|
|
| خط ۲۷: |
خط ۲۷: |
|
| |
|
| در دورانی هم که [[سید الشهدا]] در [[مکه]] بود، در پی [[نامهها]] و دعوتهای [[کوفیان]] برای عزیمت به آنجا، آن [[حضرت مسلم بن عقیل]] را فرستاد. [[شیعیان کوفه]] نیز با [[نماینده امام حسین]]{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران [[کوفه]] با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشتهاند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.</ref> [[برداشتن بیعت]] از سوی [[امام]] یا [[والی]]، در واقع [[آزاد]] گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین{{ع}} [[شب عاشورا]]، ضمن خطبهای وفای یاران را ستود و برایشان [[پاداش]] الهیطلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که میخواهد، از [[پوشش]] [[شب]] استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطقهای پرشوری اعلام [[وفاداری]] کردند و آن شب، کسی نرفت. [[سخن]] [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، [[فرزندان مسلم]] بن [[عقیل]] و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۹ ـ ۹۱.</ref> | | در دورانی هم که [[سید الشهدا]] در [[مکه]] بود، در پی [[نامهها]] و دعوتهای [[کوفیان]] برای عزیمت به آنجا، آن [[حضرت مسلم بن عقیل]] را فرستاد. [[شیعیان کوفه]] نیز با [[نماینده امام حسین]]{{ع}} بیعت کردند. تعداد بیعتگران [[کوفه]] با مسلم را ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار هم نوشتهاند<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۱۶۸.</ref> [[برداشتن بیعت]] از سوی [[امام]] یا [[والی]]، در واقع [[آزاد]] گذاشتن بیعتگر نسبت به تعهدی بودکه با بیعت سپرده بود. امام حسین{{ع}} [[شب عاشورا]]، ضمن خطبهای وفای یاران را ستود و برایشان [[پاداش]] الهیطلبید، آنگاه بیعت را با این جملات از آنان برداشت تا هر که میخواهد، از [[پوشش]] [[شب]] استفاده کرده، صحنه را ترک گوید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ حَرَجٌ مِنِّي وَ لَا ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمُ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا}}<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref> البته یاران یکایک برخاسته و با نطقهای پرشوری اعلام [[وفاداری]] کردند و آن شب، کسی نرفت. [[سخن]] [[مسلم بن عوسجه]]، [[زهیر]]، [[فرزندان مسلم]] بن [[عقیل]] و دیگران معروف است<ref>بحار الانوار، ج ۴۴، ص۳۹۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۹ ـ ۹۱.</ref> |
|
| |
| == رابطه [[بیعت]] با [[زیارت]] ==
| |
| زیارت، [[بیعت]] [[زائر]] با [[امام]] است، در مسیر [[تولّی و تبرّی]]. در [[متون زیارتی]]، به این نکته تصریح شده و زائر، [[خدا]] و امام را به [[گواهی]] میگیرد که به این [[میثاق]] و [[عهد]]، [[وفا]] کرده است. در زیارتی که مرحوم [[کلینی]]، از [[امام هادی]]{{ع}} نقل کرده است، در زیارت [[سیدالشهدا]]{{ع}}، پس از [[سلام]] و [[درود]] بر آن حضرت، دستور میدهد که نام یکایک [[ائمه]]{{عم}} را یاد کن، و بگو: {{عربی|«أَشهَدُ أَنَّکُمْ حُجَجُ الله... اکْتُبْ لی عِندَکَ میثاقاً وَعَهْداً انِّی أَتَیْتُکَ مُجَدّداً المیثاقَ، فَاشْهَدْ لی عِندَ رَبّکَ»}}<ref>مفاتیح الجنان.</ref> پس از [[شهادت]] به اینکه ائمه{{عم}}، حجتهای پروردگارند، [[خطاب]] به حسین{{ع}} میگوییم: این را برای من، پیش خودت به عنوان میثاق و عهد بنویس، بنویس این که من به زیارت تو آمدم، در حال تجدید میثاق، نزد پروردگارت [[گواه]] من باش!
| |
|
| |
| در زیارت دیگری برای [[امام حسین]]{{ع}}، [[زیارت]] را یک گواهی به [[حساب]] آورده و میگوید: {{عربی|«هذِهِ شَهَادَهٌ لی عِندَکَ الی یَوْمِ قَبْضِ رُوحی بِحَضْرَتِک»}}<ref>مفاتیح الجنان.</ref> و خواستار این میشود که این گواهی، تا [[روز]] [[مرگ]] و [[جان]] دادن، نزد آن حضرت به [[ودیعت]] نهاده شود. جلوه روشنتر و عینیتر این تجدید میثاق از طریق زیارت، در زیارت هر [[روزه]] [[حضرت مهدی]] و [[دعای عهد]] آن حضرت دیده میشود. [[امام دوازدهم]]{{ع}}، پیشوای زنده، اما غایب ماست. در کتب زیارت، برای گفتگوی هر روزه با آن حضرت زیارتی نقل شده است که در قسمتی از آن است: {{عربی|«أَللّهُمَّ إِنّی اجَدِّدُ لَهُ فِی هذا الیَومِ وَفِی کُلِّ یَومٍ عَهْداً وَعَقْداً وَبَیعَهً فِی رَقَبَتی»}}. خدایا من امروز، و همه روزه، با آن حضرت، عهد و [[پیمان]] و بیعتی را که بر گردنم است، تجدید میکنم. در آخر همین زیارت، پس از اعلام [[آمادگی برای جهاد]] و شهادت در راه و رکابِ [[مهدی]]{{ع}} میخوانیم:{{عربی|«اللّهُمَّ هذِهِ بَیْعهٌ لَهُ فِی عُنقی إِلی یَوْمِ القِیامَهِ»}}<ref>مفاتیح الجنان.</ref> خدایا این [[زیارت]]، [[بیعت]] آن [[امام]] بر گردن من است، تا دامنه [[رستاخیز]]. [[پایداری]] بر سر [[پیمان]] و [[استواری]] در راه [[بیعت]]، [[ایمانی]] نیرومند میخواهد، که جز در [[سایه]] [[پیوند قلبی]] و رابطه [[اعتقادی]] با [[رهبر]]، به دست نمیآید. [[زیارت]]، یادآوری این پیوند درونی و ایمانی است.
| |
|
| |
| [[امام صادق]]{{ع}} در [[دعای عهد]] که به حضرت [[ولی امر]] مربوط میشود و خوب است چهل صبح، پی درپی خوانده شود، به ما آموخته است در این [[دعا]]، که پیمان و [[بیعت با امام]] غایب است بگوییم: خدایا! من در صبح امروز و تا زنده ام، در طول عمرم با او [[عهد]] و پیمان و بیعت [[استوار]] خویش را تجدید میکنم و از این [[میثاق]]، هرگز روی بر نمیتابم و دست بر نمیدارم<ref>مفاتیح الجنان،{{عربی|«اللّهم انی اجدّد له فی صبیحه یومی هذا وما عشت منْ ایامی عهداً و عقداً وبیعهً له فی عنقی لا احُولُ عنها ولا ازولُ ابداً»}}.</ref>.
| |
|
| |
| عالم بزرگ [[شیعه]]، [[سید رضی]]، در دستورالعملی که درباره [[زیارت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} دارد، با استفاده از همین نکته میگوید: پس از [[زیارت]] آن حضرت میگویی: "خدایا! این زیارت را، نزد خودت بیعتی [[پسندیده]] و پیمانی استوار قرار بده، پیمانی که [[حیات]] و مماتم، [[زندگی]] و مرگم بر این پیمان و در [[وفاداری]] به آن باشد و بر همین میثاق هم مرا در [[قیامت]] برانگیزی"<ref>{{عربی|«اللّهم اجعَلْ ذلک بیعهً مرضیّه لدیک، وعهداً مؤکّداً عندک، تحیینی علیه وعلی الوفاء بشرائطه وحدوده وحقوقه واحکامه، وتمیتُنی اذا امتنی علیه وتبعثنی اذا بعثتنی علیه»}}بحارالأنوار، طبع بیروت، ج ۹۷، ص۱۶۲، به نقل از مصباح الزائر.</ref> این فرازها در [[زیارتنامهها]]، [[مسلمان]] را در پیوندی [[معنوی]] و ارتباطی عمیق با [[اولیای دین]] قرار میدهد و یک [[زائر]]، [[احساس]] میکند که در مسیر [[حرکت جهادی]] [[ائمه]]{{عم}} و خطّ سرخ حسین{{ع}} و [[کربلا]] است.
| |
|
| |
| بیعت [[مرضیه]] و عهد مؤکّد، که در متن زیارت است، گویای چه رازی است؟ زندگی و [[مرگ]]، بر مبنای [[وفا]] به این عهد، یعنی چه؟ [[محشور]] شدن در [[رستاخیز]] بر اساس [[شناخت]] و [[پایبندی]] و زیستن با این [[بیعت]] و [[میثاق]]، چه معنایی دارد؟ و... بالأخره، این بیعت، چه [[تعهدات]]، [[تکالیف]] و مسؤولیتهایی را به دوش [[زائر]] بیعتگر میگذارد؟ آنچه بر میآید، [[وفادار]] بودن و [[استوار]] ماندن بر این میثاقهای مؤکّد، نیاز به [[توفیق]] و امدادی از سوی [[خداوند]] دارد و از این رو- طبق [[زیارتنامه]] فوق- از خداوند خواسته شده است که [[حیات]] ما را بر محور این [[بیعت]] و [[عهد]]، و بر اساس وفای به شرایط و حدود و [[حقوق]] و [[احکام]] آن قرار دهد.
| |
|
| |
| این بیعت، تنها یک تشریفات یا [[احترام]] گزاری ظاهری نیست، بلکه [[رسالت]] سنگینی را به گردن مینهد، که حد و [[مرز]] و قلمرو آن، تا دامنه [[قیامت]] هم کشیده میشود. وقتی [[ائمه دین]]، [[امام]] [[جهاد]] و [[اسوه]] شهادتند، زیارتی هم که [[پیمان]] با این [[پیشوایان]] [[مجاهد]] و [[شهید]] باشد، حضور در میدان [[مبارزه]] و درگیری و [[فداکاری]] را میطلبد. و این، جز در [[سایه]] اعلام [[آمادگی]] از سوی [[زائر]]، برای [[جانبازی]] در این راه، میسّر نیست. به همین جهت، عنصر [[شهادتطلبی]] را که در پی همین نکات مطرح است، نباید از نظر دور داشت<ref>جواد محدثی|محدثی، جواد، فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت، ص۳۱۲-۳۱۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==انواع بیعت== | | ==انواع بیعت== |