توابین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''توابین''' به گروهی از شیعیان کوفه گفته می‌شود که پس از حادثه کربلا به خاطر [[یاری]] نکردن [[امام حسین]]{{ع}} از [[کار]] خود پشیمان شده و در سال ۶۵ هجری به [[رهبری]] [[سلیمان بن صرد خزاعی]] [[قیام]] کردند. منتها در مقابله با سپاه شام [[شکست]] خوردند.
'''توابین''' به گروهی از شیعیان کوفه گفته می‌شود که پس از حادثه کربلا به خاطر [[یاری]] نکردن [[امام حسین]] {{ع}} از [[کار]] خود پشیمان شده و در سال ۶۵ هجری به [[رهبری]] [[سلیمان بن صرد خزاعی]] [[قیام]] کردند. منتها در مقابله با سپاه شام [[شکست]] خوردند.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
«توابین» (به‌معنای: [[توبه‌کنندگان]])، [[لقب]] گروهی از [[شیعیان کوفه]] است که به [[خون‌خواهی]] [[شهدای کربلا]] [[قیام]] کردند. پس از [[حادثه کربلا]]، شیعیان کوفه به‌خاطر [[یاری]] نکردن [[امام حسین]]{{ع}} پشیمان شده و [[توبه]] کردند و زدودن [[ننگ]] کوتاهی در [[نصرت امام]] را در قیام و [[انتقام]] از [[قاتلان سید الشهدا]]{{ع}} دیدند.
«توابین» (به‌معنای: [[توبه‌کنندگان]])، [[لقب]] گروهی از [[شیعیان کوفه]] است که به [[خون‌خواهی]] [[شهدای کربلا]] [[قیام]] کردند. پس از [[حادثه کربلا]]، شیعیان کوفه به‌خاطر [[یاری]] نکردن [[امام حسین]] {{ع}} پشیمان شده و [[توبه]] کردند و زدودن [[ننگ]] کوتاهی در [[نصرت امام]] را در قیام و [[انتقام]] از [[قاتلان سید الشهدا]] {{ع}} دیدند.


[[سلیمان بن صرد خزاعی]] را که از [[اصحاب پیامبر]] به شمار می‌‌رفت و از چهره‌های بارز [[شیعه]] بود به [[ریاست]] [[برگزیده]]، در [[خانه]] او گرد آمدند و هم [[پیمان]] شدند تا دست به قیام علیه [[امویان]] بزنند. آغاز تصمیمشان در سال ۶۱ [[هجری]] بود، لکن [[زمان]] [[نهضت]] را در سال ۶۵ هجری قرار دادند. در این مدّت، با جذب افراد به گروه خویش و تهیّه [[سلاح]] و فراهم کردن امکانات نهضت، پس از مدّتی [[سازماندهی]] مخفیانه، سرانجام با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری قیام کردند و با [[شعار]] «[[یا لثارات الحسین]]»، عازم [[نخیله]] شدند تا از آنجا به سوی [[شام]] حرکت کنند. شروع قیام آنان را در عصر [[مروان بن حکم]]، [[روز]] چهارشنبه بیست و دوّم [[ربیع الثانی]] گفته‌اند<ref>انصار الحسین، شمس الدین، ص۲۰۵.</ref>.
[[سلیمان بن صرد خزاعی]] را که از [[اصحاب پیامبر]] به شمار می‌‌رفت و از چهره‌های بارز [[شیعه]] بود به [[ریاست]] [[برگزیده]]، در [[خانه]] او گرد آمدند و هم [[پیمان]] شدند تا دست به قیام علیه [[امویان]] بزنند. آغاز تصمیمشان در سال ۶۱ [[هجری]] بود، لکن [[زمان]] [[نهضت]] را در سال ۶۵ هجری قرار دادند. در این مدّت، با جذب افراد به گروه خویش و تهیّه [[سلاح]] و فراهم کردن امکانات نهضت، پس از مدّتی [[سازماندهی]] مخفیانه، سرانجام با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری قیام کردند و با [[شعار]] «[[یا لثارات الحسین]]»، عازم [[نخیله]] شدند تا از آنجا به سوی [[شام]] حرکت کنند. شروع قیام آنان را در عصر [[مروان بن حکم]]، [[روز]] چهارشنبه بیست و دوّم [[ربیع الثانی]] گفته‌اند<ref>انصار الحسین، شمس الدین، ص۲۰۵.</ref>.


بر سر [[تربت سید الشهدا]]{{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین{{ع}} و گریه‌ها و ناله‌ها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بی‌یاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] می‌گیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰؛ جواد محدثی|محدثی، جواد، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۹.</ref>
بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریه‌ها و ناله‌ها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بی‌یاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] می‌گیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰؛ جواد محدثی|محدثی، جواد، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۹.</ref>


== [[قیام توابین]] ==
== [[قیام توابین]] ==
بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شده‌اند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]]{{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضت‌هایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]]{{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژه‌ای داشت و در تمام جنگ‌های [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود.
بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شده‌اند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضت‌هایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]] {{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژه‌ای داشت و در تمام جنگ‌های [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود.


رؤسای [[شیعه کوفه]] در آن [[زمان]] پنج نفر بودند که عبارت بودند از:
رؤسای [[شیعه کوفه]] در آن [[زمان]] پنج نفر بودند که عبارت بودند از:
# [[سلیمان بن صرد خزاعی]] که از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} بوده است.
# [[سلیمان بن صرد خزاعی]] که از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} بوده است.
# [[مسیب بن نجبه فزاری]].
# [[مسیب بن نجبه فزاری]].
# [[عبدالله بن سعد بن نفیل ازدی]].
# [[عبدالله بن سعد بن نفیل ازدی]].
خط ۲۵: خط ۲۵:
# [[رفاعة بن شداد بجلی]].
# [[رفاعة بن شداد بجلی]].


و همه این پنج نفر از [[اخبار]] و [[برگزیدگان]] [[اصحاب علی]]{{ع}} بودند. آنان در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد]] گرد هم آمدند<ref>کامل بن اثیر، ج۴، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۸۷.</ref>
و همه این پنج نفر از [[اخبار]] و [[برگزیدگان]] [[اصحاب علی]] {{ع}} بودند. آنان در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد]] گرد هم آمدند<ref>کامل بن اثیر، ج۴، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۸۷.</ref>


== [[نامه]] به [[مدائن]] ==
== [[نامه]] به [[مدائن]] ==
[[سلیمان]] بن صُرد نامه‌ای برای [[سعد بن حذیفه]] و شیعیانی از مدائن که با او بودند فرستاد و آنان را از [[شهادت امام]]{{ع}} و ظلمی که بر او رفته بود یادآور شده و او را از [[تصمیم]] خود و یارانش مبنی بر [[قیام]] برای [[خون‌خواهی]] مطلع ساخت. سعد بن حذیفه در پاسخ ضمن موافقت با تصمیم او نوشت: هرگاه ما را [[طلب]] کنید، ما آماده حرکت و مساعدت هستیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۵.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>
[[سلیمان]] بن صُرد نامه‌ای برای [[سعد بن حذیفه]] و شیعیانی از مدائن که با او بودند فرستاد و آنان را از [[شهادت امام]] {{ع}} و ظلمی که بر او رفته بود یادآور شده و او را از [[تصمیم]] خود و یارانش مبنی بر [[قیام]] برای [[خون‌خواهی]] مطلع ساخت. سعد بن حذیفه در پاسخ ضمن موافقت با تصمیم او نوشت: هرگاه ما را [[طلب]] کنید، ما آماده حرکت و مساعدت هستیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۵.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>


همچنین سلیمان نامه دیگری به همان مضمون برای [[مثنی بن مخربه]] که در بصره بود فرستاد، او نیز پاسخ داد که: هر وقت تصمیم به حرکت گرفتید، ما نیز به شما می‌پیوندیم<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>.
همچنین سلیمان نامه دیگری به همان مضمون برای [[مثنی بن مخربه]] که در بصره بود فرستاد، او نیز پاسخ داد که: هر وقت تصمیم به حرکت گرفتید، ما نیز به شما می‌پیوندیم<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۱.</ref>.
خط ۳۵: خط ۳۵:
جمع‌آوری [[سلاح]] و [[دعوت]] [[مردم]] برای خون‌خواهی همچنان ادامه یافت تا اینکه در [[سال ۶۴ هجری]] [[یزید]] هلاک شد. پس از هلاکت یزید [[یاران]] سلیمان بن صرد نزد او آمدند و گفتند: اکنون این [[ظالم]] (یعنی یزید) هلاک شده است و موقعیت و [[قدرت]] [[حکومت]] [[ضعیف]] شده است، اگر اجازه دهی ما بر [[عمرو بن حریث]] که [[جانشین]] [[عبیدالله بن زیاد]] در [[کوفه]] است [[شورش]] نماییم سپس اعلام کنیم که درصدد [[خون‌خواهی حسین]] هستیم و [[قاتلان]] او را تعقیب نماییم و مردم را برای خون‌خواهی دعوت کنیم.
جمع‌آوری [[سلاح]] و [[دعوت]] [[مردم]] برای خون‌خواهی همچنان ادامه یافت تا اینکه در [[سال ۶۴ هجری]] [[یزید]] هلاک شد. پس از هلاکت یزید [[یاران]] سلیمان بن صرد نزد او آمدند و گفتند: اکنون این [[ظالم]] (یعنی یزید) هلاک شده است و موقعیت و [[قدرت]] [[حکومت]] [[ضعیف]] شده است، اگر اجازه دهی ما بر [[عمرو بن حریث]] که [[جانشین]] [[عبیدالله بن زیاد]] در [[کوفه]] است [[شورش]] نماییم سپس اعلام کنیم که درصدد [[خون‌خواهی حسین]] هستیم و [[قاتلان]] او را تعقیب نماییم و مردم را برای خون‌خواهی دعوت کنیم.


سلیمان گفت: [[شتاب]] نکنید زیرا [[قاتلان حسین]]{{ع}} در کوفه بوده و از افراد سرشناس هستند که بایستی با آنان مبارزه کنیم و اگر باخبر شوند کار را برای شما سخت می‌کنند، پس اگر کسانی که اکنون با ما هستند به پا خیزند، به مقصود نرسند؛ بلکه ابتدا افراد را بفرستید و مردم را دعوت کنید تا با شما همراه شوند. پس شروع به [[تبلیغ]] نمودند و گروه بسیاری پس از [[هلاکت یزید]] این [[دعوت]] را [[اجابت]] کردند<ref>کامل ابن اثیر، ج۱، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۲.</ref>
سلیمان گفت: [[شتاب]] نکنید زیرا [[قاتلان حسین]] {{ع}} در کوفه بوده و از افراد سرشناس هستند که بایستی با آنان مبارزه کنیم و اگر باخبر شوند کار را برای شما سخت می‌کنند، پس اگر کسانی که اکنون با ما هستند به پا خیزند، به مقصود نرسند؛ بلکه ابتدا افراد را بفرستید و مردم را دعوت کنید تا با شما همراه شوند. پس شروع به [[تبلیغ]] نمودند و گروه بسیاری پس از [[هلاکت یزید]] این [[دعوت]] را [[اجابت]] کردند<ref>کامل ابن اثیر، ج۱، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۲.</ref>


== آغاز [[قیام توابین]] ==
== آغاز [[قیام توابین]] ==
خط ۴۵: خط ۴۵:


== حرکت از [[کوفه]] ==
== حرکت از [[کوفه]] ==
هنگامی که [[سلیمان بن صرد]] با یارانش آماده رفتن به شام برای [[جنگ]] با [[عبیدالله بن زیاد]] شدند، [[عبدالله بن یزید]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] ـ که [[ابن زبیر]] آنان را در کوفه [[نصب]] کرده بود ـ آمدند و با [[سلیمان]] صحبت کردند و کسی از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} همراه آنان نبود. آن دو نفر از سلیمان درخواست کردند که رفتن به سوی شام را به تأخیر اندازد تا [[آمادگی]] بیشتری پیدا کنند. اما سلیمان و یارانش این پیشنهاد را نپذیرفتند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۸۷.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref>
هنگامی که [[سلیمان بن صرد]] با یارانش آماده رفتن به شام برای [[جنگ]] با [[عبیدالله بن زیاد]] شدند، [[عبدالله بن یزید]] و [[ابراهیم بن محمد بن طلحه]] ـ که [[ابن زبیر]] آنان را در کوفه [[نصب]] کرده بود ـ آمدند و با [[سلیمان]] صحبت کردند و کسی از [[قاتلان امام حسین]] {{ع}} همراه آنان نبود. آن دو نفر از سلیمان درخواست کردند که رفتن به سوی شام را به تأخیر اندازد تا [[آمادگی]] بیشتری پیدا کنند. اما سلیمان و یارانش این پیشنهاد را نپذیرفتند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۵۸۷.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref>


سلیمان و یارانش [[شب جمعه]] پنجم ربیع [[الآخر]] [[سال ۶۵ هجری]] حرکت کردند، ابتدا به کربلا کنار [[قبر امام حسین]]{{ع}} رفتند و در آنجا یکباره فریاد زده و [[صیحه]] سر دادند که [[گریه]] کننده‌ای همانند آن [[روز]] دیده نشده بود و [[درود]] و [[رحمت]] بر آن حضرت فرستاده و از آنچه کوتاهی کرده بودند [[توبه]] نمودند. آنگاه نزد قبرها رفتند و با آنها [[وداع]] نمودند، و به گونه‌ای [[اجتماع]] کردند بیشتر از آنچه [[مردم]] در کنار [[حجرالاسود]] ازدحام می‌کنند<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref>
سلیمان و یارانش [[شب جمعه]] پنجم ربیع [[الآخر]] [[سال ۶۵ هجری]] حرکت کردند، ابتدا به کربلا کنار [[قبر امام حسین]] {{ع}} رفتند و در آنجا یکباره فریاد زده و [[صیحه]] سر دادند که [[گریه]] کننده‌ای همانند آن [[روز]] دیده نشده بود و [[درود]] و [[رحمت]] بر آن حضرت فرستاده و از آنچه کوتاهی کرده بودند [[توبه]] نمودند. آنگاه نزد قبرها رفتند و با آنها [[وداع]] نمودند، و به گونه‌ای [[اجتماع]] کردند بیشتر از آنچه [[مردم]] در کنار [[حجرالاسود]] ازدحام می‌کنند<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۹۹.</ref>


== عین الورده<ref>عین الورده: نام شهری است معروف از بلاد جزیره که در آن جنگ توابین با سپاه شام رخ داده است.</ref> ==
== عین الورده<ref>عین الورده: نام شهری است معروف از بلاد جزیره که در آن جنگ توابین با سپاه شام رخ داده است.</ref> ==
سلیمان و یارانش به سرعت حرکت کردند تا به «[[عین‌الورده]]» رسیدند و در [[غرب]] آن مستقر شدند. پس از سه [[روز]] [[سپاه شام]] به نزدیکی «عین الورده» رسید، [[سلیمان بن صرد]] خطبه‌ای ایراد کرد و از [[معاد]] و [[آخرت]] سخن گفت و یارانش را [[ترغیب]] به آن نمود، سپس گفت: اکنون که [[دشمن]] به سوی شما آمده است، هنگامی که با آنان روبه‌رو شدید صادقانه بجنگید و [[صبر]] را پیشه سازید که [[خدا]] با [[صابران]] است، و اگر کسی از دشمن گریخت او را نکشید و مجروح و [[اسیر]] را به [[قتل]] نرسانید زیرا این [[سیره]] علی{{ع}} با [[دشمنان]] بوده است.
سلیمان و یارانش به سرعت حرکت کردند تا به «[[عین‌الورده]]» رسیدند و در [[غرب]] آن مستقر شدند. پس از سه [[روز]] [[سپاه شام]] به نزدیکی «عین الورده» رسید، [[سلیمان بن صرد]] خطبه‌ای ایراد کرد و از [[معاد]] و [[آخرت]] سخن گفت و یارانش را [[ترغیب]] به آن نمود، سپس گفت: اکنون که [[دشمن]] به سوی شما آمده است، هنگامی که با آنان روبه‌رو شدید صادقانه بجنگید و [[صبر]] را پیشه سازید که [[خدا]] با [[صابران]] است، و اگر کسی از دشمن گریخت او را نکشید و مجروح و [[اسیر]] را به [[قتل]] نرسانید زیرا این [[سیره]] علی {{ع}} با [[دشمنان]] بوده است.


آنگاه گفت: اگر من کشته شدم، [[امیر]] بر شما [[مسیب بن نجبه]] و اگر او به [[شهادت]] رسید، [[فرمانده]] شما [[عبدالله بن سعد]] و اگر او هم کشته شد، [[عبدالله بن وال]] و پس از او [[رفاعة بن شداد]] امیر شماست و [[رحمت خدا]] بر کسی که بر [[پیمان]] خدا [[استوار]] بماند.
آنگاه گفت: اگر من کشته شدم، [[امیر]] بر شما [[مسیب بن نجبه]] و اگر او به [[شهادت]] رسید، [[فرمانده]] شما [[عبدالله بن سعد]] و اگر او هم کشته شد، [[عبدالله بن وال]] و پس از او [[رفاعة بن شداد]] امیر شماست و [[رحمت خدا]] بر کسی که بر [[پیمان]] خدا [[استوار]] بماند.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش