بنیحبلی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
این [[طایفه]] -که گاه از آنان به با نام اختصاری «[[بلحبلی]]» یاد میشود<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، و از [[مردمان]] طایفهاش با نسبتهای «حُبلِی»، «حُبلَوی» و «حُبلاوی»<ref>فیروز آبادی، قاموس المحیط،ج۱، ص۹۸۲. در نسبت این قوم اختلاف است: ابن منظور این نسبت را در صورت قیاسی بودن: «حُبَّلی» و بنا بر غیر قیاسی بودن: «حُبَلیّ» دانسته است. (ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۱۴۱) برخی نیز این نسبت را: «الحُبَلی» و «حبلاوی» (تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۹، ص۱۷۶-۱۷۷) و بعضی دیگر به اشکال دیگر گفتهاند.</ref> نام برده میشود - از [[قحطانیان]]<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۳۹.</ref> و از فروع و شاخههای [[قبیله]] خزرجاند که نسب از سالم (حُبلی) بن غنم بن عوف بن خزرج الاکبر بن حارثه میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۲۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰. این نسب در برخی منابع «سالم بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰) و در بعضی دیگر «حبلی بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (عوتبی صحاری، الأنساب،ج۲، ص۵۵۶) عنوان شده است.</ref>. سالم بن غنم، بواسطه شکم بزرگی که داشت به «الحُبلی» (یعنی: [[زن]] حامله) ملقب شده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰. برخی منابع، مالک بن سالم بن غنم را عنوان دار لقب «حبلی» دانستهاند. (سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹ به نقل از زباله)</ref>؛ از اینرو، [[فرزندان]] او «بنی حبلی» خوانده شدهاند. حبلی (سالم بن غنم) [[فرزندی]] به نام مالک داشت. از مالک هم پسرانی به اسامی: عبید، عدی، جشم، سالم، [[ثعلبه]] و عمرو تولد یافتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶-۴۱۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴.</ref> که [[طایفه]] بنی حبلی بر اساس آنها و فرزندانشان بنیان نهاده شد. بنی حبلی نیز بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخههای متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها میتوان از [[بنی عبید بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳.</ref> و [[بنی جزء بن عدی بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۵.</ref> و نیز [[بنی عبدالواحد بن بشر]] (بشیر)<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ سمعانی، الانساب، ج۹، ص۳۳۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | این [[طایفه]] -که گاه از آنان به با نام اختصاری «[[بلحبلی]]» یاد میشود<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، و از [[مردمان]] طایفهاش با نسبتهای «حُبلِی»، «حُبلَوی» و «حُبلاوی»<ref>فیروز آبادی، قاموس المحیط،ج۱، ص۹۸۲. در نسبت این قوم اختلاف است: ابن منظور این نسبت را در صورت قیاسی بودن: «حُبَّلی» و بنا بر غیر قیاسی بودن: «حُبَلیّ» دانسته است. (ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۱۴۱) برخی نیز این نسبت را: «الحُبَلی» و «حبلاوی» (تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۹، ص۱۷۶-۱۷۷) و بعضی دیگر به اشکال دیگر گفتهاند.</ref> نام برده میشود - از [[قحطانیان]]<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۳۹.</ref> و از فروع و شاخههای [[قبیله]] خزرجاند که نسب از سالم (حُبلی) بن غنم بن عوف بن خزرج الاکبر بن حارثه میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۲۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰. این نسب در برخی منابع «سالم بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰) و در بعضی دیگر «حبلی بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (عوتبی صحاری، الأنساب،ج۲، ص۵۵۶) عنوان شده است.</ref>. سالم بن غنم، بواسطه شکم بزرگی که داشت به «الحُبلی» (یعنی: [[زن]] حامله) ملقب شده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰. برخی منابع، مالک بن سالم بن غنم را عنوان دار لقب «حبلی» دانستهاند. (سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹ به نقل از زباله)</ref>؛ از اینرو، [[فرزندان]] او «بنی حبلی» خوانده شدهاند. حبلی (سالم بن غنم) [[فرزندی]] به نام مالک داشت. از مالک هم پسرانی به اسامی: عبید، عدی، جشم، سالم، [[ثعلبه]] و عمرو تولد یافتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶-۴۱۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴.</ref> که [[طایفه]] بنی حبلی بر اساس آنها و فرزندانشان بنیان نهاده شد. بنی حبلی نیز بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخههای متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها میتوان از [[بنی عبید بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳.</ref> و [[بنی جزء بن عدی بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۵.</ref> و نیز [[بنی عبدالواحد بن بشر]] (بشیر)<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ سمعانی، الانساب، ج۹، ص۳۳۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== | ==مساکن و منازل== | ||
[[مردمان]] بنی حبلی نیز بمانند دیگر طوایف [[اوس و خزرج]]، اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۸۸.</ref>. اجدادشان در قرون نخست میلادی، پیش از تخریب [[سد]] عظیم [[عرم]]، در پی کوچ بزرگ قبایل [[ازدی]] به [[شهرها]] و عرصههای شمالیتر، به [[رهبری]] [[رییس]] خود -عمرو بن عامر مزیقیاء- از [[مأرب]] به [[مدینه]] که آن [[زمان]] «یثرب» خوانده میشد، عزیمت کردند و در این [[دیار]]، ماندگار شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵-۶۵۶.</ref>. آنان این حضور را با کنار زدن [[یهودیان]] مدینه تقویت کردند و علاوه بر اطراف [[شهر]]، به [[شهر یثرب]] نیز وارد شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۶-۶۵۸.</ref>. [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶) [[منزل]] ایشان را در مدینه، بین مساکن [[بنی نجّار]] و [[بنی ساعده]] دانسته است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵.</ref>. «مطری» ([[جمال]] الدین [[محمد بن احمد مطری]]، (متوفای ۷۴۱ [[هجری]]) عالم به [[علوم]] [[فقه]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]] و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجره») هم، بنا بر مبنای [[فکری]] خود در مورد منازل [[اوس]]، [[مسکن]] بنی حبلی را بین [[قبا]] و بین منازل پسران [[حارث بن خزرج]] -که در شرق [[وادی بطحان]] و [[سائب]] قرار داشت - دانسته است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. این سخنان، با اخباری که [[مورخان]] و [[سیره]] نگاران [[اسلامی]] از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] و نحوه خروج ایشان از [[قبا]] و ورودشان به [[مدینه]] گزارش کرده اند<ref>ر.ک: بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴.</ref> و نیز گزارشی که از دیدار [[پیامبر]]{{صل}} با [[عبدالله بن ابی]] در [[زمان]] رفتن ایشان برای [[عیادت]] [[سعد بن عباده]]<ref>ر.ک: [[ابن هشام]]، [[السیرة النبویه]]، ج۱، ص۵۸۶-۵۸۷؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۴۱۸-۴۱۹.</ref> در دست است نیز، [[تأیید]] میگردد<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. از قلعههای معروف بنی حبلی در [[مدینه]]، میتوان از «مُزاحِم» یاد کرد که به عبدالله بن ابی اختصاص داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۷؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۵۵۹.</ref>. | [[مردمان]] بنی حبلی نیز بمانند دیگر طوایف [[اوس و خزرج]]، اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۸۸.</ref>. اجدادشان در قرون نخست میلادی، پیش از تخریب [[سد]] عظیم [[عرم]]، در پی کوچ بزرگ قبایل [[ازدی]] به [[شهرها]] و عرصههای شمالیتر، به [[رهبری]] [[رییس]] خود -عمرو بن عامر مزیقیاء- از [[مأرب]] به [[مدینه]] که آن [[زمان]] «یثرب» خوانده میشد، عزیمت کردند و در این [[دیار]]، ماندگار شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵-۶۵۶.</ref>. آنان این حضور را با کنار زدن [[یهودیان]] مدینه تقویت کردند و علاوه بر اطراف [[شهر]]، به [[شهر یثرب]] نیز وارد شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۶-۶۵۸.</ref>. [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶) [[منزل]] ایشان را در مدینه، بین مساکن [[بنی نجّار]] و [[بنی ساعده]] دانسته است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵.</ref>. «مطری» ([[جمال]] الدین [[محمد بن احمد مطری]]، (متوفای ۷۴۱ [[هجری]]) عالم به [[علوم]] [[فقه]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]] و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجره») هم، بنا بر مبنای [[فکری]] خود در مورد منازل [[اوس]]، [[مسکن]] بنی حبلی را بین [[قبا]] و بین منازل پسران [[حارث بن خزرج]] -که در شرق [[وادی بطحان]] و [[سائب]] قرار داشت - دانسته است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. این سخنان، با اخباری که [[مورخان]] و [[سیره]] نگاران [[اسلامی]] از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] و نحوه خروج ایشان از [[قبا]] و ورودشان به [[مدینه]] گزارش کرده اند<ref>ر.ک: بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴.</ref> و نیز گزارشی که از دیدار [[پیامبر]]{{صل}} با [[عبدالله بن ابی]] در [[زمان]] رفتن ایشان برای [[عیادت]] [[سعد بن عباده]]<ref>ر.ک: [[ابن هشام]]، [[السیرة النبویه]]، ج۱، ص۵۸۶-۵۸۷؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۴۱۸-۴۱۹.</ref> در دست است نیز، [[تأیید]] میگردد<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. از قلعههای معروف بنی حبلی در [[مدینه]]، میتوان از «مُزاحِم» یاد کرد که به عبدالله بن ابی اختصاص داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۷؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۵۵۹.</ref>. | ||