بحث:یوم‌الدار

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۳ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۲۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

نویسنده: آقای ظرافتی

آیه یوم‌الدار

حدیث یوم‌الدار

  • پیامبر خدا بر اساس آیه: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۴] مأمور می‌شود خویشان خود را به اسلام دعوت کند[۵]. چون آنان با دعوت پیامبر (ص) گرد می‌آیند، او می‌کوشد با فراهم آوردن مقدمات، زمینه را برای رساندن و فهماندن پیام اصلی به جمع حاضر، آماده گرداند. پس می‌فرماید: «"فَأَيُّكُمْ يُوَازِرُنِي عَلَى هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ "»[۶]. کدامتان مرا بر این کار، یاری می‌دهد تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما[۷] باشد؟ در آن جمع، تنها کسی که به این فراخوان، پاسخ مثبت می‌دهد، علی (ع) است. پیامبر خدا پس از آن پاسخ مثبت، می‌فرماید: «"إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا"»[۸]. این، برادر و وصی و جانشینم در میان شماست. پس، گوش‌به‌فرمان و مطیع او باشید. و بدین سان، پیامبر (ص) در آغازین روز دعوت علنی، ولایت و امامت علی (ع) و نیز دستْ‌یاری او را در رسالت خویش، رقم می‌زند[۹].

استدلال بر امامت امام علی

حدیث یوم الانذار در معارف و عقاید ۵

حدیث یوم‌الانذار که با نام‌های دیگری مانند حدیث الدار، حدیث العشیره، حدیث بدء الدعوه و یا خبرالوزاره از آن یاد شده مربوط است به ماجرای آشکار شدن و عمومی شدن دعوت نبی مکرم اسلام(ص). آن حضرت بعد از سه سال دعوت خاص و غیر علنی – و همراهی جمع انگشت‌شماری[۱۱] در سال سوم در مکه مکرمه - از سوی خداوند تعالی مامور به دعوت آشکار و عمومی شد[۱۲].

قرآن موضوع آشکار شدن دعوت پیامبر اکرم(ص) را در دو خطاب مطرح کرده است: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ[۱۳][۱۴].

هم‌زمانی دعوت به رسالت و وصایت

از نکات قابل توجه در حدیث یوم الانذار همزمان بودن دعوت به اسلام با اعلان وصایت و جانشینی است که دارای پیام‌های روشن و صریح برای امت اسلام است از جمله: مقام و منصب امامت و جانشینی رسول اکرم(ص) برای هدایت امت بعد از آن حضرت به اندازه‌ای با اهمیت و ارزشمند است که همزمان با اعلام رسالت به آن پرداخته آن هم نه به صورت کلی و مبهم بلکه مصداق را نیز مشخص فرموده است[۱۵].

از دیگر پیام‌های این دو ابلاغ همزمان، عدم محدودیت زمانی و استمرار تعالیم حیات بخش اسلام برای بشریت تا آخرالزمان است. به بیان دیگر آغاز دعوت و اعلان رسالت در بردارنده پیام خاتمیت دین اسلام و استمرار آن به وسیله امامان است. همراهی و همدلی امیرالمؤمنین(ع) از آغاز دعوت تا پایان عمر رسول اکرم(ص) از افتخاراتش محسوب می‌شود آن هم در زمانی که از ابتدا همه عقب رفته و حاضر به همراهی نشدند اما علی(ع) اعلام وفاداری و همکاری نمود و تا آخر بر این عهد باقی ماند. امام امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: اصحاب و یاران رازدار محمد(ص) به خوبی می‌دانند که من هرگز به معارضه با (احکام و دستورات) خدا و پیامبرش برنخاستم (بلکه پیوسته چشم بر امر وگوش بر فرمان بودم) من با جان خود در صحنه‌های نبردی که شجاعان فرار می‌کردند و گام‌هایشان به عقب بر می‌گشت او را یاری کردم. این شجاعتی است که خداوند مرا به آن اکرام فرمود[۱۶].

ماجرای یوم الانذار

جزئیات جریان یوم الانذار را منابع روائی و تاریخی و تفسیری در ضمن نقل‌های گوناگون از قریب به ده صجابی رسول خدا(ص) ذکر کرده‌اند[۱۷]. در اینجا روایت طبری (م ۳۱۰) را که به سند خود از ابن عباس در کتاب تاریخ آورده است به صورت خلاصه بیان می‌کنیم: هنگامی که آیه ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۱۸] نازل شد رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین علی(ع) را امر فرمود تا از فرزندان عبدالمطلب[۱۹] دعوت نموده و اطعام کند. بعد از مصرف غذا همین که رسول خدا(ص) خواست شروع به سخن کرده و آنان را به اسلام دعوت نماید ابولهب با متهم کردن آن حضرت به ساحری، مانع از صحبت شد. دعوت مجددا تکرار شد و مجلس مهیای سخنان رسول مکرم اسلام(ص) گشت و با ابلاغ دعوت الهی به دین اسلام فرمود: «فَأَيُّكُمْ‏ يُوَازِرُنِي‏ عَلَى‏ هَذَا الْأَمْرِ عَلَى‏ أَنْ‏ يَكُونَ‏ أَخِي‏ وَ وَصِيِّي‏ وَ خَلِيفَتِي‏ فِيكُمْ‏» همگی سکوت کردند. اما امیرالمؤمنین(ع) در حالی که در سن از آنان کوچک‌تر بود ندای رسول خدا(ص) را پاسخ داد و عرضه داشت: «أَنَا يَا نَبِيَّ اللَّهِ‏ أَكُونُ‏ وَزِيرَكَ‏ عَلَيْهِ‏‏»

پیامبر اکرم(ص) دست مبارک خود را بر گردن علی(ع) گذاشته و فرمودند: «إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي‏ وَ خَلِيفَتِي‏ فِيكُمْ‏ فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوهُ». حضار در حالی که می‌خندیدند از جای خود برخاسته و به ابوطالب گفتند: «قَدْ أَمَرَكَ‏ أَنْ‏ تَسْمَعَ‏ لِابْنِكَ‏ وَ تُطِيعَ‏»[۲۰] نقل‌های دیگر این ماجرا هرچند در برخی از جزئیات متفاوتند اما در اصل داستان و حمایت امیرالمؤمنین و اعلام وصایت و خلافت وی از سوی نبی مکرم(ص) چندان تفاوتی دیده نمی‌شود[۲۱][۲۲].

اعتبار حدیث یوم الانذار

این حدیث از جهت اعتبار سند و مقبولیت نزد شیعه و سنی از جایگاه والایی برخوردار است یعنی علاوه بر این که دانشمندان امامیه آن را مورد اعتماد قرارداده‌اند[۲۳]. بسیاری از ائمّه و حفاظ حدیث از فریقین آن را روایت کرده‌اند و در صحاح و مسانید خود درج نموده‌اند. افراد دیگری از بزرگان حفاظ و ائمّه حدیث- که به قول و کلام آنها در اسلام اعتناء بسیاری است- آن حدیث را ملاحظه نموده و بدون هیچ‌گونه ایراد یا توقّفی در صحت سند آن را تلقّی به قبول کرده‌اند تاریخ‌نگاران بزرگ نیز آن را صحیح و مورد قبول دانسته و جزء مسلّمات ذکر کرده و شعرا هم آن را در قالب شعر در آورده‌اند[۲۴].

گفتیم که حدیث یوم الانذار در میان دانشمندان شیعه و سنی از مقبولیت و اعتبار والائی برخوردار است با این حال افرادی مانند ابن تیمیه و برخی از پیروان او به سند این حدیث اشکال کرده‌اند وی علاوه بر تضعیف سند مدعی کذب و مجعول بودن حدیث نزد حدیث شناسان شده و می‌گوید در منابع معتبر نیامده است[۲۵].

پاسخ: ادعای ضعف سند که به خاطر وجود عبد الغفار بن قاسم بن فهد معروف به ابو مریم کوفی است، قابل قبول نیست زیرا:

اولاً تضعیف او معارض با توثیقاتی است که در منابع رجالی اهل سنت آمده است. مضافا بر این که تنها وجه ضعف او آن است که محب امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد و حال آن که محبت امیرالمؤمنین(ع) بر اساس قواعد پذیرفته شده در علم حدیث نمی‌تواند موجب ضعف راوی باشد.

ثانیا حدیث یوم الدار با بیش از ۱۲ طریق در منابع معتبر اهل سنت ذکر شده که بسیاری از طرق آن به صراحت تصحیح و یا تلقی به قبول شده است. و اما نسبتی که به حدیث شناسان در مجعول دانستن حدیث داده نیز کذب محض است و غیر از خودش چنین ادعائی دیده نشده است[۲۶]. با وجود ذکر حدیث در منابع معتبری که در آغاز درس نام برده شد ادعای نبودن حدیث درکتب معتبر نیز دروغ است. تذکر این نکته لازم است که شیوه ابن تیمیه در برخورد و مواجهه با احادیث مربوط به امیرالمؤمنین(ع) حتی از سوی پیروان او هم مورد نقد جدی است به گونه‌ای که سخنان ابن تیمیه و داوری‌های او را از اعتبار ساقط می‌سازد[۲۷][۲۸].

دلالت حدیث

متکلمان امامیه مانند سید مرتضی (م ۴۳۶) و علامه حلی (م۷۲۶) این حدیث را به عنوان دلیل بر امامت و نمونه‌ای از نص جلی بر خلافت امیر المؤمنین آورده‌اند[۲۹]. در حدیث یوم‌الانذار کلماتی که رسول اکرم(ص) درباره علی(ع) فرموده‌اند مانند: «إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي‏ وَ خَلِيفَتِي‏ فِيكُمْ‏ فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوهُ» به صراحت بر مدعای امامیه در خلافت و جانشینی و لزوم اطاعت از امیر المؤمنین(ع) به عنوان خلافت و وصایت دلالت دارد. مخاطبان هم در آن جلسه چیز دیگری برداشت نکردند لذا به ابوطالب از روی طعنه و استهزا گفتند: «قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِابْنِكَ وَ تُطِيعَ» تو را فرمان داد تا حرف پسرت را بشنوی و اطاعت کنی.

برخی از نویسندگان اهل سنت برای رهایی از دلالت آشکار و صریح این نص معتبر به پنهان کاری و یا تحریف دست زده‌اند؛ برای مثال طبری که خود در کتاب تاریخ این روایت را با لفظ «أَخِي‏ وَ وَصِيِّي‏ وَ خَلِيفَتِي‏ فِيكُمْ» نقل کرده، در کتاب تفسیر وصایت و خلافت را حذف کرده به جای آن از لفظ "کذا وکذا" استفاده است[۳۰] بعد از طبری نیز برخی همین راه وی در کتاب تفسیر را پیموده‌اند[۳۱]. عدم ارتباط وصیت با جانشینی: گفته شده است: در آن جلسه پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را به امور شخصی وصیت کرده، نه به امر امامت و جانشینی خود. پاسخ: کسی که صدر و ذیل این حدیث را ملاحظه کند، پی خواهد برد که حدیث‌ دار مربوط به امامت و خلافت است. زیرا:

اولاً: پیامبر(ص) در همان ابتدای جلسه خطاب به آنها فرمود: من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام و خداوند به من امر فرموده: که شما را به سوی او بخوانم. پس کدام یک از شما در این امر مرا یاری می‌کند تا او برادر، وصی و جانشین من در میان شما باشد؟ با توجه به این کلمات و نیز جمله «مَنْ‏ يُؤَازِرُنِي‏ عَلَى‏ هَذَا الْأَمْرِ» - که عبارت از دعوت توحیدی اسلام است- آیا از وصایت، جز جانشینی و امامت برای هدایت امت چیز دیگری فهمیده می‌شود؟

ثانیاً: در روایت بعد از کلمه "وصیی"، و "خلیفتی" نیز آمده است و خلیفه به معنای جانشینی در تمام امور است که آن امامت و خلافت بلافصل می‌باشد[۳۲].

ثالثاً: در ذیل حدیث آمده است، «فَاسْتَمِعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا» یعنی همه باید از علی ابن ابی طالب(ع) اطاعت کنید و حرف او را بشنوید و این جملات جز با وصایت عمومی و امامت و خلافت بلافصل علی(ع) سازگاری ندارد. عدم تلازم بین قبول دعوت و جانشینی: مجرد اقرار به شهادتین و معاونت بر آن موجب این همه پاداش (وصایت، وزارت و خلافت) نمی‌شود. اگر این طور بود، همه مؤمنان که اقرار به شهادتین کردند و در این امر پیامبر(ص) را کمک کردند نیز باید اوصیاء، وزراء و خلفای پیامبر(ص) باشند[۳۳].

پاسخ: اوّلاً: نبی اکرم(ص) نفرمود: این اجابت علت تامه برای خلافت است، تا اینکه بگوییم هرکه اجابت کرد او خلیفه است. مضمون روایت این نیست که هرکس ایمان بیاورد وصیّ و خلیفه من خواهد بود، بلکه مضمون این است که هر کس مرا در این کار معاونت و معاضدت نماید و قوت بازوی من گردد و یار و معین من باشد، او خلیفه من است[۳۴].

ثانیاً: خداوند و رسول او از اول می‌دانستند، که این بار سنگین و درخواست مهم را جز علی(ع) نمی‌تواند اجابت کند، ولی به خاطر تثبیت امامت و اتمام حجت بر قومش، به طور عموم در این جلسه به صورت پیشنهادی مطرح شد. که با این بیان، فرض تعدد اجابت کننده، درست نیست زیرا اگر درست بود پیامبر حتماً معرفی می‌کرد چرا که پیامبر(ص) در آن روز نیاز مبرم به پشتیبانی‌های زیادی داشت. ولی چون امر الهی بود باید فقط به دست اهلش یعنی امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب(ع) سپرده می‌شد.

به بیان دیگر سخنان پیامبر(ص) «أَيُّكُمْ‏ يُؤَازِرُنِي‏» در واقع یک ابلاغ امر خداوند تعالی نسبت به جعل ولایت و جانشینی برای امیر المؤمنین(ع) است نه یک انشاء و ایجاد ولایت به صورت مشروط تا فرض کنیم اگر فرد دیگری قبول می‌کرد او صاحب ولایت و خلافت می‌شد. و این در حالی است که احادیث متواتر دیگر مانند، حدیث ثقلین، غدیر و غیره بر وصایت و خلافت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب(ع) تاکید دارد[۳۵][۳۶].

استناد به حدیث یوم الانذار

امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این سوال که چرا با وجود عباس عموی پیامبر(ص) او وصی و وارث پیامبر اکرم(ص) است؟ به ماجرای یوم الدار استناد فرموده و نصب پیامبر اکرم(ص) را علت و سبب این منصب می‌داند. این استناد و استشهاد در منابع فریقین ذکر شده است[۳۷] حتی ابوبکر برای فیصله دادن به ادعای عباس عموی رسول الله(ص) به ماجرای یوم الانذار و نصب امیر المؤمنین به عنوان وارث و وصی رسول الله(ص) احتجاج می‌کند[۳۸]. نکته مهم دیگر در این حادثه دلالت بر نبوت و اعجاز است که توجه دیگر نویسندگان اسلامی را در ضبط حادثه یوم الانذار با تفاصیل آن به خود جلب نموده است زیرا با توشه کم گروه زیادی را اطعام کرده است[۳۹][۴۰].

  1. آخرین خطبه امام علی
  2. شهادت آرزوی امام علی
  3. پدر امام علی
  4. از ذو قار تا بصره‌
  5. ازدواج امام علی
  6. امارت امام علی در حدیث
  7. امامت امام علی در حدیث
  8. انواع دانش‌های امام علی
  9. انگیزه‌های دشمنی با امام علی
  10. ایثار امام علی در شب هجرت
  11. بازگشت خورشید برای امام علی
  12. اقدامات امام علی در جنگ بدر
  13. بیعت با امام علی
  14. اقدامات امام علی در جنگ تبوک
  15. ترور امام علی
  16. توطئه برای ترور امام علی
  17. جایگاه علمی امام علی
  18. اقدامات امام علی در جنگ احد
  19. اقدامات امام علی در جنگ بنی قریظه
  20. اقدامات امام علی در جنگ بنی نضیر
  21. اقدامات امام علی در جنگ حنین
  22. خبر دادن پیامبر از شهادت علی
  23. خلافت امام علی در حدیث
  24. اقدامات امام علی در جنگ خندق
  25. اقدامات امام علی در جنگ خیبر
  26. داوری‌های امام علی
  27. دشمنان امام علی
  28. دعاهای پیامبر خاتم برای امام علی
  29. دلایل تنهایی امام علی
  30. حب امام علی
  31. رویارویی امام علی با ناکثین
  32. زیان‌های دشمنی با امام علی
  33. سیاست‌های اجتماعی امام علی
  34. سیاست‌های اداری امام علی
  35. سیاست‌های اقتصادی امام علی
  36. سیاست‌های امنیتی امام علی
  37. سیاست‌های جنگی امام علی
  38. سیاست‌های حکومتی امام علی
  39. سیاست‌های فرهنگی امام علی
  40. سیاست‌های قضایی امام علی
  41. سیمای امام علی
  42. شکست بت‌ها توسط امام علی
  43. شکایت امام علی از نافرمانی یارانش
  44. عصمت امام علی در حدیث
  45. علم امام علی در حدیث
  46. امام علی از زبان اهل بیت
  47. امام علی از زبان دشمنانش
  48. امام علی از زبان قرآن
  49. امام علی از زبان همسران پیامبر
  50. امام علی از زبان پیامبر
  51. امام علی از زبان یارانش
  52. امام علی از زبان یاران پیامبر
  53. امام علی از زبان خودش
  54. غلو در دوست داشتن امام علی
  55. اقدامات امام علی در ماجرای فتح مکه
  56. فرزندان امام علی
  57. لقب‌های امام علی
  58. مأموریت امام علی
  59. محبوبیت امام علی
  60. محدودیت‌های امام علی در انتخاب کارگزاران
  61. هشدار امام علی به یارانش درباره نافرمانی
  62. نافرمانی سپاه امام علی
  63. نام‌های امام علی
  64. نسب امام علی
  65. نیرنگ‌های دشمنان امام علی
  66. هدایت امام علی در حدیث
  67. وراثت امام علی در حدیث
  68. وصایت امام علی در حدیث
  69. ولادت امام علی
  70. ولایت امام علی در حدیث
  71. ویژگی‌های اخلاقی امام علی
  72. ویژگی‌های اعتقادی امام علی
  73. ویژگی‌های امام علی
  74. ویژگی‌های جنگی امام علی
  75. ویژگی‌های دشمنان امام علی
  76. ویژگی‌های دوستداران امام علی
  77. ویژگی‌های سیاسی امام علی
  78. ویژگی‌های عملی امام علی
  79. پذیرفته شدن دعاهای امام علی
  80. پرورش امام علی
  81. پس از شهادت امام علی
  82. پیشگویی امام علی
  83. کارگزاران امام علی
  84. کنیه‌های امام علی
  85. کین‌ورزی به امام علی
  86. یاران امام علی
  87. یاری خواستن امام علی از کوفیان‌
  88. یوم‌الدار

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سوره شعراء آیه ۲۱۴
  2. الغدیر، ج ۲ ص ۲۷۸ و ج ۹ ص ۹۳،۱۳۰،۲۱۸،۳۳۸، اعیان الشیعه، ج ۱ ص ۲۷۳، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۱ ص ۱۴۵، کتاب یوم الدار، سیّد طالب الحسینی الرفاعی، دانشنامۀ امام علی، ج ۱۰ ص ۲۷۰ و ج ۳ ص ۱۴۶، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۲ ص ۲۶
  3. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۲۳.
  4. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  5. برای آگاهی از روایات گوناگون مربوط به «روز هشدار (یوم الإنذار)»، به منابع تاریخی از جمله: تاریخ‌الطبری، ج ۲، ص ۳۱۹ مراجعه شود. نیز، ر.ک: الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج ۳، ص ۶۱، با منابع بسیار.
  6. المناقب، ابن شهرآشوب، ج ۱، ص ۳۰۶.
  7. در برخی نقل‌ها به‌جای «در میان‌شما»، «پس‌از من» آمده است.
  8. المناقب، ابن شهرآشوب، ج ۱، ص ۳۰۶.
  9. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۱۰۴.
  10. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۲۳.
  11. ر.ک تفسیر علی بن ابراهیم، ج۱، ص ۳۷۸.
  12. ر.ک: تفسیر نمونه، ج۱۱، ص ۱۴۳.
  13. «از این روی آنچه فرمان می‌یابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان * ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۴-۹۵. و همچنین خطاب: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  14. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص
  15. ر.ک: مفاهیم القرآن، ج ۲، ص۱۷۳ و ج ۷، ص ۵۲۳.
  16. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص
  17. رک: الغدیر، ج ۲، ص ۲۸۴-۲۷۸. فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج۱، ص ۳۳۳ باب فی ان علیا(ع) وزیر النبی(ص) و شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید: و أما خبر الوزارة ج۱۳، ص۲۱۰. و إحقاق الحق و ازهاق الباطل ج۴، ص۶۰ و اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۳ ص۹۲ و القرآن الکریم و روایات المدرستین ج۱، ص۱۱۰و الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۵، ص ۹۷ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.
  18. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  19. که تعداد آنان حدود ۴۰ نفر بود و هم یومئذ أربعون رجلا یزیدون رجلا أو ینقصونه. جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹ص۷۴.
  20. تاریخ الأمم والملوک، ج ۲، ص ۳۲۰ و نیز ر.ک: تفسیر طبری جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص۷۲.
  21. ر.ک: لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، ج ۱، ص ۳۹۰ و تشیید المراجعات، ج۳، ص۱۴۰.
  22. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص
  23. تا جایی که در مورد این حدیث این تعبیر به کار رفته است: من اقوی النصوص سنداً و دلالة ر.ک: تشیید المراجعات و تفنید المکابرات.
  24. علامه امینی در الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸ نقل‌های گوناگون حدیث را از منابع معتبر اهل سنت ذکر نموده و درباره نقل طبری در کتاب تاریخ می‌گوید: این حدیث را ابو جعفر اسکافی متکلم معتزلی بغدادی متوفی ۲۴۰ در کتاب خود به نام نقض العثمانیه نقل کرده است و گفته است که این خبر صحیح است، و نیز فقیه برهان الدین در کتاب انباء نجباء الأبناء و ابن اثیر در کامل و ابوالفداء عمادالدین دمشقی در تاریخ خود و شهاب الدین خفاجی در شرح شفا که متعلق به قاضی عیاض است، آورده است، و نیز ر.ک: لمحات، ج۱، ص۳۹۳ که حدیث از ۱۲ طریق نقل شده است. سید شرف الدین هم در کتاب المراجعات نامه ۲۰ و۲۱ را به بیان اعتبار حدیث یوم الدار در منابع اصیل و قابل اعتنا در میان اهل سنت اختصاص داده است و المراجعات ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.
  25. ر.ک: منهاج السنه، ج ۷، ص ۲۹۹ فان هذا الحدیث لیس فی شی، من کتب المسلمین التی یستفیدون منها علم النقل لا فی الصحاح و لا فی المساند و السنن و المغازی و التفسیر التی یذکر فیها الإسناد الذی یحتج به.
  26. ر.ک: المراجعات، ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.
  27. ر.ک: ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) امام جرح وتعدیل در بین اهل سنت لسان المیزان، ج ۶، ص ۳۱۹ والبانی (م۱۴۲۰) حدیث معاصرشناس اهل سنت: سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج ۵، ص ۲۶۰.
  28. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص
  29. ر.ک: الشافی فی الإمامة، ج۲، ص ۷۸ و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، ص۱۸۹.
  30. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۲۱ و جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص ۷۵.
  31. برای آشنایی بیشتر با دستبردها و تحریفاتی که برخی در این حدیث انجام داده‌اند ر.ک: الغدیر، ج۲، ص ۴۰۶ و الالهیات علی هدی الکتاب و السنتة و العقل، ج ۴، ص ۷۸ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج ۳، ص ۱۵۵.
  32. ر.ک دلائل الصدق، ج ۶، ص ۲۸ وتشیید المراجعات، ج ۳، ص ۱۴۵.
  33. منهاج السنه، ج ۴، ص۱۳۰.
  34. «أَيُّكُمْ‏ يُؤَازِرُنِي‏ عَلَى‏ هَذَا الْأَمْرِ» کدام یک از شما مرا یاری می‌کنید در این امر «وَ أَيُّكُمْ‏ يُبَايِعُنِي‏ عَلَى‏ أَنْ‏ يَكُونَ‏ أَخِي‏ وَ صَاحِبِي‏ وَ وَارِثِي‏ » کدام یک از شما بیعت می‌کند، یعنی سر می‌سپارد و خود را می‌فروشد، که اختیارات خود را کنار گذارده، و در تمام مراحل نبوت و تحمّل مشاقّ و وظیفه خطیر ارسال و مواجهه با هزاران مشکلات، برادر من و ملازم و مصاحبه با من و وارث من باشد، به طوری که بعد از من نیز این مسئولیّت تنها بر دوش او سوار شود و یک تنه در مقابل دنیای کفر رسالت مرا ابلاغ و از عهده آن برآید. «وَ أَيُّكُمْ يَنْتَدِبُ أَنْ‏ يَكُونَ‏ أَخِي‏ وَ وَزِيرِي‏ وَ وَصِيِّي‏ وَ خَلِيفَتِي‏ فِي‏ أُمَّتِي‏ وَ وَلِيَّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي» و کدام یک از شما قبول می‌کنید برادر من، و وزیر من، و وصی من، و خلیفه من در امّت من، و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من بوده باشد.
  35. ر.ک: دلایل الصدق، ج۲، ص۳۶۵ و امام‌شناسی، ج ۱، ص ۹۷.
  36. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص
  37. ر.ک: کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۱۷۴. تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۸.
  38. ر.ک: احتجاج، ج۱، ص ۸۹.
  39. ر.ک: المراجعات، نامه ۱۰۴.
  40. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص