صبر در معارف و سیره حسینی
صبر ایستادگی، مقاومت و پایداری. مقابله با عواملی که انسان را از تلاش در راه هدف بازمی دارد، تحمّل سختیها و ناگواریها به خاطر پیروز شدن و انجام وظیفه.
مقدمه
در حادثۀ کربلا، زیباترین جلوههای صبر و پایداری در راه عقیده و تحمّل مشکلات مبارزه ترسیم شده و سبب ماندگاری و جاودانگی آن حماسه و پیروزی ابدی آن گروه اندک بر دشمنان انبوه شده است؛ همانگونه که قرآن کریم میفرماید: ﴿كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۱]. و امیر مؤمنان (ع) فرمود: «الصَّبْرُ يُهَوِّنُ الْفَجِيعَةَ»[۲]. مقاومت، فاجعه و حادثۀ سخت را آسان میکند. از سوی دیگر، برای مؤمنان، بر عامل غلبه بر سختیهاست و هرچه میزان تحمّل بیشتر باشد، سختی مصیبت کاسته میشود و پروردگار نیز موهبت صبر را به مؤمنان عطا میکند و به فرمودۀ امام صادق (ع)، خداوند صبر را به اندازۀ مصیبت بر دلها وارد میکند: «إِنَّ اللَّهَ يُنَزِّلُ الصَّبْرَ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ»[۳].
در حماسۀ عاشورا، “صبر” هم در گفتارها و شعارها و هم در عملها و رفتارها مشهود است، هم در شخص سید الشهدا (ع)، هم در عترت و یاران صبور و وفادارش. امام حسین (ع) آنگاه که میخواست از مکّه به قصد عراق خارج شود، خطبه ای خواند که در ضمن آن آمده است: «رِضَى اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَيْتِ نَصْبِرُ عَلَى بَلاَئِهِ وَ يُوَفِّينَا أُجُورَ الصَّابِرِينَ»[۴]. رضایت و پسند ما خانواده، همان رضای الهی است، بر بلا و آزمون او صبر میکنیم، او نیز پاداش صابران را به ما عطا میکند. در یکی از منازل میان راه نیز، با توجّه دادن همراهان به سختی مسیر و استقبال از نیزهها و شمشیرها و نیاز میدان عاشورا به دلیر مردانی مقاوم و شکیبا بر زخم و مرگ و شهادت، فرمود: «أيّها النَّاسُ! فَمَن كانَ مِنكُم يَصبِرُ عَلَى حَدِّ السَّيْفِ وَطَعْنِ اَلْأَسِنَّةِ فَلْيَقُمْ مَعَنَا وَإِلاَّ فَلْيَنْصَرِفْ عَنَّا»[۵]. ای مردم! هر کدام از شما که تحمّل تیزی شمشیر و ضربت نیزهها را دارد با ما بماند، وگرنه بر گردد! یاران آن حضرت نیز همانگونه بودند که او میخواست. در میدان “صبر”، پایدار ماندند و بر تشنگی، محاصره، هجوم دشمن، کمی یاران و شهادت همرزمان مقاومت میکردند و از خوش حالی در پوست خود نمیگنجیدند. حتّی بعضی شان روز عاشورا خوش حالی و شوخی میکردند و میگفتند: میان ما و بهشت، جز ساعتی جنگ و تحمّل ضربت تیغها و نیزهها و تیرها نیست و پس از آن، بهشت جاودان الهی است. ابا عبد الله (ع) نیز آنان را چنان بار آورده و تعلیم داده بود که پایداری را پل عبور به بهشت بدانند. روز عاشورا به آنان چنین خطاب کرد: «صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلاَّ قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ»[۶]. مقاومت! ای بزرگ زادگان، که مرگ، پلی است که شما را از رنج و سختی به سوی بهشتهای گسترده و نعمتهای ابدی عبور میدهد. درس صبر را، حتّی به اهل بیت خویش میداد و آنان را در مقابل شهادت خویش، دعوت به شکیبایی و تحمّل میکرد و این که گریبان چاک نزنند و صورت نخراشند: «انْظُرْنَ إِذَا أَنَا قُتِلْتُ فَلَا تَشْقُقْنَ عَلَيَّ جَيْباً وَ لَا تَخْمِشْنَ عَلَيَّ وَجْهاً»[۷]. خود امام بر کشته شدن و داغ فرزندان و یاران صبر کرد، خواهر صبورش زینب، صبورانه بار این حماسۀ خونین را به دوش کشید و لحظه لحظۀ حوادث کربلا، جلوههای مقاومت و پایداری بود. حتّی آخرین کلمات سید الشهدا (ع) نیز در قتلگاه که بر زمین افتاده و با پروردگارش مناجات میکرد، حاکی از همین روحیه بود: «صبرا على قضائك»[۸].[۹]
سبک زندگی براساس اسوههای زندگی
مطابق آموزههای قرآنی، انسان نیازمند سرمشقهای نیکی است که با پیروی از زندگی آنان میتواند نه تنها مسیر راست و درست را بیابد، بلکه با نگاهی به ظرفیت بیپایان نفوس ایشان، نسبت به ظرفیتهای ناشناخته خویش آگاهی یابد و با بهرهگیری از پندار و کردار نیک آنان، خود را به کمالاتی برساند که تنها شایسته انسان کاملی به عنوان خلیفهًْالله است. توجّه به اسوههای صبر، ایجادکننده و نیز تقویتکننده روحیّه صبر و شکیبایی در انسان میشود. از همین رو بخشی از آیات قرآن به سرگذشت اسوههای صبر پرداخته است. خدا در قرآن با اشاره به داستان زندگی پرفراز و نشیب حضرت یعقوب(ع) از صبر جمیل آن حضرت در برابر مصیبتهایی چون از دست دادن فرزند، دشمنی و حسادت فرزندان، سرزنشگری و اتهامزنی خویشان نسبت به خودش و مانند آنها سخن به میان میآورد؛ یعنی حضرت یعقوب(ع) میدانست که فرزندان تحت تاثیر هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی، اختیار نفس را به جای عقل و خرد به شهوت و غضب سپردهاند و نفس اماره به بدی، کارهای زشت و نابهنجار را برایشان زیبا و هنجار جلوه داده تا جایی که حذف برادر را عملی پسندیده شمرده و به آن اقدام کردهاند. در برابر چنین مصیبتی است که حضرت یعقوب(ع) با تکیه و اعتماد بر صبر جمیل توانست از آن عبور کند[۱۰]؛ زیرا برخی از مصیبتها چنان سنگین است که موجب بیماری شدید و هلاکت میشود.[۱۱] خدا به پیامبرش(ص) فرمان میدهد تا در برابر واکنشهای زشت و نابهنجار کافران، صبر جمیل داشته باشد؛ زیرا با شکیبایی میتواند فشار سنگین قول و فعل دشمنان را تحمل کند. خدا برای تقویت روحیه پیامبر(ص) نه تنها به صبر جمیل سفارش میکند، بلکه با تبیین چرایی لزوم صبر روشن میکند که آنچه دشمن بعید میداند، بسیار قریب است و بهزودی اتفاق میافتد.[۱۲]
از دیگر اسوههای صبر که قرآن اشاره دارد، حضرت ایوب(ع) است که در مصیبتی نه تنها خود بیمار شد، بلکه مال و زن و فرزند را از دست داد.[۱۳] ایشان با صبر و شکیبایی به دور از هرگونه جزع و فزع، توانست به وضعیت سابق بلکه بهتر بازگردد. از نظر قرآن، کسانی که صبر میکنند در شرایطی قرار میگیرند که میتوانند بهترین کنش و واکنش را نسبت به مسائل داشته باشند؛ زیرا میتوانند به تحلیل و تبیین وضعیت پرداخته و شرایط را به سود خود تغییر دهند و اگر نتوانند تغییر دهند، دست کم گرفتار مصیبت دیگر نمیشوند؛ زیرا وقتی انسان در شرایطی قرار میگیرد که میبایست صبر کند، اگر چنین کند تنها یک فشار را تحمل میکند، اما کسی که صبر نمیکند، دو فشار را بر خود تحمیل میکند که یکی فشار اضطراری و غیر اختیاری شرایطی است که در آن قرار گرفته است؛ و دیگری فشاری است که به سبب بیصبری و جزع بر خود تحمیل میکند. به هر حال، انسان در شرایط خاص میتواند جزع کند یا صبر نماید[۱۴]؛ اما اگر صبر کند، میتواند دست کم راه عبور از مشکل و فشار را پیدا کند؛ اما اگر جزع کند، نه تنها تغییر مثبتی در وضعیت ایجاد نمیشود، بلکه با جزع حالت اعتدال را از دست داده و فرصت یافتن راهکار و برونرفت از مسئله و مشکل را نیز از دست میدهد..[۱۵]
عزم ارادی در مقام صبر جمیل
اگر کسی بخواهد صبر جمیل داشته باشد و از برکات صبر و آثار صبر برخوردار شود و به مقام «صابرین» دست یابد، میبایست دارای «عزم» ارادی باشد. البته از نظر آموزههای قرآن، زمانی «عزم» به وجود میآید که انسان از نظر اندیشهای و نظری، به «جزم» دست یافته باشد. جزم به معنای قطعیت در یقین نظری است به طوری که هیچ شک ذهنی و ریب قلبی و تردید علمی در آن راه نمییابد. اینگونه است که عزم تحقق مییابد و شخص تا رسیدن به مقصد و مقصود دست از فعالیت برنمیدارد. برخی از انسانها ممکن است از «جزم» اندیشهای و نظری برخوردار باشند و هیچ شک و ریب نظری و ذهنی نداشته باشند و مطلب برایشان یقینی باشد، اما به سبب ضعف ارادی فاقد جزم باشند؛ چنانکه حضرت آدم(ع) این گونه بود و خدا درباره ایشان میفرماید: و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم، ولی آن را فراموش کرد و برای او عزمی نیافتیم.[۱۶] بنابراین اگر گفته میشود میان تصدیق و جزم ذهنی و عزم ارادی ارتباط تنگاتنگی است؛ به این خاطر است که اگر جزم نباشد، عزمی نیست، اما جزم به تنهایی کافی نیست، بلکه لازم است افزون بر جزم، شخص دارای عزم ارادی باشد.
البته همان طوری که حوزه شناختی و آگاهی دارای مراتبی است، حوزه رفتاری نیز مراتبی دارد؛ زیرا شناخت انسان میتواند دارای مراتب و درجاتی از شک تا ظن تا علم تا یقین باشد؛ همچنین عمل انسان میتواند تحت تاثیر مراتب متعددی از ریب تا عزم تا همت و مانند آنها باشد. از نظر آموزههای قرآن، اسوههای نیک الهی کسانی هستند که در مرتبه «اولوالعزم» قرار گرفتهاند، بهطوری که عزم در ایشان به شکل «همراهی دائمی در آمده است. به این معنا که در این افراد عزم جزو ملکه و مقوم عملی ایشان در چیزهایی است که به آن جزم یافته و تصدیق کردهاند. خدا درباره پیامبران اولوالعزم میفرماید: پس همانگونه که پیامبران نستوه صبر کردند صبر کن و برای آنان (مردم) شتابزدگی به خرج مده، روزی که آنچه را وعده داده میشوند بنگرند، گویی که آنان جز ساعتی از روز را در دنیا نماندهاند، این ابلاغی است؛ پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت خواهند یافت.[۱۷] از این آیه به دست میآید که صبر همچنین با عدم عجله ارتباط دارد. عجله به معنای انجام عمل قبل از زمان معین آن است؛ یعنی کاری که قبل اوان آن انجام شود، مصداق عجله است. صبور کسی است که میماند تا زمان انجام کار فرا رسد. البته صبر در اصطلاح قرآنی همان استقامت و پایداری در کار است. به این معنی که انسان بر چیزی که جزم بست و تصدیق نمود، استقامت میکند و آن را وسط کار رها نمیکند بلکه تا آخر کار میرود. به هر حال، از آیات قرآن به دست میآید که کار میبایست در زمان خودش و بر اساس جزم قطعی و یقینی انجام شود و انسان با عزم ارادی تا آخر کار استقامت ورزد و آن را وسط کار رها نکند.
صبر در کارهای سخت که با اذیت و آزار دیگران همراه است، نیازمند عزم قوی است و تنها صاحبان عزم هستند که توانایی دارند در برابر فشارهای دیگران استقامت ورزند و پای کار بمانند و آن را تا سرانجام ادامه دهند و به فرجام برسانند. از نظر قرآن، پیامبران بزرگ الهی همواره با چنین مشکلاتی مواجه بودند و این گونه عمل کردند: و پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند ولی بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند شکیبایی کردند تا یاری ما به آنان رسید و برای کلمات خدا هیچ تغییردهندهای نیست و مسلما اخبار پیامبران به تو رسیده است.[۱۸] پیامبر اکرم(ص) میفرماید: هیچ پیامبری چون من آزار ندید.[۱۹] خدا میفرماید: از کسانی که به ایشان قبل از تو کتاب داده شد و از کسانی که شرک ورزیدند، اذیت بسیاری را به تحقیق میشنوی.[۲۰] پیامبر(ص) به این همه اذیت و آزارهایی که حتی از یاران و اصحاب خویش دید و شنید، صبر ورزید و با عزم ارادی خویش هرگز از استقامت دست برنداشت تا توانست اسلام را به گوش حق خواهان برساند.
در این راستا همواره گروهی هر چند اندک از «ربانیون» با پیامبران همراه بودند. این ربانیون کسانی هستند که صفات الهی را در خود تحقق بخشیده و به مقام مظهریت در ربوبیت رسیدهاند. از جمله این افراد میتوان به اوصیای پیامبران و اولیای الهی اشاره کرد که به عنوان «اولوالامر» مسئولیت ولایت الهی را بهعهده گرفتهاند؛ چنانکه امامان معصوم(ع) از عترت پیامبر(ص) اینگونه بودند.[۲۱] خدا درباره ربانیون، این همراهان پیامبران میفرماید: و چه بسیار پیامبرانی که همراه او تودههای انبوه کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید سستی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم دشمن نگردیدند و خداوند شکیبایان را دوست دارد.[۲۲]..[۲۳]
صبر امام حسین(ع) و ربانیون همراه ایشان
با نگاهی به زیارت وارث و دیگر زیارتنامهها و ادعیهها میتوان دریافت که امام حسین(ع) به عنوان وارث پیامبران(ع) از همان جایگاه بلند اولوالعزم از رسولان الهی برخوردار بوده است. از همین رو درباره ایشان وارد شده که با آنکه بزرگترین «مصیبت» را بر ایشان بار کردند، ایشان در سهگانه: صبر بر اطاعت اوامر الهی و صبر بر مصیبتهای وارده بر خود و خویشان و اصحاب و نیز صبر بر معصیت لشکریان یزید اسوه کامل و تمامی بودند. با نگاهی گذرا به معصیتهایی که دشمنان در محدوده کوتاه قیام علیه ایشان داشتند میتوان دریافت که ایشان چگونه توانستند از فشار سهمگین معصیت لشکریان از انواع رذالتها و هنجارشکنیها و بدکاریها و بزهکاریها و جرمها و جنایتها، با صبر الهی خویش عبور کنند و عنان و زمام امور را به جز حق و حقیقت نسپارند. جنایاتی که یزیدیان علیه زنان و مردان و کودکان و حتی حیوانات و چارپایان انجام دادند، اموری نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
امام حسین(ع) نه تنها در انواع سه گانه، صبر پیشه گرفت، بلکه پناهگاه همه کسانی بودند که نیازمند دلداری و تسلای خاطر بودند تا صبر ورزند. بنا به نقل ابن قولویه و مسعودی حسین بن علی(ع) در صبح عاشورا آنگاه که نماز صبح را بجای آورد، رو به سوی نمازگزاران کرد و پس از حمد و سپاس خداوند به آنان چنین فرمود: «اِنَّ اللَّه تَعالي اَذِنَ في قَتْلِكُمْ وَقَتْلِي فِي هذاالْيَومِ فَعَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ وَالْقِتالِ»؛ خداوند به کشته شدن شما و کشته شدن من در این روز اذن داده است و بر شماست که صبر و شکیبایی در پیش گرفته و با دشمن بجنگید».[۲۴] مرحوم شیخ صدوق از امام سجاد(ع) مطلبی بدین مضمون نقل میکند که: روز عاشورا چون جنگ شدت گرفت و کار بر حسین بن علی سخت شد بعضی از یاران آن حضرت متوجه گردیدند که تعدادی از اصحاب امام(ع) در اثر شدت جنگ و با مشاهده ابدان قطعه قطعه شده دوستانشان و رسیدن نوبت شهادتشان رنگشان متغیر و لرزه بر اندامشان مستولی شده است ولی خود حسین بن علی(ع) و تعدادی از خواص یارانش برخلاف گروه اول هرچه فشار بیشتر و فاصله آنان با شهادت نزدیکتر میشود رنگشان گلناری گشته و از آرامش و سکون خاطر بیشتری برخوردار میشوند که از این منظره جالب و شهامت فوقالعاده متعجب شده در حالی که به قیافه روحانی و سیمای گلناری حسین بن علی اشاره میکردند به یاران خود چنین گفتند: «انظروا لا يبالي بالموت»؛ به حسین بن علی نگاه کنید که از مرگ و شهادت کوچکترین ترسی به خود راه نمیدهد».[۲۵]
آن حضرت چون این جمله را بشنید یاران خویش را این چنین مورد خطاب قرار داد: «صَبْراً يا بَنِي الكِرامِ فَمَا الْمَوتُ اِلاّ قَنْطَرَهًْ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَالضَّرَّاءِ اِلَي الْجِنانِ الواسِعَهًْ وَالنِّعَمِ الدّائمهًْ فَاَيُّكُمْ يَكْرَهُ اَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ اِلي قَصْرٍ وَما هُوَ لاِعْدائِكُمْ اِلاّ كَمَنْ يَنْتَقِلُ من قَصْرٍ اِلي سِجْنٍ وَعَذابٍ اِنَّ اَبِي حَدَّثَّني عَنْ رَسُولِ اللَّهِ اِنَّ الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤمِنِ وَجَنَّةُ الْكافِر والْمَوْتُ جِسْرُ هُؤُلاءِ اِلي جِنانِهِمْ وَجِسْرُ هؤلاءِ اِلي جَحيمِهِمْ ما كُذِبْتُ وَلا كَذِبْتُ»؛ای بزرگ زادگان کرامت، صبر و شکیبایی به خرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن میرساند، چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری انتقال یابد و همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان و شکنجهگاه منتقل گردند. پدرم از پیامبر(ص) به من نقل کرد که میفرمود: دنیا برای مؤمن همانند زندان و برای کافر همانند بهشت است. مرگ پلی است که این گروه مؤمن را به بهشتشان میرساند و آن گروه کافر را به جهنمشان. آری، نه دروغ شنیدهام و نه دروغ میگویم». [۲۶].[۲۷]
صبر در مقام اولوا العزم
با نگاهی به مجموعه مصیبتهایی که امام حسین(ع) داشت میتوان گفت که صبر ایشان اگر سطحی فراتر از سطح صبر رسولان اولواالعزم نبود، در همان سطح ایشان بود؛ زیرا اگر پیامبران اولوا العزم در برابر انواع و اقسام مصیبتها صبر داشته و سه گانه صبر را به نمایش گذاشتند؛ امام حسین(ع) به تنهایی همه آنها را تحمل کرد؛ زیرا کسانی که در کربلا در برابر امام حسین(ع) صف کشیدند، شقیترین مردمان با انواع واقسام جنایات بودند که بر هیچ پیامبری اینگونه جمع نشده بودند. این پاکترین مردمان خدا در برابر خبیثترین و شقیترین مردمان در طول تاریخ قرار گرفتند؛ زیرا هیچ گزارشی را نمیتوان یافت که شخصی همه مصیبتهای عالم را چنان تحمل کرده باشد که امامحسین(ع) تحمل کرده است. اگر مصیبتهای ایوب(ع) در از دست دادن زن و فرزند و مال و ثروت را در نظر بگیریم، در برابر مجموعه مصیبتهای امام حسین(ع) اصلا عددی به حساب نمیآید؛ همچنین مصیبتهای دیگران از یعقوب(ع)، اسماعیل(ع)، ادریس، ذاالکفل، داوود، نوح، عیسی، موسی و مانند آنها[۲۸] در برابر مصیبت امام حسین(ع) بسیار کمتر است؛ از این رو در زیارت عاشورا که از امام معصوم(ع) نقل شده، آمده است: «وَ اَسئَلُ اللهَ بِحَقِّکُم و بِالشَّانِ الّذی لَکُم عِندَهُ اَن یُعطِیَنی بِمُصابی بِکُم اَفضَلَ ما یُعطی مُصاباً بِمُصیبَهًْ مُصیبَهًْ ما اَعظمَها و اَعظَمَ رَزِیَّتها فِی الاِسلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الَارضِ»؛ مسئلت میکنم خدا را به حق شما و به مقامی که نزد او دارید اینکه بهترین آنچه به مصیبت زده بواسطۀ مصیبتی میدهد به من به واسطه مصیبت زدگی بر شما عطا کند؛ مصیبتی بس عظیم است و چقدر مصیبت و بلای او در اسلام و در تمام آسمانها و زمین، بزرگ است.[۲۹]
در این فقره از زیارت همان طوری که وضعیت مصیبت بزرگ امامحسین(ع) بیان میشود که فراتر از زمان وتاریخ قرار میگیرد تا جایی که همه آسمانها و زمین را در بر گرفته است؛ همچنین زیارتکننده از خدا میخواهد تا او را به عنوان صاحب مصیبت قرار داده و ثواب صبر بر این مصیبت عظیم را برایش رقم بزند. البته در این زیارت نامه جنبههای آموزشی و پرورشی نفس نیز مد نظر قرار گرفته است؛ زیرا تنها به این نکته بسنده نمیشود تا گزارشی از حقایق و واقعیتهای تاریخی ارائه دهد، یا بهرهمندی از ثواب مشارکت را برای خویش بخواهد، بلکه در اینجا زیارتکننده در حقیقت طلب میکند که بتواند در مصیبتها در سطحی عمل و رفتار کند که به صبر امام حسین(ع) نزدیک باشد. این گونه است که انسان با نگاهی به مجموعه مصیبتها و نیز صبر امامحسین(ع) خواهان سطحی از آستانه تحمل و صبر میشود که یا فراتر از سطح صبر اولوا العزم است، یا دست کم در همان سطح قرار میگیرد و میتواند اقسام صبر را برای خویش رقم بزند؛ زیرا صبر گاه در برابر مصیبت است؛ یا صبر در مقام اطاعت اوامر و نواهی الهی است؛ یا صبر در معصیت دیگران است. در آیات ۶۳ تا ۷۵ سوره فرقان هر سه نوع صبر به خوبی بیان شده است؛ زیرا در این آیات سخن از «عبادالرحمن» است که در برابر انواع مصیبتها و همچنین معصیتها و تعرضات دشمنان و نیز انجام واجبات مانند نماز شب، صبر پیشه میگیرند و پاداش صبر را دریافت میکنند. به سخن دیگر، صبر در برابر امتحان الهی و مصیبتها[۳۰]، صبر در برابر معصیتها و اذیت و آزارهای دشمنان و عفو و گذشت از آن[۳۱] و صبر برای اطاعت و انجام واجبات[۳۲]انسان را در مقام «اولوا العزم» قرار میدهد که مقامی بس بلند است.[۳۳]
امام حسین(ع) در عاشورا همه اینها را تجربه کرد و صبر کرد به طوری که موجب شگفتی فرشتگان الهی شد و ما نیز مصیبت وارده بر ایشان را «عظیم و رزیه» میدانیم؛ چنانکه امام معصوم(ع) آن را در زیارت عاشورا به تصویر کشیده و از آن سخن به میان آورده است.[۳۴]
صبر امام حسین(ع) در زندگی
البته صبر امام حسین(ع) اختصاص به روز عاشورا ندارد، بلکه چنانکه از روایات بر میآید زندگی ایشان با مصیبتهای بسیاری همراه بود. به عنوان نمونه صبر در مقابل ستمگری معاویه: پس از شهادت امام مجتبی(ع)، گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین(ع) نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند. امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم- که خدا او را رحمت فرماید – وفاداری به پیمان صلح بود و نظر من مبارزه و جهاد با ستمکاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید و صبر پیشه کنید، پنهان کارینمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام میکنم، انشاءالله».[۳۵]
در نامه فوق حضرت علیرغم نظر خویش، فقط به خاطر تعهد نسبت به صلح امام حسن(ع) با معاویه، هم خود و هم یاران خویش را دعوت به صبر و تحمل میکند. در جای دیگر فرمود: «قد كان صلح و كانت بيعة كنت لها كارهاً فانتظروا مادام هذا الرجل حيّاً فان يهلك نظرنا و نظرتم»؛ قرارداد صلح و بیعتی بین ما وجود دارد که خوشایند من نیست، ولی با این حال صبر و تحمل میکنم. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر میکنیم».[۳۶] وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن(ع) تمام شد، امام حسین(ع) بر آن نماز گزارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا(ص) دفن کند. مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد. اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین گفتند: سوگند به خدا نمیگذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا(ص) دفن کنید. امام حسین(ع) فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا است و توای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهمداری». در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید؛ اما امام حسین(ع)به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خونریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد.[۳۷].[۳۸]
جلوههای صبر امام در واقعه کربلا
امام حسین(ع)هر چند یاران و اصحاب معدودی داشت، ولی این گونه نبود که هر کس را به یاری دعوت کند و نصرت هر بیصبر و تحملی را بپذیرد؛ بلکه با صراحت اعلام کرد که فقط صابران بیایند و بمانند: «أَیُّهَا النّاسُ! فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ یَصِبرُ عَلى حَدِّ السَّیْفِ، وَ طَعْنِ الاَسِنَّةِ، فَلْیَقُمْ مَعَنا وَ إِلاَّ فَلْیَنْصَرِفْ عَنَّا»؛ ای مردم! هر کدام از شما که میتواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزهها صبر کند با ما قیام کند و بماند وگرنه از میان ما بیرون رود و خود را نجات دهد»[۳۹] آن حضرت(ع) در نامهاش به محمد حنفیه نوشت: «فَمَنْ قَبِلَنِي بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَهُ أَوْلَي بِالْحَقِّ، وَمَنْ رَدَّ عَلَيَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّي يَقْضِيَ اللَهُ بَيْنِي وَبَيْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ»؛ پس هرکس حقیقت مرا بپذیرد و از من پیروی کند، راه خدا را پذیرفته و خدا به حق، اولی است و هر کس رد کند و من را تنها گذارد صبر میکنم تا خداوند میان من و این قوم به حق داوری کند».[۴۰]
همچنین وقتی روز عاشورا فرا رسید و فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر هجوم آوردند، یاران، اطراف حسین(ع)را گرفتند و نگاه به چهره او دوختند تا ببینند چه رهنمودی میدهد. امام حسین(ع) خطاب به یاران با چهرهای گشاده و با نفس آرام فرمود: «صَبرًا بَنِی الکِرامِ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَی الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ»؛ ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور میدهد».[۴۱] و در جای دیگر فرمود: «إنَّ اللّهَ قَد أذِنَ في قَتلِكُم، فَعَلَيكُم بِالصَّبرِ»؛ براستی خداوند اذن کشته شدن و شهادت شما را داده است، پس بر شما لازم است که صبر کنید».[۴۲]
آن حضرت خطاب به احمد بن حسن، آنگاه که بعد از جنگ آشکار برگشت و از عمو آب خواست، فرمود: «يابني اصبر قليلا حتي تلقي جدك فيسقيك شربة من الماء لا تظما بعدها ابدا»؛ پسرم! مدت کمی شکیبایی کن تا جدت رسول خدا را ملاقات کنی، پس آنگاه از آبی سیرابت کند که هرگز بعد از آن تشنه نشوی».[۴۳] همچنین امام حسین(ع)خطاب به علی اکبر هنگامی که برای تجدید قوا آب خواست، فرمود: «اصبر حبيبي فانك لاتمسي حتي يسقيك رسولالله بكاسه»؛ عزیز دلم صبر کن؛ زیرا بهزودی از دست جدت رسول خدا سیراب میشوی».[۴۴]
آنگاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچهها شروع بهگریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند: «یا نُورُ عَیْنی...فَاصْبِری عَلی قَضاءِ اللّه وَلا تَشْکی فاِنَّ الدُّنیا فانِیَةٌ وَالاْخِرَةُ باقِیَةٌ»؛ ای نور چشمم!… پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی؛ چراکه دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است». حمید بن مسلم میگوید: حسین(ع)را در سختترین لحظههای عاشورا و جنگ دیدم. به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار و مصیبت زدهای را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال استوارتر و قوی دلتر از آن بزرگوار باشد. چون پیادگان به او حمله میکردند، او با شمشیر بر آنها حمله میکرد و آنها از راست و چپ میگریختند؛ چنانکه گله روباه از شیری فرار کند.[۴۵] آنگاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری میکرد، آخرین پرده از شکوه صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت: «صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ لا إِلهَ سِواكَ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، مالِىَ رَبٌّ سِواكَ، وَ لا مَعْبُودٌ غَيْرُكَ، صَبْراً عَلى حُكْمِكَ»؛ در برابر قضای تو صبر میکنم، خدایی جز تو نیست،ای پناه پناه آورندگان و معبودی جز تو وجود ندارد، بر حکم تو صبر میکنم». [۴۶].[۴۷]
عوامل و آثار صبر
از آیات قرآن به دست میآید که صبر همانند اسلام وایمان و یقین دارای مراتب متعدد تشکیکی است. بنابراین، نمیتوان صبر افراد را در یک سطح و آستانه تحمل آنان را یکسان دانست.[۴۸] براین اساس سطح صبر پیامبران اولوا العزم با سطح صبر حضرت یعقوب(ع) و حضرت ایوب(ع) که از پیامبران اولواالعزم نیستند، متفاوت است. برای اینکه تفاوت افراد را در آستانه تحمل و صبر به دست آوریم، با نگاهی به عوامل صبر میتوانیم دریابیم که تفاوت مثلا اعتقادات یا یقین یا بصیرت و مانند آنها میتواند در تحقق صبر در افراد موثر باشد. بنابراین، آثار صبر هر یک از افراد با افراد دیگر نیز متفاوت خواهد بود؛ زیرا تفاوت سطوح صبر به طور طبیعی برخاسته از عوامل آن خواهد بود که در آثار صبر نیز خودش را نشان میدهد. یکی از مهمترین عوامل صبر تفاوت ایمانی افراد است؛ زیرا بر اساس آموزههای وحیانی مهمترین عامل در تحقق صبر، ایمان است که خود دارای مراتب تشکیکی است.[۴۹]
البته هر چه ایمان قویتر باشد، انسان به سبب شناختی که نسبت به خدا دارد اعتماد و تکیهاش نیز بیشتر خواهد شد. کسی که اعتقاد به احاطه علمی خدا دارد و میداند که خدا میبیند و اینکه خدا غنی و حکیم است و بخیل نیست و بیهوده کاری را انجام نمیدهد، به سبب باور به رحمانیت و رحمیت خدا، خود را به خدا واگذار کرده و اهل توکل و تفویض خواهد شد و اینگونه دیگر نسبت به سختیها و مصائبی که با آن مواجه میشود، جزع و فزع نمیکند؛ زیرا میداند که خدا بنا به حکمتی مصیبتی را داده یا آزمون و امتحانی را گرفته یا اطاعتی را واجب کرده است یا فردی را برای آزمایش او فرستاده تا ببیند در برابر فشارها و اذیت و آزارهایش چه کار میکند؟ [۵۰] با چنین بینش و نگرشی و اطمینان قلبی دیگر شخص اضطرابی ندارد و قلبش به خدا اطمینان دارد و با قلبی مطمئن به زندگی ادامه میدهد و در مقام «راضیه مرضیه» خشنود از خدا ایمان دارد که خدا از او خشنود است.[۵۱].[۵۲]
منابع
پانویس
- ↑ «بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.
- ↑ غرر الحکم.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۶.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۹۳.
- ↑ ینابیع الموده، ص۴۰۶.
- ↑ نفس المهموم، ص۱۳۵.
- ↑ لهوف، ص۸۱.
- ↑ مقتل الحسین، مقرم، ص۳۵۷.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۲۸۹.
- ↑ ﴿وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ * قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾ «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست * (یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۱۸-۸۳.
- ↑ ﴿قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ﴾ «گفتند: سوگند به خداوند، پیاپی یوسف را یاد میکنی تا نزار شوی یا از نابودشوندگان گردی؛» سوره یوسف، آیه ۸۵.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا * إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا﴾ «پس به نکویی شکیب کن * آنان آن (روز) را دور میبینند * و ما آن را نزدیک میبینیم» سوره معارج، آیه ۵-۷.
- ↑ انبیاء، آیه ۸۳؛ ص، آیات ۴۱ و ۴۲
- ↑ ﴿وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ﴾ «و همه نزد خداوند حضور مییابند آنگاه ناتوانان به سرکشان میگویند: ما پیروان شما بودیم، آیا چیزی از عذاب خداوند را از ما باز میدارید؟ میگویند: اگر خداوند ما را (به رهایی از عذاب) رهنمایی کرده بود ما شما را راهبری میکردیم، برای ما برابر است که بیتابی کنیم یا شکیبایی ورزیم، ما را گریزگاهی نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۱.
- ↑ منصوری، خلیل، امام حسین وارث صبوری پیامبران.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا﴾ «و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ﴾ «بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعدهشان دادهاند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکردهاند، این، پیامرسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود میگردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ﴾ «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگونکنندهای نیست و بیگمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.
- ↑ المناقب، ج۳، ص۲۸۶؛ کنزالعمال، ج۳، ص۱۳۰؛ بحارالانوار، ج۳۹، ص۵۶
- ↑ ﴿لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾ «بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶.
- ↑ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیات ۳ و ۵۵
- ↑ ﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴾ «و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.
- ↑ منصوری، خلیل، امام حسین وارث صبوری پیامبران.
- ↑ کاملالزیارات، ابن قولویه، ص۳۷؛ اثباتالوصیه، مسعودی، ص۱۳۹.
- ↑ معانیالأخبار چاپ مکتبهًْالصدوق، ص۲۸۹.
- ↑ بلاغهًْ الحسین، ص۱۹۰
- ↑ منصوری، خلیل، امام حسین وارث صبوری پیامبران.
- ↑ انبیاء، آیات ۸۳ و ۸۵؛ ص، آیات ۱۷ و ۴۱ و۴۴؛ احقاف، آیه ۳۵
- ↑ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا
- ↑ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ لقمان، آیه ۱۷
- ↑ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ فرقان، آیات ۶۵ و ۷۲؛ شوری، آیات ۴۰ و ۴۳
- ↑ بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳؛ لقمان، آیه ۱۷
- ↑ شوری، آیات ۴۰ و ۴۳
- ↑ منصوری، خلیل، صبر امام حسین در راه خدا و شگفتی فرشتگان.
- ↑ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۱۲۰؛ انصاب الاشراف، ج ۳، ص۱۵۱، حدیث ۱۳
- ↑ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۱۳۵ حدیث ۸۲
- ↑ اصول کافی، ج ۱، ص۳۰۲، حدیث ۳؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص۱۷۴؛ فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص۴۸۳ – ۴۸۶.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر امام حسین در راه خدا و شگفتی فرشتگان.
- ↑ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۴۴؛ ینابیع المودهًْ، ص۴۰۶
- ↑ بحارالانوار، ج ۴۴، ص۳۲۹؛ عوالم بحرانی، ج ۱۷، ص۱۷۹؛ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۵۷۰.
- ↑ لهوف، ابن طاووس، ص۲۶؛ کشف الغمهًْ، اربلی، ج ۲، ص۲۹؛ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۲۷۴.
- ↑ معانی الاخبار، صدوق، ص۲۸۸؛ کامل الزیارات، ص۳۷؛ اثبات الوصیهًْ، ص۱۳۹؛ فرهنگ سخنان امام حسین، ص۲۸۲، حدیث ۱۸۵.
- ↑ موسوعه، ص۴۶۹؛ ینابیع المودهًْ، ص۴۱۵؛ ناسخ التواریخ، ج ۲، ص۳۳۱.
- ↑ مقاتل الطالبین، ص۱۱۵؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص۴۵؛ اعیانالشیعه، ج ۱، ص۶۰۷
- ↑ ترجمه ارشاد مفید، ج ۲، ص۶۱۶؛ لهوف، ص۱۱۹
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۱، ص۶۱۰
- ↑ منصوری، خلیل، صبر امام حسین در راه خدا و شگفتی فرشتگان.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ * الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾ «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶.
- ↑ ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ «آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳.
- ↑ فرقان، آیات ۲۰ و ۶۳ تا ۷۵؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳؛ اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیات ۴۹ و ۱۱۴ و ۱۱۵؛ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ طه، آیه ۱۳۲؛ آل عمران، آیه ۲۰۰؛ انفال، آیات ۶۵ و ۶۶
- ↑ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ منصوری، خلیل، صبر امام حسین در راه خدا و شگفتی فرشتگان.