جهاد
معناشناسی
معنای لغوی
جهاد به معنی جنگیدن[۱]، برگرفته از ریشه «جهد» به فتح جیم به معنی «مشقت» یا به ضم جیم به معنی «توان» است[۲] و در صورت دوم به معنی بهکارگیری تمام توان در برابر دشمن است[۳].[۴]
معنای اصطلاحی
جهاد در اصطلاح عبارت است از بذل جان و مال در راه خدا در نبرد با کافران و باغیان، یا بذل جان، مال و توان خود در راه اعتلای اسلام و برپا داشتن شعائر آن[۵].[۶] و به رزمنده راه خدا و جهادگر، مُجاهد فیسبیلالله اطلاق میشود که نزد خدا از مرتبه و فضیلتی والا برخوردار است: ﴿فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً﴾[۷].[۸].[۹]
جهاد در فقه به جهاد ابتدایی با کفّار و جهاد دفاعی در برابر تعرّض دیگران تقسیم شده است و در اصطلاح شرعی، جهاد ابتدایی جنگیدن با کفّار یا کسانی که در حکم کفّار باشند، برای برافراشتن کلمه اسلام و شعائر ایمانی[۱۰] یا مفاهیمی نزدیک به آن[۱۱] تعریف شده است. دفاع نیز برگرفته از ریشه «دفع»، مصدر باب مفاعله و به معنی منعکردن و دورکردن است[۱۲] و در اصطلاح فقهی و حقوقی به معنای مقابله با هجوم و تعرّض دشمن به جان، مال، آبرو و کیان مسلمانان و حمایت از آنان است[۱۳].[۱۴]
جهاد افزون بر مبارزه با دشمن بیرونی، بر مبارزه با شیطان یا نفس اماره نیز اطلاق میشود[۱۵]، بر این اساس، جهاد بر دو قسم است: [۱۶] جهاد ظاهری (جهاد با کافران) یا جهاد اصغر[۱۷] و جهاد باطنی (مبارزه با نفس) یا جهاد اکبر[۱۸].[۱۹]
پیشینه
در احادیث، حضرت ابراهیم(ع) نخستین جهادگر در راه خدا به شمار رفته[۲۰] و در روایاتی دیگر حضرت ابراهیم، داود، موسی(ع) و پیامبر اکرم(ص) پیامبران صاحب شمشیر خوانده شدهاند[۲۱].
جهاد و دفاع و احکام آن را در برخی آیینهای توحیدی، مانند یهود میتوان دید. در کتاب مقدس عهد عتیق، به مواردی از احکام جهاد، مانند غنایم و نوع برخورد با اسیران اشاره شده است[۲۲].
جهاد در شریعت حضرت عیسی(ع) نیز مشروع بوده است. در انجیل تعبیرهایی آمده که مؤید این نکتهاند[۲۳]، از جمله توصیه آن حضرت به پیروانش درباره تهیه شمشیر برای خود[۲۴]. گفتهاند که آن حضرت در پایان حیات دنیوی خویش آماده جهاد با دشمنان شد؛ ولی حواریان، آن حضرت را رها کردند[۲۵]. در آیین زردشت نیز جنگ با دشمنان آیین مزدا و پرستندگان دیوها مشروع به شمار رفته است[۲۶]. پادشاهان ایران باستان که پیرو این آیین بودند نیز در عمل همواره با یونانیان به جنگ میپرداختند[۲۷].
قرآن به مواردی از جهاد ابتدایی در زمان پیامبران پیشین(ع)، همچون جهاد حضرت سلیمان(ع) با بتپرستان[۲۸] اشاره کرده است. جهاد دفاعی نیز مورد توجه انبیای الهی(ع) بوده است. در آیین اسلام، احکام جهاد در سال اول هجری تشریع شد[۲۹] و آیات فراوانی به لزوم جهاد و دفاع[۳۰]، فضیلت جهاد و مجاهدان[۳۱] و شرایط و احکام آن[۳۲] اشاره کرده است. همچنین در منابع روایی شیعه[۳۳] و اهل سنت[۳۴]، از شئون مختلف جهاد و دفاع، روایات فراوانی گردآوری شده است.
بحث از جهاد در آثار فقهی، بیشتر زیر عنوان کتاب «جهاد»[۳۵] و گاه با عنوان کتاب «السیر»[۳۶] یا «الجهاد و سیرة الامام(ع)»[۳۷] مطرح شده است، در برخی منابع فقهی به ویژه متأخر از جمله به دلیل احساس عدم نیاز، بخش جهاد نیامده است. با این حال، برخی فقهای معاصر به آن پرداختهاند[۳۸].[۳۹]
اهمیت جهاد در آیات و روایات
جایگاه جهاد در نگاه قرآن کریم رفیع و ارجمند است و در آیاتی پرشمار، مسلمانان به آن مأمور شدهاند مانند: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ﴾[۴۰] و به مجاهدان در راه خدا وعده پاداشی بزرگ داده شده است و ترک کنندگان آن به شدت نکوهش و به عذاب الهی تهدید شدهاند. در آیهای دیگر، جهاد با اموال و جانها از اوصاف پیامبر(ص) و پیروانش به شمار رفته است: ﴿لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۴۱]
در قرآن جهادگران با عناوینی چون مؤمن: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ﴾[۴۲]، راستگو: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ﴾[۴۳]، نیکوکار: ﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴾[۴۴] و پرهیزگار: ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۴۵] وصف شده و جهاد مؤمنان در راه خدا به منزله تجارت با خداوند: ﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾[۴۶] و این تجارت همواره سودمند به شمار رفته است.
جهاد مایه حیات انسانها دانسته و بدان ترغیب شده است: ﴿اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[۴۷]. جهاد از بسیاری از کارهای نیک مانند سیراب کردن حاجیان یا آباد کردن خانه خدا برتر به شمار رفته است: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾[۴۸].
در احادیث نیز جهاد دارای جایگاه و ارزش بالایی به شمار رفته و از جمله یکی از درهای بهشت[۴۹]، لباس تقوا و سپر محکم خداوند[۵۰]، از ارکان اسلام[۵۱]، از برترین[۵۲] و محبوبترین[۵۳] و شریفترین اعمال[۵۴] پس از اسلام آوردن خوانده شده است[۵۵].
مبانی و اهداف جهاد
اسلام با نگرش عَرَضی به جنگ و جهاد، اعتبار آن را حفظ کرده است؛ اما در این محدوده خاص نیز اهداف الهی و انسانی را تعقیب میکند و به شدت از دست زدن به جهاد برای دستیابی به منافع مادی و دنیوی پرهیز میدهد. برخی از اهداف جهاد عبارتاند از:
تقویت و گسترش اسلام
از آنجا که آیین مقدس اسلام، ناسخ ادیان آسمانی پیشین، و یگانه صراط مستقیم است، از همه مردم جهان و همچنین از پیروان ادیان دیگر میخواهد برای گام برداشتن در صراط نجات و مستقیم و تقرب به خداوند متعال، رو به اسلام آورند. اسلام برای دعوت مردم به این هدف، از راهکاری منطقی و عقلانی، مانند گفتوگو و جدال احسن استفاده کرده است و اگر حکومت ظالمی در مقابل آیین حق، به نبرد و پیکار دست یازد، یا مانع تبیین و تبلیغ حقانیت آن گردد، در این فرض، جهاد کارساز و مشروع خواهد بود[۵۶].
براندازی فتنه و گمراهی
تقویت و گسترش اسلام در جهاد با غیرمسلمانان، هدفی معقول و پذیرفته است؛ اما اگر گروهی از مسلمانان گمراه در ناحیهای دست به آشوب و اغتشاش یا تشکیل حکومت خودسر زدند و به انحراف مسلمانان و ایجاد فساد و بدعت در دین و احکام آن همت گماشتند، جهاد با چنین مسلمانانی مشروع خواهد بود[۵۷].
ستمستیزی
یکی از اهداف مهم جهاد، حمایت از حقوق مردم، مانند آزادی، و جلوگیری از ستم بر آنان است؛ چنانکه امام علی (ع) دلیل پیکار خود را با امثال معاویه را تأسف و نگرانی خویش از حکمرانی سفیهان و فاسقان بر میشمارد که رهاورد آن تصرف و تملک اموال عمومی به نفع خویش و به اسارت گرفتن مردم است[۵۸].[۵۹]
همچنین هدف از جهاد در اسلام، جلب خشنودی پروردگار، برقرار ساختن عدالت اجتماعی، پیاده کردن دستورات الهی و حمایت از افرادی است که در معرض گمراهی و خطر قرار گرفتهاند[۶۰].
فلسفه جهاد
در قرآن، اصل در روابط با مشرکان و اهل کتاب، عدم جنگ است[۶۱] و جنگ با آنان در موارد تجاوز یا ممانعت از قبول دعوت به اسلام و از میان بردن حاکمیت نظام کفر و شرک مجاز شده است[۶۲]. جهاد در اسلام به منظور دستیابی به اهداف الهی و انسانی است و کشورگشایی و سیطرهجویی بر انسانها مطرح نیست و بازگشت آن به دفاع مشروع مورد تأکید اندیشمندان است[۶۳]. عنصر مؤثر دیگر در جهاد، اصل دفاع از توحید است که بر جهاد با مشرکان تأکید کرده، شرک را نکتهای غیرقابل اغماض دانسته و از آن به «فتنه» تعبیر کرده و آن را خطرناکتر از قتل شمرده است[۶۴]؛ زیرا موجب به خطر افتادن تمامی آموزههای ادیان الهی، از جمله اسلام میشد. با توجه به این فلسفه، برخی ماهیت جهاد در اسلام را دفاع از توحید شمردهاند[۶۵].[۶۶]
بهعبارتی دیگر مهمترین حکمتهای تشریع جهاد عبارتاند از:
دفاع و دفع تجاوز دشمن
یکی از اهداف تشریع جهاد در اسلام، دفاع از اسلام و مسلمانان و رویارویی با هجوم دشمن است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾[۶۷] و بیشتر جنگهای رخ داده در صدر اسلام میان مسلمانان و غیر مسلمانان، دفاعی بوده است.
یاری ستمدیدگان و نجات اسیران
از جمله اهداف جهاد در اسلام کمک به ستمدیدگان و آزادسازی آنان از چنگال ظالمان است: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا﴾[۶۸].
حفظ اماکن عبادی
از دیگر اهداف و آثار جهاد حفظ کلیساها، مساجد و دیگر معابد موحدان و بقای توحید و خداپرستی است: ﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾[۶۹].[۷۰]
پیشگیری و رفع ظلم و فساد
جهاد مانع گسترش ظلم و فساد بر روی زمین است: ﴿فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴾[۷۱][۷۲].
اعتلای دین حق و رفع شرک
در صورتی که بر سر راه دعوت به دین الهی موانعی باشد و رفع آن موانع از طرق مسالمتآمیز ممکن نباشد، مؤمنان باید برای رفع فتنه و برپا داشتن دین حق و هدایت انسانها جهاد کنند: ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ﴾[۷۳]. هدف از اینگونه جهاد، تحمیل عقیده نیست، بلکه غرض اصلی، از میان برداشتن موانع دعوت دیگران به سوی دین و فراهمکردن زمینه انتخاب از جانب آنان پس از دعوت است[۷۴].
امتحان مردم
از جمله مهمترین اغراض تشریع تکالیف الهی مانند جهاد در راه خدا، آزمودن مؤمنان است: ﴿فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ﴾[۷۵] تا مؤمنان واقعی از اهل نفاق باز شناخته شوند[۷۶].
فضیلت جهاد
جنگ به تنهایی فاقد ارزش است؛ اما اگر برای اهداف مقدس باشد، دارای ارزش دینی، بلکه انسانی خواهد بود. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "همانا جهاد دری از درهای بهشت است که آن را برروی اولیای خاص خود میگشاید و آن، لباس تقوا و زره محکم الهی است"[۷۷].[۷۸]
آثار و برکات شرکت در جهاد
جهاد در راه خدا آثار و برکات دنیوی و اُخروی پرشماری دارد که برخی از آنها عبارتاند از:
- امنیت جامعه اسلامی: از جمله برکات جهاد در راه خدا امن شدن جامعه اسلامی از تجاوز و ظلم دشمنان اسلام است: ﴿فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا﴾[۷۹].
- به دست آوردن غنایم و اموال: از دیگر دستاوردهای جهاد، دستیابی جهادگران به غنایم جنگی است: ﴿وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾[۸۰].
- غلبه و پیروزی مؤمنان: از دیگر آثار جهاد، خواری ستمگران و غلبه مؤمنان بر آنان است که مایه شفای قلوب ستمدیدگان و برطرف شدن خشم و ناراحتی آنان میگردد: ﴿قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ﴾[۸۱].
- تصفیه و خالص شدن دلهای مؤمنان: جهاد و دشواریهای آن سبب رها شدن جهادگران از علایق دنیوی و گناهان میگردد و آزمونی برای آنهاست: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۸۲].
- بصیرت در دین و هدایت الهی: بصیرت در دین از دیگر آثار جهاد به شمار میرود: ﴿وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا﴾[۸۳].
- بخشودگی گناهان: خداوند گناهان جهادگران در راه خدا را میپوشاند: ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ﴾[۸۴].
- رحمت الهی: جهادگران به رحمت الهی امیدوارند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۸۵].
- نجات و رستگاری: جهاد در راه خدا موجب رستگاری است: ﴿وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۸۶].
- دستیابی به مقام شهادت: به فرموده قرآن «شهداء» (شهیدان) از میان مؤمنان خواهند بود: ﴿وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ﴾[۸۷].[۸۸]
انواع و قلمرو جهاد
فقها در تقسیمبندی جهاد، اهداف جهاد را ملاک قرار داده و بر اساس آن اقسام جهاد را مورد بررسی قرار میدهند، به طوری که تقسیمبندی جهاد مبیّن اهداف و عوامل مشروعیت آن نیز هست.
گونههای جهاد از جهت نوع دشمن
جهاد از جهت نوع دشمن به جهاد با دشمن ظاهری و جهاد با دشمن باطنی قسمت میشود[۸۹].
- جهاد با دشمن ظاهری: مراد از دشمن ظاهری، کافران و دیگر کسانی است که به دشمنی با اسلام یا مسلمانان میپردازند و بیشتر آیات جهاد در قرآن به این نوع اختصاص دارد.
- جهاد با دشمن باطنی: جهاد با دشمن باطنی را میتوان بر دو قسم دانست:
- جهاد با نفس: نفس بزرگترین دشمن انسان[۹۰] و به تعبیر قرآن، فرمان دهنده به بدی است: ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾[۹۱] و در روایات از مبارزه با آن به جهاد اکبر[۹۲]، برترین[۹۳] و عظیمترین[۹۴]جهاد تعبیر شده است.
- جهاد با شیطان: شیطان دشمن انسانهاست: ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا﴾[۹۵] و برخی آیات که به مطلق جهاد فرمان داده مانند: ﴿وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ﴾[۹۶] و ﴿َ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ﴾[۹۷]، شامل مبارزه با شیطان نیز میشوند[۹۸].[۹۹]
اقسام جهاد از جهت نوع ابزار آن
جهاد از جهت نوع ابزار و وسیلهای که با آن مبارزه صورت میگیرد، سه قسم شده است:
- جهاد با جان: در جهاد با جان، جهاد کننده با حضور در عرصه جنگ با دشمن جان خود را در معرض خطر قرار میدهد. عمده آیات به این نوع از جهاد مربوطاند؛ مانند: ﴿انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ﴾[۱۰۰].[۱۰۱]
- جهاد با مال: جهاد با مال عبارت است از تأمین هزینههای مالی جهاد؛ مانند تأمین هزینه ابزار جنگی و نیز نیازهای جهادگران و خانوادههای آنان: ﴿انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾[۱۰۲]. جهاد مالی به تأمین هزینههای جنگ اختصاص ندارد، بلکه تأمین دیگر نیازمندیهای اسلام و مسلمانان را نیز در برمیگیرد.
- جهاد با زبان و قلم: جهاد با زبان و قلم عبارت است از اقامه حجت و برهان در برابر دشمنان اسلام و فراخواندن آنان به دین[۱۰۳]، مانند دعوت کافران به اسلام پیش از آغاز جهاد[۱۰۴]. جهاد با زبان و قلم مفهومی عامتر از دعوت دشمنان به دین دارد و شامل هرگونه تبلیغ و نشر معارف دین میشود[۱۰۵].
اقسام جهاد با توجه به جبهه مقابل
جهاد از جهت دشمنان و جبهه مقابل بر چند گونه است:
- جهاد با مشرکان: آیاتی از قرآن مسلمانان را به این جهاد فرا خواندهاند: ﴿إِقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً﴾[۱۰۶].
- جهاد با کافران: کافران کسانیاند که اسلام را نپذیرفته یا منکر اصول یا ضروریات اسلام باشند و به کافر اصلی و غیر اصلی و نیز کافر حربی و غیر حربی و انواعی دیگر قسمت شدهاند[۱۰۷]. مراد از کفار در اینجا کافران اصلی و حربی است و بیشتر آیات جهاد درباره این نوع جهادند؛ مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ﴾[۱۰۸].
- جهاد با اهل کتاب: مراد از اهل کتاب، پیروان ادیان الهی به جز مسلمانان است[۱۰۹]. در آیه ﴿قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ﴾[۱۱۰] به طور مطلق مسلمانان به جهاد با اهل کتاب تا پذیرش جزیه از سوی آنان فراخوانده شدهاند.
- جهاد با منافقان: منافقان کسانیاند که به ظاهر اسلام را پذیرفتهاند؛ ولی در باطن، آن را باور ندارند[۱۱۱]. در برخی آیات از جهاد با منافقان سخن رفته است؛ مانند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾[۱۱۲].
- جهاد با باغیان: باغی کسی است که به سرکشی در برابر امام معصوم و حکومت اسلامی و جنگ با آن بپردازد[۱۱۳]. افزون بر آیات عام جهاد[۱۱۴]، برخی آیات به جهاد با باغیان در صورت دست نکشیدن از طغیان فرمان دادهاند: ﴿فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ﴾[۱۱۵]. جواز یا وجوب جهاد با باغیان در فقه مشروط به شرایط خاصی است[۱۱۶].
گونههای جهاد از جهت ماهیت و هدف آن
- جهاد دفاعی: جهاد دفاعی عبارت است از پیکار با هدف دفاع از اسلام و سرزمینهای اسلامی در برابر دشمن مهاجمی که اساس اسلام را تهدید میکند یا قصد استیلا بر سرزمینهای اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان را دارد[۱۱۷].[۱۱۸]. این نوع جهاد در برخی آیات مطرح شده است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾[۱۱۹].
- جهاد ابتدایی: جهاد ابتدایی آن است که حکومت اسلامی با یک حکومت یا لشکر شرک و کفر که مانع گسترش اسلام است، به جنگ و جهاد بپردازد تا زمینه تبلیغ و تبیین آیین اسلام را برای مردم آن سرزمین فراهم آورد، و در صورت عناد و مقابله حکومت جور با حکومت اسلام، جنگ تا مرحله تسلیم ادامه خواهد داشت. برخی آیات قرآن کریم به این نوع از جهاد اشاره دارند؛ مانند: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ﴾[۱۲۰].[۱۲۱].[۱۲۲]
مراحل تشریع جهاد در اسلام
اسلام همانند شرایع پیشین جهاد را امری مشروع شمرده است. مشروعیت این عمل در اسلام از آیاتی پرشمار استفاده میشود؛ مانند: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۱۲۳] که جهاد را بر همگان واجب شمرده است[۱۲۴].
تشریع جهاد در اسلام به تدریج و در چند مرحله صورت گرفت که عمدهترین این مراحل عبارتاند از:
مباح شدن جهاد
پس از آزارهای طاقتفرسای مشرکان به مسلمانان و درخواست مکرر آنان از پیامبر برای جهاد، در آیات ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ﴾[۱۲۵]، ﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾[۱۲۶] جهاد با مشرکان مباح به شمار رفت[۱۲۷].
تشریع جهاد دفاعی
در مرحله بعد جهاد دفاعی در برابر کسانی که با مسلمانان وارد جنگ میشوند واجب شد: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾[۱۲۸]، ﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۱۲۹].[۱۳۰]
تجویز جهاد ابتدایی
سپس مسلمانان اجازه یافتند برای نابود کردن شرک و دعوت دیگران به اسلام با مشرکان بجنگند. برخی فقها آیات متعددی را دالّ بر این امر دانستهاند[۱۳۱]، مانند: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۱۳۲].[۱۳۳]
انگیزهها و اسباب شرکت در جهاد
اسباب متعدد اخروی یا دنیوی زمینه شرکت افراد در جهاد را فراهم میکنند یا انگیزه اقدام به جهادند؛ مانند:
- ایمان: ایمان به خداوند و معاد از عمدهترین انگیزهها و اسباب جهاد در راه خداست: ﴿الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا﴾[۱۳۴].
- خدا دوستی: در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۳۵] از جمله ویژگیهای دوستداران خدا که خداوند نیز آنان را دوست دارد، جهاد در راه خدا شناسانده شده است.
- تقوا: شرکت در جهاد از ویژگیهای پرهیزگاران است. آیه ﴿لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ﴾[۱۳۶] که جهادگران را با تقوا شمرده، بدین نکته اشعار دارد که تقوا سبب و انگیزه مهم جهاد است.
- خداترسی: بنابر آیه ﴿قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۱۳۷]، دو نفر از یاران موسی(ع) که به خداترسی وصف شدهاند از فرمان آن حضرت در زمینه جهاد با ستمگران پیروی کرده و دیگران را نیز به پیروی از این فرمان ترغیب کردند.
- آوارگی و ستمدیدگی: از دیگر انگیزههای شرکت مؤمنان در جهاد، اشغال سرزمین آنها از جانب دشمنان و اسارت فرزندان آنهاست، چنان که گروهی از موحدان بنیاسرائیل به همین سبب درخواست جهاد کردند: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ﴾[۱۳۸].[۱۳۹]
- به دست آوردن اموال: انگیزه برخی افراد از شرکت در جهاد، دستیابی به مال دنیاست: ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۱۴۰].[۱۴۱]
زمینهها و عوامل تخلف از جهاد
کسانی که از شرکت در جهاد تخلف میکنند یا پس از شرکت در جنگ، آن را رها میکنند، برای توجیه کار خود بهانههایی میآورند؛ مانند اینکه اصلاً جنگ و جهادی واقع نخواهد شد: ﴿وَ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ﴾[۱۴۲]، توانایی جنگ با دشمن را نداریم: ﴿لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ﴾[۱۴۳]، ﴿لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ﴾[۱۴۴] و ...، ولی قرآن کریم این بهانهها را نادرست، دروغ و مخالف با قصد باطنی آنان شمرده: ﴿يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ﴾[۱۴۵] و اسباب و عوامل اصلی تخلف یا فرار از جهاد را امور دیگر دانسته است. این امور عبارتاند از:
- ترس: متخلفان در جهاد با دشمنان خدا، به همان اندازه که از خدا میترسند یا بیش از آن، از دشمن میترسند و حکم جهاد را نمیپذیرند: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا﴾[۱۴۶].
- سست ایمانی و نفاق: عامل مهم دیگر تخلف از جهاد، ایمان نداشتن به خدا و پیامبر یا شک و تردید است، چنانکه منافقان به همین سبب از پیامبر برای شرکت نکردن در جهاد اجازه میخواستند: ﴿إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ﴾[۱۴۷].
- دلبستگی به دنیا: زمینه دیگر تخلف از جهاد، دنیاطلبی است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ﴾[۱۴۸].
- تنبلی و سست همتی: گاه تنبلی و ضعف همت سبب امتناع از شرکت در جهاد میگردد: ﴿وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيدًا﴾[۱۴۹] مراد از ﴿ لَيُبَطِّئَنَّ﴾ سستی کردن یا واداشتن دیگران به سستی و تنبلی است[۱۵۰].
- بیماردلی و گناهکاری: دیگر عامل مهم تخلف از جهاد، بیماردلی و آلودگی به گناه است: ﴿وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا﴾[۱۵۱].[۱۵۲]
پیامدهای تخلف از جهاد
تخلف یا فرار از جهاد پیامدهای دنیوی و اخروی متعددی دارد که آثار آن، گاه علاوه بر متخلفان، بر دیگران نیز تحمیل میشود که عمدهترین آنها عبارتاند از:
- غلبه کفر و هلاکت: یکی از پیامدهای رها کردن جهاد، نابودی افراد یا جامعه است: ﴿وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ﴾[۱۵۳].
- کیفرهای دنیوی: جرم تخلف از جهاد در قرآن از مصادیق ظُلم ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ﴾[۱۵۴] و فسق ﴿قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ﴾[۱۵۵] به شمار رفته است.
- محرومیت از برکات دنیوی و اخروی: تخلفکنندگان از جهاد، در دنیا و آخرت زیانکارند: ﴿يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ﴾[۱۵۶] [۱۵۷] این زیانکاری بدان سبب است که از بسیاری از برکات دنیوی و اخروی جهاد محروم میشوند.
- کیفر اخروی: هرچند تخلف کنندگان از جهاد مدت کوتاهی در دنیا در آسایش میمانند؛ اما در آخرت بر سرنوشت شوم خود میگریند: ﴿فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ﴾[۱۵۸].[۱۵۹]
احکام و آداب جهاد
جهاد و جنگ در اسلام، آیین و مقرراتی دارد که مجاهدان اسلام باید آنها را فرابگیرند و جزء خلق و خوی خود قرار دهند. برخی از این اخلاق و مقررات عبارتاند از:
- جهاد با نفس؛ شخص مجاهد قبل از پرداختن به جهاد با دشمن، باید نخست با نفس خود جهاد کند و خودسازی نماید و گرنه در معرکه جنگ، شکست میخورد[۱۶۰].
- فرمانبری از امام؛ مجاهدان باید از امام معصوم و یا نایب او (فقیه جامع الشرایط) اطاعت کنند و رهنمود بگیرند.
- آموزش نظامی و جنگی؛ مجاهدان باید آموزش دیده باشند.
- قصد قربت؛ مجاهدان باید به قصد تقرب به خدا و جلب رضایت او مجاهده و قتال کنند. جهاد با هر قصد و نیت دیگری، باطل میباشد و اگر کشته شود، شهید نیست.
- دعوت؛ قبل از شروع جنگ بدون در نظر گرفتن ضدیت و دشمنی، باید خصم را به اسلام و مصالحه دعوت کرد، در صورت عدم پذیرش، با او جنگید[۱۶۱].
- متانت و استواری؛ مجاهد باید نترس، متین، و استوار باشد المؤمن کالجبل الراسخ لا یحرکه العواصف؛ مؤمن باید همچون کوه استوار باشد و طوفانها او را نلرزاند. اگر کسی ایمان، متانت و استواری نداشته باشد شایعات و تبلیغات دشمن، او را شکار خواهد کرد. مانند برخی از افسران و سربازان امام حسن(ع) که خیانت کردند.
- صبر و شکیبایی؛ مجاهد باید در سنگرش صبور و امیدوار باشد طول زمان و پایانناپذیری جنگ او را فرسوده نسازد و روحش را خسته نکند. علی(ع) میفرماید: «لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ»[۱۶۲].
- خطابه و پند فرمانده؛ از آداب جنگ است که فرماندهان، قبل از شروع جنگ، سربازان را موعظه و به جهاد و مبارزه تحریص و ترغیب کنند، چنانکه علی بن ابی طالب(ع) چنین میکرد[۱۶۳].
- در ماههای حرام جنگ نکند؛ مگر آنگاه که از حمله دشمن در امان نباشد.
- اعطای تأمین؛ اگر فردی از کفّار به مسلمانان پناهنده شود، همه میتوانند به او پناهندگی بدهند حتی یک سرباز ساده.
- کشتن زنان و اطفال و معلولین و نابینایان؛ حرام است.
- حرمت فرار؛ فرار از میدان و معرکه نبرد، حرام است، مگر آنکه بخواهد در جایی که بیشتر به دشمن مشرف است، قرار گیرد[۱۶۴].
جهاد از دیدگاه اهل سنت
فقهای اهل سنت جهاد را از عبادات بزرگ و فرایض مهم میدانند و فرقی بین جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی قائل نیستند. احمد بن حنبل در این مورد میگوید: در میان فرایض عملی بالاتر از جهاد را نمیشناسم[۱۶۵]. پاسداری از امنیت دارالاسلام و امت مانند جهاد، دارای فضیلت برتر است رسول خدا(ص) فرمود: “چشمانی هستند که آتش دوزخ با آنها هرگز تماس ندارد: چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که برای پاسداری بیدار بماند”[۱۶۶].[۱۶۷]
پرسش مستقیم
جستارهای وابسته
- احکام جهاد
- اذن ابوین در جهاد
- اذن امام
- اذن جهاد
- استعانت در جهاد
- استنجاد در جهاد
- استیجار بر جهاد
- اشتراط در جهاد
- اغتیال
- امنیت راه جهاد
- انصراف از جهاد
- آب بستن در جهاد
- آثار جهاد
- آداب جهاد
- آلات کشتار در جهاد
- آمادگی برای جهاد
- آیات جهاد
- بیرق گرفتن
- تاخیر در جهاد
- تترُّس در جهاد
- تحکیم در جهاد
- تخلف از جهاد
- تربص در جهاد
- ترک جهاد
- تفضیل
- جِبهِه
- جنگ با دشمنان مسلمان
- جهاد ابتدایی
- جهاد اجیر
- جهاد استیجاری
- جهاد اصغر
- جهاد اکبر (جهاد نفس)
- جهاد با اهل بغی
- جهاد با جان
- جهاد با خوف ضرر مالی
- جهاد با خوف نفس
- جهاد با کافر
- جهاد با کمی مسلمین
- جهاد با مال
- جهاد با مانع خراج
- جهاد با ناقض مهادنه
- جهاد با نفس
- جهاد با وسایل کشتار
- جهاد بدنی
- جهاد بدون اذن
- جهاد بدون قصد
- جهاد بعد از امان
- جهاد بعد از دعوت به اسلام
- جهاد بعد از مهادنه
- جهاد به آب بستن
- جهاد به بستن راه
- جهاد به تخریب خانه
- جهاد به تخریب دژ
- جهاد به جعل
- جهاد به قطع درخت
- جهاد به محاصره
- جهاد به منع آب
- جهاد پس از پیامبر خاتم
- جهاد در صدر اسلام
- جهاد در فتنه
- جهاد در ماه حرام
- جهاد زبانی
- جهاد شونده
- جهاد عینی
- جهاد غنی
- جهاد قبل از دعوت به اسلام
- جهاد قلبی
- جهاد کفایی
- جهاد مالی
- جهاد مدیون
- جهاد مرزبان
- جهاد معذور
- جهاد موسر
- جهاد نیابتی
- جهاد همراه امام ظالم
- جهاد همراه امام عادل
- جهاد همراه اهل تسنن
- جهاد همراه غیر امام
- جهاد همراه منصوب امام
- حاکم جهاد
- حمله در جهاد
- دعا در جهاد
- دعوت امام به جهاد
- دعوت کننده جهاد
- دفاع
- دیوان مرصدین
- رَجَز در جهاد
- رضایت امام به تحکیم
- رمی سپر در قتال
- رمی سپر کافر در قتال
- رمی سپر مسلمان در قتال
- روایات جهاد
- سپاه اسلام
- سربازی
- سقوط جهاد
- شرایط امان
- شرایط جهاد
- شرایط حاکم جهاد
- شعار در جهاد
- عجز از جهاد
- عقل حاکم جهاد
- علم حاکم جهاد
- غزوه
- غنیمت به مددکاران جهاد
- غنیمت
- فرار از جهاد بدون عذر
- فرار از جهاد
- فرار مست از جهاد
- فضیلت جهاد
- قتل حربی
- قتل در جنگ
- قتل در جهاد
- قصاص قاتل مسلمان در جهاد
- کفاره قتل مسلمان
- مباشرت امام در جهاد
- مباشرت منصوب امام در جهاد
- مجاهِد
- محاصره در جهاد
- مدیریت جهاد
- مدیریت حاکم جهاد
- مرزبانی
- مستحبات جهاد
- مسقطات جهاد
- مشروعیت جهاد
- مقاومت در جهاد
- مکر در جهاد
- مکروهات جهاد
- منع آب در جهاد
- منع فرزند از جهاد
- مُهاجر
- نذر جهاد
- نقض عهد در جهاد
- نیابت در جهاد
- نیت جهاد
- وجوب جهاد
- وقت جهاد
- هجرت
- هزینه جهاد
منابع
- هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت
- فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت
- یوسفزاده، حسین علی، دائرةالمعارف قرآن کریم
- محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی
- مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم
- عمید زنجانی و موسیزاده، بایستههای فقه سیاسی
- قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶
- ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی ج۴
- نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم
- فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی
- ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی
- شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام
- مهدوی و کاظمی، کلیات فقه سیاسی
- عمید زنجانی و موسیزاده، بایستههای فقه سیاسی
- عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۱
- دینپرور، سیدجمالالدین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱
- رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰
پانویس
- ↑ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۳۷۰؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۳، ص۱۳۵.
- ↑ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۲، ص۴۶۰؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸؛ راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی، ج۴، ص ۲۰۶؛ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۷۴؛ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۱۳-۲۱۴؛ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۱۴۰؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۱۵.
- ↑ و شرعا... فهو بذل النفس و المال لإعلاء كلمة الإسلام و إقامة شعائر الإيمان، سیوری حلی، کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۳۴۰؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۱۴۰؛ مهدوی و کاظمی، کلیات فقه سیاسی، ص ۱۱۰.
- ↑ «خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.
- ↑ مسعود انصاری، جهاد، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۸۶۵-۸۶۷.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۷۴؛ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۱۳-۲۱۴.
- ↑ کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۳، ص۳۶۵؛ خویی، سیدابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۱، ص۳۶۰.
- ↑ طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۸، ص۷؛ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.
- ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۲، ص۴۵؛ ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۸۸.
- ↑ مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، ص۲۴۵ - ۲۴۶؛ ولیدی، محمدصالح، حقوق جزای عمومی، ج۲، ص۱۶۱.
- ↑ ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی، ج۴، ص ۲۰۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۴۱۱.
- ↑ فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص۶۶۴.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۵۹۸.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۶۱؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ تهذیب، ج ۶، ص۱۷۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۴۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۹.
- ↑ الخصال، ص۲۲۵؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص۳؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۲۵۲.
- ↑ سفر تثنیه، ب۲۱.
- ↑ الکتاب المقدس، لوقا ۱۲: ۴۹.
- ↑ الکتاب المقدس، لوقا ۲۲: ۳۷.
- ↑ الفرقان، ج ۱۱، ص۳۱۱ ـ ۳۱۲.
- ↑ اسلام و حقوق بین الملل، ج ۲، ص۳۶۴.
- ↑ تاریخ ملل شرق و یونان، ص۲۳۱.
- ↑ ﴿ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ﴾ «نزد آنان باز گرد (و بگو) بیگمان سپاهی به سوی آنان خواهیم آورد که تاب رویارویی با آن را ندارند و آنان را از آنجا با زبونی و خواری بیرون خواهیم راند» سوره نمل، آیه ۳۷.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، ج۲، ص۷۷.
- ↑ ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ ﴿وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ﴾ «و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.
- ↑ ﴿فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ * وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است * و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند پس اگر توبه کنید برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و کافران را به عذابی دردناک نوید ده! * مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد * و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۲-۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۱ - ۵۲؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱۲۱ – ۱۷۶.
- ↑ ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۹۲۰ – ۹۲۳.
- ↑ حلبی، ابوالصلاح، الکافی فی الفقه، ص۲۴۶؛ ابن براج، قاضی عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۲۹۲؛ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۵، ص۵۱۷.
- ↑ ابن ادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر، ج۲، ص۳.
- ↑ خویی، سیدابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۱، ص۳۵۹ – ۴۰۴.
- ↑ ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی، ج۴، ص ۲۰۶؛ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید » سوره بقره، آیه ۱۹۰.
- ↑ «اما پیامبر و کسانی که با وی ایمان آوردهاند با مال و جان جهاد کردهاند و آنانند که نیکیها از آن آنهاست و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۸۸.
- ↑ «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
- ↑ «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
- ↑ «و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.
- ↑ «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ «همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.
- ↑ «(ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ «آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۹.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص۳۱۶، ۳۲۶.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۴؛ تهذیب، ج ۶، ص۱۲۳.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۵۰؛ الخصال، ص۲۳۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۱۶.
- ↑ الامالی، مفید، ص۹۹؛ کنزالعمال، ج ۱۵، ص۹۵۰.
- ↑ مسند احمد، ج ۵، ص۱۶۳؛ الخصال، ص۵۲۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۱۹.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۳۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۹۴؛ بحار الانوار، ج ۳۳، ص۴۴۷.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص ۸۴.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۲۵.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۲۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۶۲.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۲۷.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۷۴.
- ↑ ﴿لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾ «خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۰-۱۹۳؛ سوره حج، آیه ۳۹؛ سوره نساء، آیه ۷۵-۷۶.
- ↑ شهابی، محمود، ادوار فقه، ج۱، ص۱۹۰ – ۱۹۷.
- ↑ ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ﴾ «و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.
- ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۲۵۹.
- ↑ ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی، ج۴، ص ۲۰۷.
- ↑ «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
- ↑ «و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.
- ↑ «همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۲۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۱۵۲؛ الصافی، ج ۳، ص۳۸۱.
- ↑ «پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۱۵۲؛ المیزان، ج ۲، ص۲۹۵؛ الامثل، ج ۲، ص۲۱۵.
- ↑ «و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.
- ↑ الامثل، ج ۲، ص۲۴؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۱، ص۱۱۵ ـ ۱۱۶؛ تفسیر جامع، ج ۶، ص۳۴۷ـ ۳۴۹.
- ↑ «پس هرگاه با کافران (حربی) روبهرو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید تا جنگ، به پایان آید، (فرمان خداوند) چنین است و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت لیک (نگرفت) تا شما را به یکدیگر بیازماید و آنان که در راه خداوند کشته شدند هرگز (خداوند) کارهایشان را بیراه نمیسازد» سوره محمد، آیه ۴.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۷.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۲۷.
- ↑ «در راه خداوند نبرد کن! تو را جز به (وظیفه) خویش مکلّف نکردهاند و مؤمنان را (نیز به نبرد) ترغیب کن، باشد که خداوند سختی کافران را (از شما) باز دارد و خداوند سختگیرتر و سخت کیفرتر است» سوره نساء، آیه ۸۴.
- ↑ «و نیز به غنیمت های فراوانی که به دست خواهند آورد؛ و خداوند، پیروزمندی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۱۹.
- ↑ «با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و خوارشان گرداند و شما را بر آنان پیروزی دهد و دلهای گروهی مؤمن را خنک گرداند» سوره توبه، آیه ۱۴.
- ↑ «و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.
- ↑ «و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.
- ↑ «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.
- ↑ «بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸.
- ↑ «در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ «و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۰.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ مصطلحات الفقه، ص۱۹۱؛ فقه الصادق علیه السلام، ج ۱۳، ص۱۰؛ بحار الانوار، ج ۶۵، ص۳۷۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۷، ص۳۶؛ معجم لغة الفقهاء، ص۱۶۸.
- ↑ «و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد » سوره یوسف، آیه ۵۳.
- ↑ الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ الامالی، صدوق، ص۵۵۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۶۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۶۳؛ الامالی، صدوق، ص۵۵۳.
- ↑ الامثل، ج ۷، ص۱۸۴؛ الفتوحات، ج ۱، ص۴۶۷.
- ↑ «به راستی شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بدارید! » سوره فاطر، آیه ۶.
- ↑ «و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید» سوره حج، آیه ۷۸.
- ↑ «راه او جهاد کنید » سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ الصافی، ج ۳، ص۳۹۱؛ روح المعانی، ج ۱۷، ص۲۱۳؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص۳۷۰.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید» سوره توبه، آیه ۴۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۱۶.
- ↑ «سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.
- ↑ سبل السلام، ج ۴، ص۴۱؛ فیض القدیر، ج ۲، ص۴۹۰.
- ↑ سبل السلام، ج ۴، ص۴۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۱۶.
- ↑ «همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند » سوره توبه، آیه ۳۶.
- ↑ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۴۳؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۱۵، ص۳۲۹.
- ↑ «ای مؤمنان! با کافرانی که نزدیک شمایند جنگ کنید و باید در شما صلابت بیابند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۱۲۳.
- ↑ ر. ک: القاموس الفقهی، ص۳۱۶؛ دائرهالمعارف تشیع، ج ۲، ص۶۱۶.
- ↑ «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۳۳۹؛ الامثل، ج ۶، ص۱۲۶.
- ↑ «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.
- ↑ مصطلحات الفقه، ص۱۰۱؛ الفقه الاسلامی، ج ۷، ص۵۴۷۸ ـ ۵۴۷۹.
- ↑ فقه الصادق علیه السلام، ج ۱۳، ص۱۷، ۱۱۰.
- ↑ « با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد » سوره حجرات، آیه ۹.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ المهذب، ج۱، ص۲۹۷؛ الروضة البهیه، ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲؛ مسالک الافهام، ج۳، ص۷-۸؛ دلیل تحریر الوسیله، ج۳، ص۱۱۵.
- ↑ فرهنگ فقه، ج۳، ص۱۳۹-۱۴۴.
- ↑ «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
- ↑ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید » سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۴؛ الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۵۸۴۵.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۶۱۴-۶۱۹؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۱۵.
- ↑ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ المهذب، ج ۱، ص۲۹۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۹، ص۵؛ المغنی، ج ۱۰، ص۳۶۴.
- ↑ «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.
- ↑ «همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.
- ↑ اسباب النزول، ص۲۰۸؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۲۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۶۷.
- ↑ «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
- ↑ «و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.
- ↑ حاشیة رد المحتار، ج ۴، ص۲۹۸؛ الجهاد، آصفی، ص۱۹.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۳۷ - ۳۸؛ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص۴؛ الجهاد، آصفی، ص۱۹.
- ↑ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نساء، آیه ۷۶.
- ↑ «ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.
- ↑ «آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمیگیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست» سوره توبه، آیه ۴۴.
- ↑ «دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.
- ↑ «آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۱، ص۸۱؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۱۳۷ ـ ۱۳۸؛ جامع البیان، ج ۲، ص۸۱۰.
- ↑ «چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «اگر میدانستیم پیکاری در کار است از شما پیروی میکردیم!» سوره آل عمران، آیه ۱۶۷.
- ↑ « امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست » سوره بقره، آیه ۲۴۹.
- ↑ « اگر یارایی میداشتیم با شما روانه میشدیم» سوره توبه، آیه ۴۲.
- ↑ «به زبان، چیزی را میگویند که در دل ندارند» سوره فتح، آیه ۱۱.
- ↑ «آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.
- ↑ «تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) میخواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپردهاند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.
- ↑ «ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید ؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.
- ↑ «و در میان شما کسی هست که پا (از جهاد) سست میدارد و اگر بلایی به شما رسد میگوید: خداوند بر من نعمت ارزانی داشت که با آنان همراه نبودم!» سوره نساء، آیه ۷۲.
- ↑ مفردات، ص۵۲، «بطؤ»؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۱۵۱ ـ ۱۵۲؛ الصافی، ج ۱، ص۴۶۹.
- ↑ «و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
- ↑ «اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان میبود از تو پیروی میکردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند میخورند که اگر یارایی میداشتیم با شما روانه میشدیم؛ خود را (با دروغ) نابود میکنند و خداوند میداند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.
- ↑ «آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.
- ↑ «(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.
- ↑ «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.
- ↑ جامعالبیان، ج ۴، ص۱۶۳؛ ج ۶، ص۲۳۶؛ الصافی، ج ۲، ص۲۵.
- ↑ «بازماندگان (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانهنشینی خویش در مخالفت با پیامبر شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: آتش دوزخ گرمتر است اگر در مییافتند» سوره توبه، آیه ۸۱.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۷۱.
- ↑ در کتابهای فقهی وحدیثی، مباحث جهاد نفس بیشتر از جهاد با دشمن مطرح شده است. (ر.ک: وسائلالشیعه، ج۱۱).
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۱۲.
- ↑ «شخص صبور، پیروزی را از دست نمیدهند هر چند زمان طول بکشد» نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۱.
- ↑ شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۳۷۹؛ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۲۷۶ تا ۲۷۹؛ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۱۴۱-۱۴۶؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «جهاد»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۴۳۵.
- ↑ ابن قدامه، المغنی، ج۹، ص۱۶۴.
- ↑ ابن قدامه، المغنی، ج۹، ص۱۷۰.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی و موسیزاده، ابراهیم، بایستههای فقه سیاسی، ص ۲۲۷-۲۳۱.