←قیام توابین
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریهها و نالهها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بییاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] میگیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰؛ جواد محدثی|محدثی، جواد، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۵۹.</ref> | بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریهها و نالهها با [[خدا]] چنین [[راز و نیاز]] کردند: «پروردگارا! ما پسر دختر پیامبرمان را [[خوار]] و بییاور ساختیم، گذشته ما را ببخشای و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر [[مهربانی]]، بر حسین و [[یاران]] [[شهید]] و [[صدّیق]] او [[رحمت]] فرست. ما تو را [[شاهد]] میگیریم که بر همان راه و هدفی هستیم که آنان [[جان]] باختند، پس اگر ما را نبخشایی و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود»<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰؛ جواد محدثی|محدثی، جواد، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۵۹.</ref> | ||
== | == قیام توابین == | ||
{{اصلی|قیام توابین}} | {{اصلی|قیام توابین}} | ||
بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شدهاند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضتهایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]] {{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژهای داشت و در تمام جنگهای [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود. | بعد از [[حادثه کربلا]] شیعیان کوفه پس از آنکه به خود آمده و دریافتند که چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شدهاند، تصمیم گرفتند آن گناه را جبران کرده و انتقام خون [[امام حسین]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و یارانش را بگیرند تا شاید اندکی از آن لکه ننگی را که دچارش شده بودند از خود بزدایند. از نهضتهایی که به دنبال [[قیام کربلا]] به فاصله کوتاهی شکل گرفت، [[انقلاب]] [[مردم کوفه]] به [[رهبری]] [[سلیمان بن صُرد خزاعی]]<ref>سلیمان بن صرد بن جون [[خزاعی]]، نام او در [[جاهلیت]] «[[یسار]]» بوده است و [[رسول خدا]] {{صل}} او را سلیمان نام نهاد، [[کنیه]] او «ابوالمطرف» است. او مردی خیر و [[فاضل]] و [[متدین]] و [[عابد]] بوده است، در آغاز سکونت [[مسلمانان]] در [[کوفه]] او در کوفه ساکن شد و در میان [[قوم]] خود جایگاه ویژهای داشت و در تمام جنگهای [[علی بن ابی طالب]] با او بود و در [[جنگ صفین]] [[حوشب]] ذو [[ظلم]] را در [[مبارزه]] به [[قتل]] رسانید. او از جمله کسانی بود که پس از [[مرگ معاویه]] به [[حسین بن علی]] [[نامه]] فرستاد و او را به کوفه [[دعوت]] کرد اما وقتی آمد او را [[یاری]] نکرد، و هنگامی که حسین کشته شد او و [[مسیب بن نجبه]] و عده دیگری که او را یاری نکرده بودند پشیمان شدند و گفتند: ما را [[توبه]] نباشد مگر اینکه [[انتقام خون حسین]] را بگیریم، پس در اول ماه [[ربیع الاول]] [[سال]] ۶۵ از کوفه بیرون آمدند و از [[شام]] هم [[سپاه]] زیادی آمد و در سپاه در «[[عین الورده]]» برابر یکدیگر قرار گرفتند و سلیمان بن هر دو مسیب بن نجبه و بسیاری از [[یاران]] او کشته شدند و سر سلیمان و مسیب به شام نزد [[مروان بن حکم]] فرستاده شد، و [[عمر]] سلیمان هنگامی که کشته شد ۹۳ سال بود. [[اسد]] الغابه، ج۲، ص۵۲۲.</ref> بود. | ||