بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{سیره معصوم}} | {{سیره معصوم}} | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = هوازن| عنوان مدخل = بنیثقیف | مداخل مرتبط = [[بنیثقیف در قرآن]] - [[بنیثقیف در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''بنی ثقیف''' قبیلهای بزرگ و پُرجمعیت بوده و از بزرگترین بنیانهای [[قوم عرب]] محسوب میشد. این [[قبیله]] از گذشتههای دور در مقایسه با دیگر قبایل عرب، دارای اهمیت بسیار در ابعاد گوناگون، از جمله تیرههای مختلف، [[جنگها]] و رخدادهای [[تاریخی]] فراوان و پهنه پهناور سرزمینهای محل سکونت بوده است. با ظهور [[اسلام]] عده کمی از آنان به [[اسلام]] گرویدند. [[مردم]] این قبیله پس از پذیرش اسلام، نقشهای مهمی ایفا نمودند؛ برخی از آنان به کارگزاری [[پیامبر]] {{صل}} نائل آمدند و بسیاری از ایشان نیز در فتوحات اسلامی حضوری گسترده و مؤثر یافتند. انان در [[زمان]] [[حکومت اموی]] خدمات زیادی به آنان کردند و در جنگهای [[جمل]] و [[صفین]] رو در روی [[امام علی]] {{ع}} ایستادند و در [[واقعه عاشورا]] در [[لشکر]] [[کوفه]] نقش پررنگی داشتند. | '''بنی ثقیف''' قبیلهای بزرگ و پُرجمعیت بوده و از بزرگترین بنیانهای [[قوم عرب]] محسوب میشد. این [[قبیله]] از گذشتههای دور در مقایسه با دیگر قبایل عرب، دارای اهمیت بسیار در ابعاد گوناگون، از جمله تیرههای مختلف، [[جنگها]] و رخدادهای [[تاریخی]] فراوان و پهنه پهناور سرزمینهای محل سکونت بوده است. با ظهور [[اسلام]] عده کمی از آنان به [[اسلام]] گرویدند. [[مردم]] این قبیله پس از پذیرش اسلام، نقشهای مهمی ایفا نمودند؛ برخی از آنان به کارگزاری [[پیامبر]] {{صل}} نائل آمدند و بسیاری از ایشان نیز در فتوحات اسلامی حضوری گسترده و مؤثر یافتند. انان در [[زمان]] [[حکومت اموی]] خدمات زیادی به آنان کردند و در جنگهای [[جمل]] و [[صفین]] رو در روی [[امام علی]] {{ع}} ایستادند و در [[واقعه عاشورا]] در [[لشکر]] [[کوفه]] نقش پررنگی داشتند. | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
ثقفیان قبیلهای بزرگ و تأثیرگذار در [[تاریخ]] شبه جزیره عربستاناند که نسب از [[قَسِیّ بن مُنَبِّه]] ملقب به "ثقیف" میبرند. [[ثقیف]] در لغت به معنای حاذق و [[تیزهوش]] است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۵، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref> و از آنرو که قسی در [[روابط اجتماعی]] و امور [[کشاورزی]] [[مهارت]] داشت، وی را "ثقیف" [[لقب]] دادهاند<ref> فاکهی، اخبار مکه، ج۳، ص۲۰۰-۲۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۲۶۸؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۶.</ref>. | ثقفیان قبیلهای بزرگ و تأثیرگذار در [[تاریخ]] شبه جزیره عربستاناند که نسب از [[قَسِیّ بن مُنَبِّه]] ملقب به "ثقیف" میبرند. [[ثقیف]] در لغت به معنای حاذق و [[تیزهوش]] است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۵، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref> و از آنرو که قسی در [[روابط اجتماعی]] و امور [[کشاورزی]] [[مهارت]] داشت، وی را "ثقیف" [[لقب]] دادهاند<ref> فاکهی، اخبار مکه، ج۳، ص۲۰۰-۲۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۲۶۸؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۶.</ref>. | ||
ذکر دقیق نسب این قبیله، محل [[اختلاف]] | ذکر دقیق نسب این قبیله، محل [[اختلاف]] نسبشناسان و تراجم نگاران قرار گرفته است. چندان که برخی [[ثقیف]] (قسی و فرزندانش) را براساس بعضی اقوال، به [[ایاد بن نزار]]<ref>مبنی بر اینکه ثقیف از ایاد است و ایاد از بازماندههای ثمود، دست یازیدهاند، معمر بن راشد، «الجامع»، ص۶۵؛ احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج۲، ص۸۸۴.</ref>، اما برخی محققان معاصر، انتساب ایشان به [[ثمود]] را نادرست و گزارشهای مربوط به آن را جعلی و برخاسته از [[بغض]] و [[کینه]] [[مردم]] از ظلمهای [[حجاج بن یوسف ثقفی]] دانستهاند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۳۲۶، ۵۱۷.</ref>. قول دوم که بیشتر مورد پسند خودِ ثقفیان در اوایل عصر [[اسلامی]] بوده، انتساب این [[قوم]] به قبیلۀ بزرگ [[هوازن]] است. [[هوازن]] خود از اخلاف [[قیس عیلان]] از [[قبایل عدنانی]] است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۲۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱۳، ص۳۴۱.</ref>. گروه سومی از نسبشناسان، خاستگاه ثقیف را به [[یمن]] و [[عرب]] [[قحطانی]] بازگردانده، به نقل از [[ابن کلبی]] آوردهاند که قسی نیای ثقیف فردی از [[مردم]] [[یمن]] بود که [[زندگی]] بر او [[دشواری]] گرفت و ناچار به جلای [[وطن]] شد و به [[طائف]] راه جست<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۳۰۰؛ نیز برای خاستگاه آن از قبیلۀ حمیر، نک: فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ص۱۴۱، ۲۴۱؛ [[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>. | ||
قسی ـ جد [[جاهلی]] این قبیله ـ که در میانه سده چهارم میلادی میزیست<ref>[[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>، در ایام جوانی به دلیلی نامعلوم، [[قوم]] خود را ترک گفت و به [[طائف]] رفت<ref> بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۷۷؛ [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[تاریخ قبیله ثقیف ۱ (مقاله)|تاریخ قبیله ثقیف ۱]].</ref>. او به مدد [[کیاست]] و [[نبوغ]] و مهارتش در پرورش انگور، «ثقیف» [[لقب]] یافت<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۶.</ref> و پس از [[ازدواج]] با دختر [[عامر بن ظَرْب عَدوانی]] ـ [[حاکم]] [[طائف]] و بزرگ [[قبیله]] عَدوان ـ، در این [[شهر]] ساکن شد<ref> ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۴۶۴؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۰.</ref>. [[فرزندان]] [[ثقیف]] به تیرهها، بطون و شعوب مختلف تقسیم شدند و هر یک در [[طائف]] و مناطق دور و نزدیک آن سکونت یافتند. ثقیف به دو تیره بزرگ «احلاف» و [[بنو مالک]] تقسیم شد و این تیرهها توانستند موجودیت خود را تا [[ظهور اسلام]]، هم چنان [[حفظ]] کنند<ref>فارق، تاریخ الرده، ص۷؛ صقر، الطائف فی العصر الجاهلی و صدر الاسلام، ص۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | قسی ـ جد [[جاهلی]] این قبیله ـ که در میانه سده چهارم میلادی میزیست<ref>[[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>، در ایام جوانی به دلیلی نامعلوم، [[قوم]] خود را ترک گفت و به [[طائف]] رفت<ref> بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۷۷؛ [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[تاریخ قبیله ثقیف ۱ (مقاله)|تاریخ قبیله ثقیف ۱]].</ref>. او به مدد [[کیاست]] و [[نبوغ]] و مهارتش در پرورش انگور، «ثقیف» [[لقب]] یافت<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۶.</ref> و پس از [[ازدواج]] با دختر [[عامر بن ظَرْب عَدوانی]] ـ [[حاکم]] [[طائف]] و بزرگ [[قبیله]] عَدوان ـ، در این [[شهر]] ساکن شد<ref> ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۴۶۴؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۰.</ref>. [[فرزندان]] [[ثقیف]] به تیرهها، بطون و شعوب مختلف تقسیم شدند و هر یک در [[طائف]] و مناطق دور و نزدیک آن سکونت یافتند. ثقیف به دو تیره بزرگ «احلاف» و [[بنو مالک]] تقسیم شد و این تیرهها توانستند موجودیت خود را تا [[ظهور اسلام]]، هم چنان [[حفظ]] کنند<ref>فارق، تاریخ الرده، ص۷؛ صقر، الطائف فی العصر الجاهلی و صدر الاسلام، ص۳۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
== [[اسلام]] [[ثقیف]] == | == [[اسلام]] [[ثقیف]] == | ||
[[شهادت]] [[عروة بن مسعود ثقفی]]، نقطه عطفی در [[گرایش]] [[ثقفیان]] به اسلام بود. پس از شهادت عروه، فرزندش | [[شهادت]] [[عروة بن مسعود ثقفی]]، نقطه عطفی در [[گرایش]] [[ثقفیان]] به اسلام بود. پس از شهادت عروه، فرزندش «[[ابوملیح بن عروه ثقفی|ابومُلَیح]]» و برادرزادهاش [[قارب بن اسود]] در [[اعتراض]] به کشته شدن عروه، از [[قوم]] خود کناره گرفتند و گفتند که دیگر در هیچ زمینهای حاضر به [[همکاری]] با آنان نیستند؛ سپس به [[مدینه]] رفتند و [[مسلمان]] شدند<ref>واقدی، المغازی، ج ۳، ص۲۶۱، ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۳۷؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، ص۴۹۰.</ref>. [[اسلام آوردن]] این دو تن که از شخصیتهای محوری در احلاف بودند، میتوانست در روند [[نفوذ اسلام]] در شاخۀ احلاف ثقیف بسیار تأثیر گذار باشد. در این اثنا، [[مالک بن عوف نصری]] ـ [[رئیس]] پناهندگان [[هوازن]] در [[طائف]] ـ نیز، اسلام پذیرفت و به مدینه گریخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۲۷-۹۲۸؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۱۹۸.</ref>. اسلام وی نیز، بهطبع زمینهساز گرویدن بازماندۀ [[مشرکان]] [[هوازن]] به اسلام میشد؛ امری که مشرکان [[ثقیف]] را بیش از پیش در معرض فشار قرار میداد. به دنبال اسلام آوردن [[مالک بن عوف]]، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[عیینة بن حصن بن بدر]] جهت [[تبلیغ اسلام]] در میان ثقفیان طائف تعیین فرمود<ref> بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۱۶۳.</ref> و مالک بن عوف را نمایندۀ خود در رسیدگی به امور مسلمانشدگان ثقیف و [[قبایل]] دیگر در طائف قرار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۳۷.</ref>. این [[اقدام]] به روند [[گسترش اسلام]] در میان ثقیف سرعتی مضاعف داد<ref> [[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>. | ||
اقدامات بسیار حساب شده [[پیامبر]] {{صل}}، در کنار موج اسلام خواهی روزافزونی که پس از شهادت عروه در برخی [[طوایف]] ثقیف به راه افتاده بود از یک سو و وجود عواملی دیگر بخصوص [[احساس]] [[ناامنی]] شدید حاصل از حملات و غارتهای بیوقفه مالک بن عوف علیه ثقفیها<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۵۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۲، ص۷۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۳۷.</ref>، همچنین [[فتح مکه]] و [[اسلام آوردن]] [[قریش]] که سرآمد [[مشرکان]] در [[جزیرة العرب]] بودند و نیز در هم شکستن [[هیمنه]] [[شرک]] و [[بت پرستی]] و فرو ریختن دیوارهای اوهام و [[خرافات]] و باورهای واهیِ [[جاهلی]] از جهات دیگر، هر گونه راه مفرّ را بر [[ثقفیان]] [[مشرک]] بست<ref>[[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[تاریخ قبیله ثقیف ۲ (مقاله)|تاریخ قبیله ثقیف ۲]].</ref> و به تدریج زمینه [[تسلیم]] [[طائف]] و | اقدامات بسیار حساب شده [[پیامبر]] {{صل}}، در کنار موج اسلام خواهی روزافزونی که پس از شهادت عروه در برخی [[طوایف]] ثقیف به راه افتاده بود از یک سو و وجود عواملی دیگر بخصوص [[احساس]] [[ناامنی]] شدید حاصل از حملات و غارتهای بیوقفه مالک بن عوف علیه ثقفیها<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۵۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۲، ص۷۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۳۷.</ref>، همچنین [[فتح مکه]] و [[اسلام آوردن]] [[قریش]] که سرآمد [[مشرکان]] در [[جزیرة العرب]] بودند و نیز در هم شکستن [[هیمنه]] [[شرک]] و [[بت پرستی]] و فرو ریختن دیوارهای اوهام و [[خرافات]] و باورهای واهیِ [[جاهلی]] از جهات دیگر، هر گونه راه مفرّ را بر [[ثقفیان]] [[مشرک]] بست<ref>[[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[تاریخ قبیله ثقیف ۲ (مقاله)|تاریخ قبیله ثقیف ۲]].</ref> و به تدریج زمینه [[تسلیم]] [[طائف]] و پیوستن جمعی ثقیف را به [[اسلام]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۳۰۴.</ref> فراهم آورد. ادامه این روند پس از چند ماه [[مقاومت]] و [[تحمل]] فشار، [[ثقیف]] را بر آن داشت که از [[دشمنی]] دست بردارند و راهی برای برون رفت از این وضع [[بحرانی]] بیابد. از این رو ثقفیان جلسهای ترتیب دادند و در مجموع به این نتیجه رسیدند که باید برای [[مذاکره]] راهی [[مدینه]] شوند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۱۳.</ref>. هیئت ثقیف، پس از بازگشت [[پیامبر]] {{صل}} از [[جنگ تبوک]] ([[رجب]] سال نهم هجری)، روی به [[مدینه]] نهاد و در آستانۀ [[رمضان]] همان سال، پس از [[دیدار]] با [[مغیرة بن شعبه ثقفی]] در نزدیکی مدینه و [[آگاهی]] از وضع [[شهر]]، با کسب اجازه از [[رسول خدا]] {{صل}} وارد مدینه شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۶۴؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۸۳-۸۴.</ref>. | ||
[[نمایندگان]] [[ثقیف]] در پی گفتگوی طولانی با پیامبر {{صل}} و [[آگاهی]] از دیدگاه ایشان، به [[شور]] نشستند و پس از [[مشورت]] با یکدیگر، همگی جز [[کنانه]] فرزند عبد یالیل<ref>ابن حجر، فتح الباری، ج۶، ص۲۲۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۳۴.</ref> [[اسلام]] آوردند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۶۷؛ ابن شبه، تاریخ المدینه، ج۲، ص۵۰۴.</ref>. سپس به دستور رسول خدا {{صل}}، به خط [[خالد بن سعید اموی]]، پیماننامهای برای آنان نگاشته شد. بر اساس این [[پیماننامه]]، به پیشنهاد [[ثقفیان]] و قبول پیامبر {{صل}}، آنان از [[جهاد]] و [[پرداخت زکات]] و پرداخت مالیاتهای جاری معاف شدند. | [[نمایندگان]] [[ثقیف]] در پی گفتگوی طولانی با پیامبر {{صل}} و [[آگاهی]] از دیدگاه ایشان، به [[شور]] نشستند و پس از [[مشورت]] با یکدیگر، همگی جز [[کنانه]] فرزند عبد یالیل<ref>ابن حجر، فتح الباری، ج۶، ص۲۲۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۳۴.</ref> [[اسلام]] آوردند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۶۷؛ ابن شبه، تاریخ المدینه، ج۲، ص۵۰۴.</ref>. سپس به دستور رسول خدا {{صل}}، به خط [[خالد بن سعید اموی]]، پیماننامهای برای آنان نگاشته شد. بر اساس این [[پیماننامه]]، به پیشنهاد [[ثقفیان]] و قبول پیامبر {{صل}}، آنان از [[جهاد]] و [[پرداخت زکات]] و پرداخت مالیاتهای جاری معاف شدند. | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
[[همراهی]] میان ثقیف و [[حکام]] [[بنی امیه]] موجب شده بود تا شیعه و حامیان [[اهل بیت]] {{ع}} بیشتر و بیشتر از آنان فاصله گیرند<ref> مثلاً نک: کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۵۱.</ref>، تا آنجا که ثقیف نماد یک قبیلۀ ضد اهل بیت {{ع}} و نماد [[ظلم]] و [[استبداد]] شناخته میشد و روایاتی حاکی از [[انتقام]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} از ثقیف در [[آخر الزمان]] نقل میشد<ref> مثلاً نک: حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، ص۲۰۱؛ نیز نک: نهج البلاغة، خطبۀ ۱۱۶؛ [[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>. | [[همراهی]] میان ثقیف و [[حکام]] [[بنی امیه]] موجب شده بود تا شیعه و حامیان [[اهل بیت]] {{ع}} بیشتر و بیشتر از آنان فاصله گیرند<ref> مثلاً نک: کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۵۱.</ref>، تا آنجا که ثقیف نماد یک قبیلۀ ضد اهل بیت {{ع}} و نماد [[ظلم]] و [[استبداد]] شناخته میشد و روایاتی حاکی از [[انتقام]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} از ثقیف در [[آخر الزمان]] نقل میشد<ref> مثلاً نک: حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، ص۲۰۱؛ نیز نک: نهج البلاغة، خطبۀ ۱۱۶؛ [[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>. | ||
لکن [[مختار بن ابوعبید ثقفی]] از جمله آنان بودند که در حمایت از اهل بیت بودند<ref>[[احمد پاکتچی|پاکتچی، احمد]]، [[ثقیف - پاکتچی (مقاله)|ثقیف]]، [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ج۱۷]]، ص۱۶۲۷.</ref>، همچنین در منابع [[شیعی]]، از طیف وسیعی از [[ثقفیان]] در جمع [[راویان]]<ref>نجاشی، رجال النجاشی، ص۲۸۷، ۳۴۲؛ کشی، معرفة الرجال، ج۲، ص۶۱۲.</ref> و نیز [[صحابه]] [[ائمه معصومین]] {{ع}}، خصوص [[امام باقر]] {{ع}}<ref> کشی، معرفة الرجال، ج۱، ص۳۸۳، طوسی، رجال الطوسی، ص۱۳۱، ۱۴۰، ۱۴۴.</ref> و [[امام صادق]] {{ع}}<ref> نجاشی، رجال النجاشی، ص۱۴؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۵۳، ۱۸۵-۱۶۶، ۱۹۱، ۱۹۳، ۲۰۷، ۲۹۴.</ref> یاد شده است. [[شیخ طوسی]](ره) نیز، در کتاب خود به ذکر نام چند تن از مؤلفان [[شیعی]] ثقفی پرداخته است<ref> ابن ندیم، الفهرست، ص۳۷، ۲۶۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||