آیه علم الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[آیه علم الکتاب در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[آیه علم الکتاب در حدیث]] - [[آیه علم الکتاب در کلام اسلامی]] - [[آیه علم الکتاب از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۲۱: خط ۲۱:
}}
}}


آیه '''[[علم الکتاب]]''' {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>و کافران می‌گویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> از جمله آیات امامت امیرالمومنین {{ع}} است. در این [[آیه]] سخن [[کافران]]، [[خطاب]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است آن هنگام که [[پیامبری]] آن حضرت را [[انکار]] کردند و [[خداوند متعال]] در ادامه آیه، [[شهادت]] دادن خود بر [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای [[علم کتاب]] هستند را برای [[اثبات]] پیامبری او کافی دانسته است. [[روایات اهل‌بیت]]{{عم}} این آیه را شاهدی بر [[برترین]] [[فضیلت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند در [[احادیث]] شیعه، مراد از [[علم]] به کتاب را [[علم به کتب آسمانی]] و [[علوم پیامبران]] و [[اسم اعظم]] دانسته‌ شده. برخی از [[امامان شیعه]] با استناد به این آیه، [[مقام امام]] علی{{ع}} را [[برتر]] از [[پیامبران اولوالعزم]] قلمداد کرده‌اند.
آیه '''[[علم الکتاب]]''' از جمله آیات امامت امیرالمومنین {{ع}} است. در این [[آیه]] سخن [[کافران]]، خطاب به [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است آن هنگام که [[پیامبری]] آن حضرت را [[انکار]] کردند و [[خداوند متعال]] در ادامه آیه، [[شهادت]] دادن خود بر [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای [[علم کتاب]] هستند را برای [[اثبات]] پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهل‌بیت{{عم}} این آیه را شاهدی بر [[برترین]] [[فضیلت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند در [[احادیث]] شیعه، مراد از [[علم]] به کتاب را علم به کتب آسمانی و [[علوم پیامبران]] و [[اسم اعظم]] دانسته‌ شده. برخی از [[امامان شیعه]] با استناد به این آیه، [[مقام امام]] علی{{ع}} را [[برتر]] از [[پیامبران اولوالعزم]] قلمداد کرده‌اند.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[آیه]] ۴۳ [[سوره رعد]] مکی است و در [[احتجاج]] با منکرین [[رسالت پیامبر]] اکرم {{صل}} نازل شده است. [[اثبات]] امر [[رسالت]] برای [[کفار]] مستلزم [[برهان]] است؛ ولی [[خداوند]] به جای ارائه [[معجزه]] یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب [[اعلان]] [[شهادت]] بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش {{صل}} شکل گرفته است. مسلماً شهادت [[الهی]] در ردیف شهادت‌های عادی نیست که در آن احتمال [[صدق]] و [[کذب]] برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع می‌دهد؛ چنان که [[شهادت به توحید]] در آیه ۱۸ [[آل عمران]] نیز به همین گونه بیان شده است.
[[آیه]] ۴۳ [[سوره رعد]] {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>و کافران می‌گویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>، مکی است و در [[احتجاج]] با منکرین [[رسالت پیامبر]] اکرم {{صل}} نازل شده است. [[اثبات]] امر [[رسالت]] برای [[کفار]] مستلزم [[برهان]] است؛ ولی [[خداوند]] به جای ارائه [[معجزه]] یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب [[اعلان]] [[شهادت]] بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش {{صل}} شکل گرفته است. مسلماً شهادت [[الهی]] در ردیف شهادت‌های عادی نیست که در آن احتمال [[صدق]] و [[کذب]] برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع می‌دهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ [[سوره آل عمران]] نیز به همین گونه بیان شده است.


هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید [[یقین]] است، اما برای [[توده]] [[مردم]] قابل [[درک]] نیست. از همین رو، در [[آیه شریفه]]، شهادت الهی به شهادتی [[انسانی]] ضمیمه شده تا برای همگان [[حجت]] باشد. نکته مهم آن است که چنان [[شخصیت]] [[ارجمندی]] که شهادت او به رسالت [[رسول خدا]] {{صل}} به دنبال شهادت [[پروردگار]] قرار دارد و [[کشف]] از حاق واقع می‌نماید، لزوماً باید دارای [[عصمت]] و [[علم]] از جانب خداوند باشد.
هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید [[یقین]] است، اما برای توده [[مردم]] قابل [[درک]] نیست. از همین رو، در [[آیه شریفه]]، شهادت الهی به شهادتی [[انسانی]] ضمیمه شده تا برای همگان [[حجت]] باشد. نکته مهم آن است که چنان [[شخصیت]] [[ارجمندی]] که شهادت او به رسالت [[رسول خدا]] {{صل}} به دنبال شهادت [[پروردگار]] قرار دارد و [[کشف]] از حاق واقع می‌نماید، لزوماً باید دارای [[عصمت]] و [[علم]] از جانب خداوند باشد.


خداوند در آیه شریفه، این [[انسان]] عظیم‌الشأن را با وصف {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} معرفی می‌نماید. طبعاً چنین فردی که دارای علم لدنی و غیبی است باید [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] بوده و در مراتب [[قرب الهی]] و [[علم غیب]]، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی [[رسول اکرم]] {{صل}} در [[عوالم ملکوت]] داشته باشد. روشن است که وجود چنین فردی در خارج، منحصر در اوصیای معصوم [[نبیّ]] مکرّم [[اسلام]] {{عم}} است.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.</ref>.
خداوند در آیه شریفه، این [[انسان]] عظیم‌الشأن را با وصف {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} معرفی می‌نماید. طبعاً چنین فردی که دارای علم لدنی و غیبی است باید [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] بوده و در مراتب [[قرب الهی]] و [[علم غیب]]، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی [[رسول اکرم]] {{صل}} در عوالم ملکوت داشته باشد. روشن است که وجود چنین فردی در خارج، منحصر در اوصیای معصوم [[نبیّ]] مکرّم [[اسلام]] {{عم}} است<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵]]، ص۱۹۹ و ۲۱۹.</ref>.


== شأن نزول آیه ==
== شأن نزول آیه ==
در این [[ارتباط]] می‌توان به [[روایت]] ذیل اشاره کرد:
[[اجماع]] و اتفاق علماى شيعه بر آن است كه این [[آیه]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده است. غالب [[اهل سنت]] نیز بر اساس روایاتی نزول این آیه را در شأن آن حضرت دانسته‌اند. با این حال شماری از [[مفسران اهل سنت]] تلاش کرده‌اند با ارائه دیدگاه‌های دیگر در بیان مصداق {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، شأن نزول‌های دیگری را برای آیه مورد بحث ذکر کنند. از جمله گفته‌اند این آیه در مصادیق ذیل نازل شده:
# [[علامه]] [[ثعلبی]] و [[حاکم حسکانی]] از [[ابو سعید خدری]] و [[ابن عباس]] و [[عبدالله بن سلام]] روایت کرده‌اند که {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} امیرالمؤمنین علی {{ع}} است<ref>الکشف و البیان، ج۱، ص۲۵۸؛ احقاق الحق، ج۳، ص۲۵۱ و ۲۸۴؛ ج۲۰، ص۷۵؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۰۰.</ref>.
# همه [[مؤمنان]]
# [[ابن‌شهرآشوب]] می‌گوید: "[[محمد بن مسلم]] و [[ابو حمزه ثمالی]] و [[جابر بن یزید]] از [[امام باقر]] {{ع}} و [[علی]] بن فضال و [[فضیل بن یسار]] و [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} و [[احمد بن محمد]] [[حلبی]] و [[محمد]] بن [[فضیل]] از [[امام رضا]] {{ع}} روایت کردند و نیز از [[موسی]] بن بن [[جعفر]] {{ع}} و از [[زید بن علی]] و [[محمد بن حنفیه]] و [[سلمان فارسی]] و ابو سعید خدری و [[اسماعیل]] [[سدی]] [[نقل]] شده است که مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}، [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} است<ref>مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۱، ص۳۰۹.</ref>.
# عالمان یهود و [[نصارا]] (علمای [[اهل کتاب]])
# در [[احادیث شیعه]] به طرق متعدد آمده که مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}، علی {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} می‌باشند<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۹؛ نورالثقلین، ج۴، ص۸۷-۸۸؛ ج۲، ص۵۲۱-۵۲۴.</ref>.
# [[خداوند تبارک و تعالی]]
# در کافی از [[برید]] بن [[معاویه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که: از امام باقر {{ع}} درباره [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} پرسید که منظور از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} چه کسی است؟ فرمودند: تنها ما [[امامان معصوم]] را [[اراده]] کرده است و [[علی]] {{ع}} نخستین و [[برترین]] و [[بهترین]] ما پس از [[پیامبر]] {{صل}} است<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۹؛ نورالثقلین، ج۴، ص۸۷-۸۸؛ ج۲، ص۵۲۱-۵۲۴.</ref>.
# [[عبدالله بن سلام]] [[یهودی]]  
# ابن یامین ([[بنیامین]])
#[[جبرئیل]] است.
#[[ جن]]
# [[ورقة بن نوفل]] است.
# [[ابوبکر]]
# [[سلمان فارسی]]<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>.


از اینها که بگذریم اگر منظور از کتاب، [[قرآن کریم]] به ضمیمه دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] باشد باز هم از [[روایات]] زیاد، از جمله [[حدیث ثقلین]]، استفاده می‌شود که [[امام علی]] {{ع}} عالم به کتاب است<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۳۲۸-۳۲۹؛ مسند احمد، ج۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶ و ۵۹؛ ج۵، ص۱۸۹-۱۹۰؛ نسائی، خصائص امیرالمؤمنین، ص۹۳؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۱؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۳۶؛ علامه مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۳۴-۳۵.</ref>.
== معناشناسی و مصداق یابی ==
=== [[شهادت]] [[خدا]] ===
شهادت [[خداوند]] به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به [[رسالت]] [[نبی اکرم]] {{صل}} مثل {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.</ref>، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای [[معجزات]] به نبی اکرم {{صل}} مثل [[قرآن]] که شهادت خداوند بر [[صدق]] [[ادعای نبوت]] است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.


از جمع‌بندی سخنان گذشته به‌دست می‌آید که [[استدلال]] به این [[آیه]] برای [[اثبات]] [[عصمت امامان]]، مبتنی بر چند مطلب است:
به عبارت دیگر با توجه به اقسام شهادت می‌گوییم: شهادت خداوند، شهادت تأدیه است، نه شهادت تحمّل؛ چون شهادت تحمّل به معنای دیدن و ناظر بودن و علم داشتن است و معنا ندارد كه در مسئله مورد بحث؛ یعنی تصدیق ادعای رسول اكرم{{صل}} را در نبوت، به علم خدا ارجاع داده و علم خدا را حجت بر علیه كفار بدانیم؛ چون آنها راهی به علم خداوند ندارند تا بفهمند آیا رسول خدا {{صل}} در ادعای خود صادق است یا نه؟ و همچنین مقصود از ادای شهادت، شهادت قولی است، نه فعلی؛ زیرا ادله‌ای كه دلالت بر حقانیت رسالت پیامبر اسلام {{صل}} می‌نماید یا قرآن است كه خود معجزه‌ای جاوید می‌باشد و یا غیر قرآن مانند سایر معجزات. از طرفی آیات سوره رعد پیشنهاد كفار را كه تقاضای معجزه‌ای به غیر از قرآن نموده بودند، رد كرده است؛ یعنی معجزه‌ای برای آنان نازل نفرمود، پس معنا ندارد كه خداوند از همان راهی كه نفی نموده، به رسالت پیامبر شهادت دهد.
# منظور از کتاب در آیه، یا [[قرآن]] است یا کتاب‌های آسمانی دیگر با اینکه مراد از کتاب، [[لوح محفوظ]] است. بنابراین مراد از کتاب، هر چه که باشد، بنابر [[آیات قرآن]] فقط "مطهرون" به تمام حقایق آن [[آگاهی]] دارند.
# بنابر [[تفسیر]] و معنای [[آیه تطهیر]]، اطلاق "مطهرون" فقط به [[اهل بیت پیامبر]] اختصاص دارد.
# اهل بیت پیامبر {{صل}} بنابر روایات [[فریقین]] خمسه طیبه‌اند که آیه تطهیر در [[شأن]] آنان نازل گردیده است. از طرفی بنابر روایات و [[اجماع]] [[خاصه]]، آیه تطهیر شامل همه [[امامان]] می‌گردد و آن بزرگواران جزء اهل بیت پیامبر {{صل}} می‌باشند.
# [[شأن نزول]] آیه علم الکتاب [[حضرت علی]] {{ع}} است که در این آیه، شهادتش قرین [[شهادت]] [[خداوند]] قرار گرفته است.
# با توجه به شأن نزول آیه، امام علی {{ع}} عالم به کتاب، و به [[حکم]] آیه تطهیر و [[آیات]] دیگر حضرت علی {{ع}} [[مطهر]] و [[معصوم]] است.
# با توجه به روایات دیگر که در باب [[شأن نزول]] [[نقل]] گردید، {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} [[حضرت علی]] و [[فرزندان]] [[پاک]] او از [[امامان معصوم]] {{عم}} می‌باشند که به [[حکم]] [[آیه تطهیر]]، [[عصمت]] آنان از ابتدای [[عمر]] تا لحظه [[مرگ]] در دو بعد [[علم]] و عمل ثابت می‌گردد، لذا دو آیه تطهیر و [[علم الکتاب]]، با کمک یکدیگر و به ضمیمه [[روایات]]، [[عصمت امامان]] را به صورت مطلق ثابت می‌کند. بنابراین با توجه به [[کثرت]] روایات و قرائن داخلی [[قرآن]]، مثل آیه تطهیر و [[آیه]] مطهرون در [[سوره واقعه]]، نمی‌توان هیچ اشکالی به آن گرفت و دلالتش بر عصمت مطلق [[امامان]]، تام است. بنابراین همان‌گونه که مرحوم بهبهانی<ref>مصباح الهدایه، ص۴۳.</ref> از [[احتجاج]] نقل می‌کند آیه علم الکتاب از بزرگترین [[فضایل امام علی]] {{ع}} شمرده می‌شود که هم به [[اعلم بودن]] [[علی]] {{ع}} و فرزندانش و هم به عصمت آنان [[شهادت]] می‌دهد»<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.


== ماهیت [[شهادت]] [[خدا]] ==
بنابراین قطعاً مقصود از شهادت خداوند، استشهاد به قرآن است و استناد به قرآن نیز از این جهت است كه معجزه و آیت به صدق رسالت است؛ یعنی كلام الهی است كه به رسالت پیامبر اسلام {{صل}} شهادت می‌دهد و چون قرآن از مقوله كلام و گفتار است، معلوم می‌شود كه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش{{صل}} شهادت قولی است. چنانكه در قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَ الْقُرْآنِ الْحَكِیمِ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلَی صِرَاطٍ مُستَقِیمِ}}؛ «سوگند به قرآن حكیم! تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی و بر راه راست (قرار) داری.» {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ اِلَّا رَسُول قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل}}؛ «محمد {{صل}} فقط فرستاده خدا است و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند.»، {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أبَا أحَدٌ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولُ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيّینَ}}؛ «محمد (صلی الله علیه و آله) پدر هیچ یك از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا{{صل}} و ختم كننده و آخرین از پیامبران است.»
شهادت [[خداوند]] به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به [[رسالت]] [[نبی اکرم]] {{صل}} مثل {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.</ref>، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای [[معجزات]] به نبی اکرم {{صل}} مثل [[قرآن]] که شهادت خداوند بر [[صدق]] [[ادعای نبوت]] است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
و نظیر این آیات كه خداوند به وسیله آن ها به رسالت پیامبر اسلام {{صل}} شهادت داده است، در قرآن بسیار است و تمام آن ها از مقوله قول و گفتار هستند، نه از مقوله فعل و كردار<ref>[[رضا کوهساری|کوهساری، رضا]]، [[خلافت امام علی در آیه علم الکتاب (مقاله)|خلافت امام علی در آیه علم الکتاب]]، [[مبلغان (نشریه)|نشریه مبلغان]].</ref>.


== مصداق ==
=== مصداق {{متن قرآن|من عنده}} و {{متن قرآن|الکتاب}} ===
{{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}: در اینکه مراد از کتاب چیست و {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ}} چه کسی می‌باشد، چند احتمال وجود دارد:
در اینکه مراد از کتاب چیست و {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ}} چه کسی می‌باشد، چند احتمال وجود دارد:
# مراد از کتاب، [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای [[یهود]] و [[نصاری]] باشند.
# مراد از کتاب، [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای [[یهود]] و [[نصاری]] باشند. اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتاب‌های خود عالم بودند، اما آنان [[کافر]] بودند و هرگز علیه خودشان [[گواهی]] نمی‌دادند.  
اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتاب‌های خود عالم بودند، اما آنان [[کافر]] بودند و هرگز علیه خودشان [[گواهی]] نمی‌دادند. # منظور از کتاب، همان کتاب‌های آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردند و [[مسلمان]] شدند، مثل [[سلمان]] و [[عبدالله بن سلام]] و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون [[سوره رعد]] و آیه مورد بحث در [[مکه]] نازل شده است و افراد نام‌برده در [[مدینه]] مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه [[آیین]] خود گواهی دهند<ref>معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ [[جلال الدین سیوطی]]، الاتقان، ج۱، ص۳۶.
# منظور از کتاب، همان کتاب‌های آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردند و [[مسلمان]] شدند، مثل [[سلمان]] و [[عبدالله بن سلام]] و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون [[سوره رعد]] و آیه مورد بحث در [[مکه]] نازل شده است و افراد نام‌برده در [[مدینه]] مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه [[آیین]] خود گواهی دهند<ref>معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۶.</ref>.
</ref>.
# مراد از کتاب، [[لوح محفوظ]] باشد و عطف {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} بر [[الله]] از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "[[خداوند]] و کسی که دارای این صفت است و از [[لوح محفوظ]] [[آگاهی]] دارد (که تمام حقایق [[جهان]] در آن [[ثبت]] است) [[گواه]] [[رسالت]] توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} که عطف بر [[الله]] شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در عربی عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل {{متن قرآن|تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...}}<ref>«فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.</ref>، لذا مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} نمی‌تواند خداوند باشد.
# مراد از کتاب، [[لوح محفوظ]] باشد و عطف {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} بر [[الله]] از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "[[خداوند]] و کسی که دارای این صفت است و از [[لوح محفوظ]] [[آگاهی]] دارد (که تمام حقایق [[جهان]] در آن [[ثبت]] است) [[گواه]] [[رسالت]] توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} که عطف بر [[الله]] شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در [[عربی]] عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل {{متن قرآن|تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...}}<ref>«فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.</ref>، لذا مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} نمی‌تواند خداوند باشد.
# منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[علی]] {{ع}} باشد. این احتمال بر اساس قرائن داخلی [[قرآن]] و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی می‌گردد، صحیح است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۲۵ ـ ۲۳۴.</ref>.
# منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[علی]] {{ع}} باشد.
# منظور از کتاب در این [[آیه]]، [[قرآن]] و [[علوم]] مرتبط با آن، [[کتاب‌های آسمانی]]، علومی که به [[پیامبران]]{{عم}} داده شده است و [[اسم اعظم]] عنوان شده است<ref>بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۷.</ref> و منظور از کسی که [[علم کتاب]] نزد او قرار دارد، طبق روایاتی که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.</ref>، [[امام باقر]]{{ع}}<ref>صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}}<ref>صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.</ref> نقل شده است و بنابر گفته برخی از [[صحابه]] و [[تابعین]] همچون [[ابن‌ عباس]]،<ref>حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۵.</ref>[[ محمد]] بن حَنَفیّه<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۹، ص۳۳۶؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۳۶ق، ج۱۵، ص۳۴۶.</ref> و دیگران، [[علی بن ابی‌طالب]] است{{ع}}<ref>حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نیز این آیه را به عنوان شاهدی بر والاترین [[فضیلت]] خود معرفی کرده است<ref>حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۲۱.</ref>. [[آلوسی]] نویسنده [[سنی مذهب]] [[تفسیر]] [[روح المعانی]] در [[تفسیر آیه]] پس از نقل دیدگاه امام باقر{{ع}} و [[محمد بن حنفیه]] مبنی براین که منظور از «من عنده علم الکتاب» امام علی{{ع}} است می‌نویسد: به جانم [[سوگند]] تمامِ علم کتاب در نزد علی است اما ظاهراً منظور در این آیه او نیست<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۱۷۶.</ref>.
# در برخی از این [[روایات]]، همه [[امامان شیعه]] مصداق این آیه معرفی شده‌اند<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۲۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۴.</ref>.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>
# برخی از عالمان اهل سنت مقصود از [[کفار]] در [[آیه شریفه]] را روسای [[یهود]] و مراد از «کتاب» را [[قرآن]] و یا [[تورات]] و یا [[لوح محفوظ]] دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.
# برخی نیز مراد از {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}} را همه [[مؤمنان]] می‌دانند<ref>ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.</ref>.
# برخی از [[مفسران اهل سنت]]، [[عبدالله بن سلام]] یهودی را مصداق [[آیه کریمه]] ذکر کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۸؛ نسفی محمد، تفسیر نسفی، ج۱، ص۴۸۱؛ تفسیر مجاهد، ص۴۰۹. تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج۶، ص۳۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱؛ تفسیر البیضاوی = أنوار التنزیل وأسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>


این احتمال بر اساس قرائن داخلی [[قرآن]] و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی می‌گردد، صحیح است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== دلالت آیه ==
=== دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام ===
از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر حقانیت [[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه ۴ [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، حمایت و پشتیبانی می‌کنند<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه۴.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>


== آیا کتاب، همان لوح محفوظ؟ ==
=== دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن ===
{{همچنین|لوح محفوظ}}
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان [[مفسران]] به چشم می‌خورد، با این حال همه [[اذعان]] دارند که این [[علم]] از مقوله [[علوم]] ظاهری نیست، بلکه [[علمی]] است که [[آگاهی]] از [[اسرار]] عالم و [[توان]] تصرف در هستی، ازجمله [[شئون]] آن است.
از [[آیات]] متعدد، این مطلب به دست می‌آید که تمام حقایق جهان در مجموعه‌ای وجود دارد که [[قرآن کریم]] از آن به [[کتاب مبین]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و هیچ (چیز) پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر که در کتابی روشنگر (آمده) است» سوره نمل، آیه ۷۵؛ {{متن قرآن|وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و همسنگ ذرّه‌ای در زمین یا در آسمان، از پروردگارت پنهان نمی‌ماند و هیچ چیز کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر از آن نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است» سوره یونس، آیه ۶۱؛ {{متن قرآن|لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و کافران گفتند برای ما رستخیز نخواهد آمد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم داننده غیب که برای شما خواهد آمد؛ همسنگ ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین از (دید) او دور نمی‌ماند و خردتر و کلان‌تر از آن نیست مگر که در کتابی روشن (آمده) است» سوره سبأ، آیه ۳.</ref> و یا [[امام مبین]]<ref>{{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}} «و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> و یا [[لوح محفوظ]]، تعبیر کرده است، مثل: {{متن قرآن|بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ}}<ref>«(این سخن، جادو و دروغ نیست) بلکه قرآنی ارجمند است * در لوحی نگهداشته» سوره بروج، آیه ۲۱-۲۲.</ref>.


حال با فرض اینکه مراد از کتاب، لوح محفوظ باشد، این سؤال مطرح است که آیا می‌توان به حقایق لوح محفوظ [[آگاهی]] پیدا کرد و اصولاً چه کسانی و در چه حدی می‌توانند از لوح محفوظ آگاهی پیدا کنند؟!
اهمیت این [[آیه]] از آن جهت است که در [[سوره مبارکه نمل]] [[آیه]] ۴۰، از [[وصیّ]] سلیمانِ [[نبی]]{{ع}} یعنی [[آصف بن برخیا]]، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از [[دانش]] کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی{{ع}} نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. <ref>{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه۴۰.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>


==آیا کسی به لوح محفوظ دسترسی دارد؟==
=== دلالت بر [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
=== [[مطهرون]]، عالمان به لوح محفوظ ===
[[آیه علم الکتاب]] دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان کرده است که به واسطه هر کدام می‌توان [[افضلیت]] و [[برتری]] آن حضرت را ثابت نمود.
[[قرآن کریم]] در [[سوره واقعه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ * وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«نه، سوگند می‌خورم به جایگاه (فلکی) ستارگان * و این، اگر بدانید بی‌گمان سوگندی سترگ است * که این قرآنی ارجمند است * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۵-۷۹.</ref>.
# [[شاهد]] بودن آن حضرت بر [[رسالت]] و [[نبوت]] [[رسول خدا]]{{صل}}
# [[عالم بودن]] به تمام [[قرآن کریم]]
در هر دو مورد غیر از امیرالمؤمنین{{ع}} هیچ یک از [[صحابه]] و [[تابعین]] را نمی‌توان یافت که چنین ادعایی کرده باشند. علاوه بر اینها از اینکه [[خدای متعال]] [[شهادت]] آن حضرت بر [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} را در کنار شهادت خود قرار داده و این [[آیه]] را در [[شأن]] آن حضرت نازل کرده نیز می‌توان بر بزرگی [[مقام]] و جایگاه والای امیرالمؤمنین{{ع}} استفاده کرد و آن را دلیل دیگری بر افضلیت آن حضرت به شمار آورد<ref> مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>.


در این [[آیات]] ابتدا به [[جایگاه]] [[ستارگان]] [[سوگند]] یاد می‌شود، و آنگاه عظمت این سوگند مورد تأکید قرار می‌گیرد. این نکته لازم به ذکر است که اگر سوگندی عظیم و دارای اهمیت باشد، حاکی از اهمیت و عظمت حقیقتی است که برای آن [[حقیقت]]، سوگند خورده شده است و آن حقیقت این است که "همانا این [[قرآنی]] است گرامی، در کتابی مکنون و محفوظ قرار دارد که جز افرادی که از [[تطهیر]] ویژه [[الهی]] برخوردارند آن را مس نمی‌کنند".
=== دلالت بر امامت امام علی{{ع}} ===
پس از آنکه [[افضلیت]] و [[برتری امیرالمؤمنین]] {ع}} در بخش ‌های قبلی به [[اثبات]] رسید بر اساس بنای عقلا و به [[حکم]] عقلا در دوران امر میان [[امامت]] شخص [[فاضل]] و امامت شخض [[مفضول]] (پایین‌تر)، شخض فاضل و [[برتر]] مقدم خواهد بود و امامتش ثابت مب‌گردد. بر این اساس [[امامت امام علی]]{{ع}} از این [[آیه]] قابل اثبات است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.</ref>.


در نگاه نخست، مس به [[ظاهر قرآن]]، جز برای افراد با [[طهارت]] [[حرام]] است. اما با دقت بیشتر می‌فهمیم که منظور، مس ظاهری [[قرآن]] نیست و ضمیر در {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} به [[قرآن]] برنمی‌گردد، بلکه مراد از مس، تماس [[معنوی]] و مقصود از مطهرون، کسانی هستند که [[خداوند]] آنان را از [[طهارت]] ویژه بهره‌مند کرده است. بنابراین ضمیر {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} به [[کتاب مکنون]] برمی‌گردد، چون:
=== نکته مهم در دلالت [[آیه]] ===
# جمله {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} [[ظهور]] در [[اخبار]] دارد نه انشاء، چون ظاهراً این جمله وصف است و انشاء نمی‌تواند وصف باشد و اگر انشاء بود به معنای [[تحریم]] مس به [[ظاهر قرآن]] بود.
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است<ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج۱ ، ص۴۶.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب]]، ص۹ - ۳۷.</ref>
# به واسطه [[قرابت]] {{متن قرآن|كِتَابٍ مَكْنُونٍ}} به {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}}، ضمیر، به کتاب مکنون برمی‌گردد نه به قرآن که قبل از آن بوده است.
# [[قرآن کریم]] به این توصیف شده که در کتاب مکنون قرار دارد و در دسترس انسان‌های معمولی نیست و این با تحریم مس تناسب ندارد.
# کسانی که دارای [[وضو]]، [[غسل]] و [[تیمم]] هستند، از آنها به متطهر تعبیر می‌شود نه [[مطهر]].


با توضیح فوق، روشن شد که جز افراد مطهر کسی نمی‌تواند از [[لوح محفوظ]] یا کتاب مکنون مطلع شود و از حقایق آن [[آگاه]] گردد<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== نتیجه‌گیری ==
 
از مجموع آنچه گذشت می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که [[سوره رعد]] یک [[سوره]] مکی است. "کتاب" در آن، به معنای [[قرآن]] است و اضافه [[علم]] به کتاب، به معنای علم به تمام قرآن است. کسی از [[اصحاب پیامبر]] را به ویژه در دوران [[رسالت]] ایشان در [[مکه]] جز [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نمی‌شناسیم که [[علم به تمام حقایق قرآن]] داشته باشد و بدین جهت صلاحیت آن را داشته باشد که پس از [[خداوند متعال]] به عنوان شاهدی بر [[نبوت پیامبر اسلام]] {{صل}} بوده و پس از آن حضرت نیز خلیفه و جانشین ایشان گردد.
== مطهرون [[حقیقی]] ==
بعضی از [[مفسران اهل سنت]] "مطهرون" را در انحصار [[فرشتگان]] می‌دانند<ref>روح المعانی، ج۲۷، ص۱۵۴.</ref>. اما قرآن کریم در [[سوره بقره]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید * و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموخته‌ای، نداریم، بی‌گمان تویی که دانای فرزانه‌ای * فرمود: ای آدم! آنان را از نام‌های اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نام‌های اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و از آنچه آشکار می‌کنید و پوشیده می‌داشتید آگاهم؟ * و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۴.</ref> وقتی قضیه [[حضرت آدم]] {{ع}} و [[آگاهی]] و [[علم]] او از اسماء [[الهی]] را بیان می‌کند و سپس [[سجده فرشتگان]] را در مقابل او، آن [[حضرت]] را [[خلیفه خدا]] و [[انسان کامل]] و او را [[معلم]] [[فرشتگان]] و [[برتر]] از آنها یاد می‌کند، لذا مطهرون در انحصار فرشتگان نیست، بلکه از میان [[انسان‌ها]] افرادی هستند که دارای [[طهارت]] ویژه الهی‌اند؛ مثلاً [[آیه تطهیر]] که در [[شأن]] [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} نازل شده بر طهارت ویژه آنها دلالت کامل و تام دارد؛ بدین معنا که از جانب [[پروردگار]] عالم به این [[موهبت الهی]] نائل گردیده‌اند.
 
از طرفی قرائن داخلی [[آیه]] مثل [[اراده تکوینی]] الهی بر [[اذهاب رجس]] که دال بر تحقق طهارت آنهاست، به همراه تأکید با ضمایر و مفعول مطلق {{متن قرآن|تَطْهِيرًا}} که به صورت نکره آمده و کلمه {{متن قرآن|إِنَّمَا}} که نشانه [[حصر]] است، دال بر طهارت آنها می‌کنند. همچنین قرائن خارجی موجود، مثل [[روایات متواتر]] که [[فریقین]] آن را [[نقل]] کرده‌اند و [[شأن نزول]] آیه تطهیر را [[خمسه طیبه]] یا [[امامان]] به همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} می‌دانند و نیز [[اجماع]] [[فریقین]] بر آنکه قابل [[انکار]] نیست و قرائن دیگر که در جای خود بحث گردید همگی بر این گواه‌اند که [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} {{متن قرآن|مُطَهَّرُونَ}} [[حقیقی]] هستند<ref>حدیث کساء؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۳ - ۴۹۵؛ مشکل الآثار، ج۱، ص۳۳۶.</ref>.
 
در اینجا برای نمونه به دو [[روایت]] استناد می‌شود:
# [[حکیم]] [[ترمذی]] و [[طبرانی]] و [[ابن مردویه]] و [[ابو نعیم]] و [[بیهقی]] در [[کتاب]]"الدلائل" از [[ابن عباس]] روایت کرده‌اند که پیامبر {{صل}} فرمود: [[خداوند تعالی]] خلایق را به دو بخش تقسیم نمود و مرا در بخش [[برتر]] قرار داد و این است قول [[خداوند]] {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ}}<ref>«و راستیان، کیانند راستیان؟» سوره واقعه، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ}}<ref>«و چپیان، کیانند چپیان؟» سوره واقعه، آیه ۴۱.</ref> و من از [[اصحاب یمین]] و [[بهترین]] آنها هستم. سپس دو قسم مذکور را به سه بخش کرده و مرا در بهترین آنان قرار داد و این است قول خداوند {{متن قرآن|فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ}}<ref>«(یکی) خجستگان، و خجستگان کیستند؟ * و (دیگر) ناخجستگان، و ناخجستگان کیستند؟ * و (سوم) پیشتازان پیشتاز» سوره واقعه، آیه ۸-۱۰.</ref> و من از [[سابقین]] و بهترین آنها هستم. سپس این سه گروه را قبیله‌هایی چند قرار داد، چنانکه فرمود {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> و من [[پرهیزگارترین]] و گرامی‌ترین آنان نزد خداوندم و [[فخر]] نمی‌کنم. سپس قبیله‌ها را در [[خانه‌ها]] و مرا در بهترین آنها قرار داد و فرمود {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> پس من و [[اهل]] بیتم از ([[پلیدی]]) [[گناهان]]، [[پاک]] قرار داده شدیم<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۹؛ یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۴۹۸.</ref>.
# از [[عمر بن علی]] از پدرش [[علی بن الحسین]] {{عم}} [[روایت]] است که فرمود: [[حسن بن علی]] {{عم}} بعد از [[شهادت امام علی]] {{ع}} برای [[مردم]] [[خطبه]] خواند و فرمود: در این [[شب]] مردی از [[دنیا]] رفت که نه از انسان‌های گذشته کسی در عمل از او پیشی گرفته بود و نه از آیندگان کسی به وی خواهد رسید. [[پیامبر]] {{صل}} در [[جنگ‌ها]] [[پرچم]] خویش را به وی می‌داد و او به [[مقاتله]] برمی‌خواست؛ در حالی که [[جبرئیل]] در جانب راست و [[میکائیل]] در جانب چپ وی قرار داشت و او باز نمی‌گشت جز اینکه [[خداوند]] [[پیروزی]] را به دست وی قرار می‌داد. او از خویشتن زرد و سفیدی ([[مالی]])، جز هفتصد [[درهم]] که از عطایای وی افزون آمده بود به جای نگذاشت که می‌خواست با آن برای اهل خویش خادمی خریداری کند. سپس فرمود: ای مردم کسی که مرا می‌شناسد که می‌شناسد و کسی که نمی‌شناسد، من حسن بن علی هستم و من [[فرزند پیامبر]] {{صل}} و فرزند [[جانشین]] وی و فرزند [[بشیر]] و [[نذیر]] و فرزند کسی هستم که به [[اذن خدا]] مردم را به [[خدا]] [[دعوت]] می‌کرد و فرزند چراغ روشن [[الهی]] هستم. من از اهل بیتی هستم که جبرئیل به سوی ما فرود می‌آمد و از نزد ما صعود می‌کرد. از اهل بیتی هستم که خداوند پلیدی را از آنان دور گرداند و آنان را به [[طهارت]] ویژه [[پاکیزه]] ساخت. من از اهل بیتی می‌باشم که خداوند [[دوستی]] آنان را بر هر [[مسلمانی]]، [[واجب]] قرار داد و [[خداوند تعالی]] به پیامبرش {{صل}} فرمود: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>. پس انجام [[کار نیک]]، [[دوستی]] ما [[اهل بیت]] است<ref>حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج۳، ص۱۷۲.</ref>.
 
با توجه به قرائن [[آیه]] و [[روایات]] قطعی [[فریقین]]، [[آیه تطهیر]] مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}}است<ref>حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ص۱۳۳-۱۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۲؛ الدر المنثور، ج۶، ص۱۹۸؛ جامع البیان، ج۲۲، ص۹-۱۲.</ref>. بنابراین با توجه به آیه تطهیر و روایات [[شأن نزول]]، اهل بیت که [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} در رأس آنان است، از [[تطهیر]] ویژه [[الهی]] برخوردارند و مشمول آیه {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref> می‌باشند که می‌توانند از [[لوح محفوظ]] و حقایق آن [[آگاهی]] داشته باشند<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۱۰۱: خط ۹۸:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1379670.jpg|22px]] [[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|'''عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی''']]
# [[پرونده:1379670.jpg|22px]] [[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|'''عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵''']]
# [[پرونده:Mobaleghan.jpg|22px]] [[رضا کوهساری|کوهساری، رضا]]، [[خلافت امام علی در آیه علم الکتاب (مقاله)|'''خلافت امام علی در آیه علم الکتاب''']]، [[مبلغان (نشریه)|نشریه مبلغان]]
# [[پرونده:Emamatp.jpg|22px]] [[علی نصیری|نصیری، علی]] و [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب (مقاله)|'''مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب''']]، [[امامت‌پژوهی (نشریه)|فصلنامه امامت‌پژوهی]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۳

آیه علم الکتاب
ترجمه آیه
و کافران می‌گویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۴۳ سورهٔ رعد از جزء ۱۳ قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهآیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است
مصادیق برای آیهمراد از کتاب، لوح محفوظ است و مراد از "من عنده" امیرالمؤمنین(ع)
دلالت آیه
  • امیرالمومنین شاهد رسالت
  • امیرالمومنین عالم به کتاب
  • عصمت عالم به کتاب الهی

آیه علم الکتاب از جمله آیات امامت امیرالمومنین (ع) است. در این آیه سخن کافران، خطاب به رسول خدا(ص) نقل شده است آن هنگام که پیامبری آن حضرت را انکار کردند و خداوند متعال در ادامه آیه، شهادت دادن خود بر نبوت پیامبر(ص) و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای علم کتاب هستند را برای اثبات پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهل‌بیت(ع) این آیه را شاهدی بر برترین فضیلت امام علی(ع) دانسته‌اند در احادیث شیعه، مراد از علم به کتاب را علم به کتب آسمانی و علوم پیامبران و اسم اعظم دانسته‌ شده. برخی از امامان شیعه با استناد به این آیه، مقام امام علی(ع) را برتر از پیامبران اولوالعزم قلمداد کرده‌اند.

مقدمه

آیه ۴۳ سوره رعد ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۱]، مکی است و در احتجاج با منکرین رسالت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. اثبات امر رسالت برای کفار مستلزم برهان است؛ ولی خداوند به جای ارائه معجزه یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب اعلان شهادت بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش (ص) شکل گرفته است. مسلماً شهادت الهی در ردیف شهادت‌های عادی نیست که در آن احتمال صدق و کذب برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع می‌دهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ سوره آل عمران نیز به همین گونه بیان شده است.

هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید یقین است، اما برای توده مردم قابل درک نیست. از همین رو، در آیه شریفه، شهادت الهی به شهادتی انسانی ضمیمه شده تا برای همگان حجت باشد. نکته مهم آن است که چنان شخصیت ارجمندی که شهادت او به رسالت رسول خدا (ص) به دنبال شهادت پروردگار قرار دارد و کشف از حاق واقع می‌نماید، لزوماً باید دارای عصمت و علم از جانب خداوند باشد.

خداوند در آیه شریفه، این انسان عظیم‌الشأن را با وصف ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ معرفی می‌نماید. طبعاً چنین فردی که دارای علم لدنی و غیبی است باید معصوم به عصمت الهی بوده و در مراتب قرب الهی و علم غیب، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی رسول اکرم (ص) در عوالم ملکوت داشته باشد. روشن است که وجود چنین فردی در خارج، منحصر در اوصیای معصوم نبیّ مکرّم اسلام (ع) است[۲].

شأن نزول آیه

اجماع و اتفاق علماى شيعه بر آن است كه این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. غالب اهل سنت نیز بر اساس روایاتی نزول این آیه را در شأن آن حضرت دانسته‌اند. با این حال شماری از مفسران اهل سنت تلاش کرده‌اند با ارائه دیدگاه‌های دیگر در بیان مصداق ﴿من عنده علم الکتاب، شأن نزول‌های دیگری را برای آیه مورد بحث ذکر کنند. از جمله گفته‌اند این آیه در مصادیق ذیل نازل شده:

  1. همه مؤمنان
  2. عالمان یهود و نصارا (علمای اهل کتاب)
  3. خداوند تبارک و تعالی
  4. عبدالله بن سلام یهودی
  5. ابن یامین (بنیامین)
  6. جبرئیل است.
  7. جن
  8. ورقة بن نوفل است.
  9. ابوبکر
  10. سلمان فارسی[۳].

معناشناسی و مصداق یابی

شهادت خدا

شهادت خداوند به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به رسالت نبی اکرم (ص) مثل ﴿يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ[۴]، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای معجزات به نبی اکرم (ص) مثل قرآن که شهادت خداوند بر صدق ادعای نبوت است[۵].

به عبارت دیگر با توجه به اقسام شهادت می‌گوییم: شهادت خداوند، شهادت تأدیه است، نه شهادت تحمّل؛ چون شهادت تحمّل به معنای دیدن و ناظر بودن و علم داشتن است و معنا ندارد كه در مسئله مورد بحث؛ یعنی تصدیق ادعای رسول اكرم(ص) را در نبوت، به علم خدا ارجاع داده و علم خدا را حجت بر علیه كفار بدانیم؛ چون آنها راهی به علم خداوند ندارند تا بفهمند آیا رسول خدا (ص) در ادعای خود صادق است یا نه؟ و همچنین مقصود از ادای شهادت، شهادت قولی است، نه فعلی؛ زیرا ادله‌ای كه دلالت بر حقانیت رسالت پیامبر اسلام (ص) می‌نماید یا قرآن است كه خود معجزه‌ای جاوید می‌باشد و یا غیر قرآن مانند سایر معجزات. از طرفی آیات سوره رعد پیشنهاد كفار را كه تقاضای معجزه‌ای به غیر از قرآن نموده بودند، رد كرده است؛ یعنی معجزه‌ای برای آنان نازل نفرمود، پس معنا ندارد كه خداوند از همان راهی كه نفی نموده، به رسالت پیامبر شهادت دهد.

بنابراین قطعاً مقصود از شهادت خداوند، استشهاد به قرآن است و استناد به قرآن نیز از این جهت است كه معجزه و آیت به صدق رسالت است؛ یعنی كلام الهی است كه به رسالت پیامبر اسلام (ص) شهادت می‌دهد و چون قرآن از مقوله كلام و گفتار است، معلوم می‌شود كه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش(ص) شهادت قولی است. چنانكه در قرآن می‌فرماید: ﴿وَ الْقُرْآنِ الْحَكِیمِ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلَی صِرَاطٍ مُستَقِیمِ؛ «سوگند به قرآن حكیم! تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی و بر راه راست (قرار) داری.» ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ اِلَّا رَسُول قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل؛ «محمد (ص) فقط فرستاده خدا است و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند.»، ﴿مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أبَا أحَدٌ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولُ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيّینَ؛ «محمد (صلی الله علیه و آله) پدر هیچ یك از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا(ص) و ختم كننده و آخرین از پیامبران است.» و نظیر این آیات كه خداوند به وسیله آن ها به رسالت پیامبر اسلام (ص) شهادت داده است، در قرآن بسیار است و تمام آن ها از مقوله قول و گفتار هستند، نه از مقوله فعل و كردار[۶].

مصداق ﴿من عنده و ﴿الکتاب

در اینکه مراد از کتاب چیست و ﴿مَنْ عِنْدَهُ چه کسی می‌باشد، چند احتمال وجود دارد:

  1. مراد از کتاب، کتاب‌های آسمانی پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند. اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتاب‌های خود عالم بودند، اما آنان کافر بودند و هرگز علیه خودشان گواهی نمی‌دادند.
  2. منظور از کتاب، همان کتاب‌های آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به اسلام گرایش پیدا کردند و مسلمان شدند، مثل سلمان و عبدالله بن سلام و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون سوره رعد و آیه مورد بحث در مکه نازل شده است و افراد نام‌برده در مدینه مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه آیین خود گواهی دهند[۷].
  3. مراد از کتاب، لوح محفوظ باشد و عطف ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ بر الله از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "خداوند و کسی که دارای این صفت است و از لوح محفوظ آگاهی دارد (که تمام حقایق جهان در آن ثبت است) گواه رسالت توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ که عطف بر الله شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در عربی عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل ﴿تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...[۸]، لذا مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ نمی‌تواند خداوند باشد.
  4. منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) باشد. این احتمال بر اساس قرائن داخلی قرآن و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی می‌گردد، صحیح است[۹].
  5. منظور از کتاب در این آیه، قرآن و علوم مرتبط با آن، کتاب‌های آسمانی، علومی که به پیامبران(ع) داده شده است و اسم اعظم عنوان شده است[۱۰] و منظور از کسی که علم کتاب نزد او قرار دارد، طبق روایاتی که از پیامبر اکرم(ص)[۱۱]، امام باقر(ع)[۱۲] و امام صادق(ع)[۱۳] نقل شده است و بنابر گفته برخی از صحابه و تابعین همچون ابن‌ عباس،[۱۴]محمد بن حَنَفیّه[۱۵] و دیگران، علی بن ابی‌طالب است(ع)[۱۶]. امام علی(ع) نیز این آیه را به عنوان شاهدی بر والاترین فضیلت خود معرفی کرده است[۱۷]. آلوسی نویسنده سنی مذهب تفسیر روح المعانی در تفسیر آیه پس از نقل دیدگاه امام باقر(ع) و محمد بن حنفیه مبنی براین که منظور از «من عنده علم الکتاب» امام علی(ع) است می‌نویسد: به جانم سوگند تمامِ علم کتاب در نزد علی است اما ظاهراً منظور در این آیه او نیست[۱۸].
  6. در برخی از این روایات، همه امامان شیعه مصداق این آیه معرفی شده‌اند[۱۹].[۲۰]
  7. برخی از عالمان اهل سنت مقصود از کفار در آیه شریفه را روسای یهود و مراد از «کتاب» را قرآن و یا تورات و یا لوح محفوظ دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها خداوند متعال است[۲۱].
  8. برخی نیز مراد از ﴿من عنده علم الکتاب را همه مؤمنان می‌دانند[۲۲].
  9. برخی از مفسران اهل سنت، عبدالله بن سلام یهودی را مصداق آیه کریمه ذکر کرده‌اند[۲۳].[۲۴]

دلالت آیه

دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام

از حضرت امیر(ع) در کنار خداوند یاد شده است که بر حقانیت رسالت رسول اکرم (ص) گواهی می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای اثبات مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه ۴ سوره تحریم است که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار نام خداوند و جبرئیل یاد شده که از رسول اکرم (ص) در برابر توطئه دو همسر آن حضرت، حمایت و پشتیبانی می‌کنند[۲۵].[۲۶]

دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن

در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان مفسران به چشم می‌خورد، با این حال همه اذعان دارند که این علم از مقوله علوم ظاهری نیست، بلکه علمی است که آگاهی از اسرار عالم و توان تصرف در هستی، ازجمله شئون آن است.

اهمیت این آیه از آن جهت است که در سوره مبارکه نمل آیه ۴۰، از وصیّ سلیمانِ نبی(ع) یعنی آصف بن برخیا، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از دانش کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی(ع) نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر سوره رعد باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. [۲۷].[۲۸]

دلالت بر افضلیت امام علی(ع)

آیه علم الکتاب دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای امیرالمؤمنین(ع) بیان کرده است که به واسطه هر کدام می‌توان افضلیت و برتری آن حضرت را ثابت نمود.

  1. شاهد بودن آن حضرت بر رسالت و نبوت رسول خدا(ص)
  2. عالم بودن به تمام قرآن کریم

در هر دو مورد غیر از امیرالمؤمنین(ع) هیچ یک از صحابه و تابعین را نمی‌توان یافت که چنین ادعایی کرده باشند. علاوه بر اینها از اینکه خدای متعال شهادت آن حضرت بر رسالت پیامبر اکرم(ص) را در کنار شهادت خود قرار داده و این آیه را در شأن آن حضرت نازل کرده نیز می‌توان بر بزرگی مقام و جایگاه والای امیرالمؤمنین(ع) استفاده کرد و آن را دلیل دیگری بر افضلیت آن حضرت به شمار آورد[۲۹].

دلالت بر امامت امام علی(ع)

پس از آنکه افضلیت و برتری امیرالمؤمنین {ع}} در بخش ‌های قبلی به اثبات رسید بر اساس بنای عقلا و به حکم عقلا در دوران امر میان امامت شخص فاضل و امامت شخض مفضول (پایین‌تر)، شخض فاضل و برتر مقدم خواهد بود و امامتش ثابت مب‌گردد. بر این اساس امامت امام علی(ع) از این آیه قابل اثبات است[۳۰].

نکته مهم در دلالت آیه

در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو شاهد ضروری است زیرا با شهادت یک فرد، علم عادی حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت خداوند متعال نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت قطعی و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که علم کتاب نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال علم حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه برهان و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است[۳۱].[۳۲]

نتیجه‌گیری

از مجموع آنچه گذشت می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که سوره رعد یک سوره مکی است. "کتاب" در آن، به معنای قرآن است و اضافه علم به کتاب، به معنای علم به تمام قرآن است. کسی از اصحاب پیامبر را به ویژه در دوران رسالت ایشان در مکه جز علی بن ابی طالب(ع) نمی‌شناسیم که علم به تمام حقایق قرآن داشته باشد و بدین جهت صلاحیت آن را داشته باشد که پس از خداوند متعال به عنوان شاهدی بر نبوت پیامبر اسلام (ص) بوده و پس از آن حضرت نیز خلیفه و جانشین ایشان گردد.

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. و کافران می‌گویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
  2. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.
  3. نصیری، علی و نصیری، محمد حسین، مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب، ص۹ - ۳۷.
  4. «یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.
  5. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص ۲۲۵-۲۳۴.
  6. کوهساری، رضا، خلافت امام علی در آیه علم الکتاب، نشریه مبلغان.
  7. معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۶.
  8. «فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.
  9. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص۲۲۵ ـ ۲۳۴.
  10. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۷.
  11. صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.
  12. صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.
  13. صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵.
  14. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۵.
  15. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۹، ص۳۳۶؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۳۶ق، ج۱۵، ص۳۴۶.
  16. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵.
  17. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۲۱.
  18. آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۱۷۶.
  19. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۲۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۴.
  20. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  21. ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶.
  22. ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.
  23. محمد بن جریر طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۸؛ نسفی محمد، تفسیر نسفی، ج۱، ص۴۸۱؛ تفسیر مجاهد، ص۴۰۹. تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج۶، ص۳۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱؛ تفسیر البیضاوی = أنوار التنزیل وأسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱.
  24. نصیری، علی و نصیری، محمد حسین، مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب، ص۹ - ۳۷.
  25. ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه۴.
  26. نصیری، علی و نصیری، محمد حسین، مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب، ص۹ - ۳۷.
  27. ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه۴۰.
  28. نصیری، علی و نصیری، محمد حسین، مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب، ص۹ - ۳۷.
  29. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  30. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  31. مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج۱ ، ص۴۶.
  32. نصیری، علی و نصیری، محمد حسین، مصداق‌شناسی آیه و من عنده علم الکتاب، ص۹ - ۳۷.