاح [[مهدویت]]، به معنای پنهان‌‏زیستی [[حضرت مهدی]]{{ع}}است. باید توجه داشت از آنجایی که معنای غیبت "پوشیده بودن از دیدگان" است، نه حاضر نبودن؛ [[امام مهدی]]{{ع}} تنها از چشمان [[مردمان]] غایب است و این [[انسان‌ها]] هستند که او را نمی‌بینند و یا می‌بینند، اما او را نمی‌شناسند<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۱۹۸.</ref>.
*با بهره‌‏گیری از بیانات [[معصومان]]{{عم}}، سه دیدگاه کلّی و قابل‏ توجّه درباره چگونگی [[غیبت]] حضرتش قابل ارائه است:
#[[پنهان]] بودن جسم "ناپیدایی"؛
#[[پنهان]] بودن عنوان "ناشناسی"؛
#[[پنهان]] بودن جسم و [[پنهان]] بودن عنوان به تناسب شرایط.
*اما بررسی دیدگاه‏‌های یادشده:
===پنهان بودن جسم؛===
*پاره‌‏ای [[روایات]]، چگونگی [[غیبت]] آن حضرت را به [[پنهان]] بودن جسم دانسته است. این دیده نشدن جسم، در [[دوران غیبت]] به دو گونه قابل [[تفسیر]] است:
#بسان [[فرشتگان]]، [[ارواح]] و جنّ، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان [[جوامع بشری]] حضور دارد قابل دیدن نیست.
#جسمی مرئی دارد؛
*امّا به [[قدرت الهی]] در دیدگان [[مردم]] تأثیر و تصرّف نماید که آن حضرت را نبینند. این کار، از [[اولیای الهی]] که از سوی [[خدا]] دارای [[قدرت]] در [[جهان]] [[آفرینش]] هستند، بعید نیست. از [[قرآن کریم]] نیز می‏توان امکان استتار و اختفای [[انسان]] از دیدگان را - چه به صورت کوتاه ‏مدت یا دراز مدت- دریافت کرد<ref>ر.ک: سوره یس: آیه:۹ و سوره اسراء: آیه:۴۵.</ref>.
*به نظر می‏‌رسد [[تفسیر]] نخست، غیر قابل پذیرش باشد؛ چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با ویژگی این [[تفسیر]] باشد. بلکه برعکس، آن حضرت مانند همه [[انسان‌‏ها]]، دارای جسمی مادی است؛ آن‏گونه که پدران بزرگوارش و [[رسول گرامی اسلام]]{{عم}} بودند. با این بیان، [[تفسیر]] دوم مورد پذیرش است. در یک بررسی جامع در سخنان [[معصومان]]{{عم}} برخی [[روایات]] که بیان کننده این دیدگاه کلّی است، بدین قرار است: [[امام علی]]{{ع}} در این ‏باره فرمود: "... تا آن‏گاه که از [[فرزندان]] من از دیدگان مردمان [[پنهان]] شود ... پس به [[پروردگار]] [[علی]] [[سوگند]]! [[حجّت]] [[حق]]، بر [[زمین]] استوار است، در جاده‏‌ها حرکت می‌‏کند. در خانه‌‏ها و قصرها وارد می‌‏شود و در شرق و غرب [[زمین]] به گردش می‌‏پردازد، سخن [[مردم]] را می‌‏شنود و بر [[مردم]] [[سلام]] می‌‏کند، می‏‌بیند و دیده نمی‌‏شود، تا [[زمان ظهور]] [[وعده الهی]] و [[ندای آسمانی]]. هان! آن ‏روز، روز شادی [[فرزندان علی]] و [[پیروان]] او است<ref>  نعمانی، الغیبة، ص ۱۴۴</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[مردم]] [[امام]] خویش را گم می‏‌کنند؛ پس آن [[امام]] در موسم [[حج]] حضور می‌‏یابد و [[مردم]] را می‌‏بیند؛ ولی [[مردم]] او را نمی‌‏بینند"<ref> {{عربی|" يَفْقِدُ النَّاسُ‏ إِمَامَهُمْ‏ يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ‏ فَيَرَاهُمْ‏ وَ لَا يَرَوْنَهُ‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۶۱، ح ۱۱۹؛ شیخ کلینی، الکافی، ج ۱ ص ۳۳۷، ح ۶؛ نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵ ح ۱۴؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، باب ۳۳، ص ۳۴۶، ح ۳۳</ref>.
*وقتی درباره [[امام مهدی]]{{ع}} از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدند، فرمود: "جسمش دیده نمی‌‏شود"<ref>  محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۳۳؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۰</ref>.
*روشن است که این [[روایات]] و احادیثی مانند آن، بر دیده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل [[تأویل]] بر شناخته نشدن، نخواهد بود؛ چرا که در معنای دیده نشدن صراحت دارد.
*این برداشت، افزون بر آن‏که با معنای لغوی [[غیبت]] مطابقت دارد، با روایاتی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ در [[دوران غیبت]] را به [[خورشید]] پس ابر [[تشبیه]] نموده، همخوانی بیشتری دارد.
===پنهان بودن عنوان‏===
*این دیدگاه، بر این است که آن حضرت، افزون بر این‏که [[عمر]] شریف خود را در [[جوامع]] انسانی، سپری می‌‏کند، [[مردم]] را می‏‌بیند و [[مردم]] نیز او را می‌‏بینند؛ ولی او را نمی‌‏شناسند. به تعبیر دیگر، فقط از نگاه معرفتی و شناختی [[مردم]] [[پنهان]] است، نه از دید ظاهری. افرادی که بر این دیدگاه پافشاری می‌‏کنند، به روایاتی [[استدلال]] کرده‏‌اند؛ از جمله روایتی که سدیر از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که: "در [[قائم]]، سنّتی از [[یوسف]] است ... چرا این [[مردم]] منکرند که خدای‏ تعالی با [[حجت]] خود همان کند که با [[یوسف]] کرد؟ بین ایشان گردش کند و در بازارهای آن‏ها راه رود و بر بساط آن‏ها پا نهد و آن‏ها او را نشناسند. تا آن‏گاه که [[خدای تعالی]] به او [[اذن]] دهد که خود را به آن‏ها معرفی کند؛ همان‏گونه که به [[یوسف]] اجازه داد ..."<ref>  [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۱۴۴، باب ۵، ح ۳</ref>
*نیز سخن [[نایب خاص]] آن حضرت، [[محمد بن عثمان]] که در این باره می‏‌گوید: "به [[خدا]] [[سوگند]]! همانا [[صاحب]] این امر، هرسال در موسم [[حج]] حاضر می‌‏شود؛ [[مردم]] را می‌‏بیند و آن‏ها را می‏‌شناسد و [[مردم]] او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند<ref>[[شیخ طوسی]]، [[کتاب الغیبة]]، ص ۳۶۲؛ [[شیخ صدوق]]، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰؛ نیز:
سیّد [[رضا]] صدر، راه [[مهدی]] علیه السّلام، ص ۷۸</ref>.  
*لازم یادآوری است با توجه به معنای لغوی [[غیبت]]، بهره‏‌برداری این معنا از روایاتی که به صورت مطلق [[غیبت]] را برای آن حضرت ثابت کرده‏‌اند، نیازمند قرینه است.
===پنهان بودن جسم و [[پنهان]] بودن عنوان، به تناسب شرایط===
*[[آگاهی]] به چگونگی [[غیبت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} فقط نزد [[پروردگار]] متعال است؛ امّا از مجموع [[روایات]] می‏‌توان دیدگاه سومی ارائه کرد. و آن عبارت است از این‏که: حضرت در مواردی که [[صلاح]] بداند از دیدگان [[مردم]] [[پنهان]] است - البته با تصرّفی که به [[قدرت الهی]] در دیدگان افراد می‏‌نماید. نه نامرئی کردن جسم خویش - و در مواردی که آن حضرت [[مصلحت]] بداند، به صورت [[آشکار]] در [[جامعه]] حرکت می‌‏کند و [[مردم]] او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند.
*در برخی [[پیامبران پیشین]] نیز چنین [[پنهان]] ‏زیستی‏ای- البته با ویژگی‏‌های خاص خود- سابقه داشته است؛ به گونه‏‌ای که [[شیخ صدوق]] اساس نگارش کتاب [[کمال الدین و تمام النعمه]] را بر این باور بنا نهاده است.
*بنابراین می‏‌توان نتیجه گرفت سخنان نورانی [[پیشوایان]] [[معصوم]]{{عم}} از حقایق مربوط به [[غیبت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ آن مقدار که مخاطبان می‏‌فهمیدند در [[اختیار]] آن‏ها قرار می‌‏داد و بیش از آن را به [[دوران ظهور]] حضرتش واگذار می‏‌کردند که‏ آن دوران، [[عصر ظهور]] حقایق است.
===طولانی بودن [[غیبت]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}}‏===
*در روایاتی پس از تصریح به اصل [[غیبت]]، به طولانی بودن آن نیز تأکید شده است.
*[[امام جواد]]{{ع}} در پاسخ به [[دلیل]] نام‏گذاری [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ به "[[منتظر]]"، فرمود: " همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای [[اخلاص]] باشند، [[منتظر ظهور]] او خواهند بود"<ref> {{عربی|" إِنَ‏ لَهُ‏ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ‏ أَمَدُهَا فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ‏ الْمُخْلِصُونَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏"}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۸</ref>.


==[[فلسفه و علل غیبت امام مهدی]]==
== چگونگی غیبت ==
دربارۀ چگونگی غیبت حضرت مهدی{{ع}} سه دیدگاه وجود دارد:
# '''پنهان بودن جسم (ناپیدایی)''': پنهان بودن جسم در دوران غیبت به دو گونه قابل [[تفسیر]] است:
## جسمی نامرئی دارد؛ مانند [[فرشتگان]]، [[ارواح]] و [[جنّ]]، یعنی با وجود اینکه در میان [[جوامع بشری]] حضور دارد قابل دیدن نیست.
## جسمی مرئی دارد؛ امّا به [[قدرت الهی]] می‌‌تواند در چشمان [[مردم]] تصرّف نماید و [[ناپیدا]] باشد. این کار از [[اولیای الهی]] که از سوی خدا دارای [[قدرت]] در [[جهان آفرینش]] هستند، بعید نیست. از [[قرآن کریم]] نیز می‏توان امکان [[استتار]] و اختفای [[انسان]] از چشم‌ها را ـ به صورت کوتاه ‏مدت یا دراز مدت ـ دریافت کرد<ref>سوره یس، آیه ۹؛ سوره اسراء، آیه ۴۵.</ref>. به‌نظر می‌‌رسد حالت اول، غیرقابل پذیرش است؛ زیرا دلیلی وجود ندارد که حضرت دارای جسم نامرئی باشد؛ اما برای حالت دوم قرائن زیادی وجود دارد، چنانکه [[امام علی]]{{ع}} در این ‏باره فرمود: «تا آن‏گاه که از [[فرزندان]] من از دیدگان [[مردمان]] پنهان شود... پس به [[پروردگار]] [[علی]] [[سوگند]]! [[حجّت]] [[حق]]، بر [[زمین]] [[استوار]] است، در جاده‏‌ها حرکت می‌‏کند، در خانه‌‏ها و قصرها وارد می‌‏شود و در شرق و غرب زمین به گردش می‌‏پردازد، [[سخن]] [[مردم]] را می‌‏شنود و بر مردم [[سلام]] می‌‏کند، می‏‌بیند و دیده نمی‌‏شود، تا [[زمان ظهور]] وعده الهی و [[ندای آسمانی]]. هان! آن ‏روز، [[روز]] [[شادی]] [[فرزندان علی]] و [[پیروان]] او است»<ref>{{متن حدیث|حَتَّی إِذَا غَابَ الْمُتَغَیِّبُ مِنْ وُلْدِی عَنْ عُیُونِ النَّاسِ... فَوَ رَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیْهَا قَائِمَةٌ مَاشِیَةٌ فِی طُرُقِهَا دَاخِلَةٌ فِی دُورِهَا وَ قُصُورِهَا جَوَّالَةٌ فِی شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا تَسْمَعُ الْکَلَامَ وَ تُسَلِّمَ عَلَی الْجَمَاعَةِ تَرَی وَ لَا تُرَی إِلَی الْوَقْتِ وَ الْوَعْدِ وَ نِدَاءِ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ أَلَا ذَلِکَ یَوْمٌ فِیهِ سُرُورُ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ}}؛ نعمانی، محمد بن جعفر، الغیبة، ص۱۴۴.</ref>. همینطور وقتی درباره [[امام مهدی]]{{ع}} از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدند، فرمود: «جسمش دیده نمی‌‏شود»<ref>{{متن حدیث|عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا{{ع}}یَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ لَا یُرَی جِسْمُهُ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۳۱۴ ـ ۳۲۳.</ref>
# '''پنهان بودن عنوان (ناشناسی)''': [[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی فرمود: «...به [[درستی]] که یوسف به [[پادشاهی]] [[مصر]] رسید و فاصله میان او و پدرش به اندازه هیجده روز [[مسافرت]] بود و یوسف می‌توانست پدرش را از موقعیت خود [[آگاه]] کند. زمانی که [[یعقوب]] و فرزندانش از یوسف با خبر شدند، مسیر [[کنعان]] تا مصر را در نه روز از بیابان‌ها پیمودند. (اما این مردم با اینکه داستان [[حضرت یوسف]] را می‌دانند و بدان [[ایمان]] هم دارند) چگونه [[غیب]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[انکار]] می‌کنند و قبول ندارند که [[خداوند]] می‌تواند ولی خود را از میان مردم غایب نماید، به گونه‌ای که [[حجت]] او در بازارهایشان رفت و آمد می‌کند و بر فرش‌های آنان پای می‌نهد ولی کسی او را نمی‌شناسد و فقط زمانی او را خواهند [[شناخت]] که [[خداوند]] [[اجازه]] معرفی خویش و ظهور به او بدهد؛ آن گونه که پس از مدت‌ها به یوسف اجازه داد که خود را به برادرانش معرفی کند و پیش از آنکه یوسف خود را معرفی کند، برادرانش او را می‌دیدند ولی نمی‌شناختند»<ref>{{متن حدیث|عن سدیر، قال: سمعت ابا عبد الله{{ع}} یقول:... فما تنکر هذه الامه ان یکون الله - عز و جل - یفعل بحجته ما فعل بیوسف{{ع}}: ان یکون یسیر فی اسواقهم، و یطا بسطهم، و هم لا یعرفونه حتی یاذن الله ـ عز و جل ـ ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف{{ع}} حتی قال لهم: (هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم جاهلون قالوا ا انک لانت یوسف قال انا یوسف.)}}؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ص۳۴۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص۴۳۶.</ref>
# '''ناپیدایی و ناشناسی حضرت بنا به صلاح دید ایشان''': [[حضرت مهدی]]{{ع}} در مواردی که صلاح بداند از دیدگان [[مردم]] پنهان است ـ البته با تصرّفی که به [[قدرت الهی]] در دیدگان افراد می‏‌نماید. نه نامرئی کردن جسم خویش ـ و در مواردی که آن حضرت [[مصلحت]] بداند، به صورت آشکار در [[جامعه]] حرکت می‌‏کند و مردم او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند<ref>طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبة، ص۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۵۲۰.</ref>.<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۱۴ ـ ۳۲۳.</ref> با اینکه برای [[اثبات]] دو دیدگاه اول دلایل روایی فراوانی وجود دارد، امّا از مجموع [[روایات]] می‏‌توان به دیدگاه سوم رسید.


==انواع غیبت‏==
توجه به این نکته ضروری است که در هیچ یک از دیدگاه‌های فوق، [[غیبت امام عصر]]{{ع}} به معنی قطع شدن کامل ارتباط و نزول فیوضات [[الهی]] به دست آن جناب نیست، بلکه در هر دو حالت ناپیدایی یا ناشناسی، بنابر فرمایش خود آن حضرت، [[لطف]] ایشان جاری است. توصیف وجود [[مبارک]] [[امام عصر]]{{ع}} به وصف [[غائب]]، با نگاه به [[محرومیت]] جامعه از [[درک]] کردن وجود [[مبارک]] اوست. پس باید گفت، [[مردم]] از محضر ایشان غائب‌اند، نه آن حضرت؛ زیرا او ولی [[حق]] و [[شاهد بر خلق]] است و هرگز از خود و غیر خود [[غائب]] نبوده و نیست<ref>جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۱۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۱۹۸.</ref>
*هم‏زمان با مطرح شدن اصل [[غیبت]] برای [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ از سوی [[معصومان]]{{عم}} در روایاتی [[غیبت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}به دو بخش کوتاه و بلند تقسیم می‌‏شود<ref>امروزه از این دو غیبت، با نام‏های" غیبت صغرا" و" غیبت کبرا" یاد می‌‏شود؛ ولی در بیان اندیشوران شیعه از آن‏ها با عنوان‏‌هایی چون" غیبت قصری" و" غیبت طولی" و مانند آن نیز یاد شده است</ref>. که هریک دارای ویژگی‏‌های خاصی است.
 
*این مطلب با تعبیرهای متفاوتی در سخنان [[معصومین]]{{عم}} به چشم می‏‌خورد؛ [[زراره]] گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که فرمود: "همانا برای [[قائم]]، [[دو غیبت]] است که در یکی از آن‏ها به خانواده‌‏اش بر می‌‏گردد و در دیگری مکانش معلوم نیست. هر سال در مناسک [[حج]] حاضر می‏‌شود و [[مردم]] را می‏‌بیند؛ در حالی که [[مردم]] او را نمی‌‏بینند<ref> {{عربی|" إِنَ‏ لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَيْنِ‏ يَرْجِعُ‏ فِي‏ إِحْدَاهُمَا وَ فِي الْأُخْرَى لَا يُدْرَى أَيْنَ هُوَ يَشْهَدُ الْمَوَاسِمَ يَرَى النَّاسَ وَ لَا يَرَوْنَهُ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"}}، نعمانی، الغیبة، ص ۱۷۵، ح ۱۵</ref>.  
== طولانی بودن غیبت ==
*آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن [[دو غیبت]] [[امام]] این‌‏گونه اشاره کرده است: "برای [[قائم]]، [[دو غیبت]] است؛ یکی از آن‏ها کوتاه و دیگری دراز. در [[غیبت]] نخست، جز [[شیعیان]] مخصوص، کسی از [[جایگاه]] او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش [[آگاه]] نیست"<ref>{{عربی|" لِلْقَائِمِ‏ غَيْبَتَانِ‏ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى‏ طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ‏ وَ الْأُخْرَى‏ لَا يَعْلَمُ‏ بِمَكَانِهِ‏ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰</ref>
در بعضی از [[روایات]] پس از تصریح به اصل [[غیبت]]، به طولانی بودن آن نیز تأکید شده است. [[امام جواد]]{{ع}} در پاسخ به دلیل نام‏گذاری [[حضرت مهدی]]{{ع}}‏ به "[[منتظر]]"، فرمود: «همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای [[اخلاص]] باشند، [[منتظر ظهور]] او خواهند بود»<ref>{{متن حدیث|إِنَ‏ لَهُ‏ غَیْبَةً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ‏ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ‏ الْمُخْلِصُونَ‏}}؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۳۷۸.</ref>. در نامه مبارک [[حضرت ولی عصر]]{{ع}} به [[شیخ مفید]] نیز [[علت غیبت]] و طولانی شدن آن چنین آمده است: «باید بدانند که جز برخی رفتارهای ناشایسته آنان که ناخوشایند ماست و ما آن عملکرد را زیبنده [[شیعیان]] نمی‌دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‌دارد»<ref>{{متن حدیث|فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۳، ص۱۷۶.</ref>. از آنجایی که طبق گفته روایات، [[حقیقت]] اعمال شیعیان به [[امام]] راستین عصرشان ارائه می‌شود، [[آلودگی]] به [[گناه]]، [[توفیق]] دیدار امام [[معصوم]] را از [[انسان‌ها]] سلب و [[سعادت]] دیدار ایشان را به تاخیر می‌‌اندازد. در همان نامه آمده است که: «اگر [[پیروان]] و شیعیان ما ـ که [[خدا]] آنان را در [[فرمانبرداری]] خویش توفیق ارزانی‌شان دارد ـ به [[راستی]] در راه [[وفای به عهد]] و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک‌صدا بودند، هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد»<ref>{{متن حدیث|فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ}}؛ احتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۹۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۰۰.</ref>
*لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی [[پنهان‌‏زیستی]] داشته است و به گونه‏‌ای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را [[ملاقات]] کنند. همین باعث شده است برخی آغاز [[غیبت]] آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند<ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۱۴ - ۳۲۳.</ref>.
 
==غیبت در  فرهنگنامه آخرالزمان‏==
== پیشینه غیبت و زمینه‌سازی‌های [[ائمه اطهار]]{{ع}} ==
*[[غیبت]] در اصطلاح به معنی [[پنهان]] بودن [[امام زمان]]{{ع}} از نظر [[مردم]] است. [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} از نظر [[عامه]] [[مردم]] مخفی بود و اکثر [[مردم]] حتی بسیاری از [[دوستان]] نیز از ولادت آن جناب اطلاعی نداشتند. این امر به خاطر این بود که [[دشمنان]] پی به [[حقانیت]] [[شیعه]] برده بودند و می‌دانستند او [[آخرین حجت الهی]] است و بنابراین به شدت سعی می‌کردند به او دست پیدا کرده و به زعم [[باطل]] خود با کشتن ایشان [[خیال]] خود را از دست [[امامان شیعه]] راحت کنند، اما غافل از اینکه [[خداوند]] [[وعده]] داده که [[منجی آخرالزمان]] [[ظهور]] خواهد کرد و [[جهان]] را از لوث این [[ظالمان]] [[پاک]] می‌گرداند.
توجّه به پیشینه غیبت و اطلاع از وقوع آن برای برخی از [[پیامبران]] گذشته، باعث می‌شود نگاه روشنی نسبت به مسئله غیبت امام مهدی{{ع}} پیدا کنیم. اولین اشارات به این مسئله در سخنان [[معصومین]]{{ع}} به خوبی پیداست. در روایاتی که از [[نبی اکرم]]{{صل}} نقل شده، حضرت ضمن بیان خصوصیات امام [[مهدی]]{{ع}} به مسأله [[غیبت]] ایشان نیز اشاره کرده است: «مهدی از [[فرزندان]] من است نام او نام من و کنیه او کنیه من است و شبیه‌ترین [[مردم]] به من از حیث [[آفرینش]] و [[خلق و خوی]] است. او غیبت و دوران حیرتی دارد که [[مردمان]] در آن به [[گمراهی]] می‌افتند، سپس همانند ستاره درخشان می‌آید و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند، همان‌طور که از [[ظلم و جور]] پر شده باشد»<ref>{{متن حدیث|الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ حَتَّی تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْیَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فَیَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً}}؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص۲۸۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]، ص۱۷۹-۱۸۸.</ref>
*[[امام باقر]]{{ع}} به [[عبدالله]] بن عطا فرمود:... هرگاه دیدید ولادت یکی از ما [[اهل بیت]] از نظر [[مردم]] پوشیده بود و [[مردم]] از به [[دنیا]] آمدن او با خبر نشدند، او همان [[قائم آل محمد]]{{ع}} خواهد بود. بدانید! هر کسی از ما [[ائمه]]، که در میان [[مردم]] ظاهر می‌شود و [[مردم]] او را دیده و درباره‌اش سخن می‌گویند، یا کشته خواهد شد یا اینکه [[مسموم]] می‌شود. در [[روایات]] زیادی نیز به شدت [[شیعیان]] را از بردن نام [[حضرت]] در مکان‌هایی که خطری [[دوستان]] یا خود آن جناب را تهدید می‌نموده منع کرده‌اند، و این مخصوص زمانی بوده که [[حضرت]] هنوز در [[غیبت صغری]] به سر می‌برند و ممکن بود که از طرف [[حکومت ظالم]] وقت، مزاحمتی برای [[خانواده]] آن [[حضرت]] با اطرافیان و [[شیعیان]] ایشان پیش می‌آمد<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۶۷. ر.ک: اسم حضرت.</ref>.
 
*از این روست که برخی از علمای [[شیعه]] [[غیبت]] [[حضرت]] را از زمان ولادت آن [[حضرت]] می‌دانند، یعنی [[غیبت]] که [[پنهان]] بودن آن جناب از انظار عمومی است، از همان ابتدای ولادت ایشان بوده است و برخی نیز [[غیبت]] [[حضرت]] را از ابتدای [[غیبت صغری]] به حساب می‌آورند. البته گروهی از [[خواص شیعه]]، چه در [[غیبت صغری]] و چه در [[غیبت کبری]] [[خدمت]] [[حضرت]] می‌رسیدند. پیش از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} [[حضرت]] به برخی از [[دوستان]] خود [[امام مهدی]]{{ع}} را نشان می‌داد و می‌فرمود که بعد از من این [[کودک]] [[حجت الهی]] میان شما است، و از طریق این افراد خبر به دست [[سایر]] [[دوستان]] و [[شیعیان]] می‌رسید؛ زیرا [[شیعه]] [[معتقد]] است که [[دنیا]] هیچگاه از حضور [[حجت الهی]] خالی نخواهد بود.  
از طرفی دیگر [[ائمه اطهار]]{{ع}} به این نکته توجه داشتند که با وجود همه اطلاع‌رسانی‌ها، [[غیبت امام]] و عدم دسترسی به محضر ایشان، برای مردمی که در طول [[امامت ائمه]] [[هدی]]{{ع}}، به دیدن [[امام]] و رجوع به محضر آنان عادت کرده‌اند، بسیار سخت و غریب خواهد بود؛ به همین جهت بود که از زمان امام جواد{{ع}} به تدریج مردم از دیدن امام کمتر بهره‌مند می‌شدند و در [[زمان]] [[امامت]] [[حضرت امام هادی]] و [[امام عسکری]] {{ع}} این امر شدت یافت؛ به گونه‌ای که امام در مواردی از پشت پرده با مردم صحبت می‌کردند تا آنان به ندیدن امام عادت کنند<ref>مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص۲۳۱.</ref>. البته علّت اصلی کمرنگ شدن ارتباط، سخت‌گیری و ایجاد محدودیّت [[حکومت ستمگر]] عباسی بود؛ چراکه این دو امام در [[سامرا]] در یک منطقه نظامی تحت نظر بودند. از این رو [[مردم]] به [[دشواری]] می‌توانستند آنان را ببینند و از [[ترس]] [[حکومت]] مجبور بودند با ترفندهای مختلف و پنهانی خدمت حضرت برسند، ولی [[ائمه]] از این محدودیّت برای آمادگی مردم برای دوران غیبت استفاده کردند<ref>مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۲۶۲؛ صدر، محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ص۲۲۲.</ref>. از سوی دیگر نیز [[امام حسن عسکری]]{{ع}}، در سن ۲۷ سالگی رحلت کرد و تنها فرزند او که پنج سال از عمرش می‌گذشت از جانب [[خدای متعال]] به [[امامت]] [[منصوب]] گردید. اما به دلایلی [[امام دوازدهم]]{{ع}} از همان [[زمان]] از دیدگان پنهان شد و دوران غیبتش آغاز گردید؛ لذا [[غیبت صغری]] که در سال ۲۶۰ هجری قمری آغاز شد و پس از ۶۹ سال در سال ۳۲۹ هجری قمری با درگذشت چهارمین و آخرین [[نائب خاص]] [[امام]]{{ع}} پایان یافت، علاوه بر موارد گذشته، مقدمه و آغازی برای [[درک]] [[غیبت طولانی]] بود، تا شرایط‍‌ پذیرش موقعیت جدید برای [[مردمان]] فراهم گردد و [[شیعیان]] آمادگی درک دورانی را داشته باشند که در آن از حضور امام معصوم به‌طور مستقیم بی‌بهره‌اند<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۴۷-۵۵.</ref>.
*[[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود: [[خداوند]] [[زمین]] را هیچگاه از [[حجت]] خود خالی نمی‌کند، چه آن [[حجت]] [[امام]] ظاهر و [[آشکار]] باشد، یا حجتی در پردۂ [[غیبت]] و [[نهان]]<ref>غیبت طوسی، ص ۲۲۱.</ref>.
 
*[[حضرت مهدی]]{{ع}} در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در [[سامرا]] به [[دنیا]] آمد و [[پدر]] بزرگوار او، [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پس از شش سال [[امامت]]، در سن بیست و هفت سالگی در سال ۲۶۰ هجری به [[شهادت]] رسید.  
== انواع غیبت ==
*[[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخشی از ابتدای [[تولد]] آن [[حضرت]] تا درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] در سال سیصد و بیست و نه هجری و بخشی از درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] تا زمانی که آن جناب [[ظهور]] نمایید.
{{اصلی|غیبت صغری|غیبت کبری}}
*در طول [[امامت]] [[ائمه هدی]]{{ع}} [[مردم]] به دیدن [[امام]]{{ع}} و [[رجوع]] به محضر آنان عادت داشتند، بنابراین [[غیبت امام]] و عدم دسترسی به محضر آنان برای [[شیعیان]] بسیار سخت و [[غریب]] بود. به همین جهت بود که از زمان [[امام جواد]]{{ع}} کم کم [[مردم]] از دیدن [[امام]]{{ع}} کمتر بهره‌مند می‌شدند، و در زمان [[امامت]] [[حضرت]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} این امر شدت یافت. این دو [[امام]] در [[سامرا]] در یک منطقه [[نظامی]] تحت نظر بودند. از این رو [[مردم]] به دشواری می‌توانستند این دو [[امام]] را ببینند و از [[ترس]] [[حکومت]] مجبور بودند که با ترفندهای مختلف و پنهانی [[خدمت]] [[حضرت]] برسند. در برخی [[دیدارها]] [[حضرت]] میان خود و مراجعین پرده‌ای می‌آویخت که [[مردم]] به ندیدن [[امام]]{{ع}} عادت کنند. و با [[غیبت امام]] انس بگیرند<ref>اثبات الوصیه، ص ۲۳۱.</ref>. [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[ابوعمرو عثمان بن سعید عمری]] را [[وکیل]] خود قرار داده بود و او را [[نایب حضرت مهدی]]{{ع}} پس درگذشت خود معرفی کرد. [[عثمان بن سعید]] به همراه سه نفر دیگر پس از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} وسیله ارتباط [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} بودند و نامه‌هایی که از [[امام زمان]]{{ع}} صادر می‌شد به دست آنها می‌رسید و آنان نیز [[نامه‌ها]] را به صاحبانشان می‌رساندند، و سؤالات [[مردم]] را نیز طی نامه‌هایی از [[حضرت]] می‌پرسیدند<ref>ر.ک: نواب اربعه، توقیعات.</ref>. [[غیبت]] سنتی نیست که فقط در [[اسلام]] به وجود آمده باشد، بلکه در امت‌های سابق نیز برخی [[انبیا]] و [[اوصیا]] مدتی را از میان [[قوم]] خویش [[غایب]] می‌شدند. مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب [[شریف]] [[کمال الدین]] [[روایات]] متعددی را درباره [[غیبت انبیا]] و اوصیای امت‌های گذشته جمع‌آوری نموده است؛ [[حضرت صالح]]، [[موسی]]، [[یونس]]، [[یوسف]]{{ع}} از جمله پیامبرانی بودند که مدتی را از میان [[امت]] خود [[غایب]] شدند. مسئله [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} با اینکه از مدت‌ها قبل برای آن [[زمینه‌سازی]] شده بود، اما برای جمعیت کثیر [[شیعیان]] در اوایل [[غیبت]] بسیار سخت بود به گونه‌ای که خیلی از [[شیعیان]] به سردرگمی و [[حیرت]] افتاده بودند. در این زمان بود که مرحوم [[شیخ صدوق]] برای [[نجات]] [[شیعه]] از [[حیرت]]، کتاب [[شریف]] [[کمال الدین و تمام النعمة]] را در این راستا نوشت، و سبب تألیف کتاب را چنین بیان می‌کند: شبی در [[خواب]] دیدم که در حال [[طواف]] گرد خانه [[کعبه]] هستم. به [[حجر الاسود]] رسید و استلام حجر نمودم در آن حال دیدم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} کنار درب خانه [[کعبه]] ایستاده است. به [[حضرت]] [[سلام]] نمودم و ایشان جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی درباره موضوع [[غیبت]] نمی‌نویسی تا [[ناراحتی]] تو برطرف گردد؟ عرض کردم:‌ای پسر [[رسول خدا]]، من درباره [[غیبت]] چند کتاب نوشته‌ام. [[حضرت]] فرمود: خیر، منظورم آنها نیست؛ کتابی درباره [[غیبت]] من بنویس و در آن کتاب، [[غیبت]] [[پیامبران]] گذشته را یادآور شود. سپس [[حضرت]] از نظر من [[غایب]] شد. من هم با [[اضطراب]] از [[خواب]] بیدار شده و تا صبح به [[گریه و زاری]] مشغول بودم. صبحگاه شروع به [[نوشتن]] کتاب [[کمال الدین]] نمودم تا امر [[حضرت]] را به انجام برسانم". البته درباره موضوع [[غیبت]] کتاب‌های زیادی نوشته شده که مشهور‌ترین آنها کتاب "[[الغیبة]]" است که [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری نوشته و دیگر کتابی با همین عنوان است که توسط [[محمد]] [[ابراهیم]] [[نعمانی]] تألیف شده است. پس از پایان دوره [[غیبت صغری]] دیگر از طرف [[حضرت]] نایبی برای ارتباط با آن جناب تعیین نشد و [[حضرت]] طی نامه‌ای [[مردم]] را به طرف [[راویان حدیث]] سوق داده‌اند.
[[غیبت امام زمان]]{{ع}} در دو مرحله به اجرا درآمد:
*مرحوم [[شیخ حر عاملی]] از [[شیخ صدوق]] روایتی [[نقل]] می‌کند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نامه‌ای را برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[نایب خاص]] خود، [[محمد بن عثمان]]، فرستاد. در ضمن آن [[نامه]] [[حضرت]] فرمود: در پیشامدهایی که پس از این رخ خواهد داد، به [[راویان احادیث]] ما [[رجوع]] کنی، زیرا من آنان را برای شما [[حجت]] قرار دادم و من نیز [[حجت]] [[پروردگار]] بر شما هستم<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: [[مردم]] باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به [[دین]] خود پایبند هستند و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] نمی‌کنند و [[اوامر الهی]] را [[اطاعت]] می‌کنند، [[فرمانبری]] کنند<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.  
# '''[[غیبت]] کوتاه مدّت (صغرا)''': این نوع از غیبت زمینه‌ای بود تا شیعیان برای [[غیبت کبری]] آماده گردند و در این دوره، امام{{ع}} از طریق چهار نماینده با مردم در ارتباط بود و به نیازهای [[علمی]] و [[معنوی]] آنان پاسخ می‌گفت.
*[[امام هادی]]{{ع}} فرمود: اگر در [[دوران غیبت]] [[حضرت قائم]]{{ع}} علمایی [[باقی]] نمی‌ماندند که به سوی او [[دعوت]] کنند و با برهان‌های [[حق]] [[دین خدا]] را حفظ نمایند و شیعیانی که کمتر می‌دانند را از دست فریب‌های [[شیطان]] و [[پیروان]] او و از دست تیرهای [[دشمنان اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ مؤمنی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند مگر اینکه از [[دین خدا]] روگردان می‌شد! اما این [[علما]] کسانی هستند که رشته [[دل]] [[شیعیان]] [[ضعف]] را به دست می‌گیرند، مانند ناخدایی که سکان [[کشتی]] را به دست می‌گیرد. این [[علما]] به [[راستی]] برترین‌ها نزد [[خدای عزوجل]] هستند<ref>احتجاج طبرسی: احتجاجات امام هادی{{ع}} شماره ۳۳۳.</ref>.
# '''غیبت بلند مدّت (کبرا)''': در این دوران [[عالمان دینی]] با داشتن شرایطی که امام آنها را بیان فرموده به صورت عام (نه با معرفی خاص) به عنوان [[نایب امام زمان]]{{ع}} عهده‌دار امور شیعیان هستند<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۵۲.</ref>.
*از این رو به [[فقها]] و علمایی که [[مردم]] در [[زمان غیبت]] بد آنها [[رجوع]] می‌نمایند و [[احکام الهی]] و [[روایات]] را از آنان می‌آموزند، [[نواب عام]] گفته می‌شود. در [[روایات]] [[علت غیبت]] [[حضرت]] متعدد بیان شده است، [[ترس]] از کشته شدن، [[امتحان]] [[مردم]]. بی‌لیاقتی [[مردم]] و عدم [[بیعت اجباری]] با [[حاکمان جور]] و... از دلایلی است که برای [[غیبت]] [[حضرت]] ذکر شده است<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.
 
*[[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت قائم]]{{ع}} از میان شما [[غایب]] می‌شود، اگر چنین غیبتی را مشاهده کردید [[انکار]] ننمایید و از [[ایمان]] به او روی گردان نشوید. در آن روزگار حفظ [[ایمان]] از [[پاک]] کردن شاخه گیاه پر خار با [[کف دست]] سخت‌تر است، و به [[راستی]] چه کسی می‌تواند اینگونه باشد؟ بدانید که این [[غیبت]] خواهد بود، پس [[پرهیزکاری]] پیشه کنید و [[دین]] خود را نگاه دارید<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۰ - ۳۳۵.</ref>.
== فلسفه و علل غیبت ==
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[زراره]] فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} پیش از [[قیام]] خود از میان [[مردم]] [[غایب]] خواهد شد. زیرا می‌ترسد، و با دست اشاره به شکم [[مبارک]] خویش فرمود (یعنی اگر از میان [[مردم]] [[غایب]] نباشد، او را نیز مانند [[امامان]] قبل از ایشان یا [[مسموم]] می‌کنند یا با [[شمشیر]] به [[شهادت]] می‌رسانند). سپس [[حضرت]] فرمود‌ای [[زراره]]، او همان ([[منجی آخرالزمان]]) است که همگان [[انتظار]] آمدنش را می‌کشند. (درباره او [[اختلاف]] نظر شدیدی رخ می‌دهد) گروهی در [[ولایت]] او [[شک]] خواهند کرد، و برخی [[گمان]] خواهند کرد که اصلاً به [[دنیا]] نیامده و پدرش فرزندی نداشته است، و عده‌ای می‌گویند او هنوز در شکم [[مادر]] است و برخی نیز می‌گویند او دو سال پیش از [[شهادت]] پدرش به [[دنیا]] آمده است. او از دیده‌ها [[پنهان]] شده زیرا [[خداوند]] [[اراده]] کرده [[شیعیان]] را در [[زمان غیبت]] امامشان [[آزمایش]] نماید، و کسانی که در [[حقیقت]] پیرو [[حق]] نیستند دچار [[شک]] و تردید خواهند شد. [[زراره]] پرسید: اگر چنین زمانی را [[درک]] کردیم چه باید بکنیم؟ [[حضرت]] فرمود: دعای {{متن حدیث|اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ...}} را بخوان<ref>یأتی، ص ۴۹۴. ر.ک: دعا.</ref>.
{{اصلی|علت غیبت امام مهدی}}
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمود: از گسترش نام و یاد [[حضرت]] در میان [[مردم]] بپرهیزید. البته برخی از [[علما]] معتقدند که این [[حکم]] مخصوص زمان [[تقیه]] و [[حکومت]] [[حاکمان جور]] بوده که اگر نام [[حضرت]] را می‌بردند باعث [[آزار]] و اذیت [[خانواده]] [[حضرت]] و [[شیعیان]] آن جناب می‌شده ولی اکنون مصداقی ندارد<ref>ر.ک: اسم حضرت.</ref>. بدانید که [[امام]] شما [[حضرت مهدی]]{{ع}} سال‌ها از میان شما [[غایب]] خواهد بود و شما به [[آزمایش]] سخت آزموده می‌شوید. تا جایی که (بسیاری از [[مردم]] [[ناامید]] شده و) او را فراموش می‌کنند و می‌گویند: او از [[دنیا]] رفته است و در بیابان‌ها از پای درآمده است. چشمان [[مؤمنین]] در آن روزگار بر او خواهد گریست. مانند یک [[کشتی]] که در دریایی مواج واژگون می‌شود، گرفتار خواهید شد و فقط کسانی که [[میثاق]] [[ایمان]] از آنان ستانده شده [[باقی]] خواهند ماند، کسانی که [[روح القدس]] آنان را مدد می‌کند. در آن روز [[دوازده]] گروه شک‌برانگیز [[قیام]] خواهند کرد به گونه‌ای که از میان آنها نمی‌توان [[حق]] را از [[باطل]] تشخیص داد. [[راوی]] از این سخن گریست و عرض نمود: پس چه باید بکنیم؟ [[حضرت]] به شعاع آفتابی که در میان اتاق افتاده بود اشاره نمود و فرمود:‌ای [[عبدالله]] امر ما [[اهل بیت]] از این [[آفتاب]] روشن‌تر است. (یعنی همیشه برای طالبان [[حق]] [[حجت]] تمام خواهد شد و کسانی که در [[فتنه]] ها، خود برانگیزاننده [[فتنه]] و پیرو آن نباشند و در پی [[دستورات]] [[اهل بیت]]{{ع}} به [[تکالیف]] خود عمل نمایند، [[حق]] را می‌یابند و [[نجات]] خواهند یافت، ولی کسانی که در این [[فتنه‌ها]] خود را گرفتار کنند، دچار [[شک]] خواهند شد و ایمانشان متزلزل می‌شود)<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۳۸ و ۳۳۶.</ref>.
پیش از آنکه به برخی حکمت‏‌ها و علت‏‌های ظاهری غیبت حضرت اشاره شود، لازم به یادآوری است که در [[روایات]] اشاره شده، پنهان‌‏زیستی آخرین ذخیره الهی، به [[طور]] قطع از [[اسرار]] [[خداوند]] است. [[حقیقت]] سرّ بودن این امر را [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} چنین بیان فرموده است: «ای جابر! همانا این امر، امری است از امر [[خداوند سبحانه و تعالی]] و سرّی است از سرّ [[خدا]] که بر [[بندگان]] او پوشیده است؛ پس برحذر باش که دچار تردید نشوی. همانا [[شک]] درباره خدا [[کفر]] است»<ref>{{متن حدیث|یَا جَابِرُ إِنَ‏ هَذَا أَمْرٌ مِنْ‏ أَمْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ سِرٌّ مِنْ‏ سِرِّ اللَّهِ‏ عِلْمُهُ‏ مَطْوِیٌ‏ عَنْ‏ عِبَادِ اللَّهِ‏ إِیَّاکَ‏ وَ الشَّکَ‏ فِیهِ‏ فَإِنَ‏ الشَّکَ‏ فِی‏ أَمْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ کُفْرٌ‏‏}}؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۸۷.</ref>. بی‌‏گمان این [[حکمت]]، اساسی‌‏ترین دلیل بر این رخداد بزرگ است؛ امّا از آنجا که [[پرسش]] پیرامون [[علل غیبت]] همواره دغدغه برخی [[شیعیان]] بوده است، در سخنان [[پیشوایان معصوم]]{{ع}} به برخی حکمت‏‌های ظاهری [[غیبت]] آن حضرت نیز اشاره شده است؛ از این رو بدان‏‌ها نیز اشاره‏‌ای گذرا می‏‌کنیم:
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} [[دو غیبت]] خواهد داشت یکی کوتاه و دیگری طولانی. در [[غیبت]] کوتاه فقط [[شیعیان]] [[خالص]] از [[جایگاه]] او با خبر خواهند بود و در [[غیبت]] دوم [[دوستان]] مخصوص او می‌دانند که [[حضرت]] در چه مکانی بر سر می‌برند. و در یکی از این [[دو غیبت]] [[حضرت]] به [[زیارت]] [[خانه خدا]] می‌رود و مراسم [[حج]] به جای می‌آورد ولی [[مردم]] او را نمی‌توانند ببینند، بلکه او است که [[مردم]] را می‌بیند. او در [[زمان غیبت]] خود در [[مدینه]] به همراه سی نفر از یارانش در خفا و [[عزلت]] به سر خواهد برد و این سی نفر با او مأنوس خواهند بود. در [[غیبت]] اول که کوتاه است میان [[خانواده]] خود (در [[سامرا]] و [[مدینه]]) تردد می‌کند ولی در [[غیبت]] دوم دیگر [[مردم]] (خبری از او نخواهند داشت بنابراین) می‌گویند او از [[دنیا]] رفته است. در آن زمان اگر دیدید کسی ادعای [[مقام امامت]] [[معصوم]] را نمود، از او سؤالاتی را بپرسید که فقط [[امام]] [[معصوم]] می‌تواند جواب بدهد (در این صورت با عاجز ماندن او از جواب، ادعای [[باطل]] او [[آشکار]] خواهد شد)<ref>همان، ص ۳۴۰ و ۳۳۹.</ref>.
# '''حفظ جان امام''': از طرفی باتوجه به اتفاقاتی که برای [[پیامبران]] و [[ائمه]]{{ع}} اتفاق افتاده بود مبنی بر برخورد [[حکومت‌های ستمگر]] با ایشان و در مواردی به [[شهادت]] رساندن [[معصومین]] و از طرفی دیگر باتوجه به [[وحشت]] و [[اضطراب]] [[حاکمان]] [[خودکامه]] از [[وعده]] [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به عنوان [[منجی]] و [[مصلح]] که خلفای معاصر حضرت به شدت [[امام عسکری]]{{ع}} را تحت نظر داشتند، تا وقتی فرزند ایشان به [[دنیا]] می‌آید، او را در همان ابتدای [[زندگی]] به شهادت برسانند؛ بنابراین بسیار طبیعی است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا [[جان]] او [[حفظ]] شود و در موعد مقرر و زمانی که [[مردم]] آمادگی ظهور داشتند ظهور کرده و [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] نماید.
*[[امام باقر]]{{ع}} نیز در [[حدیثی]] فرمود: هرگاه [[خداوند]] بر [[مردم]] [[غضب]] نماید، [[امام]] [[معصوم]] را از میان آنان [[غایب]] گرداند<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۴۳.</ref>.
# '''اجرای [[سنّت]] [[انبیاء]]''': از آنجایی که [[وظیفه]] [[انبیای الهی]]، [[هدایت مردم]] به‌وسیله ابلاغ دین الهی است و از طرفی دشمنان خدا از گذشته‌های دور برای نابودی [[دین]] [[حقّ]] از هیچ عملی حتّی کشتن [[پیامبران]] روی گردان نبوده‌اند؛ لذا [[انبیاء]] به [[امر الهی]] در مواردی از حالت [[غیبت]] استفاده می‌کردند. [[امامت امام مهدی]]{{ع}} نیز در راستای [[رسالت]] [[پیام]] آوران [[الهی]] است و طبیعی است که [[خداوند]] در جهت انجام هرچه بهتر رسالت [[حضرت مهدی]]{{ع}}، برای ایشان نیز چنین راهکاری (به علت مشابهت) در نظر بگیرد<ref>«برای قائم ما غیبتی است که مدّت آن به‌طول می‌انجامد». گفتم: ای فرزند رسول خدا! آن برای چیست؟ «فرمود: زیرا خدای تعالی می‌خواهد در او سنّتهای پیامبران{{ع}} را در غیبت‌هایشان جاری کند»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۴۸۰، ح ۶.</ref>. چنین غیبت‌هایی درباره [[حضرت صالح]]، [[موسی]]، [[یونس]]، یوسف و برخی دیگر از پیامبران ذکر شده است. بنابراین مسأله غیبت به مانند سنتی تلقی شده که درباره [[امت]] [[امام مهدی]]{{ع}} نیز مصداق پیدا می‌کند.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[غیبت]] دوم خود [[ظهور]] خواهد نمود، پس اگر کسی به شما خبر داد که او از [[دنیا]] رفته است، نپذیرد (زیرا او قطعاً در دومین [[غیبت]] ظاهر می‌شود)<ref>غیبت نعمانی، ص ۱۷۲.</ref>.
# '''[[آزادی]] از بیعت با ظالمان''': در توقیعی (نامه) از [[امام زمان]]{{ع}} آمده است: «هیچ‌ کدام از پدران من نبوده، مگر اینکه بیعت طاغوت زمانشان به عهده آنها بوده است (به جهت اینکه ایشان به [[تقیه]] [[مأمور]] بوده‌اند)، ولی من وقتی [[قیام]] کنم، [[بیعت]] هیچ یک از [[طواغیت]] به عهده‌ام نیست»<ref>{{متن حدیث|إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۹۲.</ref>؛ لذا [[امام عصر]]{{ع}} که برنامه [[گسترش عدالت]] در سراسر [[جهان]] را دارد، از هر گونه بیعتی از [[حاکمان ظالم]] [[آزاد]] است<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]] ، ص۲۰۳.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} به منطقه [[ذی طوی]] اشاره نمود و فرمود: [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} در میان این دره‌ها [[غایب]] خواهد شد<ref>همان، ص ۱۸۲. ر.ک: ذی طی.</ref>.
# '''تأدیب مردم''': کوتاهی و [[ناسپاسی]] [[مردم]] نسبت به [[نعمت الهی]] و کفران آن در مواردی باعث [[محروم]] شدن از آن می‌شود. [[نعمت]] [[ولایت]] و [[امامت]] [[امام]] نیز نعمت بی‌بدیلی است که قدرنشناسی نسبت به آن موجب [[خسران]] [[بشریت]] می‌‌شود. از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «وقتی خداوند [[همراهی]] و [[همنشینی]] ما را برای قومی خوش ندارد ما را از میان آنها برگیرد».<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اَللَّهَ إِذَا کَرِهَ لَنَا جِوَارَ قَوْمٍ نَزَعَنَا مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِهِم}}؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۴۴.</ref> همچنین فرمود: «هرگاه [[خداوند]] بر [[مردم]] [[غضب]] نماید، [[امام]] [[معصوم]] را از میان آنان غایب گرداند»<ref>{{متن حدیث|إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۴۳.</ref>. باید توجه داشت برای تحقق [[انقلاب]] همه‌جانبه در سطح [[جهان]]، علاوه بر وجود [[رهبری]] شایسته، [[آمادگی عمومی]] نیز لازم است؛ لذا به‌دلیل عدم وجود این آمادگی در [[جامعه]] [[توفیق]] حضور امام از مردم سلب شد<ref>مکارم شیرازی، ناصر، مهدی انقلابی بزرگ، ص۲۴۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۴۶.</ref>
*[[امام صادق]]{{ع}} در مسافرتی به [[کوه رضوی]] رسیدند. به آن کوه اشاره نموده و فرمودند:... این کوه جای خوبی برای آن خائف (یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}}) خواهد بود و [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} در این کوه [[دو غیبت]] خواهد داشت، یکی کوتاه و دیگری طولانی<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳. ر.ک: رضوی.</ref>.
# '''[[امتحان]] و غربال [[انسان‌ها]]''': یکی از [[سنّت‌های الهی]]، [[امتحان]] و [[آزمایش]] مردم در فراز و نشیب [[زندگی]] است تا مقدار [[پایداری]] و [[استواری]] آنها در مسیر صحیح زندگی [[انسانی]] روشن شود و افراد شایسته به پاداش نیک نایل آیند. [[غیبت امام زمان]]{{ع}} یکی از آزمون‌های دشوار است تا [[دین]] داران شناخته شده و به آنچه سزاوار آنند برسند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۳۸ و ۳۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]، ص۱۷۹-۱۸۸.</ref>
*[[جابر بن عبدالله انصاری]] از قول [[رسول خدا]] [[روایت]] می‌کند که فرمود: به درستی که [[مهدی]] از [[فرزندان]] من است و نام و [[کنیه]] او مانند نام و [[کنیه]] من است. او از میان [[مردم]] [[غایب]] خواهد شد و از [[غیبت]] او [[مردم]] دچار حیرتی خواهند شد که بسیاری در آن [[گمراه]] می‌شوند. سپس مانند ستاره‌ای درخشان می‌آید و [[زمین]] را که از [[ظلم و ستم]] پر شده، آکنده از [[عدل و داد]] می‌کند<ref>یأتی، ص ۴۹۶.</ref>.
افزون بر آنچه گفته شد، مواردی همچون: [[تربیت]] انسان‏‌های مناسب برای [[قیام]] و [[حکومت جهانی]] و ایجاد [[اشتیاق]] جهانی برای [[حکومت جهانی حضرت مهدی]]{{ع}}‏ را نیز می‌‌توان برشمرد.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}}، به دور از چشم [[مردم]] به [[دنیا]] خواهد آمد و زمانی که (در [[آخر الزمان]] [[ظهور]] می‌نماید، از هیچ کس به عهده او بیعتی نخواهد بود<ref>کمال الدین، ص ۴۴۹ - ۴۴۷.</ref>. در زمان [[ائمه]]{{عم}} به خاطر دوران [[تقیه]] شدید، مجبور بودند که حکومت‌های ظالمانه وقت را [[تحمل]] نموده و دم برنیاورند، اما یک [[علت]] [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} همین امر است که دیگر مجبور نیست به خاطر [[تقیه]] در [[حکومت ظالمان]] [[زندگی]] کنند و برای [[حفظ جان]] خود و پیروانشان خلاف [[میل باطنی]] خویش [[رفتار]] نماید. در روایتی دیگر فرمود: یکی از [[اسرار]] [[غیبت]]، [[امتحان]] [[مردم]] است تا افراد [[باطل]] از [[حق]] جدا گردند و سبب [[غیبت]] به [[حقیقت]] وقتی [[آشکار]] می‌شود که ایشان [[ظهور]] نمایند. همان گونه که کارهای [[حضرت خضر]]{{ع}} برای [[حضرت موسی]] مجهول بود، تا زمانی که خود [[حضرت خضر]]{{ع}} سر آنها را برای [[موسی]] گفت.
 
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] این [[آیه شریفه]] فرمود: {{متن قرآن|لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.</ref>. این جداسازی [[مؤمنان]] از [[کافران]]، به معنی افراد مؤمنی است که از صلب [[کفار]] به [[دنیا]] می‌آیند. [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} با برخی مخالفانش به [[جنگ]] نپرداخت، زیرا در صلب مخالفین خود افراد مؤمنی را یافت که به [[دنیا]] نیامده بودند. [[حضرت قائم]]{{ع}} نیز [[ظهور]] نمی‌نماید تا زمانی که تمام افراد مؤمنی که از [[پدران]] [[کافر]] به [[دنیا]] می‌آیند، پا به عرصه وجود بگذارند سپس [[حضرت]] [[قیام]] می‌نماید و هر کافری را که بیابد خواهد کشت<ref>کمال الدین، ص ۶۴۱.</ref>.
== [[شبهات]] [[غیبت]] ==
*[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: اگر (علاوه بر [[مردم]] عادی)، بنی [[فاطمه]] هم از آن [[حضرت]] با خبر شوند (از روی [[حسادت]] و...) او را می‌کشند و قطعه قطعه خواهند نمود. (بنابراین [[خداوند]] او را از میان خلق، حتی [[دوستان]] خود نیز [[غایب]] نمود تا [[جان]] آن [[حضرت]] را حفظ نماید)<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۸.</ref>.
اکنون که [[علل غیبت]] تبیین شد می‌‌توان به شبهاتی در این موضوع پرداخت که مخالفان شیعه، از آغاز غیبت تاکنون، درباره غیبت ساخته و پرداخته‌اند<ref>ر. ک: فرهنگ شیعه، ص۳۵۴. </ref> و در مقابل، دانشمندان شیعه کوشیده‌اند به آنها پاسخ دهند. برخی از مهم‌ترین [[شبهه‌ها]] عبارت‌اند از:
*[[امام زمان]]{{ع}} به [[علی بن مهزیار]] فرمود: شما دچار شدید به [[غیبت]] امام‌تان زیرا به [[ثروت‌اندوزی]] روی آورید و [[مال]] [[دنیا]] را جمع نمودید و بر مؤمنانی که ضعیف بودند [[تکبر]] ورزیدید و [[صله رحم]] بجا نیاوردید. پس چگونه می‌خواهید که به [[غیبت]] دچار نشوید... و در نامه‌ای که [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[شیخ مفید]] نوشتند می‌فرماید: اگر [[شیعیان]] - که [[خداوند]] آنان را به [[اطاعت]] خود موفق کند - به خوبی [[عهد]] خود را وفا می‌نمودند و با یک دیگر یکدل بودند، [[خوشبختی]] [[دیدار]] ما از آنان ستانده نمی‌شد و با شناختی درست و ایمانی [[راستین]] به [[سعادت]] [[دیدار]] ما می‌رسیدند. پس یقیناً آنچه که باعث شده از میان آنان [[غایب]] شوم و مرا نبینند، همانا [[اعمال]] ناشایستی است که از آنها سر می‌زند و ما آن [[اعمال]] را [[دوست]] نداریم و [[شیعیان]] را سزاوار انجام چنین کرداری نمی‌دانیم... <ref>یأتی، ص ۳۴۱ و نوائب الدهور، ج ۳، ص ۳۵۸ - احتجاج طبرسی: توقیعات حضرت و بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.</ref>.
# [[شیعیان]] معتقدند امام معصوم، نقشی بسیار حیاتی در [[هدایت]] [[جامعه اسلامی]] و [[مسلمانان]] دارد. حال، چگونه ممکن است چنین کسی غایب شود؟<ref>مصنفات الشیخ المفید، ج۳، ص۱۱۵- ۱۱۳.</ref> برای یافتن پاسخ این مسئله، باید به عقیده شیعه درباره جایگاه امام معصوم در جهان بنگریم. شیعیان معتقدند [[امامت]] مراتبی دارد و [[حکومت]]، [[قضاوت]] و بیان معارف و تعالیم [[الهی]]، تنها از مراتب ظاهری امامت است. امامت دارای مرتبه‌ای [[باطنی]] نیز هست. [[امام]]{{ع}} بر اساس ولایت باطنی است که سبب بقای [[جهان]] و نزول [[برکات الهی]] می‌شود و هدایت معنوی و باطنی [[مؤمنین]] را برعهده می‌گیرد<ref>مجموعه آثار شهید مطهری‌، ج۴، ص۸۴۹- ۸۴۵؛ طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام‌، ص۱۵۲.</ref>؛ همچنین در [[روایات]] آمده است اگر [[زمین]] از [[حجت خدا]] خالی باشد، ساکنانش را فرو می‌برد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۳۷.</ref>؛ پس امام{{ع}} هنگام غیبت نیز زنده است و [[زندگی]] می‌کند؛ اما وجود او همچون [[خورشید]] در پس [[ابر]] پنهان است. هر چند دیده نمی‌شود، [[اهل]] جهان را [[نور]] و گرما می‌بخشد<ref>صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ۲۷۱ و ۲۷۲.</ref>.
*در نامه‌ای دیگر [[حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: [[خداوند]] ما را از میان [[ظالمان]] [[غایب]] نمود و دور ساخت زیرا در این امر [[صلاح]] ما و [[شیعیان]] ما نهفته است و این تا زمانی که [[دنیا]] در دست [[پادشاهان]] [[ظالم]] [[اداره]] می‌شود ادامه خواهد داشت، ولی ما از تمام [[کردار]] و کارهای شما با خبر هستیم و هیچ خبری از شما بر ما پوشیده نیست و این ذلتی را که دچار آن شده‌اید (یعنی غیبتی را که در آن گرفتارید) می‌دانیم زیرا شما دست به کارهای [[زشتی]] می‌آلایید که نیاکان درستکار شما انجام نمی‌دادند و [[پیمان]] خود را زیر پا نهاده گویا که اصلاً چنین پیمانی نبسته‌اید!<ref>احتجاج طبرسی: باب توقیعات حضرت مهدی{{ع}}.</ref>
# اگر [[علت غیبت]]، خطری است که جان امام{{ع}} را [[تهدید]] می‌کند، چرا [[امامان معصوم]]{{ع}} دیگر [[غیبت]] نکردند؟ باید دانست [[امام زمان]]{{ع}} [[مأمور]] است که [[دادگری]] و [[یکتاپرستی]] را در زمین استقرار بخشد. چنین نیست که او همانند پدرانش از روی [[تقیه]] با [[ستمگران]] [[بیعت]] کند. ظهور آن حضرت، پیش از آماده شدن شرایط، موجب می‌شود که نتواند به [[وظایف]] خویش عمل کند و به اهداف الهی [[دست]] یابد. [[امامان]] پیشین چنین وظایفی برعهده نداشته‌اند<ref>صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت‌، ج۲، ص۳۴۹.</ref>.<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۵۵.</ref>
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی فرمود: به [[یقین]] [[خداوند]] [[سنت]] [[پیامبران]] گذشته را که از میان [[قوم]] خود [[غایب]] می‌شوند، درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز [[اجرا]] خواهد کرد و در روایتی دیگر فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نمی‌نماید تا تمام [[مؤمنین]] که در صلب [[کفار]] هستند به [[دنیا]] بیایند، آنگونه که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در اوایل [[اسلام]] با بسیاری از [[دشمنان]] [[جنگ]] ننمود، و این [[تأویل]] [[کلام]] [[خداوند]] است که می‌فرماید: "اگر ایمان‌آورندگان از [[کفار]] جدا گردند ما عذابی سخت بر [[کفار]] نازل خواهیم کرد"<ref>فتح / ۲۵. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۷ - ۹۰ و یأتی، ص ۳۴۱.</ref>.
 
*[[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] [[غیبت امام زمان]]{{ع}} را سنتی از [[حضرت یوسف]]{{ع}} می‌داند، که در این [[امت]] نیز درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} جاری شده است. همان گونه که [[برادران]] [[حضرت یوسف]] او را می‌دیدند و با او سخن می‌گفتند و در سرزمینی می‌زیستند که او هم در آن [[زندگی]] می‌کرد، اما باز هم او را نمی‌شناختند، همین طور هم [[حضرت حجت]]{{ع}} در میان [[مردم]] [[زندگی]] می‌کند و او را می‌بینند و با او سخن می‌گویند، اما او را نمی‌شناسند<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۳۶.</ref>.
== راه‌های ارتباط [[مردم]] با [[امام عصر]]{{ع}} در [[زمان غیبت]] ایشان ==
*[[امام صادق]]{{ع}} به [[سدیر]] صیرفی فرمود: [[صاحب الامر]]، [[حضرت قائم]]{{ع}}، شباهتی به [[حضرت یوسف]] [[پیامبر]] خواهد داشت. [[سدیر]] عرض کرد: گویا منظور شما [[غیبت]] [[حضرت یوسف]] و [[زندگی]] او (در سرزمین [[مصر]]) است؟ [[حضرت]] فرمود: (آری) چگونه این مردمِ حیوان صفت، این امر (یعنی غیبت امام مهدی{{ع}}) را [[انکار]] می‌کنند؟! (آیا نشنیده‌اند که) [[یوسف]] [[فرزند پیامبر]] [[الهی]] بود، اما [[برادران]] او وی را به غلامی فروختند و (پس از مدتی) دوباره همدیگر را [[ملاقات]] نموده و با هم [[گفتگو]] کردند، ولی آنان [[یوسف]] را نشناختند، و زمانی پی بردند [[عزیز مصر]] همان [[یوسف]] است که او خود را بدان‌ها معرفی نمود و گفت: "من [[یوسف]] هستم و این [[برادر]] من (بنیامین) است". پس چگونه این [[مردم]] قبول ندارند که [[خداوند]] می‌تواند با [[حجت]] خود ([[حضرت مهدی]]{{ع}}) نیز چنین کند و او مدتی در [[غیبت]] به سر ببرد، آن‌گونه که [[یوسف]]{{ع}} نیز چنین بود.
# '''[[نایب خاص]]''': با [[رحلت امام عسکری]]{{ع}} در سال ۲۶۰ هجری قمری و آغاز امامت امام مهدی{{ع}} و شروع غیبت ایشان، چهار نفر از بزرگان [[شیعه]] یکی پس از دیگری به عنوان [[نایبان خاص]] امام زمان{{ع}} معرفی شدند و به مدت ۷۰ سال رابط بین امام و مردم بودند. به‌کارگیری این شیوه که در ادامه برقراری [[نهاد وکالت]] مورد توجّه واقع می‌شود، این امکان را فراهم می‌آورد تا [[شیعیان]] بتوانند با مرجعیّت [[نایب امام زمان]]{{ع}} أنس بگیرند و او را تنها [[مرجع]] مستقیم خود در حل مسائل و معارف دانسته و بتوانند با اعتماد به او دوران عدم حضور ظاهری امام را پشت سر بگذارند.
*به درستی که [[یوسف]] به [[پادشاهی]] [[مصر]] رسید و فاصله میان او و پدرش به اندازه هیجده روز مسافرت بود و [[یوسف]] می‌توانست پدرش را از [[موقعیت]] خود [[آگاه]] کند. زمانی که [[یعقوب]] و فرزندانش از [[یوسف]] با خبر شدند، مسیر کنعان تا [[مصر]] را در نه روز از بیابان‌ها پیمودند. (اما این [[مردم]] با اینکه داستان [[حضرت یوسف]] را می‌دانند و بدان [[ایمان]] هم دارند) چگونه [[غیب]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[انکار]] می‌کنند و قبول ندارند که [[خداوند]] می‌تواند ولی خود را از میان [[مردم]] [[غایب]] نماید، به گونه‌ای که [[حجت]] او در بازارهایشان رفت و آمد می‌کند و بر فرش‌های آنان پای می‌نهد ولی کسی او را نمی‌شناسد و فقط زمانی او را خواهند [[شناخت]] که [[خداوند]] اجازه معرفی خویش و [[ظهور]] به او بدهد؛ آن گونه که پس از مدت‌ها به [[یوسف]] اجازه داد که خود را به برادرانش معرفی کند و پیش از آنکه [[یوسف]] خود را معرفی کند، برادرانش او را می‌دیدند ولی نمی‌شناختند.
# '''[[نایب عام]]''': از زمان امام باقر و [[امام صادق]] {{عم}} و به دنبال گسترده شدن [[مملکت اسلامی]]، وجود [[نهاد وکالت]] امری اجتناب ناپذیر بود؛ زیرا [[مردم]] از طرفی به [[راهنمایی]] [[امام]] در مسائل [[دینی]] و امور مالی نیازمند بودند و از طرف دیگر برای عموم آنان حضور در [[مدینه]] و مراجعه مستقیم به امام مقدور نبود. با تأسیس این نهاد و وجود [[وکیلان]] امام در مناطق مختلف، امکان ارتباط مردم با [[پیشوایان]] بزرگوار فراهم شد. [[ائمه]]{{ع}} با این شیوه [[رفتاری]] خود به مردم یاد می‌دادند که برای حلّ مسائل خود می‌تواند به [[وکلا]] اعتماد کرده و نزد آنان بروند. در این باره [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: «مردم باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به [[دین]] خود پایبند هستند و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] نمی‌کنند و [[اوامر الهی]] را [[اطاعت]] می‌کنند، [[فرمانبری]] کنند»<ref>{{متن حدیث|فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ}}؛ طبرسی، احمد بن علی، احتجاج طبرسی، ج ۲، ص۲۶۲؛ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص۱۳۱.</ref>. به [[فقها]] و علمایی که مردم در [[زمان غیبت]] به آنها رجوع می‌نمایند و [[احکام الهی]] و [[روایات]] را از آنان می‌آموزند، [[نواب عام]] گفته می‌شود<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]، ص۱۷۹-۱۸۸.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! [[صاحب الامر]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} (در [[زمان غیبت کبری]]) همه ساله در مراسم [[حج]] شرکت می‌کند. او [[مردم]] را می‌بیند و آنان را می‌شناسد و [[مردم]] نیز او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند (و نمی‌دانند که او همان [[حجت قائم]]{{ع}} است)<ref>یاتی، ص ۴۱۷.</ref>.
 
*[[امام باقر]]{{ع}} در بیان [[علت]] [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: به درستی که [[صاحب الامر]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} (از میان [[مردم]] [[پنهان]] خواهد شد زیرا) اگر در میان [[مردم]] ظاهر شود، با او [[رفتاری]] خواهند کرد، بسیار بدتر از [[رفتاری]] که در [[جاهلیت]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نمودند؛ چون زمانی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مبعوث]] شد [[مردم]] بت‌هایی را می‌پرستیدند که خود از سنگ و چوب تراشیده بودند، اما زمانی که [[قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[مردم]] با [[قرآن]] علیه آن جناب [[احتجاج]] می‌کنند<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۹۷.</ref>.
== پرسش‌های وابسته ==
*[[غیبت امام عصر]]{{ع}} به معنی قطع شدن کامل ارتباط و [[نزول]] فیوضات [[الهی]] به دست آن جناب نیست بلکه بنابر فرمایش خود آن [[حضرت]]، [[لطف]] آن جناب در [[زمان غیبت]] نیز جاری است.
{{پرسش وابسته}}
*[[حضرت قائم]]{{ع}} در توقیعی که برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[محمد بن عثمان]] - دومین [[نایب]] [[خاصه]] - صادر نمود فرمود: [[ظهور فرج]] (و برطرف شدن [[غیبت]] و [[آشکار]] شدن [[امام زمان]]{{ع}}) فقط به [[اراده الهی]] بستگی دارد و کسانی که وقت برای آن واقعه تعیین می‌کنند [[دروغگو]] خواهند بود... و چگونگی بهره‌گیری از من در غیبتم، مانند بهره‌گیری از [[خورشید]] است زمانی که ابرها آن را بپوشانند، به [[راستی]] من [[امان]] هستیم برای زمینیان، آن گونه که ستاره‌ها آمانند برای آسمانیان، پس از مسایلی که به شما ربطی ندارد سؤال ننمایید و به آنچه که [[مکلف]] به دانستن آن نیستند نپردازید، و برای [[تعجیل در فرج]] بسیار [[دعا]] کنید، زیرا این خود باعث [[گشایش]] امور خودتان است.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۳۶.</ref>.
==پرسش‌های وابسته==
* [[علل غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[علل غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[علت طولانی شدن غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[علت طولانی شدن غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[اگر امام مهدی بین مردم بود و مردم را به راه راست راهنمایی می‌کرد بهتر نبود؟ (پرسش)]]
* [[اگر امام مهدی بین مردم بود و مردم را به راه راست راهنمایی می‌کرد بهتر نبود؟ (پرسش)]]
{{پایان پرسش وابسته}}


== جستارهای وابسته ==
== منابع ==
{{:فرهنگنامه مهدویت (نمایه)}}
{{منابع}}
# [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']]
# [[پرونده:136864.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت ج۲''']]
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:13681062.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|'''معارف و عقاید ۵ ج۲''']]
# [[پرونده:1368142.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|'''درسنامه امام‌شناسی''']]
{{پایان منابع}}


==منابع==
== پانویس ==
* [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']]
{{پانویس}}
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
* [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]


==[[:رده:آثار غیبت امام مهدی|منبع‌شناسی جامع غیبت امام مهدی]]==
{{امامت شناسی}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های غیبت امام مهدی|کتاب‌شناسی غیبت امام مهدی]]
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های غیبت امام مهدی|مقاله‌شناسی غیبت امام مهدی]]
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های غیبت امام مهدی|پایان‌نامه‌شناسی غیبت امام مهدی]]
{{پایان}}
{{پایان}}
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


{{امام مهدی}}
[[رده:باورهای اختصاصی شیعه]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:غیبت امام مهدی]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۴

معناشناسی

غیبت به معنای ناپدید شدن و پنهان شدن از دیدگان است. همچنین درباره کسی به کار می‏‌رود که مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌‏شود[۱]. ابن فارس در مورد غیبت می‌گوید: غیب کلمه‌ای است که بر مستور بودن و مخفی بودن چیزی از چشم‌ها دلالت دارد که کسی جز خدا از آن خبر ندارد[۲].

غیبت در اصطلاح مهدویت، به معنای پنهان‌‏زیستی حضرت مهدی(ع)‏ است. باید توجه داشت از آنجایی که معنای غیبت "پوشیده بودن از دیدگان" است، نه حاضر نبودن؛ امام مهدی(ع) تنها از چشمان مردمان غایب است و این انسان‌ها هستند که او را نمی‌بینند و یا می‌بینند، اما او را نمی‌شناسند[۳].

چگونگی غیبت

دربارۀ چگونگی غیبت حضرت مهدی(ع) سه دیدگاه وجود دارد:

  1. پنهان بودن جسم (ناپیدایی): پنهان بودن جسم در دوران غیبت به دو گونه قابل تفسیر است:
    1. جسمی نامرئی دارد؛ مانند فرشتگان، ارواح و جنّ، یعنی با وجود اینکه در میان جوامع بشری حضور دارد قابل دیدن نیست.
    2. جسمی مرئی دارد؛ امّا به قدرت الهی می‌‌تواند در چشمان مردم تصرّف نماید و ناپیدا باشد. این کار از اولیای الهی که از سوی خدا دارای قدرت در جهان آفرینش هستند، بعید نیست. از قرآن کریم نیز می‏توان امکان استتار و اختفای انسان از چشم‌ها را ـ به صورت کوتاه ‏مدت یا دراز مدت ـ دریافت کرد[۴]. به‌نظر می‌‌رسد حالت اول، غیرقابل پذیرش است؛ زیرا دلیلی وجود ندارد که حضرت دارای جسم نامرئی باشد؛ اما برای حالت دوم قرائن زیادی وجود دارد، چنانکه امام علی(ع) در این ‏باره فرمود: «تا آن‏گاه که از فرزندان من از دیدگان مردمان پنهان شود... پس به پروردگار علی سوگند! حجّت حق، بر زمین استوار است، در جاده‏‌ها حرکت می‌‏کند، در خانه‌‏ها و قصرها وارد می‌‏شود و در شرق و غرب زمین به گردش می‌‏پردازد، سخن مردم را می‌‏شنود و بر مردم سلام می‌‏کند، می‏‌بیند و دیده نمی‌‏شود، تا زمان ظهور وعده الهی و ندای آسمانی. هان! آن ‏روز، روز شادی فرزندان علی و پیروان او است»[۵]. همینطور وقتی درباره امام مهدی(ع) از امام رضا(ع) پرسیدند، فرمود: «جسمش دیده نمی‌‏شود»[۶].[۷]
  2. پنهان بودن عنوان (ناشناسی): امام صادق(ع) به سدیر صیرفی فرمود: «...به درستی که یوسف به پادشاهی مصر رسید و فاصله میان او و پدرش به اندازه هیجده روز مسافرت بود و یوسف می‌توانست پدرش را از موقعیت خود آگاه کند. زمانی که یعقوب و فرزندانش از یوسف با خبر شدند، مسیر کنعان تا مصر را در نه روز از بیابان‌ها پیمودند. (اما این مردم با اینکه داستان حضرت یوسف را می‌دانند و بدان ایمان هم دارند) چگونه غیب حضرت مهدی(ع) را انکار می‌کنند و قبول ندارند که خداوند می‌تواند ولی خود را از میان مردم غایب نماید، به گونه‌ای که حجت او در بازارهایشان رفت و آمد می‌کند و بر فرش‌های آنان پای می‌نهد ولی کسی او را نمی‌شناسد و فقط زمانی او را خواهند شناخت که خداوند اجازه معرفی خویش و ظهور به او بدهد؛ آن گونه که پس از مدت‌ها به یوسف اجازه داد که خود را به برادرانش معرفی کند و پیش از آنکه یوسف خود را معرفی کند، برادرانش او را می‌دیدند ولی نمی‌شناختند»[۸].[۹]
  3. ناپیدایی و ناشناسی حضرت بنا به صلاح دید ایشان: حضرت مهدی(ع) در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است ـ البته با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد می‏‌نماید. نه نامرئی کردن جسم خویش ـ و در مواردی که آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشکار در جامعه حرکت می‌‏کند و مردم او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند[۱۰].[۱۱] با اینکه برای اثبات دو دیدگاه اول دلایل روایی فراوانی وجود دارد، امّا از مجموع روایات می‏‌توان به دیدگاه سوم رسید.

توجه به این نکته ضروری است که در هیچ یک از دیدگاه‌های فوق، غیبت امام عصر(ع) به معنی قطع شدن کامل ارتباط و نزول فیوضات الهی به دست آن جناب نیست، بلکه در هر دو حالت ناپیدایی یا ناشناسی، بنابر فرمایش خود آن حضرت، لطف ایشان جاری است. توصیف وجود مبارک امام عصر(ع) به وصف غائب، با نگاه به محرومیت جامعه از درک کردن وجود مبارک اوست. پس باید گفت، مردم از محضر ایشان غائب‌اند، نه آن حضرت؛ زیرا او ولی حق و شاهد بر خلق است و هرگز از خود و غیر خود غائب نبوده و نیست[۱۲].[۱۳]

طولانی بودن غیبت

در بعضی از روایات پس از تصریح به اصل غیبت، به طولانی بودن آن نیز تأکید شده است. امام جواد(ع) در پاسخ به دلیل نام‏گذاری حضرت مهدی(ع)‏ به "منتظر"، فرمود: «همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای اخلاص باشند، منتظر ظهور او خواهند بود»[۱۴]. در نامه مبارک حضرت ولی عصر(ع) به شیخ مفید نیز علت غیبت و طولانی شدن آن چنین آمده است: «باید بدانند که جز برخی رفتارهای ناشایسته آنان که ناخوشایند ماست و ما آن عملکرد را زیبنده شیعیان نمی‌دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‌دارد»[۱۵]. از آنجایی که طبق گفته روایات، حقیقت اعمال شیعیان به امام راستین عصرشان ارائه می‌شود، آلودگی به گناه، توفیق دیدار امام معصوم را از انسان‌ها سلب و سعادت دیدار ایشان را به تاخیر می‌‌اندازد. در همان نامه آمده است که: «اگر پیروان و شیعیان ما ـ که خدا آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی‌شان دارد ـ به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک‌صدا بودند، هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد»[۱۶].[۱۷]

پیشینه غیبت و زمینه‌سازی‌های ائمه اطهار(ع)

توجّه به پیشینه غیبت و اطلاع از وقوع آن برای برخی از پیامبران گذشته، باعث می‌شود نگاه روشنی نسبت به مسئله غیبت امام مهدی(ع) پیدا کنیم. اولین اشارات به این مسئله در سخنان معصومین(ع) به خوبی پیداست. در روایاتی که از نبی اکرم(ص) نقل شده، حضرت ضمن بیان خصوصیات امام مهدی(ع) به مسأله غیبت ایشان نیز اشاره کرده است: «مهدی از فرزندان من است نام او نام من و کنیه او کنیه من است و شبیه‌ترین مردم به من از حیث آفرینش و خلق و خوی است. او غیبت و دوران حیرتی دارد که مردمان در آن به گمراهی می‌افتند، سپس همانند ستاره درخشان می‌آید و زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همان‌طور که از ظلم و جور پر شده باشد»[۱۸].[۱۹]

از طرفی دیگر ائمه اطهار(ع) به این نکته توجه داشتند که با وجود همه اطلاع‌رسانی‌ها، غیبت امام و عدم دسترسی به محضر ایشان، برای مردمی که در طول امامت ائمه هدی(ع)، به دیدن امام و رجوع به محضر آنان عادت کرده‌اند، بسیار سخت و غریب خواهد بود؛ به همین جهت بود که از زمان امام جواد(ع) به تدریج مردم از دیدن امام کمتر بهره‌مند می‌شدند و در زمان امامت حضرت امام هادی و امام عسکری (ع) این امر شدت یافت؛ به گونه‌ای که امام در مواردی از پشت پرده با مردم صحبت می‌کردند تا آنان به ندیدن امام عادت کنند[۲۰]. البته علّت اصلی کمرنگ شدن ارتباط، سخت‌گیری و ایجاد محدودیّت حکومت ستمگر عباسی بود؛ چراکه این دو امام در سامرا در یک منطقه نظامی تحت نظر بودند. از این رو مردم به دشواری می‌توانستند آنان را ببینند و از ترس حکومت مجبور بودند با ترفندهای مختلف و پنهانی خدمت حضرت برسند، ولی ائمه از این محدودیّت برای آمادگی مردم برای دوران غیبت استفاده کردند[۲۱]. از سوی دیگر نیز امام حسن عسکری(ع)، در سن ۲۷ سالگی رحلت کرد و تنها فرزند او که پنج سال از عمرش می‌گذشت از جانب خدای متعال به امامت منصوب گردید. اما به دلایلی امام دوازدهم(ع) از همان زمان از دیدگان پنهان شد و دوران غیبتش آغاز گردید؛ لذا غیبت صغری که در سال ۲۶۰ هجری قمری آغاز شد و پس از ۶۹ سال در سال ۳۲۹ هجری قمری با درگذشت چهارمین و آخرین نائب خاص امام(ع) پایان یافت، علاوه بر موارد گذشته، مقدمه و آغازی برای درک غیبت طولانی بود، تا شرایط‍‌ پذیرش موقعیت جدید برای مردمان فراهم گردد و شیعیان آمادگی درک دورانی را داشته باشند که در آن از حضور امام معصوم به‌طور مستقیم بی‌بهره‌اند[۲۲].

انواع غیبت

غیبت امام زمان(ع) در دو مرحله به اجرا درآمد:

  1. غیبت کوتاه مدّت (صغرا): این نوع از غیبت زمینه‌ای بود تا شیعیان برای غیبت کبری آماده گردند و در این دوره، امام(ع) از طریق چهار نماینده با مردم در ارتباط بود و به نیازهای علمی و معنوی آنان پاسخ می‌گفت.
  2. غیبت بلند مدّت (کبرا): در این دوران عالمان دینی با داشتن شرایطی که امام آنها را بیان فرموده به صورت عام (نه با معرفی خاص) به عنوان نایب امام زمان(ع) عهده‌دار امور شیعیان هستند[۲۳].

فلسفه و علل غیبت

پیش از آنکه به برخی حکمت‏‌ها و علت‏‌های ظاهری غیبت حضرت اشاره شود، لازم به یادآوری است که در روایات اشاره شده، پنهان‌‏زیستی آخرین ذخیره الهی، به طور قطع از اسرار خداوند است. حقیقت سرّ بودن این امر را رسول گرامی اسلام(ص) چنین بیان فرموده است: «ای جابر! همانا این امر، امری است از امر خداوند سبحانه و تعالی و سرّی است از سرّ خدا که بر بندگان او پوشیده است؛ پس برحذر باش که دچار تردید نشوی. همانا شک درباره خدا کفر است»[۲۴]. بی‌‏گمان این حکمت، اساسی‌‏ترین دلیل بر این رخداد بزرگ است؛ امّا از آنجا که پرسش پیرامون علل غیبت همواره دغدغه برخی شیعیان بوده است، در سخنان پیشوایان معصوم(ع) به برخی حکمت‏‌های ظاهری غیبت آن حضرت نیز اشاره شده است؛ از این رو بدان‏‌ها نیز اشاره‏‌ای گذرا می‏‌کنیم:

  1. حفظ جان امام: از طرفی باتوجه به اتفاقاتی که برای پیامبران و ائمه(ع) اتفاق افتاده بود مبنی بر برخورد حکومت‌های ستمگر با ایشان و در مواردی به شهادت رساندن معصومین و از طرفی دیگر باتوجه به وحشت و اضطراب حاکمان خودکامه از وعده ظهور حضرت مهدی(ع) به عنوان منجی و مصلح که خلفای معاصر حضرت به شدت امام عسکری(ع) را تحت نظر داشتند، تا وقتی فرزند ایشان به دنیا می‌آید، او را در همان ابتدای زندگی به شهادت برسانند؛ بنابراین بسیار طبیعی است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانی که مردم آمادگی ظهور داشتند ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.
  2. اجرای سنّت انبیاء: از آنجایی که وظیفه انبیای الهی، هدایت مردم به‌وسیله ابلاغ دین الهی است و از طرفی دشمنان خدا از گذشته‌های دور برای نابودی دین حقّ از هیچ عملی حتّی کشتن پیامبران روی گردان نبوده‌اند؛ لذا انبیاء به امر الهی در مواردی از حالت غیبت استفاده می‌کردند. امامت امام مهدی(ع) نیز در راستای رسالت پیام آوران الهی است و طبیعی است که خداوند در جهت انجام هرچه بهتر رسالت حضرت مهدی(ع)، برای ایشان نیز چنین راهکاری (به علت مشابهت) در نظر بگیرد[۲۵]. چنین غیبت‌هایی درباره حضرت صالح، موسی، یونس، یوسف و برخی دیگر از پیامبران ذکر شده است. بنابراین مسأله غیبت به مانند سنتی تلقی شده که درباره امت امام مهدی(ع) نیز مصداق پیدا می‌کند.
  3. آزادی از بیعت با ظالمان: در توقیعی (نامه) از امام زمان(ع) آمده است: «هیچ‌ کدام از پدران من نبوده، مگر اینکه بیعت طاغوت زمانشان به عهده آنها بوده است (به جهت اینکه ایشان به تقیه مأمور بوده‌اند)، ولی من وقتی قیام کنم، بیعت هیچ یک از طواغیت به عهده‌ام نیست»[۲۶]؛ لذا امام عصر(ع) که برنامه گسترش عدالت در سراسر جهان را دارد، از هر گونه بیعتی از حاکمان ظالم آزاد است[۲۷].
  4. تأدیب مردم: کوتاهی و ناسپاسی مردم نسبت به نعمت الهی و کفران آن در مواردی باعث محروم شدن از آن می‌شود. نعمت ولایت و امامت امام نیز نعمت بی‌بدیلی است که قدرنشناسی نسبت به آن موجب خسران بشریت می‌‌شود. از امام باقر(ع) روایت شده است: «وقتی خداوند همراهی و همنشینی ما را برای قومی خوش ندارد ما را از میان آنها برگیرد».[۲۸] همچنین فرمود: «هرگاه خداوند بر مردم غضب نماید، امام معصوم را از میان آنان غایب گرداند»[۲۹]. باید توجه داشت برای تحقق انقلاب همه‌جانبه در سطح جهان، علاوه بر وجود رهبری شایسته، آمادگی عمومی نیز لازم است؛ لذا به‌دلیل عدم وجود این آمادگی در جامعه توفیق حضور امام از مردم سلب شد[۳۰].[۳۱]
  5. امتحان و غربال انسان‌ها: یکی از سنّت‌های الهی، امتحان و آزمایش مردم در فراز و نشیب زندگی است تا مقدار پایداری و استواری آنها در مسیر صحیح زندگی انسانی روشن شود و افراد شایسته به پاداش نیک نایل آیند. غیبت امام زمان(ع) یکی از آزمون‌های دشوار است تا دین داران شناخته شده و به آنچه سزاوار آنند برسند[۳۲].[۳۳]

افزون بر آنچه گفته شد، مواردی همچون: تربیت انسان‏‌های مناسب برای قیام و حکومت جهانی و ایجاد اشتیاق جهانی برای حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)‏ را نیز می‌‌توان برشمرد.

شبهات غیبت

اکنون که علل غیبت تبیین شد می‌‌توان به شبهاتی در این موضوع پرداخت که مخالفان شیعه، از آغاز غیبت تاکنون، درباره غیبت ساخته و پرداخته‌اند[۳۴] و در مقابل، دانشمندان شیعه کوشیده‌اند به آنها پاسخ دهند. برخی از مهم‌ترین شبهه‌ها عبارت‌اند از:

  1. شیعیان معتقدند امام معصوم، نقشی بسیار حیاتی در هدایت جامعه اسلامی و مسلمانان دارد. حال، چگونه ممکن است چنین کسی غایب شود؟[۳۵] برای یافتن پاسخ این مسئله، باید به عقیده شیعه درباره جایگاه امام معصوم در جهان بنگریم. شیعیان معتقدند امامت مراتبی دارد و حکومت، قضاوت و بیان معارف و تعالیم الهی، تنها از مراتب ظاهری امامت است. امامت دارای مرتبه‌ای باطنی نیز هست. امام(ع) بر اساس ولایت باطنی است که سبب بقای جهان و نزول برکات الهی می‌شود و هدایت معنوی و باطنی مؤمنین را برعهده می‌گیرد[۳۶]؛ همچنین در روایات آمده است اگر زمین از حجت خدا خالی باشد، ساکنانش را فرو می‌برد[۳۷]؛ پس امام(ع) هنگام غیبت نیز زنده است و زندگی می‌کند؛ اما وجود او همچون خورشید در پس ابر پنهان است. هر چند دیده نمی‌شود، اهل جهان را نور و گرما می‌بخشد[۳۸].
  2. اگر علت غیبت، خطری است که جان امام(ع) را تهدید می‌کند، چرا امامان معصوم(ع) دیگر غیبت نکردند؟ باید دانست امام زمان(ع) مأمور است که دادگری و یکتاپرستی را در زمین استقرار بخشد. چنین نیست که او همانند پدرانش از روی تقیه با ستمگران بیعت کند. ظهور آن حضرت، پیش از آماده شدن شرایط، موجب می‌شود که نتواند به وظایف خویش عمل کند و به اهداف الهی دست یابد. امامان پیشین چنین وظایفی برعهده نداشته‌اند[۳۹].[۴۰]

راه‌های ارتباط مردم با امام عصر(ع) در زمان غیبت ایشان

  1. نایب خاص: با رحلت امام عسکری(ع) در سال ۲۶۰ هجری قمری و آغاز امامت امام مهدی(ع) و شروع غیبت ایشان، چهار نفر از بزرگان شیعه یکی پس از دیگری به عنوان نایبان خاص امام زمان(ع) معرفی شدند و به مدت ۷۰ سال رابط بین امام و مردم بودند. به‌کارگیری این شیوه که در ادامه برقراری نهاد وکالت مورد توجّه واقع می‌شود، این امکان را فراهم می‌آورد تا شیعیان بتوانند با مرجعیّت نایب امام زمان(ع) أنس بگیرند و او را تنها مرجع مستقیم خود در حل مسائل و معارف دانسته و بتوانند با اعتماد به او دوران عدم حضور ظاهری امام را پشت سر بگذارند.
  2. نایب عام: از زمان امام باقر و امام صادق (ع) و به دنبال گسترده شدن مملکت اسلامی، وجود نهاد وکالت امری اجتناب ناپذیر بود؛ زیرا مردم از طرفی به راهنمایی امام در مسائل دینی و امور مالی نیازمند بودند و از طرف دیگر برای عموم آنان حضور در مدینه و مراجعه مستقیم به امام مقدور نبود. با تأسیس این نهاد و وجود وکیلان امام در مناطق مختلف، امکان ارتباط مردم با پیشوایان بزرگوار فراهم شد. ائمه(ع) با این شیوه رفتاری خود به مردم یاد می‌دادند که برای حلّ مسائل خود می‌تواند به وکلا اعتماد کرده و نزد آنان بروند. در این باره امام عسکری(ع) فرمود: «مردم باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به دین خود پایبند هستند و از هوای نفس خود پیروی نمی‌کنند و اوامر الهی را اطاعت می‌کنند، فرمانبری کنند»[۴۱]. به فقها و علمایی که مردم در زمان غیبت به آنها رجوع می‌نمایند و احکام الهی و روایات را از آنان می‌آموزند، نواب عام گفته می‌شود[۴۲].

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. عسکری، ابو هلال، الفروق اللغویة، ص۶۳.
  2. اصل صحیح یدل علی تستّر الشیء عن العیون ثم یقاس. من ذلک الغیب ما غاب مما لایعمله الا الله؛ رازی، احمد بن فارس، مقاییس اللغة، ج ۴، ص۴۰۳.
  3. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۹۸.
  4. سوره یس، آیه ۹؛ سوره اسراء، آیه ۴۵.
  5. «حَتَّی إِذَا غَابَ الْمُتَغَیِّبُ مِنْ وُلْدِی عَنْ عُیُونِ النَّاسِ... فَوَ رَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیْهَا قَائِمَةٌ مَاشِیَةٌ فِی طُرُقِهَا دَاخِلَةٌ فِی دُورِهَا وَ قُصُورِهَا جَوَّالَةٌ فِی شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا تَسْمَعُ الْکَلَامَ وَ تُسَلِّمَ عَلَی الْجَمَاعَةِ تَرَی وَ لَا تُرَی إِلَی الْوَقْتِ وَ الْوَعْدِ وَ نِدَاءِ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ أَلَا ذَلِکَ یَوْمٌ فِیهِ سُرُورُ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ»؛ نعمانی، محمد بن جعفر، الغیبة، ص۱۴۴.
  6. «عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا(ع)یَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ لَا یُرَی جِسْمُهُ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۳۳.
  7. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۱۴ ـ ۳۲۳.
  8. «عن سدیر، قال: سمعت ابا عبد الله(ع) یقول:... فما تنکر هذه الامه ان یکون الله - عز و جل - یفعل بحجته ما فعل بیوسف(ع): ان یکون یسیر فی اسواقهم، و یطا بسطهم، و هم لا یعرفونه حتی یاذن الله ـ عز و جل ـ ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف(ع) حتی قال لهم: (هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم جاهلون قالوا ا انک لانت یوسف قال انا یوسف.)»؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ص۳۴۱.
  9. ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص۴۳۶.
  10. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبة، ص۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۵۲۰.
  11. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۱۴ ـ ۳۲۳.
  12. جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، ص۱۳۶.
  13. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۹۸.
  14. «إِنَ‏ لَهُ‏ غَیْبَةً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ‏ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ‏ الْمُخْلِصُونَ‏»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۳۷۸.
  15. «فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۳، ص۱۷۶.
  16. «فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ»؛ احتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۹۹.
  17. ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۰۰.
  18. «الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ حَتَّی تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْیَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فَیَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص۲۸۷.
  19. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۱۷۹-۱۸۸.
  20. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص۲۳۱.
  21. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۲۶۲؛ صدر، محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ص۲۲۲.
  22. ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۴۷-۵۵.
  23. ر. ک: فرهنگ شیعه، ص۳۵۲.
  24. «یَا جَابِرُ إِنَ‏ هَذَا أَمْرٌ مِنْ‏ أَمْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ سِرٌّ مِنْ‏ سِرِّ اللَّهِ‏ عِلْمُهُ‏ مَطْوِیٌ‏ عَنْ‏ عِبَادِ اللَّهِ‏ إِیَّاکَ‏ وَ الشَّکَ‏ فِیهِ‏ فَإِنَ‏ الشَّکَ‏ فِی‏ أَمْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ کُفْرٌ‏‏»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۸۷.
  25. «برای قائم ما غیبتی است که مدّت آن به‌طول می‌انجامد». گفتم: ای فرزند رسول خدا! آن برای چیست؟ «فرمود: زیرا خدای تعالی می‌خواهد در او سنّتهای پیامبران(ع) را در غیبت‌هایشان جاری کند»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص۴۸۰، ح ۶.
  26. «إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی»؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۹۲.
  27. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی ، ص۲۰۳.
  28. «إِنَّ اَللَّهَ إِذَا کَرِهَ لَنَا جِوَارَ قَوْمٍ نَزَعَنَا مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِهِم»؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۴۴.
  29. «إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۴۳.
  30. مکارم شیرازی، ناصر، مهدی انقلابی بزرگ، ص۲۴۰.
  31. ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۴۶.
  32. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۳۳۸ و ۳۳۶.
  33. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۱۷۹-۱۸۸.
  34. ر. ک: فرهنگ شیعه، ص۳۵۴.
  35. مصنفات الشیخ المفید، ج۳، ص۱۱۵- ۱۱۳.
  36. مجموعه آثار شهید مطهری‌، ج۴، ص۸۴۹- ۸۴۵؛ طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام‌، ص۱۵۲.
  37. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۳۷.
  38. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ۲۷۱ و ۲۷۲.
  39. صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت‌، ج۲، ص۳۴۹.
  40. ر. ک: فرهنگ شیعه، ص۳۵۵.
  41. «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ»؛ طبرسی، احمد بن علی، احتجاج طبرسی، ج ۲، ص۲۶۲؛ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص۱۳۱.
  42. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۱۷۹-۱۸۸.