←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳۸: | خط ۲۳۸: | ||
بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | ||
در [[روایت]] دیگر است که: مقداری از این آب، بر سر و تن خود بریزد، و بعد رو به [[قبله]] حمد و ثنای الهی به جا آورد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ}}. پس از نماز طواف و اندکی [[استراحت]]، [[تعجیل]] در سعی نماید<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۱۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۳۶.</ref>. | در [[روایت]] دیگر است که: مقداری از این آب، بر سر و تن خود بریزد، و بعد رو به [[قبله]] حمد و ثنای الهی به جا آورد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ}}. پس از نماز طواف و اندکی [[استراحت]]، [[تعجیل]] در سعی نماید<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۱۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۳۶.</ref>. | ||
==هروله== | |||
حالتی است میان دویدن و [[راه رفتن]]. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود میگذشت و در اصطلاح «هروله» میکرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر میپیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختیهای حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست. | |||
مکان هروله اکنون با چراغهای سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط [[طواف]] کردند، سه شوط را با هروله و تند رفتن، و چهار شوط را به حالت راه رفتن<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | |||
و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است.... | |||
هاجر در این جا دوان دوان میگذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی. | |||
بعضی گفتهاند: فلسفه «هروله» زنده نگه داشتن [[سنت]] هاجر و اسماعیل است، چه آن که، بنا به نقل بعضی از تاریخهای [[خاصه]] و [[عامه]]، [[هاجر]] در این جا به علت گود بودن [[زمین]] نسبت به [[صفا و مروه]]، تندتر [[حرکت]] میکرده؛ زیرا در این جا [[حضرت اسماعیل]] به واسطه گودی زمین دیده نمیشده، و هاجر برای این که زودتر طفلش را ببیند، در این فاصله با [[شتاب]] و [[اضطراب]] میدویده است. | |||
[[میرزا خلیل کمرهای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین میگوید: دیده میشود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان میدهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید میآید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که میخواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمیداند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمیآید یا نه<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>؟!<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref>. | |||
==هروله در [[طواف]]== | |||
در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهایشان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>. | |||
و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دستها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | |||
این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در [[حال]] [[طواف]] دستور دادهاند، گفت: هم [[دروغ]] گفتهاند و هم راست! | |||
گفتم چگونه؟ پاسخ داد: پیامبر{{صل}} در [[عمرة القضاء]] در حالی وارد [[مکه]] شد که [[مردم]] [[مشرک]] بودند، به [[مکیان]] خبر داده بودند که [[یاران محمد]]{{صل}} در [[سختی]] بسر برده و خستهاند. پیامبر{{صل}} (برای خنثی نمودن این [[شایعه]]) فرمود: «خدای [[رحمت]] کند مردی را که [[صلابت]] و [[قدرت]] خود را به آنان نشان دهد و بنمایاند». پس آنها را [[فرمان]] داد و آنان نیز در حالی که رسول خدا{{صل}} بر [[ناقه]] خود سوار بودند و [[عبدالله بن رواحه]] افسار شتر حضرت را در دست داشت، سه شوط را هروله کنان انجام داده، قدرت خویش را آشکار ساختند. [[مشرکان]] نیز در برابر ناودان [[کعبه]] آنها را نگاه میکردند. پس از آن، رسول خدا{{صل}} بار دیگر [[حج]] گزارد ولی در طواف هروله نکرد و مردم را نیز بدان امر ننمود. پس آنها هم راست گفتند و هم دروغ<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۴.</ref>. | |||
همچنین در روایتی آمده است: دیدم [[علی بن الحسین]]{{ع}} در طواف راه میرفت و هروله نمیفرمود<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۳.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||